«دیگه بسه! از شنبه رژیم میگیرم.» این جمله رو بیشتر از اونی که بتونم بشمرم به خودم گفتم. نزدیک ۳۵ سال چاق بودم و رژیمهای جورواجور رو امتحان کردم. هر بار یه رژیم تازه با یه اسم تازه و یه وعدهی تازه پیدا میشد و من با امید شروعش میکردم. امروز یکی از رژیمهایی که زیاد دربارهاش میپرسن رژیم صده؛ رژیمی که وعدهی کاهش وزن سریع میده.
توی این مقاله اول خیلی کوتاه میگم رژیم صد چیه و چطور حساب میشه. بعد سراغ سؤال اصلی میرم: چرا رژیم گرفتن، چه رژیم صد باشه و چه هر رژیم دیگه، برای خیلی از ما به جای لاغری، به چاقی بیشتر ختم میشه؟ اگه تازه با این مسیر آشنا شدی، از شروع مسیر لاغری با ذهن هم یه سر بزن.
در این جلسه میآموزیم:
🥗 رژیم صد چیست؟
رژیم صد یا The 100 یه رژیم کمکربوهیدراته که از کتابی به همین اسم از جورج کروز میاد. این رژیم به جای شمردن کالری معمولی، فقط «کالری قند» رو میشماره و سقفش رو روزی ۱۰۰ کالری قند میذاره؛ یعنی حدود ۲۵ گرم کربوهیدرات در روز. وعدهاش هم کاهش وزن سریع در چند هفتهست.
🧮 رژیم ۱۰۰ چطور محاسبه میشه؟
در رژیم صد، فقط قند افزوده حساب نمیشه؛ هر کربوهیدراتی، حتی قند میوه و غلات، به «کالری قند» تبدیل میشه. فرمولش اینطوریه: گرم کربوهیدرات ضرب در ۴ مساوی کالری قند. فیبر و پروتئین توی این محاسبه حساب نمیشن و هر روز فقط اجازه داری مجموع کالری قند غذاهات به ۱۰۰ برسه.
این جدول چند نمونه رو نشون میده که طبق قاعدهی خود این رژیم حساب شدن:
| ماده غذایی | کربوهیدرات | کالری قند |
|---|---|---|
| یک سیب متوسط | ۲۰ گرم | ۸۰ |
| یک موز متوسط | ۳۰ گرم | ۱۲۰ (بیش از سقف روزانه!) |
| نصف پیمانه برنج قهوهای پخته | ۲۲ گرم | ۸۸ |
| نصف پیمانه لوبیا سیاه پخته | ۲۰ گرم | ۸۰ |
| یک ظرف ماست ساده کمچرب | ۱۷ گرم | ۶۸ |
همونطور که میبینی، طبق این حساب حتی یه موز بهتنهایی از سقف روزانه رد میشه. یعنی این رژیم از همون روز اول، فهرست بلندی از ممنوعیتها میسازه.
⚠️ قبل از شروع هر رژیم سخت
من متخصص تغذیه نیستم و قرار هم نیست دربارهی اثرات جسمی این رژیم نظر بدم. اگه به هر دلیلی تصمیم داری رژیم خیلی کمکربوهیدراتی مثل این رو شروع کنی، حتماً قبلش با پزشک مشورت کن. چیزی که من میتونم دربارهاش حرف بزنم، اتفاقیه که رژیم گرفتن توی ذهن ما میندازه؛ و این رو سالها از نزدیک تجربه کردم.
در لاغری با ذهن، غذای خوب و بد یا چاقکننده و لاغرکننده نداریم. موضوع اصلی، نگاه ما به غذاست. و رژیمهایی مثل رژیم صد، دقیقاً همین نگاه رو به سمت ترس و ممنوعیت میبرن.

🪤 رژیم گرفتن؛ تله یا راهحل؟
همه چیز از یه تصمیم ساده شروع میشه: «از فردا رژیم میگیرم!» اینترنت پر از وعدههای «کاهش وزن سریع» و «چند کیلو در یه هفته»ست و عجیب نیست که رژیم شده انتخاب اول خیلیها برای لاغری. ولی یه سؤال اساسی این وسط هست: آیا رژیم گرفتن واقعاً به لاغری پایدار ختم میشه، یا در بلندمدت ما رو چاقتر از قبل میکنه؟
داستان من جواب روشنیه. رژیم رو از حدود ۸۵ کیلو شروع کردم. هر رژیم پنج تا ده کیلو کمم میکرد و بعد وزنم بیشتر از قبل برمیگشت؛ تا جایی که حدود ۳۳ سالگی به ۱۳۵ کیلو رسیدم. یعنی با هر رژیم، یه قدم به لاغری نزدیکتر نمیشدم؛ یه قدم به چاقی بیشتر نزدیک میشدم.
💍 لاغر شدن سخت نبود؛ لاغر موندن سخت بود
وقتی به همسرم پیشنهاد ازدواج دادم، خانوادهاش که همه لاغر بودن، شرط گذاشتن کمی وزن کم کنم. با یه رژیم سخت و ورزشی که یه دوست لاغرم پیشنهاد داده بود، وزن کم کردم. ولی همهی اون مدت فقط منتظر بودم تموم بشه. دو سه هفته بعد از اینکه موافقت کردن، وزنم برگشت؛ ولی دیگه خانوادهی همسرم راهی برای مخالفت کردن نداشتن😄.
این تجربه چیزی رو نشونم داد که اون موقع نفهمیدم: رژیم بلده وزن رو کم کنه، ولی بلد نیست ذهن رو عوض کنه. و وقتی ذهن همون ذهن قبلی بمونه، وزن هم دیر یا زود برمیگرده سر جای قبلیش؛ معمولاً با چند کیلو اضافه.

🧠 عوارض روانی رژیم گرفتن
رژیم گرفتن در نگاه اول فقط محدود کردن غذاست. ولی یه بار روانی سنگین هم همراهش میاد که کمتر دربارهاش حرف میزنیم. رژیم، ذهن رو گرسنهتر از بدن میکنه.
۱. وسواس فکری دربارهی غذا
وقتی دائم کالری میشمری، هر روز خودت رو وزن میکنی یا مدام حساب میکنی امروز چقدر «کالری قند» خوردی، کمکم ذهنت به جای زندگی کردن، درگیر غذا میشه. هر جا بری، یه قسمت از ذهنت داره فکر میکنه: «این چقدره؟ اگه بخورم چی میشه؟»
من حتی بدون رژیم هم تمام روز به غذا فکر میکردم. صبحونهی فردا رو از شب قبل برنامهریزی میکردم و ساعت نه صبح منتظر چای و کیک بودم. وقتی رژیم میگرفتم، این فکرها کمتر نمیشد؛ فقط شکلش عوض میشد و یه لایهی ترس هم بهش اضافه میشد.
۲. ولع و پرخوری بعد از محرومیت
وقتی به خودت فشار میاری که چیزی رو نخوری، مثل فنریه که هی فشردهاش میکنی؛ بالاخره یه جا رها میشه. یه بار وسط یه رژیم سخت، یکی از فامیل یه جعبه شیرینی آورد. همین که دیدمش، حس کردم قراره بخورم و رژیم رو ول کنم؛ و همین هم شد.
غذایی که ممنوع بشه، توی ذهن یه جایگاه ویژه پیدا میکنه. و به محض اینکه رژیم تموم بشه یا یه لحظه کنترل از دست بره، با ولع بیشتری سراغش میری. رژیمی مثل رژیم صد که حتی یه موز رو هم بیش از سقف میدونه، فهرست بلندی از همین غذاهای ویژه میسازه.
۳. احساس گناه و چرخهی جبران
بعد از هر پرخوری حس شکست داشتم و قول میدادم «فردا به جبران امروز هیچی نمیخورم». ولی فردا یادم میرفت و ذهن چاقم میگفت: «تو که خراب کردی، اونم بخور.» احساس گناه بعد از یه شام سنگین، همیشه من رو به خوردن بیشتر میکشوند.
رژیم این چرخه رو قویتر میکنه؛ چون هر خوردنی که بیرون از برنامه باشه رو «خطا» میدونه. و ذهنی که پر از احساس خطا و گناهه، برای آروم شدن سراغ همون چیزی میره که ازش فرار میکرد.
۴. آسیب به اعتمادبهنفس
«من اراده ندارم!»، «باز نتونستم رژیم رو ادامه بدم»، «همه میتونن، فقط من شکست میخورم.» این جملهها رو بارها به خودم گفتم. هر رژیم ناموفق یه سند تازه به پروندهی «من نمیتونم» اضافه میکرد.
جملهی همیشگی من این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو به همه میگفتم تا بینتیجه بودن تلاشهام رو توجیه کنم، در حالی که ته دلم هنوز امید داشتم. ولی واقعیت این بود که مشکل از شخصیت من نبود؛ از راهی بود که انتخاب کرده بودم.
✨ چرا رژیمهای سریع اینقدر وسوسهانگیزن؟
رژیمهایی مثل رژیم صد یه چیز خیلی جذاب دارن: وعدهی نتیجهی سریع. وقتی آدم سالها با اضافهوزن زندگی کرده، شنیدن «چند کیلو در چند هفته» مثل یه در نجات به نظر میاد. من هم بارها از همین در رد شدم.
این رژیمها خیلی وقتها وزن رو کم میکنن. ولی اتفاقی که بعدش توی ذهن میافته، داستان رو عوض میکنه. وقتی با رژیم چند کیلو کم میکردم، یه حس دروغین بهم دست میداد که انگار کاملاً لاغر شدم و همزمان یه ترس دائمی که نکنه برگرده. یعنی حتی در اوج موفقیت هم آرامش نداشتم.
مادرم که خیاط بود، وقتی بعد از رژیم لباسهام گشاد میشد و ازش میخواستم تنگشون کنه، میگفت: «صبر کن ببینیم میمونی یا نه.» اون موقع از این حرف دلخور میشدم، ولی راستش خودم هم توی ذهنم باور نداشتم که این تغییر میمونه. ذهنی که از قبل منتظر برگشتن وزنه، معمولاً همون چیزی رو تجربه میکنه که منتظرشه.
🎉 رژیم در دنیای واقعی
رژیم روی کاغذ خیلی مرتبه: فهرست مجاز، فهرست ممنوع، سقف روزانه. ولی زندگی واقعی پر از مهمونی، دورهمی، روزهای خستهکننده و لحظههای ناراحتیه. بهونههای من همیشه آماده بود: «الان که با دوستام اومدم بیرون، نمیتونم برنامهام رو دنبال کنم» یا «توی مهمونی حیفه رژیم بگیرم؛ امشب میخورم، از فردا.»
توی مهمونیها هم حس میکردم همه دارن غذا خوردنم رو نگاه میکنن. خیلی از غذاها رو چاقکننده میدونستم و باز هم میخوردم، در حالی که دوستهای لاغرم بدون هیچ نگرانی غذا میخوردن و وقتی سیر میشدن، دست میکشیدن. اونها رژیم نداشتن؛ فقط رابطهی آرومی با غذا داشتن. و این رابطه چیزیه که هیچ جدول کالریای یادت نمیده.

🌀 چرا رژیم گرفتن چاقترمون میکنه؟
حالا برسیم به اصل ماجرا. چطور ممکنه کاری که قراره لاغرمون کنه، چاقترمون کنه؟ وقتی به تجربهی خودم و چرخههای رژیم نگاه میکنم، این الگو رو میبینم:
- تصمیم میگیری رژیم بگیری؛ معمولاً به خاطر یه فشار بیرونی.
- غذاهای زیادی ممنوع میشن و ذهن بیشتر از همیشه درگیر غذا میشه.
- یه لحظه، یه مهمونی یا یه جعبه شیرینی، برنامه رو خراب میکنه.
- احساس گناه میاد و با «حالا که خراب شد» بیشتر میخوری.
- رژیم کنار گذاشته میشه و وزن، معمولاً با چند کیلو اضافه، برمیگرده.
- باور «من نمیتونم» قویتر میشه و دور بعد با ترس بیشتری شروع میشه.
این بالا و پایینها به مرور باعث فرسودگی ذهنی میشن. آدم کمکم خودش رو باور نمیکنه و حس میکنه چاقی یه سرنوشت تغییرناپذیره. بعضیها همینجا بیخیال میشن و بعضیها سراغ رژیمهای سختتر میرن؛ و این بازی هیچوقت تموم نمیشه.
🔍 تصمیمهایی که از بیرون میان
یه نکتهی مهم که سالها نمیدیدم: تصمیمهای من برای رژیم همیشه از بیرون میومد. یه حرف خجالتآور، یه مهمونی نزدیک، یه لباسی که تنم نمیرفت. حتی عدد بالاتر ترازو ناراحتم میکرد، ولی تصمیمی نمیساخت. رژیمهام رو همیشه از شنبه شروع میکردم و شروع باشگاه رو طوری تنظیم میکردم که به تعطیلات نخوره.
تصمیمی که از فشار بیرونی ساخته بشه، با رفتن فشار تموم میشه. و رژیم، چه رژیم صد و چه هر رژیم دیگه، معمولاً همینطوری شروع میشه: با یه فشار، نه با یه خواستن.

🌱 راهحل واقعی؛ لاغری بدون جنگیدن با غذا
اگه تا اینجا با من اومدی، حتماً دیدی که مشکل فقط این رژیم یا اون رژیم نیست. تفاوتی نداره رژیم صد باشه یا هر روش دیگه؛ وقتی با غذا مثل دشمن رفتار کنیم و ذهن رو خسته کنیم، نتیجه معمولاً یه چاقی ناامیدکنندهست. ولی یه راه دیگه هم هست.
🔑 پذیرفتن مسئولیت
اولین قدم من در مسیر لاغری با ذهن این بود که بپذیرم صددرصد مسئول چاقی، اشتها و پرخوری خودم هستم. از اون روز غذاها، متابولیسم و ژنتیک از فهرست مقصرهای من خط خوردن. وقتی مقصر بیرونی نباشه، دیگه لازم نیست با غذا بجنگی؛ فقط باید یاد بگیری چطور انتخاب کنی.
💭 از «باید» به «دوست دارم»
سال ۱۳۹۳ با قانون جذب آشنا شدم و یاد گرفتم «باید» رو که برای من معنای جنگیدن داشت، با «دوست دارم … رو تجربه کنم» عوض کنم. رژیم پر از «باید» و «نباید»ه. وقتی جاش «دوست دارم سبکی رو تجربه کنم» بشینه، ذهن دیگه در حالت دفاع نیست؛ داره به سمت یه خواسته حرکت میکنه.
🌿 لغزش، بخشی از مسیره
امروز وقتی زیادهروی میکنم، به خودم عصبانی نمیشم و قول جبرانی نمیدم. قبول میکنم انتخاب خودم بوده و روی بهتر کردن واکنشهام کار میکنم. هنوز هم بارها لغزش دارم، ولی لغزش برام دلیل بهتر کردن تمرینه، نه رها کردن. همین نگاه، چرخهی رژیم و شکست رو برای من شکست.
من با همین تغییر نگاه، بدون رژیم و باشگاه و قرص، حدود ۳۰ کیلو کم کردم و از اون موقع متناسب موندم. افراد زیادی هم با همین مسیر تغییر کردن؛ آلبوم شگفتیسازان رو ببین تا با چشم خودت ببینی.

🏁 جمعبندی
رژیم صد یه رژیم کمکربوهیدراتهست که روزانه فقط ۱۰۰ کالری قند رو مجاز میدونه و فهرست بلندی از ممنوعیتها میسازه. ولی سؤال مهمتر از «رژیم صد چیه» اینه که چرا رژیمها برای خیلی از ما به لاغری ماندگار نمیرسن. جواب من، بعد از سالها تجربه، اینه که رژیم وزن رو کم میکنه، ولی ذهن رو عوض نمیکنه.
اگه آمادهای این بار به جای یه رژیم تازه، ذهنت رو تغییر بدی، دورهی ورود به سرزمین لاغرها رو برای همین ساختم؛ یه آموزش منظم و قدمبهقدم برای لاغری بدون جنگیدن با غذا.
✍️ تمرین: کارنامهی رژیمهات
همونقدر که دست به غذا بودن ما رو چاق میکنه، دست به قلم بودن ما رو لاغر میکنه. یه برگه بردار و اینها رو بنویس:
- اسم رژیمهایی که تا امروز گرفتی رو بنویس.
- جلوی هر کدوم بنویس چرا شروعش کردی؛ از خواستهی خودت یا از یه فشار بیرونی؟
- بنویس هر کدوم چطور تموم شد و بعدش وزنت چی شد.
- سه غذایی که در رژیمها ممنوع کردی و بعد با ولع سراغشون رفتی رو بنویس.
- یه «باید» دربارهی لاغری رو به «دوست دارم … رو تجربه کنم» تبدیل کن.
📝 برام بنویس
تا حالا رژیم صد یا رژیم دیگهای گرفتی که بعدش وزنت بیشتر از قبل برگشته باشه؟ چرا شروعش کرده بودی؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.
اگه تمرین رو انجام دادی، کارنامهی رژیمهات رو هم بنویس. شاید به یه نفر دیگه کمک کنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
رژیم صد چیست؟
رژیم صد یا The 100 یه رژیم کمکربوهیدراته از کتاب جورج کروزه که به جای کالری معمولی، فقط «کالری قند» رو میشماره و سقفش رو روزی ۱۰۰ کالری قند (حدود ۲۵ گرم کربوهیدرات) میذاره.
رژیم ۱۰۰ چطور محاسبه میشه؟
گرم کربوهیدرات هر غذا ضرب در ۴ میشه «کالری قند» و مجموعش در روز نباید از ۱۰۰ بیشتر بشه. فیبر و پروتئین توی این محاسبه حساب نمیشن.
چرا بعد از رژیم وزن برمیگرده؟
چون رژیم رفتار رو موقتاً تغییر میده، ولی ذهن همون ذهن قبلی میمونه. ممنوعیتها ولع میسازن و احساس گناه بعد از لغزش، به پرخوری بیشتر میرسه.
قبل از شروع رژیم صد چی کار کنم؟
اگه تصمیم داری رژیم خیلی کمکربوهیدراتی شروع کنی، حتماً با پزشک مشورت کن. و قبلش از خودت بپرس این تصمیم از خواستهی خودته یا از یه فشار بیرونی.
امتیاز 4.03 از 29 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
درود بر همه عاشقان تناسب در بهشت لاغری با ذهن
من چون در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفتم بازم مثل همیشه حالم خیلی خوبه
وقتی میفهمم به آرزوی دیرینه م دارم نزدیک میشم و شکمم جمع تر شده
خوشحالم واقعا تناسب برای ما خیلی احساس خوبی داره
و من همیشه ته ذهنم نمیدونم چرا فکر میکردم به این آرزو نمیرسم
ولی الان برعکس فکر میکنم تناسب و سلامتی حق مسلم منه
من بدنم رو دوست. دارم من برای خودم ارزش قایلم
چرا باید چیزهای مضر سلامتی م رو بخورم آیا واقعا اونا لذت داره
خوردنشون یا انتخاب های سالم لذت بخش ترهوقتی خودم برای خودم ارزش قایلم
دیگه دلم نمیاد این هیکل قشنگم رو خراب کنم کمردرد بگیرم راهی دکتر بشم بجاش دلم تناسب میخواد سبکی میخواد انرژیم چندین برابر میشه
اعتماد بنفسم بالا میره و اونهممه شانس پوشیدن لباسهای خوشگل تو کمدم پیدا میکنم من خیلی دلم میخواد
لباسهای خوشگلم رو که قبلا خریدم هر روز تنم کنم جلوی آینه خودم رو ببینم و لذت ببرم باید این لذت برامون مهمتر از هر لذت کاذب موقت دیگه ای بشه تا به هدفمون برسیم
وقتی نور خرد بهت بتابه دیگه به گذشته برنخواهی گشت
زمانی که بیداری اتفاق میفته و وارد مسیر آگاهی میشی دیگه نمیتونی برگردی به حالت قبل
،ما نسخه جدیدی از خودمون میشیم
با ورودت به مسیر آگاهی تک و تنها میشی وارد فضای جدیدی از زندگی میشی با ابعادی جدید
…جسم، ذهن ، روح که به تعادل برسه بیداری آغاز میشه
نشان های دریافت شده
سلام همیشه بماگفتن چاقی خوب نیست لاغری بهتره ادم خوشتیپ تره لباس به تنش میادمازودجوگیرشدیم بایدرژیم بگیریم چرافلان دوستم یادخترخاله رژیم گرفته شب شام نخورده میوه یاسالادخورده چقدرخوب شده من چراانجامش ندم منم شروع میکنم یه بسم الله میگرفتیم ازدکتربرنامه رژیمی میگرفتیم وشروع میکردیم اوایل جورژیم مارومیگرفت نه من شیرنی نمیخورم فقط شکلات تلخ باچایی کشمش یاتوت خشک میخورم برنج درحد۱۰قاشق نون دوکف دست بیشترنشه کالری اضاف واردبدن بشه بایدکلی ورزش کنیم عذاروباترازووزن میکردیم کالری شماری میکردیم یامیگفتن درهفته یکی دوبارروزه بگیریدچربی هااب میشن شکمت بزرگه درازنشست برو بروباشگاه ورزش کن بزارزودلاغربشی ذهن بدبخت همیشه توفازقحطعی بودهمش ماروترغیب میکردبخورولی مامیگفتیم نه منم بایدمثل فامیلم بشه باربی بشم یافلان تاریخ عروسیه بایدوزن کمکنم بمن نگاه چاق نکنن یاحرفی نزنن بعدیه مدت میدیدیم پوست صورت افتاده شده داغون شدیم ازاجرارژیم زودزودمیرفتیم روترازو اگر عددپایین نشون میدادخوشحال بودیم بالانشون میدادناراحت توذهن نجوامیشدخاک توسرت بی ارزه ایی سایزبگیرچقدرکم کردی کلی سیستم بهم میخورد هورمون بهم میریخت اگرچندکیلوکم میکردیم به محض رهاکردن رژیم وزن برمیگشت چقدرازلحاظ روحی وروانی میریختیم بهم حرص ولع غذایی مابیشترمیشد وقتی غذای موردعلاقه حذف میشد ولع بخوردن هابیشترمیشد فقط جسم بدبخت اسیب میدیدازلحاظروحی چقدرادیت میشدیم چراموفق نشدم بایدلاغری ازذهن اغازبشه مابادرون وقتی دوست بشیم باذهن خودبه صلح برسیم محدودنکردن غذاویاهرچیزی همش باعث میشه افکارماباجسم ماهماهنگ شده چجوری باتمرین وتکراردراموزش ها ریشه ذهنی مارواموزش میده ذهن ناخوداگاه اموزش میبینه دیگه بامانمیجنگه همچی خورده میشه نه ترسی هست نه رژیم غذایی رژیم روح وروان انسان روبهم میزنه نمیزاره به هدف برسیم ولی لاغری باذهن یک مسیرارام بدون رنج هست کافیه تومسیرباشیم. لذت ببریم لاغرشدن اسانترین کاردنیاست
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام خدمت استاد عزیز وبزرگوارم و دوستان همراهم.
منم مثل همه ی دوستان عزیزم تا بحال تجربه ی تلخ رژیم رو داشتم .
از دبیرستان که یک دوستی به من گفت چاقی و برام مهم شد وزنم رو کم کنم تا به امروز که حدود ۲۸ سال می گذره درگیر رژیم بودم .
بیشتر رژیم من مربوط به کم کردن غذا بوده و دو بار با دکتر تغذیه رژیم و دارو های چربی سوز وزن کم کردن و غیر از اون یک بار رژیم یک هفته سبزیجات رو داشتم و ۲ کیلو کم کردم در حالیکه نوشته بود ۷ تا ۸ کیلو کاهش وزن واقعا خجالت می کشم که باورم شده بود میشه .
درباره ی عوارض رژیم خیلی مطالعه کردم چون بارها شکست خوردم و دنبال راه حل بودم خیلی مطلب خوندن تا خودمو نجات بدم و بعد از خوندن ها و گشتن های زیاد و درخواست از خداوند مهربانم به این سایت هدایت شدم.
خیلی برای من جالب بود که تمام عوارضی که نوشته شده از قحطی بدن و کاهش متابولیسم ،بهم ریختگی هورمون سیری و گرسنگی ،بهم خوردن دوره ی قاعدگی و …
با این وجود در آخر وقتی از خودت می پرسیدی پس چکار باید کرد ، بازم می گفتن خوب بسم الله الرحمن الرحیم، رژیم رو شروع کن .
یک تجربه ای دارم برای صحت این نکات .
اواخر دوران رژیم و ورزشی ام که باشگاه می رفتم دستگاهی اومده بود به نام دستگاه آنالیز و حتی الان دکترای تغذیه هم از این دستگاه استفاده می کنند که این دستگاه دقیقا میزان چربی و آب ،متابولیسم ،میزان عضله و … رو نشون میده .
همیشه برای من متابولیسم پایین تر از حد نرمال بود و من خیلی ناراحت بودم .
امروز با خوندن این مقاله فهمیدم که من خودم با رژیم و کم خوری هام باعث شدم که بدن بره تو فاز قحطی زدگی و متابولیسم رو کم کنه .
امروز فهمیدم که چرا این اتفاق افتاده بدنم دچار ترس از گرسنگی و مرگ شده.
این بدن هوشمند تا زمانیکه من از افکار پلید رژیم و ترس از غذاها و خوردن هام دست بر ندارم متابولیسم منو نرمال نمی کنه .
و اینکه یک بار هم که شروع کردم به کم کردن غذا و کاهش وزن تا با دستگاه دوباره خودم رو چک کنم با نهایت حیرت رفتم روی دستگاه، دیدم تمام وزنی رو که کم کردم کاهش عضله بوده با اینکه من ورزش عضلانی انجام میدادم و این دیگه فاجعه ای دردناک بود .
خواستم بگم من به عینه دو نمونه از این عوارض رو با دستگاه دیدم .
و هورمون سیری و گرسنگی رو که به فنا دادم چون تازه توی سرزمین زیبای تناسب اندام دارم یادش می گیرم ، تنظیماتش بهم خورده و دارم سعی می کنم درستش کنم .
ولی از همه ی اینا گذشته لطمه ای که روح و روانم خورده و شکست های پی در پی و نتونستن ها و اینهمه سردرگمی و در جا زدن و نشدن هایی رو که در زندگی تجربه کردم و نمی دونستم ریشه اش در رژیم هست تازه فهمیدم این رژیم ها با من چکار کرده و خداروشکر با آموزش در این بهشت زیبا داره ترمیم میشه .
خداروشکر.
چقدر از همسرم خجالت می کشیدم که کلی هزینه می کرد و وقت میذاشت منو می برد مطب و می آورد و اونجا منتظر من دوساعت پشت فرمان ماشین توی گرما و سرما می نشست و من لاغر می شدم و باز برمی گشتم سرجام ،خیلی خجالت می کشیدم که نمی تونستم لاغر بشم .
غیر از این هیچ وقت از رفتن به مهمونی و تفریح و عروسی خوشحال نمی شدم چون جز نگرانی لباس و ترس از نگاه دیگران، چیزی برای من نداشت .
خدارو شاکرم که تموم شد واقعا تموم شد .
الانم میدونم که شاگرد خوبی نیستم ولی سعی می کنم باشم ، من می تونم بهترین ساکن این سرزمین باشم فقط باید خودمو باور کنم .
باید باورهامو تغییر بدم ،عادتهامو عوض کنم ،آموزش هامو دنبال کنم .
تکرار و تمرین و دادن هر روزه ی آگاهی به ذهنم .
من می تونم شگفتی ساز این سرزمین باشم .
همه ی ما می تونیم .
بدنمون قادره ما رو به همون جایی که بودیم برگردونه .
باید بهش زمان بدیم تا ترمیم بشه .
استاد سپاسگزارم از لطف و مهربانی شما
در پناه حق باشید .
نشان های دریافت شده
عرض سلام و روز بخیر دارم خدمت شما مخاطبین عزیز. امیدوارم که تا این ساعت روز رو به خوبی و خوشی سپری کرده باشید و در ساعات باقی مونده روز هم لحظاتی لذت بخش رو پیش رو داشته باشید .
امروز در خدمت یکی از دوستانی هستیم که در سایت تناسب فکری عضویت دارند . ازشون میخوایم بعد از معرفی کوتاه خودشون اگر مایل هستند به چند سوال کوتاه ما پاسخ بدن . بفرمایید .
_ منم سلام و روز بخیر عرض میکنم خدمت شما و سایر دوستان . من الهه رضائی هستم که از سال ۱۴۰۰ عضو این سایت شدم . با آموزش های رایگان سایت نتایج فوق العاده ای گرفتم و بعد با ثبت نام در دوره “ ورود به سرزمین لاغرها” حدود ۲۵ کیلو ! وزن در طول یکسال کم کردم . متاسفانه بدلایل مشغله های کاری ، انجام مطالعات و تمرینات روزانه رو کنار گذاشتم و با درگیری ذهنم با باورها و افکار قبلی که هنوز قویتر و قدرتمندتر از باورها و افکار جدیدی بودند که در حال ساختن شون بودم ، دوباره مقداری از وزنم برگشت . الان دوباره به سایت برگشتم و امیدوارم همون دلایلی که باعث شد دوباره برگردم و همون نیرویی که منو به این مسیر هدایت کرد ، باعث بشه اینبار مصمم و متعهد ، و با احترام به تصمیم ام و بدن هوشمندم نتایج پایدار و فوق العاده ای بگیرم . در خدمت تونم
_ خیلی هم عالی . بهتون تبریک میگم . و خوشامد میگم برای بازگشت مجددتون به سایت تناسب فکری . .ما هم امیدواریم با نتایج فوق العاده تون بزودی در بخش شگفت انگیزان ملاقات تون کنیم .
خوب ، حالا شما بفرمایید که:
آیا تا حالا رژیمی گرفتین که بدنتون بعدش بیشتر چاق شده باشه؟
بعععععله ه ه ه …من فکر کنم پاسخ من و سایر دوستانی که اینجا هستند یک بله به همین بلندی باشه که خدمتتون عرض کردم .بگم براتون از رژیم کالری شماری ، رژیم کانادایی ، رژیم اتکینز ، رژیم مدیترانه ای ، رژیم کیتوژنیک ،رژیم خام خواری ، رژیم گیاهخواری ، رژیم فستینگ ، انواع و اقسام رژیم هایی که مربی های باشگاه هایی که میرفتم بهم دادند و دیگه اسم خاصی نداشتن ، اسمشون رو بزاریم رژیم های باشگاهی ! و از همه بدتر رژیمهایی که فقط یک نوع خوراکی داشتند مثل ؛ رژیم شیر ، رژیم آب !!! ، رژیم سوپ ، رژیم سیب ، رژیم مرغ ( فقط سینه آب پز مرغ ! ) رژیم ماهی ( فقط قزل آلای کبابی ! ) رژیم موز ، رژیم آب سبز سبزیجات ، رژیم آجیل ، رژیم عسل ، رژیم تخم مرغ ، و …دیگه …ذهنم یاری نمیکنه . انواع دمنوش و دارو و قرص و ماساژهای موضعی و انواع کمربند و لرزاننده و …هم بود که دیگه فکر کنم بقیه شو دوستان عزیز بهتر بتونن ادامه بدن .
عجب لیست بلندبالایی ! خوب حالا سوال بعد :
_تجربهی شکست یا موفقیتتون تو کاهش وزن چی بوده؟
اینم که بخوام بهتون بگم الا ماشاالله مورد هست ؛ رژیم بعد از زایمان ، ۲۴ کیلو کاهش وزن حدود ۸ ماه ، برگشت حدود ۶ ماه بعد البته بعلاوه ۵ کیلو بیشتر !!!
رژیم گیاهخواری مدت ۲ ماه ، هشت کیلو کم کردم ، علاوه بر برگشت وزن تو دوماه بعدش چند وقت ناراحتی معده هم داشتم . رژیم کیتوژنیک ، حدود ۱۲ کیلو سه ماهه کم کردم ، ول کردم ، دوباره برگشتم بعلاوه ۴ کیلو اضافه ، رژیم فستینگ هم که دیگه غوغا کردم ، ۲۷ کیلو یکساله کم کردم ، الان بعد ۴ ماه فکر کنم ۷ تا ۸ کیلو برگشته . بقیه شم در حد ۴ تا ۵ کیلو موقتی بوده که همهی برگشتن به وزن قبلی .
یعنی یه بار بشینم حساب کنم تقریبا تا حالا به اندازه ی یه نیسان بار !!! چربی کم کردم …خخخخ …که نتیجه اش همینی هست که الان خدمت شما هستم و هنوز اضافه وزن دارم
و سوال آخر ؛.
_ به نظرتون تغییر ذهن چقدر میتونه اثرگذار باشه؟
به جرات میگم قطعا میتونه تاثیر گذار باشه ، حتما میتونه تاثیرگذار باشه اینو بهش ایمان دارم چون یکبار این مسیر رو رفتم و نتایج فوق العاده ای هم گرفتم . منتها چون هنوز باورهای جدید لاغری و ذهنیات نوپا و جوان کاهش وزنم اینقدری مستحکم نبودند که بتونند جای ذهنیت های قبلی قدرتمند قوی چاقی که سالها باهاشون دمخور بودم و تمام اعمال و رفتارم رو کنترل میکردند رو بگیرند ، همینکه از انجام تمرینات و مطالعه روزانه و در مسیر لاغری بودن دست برداشتم دوباره به مسیر قبلی برگشتم .
اما به لطف خدا اینکه دوباره به این مسیر هدایت شدم رو اتفاقی نمیدونم . حتما دوباره این آمادگی در من ایجاد شده ، حتما دوباره لایق یادگیری آگاهی و اطلاعات جدید هستم . حتما آماده ی دوباره ورود به این مسیر و ثبت ردپاهای جدید هستم . برای ساخت و ترمیم راه های گذشته ، دوباره تلاش میکنم و برای حفظ جوانه های جدید ذهنم هر روز آنها را با معلومات و آموزش های جدید این سابت آبیاری میکنم ، هر روز برای یادگیری شوق و شوری تازه خواهم داشت و میدانم و اطمینان دارم نتایجی که از این ثبت و ضبط تازه معلومات و باورها و سبک جدید ذهنی در فکر و جانم رخ میدهد باعث هیجان و شگفتی ام خواهد شد .
و در انتها تشکر از شما جناب استاد عطار روشن ، که مهمترین نقش را در ارائه این اطلاعات و آگاهی ها و سوق دادن ما به سوی انجام این تصمیمات داشتید و دارید . سپاسگزارم .
برقرار باشید
یا حق .
سلام و درود من چندین بار صد بارها رژیمهای متفاوت و ورزشهای سخت کردم و مربی کرفتم و هزینهای زیادی بابت غذاهای رژیمی و بدمرثزه و مربیهای ورزشی صرف کردم ولی بی نتیجه بودن و اگر هم نتیجه داشتند خیلی کوتاه مدت بودن و بو سو افکت بودن و وزنم چندین برابر برگشته و نه تنها پول و وقتم را هدر دادم بلکه وزنم دو یا ۳ برابر قبل رژیم شده و بر نا امیدی و دلسردی خودم از بی ارتدکسهایم اضافه شده ولی الان با شرکت در سرزمین لاغرها نگرشهایم نسبت به خودم و غذاها و چاقی به طور کلی تغییر کرده . الهی شکرتو ممنون از استاد بسیار عزیز و گرامی
نشان های دریافت شده
عین حقیقت هست یک چرخه ی معیوب که قبلا توش گیر افتاده بودم هی رژیم و ورزش باز یه جایی کنترل از دستم خارج میشد و چاق تر از قبل میشدم و کاهش اعتماد بنفس و خودباوری انگار مستقیم امید ادم رو نشونه میگیره و نابودش میکنه…
از وزن 78 یادم میاد چاق و لاغر شدن من شروع شد و با این وزن من فهمیدم چاقم و شروع کردم به رژیم گرفتن الان بعد از 15 سال شاید حداقل 20 بار رژیم و کاهش وزن های زیاد در حد 20 کیلو الان بعد از زایمانم 99 کیلو هستم…
بماند که چقدر ولع و ترسم از غذا بیشتر شد
با تشکر
نشان های دریافت شده
سلام بر دوستان وهم مسیران عزیز واستادگرامی
بازهم یک مطلب موثق ومستند براساس تحقیقات استاد که ثابت میکند که رژیم(( که بقول استاد این کلمه برزبان آوردن ولفظش به تنهایی باعث احساس بد میشود ))مخرب است و معکوس عمل میکند وازاین بابت بخاطر مسیری که هستیم بخودمیبالیم
واما تجارب وحشتناک من ازرژیم که بارها وبارها اتفاق افتاد ورفت وبرگشتهای وزنی که شاید در مجموع نزدیک به ۱۰۰ کیلو کم کردم و اضافه کردم وهی بازی رفت وبرگشت
وهربار عزت نفس واعتمادبه نفس افت میکرد وخود سرزنشی هاشروع میشد خداروشکر که هدایت شدم و آگاه شدم که مشکل از جای دیگری بوده ومن بی تقصیربوده ام
وحالا درک میکنم که چگونه چاق شدم ذهنی ومحیطی و باورهای نامناِسب ذهنی وآموخته ام که دقیقا همانگونه متناسب بشوم با آگاهی و تغییرفرمولها وباورها وذهنم را
متناسب کنم وبعد رفتارم متناسبانه خواهد شد وسپس جسمم بازحواهد گشت به سر جایی که بوده
نشان های دریافت شده
به نام خدایی بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد عطارروشن وهمه دوستان هممسیر
به شکر خدایی عزیزم مراحل تمرین د وره اصلاح پرخوری اشتها تویی فایل ۳۸ طی ۹۰ روز من باید نوشته داشته باشم که از صبح تا اخر شب من چی میل میکنم اول نیازم بود وبد آیا تشویق شدم آیا به تشویق جواب مثبت دادم خوردنی انجام دادم خلاصه فشرده مسیرم واین دورها هست که تو این تمرین انجام میشه
دو روز پیش من اصلا گرسنه نبودم برنجم دم کشیده بودم شوید بقالی بر میگردنم تو سینی که ته دیگش نرم نشه چون خانوداهام ته دیگ برشته دوست داران من برنج برگردنم تو سیتی شوید باقلا بود که رنک شکل طبقه طبقه داشت به همراه مرغ که اپن از صبح دلتون نخواد گلی زمان براش،گذاشتتم تفت دادم آماده شده بود وفتی چشم افتاد به برنج تو سینی بهش گفتم با تو دوست هستم نگران نباش ازت میخوردم ولی حالا نه به خودم اجازه میدم زمانی که واقعا گرسنه هستم بیام ازت مصرف کنم حالا ازت میکشم بیقه میل کنن و بد نوبت من هست برای بیقه کشیدم توارامش خوب آمد کارم انجام دادم چند ساعت گذشت گرسنه شدم ازهمون غذا میل کردم دلتون نخواد مزه داد
تمرینم نوشتم که به شکرخدا این تمربن ۹۰ رور هست ودرست امروز روز ۹۰ این تمرین هست که برای من تمام میشه وباید کل این هفته اخر تو این فایل یاداشت کنم شما تو اون فایل گغته بودبد هرروز یادداشت کنم من دوست داشتم این تمرین بیشترین لذت ببرم نوشتن این تمرین هفتگی انجام دادم ۱۲ هفته پرکار وپر از اطلاعات ونتیجه کل دوره ام هست به خودم قول دادم به شکل خلاصه تو گوشیم این تمرین تا اخر سال اجرا کنم به کمک خدایی عزیزم مهربانم که این مسیر رو برام من درنظر گرفت هدایت وحمایت کرده حالا دارم از دریافت تو جند بخش دیدگاه دارم وحس خوبی از درستی مسیرم وکارم دارم چون آشتی با غذا درمن شکل گرفت
مراحل این آشتی مرحله به مرحله انجام شد و حالا با اتمام این تمرین این شکل صحبت با سینی غذام دارم رفتاری که ساله ها هست با عشقم با گیاهانم دارم باهشون صبحت میکنم و حس ازتباط خوبی یا گیاهنم دارم وتا دو روز پیش ا صلا هیچ زمان چنین صحبتی نیود واقعا برامجالب شد که من از خوردن وترسهای اون کاملا رها شدم نگرانی وافکار رها شده هست صحبت تو ذهن ندارم
پس ارتباطم افزایش پیدا کرده که این صحبت وارتباط درمن شکل گرفته هست و چقدر خوشحال هستم نتیجه تجربه تو این فایلهای جدید هم زمان یاد داشت دارم که تاییدی بشه برای درستی کارم مسیرم تمرینهای که انجام دادم ولذت بی مثال ازاین هم زمانی دارم حس موقعیت از مسبرم برام واضحتر میکنه ونتیجه هم دارم وزنم خیلی خوشگل داره کم میشه لذتی ازاین کم شدن وزن رو حس میکنم که بی نظیر هست عالی عالی هست درست که هنوز به اون وزن دلخواه نرسیدم ولی از زمان شروع هم فاصله تو نگاهم کیلومتر کیلومتر هست
حاضر بودن هرکاری کنم که وزنم گم بشه با هرر رژیم جز حس شکست وخودم ناتوان دیدن حس ارزشمندی کمتر از خودم داشتن لایق ندیدن برای دریافت از. خدای عزیز نتیجه هماحساس خراب روحیه آشفته و جایزاه چاقی بزرگ بود لاغری به شکل کامل حسرتی بود که اصلا برای من نیود چه برسه بهش فکر کنم
تجسم ااغری و سلامتی کنم و تو تجسم باهش بیرون برم دره برم تپه برم بود برم دشت دریا برم بلندی و پستی زیبایی رو تجربه کنم همه وهمه من تو جسمی واقعی متناسب کاملا سالم هستم انقدر تصپویر زیبایی برای خودم خلق میکنم از هرتجسم که دوست دارم تواین تجسم قرار بگیرم
فبلا این تجسم توهر ابعادش،بی هیجگم کاستی تومسیر سابق بود با حسی،کاملا متفاوت وشد چاقی بی حد وبزرگ من
پس حالا که تو مسیر بر کشت هستم همه جیز تو جای خودش تو شکل درستش هست نتیجه بی هیج شکی لاغری عالی هست که نوید این واقعیت درتجسم دارم و لذت بی مثالی از مسیرم میبرم نتیجه من با بخشهای زیادی از جنبه های این آشتی بر قرار کردم اشتی اول با خودم وجسم چاقم بود به مرور اینداشتی واقعی شد دوستی خوبی بینمون برقرار شد
اشتی بدی فبول وضعیتم توبخش سلامتی بود وکه به شکره خدایی عزیز. و این آشتی زیبا با خودرن آخرین آشتی نیست با ادامه دادن جنبه های دیکه زندگیم تو این شرایط،قرا بگیره موقعیت توهمون بخش رو تجربه خواهم کرد تویی فایل شما گفتید ما نیومدم با چاقی چنککنیم آشتی بهتر پاسخ میده تا جنگ ترس حسرت وفبول نکردن مسئولیت وضعبت ایجاد شده هربخش باید واقعی آگاهی کسب بشه تحلیل بشه تمرین بشه تکرار ربشه که آین آشتی واقعی باشه وترمیم واقعی رو توجسم کا به نمایش میزاره
خدا پشت وپنا هتونیا حق حق نگه دارتون
رژيم فقط دفعه اول کاهش وزن میده ولی بعدش درگیر استپ یا توقف کاهش وزن میشی وفایده ای نداره
من بیست ساله که دارم رژیم میگیرم… یعنی بعداز تولد دخترم و هرسال یک کیلو اضافه کردم توی این بیست سال بیست کیلو اضافه کردم… انواعانواع رژیم مدیترانه ای وسفره خانواده وسایز کم کردن چندروزی هم کتو…. ولی وقتی به عقب برمیگردم میبینم رژیم باعث اضافه وزن من شده تا کاهش وزن…. محدودیت های رژیم ذهن راکلافه میکنه وذهن دنبال آرامشه… ومنومن بارها باخوردن آرامش را به مغزم ارسال کردم…. واین رژیم ها از من یک آدم گاه عصبانی در موقع رعایت رژیم، وگاه بی خیال موقع رعایت نکردن…. وتازه به خودم میگفتم حالاکه رژیم نیستم میخورم تا بعد دوباره رژیم میگیرم کم میشم هیچوقت هم این اتفاق نمیافتاد… خیلیخیلی سخته که بیست سال توی تله رژیم افتاده باشی پول زیاد داده باشی وآخرشم هیچ
نشان های دریافت شده
سلام ودورود بر استاد جانم
چقدر متن زیبا بود از ته دل همه ما بود متنی آشنا برای همه ما
در گذشته هرگز با رژیم گرفتن و محدود کردن جسم خودم لاغری پایداری نداشتم
بارها وزن کم میکردم ولی با خوردن دوروز بدون برنامه و رژیم همه وزن سریع برمیگشت و من دوباره دغدغه هام و بلا تکلیف بودنم شروع میشد.ودلیل اصلی هم همون واکنش بدن به کم خوری بود بی اطلاع بودن ذهنم بود
رژیم گرفتن روی روان و ذهنم وحالم تاثیر بدی داشت.تمام زندگی گذشته من صرف لاغر شدن ولاغر موندن شد ه بود و در نهایت هم جسمی خسته روانی بهم ریخته برام موند
وقتی رژیم میکرفتم پر خور تر میشدم ولع بیشتری داشتم .اصلا علت اصلی چاقی من در تمام این سالها همون رژیم گرفتن ها بود همش غیر اصولی و ناپایدار بود روزها من حتی به اندازه یه گنجشگ غذا میخوردم ولی باز چاق بودم ای بدن قشنگ لطفاً منو ببخش که آنقدر ناخواسته آزارت دادم و چون ناآگاه بودم بلد نبودم من با رژیم گرفتن و کم خوری کردن بیشتر به روند چاقی در خودم کمک میکردم
اشتباه ترین کار زندگی من رژیم گرفتن بود واین چرخه ای بود که سالها برای من بود
هزاران بار رژیم های مختلف میکرفتم ولی بعدش چاقتر میشدم
اولین بار با رژیم و ورزش تونستم 35کیلو وزن کم کنم وموفق بشم ولی این لاغری و خوشحالی مدت کوتاهی برام بود چون بعدش دغدغه من شده بود نگهداری ازوزنم وحتی دغدغه من بیشتر هم شده بود به نظرم یه شکست بود برام چون زندگی نمیکردم داعم فکر بر نگشتن چاقی بودم و عذاب الهی شده بود برام خلاصه زندگی همه افراد چاق همین هست
ولی به لطف خدای مهربانم و هدایت شدنم به لاغری با ذهن و آشنایی با استاد عطا روشن
وبه آگاهی رسیدن دیگه دغدغه ندارم نحوا ندارم ولع ندارم پرخوری ندارم .به اندازه نیازم میخورم لذت هم میبرم .اتفاقا با خوردن به اندازه لاغرتر هم میشوم ترس از مواد غذایی ندارم .دلهره چاق تر شدن ندارم .حالم خوبه .عاشق خودم و بدنم شدم .بدنم برام مقدس شده وبا عشق ازش نگهداری میکنم .ودلیل این همه حال خوبم فقط هماهنگ شدن جسم و ذهن و روحم هست که به لطف خدایم این اتفاق برام افتاده و دارم ازش لذت میبرم .خدایا شکرت برای این احساس خوبم استاد مهربانم سپاسگزارم