زندگی هیچوقت فقط پر از آرامش و آسایش نیست؛ گاهی شرایط سخت میاد تا ما رو قویتر کنه 💪.
کسی که بلد باشه مدیریت بحران رو درست انجام بده، حتی توی سختترین موقعیتها هم میتونه مسیرش رو پیدا کنه و از دل بحران، فرصت بسازه 🌱.
در این مقاله با هم یاد میگیریم چطور توی شرایط ناخواسته تصمیمهای هوشمندانه بگیریم و آرامش خودمون رو حفظ کنیم 💛.
🌀 مدیریت بحران؛ مهارتی که زندگی رو نجات میده
مدیریت بحران فقط یک اصطلاح خشک و رسمی نیست؛ واقعیت زندگیه!
همهی ما بارها توی موقعیتهایی گیر افتادیم که هیچ پیشبینی براش نداشتیم: قطعی برق، یک اختلاف کاری، مشکل خانوادگی یا حتی یک تصمیم فوری در شرایط سخت.
توی این لحظههاست که فرق یک مدیر عادی با کسی که کنترل بحران بلد هست رو متوجه میشویم.

در شرایط عادی، وقت داری فکر کنی، اطلاعات جمع کنی و آرام تصمیم بگیری. اما در مدیریت شرایط اضطراری، ماجرا فرق داره:
- زمان خیلی محدوده ⏳
- فشار روحی و روانی بالاست 😰
- اطلاعات ناقص یا مبهمه 📉
این یعنی اگر بلد نباشی درست عمل کنی، ممکنه اوضاع بدتر هم بشه. اما خبر خوب اینه که با چند مهارت ساده میشه حتی توی سختترین بحرانها هم بهترین نتیجه رو گرفت ✨.
سه گام طلایی در مدیریت بحران 🌟
برای اینکه توی هر بحران سردرگم نشی، باید سه گام طلایی رو همیشه یادت باشه:
۱️⃣ فهم دقیق مسئله 🧐
اول از همه، باید بفهمی دقیقاً چه اتفاقی افتاده. خیلی وقتها ما بدون درک درست، سریع واکنش نشون میدیم و بعد میبینیم راهحلمون اشتباه بوده. پس در مدیریت بحران، اولین قدم اینه که مسئله رو درست تعریف کنی.
۲️⃣ اولویتبندی و تصمیمگیری در شرایط سخت ✅
وقتی بحران پیش میاد، همهچیز مهم به نظر میرسه! اما واقعیت اینه که باید کارها رو اولویتبندی کنی.
چه چیزی فوریت بیشتری داره؟ چه اقدامی بیشترین تاثیر رو در کنترل بحران داره؟
اینجا همونجاست که هنر تصمیمگیری درست به کار میاد.
۳️⃣ اقدام سریع با برنامه جایگزین 🔁
بحران جایی برای کمالگرایی نداره. باید سریع وارد عمل بشی. اما نکتهی مهم اینه که همیشه یک برنامه جایگزین داشته باشی.
اگر راهحل اول جواب نداد، بدون معطلی راه دوم رو امتحان کن. این انعطافپذیری نشونهی واقعی تابآوری ذهنیه 💪.
چرا مدیریت بحران انقدر مهمه؟ 🚀
چون بحران همیشه ناگهانیه و زندگی هیچوقت طبق برنامه جلو نمیره. کسی که مهارت حل مسئله و کنترل بحران رو داشته باشه، حتی از دل شرایط سخت هم میتونه فرصت بسازه 🌱.
- جلوی ضررهای مالی و روحی رو میگیره.
- آرامش خودش و اطرافیانش رو حفظ میکنه 🧘♀️.
- نشون میده توی سختترین لحظهها هم میشه قوی و قابل اعتماد بود 💎.
پس یادت باشه، مدیریت بحران یعنی ترکیب هوش، آرامش و عمل سریع. با این سه گام طلایی و کمی تمرین، میتونی هر بحران رو به یک درس ارزشمند و حتی سکوی پرتاب تبدیل کنی 🚀.

اهمیت مدیریت بحران در لاغری با ذهن 🌟
بحرانها و موقعیتهای استرسزا نقش مستقیم در بهم ریختن تمرکز ذهنی و افزایش فشار روانی دارند ⚡🧠، بهویژه برای افرادی که با اضافه وزن مواجه هستند.
وقتی ذهن در معرض فشارهای ناگهانی قرار میگیره و مهارتهای مدیریت بحران رو بلد نباشیم، ذهن ناخودآگاه این استرسها رو به «پیغام خوردن» تبدیل میکنه 🍫😓.
یعنی هر بار که با یک بحران یا چالش مواجه میشیم، ذهن به دنبال راهی برای کاهش اضطراب میگرده و خوردن به عنوان یک مکانیزم موقتی آرامش انتخاب میشه 🌿.
استرسهای روزمره زندگی – مثل کارهای عقبافتاده، چالشهای خانوادگی، مشکلات مالی یا فشارهای اجتماعی – میتونن سیستم عملکرد بدن رو هم به شدت تحت تاثیر قرار بدن ⚠️.
افزایش هورمون کورتیزول و دیگر هورمونهای استرس باعث میشه بدن بیش از حد چربی ذخیره کنه، سوختوساز انرژی مختل بشه و حتی اشتهای کاذب ایجاد بشه 🔄.
این یعنی استرس ذهنی، به صورت مستقیم روی افزایش وزن و تشکیل چربی اثر میذاره 💛.
افرادی که مهارتهای مدیریت شرایط اضطراری و کنترل بحران رو یاد نمیگیرند، اغلب گرفتار چرخهای میشن که ذهن به جای تمرکز بر راهکارها، فقط به دنبال راههای سریع کاهش استرس – مثل خوردن بیش از حد – میگرده 🍩😥.
این چرخه باعث میشه نه تنها وزن کنترل نشه، بلکه کیفیت زندگی و آرامش ذهنی هم کاهش پیدا کنه 🌪️.
اما وقتی یاد میگیریم بحرانها و استرسهای روزمره رو با تابآوری ذهنی، مکث آگاهانه 🧘♀️، اولویتبندی ✅ و برنامه جایگزین 🔁 مدیریت کنیم، ذهن و بدن همزمان آرام میشن.
این یعنی میتونیم جلوی پیامهای خوردن احساسی و رفتارهای ناسالم غذایی رو بگیریم، سوختوساز بدن رو به تعادل برسونیم و مسیر لاغری ذهنی و جسمی رو تقویت کنیم 🌟.
در واقع، آموزش مدیریت بحران و تکنیکهای کاهش استرس، نه فقط برای تصمیمگیری درست در شرایط سخت، بلکه برای کنترل وزن، حفظ تناسب فکری و جلوگیری از اثرات منفی استرس روی بدن، یک ضرورت واقعی است 🚀.
۷ راهکار طلایی برای مدیریت بحران 💡
مدیریت بحران مهارتیه که میتونه توی سختترین شرایط، مسیر درست رو بهت نشون بده.
در ادامه ۷ راهکار طلایی برای مدیریت بحران رو برات آماده کردیم تا راحتتر تصمیم بگیری و آرامشت رو حفظ کنی 🌟.
۱️⃣ نفس، توقف و نگاه دوباره 🧘
قبل از هر واکنش هیجانی، چند نفس عمیق بکش و وضعیت رو بررسی کن تا تصمیمات بهتری بگیری.
۲️⃣ تصویر واضح از واقعیت بساز 👀
واقعیت رو از حدسها جدا کن و منابع و محدودیتها رو شفاف ببین تا کنترل بحران راحتتر باشه.
۳️⃣ اولویتبندی و تصمیمگیری درست ✅
اقدامات مهمتر رو تشخیص بده و طبق اولویت عمل کن تا موثرترین تصمیمها رو بگیری.
۴️⃣ استفاده خلاقانه از منابع محدود 🎨
با تغییر برنامه و تقسیم کار هوشمندانه، از منابع محدود بهترین استفاده رو ببر.
۵️⃣ ارتباط شفاف و محترمانه 📣
به ذینفعان اطلاع بده که چه اتفاقی افتاده و چه انتظاری داری تا اضطراب کاهش پیدا کنه.
۶️⃣ برنامه جایگزین داشته باش 🔁
همیشه یک راهحل دوم و سوم آماده داشته باش تا اگر گزینه اول جواب نداد، سریع جایگزینش کنی.
۷️⃣ معنابخشی و امید واقعبینانه 🙏
نگاه مثبت و اعتماد به خدا باعث میشه از بحرانها درس بگیری و رشد شخصی و حرفهای داشته باشی.
نمونههای واقعی از مدیریت بحران 📌
۱) مهمانی خانوادگی همزمان با کارهای فوری 🏡⏰
یک بار مهمانهای خانواده از شمال و همزمان برادرم با خانوادهش از انگلستان به منزل ما اومدند 😅. همزمان هم باید کارهای شخصی و تمرینات روزانهام رو انجام میدادم.
با کمی مدیریت بحران خانوادگی و کنترل زمان، برنامهام رو تقسیم کردم:
- صبح زود بیدار شدم و تمرینها و فایلهای آموزشی رو گوش دادم 🎧
- وسط روز وظایف مهم رو کوتاه و موثر انجام دادم
- زمان ملاقات و پذیرایی رو با مهمانها به صورت منعطف مدیریت کردم
نتیجه؟ همه راضی بودند و من هم آرامش ذهنی خودم رو حفظ کردم 🌿. این تجربه نشون داد که حتی در شرایط شلوغ و غیرمنتظره، تصمیمگیری در شرایط سخت باعث میشه اوضاع تحت کنترل باشه.
۲) مشکل پزشکی یکی از اعضای خانواده 🏥💛
ماه گذشته، یکی از نزدیکانم نیاز به مراجعه فوری به پزشک و عمل داشت. طبیعی بود که اضطراب و نگرانی بر خانواده حاکم شد 😓.
با تمرین مدیریت بحران خانوادگی و تابآوری ذهنی:
- اول آرامش خودم رو حفظ کردم 🧘♀️
- وظایف خودم رو مشخص کردم: هماهنگی وقت پزشک، مراقبت از دیگر اعضای خانواده و حمایت روحی
- نگرانیهای اضافی رو کنار گذاشتم و تمرکز کردم روی کارهایی که واقعا در کنترل من بودند
نتیجه؟ همه امور به خوبی پیش رفت و من با حفظ حال خوب، توانستم هم مراقبت کنم و هم زندگی روزمرهام رو ادامه بدم 🌟.

نقش ایمان و ذهن آرام در مدیریت بحران 💛
آرامش ذهنی یکی از ستونهای کلیدی در مدیریت بحرانه 🌿. وقتی بتونی در لحظه حضور داشته باشی، با تنفس آگاهانه و تمرینهای ساده ذهنی، ذهن خودت رو آرام نگه داری، ظرفیتت برای مواجهه با شرایط ناخواسته افزایش پیدا میکنه 🧘♀️.
یاد خدا، دعا و توجه به ارزشهای شخصی، باعث میشه در دل فشار و موقعیتهای پیچیده، قلبت قرص بمونه 💛. این ترکیبِ عقل عملی + قلب آرام، جوهرهی یک مدیریت بحران پایدار و تصمیمگیری درست در شرایط سخته 🌤️.
وقتی ذهن آرام و ایمان همراهت باشه، نه تنها اضطراب و استرس کمتر میشه، بلکه توانایی کنترل بحران و تابآوری ذهنیت هم به طور چشمگیری افزایش پیدا میکنه 🌱. این یعنی میتونی حتی در پیچیدهترین بحرانها با اعتماد به نفس و آرامش مسیر درست رو انتخاب کنی 🚀.
جمعبندی و اقدام عملی 🌟
بحرانها بخش جداییناپذیر زندگی هستند 🌪️. اما با تمرین مدیریت بحران، مکث آگاهانه 🧘♀️، نگاه واقعبینانه 👀، اولویتبندی ✅، ارتباط شفاف 📣 و برنامهریزی جایگزین 🔁 میتوانیم هر بحران را به پلی برای رشد شخصی و حرفهای تبدیل کنیم 🚀.
معرفی دورههای پیشنهادی
۱️⃣ دوره «خدا هرگز دیر نمیکند» 🙏
این دوره به شما کمک میکنه در شرایط سخت و ناخواسته، اعتماد و آرامش خودتون رو حفظ کنید. یادگیری تمرینهای ذهنی و تابآوری ذهنی باعث میشه هر بحران رو با آرامش و تصمیم درست پشت سر بذارید 🌿.
💡 با شرکت در دوره خدا هرگز دیر نمیکند، میتونید در دل فشار، قلبتونو قرص نگه دارید و بهترین تصمیمها رو بگیرید.
۲️⃣ دوره «آرامش در بیداری» 🕊️
این دوره تمرکز روی حضور در لحظه، تنفس آگاهانه و کنترل استرس داره. با یادگیری تکنیکهای ساده ولی کاربردی مدیریت شرایط اضطراری، میتونید در بحرانها ذهن آرام داشته باشید و اضطراب رو کاهش بدید 🌤️.
💛 دوره آرامش در بیداری به شما کمک میکنه حتی در موقعیتهای پیچیده و غیرمنتظره، تمرکز و اعتماد به نفس خودتون رو حفظ کنید.
✨ اقدام عملی: هماکنون یکی از این دورهها رو انتخاب کنید و تمرینهاش رو وارد زندگی روزمره کنید. هر بار که با بحران مواجه میشید، میبینید که میتونید با آرامش و اعتماد به نفس مسیر درست رو انتخاب کنید 🌱.
عنوان مطلب آموزشی: زندگی شما، تصمیم شماست (لینک مطلب)
نویسنده دیدگاه: خانم سهیلا عزیز (پروفایل عمومی)
محتوای دیدگاه: ۶۴۳ کلمه (لینک دیدگاه)
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.31 از 127 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام ودرورد بر استاد نازنینم
نمیدونم چرا چند روزی هست دلم میخاد در سایت بنویسم وحال دلم رو خوب کنم احساس میکنم تعریف کردن رویداد هایی که برام اتفاق میفته خیلی عجیبه وغریبه و دارم درس های بزرگی رو میگیرم و انرژی بالایی دارم
من از وقتی وارد سایت شدم خیلی زیاد میتونم کنترل احساسات خودم رو بدست بگیرم و مدیریت عالی داشته باشم واین از نظر من دلیلش اول به آرامش رسیدن ودوم حضور پر رنگتر خدای مهربانم در زندگیم هست
وقتی انسان ایمان داشته باشه که یه نیروی عظیم الهی و قادر و توانا همراهش هست و پشتیبان داره که تمام امورات رو به شکل عالی براش رقم میزنه انگار خیالش راحت میشه و به آرامش و احساس خوبی میرسه ومن این حس رو با تمام وجودم درک میکنم
همین امروز صبح درست وقتی از خواب بلند شدم بلافاصله برق منزل قطع شد ودخترم وهمسرم بلافاصله گله و شکایت شروع کردن و حالشون روبد کردن که چطوری بریم بیرون وحالا به مشکلات فکر کردن در این موقع من بلافاصله گفتم چرا به نکات منفی توجه کردین حال بیاید خداروشکر کنید که آب وصل هست واین در حالی هست که خیلی از مناطق با قطع برق آب هم قطع میشه ودر حال حاضر شما کاری نمیتونید بکنید پس بیاید نکات مثبت رو ببینید ودیدم که چطوری باور کردن و خب به کاراشون رسیدن و آماده برای رفتن شدن واتفاقا وقتی میخاستن از خونه بیرون برن برق وصل شد و راحت ریموت درب حیاط زدن و رفتن
ومن با خودم گفتم دیدی چطوری با احساس خوب داشتن حتی به موقع کار هم درست شد
البته این نگرش هارو فقط افرادی که در سایت تناسب فکری هستن میتونن داشته باشن وقبول کننن واین در حالی هست که دیگران شاید به این باور من بخندن ولی من یاد گرفتم که با باورها و نگرش های خودم زندگی کنم من ایمان دارم که با احساس خوب و حال خوب و شکر گزاری کزدنبه تمام آنچه که بخواهم میرسم و زندکی من رو در موقعیت های عالی قرار میده
گله کردن شکایت کردن عجول بودن ونگرانی نه تنها هیچ مشکلی از ما حل نمیکنه و تنها حال آدم رو خراب تر و تازه اتفاقات جدیدتری که بدتر هم هست رو وارد زندگی ما میکنه
بیدار شدن و تغییر کردن برای من هدیه الهی بود که تونستم فقط با حال خوب از خدای مهربانم دریافتش کنم و خیلی خوشحال و سپاسگزارم از این رفتار هام
استاد عزیز تا ابد مدیون شما و آموخته هایی هستم که از شما فرا گرفتم پایدار باشید
دعای هر روز من برای همه انسانها رسیدن به حال خوب و آرامش هست
نشان های دریافت شده
من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن خلق کردن و تجربه کردن
سلام خدای مهربون خدایا تو را سپاس که همیشه و همه جا با من هستی و مرا هدایت و حمایت و مراقبت میکنی و به من کمک میکنی تا من در دنیای آرزوهایم زندگی کنم خدایا شکرت
با عرض سلام خدمت استاد عزیز م و دوستان گرامیم
من این فایل گوش دادم انصافا خوب عمل کردم و تصمیمات عالی گرفتم هنگامیکه با مسئله ای تو زندگیم برخورد کردم
ولی گاهی هم پیش اومده چون از اون طرف انتظار ا ون رفتار نداشتم ناراحت شدم و یکم گیر کردم تو اون مسائل و گاهی هم از بسکه اون طرف ناراحت بودم باهاش لج کردم کاری که میدونستم اون طرف دوست نداره انجام دادم دلم خنک شده
من اکثر اوقات اینجوری هستم مثلا داریم با بچه ها و همسرم میریم کرج تو راه یه آقایی میاد از ما سبقت میگیره همسرم عصبانی میشه چند تا چیز بهش میگه دخترم یه چیزی میگه ولی من هیچی نمیگم
و گاهی بهشون میگم که چرا برای چیز به این کوچیکی خودتونو آنقدر ناراحت میکنید یه دلیلی برای خودش داشته دیگه شاید خسته است میخواد زود برسه خونه شاید یه بیمار تو ماشینش داره
و برای من چنین مسائلی مهم نیست اگر ببینم ماشینی تند از کار ما رد میشه میگم خدایا خ دت مراقبش باش یا میبینم شخصی تک چرخ میزنه با موتورش و کلاه هم نداره میگم خدایا خودت مراقبش باش
در بحث چاقی و لاغری اون زمان که چاق بودم مدیر بسیار کارآمدی بودم و الان خیلی خوب نتونستم در این مورد مدیر خوبی باشم
چون پاهای من نسبت به دیگر اعضای بدنم روند لاغر شدنشون کندتر بوده و این منو بسیار ناراحت میکرد و خانم فریبکار هم که هست بدتر باعث میشه من تو این موضوع گیر کنم اما الان یاد گرفتم که از فرکانس درخواست بیام بیرون در فرکانس دریافت قرار بگیرم پس دیگه گیر نمیدم به مسائل برای خودم حلش میکنم بینهایت سپاسگزارم برای تهیه این فایل ارزشمند و گرانبها واقعا بینظیر بوده ممنون متشکر و سپاسگزارم
استاد واقعا افراد چاق تصمیماتشون بر چاقتر شدن و افراد متناسب هم تصمیماتشون بر مبنای متناسب موندن
اونها خیلی باحال هستند با همسرشون بحث کرده باشن ناراحت باشن عصبانی باشن کار داشته باشن هیچ چیزی نمیخورن و خوردن موکول میشه به بعد اما من یادم که گریه میکردم ولی غذامو میخوردم
و خدا رو شکر الان اینجوری نیستم دارم مثل افراد متناسب رفتار میکنم کار داشته باشم موقع غذا خوردن باشه گرسنه هم خیلی باشم اما استرس کار خوردن موکول میکنه به بعدا و من خیلی خوشحالم که دارم کم کم مثل افراد متناسب کاملا رفتار میکنم و درنتیجه من لاغر و لاغر تر میشم خدایا شکرت
درسته بله اینجوری که من یاد گرفتم و الان دیگه ا نخوری نیستم
الان اگر مت خیای گرسنه نباشم غذا نمیخورم
یا اگر میلم نباشه چیزی نمیخورم
یا به من تعارف بشه اگر یکم گرسنه باشم برمیدارم وگرنه برنمیدارم
الان غذایی که دوست ندارم نمیخورم
بله استاد من درک کردم چطور باید مدیر خوبی باشم مثلا من با همسرم بحثم میشه اون یه چیزی میگه که من خیلی بهم برمیخوره خانم فریبکار میگه جوابشو بده اینو بهش بگو اینم بگو
بعد تو میبینی که نه اگر من جوابشو بدم بیشتر عصبانی میشه و بحث شدت میگیره در نتیجه تصمیم میگیری که هیچی نگی این میشه تصمیم درست
برای دوستانی گفتم که تازه وارد هستن شاید ندونن تصمیم درست چیه
در نتیجه باعث میشه همسرت یه خورده غر بزنه و بعد که میبینه نه از طرف شما جوابی نیومد اونم ساکت میشه حرفی نمیزنه تازه بعدش پشیمون میشه شاید چتد ساعت بعد شاید هم فردا بیاد از شما معذرت خواهی کنه
شاید واضع نگه ببخشید ولی سعی میکنه باشما با مهربونی صحبت کنه و از دل شما در بیاره اینم یه جور عذر خواهی کردن که همسر من همیشه اینجوری رفتار میکنه
و گاهی هم میاد علنا روبه رو من میایسته عذر خواهی میکنه میگه تصیر من بود من خسته بودم اومدم تو هم یه چیزی گفتی و باعث میشه ت هم عذر خواهی کنی بحث تموم بشه
و الانم سعی میکنگ مدیر لایقی باشم در امر لاغری
مثلا اگر میبینم سیر هستم میخوام از این غذایی که دخترم اورده بخورم با خودم میگم نه( تصمیم درست)
نه من الان غذا خوردم با دوساعت پیش خوردم سیرم و نمیخوری
من هم استاد روز عیدی رفتم خونه مامانم اینا دیدم خواهر کوچیکم تنهاست گفت رفتن شهرستان فردای اون روز رفتم شهرستان
اونجا رفتارهایی دیدم از خواهرهام
مثلا اینکه اونجا متوجه شدم خواهرهای من دو تا بزرگتر از خودم دوست ندارن با من رفت آمد کنن
چون به من گفتن ما امسال یکی کردیم
در شهرستان ما اینجوری رسم که دور از جون اگر یکی از اعضای خانواده بهشتی میشه و چون اقوام زیاد هستند خواهر بزرگم و دومی و مادرم هر سه در خانه پدری من مراسم عید بر پا میکنن تا خیلی مزاحم اقوام نشن و اونها هم راحت باشن
این موضوع شامل اقوام نزدیک مثل خو اهر و بر ادر نمیشه اما وقتی من رفتم خونه مادرم خواهر بزرگم اونجا بود گفت ما امسال یکی کردیم منم گقتم خیلی کار خوبی کردین
اول متوجه منظورش نشدم بعد که متوجه شدم ناراحت شدم بعد در همون حین نوه خواهرم ا مد به خواهر بزرگم گفت خاله خاله مامانم گفته ما امشب میآییم خونه شما
من ناراحت شدم و گفتم من فقط زیادی هستم اونا با هم هستن و یه بار دیگه یه چنین اتفاقی مشابه هم افتاد
اولش من خیلی ناراحت شدم چند وقتی گیر کردم در این موضوع بعد یادم افتاد که هر چیزی که من در پیرامونم تجربه میکنم باز خورد شرایط درونی منه بازخورد افکار نگرش منه
پس من باید اینو اصلاح کنم چه فکری داشتم که در اینهمزمانی قرار گرفتم
مقصر من هستم ولی انتظار هم نداشتم که این رفتار با من داشته باشن بازم میگم تقصیر منه تقصیر منه تقصیر منه من چه فکری داشتم با این شرایط م اگه شدم چند بار گفتم که بپذیرم این موضوع رو
خلاصه این شد تصمیم درست ه بپذیرم مقصر خودم هستم بپذیرم هر چیزی که من در پیرامونم تجربه میکنم همه همه بازخورد درون منه پس گله و شکایت نباید داشته باشم انتظار دارم اینا همه اش میشه گله و شکایت کردن به شکل دیگه
استاد من اینو درک میکنم واقعا هر تصمیمی در حالت عصبانی گرفتم همیشه باعث پشیمونی من شد چون عصبانی بودم وانش تندی هم نشون دادم به محضی اینه آخرین جمله من تمام شد پشیمون شد ای بابا این چه رفتاری داشتی چرا انقدر تند واکنش دادی
و یکم سخته که ا ن زمان هیچی نگیم ولی امکان پذیر بهتر اون محل رو ترک کنیم یا اصلا یدون دلیل برید دستشویی خلاصه یه جوری هواس خودمونو پرت کنیم خودبه خود تموم میشه
من اینو امتحان کردم که میگم به محض اینکه همسرم چیزی گفت با اینکه خیلی برای من گرون تموم شده خیلی زیاد به فرمم برخورد اما گفتم نه هیچی نگو ساکت باش و بلند شدم رفتم تو اتاقم افتاد فلان چیز میخواستم پیداش نکرده بودم دنبال اون گشتم تا چشمم افتاد به کتابهای خودم گفتم کتاب بعدی رو انتخاب کنم که چی بخونم
و وقتی برگشتم همسرم آرام بود فورا گفت من میخوام چای بخورم شما هم میخو رید منم گفتم ممنون میشم تمام شد همه چیز
منم خیلی دوست دارم تصمیم درست بگیرم و وقتی اون فایل گوش میدادم یادم میامود که عه منم تغییر کردم که خیلی از جاها با مسائلی دوبه رو شدم به راحتی ازشون عبور کردم
گیر نکردم در اون موضوع مثلا شیرینی اومد خونه ما من اون زمان تمایلی به خوردن نداشتم گفتم نمیخورم با اینکه من عقیده دارم شیرینی فقط همون لحظه که میاد نو باید بخورم بره تو یخچال دیگه دوست ندارم گفتم اشکالی نداره فوقش این بار شیرینی نمیخورم و تصمیم درست گرفتم خیلی مواقع تصمیم درست گرفتم الان حضور ذهن ندارم
اون روزا پدرم خدا بیامرز میگفت اگر کسی به شما بی احترامی کرد اگر تو هم به ا ن بی احترامی کنی پس فرق تو با اون چیه تو هم میشی مثل اون یه آدم بی تربیت
چون من میگفتم به من بی تربیتی کرد حالا با من بد صحبت کرد با من تند صحبت کرد پدرم میگفت اگر تو هم با اون تند صحبت کنی که تو هم شدی مثل ا ون دیگه و این خیلی بد
اینو من الگو خودم قرار داده بودم برای همین هر کسی هر حرفی میزد من هیچ پاسخی به اون نمیدادم
استاد اینم تجربه کردم بارها شده که با همسرم بحثم شده من تصمیم گرفتم هیچی نگم جواب نگم اینجوری خیلی خوب بوده بعدش هم دیگه زود اون مسئله یادم رفته و اون بحث همون جا تموم شده بود
ولی گاهی هم میشه که جواب میدی یعنی همیشه اینجوری میشه جواب بدی بحث خیلی طولانی میشه و کار بجای باریکی میکشه که همسرم میگه اگر مردی بیا همین فردا صبح بریم طلاقت بدم منم میگم نه عزیزم اینجا خونه منه( این خونه بنام من سند) خورده تو باید بری بیرون و این بحثها شاید در عرض ده دقیقه اتفاق بیافته
ولی الان درک کردم من مقصر هستم و شرایط میپذیرم تمام میکنم
و خیلی خوبه عالی بی نظیر که وقتی ناراحت پیشی عصبانی میشه هیچی نگی ساکت باشی اینجوری مسئله خودبه خود تمام میشه
این بهترین راه که اگر افکارم کنترل کنم یا انتخاب کنم چه فکری داشته باشم طبعا بهتر و راحتر میتونم بر مسائل غلبه کنم رد بشم پیروز بشم دیگه گیر نمیکنم تو هیچ موضوعی چون سریع میپذیرم اون شرایط
من هیچ وقت هر چقدر هم با من بد رفتاری کنه جواب نمیدادم ولی از زمانیکه هی گفتن تقصیر توعه دیگه اونجا هیچی نگفتی چرا نگفتی اگر اینکارو کرد اینجوری بگو اینجوری رفتار کن
و بعدا بلافاصله پشیمون میشم حالا فرضا دوست نداره من برم خونش چرا باید من رفتار ناشایستی داشته باشم مادرم باشه فرقی نداره
من نباید حرف کسی رو گوش کنم و همیشه اطرافیان من از من ناراحت هستن اینو گفت هیچی نگفتی ولی مت میخوام بازم مثل قبلم باشم حرف دیگران گوش نکنم که اینو بگو اون بگو مادرم خواهرم خونه اش دوست نداره من برم خونش دلیل نداره که من برخورد بدی داشته باشم
چون حتما اون شرایط خودم از خداوندم خواستم یادم نمیاد پس باید خدا رو شکر کنم بخاطر همون شرایطی که من الان دارم ازش گله و شکایت میکنم پس واکنش نشون نمیدم مدارا میکنم میگذره
من بارها این اتفاق تجربه کردم همیشه وقتی بچه ها یه رفتاری داشتن من ناراحت شدم باهاشون تند رفتار کردم یا کمکشون زدم بلافاصله بعدش ناراحت شدم که چرا این رفتار داشتم
یا وقتی با همسرم دعوا میکردم ناراحت میشدم که چرا اینجوری رفتار کردم حالا خسته بود یه چیزی گفت
ولی خدارو شکر الان خیلی بهتر شرایط مدیریت میکنم استاد به خدا قسم اگر من قبلنا بودم هنوز هم این مشکل داشتم اما الان یاد گرفتم که هر اتفاقی میافته من مقصرم یا گیر نکنم ت موضوعی و خیلی وقتا شده به راحتی آب خوردن از مسائل عبور کردم طوریکه اطرافیانم تعجب کردن
و همه و همه رو مدیون شما استاد عزیز و عالیقدرم هستم اگر الان من میتونم از مسائل رو بشم بزرگ بشم همه همه ر مدیون شما هستم بینهایت بینهایت بینهایت بار به ت آن تیلیارد از شما ممنون متشکر و قدر دانم که اگر دنیای کوچک شما نبود منم همون فرزانه ۴ سال قبل بودم
در صورتیکه من الان با قبلم اگر بگم زمین تا آسمان تغییر کردم باکر نمیکنید بینهایت سپاسگزارم
من از درسهایی که گرفتم استفاده کردم و اونا باعث شدن من بزرگ بشم به راحتی از مسائل و مشکلات عبور کنم طوریکه گفتم از مرگ تدریجی نجات پیدا کردم شفا الهی رو تجربه کردم
و استاد اینم بگم که دارم یواش یواش شفای گوشهام و شفای چشمانم تجربه و زندگی میکنم دیگه به زودی عینک از زندگی من حذف پیشه بدون هیچ هزینه ای بدون هیچ عملی
و گوشهای من شفا پیدا میکنه من دیگه نیازی نیست کلی دارو مصرف کنم خدایا شکرت خدا یا زندگی با طعم سلامتی ماورا طبیعی چه لذتی داره بینظیر محشر خارق العاده است شگفت انگیز خدایاتو را سپاس برای لحظه لحظه زندگی من با طعم سلامتی و تناسب اندام ایده آل خدایا شکرت
استاد برای ما هم گنج پنهان فوایدی داره یاد میگیریم چطور مسائل تحلیل کنیم یا کجای کارمون اشتباه تغییرش بدید و گاهی هم خیلی از مسائل برای ما یادآوری میشه که بی نظیره
به نام خداوند همه خوبها وخوبیها
اول از همه شکر گزار خدای مهربان هستم که بنده را در این مسیر قرار داد
ودر ادامه ممنون از استاد عطار روشن عزیز که بادقت تمام نکات مثبت و منفی افکار مارا گوشزد میفرمایند
بنده همه عمر فکر میکردم در حال مدیریت خودم هستم در جهت تناسب اندام ولی بخاطر ارث وتیروئید وسن بالا و غیره جواب نمیگیرم
حالا با روشنگری جنابعالیتا حدودی متوجه اشتباهی که مرتکب شده ام هستم
در اصل بنده چاقی خود ودر ادامه اضافه وزنم را مدیریت کرده ام
ودر پی ان طرز تفکر ومدیریت نابجا به اضافه وزن خود کمک فراوانی کرده ام
مثلا صبح میگفتم صبحانه نخورم که چاق نشم
میوه قند فروکتوز داره نخورم که چاق نشم
تصمیم میگرفتم بیشتر مهمانیها ومجالس را نرم که شیرینی نخورم و چاق نشم
بماند که خجالت از ظاهرم هم خیلی دخیل بود
وغور ولوند دیگران هم به اینکه چرا نمیخوری میبینی که تو همینی دیگه پس خودت را اذیت نکن بی تأثیر در فرار از جمعها نبود
خلاصه که تصمیماتم همه تحت مدیریتی نا آگاهانه صورت میگرفت
الان و فعلا در حال آموزش و تمرینم برای :
بهتر درک کردن
بهتر مدیریت کردن
وبهتر تصمیم گرفتن
به امید ان روز
ارادت دارم
سلام استاد
مدیریت کردن در هر کاری بسیار مهم و حیاتی است در زمان ، درعصبانیت ، در خوردن ، در انجام کارها ، و….
اگر یاد بگیریم در هر کاری قبل از انجام آن کمی فکر کنیم که چه کاری را می توانیم انجام دهیم که بهترین تصمیم ما باشد یعنی آن کاررا مدیریت کردیم . من فکر می کنم در هر کاری که استرس داشته باشیم اولین فکر ما توسط خانم منفی باف است که به ذهن ما می آید ما باید آگاهانه یاد بگیریم که ابتدا صبر کنیم حداقل زمانی را صبر کنیم تا واکنش ما نسبت به موضوع کم شود تا بتوانیم عاقلانه ترین تصمیم را بگیریم که بعد از آن پشیمان نشویم . چون کار خانم منفی باف به وجود آوردن استرس و عجله کردن و در نهایت ناامیدی و احساس بد می باشد ما وقتی این آگاهی را داشته باشیم خیلی بهتر می توانیم مدیریت کنیم که در موقعیتی چه تصمیمی بگیریم .
خیلی از افرادی که متاسفانه به زندان افتادند و کارهای ناشایست انجام دادند به خاطر این است که فکر و افکار خود را در زمان مناسب مدیریت نکردند یک مدیر خوب کسی است که در هنگام بحران بهترین تصمیم را از بین نظریات زیاد انجام دهد که هم کمترین استرس و فشار را ابتدا به خود و دیگران وارد نماید و در نهایت از این تصمیم خود نهایت رضایت را داشته باشد .
دیروز من با خانواده همسرم به دهات رفته بودیم پسر من و برادر شوهرم گم شدند به مدت ۲ ساعت انها ۱۰ ساله هستند همه خیلی نگران بودیم ولی زیاد دادو بیداد نمی کردم و با خود می گفتم خدا پشت و پناه آنها است ولی در دلم استرس داشتم و خدا را شکر پیدا شدند از سر کنجکاوی پیاده رفته بودند دهات دیگر جالبه وقتی آمدند گفتند ما که گم نشده بودیم رفتیم ببینیم آنجا چه خبره چون می دانستیم اگر بگیم ما را ببرید کسی ما را نمی بره بنابراین خودمان رفتیم و فکر نمی کردیم اینقدر طول بکشه وکسی دنبال ما بگرده چون زمان را مدیریت نکرده بودند و دیدگاه آنها نسبت به رفتن بدون اجازه بسیار با ما فرق داشت و همین اختلاف نظرها باعث ایجاد واکنش بد می شود . مدیریت در هر کاری بسیار باعث موفقیت ما می شود همین وقت نکردن برای انجام تمرینات در زمانهای مشخص را می توان با مدیریت و زمانبندی درست در طول روز انجام دهیم تا کارهارا مدیریت کرده باشیم . مدیریت در هنگام دیدن مواد غذایی و نداشتن واکنش پر خوری یک مدیریت بسیار خوب است که به اندازه غذا بخوریم
من در محل کارم طول هفته را زمانبندی کردم و به همکاران اطلاع رسانی می کنم که هم آنها بتوانند در مدت زمان مشخص آمارها را تهیه کنند وبه من برسانندو من هم خودم زمان برای جمع بندی داشته باشم
مدیریت در مسافرت گروهی بسیار مهم است که فردی که لیدر گروه است تمام جو انب را مدیریت کند که بهترین زمان برای انجام کارها و هزینه ها صورت پذیرد تا در پایان مسافرت خاطره ی خوبی در ذهن افراد باقی بماند
اگر در کارها مدیریت و زمانبندی وجود نداشته باشد هیچ وقت از نتیجه کار راضی نخواهیم بود و در نتیجه احساس ما خوب نیست و رضایت نداریم چون بعد از مدتی متوجه می شویم می توانستیم تصمیم خیلی بهتری بگیریم ولی با عجله کردن آن را خراب کردیم پس در هر اتفاقی ابتدا فکر عاقلانه کنیم و با برنامه ریزی درست بهترین تصمیم را بگیریم چون تمام اتفاقات ابتدا از افکار ما شروع میشود
نشان های دریافت شده
سلام برخالق مهربان ودوست همیشگی هربندهوویاوری واقعی هربنده بی هیچ منت
سلام بر استاد وهمه دوستان هم مسیرمن
منی باره تو ابتدای که دوره رود شروع کردم این فایل روددیدمرواون زمان دیدگاهم رونوشتم ولی هیچ مدالی رورصاحب نشد وامروز متوجه شدم واقعا کاری که انجام ندادم دانش اون بخش رونداسته باشی چون واقعا هیچ مطلبی رو از اون مطلب رو بهش نرسیده پس نوشته خودم هم هیج اثری از متوجه شدن دورنش نیست و این خیلی برای جای هست که متوجه میشم که به چه درک از هر مطلب رسیدم
ایا بازم تو همون بخش رو هستم یا رشد رو داشتم حرکت به جلو هست دارم پله به پله به رشد میرسم و اینها همه نشون درست بودن و آموزش دیدم مثل آمروز که عید هست بچه منزل من هست چندروزی که دوست داشتم نتواستم دیدگاه بنویسم امروز شرایط رو مدیریت کردم اول کاره رو انجام دادم اول صبح میثاق نامه رو با کلی تحلیل داشتم تو چند مسیر رو برای خودم تو ذهنم.
برنامه جیدم کلی افکار. و رشد رو برای آینده خودم پیش بینی کردم که برای آینده هم مدیریت کردم که کالا دارم دیگاه این فایل رو هم دارمگوش میکنم وهم دید گاه رو مینويسن یی فایل عید رو هم نوستم درک بهتری برای اون بخش هم براش یی دیگاه دیگه نوشتم و درک و مدیریت که انجام دادم
و حالا دارم نییجه همون مدیریت و برنامه ریزی داره نتتجه خودش روبه من میده و دیگران هم متوجه این تغییر دارن میشن لاغری کم کم همسودشدن با خدای خودمکتطعیبر توبخشهای دیگه وکل زندگیمکه اولینکاره دریافت همینومسبر و کارهای که انجام دادمکه برنامه ریزی شده به پیش میره اگه اون تغییر و جدید انجام نمیشد به بخش تو مسیر بود بعضی به عفب افتاده بود بعضی اطلا هیچ کاری روانجامنشده بودولی این زمان بعًی توبخش نتیجه بعًی توبخش تطعیبر وبعضی توبخش زیز سازی وبعضی توبخش انجام شده داره به پیش میره همه وهمه بخاطر مدیریتی هست که برای همه مسبرم که متوجه شدم دچارمشکل هست انجام دادم وتغییر ایجادکردم و حالا داره نتبجه میدی تو هم خودش نشوم میده من فبلا درک درستی از این برنانه ریزی نداشتم تویی کاری اگه پیش میرفت یی بخش یا کم کاری یا عفب رفت یا به حالت رکود بود نه به این شکل امروزبه شکرخدا همه مسیرهای که تو این سایت هست برای برطرف کردن
اگه دورنش مشکل داری دارم کارم رو انجام میدم پس برای دریافت کامل باید حتما برنامه ریزی و مدیریت انجام بشه و کل کاره به پیش بره
با مشکلاتی که خودم وددارم کلی نیروی کم میارم تو بعضی از بخش های امسال حتی برای تمیزکاری منزلم از دو نفر کمک گرفتم منزلم رو تمیز کردن هزینه پرداخت کرده دیگه فرزندانم رو دچار مشکل نکردم که باید این تمیزی کاری آنجا می شد و امسال برنامه زیزی کردم که طی همین سال تو چند مرتبه این تمیز کاری رو توسط نیروی گه از بیرون منرلم هست استفاده کنم
اگه خودمتواستم انشالله شفایی روازخدایی عزیزم دریافت کردم خودم انجام بدم اگه نشد برنام دارم که دیگران رو دجار مشکل نکنم هواسم و به برنامه خودم باشه که این بخش رو به این شکل مدیریت بهتری بیشتری تو این تمیزی کاری داشته باشم
نه کارم عفب بیفته و نیاز به بچه نداشته باشم آنها به کاره خودش رسیدگی کنم و بخش من که بخاطر مشکل دچار اشکال هست به این شکل مدیریت بشه
خدا پشت و پنا هتون یا حق. حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
بنام خدا
عرض سلام خدمت همه ی دوستان و استاد روشن عزیز
ضمن تشکر فراوان از استاد روشن عزیز و خدای مهربانم که هر وقت به مسئله ای برخورد میکنم همیشه یه فایلو پیدا میکنم که دقیقا حرف دل منه مشکل منه و من با کمک فایلها و استاد عزیز میتوانم تا حدودی بر افکارم مصلت باشم .تشکر از سهیلای عزیز چه قدر خوب نوشته من مدیر نیستم اما به مراتب تو زندگی به موضوعاتی مثل سهیلای عزیز برام پیش اومده که نتوانستم خوب تو مسیر باشم اما همیشه تصمیم بهترو گرفتم مثلا خانواده ی من کمتر از ۱ماه هست که تصادف کردن و طبیعتا خیلی از چیزها عوض شد من زیاد خونه خودم نبودم باید میرفتم خونه پدری اونجا هم مهمان زیادو چند تا مریض منم مثل سهیلای عزیز تنها فکری که داشتم هنسفری تو گوشم فایلها را گوش میکردم و موقع استراحت دید گاه میخواندم و یا دیگر نوشته های سایت اما نزاشتم قطع بشه و یکی دیگه از مدیریت احساسم که خیلی خودم راضی هستم اصلا دیگه دنبال حرف را نمیگیرم کاری که قبلا زیاد میکردم و فقط خودمو نابود میکردم نمونش و مثال بزنم یکی از فامیلهای بسیار نزدیک من تو حادثه خانواده ام اصلا با من تماسی هم نگرفتم که اگر قبلا خودم بودم آنقدر تکرار میکردم برا خودم تا دیوانه میشدم اما الان اصلا برام مهم نیست و بهش فکر هم نمیکنم و خیلی راضیم که خیلی وقتها تونستم افکار خودم را مدریت کنم واقعا تو این شرایط که بتونی تصمیم خوب بگیری چقدر زندگی آسان و راحت است همه کارها چه راحت پیش میرن من یاد گرفتم برای تجربه هر چی که تو زندگی دوست دارم فقط باید افکار خودم را مدریت کنم .و باز هم تشکر میکنم از استاد روشن عزیز .
نشان های دریافت شده
سلام بر اسنادوهم مسیران سایت تناسب فکری
مدیرخوبی بودم توچاقی داشتم حال باید مدیرت خوب هم تولاغریی باید داشته باشم امروزوروزگذشته ازیادگیری که داشتم تونستم تو زمان خودش کمی فکرکنم راهکار رو پیدا کنم ابن رو از تومسیر بودن هست که من یادگیری داشتم
توهفته گذشته چندین مرتبه تو حسم وحالم چندین مرحله احساسم رو مدیریت کردم بفضی از ترسهای که فبلا درخودم بوحودمیامد رو خوب کنترال کردم اگا زمان های فبل بود خودم رودخالت میدام که کاررو بدتر میکرد ولی این دفعه خودم روبه شکلی مشغول کردم وگفتم این افرادخودشون بایدمشکل خودشون حل کنن شاید زمانی من نباشم ونتیجه بهتری رو بدست اوردم
من سالهای زیادی رو بخاطر کم بودن مدیریت صربه های رو دریافت کردم که حالا دارم تونغییر که میخوام انجامش بدم تو اون جنبه هم موفق عمل گردم
زمانی بودکه من با دیدن افرادی میگفتم اینها جطورتو زمان که فکرمن حتی نمتونه کارکنه دارن تواون شرایط خوب مدیریت مبکنن حالا به خودم ثابت شد اگاهی درست ویادگیری اصولی توهرجنبه جواب گوهست حتی تو شرایط که فراربگیری اموختهای خودمون به کارمون میاد دربهترشدن
شرایط وتنش کمتری رو بدست میاریم ونتیجه بهتری رو بهمون میده خوشا به حال افرادی که درمحیطی قرادارن که خوب اموختن وخوب یادگرفتن ومدیریت کردن بهشون ازکودکی یا دمیدن متاسفانه تومدارس ماجیزی جز تخریب ازبین بردن احساس دانش اموزان چیزی زیادی دستگیر این دانش اموزان نمیشه مگر زمانی که فرد درخانواده فهمیده ودرستی توسته اموختهای خوبی رو دریافت کنه فردی که کاملا به همه مسایل اگاه هست اموزش ببینه این فرد اگه حتی سواد نوشتاری نداشته باشه چون اگاهی محیطی داشته بهترمدیرت مبکنه من فردی بی سوا رو مشناختم که جنان توشرایط فکرونظر میداد که ادمهای باسوادنمتونستن مدیریت ایشون داشته باشن چون مادر مدیری که حتی سوادخواندن ونوشتن نداشت ایشون اموزش داده بود اکنار توزاتشون ابن هنر قرارداشت
خدا پشت وپناهتون یاحق حق نگهدارتون