0

رهایی از گفتگوی درونی چاقی

رهایی از گفتگوی ذهنی چاقی
اندازه متن

فرقی نمی‌کنه الان تو دهه بیست زندگیتون هستید و پر از دغدغه‌های جوونی، یا تو دهه پنجاه و شصت هستید و با یه کوله‌بار از تجربه‌های ارزشمند دارید این مقاله رو می‌خونید.
خیلی از ما سال‌هاست که داریم با یه دشمن نامرئی می‌جنگیم. دشمنی که تو بشقاب غذای ما نیست، بلکه دقیقاً وسط ذهنمون جا خوش کرده!

شده تا حالا جلوی آینه بایستید و یه صدایی تو سرتون بگه: «بی‌خیال، تو هیچ‌وقت لاغر نمی‌شی، ژنتیکت همینه»؟
یا مثلاً بعد از یه روز پر از استرس و خسته‌کننده، همون صدا وسوسه‌تون کنه و بگه: «امروز خیلی خسته شدی، این شیرینی حق توئه، بخورش بابا از فردا دوباره رژیم می‌گیریم»؟

به عنوان مربی و همراه شما در مسیر تناسب فکری و جسمی، می‌خوام امروز باهاتون خیلی رک و صمیمی صحبت کنم. می‌خوام شما رو با بزرگترین مقصر شکست رژیم‌ها و تلاش‌های قبلی‌ات برای لاغری آشنا کنم: گفتگوی درونی چاقی.

در این مقاله می‌خوایم با هم ببینیم این صداهای ذهنی چطور روی سوخت‌وساز بدنمون تاثیر می‌ذارن و چطور می‌تونیم با خاموش کردنشون، برای همیشه با پرخوری خداحافظی کنیم.

این گفتگوی درونی چاقی اصلاً چی هست؟

گفتگوی درونی همون حرفاییه که ما از صبح تا شب، و حتی تو خواب، داریم تو دلمون به خودمون می‌گیم. وقتی این حرفا همش درباره این باشه که «من نمی‌تونم وزن کم کنم»، «وای چقدر من بی‌اراده‌ام»، یا «دوباره خراب کردم»، ما دقیقاً گیرِ پدیده‌ای به اسم گفتگوی درونی چاقی افتادیم.

زنی در حال تفکر درباره گفتگوی درونی چاقی و رسیدن به آرامش ذهنی در آشپزخانه.

این صداها معمولاً با دو تا چهره متفاوت سراغ ما میان:

۱. صدای سرزنشگر و قاضی: «دیدی دوباره رژیمت رو شکستی؟ تو هیچ‌وقت موفق نمی‌شی!»

۲. صدای مهربون اما گول‌زننده: «فقط همین یه تیکه پیتزا رو بخور، هیچی نمیشه، تو خیلی غصه داری باید خودت رو آروم کنی.»

باید بدونید که ذهن ناخودآگاه شما فرق بین واقعیت و چیزی که مدام به خودتون می‌گید رو متوجه نمیشه!
وقتی شما مدام تکرار می‌کنید «من استعداد چاقی دارم»، مغزتون مثل یک فرمانده به تمام سلول‌های بدنتون دستور میده تا این حرف رو به واقعیت تبدیل کنن و چربی‌ها رو محکم بچسبن!

چرا خانم‌ها بیشتر درگیر این ذهنیت میشین؟

من با دیدن عزیزترین افراد زندگی‌ام در خانه، یعنی همسر و دخترانم، و با شنیدن هر روزه‌ی دغدغه‌های شما هنرجویان عزیز، با تمام وجودم درک می‌کنم که جامعه و فضای مجازی و حتی رسانه‌های تلویزیونی چه فشار سنگین و بی‌رحمانه‌ای به روح و روان خانم‌ها وارد می کنند.

در دهه‌های ۲۰ و ۳۰ زندگی: دختران نوجوان و جوان، تحت تاثیر بمبارانی از عکس‌های روتوش شده، اندام‌های دستکاری شده با عمل‌های جراحی و فیلترهای اینستاگرامی اعتماد به نفسشون رو از دست می‌دن.
فضای مجازی بی‌رحم جوری به شما القا کرده که انگار شما با بدن طبیعیتون هیچ‌وقت «کافی و زیبا» نیستید!
همین فشارهای روانی باعث می‌شه تا درگیر یک کمال‌گرایی به شدت سمی بشید. با بغض جلوی آینه به خودتون می‌گید: «یا باید یه رژیم صد در صد بی‌نقص بگیرم و اندامم مثل فلان مدل بشه، یا اصلاً هیچ ارزشی ندارم!»

این تفکرِ خطرناکِ «همه یا هیچ»، دقیقاً همون تله‌ایه که گفتگوی درونی چاقی براتون پهن کرده تا با خوردن حتی یک تکه کوچک شیرینی، احساس گناهی به بزرگی یک کوه روی سرتون آوار بشه، با گریه خودتون رو سرزنش کنید و در نهایت همه‌چیز رو رها کنید.

در دهه‌های ۴۰ تا ۷۰ زندگی: بانوان پخته، مهربان و باتجربه‌ای است که سال‌های جوانی‌ را برای همسر، فرزندان و اطرافیانشون فداکاری کردند. اکنون با بالا رفتن سن، شروع تغییرات طبیعی بدن، نوسانات شدید هورمونی و تجربه دوران پرالتهاب یائسگی، وقتی می‌بینید باوجود کم‌خوری باز هم وزن اضافه می‌کنند، تحت فشار ذهنی و روحی قرار می‌گیرند.

در این ایام حساس، گفتگوی درونی چاقی بی‌رحم‌تر از همیشه میاد در گوشتون می‌خونه: «دیگه از سن تو گذشته… هورمون‌هات به هم ریخته و آب از سرت گذشته… با این دردهای جسمی و این سن، دیگه هیچ کاریش نمی‌شه کرد، تو محکومی که تا آخر عمر با همین اضافه وزن سر کنی!»

می‌دونم چقدر شنیدن این صدا از درون خودتون خسته‌کننده، تاریک و ناامیدکننده‌ست؛ صدایی که تمام انگیزه و ذوقتون رو برای مراقبت از خودتون و دوست داشتنِ بدنتون می‌دزده.

اما خبر فوق‌العاده‌ای که براتون دارم چیه؟ علم شگفت‌انگیز روانشناسی و عصب‌شناسی ثابت کرده که تمام این حرف‌های ناامیدکننده و گفتگوی درونی چاقی، فقط دروغ‌های برنامه‌ریزی شده‌ی ذهن شماست!
مغز ما دارای ویژگی بی‌نظیر و معجزه‌آسایی به اسم «انعطاف‌پذیری عصبی» (نوروپلاستیسیتی) است.
این یعنی مغز شما در هر سنی—بله، دقیقاً در همین لحظه و در هر دهه‌ای از زندگی که هستید—می‌تونه خودش رو از نو سیم‌کشی کنه و تغییر بده!

پس لطفاً، اصلاً و ابداً ناامید نشید. شما محکوم به چاقی و غصه خوردن نیستید. ما می‌تونیم با هم این صداهای مخرب رو برای همیشه خاموش کنیم و دوباره عشق و احترام به خودتون رو در وجودتون بیدار کنیم تا رسیدن به تناسب اندام، به جای یک جنگ نابرابر، تبدیل به یک سفر لذت‌بخش بشه.

بیاین ببینیم علم درباره روانشناسی لاغری چی میگه؟

شاید بگید: «آخه چند تا فکر ساده چطور می‌تونه منو چاق کنه؟» بیاین تا براتون بگم تغییرات ذهنی چطور مستقیم روی هورمون‌های ما اثر می‌ذارن.

۱. استرس، کورتیزول و قفل شدن چربی‌ها

بر اساس تحقیقات علمی معتبر، وقتی شما خودتون رو به خاطر وزنتون سرزنش می‌کنید، بدنتون این گفتگوی درونی منفی رو مثل یه زنگ خطر می‌بینه. فکر می‌کنه یه ببر وحشی افتاده دنبالتون! نتیجه‌اش چیه؟ ترشح شدید هورمون کورتیزول (هورمون استرس).

وقتی کورتیزول میره بالا، بدنتون متابولیسم رو کند می‌کنه و به سلول‌ها دستور میده: «انرژی (چربی) رو دور شکم ذخیره کنید، اوضاع خطریه!»

۲. قدرت باور نکردنی ذهن (آزمایش دانشگاه ییل)

توی دانشگاه ییل آمریکا یه آزمایش خیلی جالب انجام دادن. به دو گروه از آدم‌ها یه نوشیدنی پرکالری دادن. به گروه اول گفتن این رژیمیه و به گروه دوم گفتن این به شدت چاق‌کننده‌ست.

باورتون میشه؟ آزمایش خون نشون داد گروهی که باور داشتن نوشیدنی پرکالری می‌خورن، هورمون گرسنگی تو بدنشون به شدت افت کرد و کاملاً سیر شدن! اما گروهی که فکر می‌کردن نوشیدنی رژیمیه، با اینکه همون مقدار کالری رو دریافت کرده بودن، همچنان گرسنه بودن!

این یعنی چی؟ یعنی گفتگوی درونی شما درباره غذا، دقیقاً تعیین می‌کنه که چقدر احساس سیری یا گرسنگی کنید.

 تاثیر آرامش مغز و اصلاح گفتگوی درونی بر انتخاب غذاهای سالم.

از کجا بفهمیم گفتگوی درونی چاقی تو سر ما هم هست؟

برای اینکه بتونیم این غول رو شکست بدیم، اول باید مچش رو بگیریم. ببینید کدوم یکی از این عادت‌ها براتون آشناست:

  • غذا خوردن احساسی (پرخوری عصبی): تا عصبانی، غمگین یا حتی خیلی خوشحال میشید، سریع میگید: «باید یه چیزی بخورم حالم جا بیاد!»
  • عذاب وجدان بعد از خوردن: موقع خوردن لذت می‌برید، اما لقمه آخر که تموم میشه، دادگاه ذهنی و سرزنش‌ها شروع میشه.
  • برچسب زدن به غذاها: تو ذهنتون غذاها رو به دو دسته «خوب» و «بد» تقسیم کردید. اگه یه قاشق از غذای «بد» بخورید، حس می‌کنید کل برنامه لاغری‌تون خراب شده و میگید: «آب که از سر گذشت… بذار تا شب هر چی می‌خوام بخورم!»

راهکارهای عملی و خودمانی برای تغییر گفتگوی درونی چاقی

خب، حالا که فهمیدیم مشکل از کجاست، وقتشه که کنترل ذهنمون رو پس بگیریم. من براتون چند تا راهکار ساده و فوق‌العاده کاربردی آوردم که همین الان می‌تونید اجراشون کنید:

گام اول: فقط تماشاچی باش (مچ‌گیری ذهنی)

قدم اول تو روانشناسی لاغری اینه که آگاه بشیم. شما نمی‌تونید چیزی رو که نمی‌بینید، تغییر بدید.

  • چیکار کنیم؟ برای ۳ روز آینده، هر وقت حس کردید دلتون می‌خواد بی‌دلیل غذا بخورید یا حس بدی به بدنتون دارید، همون لحظه جمله‌ای که تو سرتون می‌چرخه رو تو گوشی یا یه دفترچه یادداشت کنید. فقط بنویسید، اصلاً خودتون رو قضاوت نکنید.

گام دوم: مچ‌گیری و تغییر مسیر

حالا که گفتگوی درونی چاقی رو پیدا کردید، باید جوابش رو بدید!

  • حرف مخرب ذهن: «امروز یه تیکه کیک خوردم، دیگه همه چی خراب شد، بذار بقیه کیک رو هم بخورم!»
  • جواب سازنده شما: «من یه تیکه کیک خوردم و خیلی هم بهم چسبید. یه تیکه کیک منو چاق نمی‌کنه، همونطور که یه بشقاب سالاد منو یه شبه لاغر نمی‌کنه. وعده بعدی غذای سالم‌تری می‌خورم.»

گام سوم: قانون توقف طلایی (۵ ثانیه مکث)

وقتی استرس دارید و گفتگوی درونی چاقی داد می‌زنه که برو سراغ کابینت خوراکی‌ها، فقط ۵ ثانیه مکث کن. یه نفس عمیق بکش و از خودت بپرس:

  • «الان واقعاً معده‌ام داره قار و قور می‌کنه؟»
  • «آیا این بیسکویت قراره مشکل اصلی من (مثلاً بحثی که امروز داشتم) رو حل کنه؟»باور کنید همین مکث ۵ ثانیه‌ای، ارتباط بین احساسات و دست شما رو که داره میره سمت غذا، قطع می‌کنه.

گام چهارم: با خودت مثل بهترین دوستت حرف بزن

هیچکس با تنفر از خودش نتونسته به یه اندام زیبا و موندگار برسه. وقتی تو آینه نگاه می‌کنید، به جای اینکه زوم کنید روی چربی‌های اضافه، از بدنتون تشکر کنید که سال‌هاست داره بهتون خدمت می‌کنه. وقتی با خودتون مهربون باشید، استرس (کورتیزول) میاد پایین و بدن آماده کاهش وزن طبیعی میشه.

احساس رهایی و شادی بعد از پایان دادن به پرخوری عصبی و اصلاح افکار

حرف آخر: تغییر از درون شروع میشه

تا وقتی که گفتگوی درونی چاقی تو سر شما روشن باشه، هیچ رژیم سخت و هیچ ورزش طاقت‌فرسایی نمی‌تونه نتیجه موندگاری براتون داشته باشه. شما با بدنتون دشمن نیستید؛ شما فقط گیرِ برنامه‌ریزی‌های اشتباه ذهن ناخودآگاهتون افتادید.

وقتی یاد بگیرید چطور با خودتون مهربونانه صحبت کنید، و وقتی درک کنید که غذا نه جایزه‌ست و نه مسکن، بلکه فقط یه سوخت باارزش برای بدن زیبای شماست، اون وقت معجزه اتفاق میفته. شما بدون اینکه گرسنگی بکشید و زجر بکشید، به صورت کاملاً طبیعی لاغر میشید.

اما بهترین و قطعی‌ترین راهکار چیه؟

اگه از این چرخه تکراری و خسته‌کننده رژیم گرفتن، لاغر شدن، خسته شدن و دوباره چاق شدن به ستوه اومدید، وقتشه که یه بار برای همیشه ریشه گفتگوی درونی چاقی رو حل کنید.

خوندن این مقاله یه شروع عالیه، اما برای اینکه بتونیم مدارهای عصبی مغزمون رو که سال‌ها با این افکار مخرب شکل گرفتن تغییر بدیم، نیاز به یه مسیر اصولی، قدم‌به‌قدم و تخصصی داریم.

به عنوان کسی که سال‌هاست تو این مسیر کنار هنرجوهای موفق زیادی بوده، با تمام قلبم بهتون میگم که دوره «اصلاح پرخوری و اشتها در مغز»، دقیقاً همون حلقه گمشده‌ایه که سال‌ها دنبالش بودید.
این دوره، بهترین و کاربردی‌ترین انتخاب برای مقابله با گفتگوی درونی چاقی هست.

در این دوره جذاب و علمی، ما کاری به بشقاب غذای شما نداریم؛ ما مستقیم میریم سراغ نرم‌افزار مغزتون! تو این دوره با هم یاد می‌گیریم که:

  • چطور ریشه پرخوری‌های احساسی رو پیدا کنیم و برای همیشه خشکشون کنیم.
  • چطور صداهای سرزنشگر رو خاموش کنیم و باورهای لاغری رو جاشون بذاریم.
  • چطور اشتهای کاذب رو تو سطح عصبی مغز تنظیم کنیم تا دیگه نیازی به جنگیدن با اراده‌مون نداشته باشیم.

اگه شما هم آماده‌اید تا یه بار برای همیشه از شر گفتگوی درونی چاقی خلاص بشید، لذت غذا خوردن بدون عذاب وجدان و داشتن یه اندام متناسب رو در کنار آرامش ذهنی تجربه کنید، شرکت تو دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز، می‌تونه نقطه عطف زندگی شما باشه.

بهتون قول میدم این بهترین سرمایه‌گذاریه که می‌تونید روی خودتون، سلامتی‌تون و آرامش روانتون انجام بدید. همین الان تصمیم بگیرید و قدم اول رو برای ساختن یه ذهنیت جدید و یه بدن سالم‌تر بردارید. منتظرتون هستم!

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.71 از 24 رای

موزیک بی کلام
https://tanasobefekri.net/?p=52819
8 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۵/۰۳/۱۳ ۲۳:۴۲
      مدت عضویت: 715 روز
      امتیاز کاربر: 27055 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 381 کلمه

      سلام طبق این مقاله بسیارارزشمند،رهایی ازگفتگوی درونی چاقی ،ما باید منشااین رفتارهاروریشه یابی کنیم وهمش برمیگرده به دوران چاقی دورانی که میخوردیم ورحم نمیکردیم بعدش رژیم فکرمیکردیم چاره مشگل گشاماست هرموقع خواستیم یه چیز بخوریم نجوای درونی نزاشت اونقدرزمزمه کرد ما روبسمت ناامیدی هدایت کرد چرامن چاق نبایدارامش داشته باشم حتی انگشت زدن بماست روعامل چاقی بدونم خوردن کباب وخیلی ازخوراکی هارو عامل بدبختی وچاقی بدونم چرا یادنگرفته ذهنم بگه نوش جونت نیازبدنت بوده بهت چسبید ،من خودم هرموقع لقمه ایی خوردم مدام نجوا تکرارشدتوبی ارزه ایی تونمیتونی لاغربشی دیگه خراب کردی ول کن ازفردا به نظرم باتغییرنگرش بگیم خراب نکردم من درمسیریادگیری باذهنم دارم ذهنموتربیت میکنم همیشه چاقی روتوبشقاب دیدیم چرایکبارنشد بگیم چاقی توذهنمه اونوبایددستکاری کنم چرامن بایدازخوردن فالوده وبستنی بترسم مگه ایناقدرت ندارن نه ذهن چاق منه برچسب میزنه چرا نمیتونیم بالدت وارامش ازعذاوخوراکی دلخواه خورد ولذت برد من تومراسم عروسی یکی ازبستگان همسرم دیدم چقدرمتناسب بودن باهم شروع کردیم به حرف زدن ومن ازش پرسیدم چیکارمیکنی گفت ۶ساله ورزش میکنم وتحت نظردکترم قرص های ویتامین میخورم وعذاهام پروتینی هست اون شب توعروسی گفت فستینگ هست مجبوری چندتاجوجه خوردگفتم ادیت نمیشی گفت نه بدنم عادت کرده من گفتم بخوای رها کنی چاق میشی گفت نه به نطرمن این روش ها نمیشه رهاکردبدترمیشه اندام من خودم ورزش میکردم رژیم ،دستگاه لاغری وقتی رهاکردم افتضاح شده بودم،الان تومسیرذهنی هستیم چرااون ترس هنوزتودهن ماجاخوش کرده چقدراموزش ها رودنبال میکنیم مینویسیم اماهنوزحضورکمرنگ هست میگیم لاغری اسانترین کاردنیاست اما فقط وردزبانه اماچراتبدیل به عمل نشده میگیم عذاماروچاق نمیکنه چرا تودادگاه ذهن میگیم وای نکنه این مقدارغذامنوچاق میکنه چرا توانمندی های خودمنونمیبینیم برچسب تنبلی وبی ارزه گی میزنیم چرادوست داریم چاق باشیم وموردترحم قراربگیریم وقتی اشتباه کردیم بنویسیم براخودمون و میبینیم یک جوابی برارفتارهامون پیدامیکنیم نگیم دیگه ازماگذشت لاغرشدن من سوخت وسازبدنم پایینه ،تیرویددارم ،ازهرجایی جلوی اشتباهات گرفته بشه منفعته من چندروزکسالت دارم چقدراین گفتگوی درونی سراغم اومد امامن توجه نکردم مطالب میخوندم وبه نجوای ذهنم بها ندادم باید هرروزتومسیربود وباروش ذهنی زندگی کرد لیزنخورد به اندام کسایی که توفضای مجازی نشون داده میشه نبایدتوجه کرد اونابارژیم وگیاهخواری به اون شکل شده اندامشون مانباید جلوایینه بریم وازاندام خودمون ایرادبگیریم بایدرها کردوبه یادگیری توجه کرد ولاغری  روبراذهن اسان کرد ناخوداگاه مابایدباورکنه میتونه لاغربشه بایدباورکنه اونوقته ذهن وجسم هماهنگ وما لاغرمیشیم ودیگه اون قاصی درون‌ما دیگه شروع به سرزنش نمیکنه ذهن ماقدرتمنده وباهمین ذهن میشه کلی تغییرکرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حسن شهبازی
      ۱۴۰۵/۰۳/۱۲ ۱۷:۵۲
      مدت عضویت: 2204 روز
      امتیاز کاربر: 19600 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 227 کلمه

      بسم الله الرحمن الرحیم

      سلام استاد عزیز

      حال شما خوب باشه همیشه انشالله

      واقعیت امر این گفتگو های ذهنی که گفتید واقعا منو چاق کرده بود من کلا کم غذا هستم ولی تمام قدرت چاق شدن زندگیم به غذا ها بود مثلا قدرت دادن به برنج و نون و سس و هر غذا و هر چیزی که از دهن پایین میره حتی گاهی وقتا به اب و یا گاهی وقتا به هوا ، میگفتم هوا هم باعث چاقیم میشه.

       و حسابی درگیر ذهن بودم که خوراکی ها و ترس هایی که به ذهنم وارد میکردم باعث چاقیم میشد در صورتی که همون غذا و مواد خوراکی خیلی ها رو چاق که نمیکرد هیچی ، هیچ اتفاقی براشون نمی افتاد تا اینکه یاد گرفتم گفتگو های ذهنیم رو خاموش کنم و هر چه موفق تر عمل میکنم بدنم در حال متناسبتر شدن و لاغر شدن هستش فهمیدم که هر موقع با دلیل و بی دلیل غذا خوردم اول کاری که میکنم ترس از چاقی رو ازش دور کنم به هر طریق و راهی که تو این سایت یاد گرفتم و عمل کردم  نتیجش تا الان شده کاهش دور کمر از ۱۱۱ به ۱۰۳ و تمام توانم رو گذاشتم که فقط توجهم از قدرت دادن به مواد خوراکی برداشته بشه و اونقدر برام واضح و روشنه که میتونم متناسبتر بشم با خیال راحت هر چی و هروقت که باشه میخورم و لذت میبرم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار م ا
      ۱۴۰۵/۰۳/۱۰ ۱۷:۳۶
      مدت عضویت: 689 روز
      امتیاز کاربر: 14145 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 311 کلمه

      بنام خدا

      سلام استاد ودوستان هم مسیرم

      من میخواهم نجواهای ذهنی خودم را که درمورد خوردن هست وهمش خودم را تحقیر میکنم درست کنم وهمش، درگیر خوردن نباشم وقتی که عصبانی هستم سراغ غذا نرم وبه غذا هجوم نکنم وفتی هم یه تکه کیک یا پیتزا خوردم خودم را سرزنش نکنم من از وقتی اینجا هستم دیگه مثل قبل پر خوری نمبکنموقتی هم یکم زیاد خوردم دیگه همش توی ذهنم تکرار نمیکنم که جرا اینو خوردم زیاد بود یا چاق کننده هست الان بازهم بیشتر چاق میشم به قول استاد یه تکه کیک که چاق نمیکنه مثل یه بشقاب سالاد میخوریم مارا یه شبه لاغر نمیکنهمن وقتی ذهنم میگه برویه خپراکی بخور باید یه نفس عمیق بکشم وچند ثانیه مکث کنم واز خودم بپرسم که اگه واقعا گرسنه هستم یه چیزی بخورم وبدون غذاب وجدان بخورم وخودم را اذیت نکنم

      من باید خودم را دوست داشته باشم واز خودم متنفر نباشم ومثل یه دوست با خودم رفتار کنم وحرف بزنم وقتی توی اینه نگاه میکنم از خودم بدم نیاد وخودم را دویت داشته باسم باخودم مهربان باشم واز بدنم وچربیها سپااسگزار باشم که این همه سال مرا همراهی کردن ودرمقابل سرما وگرما از من محافظت کردن من به خودم قول میدم که بزودی متناسب بشم 

      من میخواهم میتونم میشود وباد بتونم متناسب شاد بشم من به زودی به اندام وتناسب میرسم واون روز نزدیک هست واون رپز روزی که من دوباره متولد میشوم وازاد ورها میشوم از همه جیز وپرواز مبکنم

      به فول ایتاد تا وفتی گفتگوی درونی چاقی توی ذهن ما روشن باسه هیچ رژیم سخت ورزش یخت وطاقت فرسا نمیتونه نتیجه ی موندگاری برام داشته باشه وقتی یاد بگیرم که چطور با خودم مهربانانه صحبت کنم وباخودم دوست باشم اون وفت من میتونم لاغر ومتناسب بشم وبه قول ایتاد ودوستمون که میگه لاغر سدن ربطی به سن نداره سن هر چقدر که باشه فرفی نداره ما میتونیم لاغر ومتناسب بشیم

      خدایاشکرت خدایا سپاسگزارم 

      ممنون ازشما استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۵/۰۳/۱۰ ۱۵:۲۰
      مدت عضویت: 1266 روز
      امتیاز کاربر: 85801 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 733 کلمه

      به نام خدایی مهربان 

      سلام خدمت استاد عطار روشن ودپستان هم‌مسیر 

      سابق گفتکویی دورنی من هر لحظه هر زمانی هر مکانی بود  نمی دوستم به این حالت میکن گفتکوی دورنی خبر نداشتم از چی  سرچشمه می کیره  کاملا تو بخش متفی دور می زد زیادی منفی بین شده بود شاید درظاهر دیده نمی شد ولی از دورن نکاه کلا تغیبر کرده بود

      من خودم‌خوب می شناختم این مدلی نبودم‌ بعضی زمان ازخودم‌ کله داشتم که جرا تغیبر کردم تغیبر خوب درست نیست چرا بد بینی بیشتر شده من که ادم خوش بینی و مهربون بودم چرا رفتم سمت بدبینی 

      سعی می کردم‌ ارزش دور بشم ولی انچان موفق نبودم با جاقتر شدن  این کفتکو هم افزیش پیدا کرده بود 

      از بخش چاقی لاغر خارج شده بود کسترش نادرست پیدا کرده بود رفته بود تو رابطه خودم با همسرم با فرزندانم با خداوند ودراثر تکرار این کفتکویی دورنی گوشیه کیر شدم دوست نداشتم تو جمع  باشم دوست داشتم تنها باشم که این کفتکو بیشتر راحتر انجام بشه حسم از بد به بدتر تبدیل میشد دام و تله ذهنی کفتکوی دورنی گیر افتاده بود هرجی سعی می کردم کمی کنترالش کنم قادر نبودم

       وقتی باره اول تو‌ میثاق نامه خواندم‌ من به  می خواهم به  انظباط،فکری دست پید کنم و تمام تلاش خود رو خواهم کرد

       درک‌ نمی‌کردم قرار این‌ کار به چه شکل هست و قرار به چه شیوه کنترال بشه حالا درک‌کردم همه‌ همین گفنگویی دورن مرور صحبت در ذهن هست تا زمانی که تشخیص ندم دارم‌ جی رو من انجان دادم و که دجار مشکل شدم  وچه شیوه قادر هستم تغییرش بدم  ببرم سمت درست ازبخش درستش استفاده کنم‌ نه فقط،یادش بکیرم بدون عمل کرد درست هیج دریافت خوبی هر جی تلاش کنم نخواهم داشت پس از اموخته های خودم به بهترین شیوه بهر ببرم تا هم خودم  از تله های ذهنی جدا کنم  ازاین بخش استفاده نکنم‌جالب بود بخشی  که نوشته شده بود دو مدل صحبت ذهنی هست که هردو توبخش نادرست انجام میشه

       اولی بعداز مصرف هست که  صدای سرزنش و قاضی شکل انجام مبشه

      دومی صدای مهربونی اما گول زنده هست برای مصرف بی،مورد 

      متوجه شدم من این دوبخش سابق به میزان زباد داشتم

       وقتی حسم بد بود مصرف بی مورد داشتم بخش اول شروع میشد  وقتی هواسم‌ جمع می کردم به خودم‌فشار می اوردم‌ مصرف نمی کردم ذهنم‌ ازبخش دوم‌ استفاده میکرد به خودم‌ که‌ می امد مصرف کرده بود رفته بود باز بخش اول شروع به صحبت و مرور میشد و حسم بازم‌ بد بود  هی بازم به خودم تاکید می کردم مخصوص زمانی که داشتم برنامه ذژیمی نادرست کول زدنده انجام میدادم قصد من‌گول زدن ذهن ودریافت سریع بود اما ذهنم جنان من‌گول میزد که اصلا متوجه نمبشدم حالا که یادش،کرفتم سعی مج کیری ذهنم ودرامدن خودم‌ اراین تله های ذهنی خواهد بود خدایا شکرت 

      حالا که تغیبرات خوبی کردم حسم‌ این افراد کاملا درک می کنه که اون در طی زمان قادر هست دو تغیبر انجام بده تغببر بد که کلی گفتگوی دورنی می سازه وضعیت بدتر بدتر می کنه تغیر  خوب که‌ این‌ کفتکوی  دورنی با احساس،خوب خواهد بود تواین تغیبر کلی  بهبود پیش رفت شجاعت کذشت مهربونی احترام به کل وجودم‌  هست از صحبت انچنان خبری نیست

       اکه هست تو جهت احساسی خوب  حتما انجام میشه تشویق تحسین احترام هم هست 

      گفتید مج کیری ذهن انجام بدم‌ببینم توبخش کفتکویی دورنی که صحبتی انجام میدم  طی ۳ روز انحام بدم خدا رو شکر.‌می کنم که تمرین برای انجام دادن دارم که درک‌ از این موضوع بهتر بیشتر بشه  جون نمونه عملی انجام دادم‌ بهتر درک کردم  تمربن از موضوع تو‌ ذهنم ذخبره و نفوذ می کنه  جالبتر طریقه رعدش داده شده دست من‌ کاملا باز کزاشته شده

      شناخت بهتر ازاین صجبت مچ کیری وبرطرف کردن کامل کامل در به فایل شیسه کامل توضیح داده شده  ارزش بهترین بهر ببرم چون من تو این بخش بیشتر اشکال داشتم خیلی تغیبرات  خوبی داشتم‌ بازم بهبود میدم‌ که برام تو ذهنم‌ تثبیت بشه انشالله 

      از شما استاد تشکر میکنم

      که‌ هم‌ درست  شدن این صحبت شکل مدلش  بد وقتی شروع شد تشخیص بدیم فوری پاد زهرش خرج‌ کنبم واز این تله ذهنی سریع خودمون‌ خارج‌ کنیم‌ امورزش دادید بی نهایت سپاس کزار هسنم‌

       وموصوع دیکه دوست داشتم یاد اور  بشم تشخیص این همه  موارد توسن من‌ و اثابت می کنه حتی اکه بلدش نباشی دراثر امورزش درست به درکش کاملش میرسیه فابل استفاده میشه جون‌ذهن فابل تغییر هست این همه نشان ازقدرت بی نهایت خدای عزیز توخلقتش در کمال سلامت کامل درست خبرداره احسنت به خدای عزیز که چی خلق کرده 

      درپناه ارامش الهی ساکن‌باشیم امین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرانک یونیک
      ۱۴۰۵/۰۳/۱۰ ۱۵:۱۴
      مدت عضویت: 2301 روز
      امتیاز کاربر: 8043 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 901 کلمه

       **به سوی آرامشِ واقعی؛ وقتی غذا دیگر دشمن نیست** 🌿🥣✨

      **به نام خداوند بخشاینده‌ی مهربان**  سلام و درود خدمت **استاد گرامی و بزرگوار، استاد عطاروشن عزیز** و همه‌ی دوستان عزیز سایت **تناسب فکری** 🌸🙏

      استاد عزیزم،  من همیشه خودم را جزو آن گروهی می‌دیدم که بعد از غذا، عذاب وجدان‌شان شروع می‌شود…  گروهی که انگار هر لقمه برایشان با ترس، نگرانی و حساب‌وکتاب همراه است 😔🍽️  سال‌ها غذا را دشمن خودم می‌دیدم.  سال‌ها فکر می‌کردم هر چیزی که می‌خورم، یک تهدید است؛  یک خطر پنهان که قرار است مرا چاق‌تر، ناراحت‌تر و دورتر از آرامش کند.  و این ترس، به‌جای اینکه مرا محافظت کند، فقط خسته‌ترم می‌کرد. 💔

      اما حالا، با شروع کردن فایل‌ها و وارد شدن به این مسیر آگاهانه، یک چیز مهم در من تغییر کرده است:  **دیگر آن عذاب وجدانِ همیشگی را ندارم.**  یعنی انگار یک پرده از جلوی چشمم کنار رفته و فهمیده‌ام که غذا، دشمن من نیست.  غذا قرار نیست مرا نابود کند.  غذا قرار نیست با من بجنگد.  این **ذهن ناآرام و ترس‌زده‌ی من** بود که سال‌ها از غذا یک هیولا ساخته بود 😌🌿

      و همان‌طور که شما همیشه می‌فرمایید،  **غذا ما را چاق نمی‌کند؛ این ذهن ماست که ما را به سمتِ چاقی یا آرامش می‌برد.**  این جمله برای من فقط یک جمله‌ی ساده نبود؛  برای من یک دریچه‌ی تازه بود به سمتِ فهمِ بهترِ خودم.  کم‌کم دارم می‌فهمم که ریشه‌ی خیلی از سختی‌های من، نه در خودِ غذا، بلکه در نگاهِ من به غذا بوده است.  در ترسی که به خودم یاد داده بودم.  در باورهایی که سال‌ها در ذهنم تکرار شده بودند.  در قضاوت‌هایی که هم از بیرون شنیده بودم و هم از درون، خودم به خودم تحمیل کرده بودم 💭

      من از زمانی که فایل‌ها را شروع کردم، دیگر مثل قبل با هر چیزی احساس گناه نمی‌کنم.  این خودش برای من یک پیشرفت بزرگ است 🌟  ولی راستش را بخواهید، هنوز هم با بعضی مواد غذایی درگیرم.  هنوز هم بعضی وقت‌ها ذهنم سعی می‌کند دوباره همان ترس‌های قدیمی را زنده کند.  هنوز هم گاهی می‌خواهم به خودم سخت بگیرم.  اما تفاوت بزرگ اینجاست که حالا **می‌دانم** این ترس‌ها حقیقت ندارند.  می‌دانم که قند، به‌خودیِ خود، یک هیولای چاق‌کننده نیست.  می‌دانم که هیچ ماده‌ی غذایی‌ای، به‌تنهایی، سرنوشت من را تعیین نمی‌کند.  می‌دانم که این منم که با آگاهی، تکرار، انتخاب و آرامش، مسیر بدنم را می‌سازم 💖

      این آگاهی برای من خیلی ارزشمند است.  چون دیگر نمی‌خواهم با ترس زندگی کنم.  نمی‌خواهم با هر لقمه، خودم را سرزنش کنم.  نمی‌خواهم بعد از هر غذا، ذهنم را درگیرِ «ای وای، نباید می‌خوردم» کنم.  من دلم می‌خواهد به **آرامشِ صددرصدی** برسم 🌸  آرامشی که در آن غذا خوردن، یک کار طبیعی و سالم باشد.  آرامشی که در آن، من بتوانم بدون ترس، بدون اضطراب و بدون احساس گناه، انتخاب کنم.  آرامشی که در آن، بدنم و ذهنم با هم در صلح باشند 🤍✨

      اما می‌دانم که رسیدن به این آرامش، فقط به خودِ غذا مربوط نیست.  گاهی جامعه، نگاهِ دیگران، حرف‌های اطرافیان و حتی صدای درونیِ خودم، اجازه نمی‌دهند آن‌طور که باید آرام باشم.  گاهی انگار همیشه باید شبیه کسی باشم که دیگران می‌خواهند، نه آن کسی که واقعاً هستم.  و این موضوع، عذابم می‌دهد…  اینکه مدام باید خودم را با معیارهایی بسنجم که مال من نیستند.  اینکه مدام احساس کنم باید در قالبی قرار بگیرم که دیگران تعریف کرده‌اند.  اینکه گاهی حتی قبل از اینکه خودم را بشناسم، از من خواسته شود جور دیگری باشم 😞

      اما این بار، فرق دارد.  این بار می‌خواهم واقعاً این چرخه را بشکنم.  می‌خواهم اجازه ندهم نگاه جامعه، من را از خودم دور کند.  می‌خواهم یاد بگیرم که **من هم حق دارم همان‌طور که هستم، آرام، زیبا و ارزشمند باشم** 🌷  من لایق آرامشم.  من لایق زیبایی‌ام.  من لایق اینم که بدون ترس، بدون تحقیر، بدون مقایسه، برای خودم زندگی کنم.  و مهم‌تر از همه، من لایق اینم که بدنم را با مهربانی به سمت تناسب ببرم، نه با زور، نه با رژیم‌های سخت، نه با روش‌های غیرعلمی و فرساینده 💫

      این‌بار می‌خواهم تغییرم را با **علم** شروع کنم، نه با هیجان‌های لحظه‌ای.  می‌خواهم بدنم را با **دانش درست** به تناسب برسانم، نه با حذف‌های افراطی، نه با محدودیت‌های شکننده، نه با ترس از غذا.  می‌خواهم به خودم ثابت کنم که می‌شود بدون جنگ، بدون فشار و بدون آسیب، هم متناسب شد و هم آرام ماند 🌿  می‌شود هم غذا خورد و هم در صلح بود.  می‌شود هم لذت برد و هم مسیر درست را رفت.  می‌شود هم بدن را دوست داشت و هم به آن احترام گذاشت.  و من می‌خواهم یکی از همان آدم‌هایی باشم که این را با زندگی‌شان نشان می‌دهند ✨

      استاد عزیز،  من حالا بیشتر از قبل می‌فهمم که تغییر واقعی، از درون شروع می‌شود.  از جایی که آدم دیگر خودش را دشمن نمی‌بیند.  از جایی که غذا دیگر ابزارِ ترس نیست.  از جایی که آدم می‌فهمد ارزش او، به وزنش، به عدد ترازو، یا به قضاوت دیگران وابسته نیست.  من می‌خواهم به این نقطه برسم که هر بار غذا می‌خورم، احساس امنیت کنم.  هر بار انتخاب می‌کنم، احساس قدرت کنم.  و هر بار که به مسیرم ادامه می‌دهم، احساس کنم دارم به نسخه‌ی بهتر و مهربان‌تری از خودم نزدیک می‌شوم 💖

      و این را با تمام وجود می‌گویم:  **من می‌توانم، چون این بار با بار علمی بالا دارم خودم را به تناسب می‌رسانم؛ نه با رژیم‌های سخت و غیرعلمی.**  من می‌توانم، چون این بار دارم آگاهانه پیش می‌روم.  من می‌توانم، چون این بار می‌خواهم از ریشه تغییر کنم، نه فقط از ظاهر.  من می‌توانم، چون لایق آرامش، زیبایی و حالِ خوب هستم 🌸🌟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Sanaz 🌺
      ۱۴۰۵/۰۳/۱۰ ۱۳:۳۱
      مدت عضویت: 1848 روز
      امتیاز کاربر: 34351 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 645 کلمه

      به نام خدا 

      سلام خدمت شما استاد بزرگوارم و دوستان متناسبم. 💝

      یک گام کوچک و تاثیر گذار برای رسیدن به تناسب اندام همیشگی .👏🌟

      لاغری با ذهن آسون ترین کار دنیاست. 🤩🤩

      گفتگوی درونی چاقی .

      امروز صبح با نوشتن یک دیدگاه متوجه شدم که سال های تلاشم برای لاغری شده ۳۰ سال ،

      قلبم کمی شکست و تصمیم رو قاطع تر کردم که حتی اگه یک روز از عمرم باقی مونده ،اونو متناسب زندگی کنم .

      نه برای تیپ و قیافه ! واقعا نه !

      برای محقق کردن اولین آرزوم .

      توی دوران تلاشم برای لاغری بزرگترین مشکلم نجواهای ذهنی بود .

      همون نجواهای مثبت و منفی بود که منو کلافه کرده بودند .

      مغزم از آشفتگی و سردرگمی پریشون بود .

      حقیقتا این قدر گرسنگی کشیدن و ورزش کردن برام سخت نبود که مبارزه و جنگ کردن با ذهنم سخت و طاقت فرسا بود .

      روزی که با سایت آشنا شدم ،دنبال قرص و درمانی برای مغزم بودم .

      دیگه خسته بودم ، باورم نمی شد چطور من یکباره از خود بیخود می شدم و شروع می کردم به خوردن .

      اونم چه خوردنی ! 

      خوردن های عصبی که اصلا حس سیری نداشتم .

      اول یک قابلمه ماکارونی کوچک درست می کردم و تحمل نداشتم همونطور سفید می خوردم ، بعدش نیمرو ،بعدش نون پنیر ، بعدش شیرینی و خلاصه هر چی توی خونه داشتیم .

      شیرینی می خوردم بدم میومد بعد باز یک چیز نمکی می خوردم ،خلاصه یک دروی ناخواسته و تمام این خوردن ها دو ساعت پی در پی طول می کشید .

      و بعد از اون تا خرخره خورده بودم و حالت تهوع شدید .

      ناراحتی ، نا امنی و بی کفایتی نتایج بعدیش بودن .

      ولی اون تایم اصلا نمی تونستم فکر کنم چه برسه که بتونم کنترل کنم .

      مثل یک گرسنه ای که شاید یک هفته چیزی نخورده .

      و بعد بدحالی شدید و بعد چندین روز سرزنش و بی عرضگی .

      وقتی دوباره می تونستم خودمو جمع و جور کنم باز دوباره رژیم رو شروع می کردم .

      یک روز حس کردم مغزم مشکل داره با التماس و درخواست از خدواند راه هدایتم با سرچ کردن ذهن و لاغری نمایان شد .

      اینجا بود که فهمیدم چه خبره .

      مشکل من حقیقتا غذاها نبودند ،درسته که من طبق آموزش های ۳۰ ساله ی چاقی  و دنبال مقصر گشتن ،با غذاها دست به یقه شده بودم .

      ولی امروز که اینجام می فهمم .

      روحم آسیب داشته و خوردن رو تنها مأمن و پناه برای خودم پیدا کرده بودم .

      غم و غصه و استرس و حتی شادی و لذت از زندگی رو در خوردن خلاصه کردم .

      با ورودم به تناسب فکری ،آهسته آهسته روحم ترمیم پیدا کرد .

      تنفر از خودم ، منفی نگر بودن ، غم و غصه ی بیخودی ، توجه به نظر اطرافیان، حتی استرس امتحان بچه ها ، از وابستگی هام کم شد، سرکوب کردن هام تموم شد و خیلی تغییرات دیگه که قابل شمارش نیست .

      به مرور زمان خودخوری ها رو شناختم ، مقصر زندگیمو که خودم باشم پیدا کردم و توان بازسازی رو یاد گرفتم .

      عاشق خداوند شدم و از ترس هام رها شدم .

      از سرزنش خودم دست کشیدم و به مرور خودم رو پیدا کردم .

      دست از تنفر خودم برداشتم و دارم یاد می گیرم با خودم مهربان تر باشم .

      یاد گرفتم خودم رو ببخشم .

      حتی زندگی کردن رو آموختم ، دیگه با هر رنجی افسرده نمیشم و می دونم زندگی با چالش هست و هر چالشی برای رسوندنم به آگاهی بیشتر و درجه ی بالاتری است .

      ذهنم رو شناختم ، نجواهای ذهنی رو متوجه شدم .

      ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه رو شناختم .

      الان یک سری عادت‌های اشتباه در طول زندگی برام پیش اومده که با اطلاعات درست و تکرار آموزش ها به مرور زمان کمرنگ تر می شود .

      با آگاهی های مهم این فایل یاد گرفتم که چند گام موثر بردارم .

      💜 نوشتن نجوای ذهنی .

      💙 جواب مناسب و درست به نجوا .

      💚 مکث ۵ ثانیه ای .

      💞 مهربانی با خودم .

      با توکل بخدا مسیرم رو با عشق ادامه میدم .🥰🥰🥰

      بی نهایت سپاسگزارم 🙏❤️

      در پناه حق باشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 24 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار eli
      ۱۴۰۵/۰۳/۱۰ ۱۲:۲۰
      مدت عضویت: 357 روز
      امتیاز کاربر: 5970 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 267 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      سلام و درود به استاد عزیز و دوستان خوبم

      از وقتی تعهد دادم که همین مسیرو ادامه میدم تا اخر عمر و تو این مسیر میمونم 

      هر روز آگاهی هایی دریافت میکنم که دقیقا برای من گفته میشه 

      الان ی باگای جدیدی پیدا میکنم و میگم خدایا هدایتم کن بدونم چطور درستش کنم 

      چقدر جالبه برام 

      مساله که چند روزه تو ذهنم هی مرور میشه و از سمت شما بیان شد 

      من تا میتونم دارم ترس از خوردن رو کم میکنم و تو خوردن غذا این خیلی کمرنگ شده 

      ولی تو خوردن میان  وعده ها به من یکم ترس میده ازینکه چرا خوردی ، اضافی بود 

      نکته جالب این بود که بیام ۳ روز نجواهارو شناسایی و باورهای مخربو بنویسم 

      این نوشتن عالیه 

      باور درستو جایگزین کنم و مثل ی دوست با خودم رفتار کنم نه ی ادمی که نمیتونم جلو خودشو بگیره 

      اینا زمان میبره تا سیمانای مغزم کم کم ترک بخوره 

      همش به خودم اینجوری انرژی مثبت میدم که تو میتونی ، هی مثال میزنم برای خودم…

      این خیلی به من کمک کرده دوستان ، ازش استفاده کنید 

      بارها شده که خواستم احساسی رفتار کنم ولی تونستم با خودم در صلح باشم و بگم آروم باش ، صبر کن ، هدایت میشی چکار کنی و چطور رفتار کنی

      الانم صبر کن ،  نزار ی لحظه تصمیم احساسی ک پرخوریه بتونه پیروز بشه 

      بهش یکم زمان بده 

      بعد یکم صبوری اون احساس میره 

      یکم سخته ولی تو بلدی چجوری افسار ذهنو دستت بگیری دختر خوب 

      من بهت افتخار میکنم که تو مسیر درست حرکت میکنی 

      خداروشکر میکنم بابت دریافت ایده های جدید

      و سپاس از شما که انقدر دقیق دغدغه های ما رو میدونید و تلاش زیادی برای برطرف کردنشون دارید

      خدا حفظتون کنه استاد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا د
      ۱۴۰۵/۰۳/۱۰ ۰۸:۳۷
      مدت عضویت: 226 روز
      امتیاز کاربر: 11180 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 391 کلمه

      به نام خدای مهربان

      با سلام به استاد عزیز و تمامی همراهان 

      رهایی از گفتگوی درونی چاقی

      صداهای ذهنی به درشکل هستن 

      ۱-صدای سرزنشگر که ببین تو هیچوقت لاغر نمیشی

      ۲-صدای مهربونی که بهت میگه امروز روز سختی داشتی بخور که آروم بشی .

      وقتی این گفتگوها رو با خودمون داریم کورتیزول ترشخ میشه و به بدن فرمان میده که موقعیت اضطراب هست نباید چربی ها از بین برن

      چرا خانمها درگیر این گفتگوها میشن ؟

      خانمهای جوان با توجه به صفحات اینستاگرام و دیدن اندام بسیار زیبای خانمهای جوان اونهم با دستکاری عکسها اینقدر در ذهن زنان جوان تاثیر میزاره که چرا ما اینطوری نیستیم 

      یا بانوان  از دهه چهارده بالا میگن من سنم رفته بالا هورمون هام بهم ریخته و متابولیسم اومده پایین من همین وزن هستم و تغییری نمیکنم 

      در اینجا باید گفت که همه اینها دروغ است 

      تمام کسانی که دراین مسیر لاغری باذهن هستن می‌توانند لاغر بشن 

      من که در سن ۶۴ سالگی هستم و باحضور شش‌ماه که دراین مسیر هستم تغییراتی در من پدید اومده لباسهام گشاد شدند و وزنم ۴_۵کیلو اومده پایین 

       پس دوستان اصلا در این مسیر فاکتور سن مطرح نیست فقط یه سری باورهای نادرست در ذهن ما هست که با کم رنگ کردن این فرمولهای ذهنی میتونیم به راحتی لاغر بشیم 

      پس دست از گوش دادن این تبلیغات بردارید تا ببینید به چه راحتی لاغر میشید

      راهکارهای عملی وساده برای نجات از گفتگوهای ذهنی 

      ۱-فقط تماشا چی باش

      به مدت سه روز هروقت هر گفتگوی ذهنی پیش اومد در یکجا یادداشت کن همون جمله های که به ذهنت رسید رو یادداشت کن و اصلا قضاوت نکن

      ۲-مچ گیری و تغییر مسیر 

      امروز یه تکه کیک خوردم همه‌چیز خراب شد پس من جاق میشم باقی کیک رو بخورم

      به این گفتگو ذهن اینجوری جواب بدید من یه تکه کیک خوردم بهم خیلی چسبید و من با یه تکه کیک چاق نمیشم

      ۳-توقف طلایی (مکس ۵ ثانیه ای)

      هر وقت ذهنت بهت میگه برو فلان چیز رو بخور  

      یه نفس عمیق بکشید واز خودت بپرس الان واقعا گرسنه ای؟

      ۴-با خودت مثل بهترین دوستت حرف بزن 

      وقتی تو آینه نگاه میکنی از بدن خودت سپاسگزاری کن  و بدنت رو دوست داشته باش و به خودت قول بده که به زودی متناسب میشی

      حرف آخر با خودمون دوست وصمیمی باشیم وقتی این گفتگوها در ذهن ما شکل میگیره بهش توجه کنیم ببینیم ریشه این گفتگو چه جوری شکل گرفته و بهش پاسخ مناسب بدیم تا لذت غذا خوردن بدون عذاب وجدان رو تجربه کنیم  و در نهایت متناسب شویم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 34 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا