شاید شما هم مثل من سالها در سمینارها و کتابها به دنبال آن راز بزرگ بودهاید؛ راز موفقیت ۹۰ درصدی که زندگی را متحول میکند. من هم کلی تکنیک جذب و قانونهای مختلف را امتحان کردم، اما همیشه حس میکردم یک حلقه گمشده وجود دارد. 🧐
بعد از کلی آزمون و خطا، فهمیدم که آن ۹۰ درصد اصلی، نه در قانونهای پیچیده، بلکه در یک تغییر بسیار ساده و درونی نهفته است: تغییر نگاه و رابطه ما با خالقمان! 😇
در این مقاله قصد دارم تجربه خودم را با شما به اشتراک بگذارم و نشان دهم چگونه با درک صحیح قانون جذب الهی و تغییر زندگی، میتوانیم از گله و شکایت به سمت آبروداری از خداوند حرکت کنیم و دروازههای واقعی نعمت و آرامش را به روی زندگیمان بگشاییم. ✨
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.44 از 34 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست.
مگر میشود با خدا بود و پادشاهی نکرد؟؟؟مفهوم این جمله رو اگر سالها قبل درک کرده بودم مطمئنا توی ی مسیر هموارتر و لذتبخش تر بودم ولی باز هم خدارو شکر میکنم که طی این مدتی که درک درستی از این دنیا و … پیدا کردم تونستم که تا حد زیادی آرامش رو به زندگیم برگردونم.الهی شکر.
من هم روزها و لحظه ایی رو داشتم که فقط داشتم باری به هر جهت دور خودم میچرخیدم و گلایه میکردم که چرا من شانس ندارم؟؟چرا پدر و مادرمو زود از دست دادم؟چرا ازدواج موفقی نداشتم؟چرا همسرم با من بد برخورد میکنه؟چرا هیچ کس با من همراه نیست؟؟گاهی خیلی گریه میکردم که خدایا تو منو دوست نداری،چرا منو به این دنیا وارد کردی؟چرا منو رها کردی؟چرا جواب صبرمو نمیدی؟چرا هرکاری میکنم صدای منو نمیشنوی؟؟خیلی شاکی بودم خیلی طلبکار بودم خیلی اوضاع روح و قلبم درهم و خرابه بود،از خدا میترسیدم فکر میکردم من لایق همین زندگی هستم که خدا بهم داده هر چقدر صداش بزنم نواب نمیده پس ی زمانی کلا به روزه و نماز و راز و نیاز فکر نکردم و به اصطلاح خودمون با خدا قهر کردم البته این قهر به ظاهر بود ولی قلبا ازش میترسیدم و فکر میکردم از حالا به بعد بلاهای بیشتری سرم میاد.هیچ شناختی نداشتم هیچ هیچ بودم.خالی بودم.هیچ اطلاعاتی نداشتم و خودمو ی آدم بدبخت و آویزون میدیدم.خیلی حس حقارت داشتم،نمیتونم بگم که از درون چقدر خراب بودم.از ظاهر اینجوری بودم بسیار آدم صبور و آروم ولی درونم و احساساتم بسیار تند و تیز و خشن و پر از کینه و نفرت.این من بودم.اصلا از سپاسگزاری چیزی نمیدونستم اگر به ظاهر میگفتم سر سفره،الهی شکر فقط داشتم این جمله رو از سر عادت تکرار میکردم.هیچ درکی از خدایا شکرت نداشتم.فکر میکردم حالا بگم یا نگم چ فرقی میکنه مگه برای بالاسری مهمه؟؟مگه میشنوه پس الکی الهی شکر میگفتم.این گفتگوهای ذهنی ادامه داشت و هروقت ی آدم به ظاهر مذهبی میدیدم و توصیه میکرد که فلان دعا رو فلانجور بخون یا شب فلان ماه،فلان کار رو بکن،به ظاهر انجامش میدادم ولی تهش میدونستم نه نمیشه اینجوری هم جواب نمیده.اینها سالها تکرار شد ولی ته ته ته قلبم گاهی میگفتم خدایا خودت راهنماییم کن،نمیدونم چرا اینجوری میگفتم؟؟چون استمراری نداشتم به این درخواست پس خیلی دیر جواب گرفتم،تقریبا پنج یا شش سال پیش مشکلات مالی و رابطه ی بد عاطفی با همسرم اوج گرفت و من در آستانه ی فروپاشی بودم .از نوشتن ی چیزایی شنیده بودم که با نوشتن نامه به فلان فرشته و درخواست از اون فرشته و بعد پاره کردن اون نامه قطعا فرشته جواب نامه رو خواهد داد و بعد منم شروع کردم به نوشتن و درخواست کردن تا حد زیادی تونستم حالمو با نوشتن خوب کنم البته ناآگاهانه تونسته بودم خودمو آروم کنم و این بزرگترین اتفاق حال خوب کنه روزهای بد من بود و این نوشتن ادامه داشت شاید خیلی جواب خواسته هامو نمیگرفتم ولی از اینکه تمرکز پیدا کرده بودم خوشحال بودم.سه سال پیش اتفاقی با یکی از دوستانم صحبت میکردم و درباره ی قانون جذب شنیده هامو باهاش به اشتراک میذاشتم ایشون سایت آقای عباسمنش رو به من معرفی کرد و قصه ی جدید زندگی من شروع شد،فهمیدم این فرشته هایی که توی گوگل ازشون شنیده بودم همه شون همون خدا بودن،فهمیدم به خاطر قسم خداوند توی قرآن به قلم،حال من از نوشتن خوب شده بود و فهمیدم معجزه ای ست در پشت نوشتن خواسته ها و حرفامون.توی این سالهای عمرم که با کینه و نفرت از خدا گذشت چقدر آبروی خدا رو بردم،چقدر به خودم عذاب دادم،چقدر بد خدا رو گفتم چقدر به مخلوقاتش بی احترامی کردم.چقدر خدا رو هیچ ندونستم.ای خدا چی بنویسم از این همه ظلمی که در حق خودم کردم و خوبیها و زیبایی های زندگیمو ندیدم.چقدر تو خالق خوبی بودی و من تو رو ندیدم.چقدر دستامو گرفتی منو به عرش رسوندی اما من ندیدم.چقدر تو منو رشد دادی ولی من متوجه نشدم.چقدر جوابمو دادی ولی من نشنیدم.خدایا منو ببخش همونطوری که منو بخشیدی و هدایتم کردی به این سایت.استاد عطار روشن رو دستی از دستان خودت کردی برای من تا با آشنا شدن با ایشون به درک درستی از خوبیها و لطف تو برسم.
استاد عزیز،من توی سایت آقای عباسمنش به صورت کاملا تصادفی با سایت آشنا شدم و توی این مدت خیلی سردرگم بودم که فقط یکی از شما دو بزرگوار رو انتخاب کنم برای رسیدن به آرامش و پیدا کردن راه برای رسیدن به خواسته هام.و خیلی خیلی تصادفی شما رو انتخاب کردم،از خدا خواستم که خدایا خودت بگو من کجا برم ؟؟پیش کدوم استاد راهمو ادامه بدم و خیلی خیلی آسون و راحت به سایت شما اومدم و از لحظه لحظه بودنم توی این صفحات دارم استفاده میکنم.استاد عزیز از شما قدر دان هستم که انقدر رسا و روان و شیوا برای ما آگاهی های ناب و شیرین به جا میذارید،استاد از خدا براتون سلامتی و حال دل خوب طلب میکنم.امیدوارم توی زندگیتون در کنار خانواده ی محترمتون روزهای پر از آرامش رو تجربه کنید.من تمام تلاشم رو میکنم توی این دنیای مجازی تناسب اندام بمونم و هر روز خودم رو آپدیت کنم با حرفها و تجربه های جذاب شما.روزی که به این سایت وار شدم هدفم رسیدن به تناسب اندام بود ولی از روزی که فایلهای تغییر زندگی رو دارم گوش میدم و مینویسم خیلی حال و احوال جسم و روحم تغییر کرده.خدایا شکرت.
امیدوارم بتونم خودم تغییر بدم و آبروی خدا رو حفظ کنم.من از خدا میخوام که بهم پول و ثروت و آرامش و حال دل خوب بده،برای خدا کاری نداره،من میخوام و به خوبیهای زندگیم توجه میکنم تا خداوند زودتر جوابمو بده.سعی میکنم بد مخلوقات خدا رو نگم.از بیماری و آدمهای… و موادغذایی بد و بی پولی و دنیای نامرد حرف نزنم به جاش تحسین کنم هر آنچه خوبی میبینم توی اطرافم رو.تحسین کنم خودمو که انسان توانمند و آگاهی هستم.تحسین کنم همسر مهربان و قدر شناسمو تحسین کنم شغل قشنگ و پر از آرامش و پردرآمدم رو. تحسین کنم لطف و محبت ادمهای اطرافم رو و تحسین کنم زندگی قشنگی که دارم.خونه ی قشنگم رو رابطه ی عاطفی عالی و پر عشقم با همسرم رو.الهی شکر
یا حق