«دیگه بسه! از شنبه رژیم میگیرم.» این جمله رو بیشتر از اونی که بتونم بشمرم به خودم گفتم. نزدیک ۳۵ سال چاق بودم و رژیمهای جورواجور رو امتحان کردم. هر بار یه رژیم تازه با یه اسم تازه و یه وعدهی تازه پیدا میشد و من با امید شروعش میکردم. امروز یکی از رژیمهایی که زیاد دربارهاش میپرسن رژیم صده؛ رژیمی که وعدهی کاهش وزن سریع میده.
توی این مقاله اول خیلی کوتاه میگم رژیم صد چیه و چطور حساب میشه. بعد سراغ سؤال اصلی میرم: چرا رژیم گرفتن، چه رژیم صد باشه و چه هر رژیم دیگه، برای خیلی از ما به جای لاغری، به چاقی بیشتر ختم میشه؟ اگه تازه با این مسیر آشنا شدی، از شروع مسیر لاغری با ذهن هم یه سر بزن.
در این جلسه میآموزیم:
🥗 رژیم صد چیست؟
رژیم صد یا The 100 یه رژیم کمکربوهیدراته که از کتابی به همین اسم از جورج کروز میاد. این رژیم به جای شمردن کالری معمولی، فقط «کالری قند» رو میشماره و سقفش رو روزی ۱۰۰ کالری قند میذاره؛ یعنی حدود ۲۵ گرم کربوهیدرات در روز. وعدهاش هم کاهش وزن سریع در چند هفتهست.
🧮 رژیم ۱۰۰ چطور محاسبه میشه؟
در رژیم صد، فقط قند افزوده حساب نمیشه؛ هر کربوهیدراتی، حتی قند میوه و غلات، به «کالری قند» تبدیل میشه. فرمولش اینطوریه: گرم کربوهیدرات ضرب در ۴ مساوی کالری قند. فیبر و پروتئین توی این محاسبه حساب نمیشن و هر روز فقط اجازه داری مجموع کالری قند غذاهات به ۱۰۰ برسه.
این جدول چند نمونه رو نشون میده که طبق قاعدهی خود این رژیم حساب شدن:
| ماده غذایی | کربوهیدرات | کالری قند |
|---|---|---|
| یک سیب متوسط | ۲۰ گرم | ۸۰ |
| یک موز متوسط | ۳۰ گرم | ۱۲۰ (بیش از سقف روزانه!) |
| نصف پیمانه برنج قهوهای پخته | ۲۲ گرم | ۸۸ |
| نصف پیمانه لوبیا سیاه پخته | ۲۰ گرم | ۸۰ |
| یک ظرف ماست ساده کمچرب | ۱۷ گرم | ۶۸ |
همونطور که میبینی، طبق این حساب حتی یه موز بهتنهایی از سقف روزانه رد میشه. یعنی این رژیم از همون روز اول، فهرست بلندی از ممنوعیتها میسازه.
⚠️ قبل از شروع هر رژیم سخت
من متخصص تغذیه نیستم و قرار هم نیست دربارهی اثرات جسمی این رژیم نظر بدم. اگه به هر دلیلی تصمیم داری رژیم خیلی کمکربوهیدراتی مثل این رو شروع کنی، حتماً قبلش با پزشک مشورت کن. چیزی که من میتونم دربارهاش حرف بزنم، اتفاقیه که رژیم گرفتن توی ذهن ما میندازه؛ و این رو سالها از نزدیک تجربه کردم.
در لاغری با ذهن، غذای خوب و بد یا چاقکننده و لاغرکننده نداریم. موضوع اصلی، نگاه ما به غذاست. و رژیمهایی مثل رژیم صد، دقیقاً همین نگاه رو به سمت ترس و ممنوعیت میبرن.

🪤 رژیم گرفتن؛ تله یا راهحل؟
همه چیز از یه تصمیم ساده شروع میشه: «از فردا رژیم میگیرم!» اینترنت پر از وعدههای «کاهش وزن سریع» و «چند کیلو در یه هفته»ست و عجیب نیست که رژیم شده انتخاب اول خیلیها برای لاغری. ولی یه سؤال اساسی این وسط هست: آیا رژیم گرفتن واقعاً به لاغری پایدار ختم میشه، یا در بلندمدت ما رو چاقتر از قبل میکنه؟
داستان من جواب روشنیه. رژیم رو از حدود ۸۵ کیلو شروع کردم. هر رژیم پنج تا ده کیلو کمم میکرد و بعد وزنم بیشتر از قبل برمیگشت؛ تا جایی که حدود ۳۳ سالگی به ۱۳۵ کیلو رسیدم. یعنی با هر رژیم، یه قدم به لاغری نزدیکتر نمیشدم؛ یه قدم به چاقی بیشتر نزدیک میشدم.
💍 لاغر شدن سخت نبود؛ لاغر موندن سخت بود
وقتی به همسرم پیشنهاد ازدواج دادم، خانوادهاش که همه لاغر بودن، شرط گذاشتن کمی وزن کم کنم. با یه رژیم سخت و ورزشی که یه دوست لاغرم پیشنهاد داده بود، وزن کم کردم. ولی همهی اون مدت فقط منتظر بودم تموم بشه. دو سه هفته بعد از اینکه موافقت کردن، وزنم برگشت؛ ولی دیگه خانوادهی همسرم راهی برای مخالفت کردن نداشتن😄.
این تجربه چیزی رو نشونم داد که اون موقع نفهمیدم: رژیم بلده وزن رو کم کنه، ولی بلد نیست ذهن رو عوض کنه. و وقتی ذهن همون ذهن قبلی بمونه، وزن هم دیر یا زود برمیگرده سر جای قبلیش؛ معمولاً با چند کیلو اضافه.

🧠 عوارض روانی رژیم گرفتن
رژیم گرفتن در نگاه اول فقط محدود کردن غذاست. ولی یه بار روانی سنگین هم همراهش میاد که کمتر دربارهاش حرف میزنیم. رژیم، ذهن رو گرسنهتر از بدن میکنه.
۱. وسواس فکری دربارهی غذا
وقتی دائم کالری میشمری، هر روز خودت رو وزن میکنی یا مدام حساب میکنی امروز چقدر «کالری قند» خوردی، کمکم ذهنت به جای زندگی کردن، درگیر غذا میشه. هر جا بری، یه قسمت از ذهنت داره فکر میکنه: «این چقدره؟ اگه بخورم چی میشه؟»
من حتی بدون رژیم هم تمام روز به غذا فکر میکردم. صبحونهی فردا رو از شب قبل برنامهریزی میکردم و ساعت نه صبح منتظر چای و کیک بودم. وقتی رژیم میگرفتم، این فکرها کمتر نمیشد؛ فقط شکلش عوض میشد و یه لایهی ترس هم بهش اضافه میشد.
۲. ولع و پرخوری بعد از محرومیت
وقتی به خودت فشار میاری که چیزی رو نخوری، مثل فنریه که هی فشردهاش میکنی؛ بالاخره یه جا رها میشه. یه بار وسط یه رژیم سخت، یکی از فامیل یه جعبه شیرینی آورد. همین که دیدمش، حس کردم قراره بخورم و رژیم رو ول کنم؛ و همین هم شد.
غذایی که ممنوع بشه، توی ذهن یه جایگاه ویژه پیدا میکنه. و به محض اینکه رژیم تموم بشه یا یه لحظه کنترل از دست بره، با ولع بیشتری سراغش میری. رژیمی مثل رژیم صد که حتی یه موز رو هم بیش از سقف میدونه، فهرست بلندی از همین غذاهای ویژه میسازه.
۳. احساس گناه و چرخهی جبران
بعد از هر پرخوری حس شکست داشتم و قول میدادم «فردا به جبران امروز هیچی نمیخورم». ولی فردا یادم میرفت و ذهن چاقم میگفت: «تو که خراب کردی، اونم بخور.» احساس گناه بعد از یه شام سنگین، همیشه من رو به خوردن بیشتر میکشوند.
رژیم این چرخه رو قویتر میکنه؛ چون هر خوردنی که بیرون از برنامه باشه رو «خطا» میدونه. و ذهنی که پر از احساس خطا و گناهه، برای آروم شدن سراغ همون چیزی میره که ازش فرار میکرد.
۴. آسیب به اعتمادبهنفس
«من اراده ندارم!»، «باز نتونستم رژیم رو ادامه بدم»، «همه میتونن، فقط من شکست میخورم.» این جملهها رو بارها به خودم گفتم. هر رژیم ناموفق یه سند تازه به پروندهی «من نمیتونم» اضافه میکرد.
جملهی همیشگی من این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو به همه میگفتم تا بینتیجه بودن تلاشهام رو توجیه کنم، در حالی که ته دلم هنوز امید داشتم. ولی واقعیت این بود که مشکل از شخصیت من نبود؛ از راهی بود که انتخاب کرده بودم.
✨ چرا رژیمهای سریع اینقدر وسوسهانگیزن؟
رژیمهایی مثل رژیم صد یه چیز خیلی جذاب دارن: وعدهی نتیجهی سریع. وقتی آدم سالها با اضافهوزن زندگی کرده، شنیدن «چند کیلو در چند هفته» مثل یه در نجات به نظر میاد. من هم بارها از همین در رد شدم.
این رژیمها خیلی وقتها وزن رو کم میکنن. ولی اتفاقی که بعدش توی ذهن میافته، داستان رو عوض میکنه. وقتی با رژیم چند کیلو کم میکردم، یه حس دروغین بهم دست میداد که انگار کاملاً لاغر شدم و همزمان یه ترس دائمی که نکنه برگرده. یعنی حتی در اوج موفقیت هم آرامش نداشتم.
مادرم که خیاط بود، وقتی بعد از رژیم لباسهام گشاد میشد و ازش میخواستم تنگشون کنه، میگفت: «صبر کن ببینیم میمونی یا نه.» اون موقع از این حرف دلخور میشدم، ولی راستش خودم هم توی ذهنم باور نداشتم که این تغییر میمونه. ذهنی که از قبل منتظر برگشتن وزنه، معمولاً همون چیزی رو تجربه میکنه که منتظرشه.
🎉 رژیم در دنیای واقعی
رژیم روی کاغذ خیلی مرتبه: فهرست مجاز، فهرست ممنوع، سقف روزانه. ولی زندگی واقعی پر از مهمونی، دورهمی، روزهای خستهکننده و لحظههای ناراحتیه. بهونههای من همیشه آماده بود: «الان که با دوستام اومدم بیرون، نمیتونم برنامهام رو دنبال کنم» یا «توی مهمونی حیفه رژیم بگیرم؛ امشب میخورم، از فردا.»
توی مهمونیها هم حس میکردم همه دارن غذا خوردنم رو نگاه میکنن. خیلی از غذاها رو چاقکننده میدونستم و باز هم میخوردم، در حالی که دوستهای لاغرم بدون هیچ نگرانی غذا میخوردن و وقتی سیر میشدن، دست میکشیدن. اونها رژیم نداشتن؛ فقط رابطهی آرومی با غذا داشتن. و این رابطه چیزیه که هیچ جدول کالریای یادت نمیده.

🌀 چرا رژیم گرفتن چاقترمون میکنه؟
حالا برسیم به اصل ماجرا. چطور ممکنه کاری که قراره لاغرمون کنه، چاقترمون کنه؟ وقتی به تجربهی خودم و چرخههای رژیم نگاه میکنم، این الگو رو میبینم:
- تصمیم میگیری رژیم بگیری؛ معمولاً به خاطر یه فشار بیرونی.
- غذاهای زیادی ممنوع میشن و ذهن بیشتر از همیشه درگیر غذا میشه.
- یه لحظه، یه مهمونی یا یه جعبه شیرینی، برنامه رو خراب میکنه.
- احساس گناه میاد و با «حالا که خراب شد» بیشتر میخوری.
- رژیم کنار گذاشته میشه و وزن، معمولاً با چند کیلو اضافه، برمیگرده.
- باور «من نمیتونم» قویتر میشه و دور بعد با ترس بیشتری شروع میشه.
این بالا و پایینها به مرور باعث فرسودگی ذهنی میشن. آدم کمکم خودش رو باور نمیکنه و حس میکنه چاقی یه سرنوشت تغییرناپذیره. بعضیها همینجا بیخیال میشن و بعضیها سراغ رژیمهای سختتر میرن؛ و این بازی هیچوقت تموم نمیشه.
🔍 تصمیمهایی که از بیرون میان
یه نکتهی مهم که سالها نمیدیدم: تصمیمهای من برای رژیم همیشه از بیرون میومد. یه حرف خجالتآور، یه مهمونی نزدیک، یه لباسی که تنم نمیرفت. حتی عدد بالاتر ترازو ناراحتم میکرد، ولی تصمیمی نمیساخت. رژیمهام رو همیشه از شنبه شروع میکردم و شروع باشگاه رو طوری تنظیم میکردم که به تعطیلات نخوره.
تصمیمی که از فشار بیرونی ساخته بشه، با رفتن فشار تموم میشه. و رژیم، چه رژیم صد و چه هر رژیم دیگه، معمولاً همینطوری شروع میشه: با یه فشار، نه با یه خواستن.

🌱 راهحل واقعی؛ لاغری بدون جنگیدن با غذا
اگه تا اینجا با من اومدی، حتماً دیدی که مشکل فقط این رژیم یا اون رژیم نیست. تفاوتی نداره رژیم صد باشه یا هر روش دیگه؛ وقتی با غذا مثل دشمن رفتار کنیم و ذهن رو خسته کنیم، نتیجه معمولاً یه چاقی ناامیدکنندهست. ولی یه راه دیگه هم هست.
🔑 پذیرفتن مسئولیت
اولین قدم من در مسیر لاغری با ذهن این بود که بپذیرم صددرصد مسئول چاقی، اشتها و پرخوری خودم هستم. از اون روز غذاها، متابولیسم و ژنتیک از فهرست مقصرهای من خط خوردن. وقتی مقصر بیرونی نباشه، دیگه لازم نیست با غذا بجنگی؛ فقط باید یاد بگیری چطور انتخاب کنی.
💭 از «باید» به «دوست دارم»
سال ۱۳۹۳ با قانون جذب آشنا شدم و یاد گرفتم «باید» رو که برای من معنای جنگیدن داشت، با «دوست دارم … رو تجربه کنم» عوض کنم. رژیم پر از «باید» و «نباید»ه. وقتی جاش «دوست دارم سبکی رو تجربه کنم» بشینه، ذهن دیگه در حالت دفاع نیست؛ داره به سمت یه خواسته حرکت میکنه.
🌿 لغزش، بخشی از مسیره
امروز وقتی زیادهروی میکنم، به خودم عصبانی نمیشم و قول جبرانی نمیدم. قبول میکنم انتخاب خودم بوده و روی بهتر کردن واکنشهام کار میکنم. هنوز هم بارها لغزش دارم، ولی لغزش برام دلیل بهتر کردن تمرینه، نه رها کردن. همین نگاه، چرخهی رژیم و شکست رو برای من شکست.
من با همین تغییر نگاه، بدون رژیم و باشگاه و قرص، حدود ۳۰ کیلو کم کردم و از اون موقع متناسب موندم. افراد زیادی هم با همین مسیر تغییر کردن؛ آلبوم شگفتیسازان رو ببین تا با چشم خودت ببینی.

🏁 جمعبندی
رژیم صد یه رژیم کمکربوهیدراتهست که روزانه فقط ۱۰۰ کالری قند رو مجاز میدونه و فهرست بلندی از ممنوعیتها میسازه. ولی سؤال مهمتر از «رژیم صد چیه» اینه که چرا رژیمها برای خیلی از ما به لاغری ماندگار نمیرسن. جواب من، بعد از سالها تجربه، اینه که رژیم وزن رو کم میکنه، ولی ذهن رو عوض نمیکنه.
اگه آمادهای این بار به جای یه رژیم تازه، ذهنت رو تغییر بدی، دورهی ورود به سرزمین لاغرها رو برای همین ساختم؛ یه آموزش منظم و قدمبهقدم برای لاغری بدون جنگیدن با غذا.
✍️ تمرین: کارنامهی رژیمهات
همونقدر که دست به غذا بودن ما رو چاق میکنه، دست به قلم بودن ما رو لاغر میکنه. یه برگه بردار و اینها رو بنویس:
- اسم رژیمهایی که تا امروز گرفتی رو بنویس.
- جلوی هر کدوم بنویس چرا شروعش کردی؛ از خواستهی خودت یا از یه فشار بیرونی؟
- بنویس هر کدوم چطور تموم شد و بعدش وزنت چی شد.
- سه غذایی که در رژیمها ممنوع کردی و بعد با ولع سراغشون رفتی رو بنویس.
- یه «باید» دربارهی لاغری رو به «دوست دارم … رو تجربه کنم» تبدیل کن.
📝 برام بنویس
تا حالا رژیم صد یا رژیم دیگهای گرفتی که بعدش وزنت بیشتر از قبل برگشته باشه؟ چرا شروعش کرده بودی؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.
اگه تمرین رو انجام دادی، کارنامهی رژیمهات رو هم بنویس. شاید به یه نفر دیگه کمک کنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
رژیم صد چیست؟
رژیم صد یا The 100 یه رژیم کمکربوهیدراته از کتاب جورج کروزه که به جای کالری معمولی، فقط «کالری قند» رو میشماره و سقفش رو روزی ۱۰۰ کالری قند (حدود ۲۵ گرم کربوهیدرات) میذاره.
رژیم ۱۰۰ چطور محاسبه میشه؟
گرم کربوهیدرات هر غذا ضرب در ۴ میشه «کالری قند» و مجموعش در روز نباید از ۱۰۰ بیشتر بشه. فیبر و پروتئین توی این محاسبه حساب نمیشن.
چرا بعد از رژیم وزن برمیگرده؟
چون رژیم رفتار رو موقتاً تغییر میده، ولی ذهن همون ذهن قبلی میمونه. ممنوعیتها ولع میسازن و احساس گناه بعد از لغزش، به پرخوری بیشتر میرسه.
قبل از شروع رژیم صد چی کار کنم؟
اگه تصمیم داری رژیم خیلی کمکربوهیدراتی شروع کنی، حتماً با پزشک مشورت کن. و قبلش از خودت بپرس این تصمیم از خواستهی خودته یا از یه فشار بیرونی.
امتیاز 4.03 از 29 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدایی بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد عطارروشن وهمه دوستان هممسیر
به شکر خدایی عزیزم مراحل تمرین د وره اصلاح پرخوری اشتها تویی فایل ۳۸ طی ۹۰ روز من باید نوشته داشته باشم که از صبح تا اخر شب من چی میل میکنم اول نیازم بود وبد آیا تشویق شدم آیا به تشویق جواب مثبت دادم خوردنی انجام دادم خلاصه فشرده مسیرم واین دورها هست که تو این تمرین انجام میشه
دو روز پیش من اصلا گرسنه نبودم برنجم دم کشیده بودم شوید بقالی بر میگردنم تو سینی که ته دیگش نرم نشه چون خانوداهام ته دیگ برشته دوست داران من برنج برگردنم تو سیتی شوید باقلا بود که رنک شکل طبقه طبقه داشت به همراه مرغ که اپن از صبح دلتون نخواد گلی زمان براش،گذاشتتم تفت دادم آماده شده بود وفتی چشم افتاد به برنج تو سینی بهش گفتم با تو دوست هستم نگران نباش ازت میخوردم ولی حالا نه به خودم اجازه میدم زمانی که واقعا گرسنه هستم بیام ازت مصرف کنم حالا ازت میکشم بیقه میل کنن و بد نوبت من هست برای بیقه کشیدم توارامش خوب آمد کارم انجام دادم چند ساعت گذشت گرسنه شدم ازهمون غذا میل کردم دلتون نخواد مزه داد
تمرینم نوشتم که به شکرخدا این تمربن ۹۰ رور هست ودرست امروز روز ۹۰ این تمرین هست که برای من تمام میشه وباید کل این هفته اخر تو این فایل یاداشت کنم شما تو اون فایل گغته بودبد هرروز یادداشت کنم من دوست داشتم این تمرین بیشترین لذت ببرم نوشتن این تمرین هفتگی انجام دادم ۱۲ هفته پرکار وپر از اطلاعات ونتیجه کل دوره ام هست به خودم قول دادم به شکل خلاصه تو گوشیم این تمرین تا اخر سال اجرا کنم به کمک خدایی عزیزم مهربانم که این مسیر رو برام من درنظر گرفت هدایت وحمایت کرده حالا دارم از دریافت تو جند بخش دیدگاه دارم وحس خوبی از درستی مسیرم وکارم دارم چون آشتی با غذا درمن شکل گرفت
مراحل این آشتی مرحله به مرحله انجام شد و حالا با اتمام این تمرین این شکل صحبت با سینی غذام دارم رفتاری که ساله ها هست با عشقم با گیاهانم دارم باهشون صبحت میکنم و حس ازتباط خوبی یا گیاهنم دارم وتا دو روز پیش ا صلا هیچ زمان چنین صحبتی نیود واقعا برامجالب شد که من از خوردن وترسهای اون کاملا رها شدم نگرانی وافکار رها شده هست صحبت تو ذهن ندارم
پس ارتباطم افزایش پیدا کرده که این صحبت وارتباط درمن شکل گرفته هست و چقدر خوشحال هستم نتیجه تجربه تو این فایلهای جدید هم زمان یاد داشت دارم که تاییدی بشه برای درستی کارم مسیرم تمرینهای که انجام دادم ولذت بی مثال ازاین هم زمانی دارم حس موقعیت از مسبرم برام واضحتر میکنه ونتیجه هم دارم وزنم خیلی خوشگل داره کم میشه لذتی ازاین کم شدن وزن رو حس میکنم که بی نظیر هست عالی عالی هست درست که هنوز به اون وزن دلخواه نرسیدم ولی از زمان شروع هم فاصله تو نگاهم کیلومتر کیلومتر هست
حاضر بودن هرکاری کنم که وزنم گم بشه با هرر رژیم جز حس شکست وخودم ناتوان دیدن حس ارزشمندی کمتر از خودم داشتن لایق ندیدن برای دریافت از. خدای عزیز نتیجه هماحساس خراب روحیه آشفته و جایزاه چاقی بزرگ بود لاغری به شکل کامل حسرتی بود که اصلا برای من نیود چه برسه بهش فکر کنم
تجسم ااغری و سلامتی کنم و تو تجسم باهش بیرون برم دره برم تپه برم بود برم دشت دریا برم بلندی و پستی زیبایی رو تجربه کنم همه وهمه من تو جسمی واقعی متناسب کاملا سالم هستم انقدر تصپویر زیبایی برای خودم خلق میکنم از هرتجسم که دوست دارم تواین تجسم قرار بگیرم
فبلا این تجسم توهر ابعادش،بی هیجگم کاستی تومسیر سابق بود با حسی،کاملا متفاوت وشد چاقی بی حد وبزرگ من
پس حالا که تو مسیر بر کشت هستم همه جیز تو جای خودش تو شکل درستش هست نتیجه بی هیج شکی لاغری عالی هست که نوید این واقعیت درتجسم دارم و لذت بی مثالی از مسیرم میبرم نتیجه من با بخشهای زیادی از جنبه های این آشتی بر قرار کردم اشتی اول با خودم وجسم چاقم بود به مرور اینداشتی واقعی شد دوستی خوبی بینمون برقرار شد
اشتی بدی فبول وضعیتم توبخش سلامتی بود وکه به شکره خدایی عزیز. و این آشتی زیبا با خودرن آخرین آشتی نیست با ادامه دادن جنبه های دیکه زندگیم تو این شرایط،قرا بگیره موقعیت توهمون بخش رو تجربه خواهم کرد تویی فایل شما گفتید ما نیومدم با چاقی چنککنیم آشتی بهتر پاسخ میده تا جنگ ترس حسرت وفبول نکردن مسئولیت وضعبت ایجاد شده هربخش باید واقعی آگاهی کسب بشه تحلیل بشه تمرین بشه تکرار ربشه که آین آشتی واقعی باشه وترمیم واقعی رو توجسم کا به نمایش میزاره
خدا پشت وپنا هتونیا حق حق نگه دارتون