✨ همهی افراد چاق در آرزوی لاغری هستند، اما آنچه بین آنها و خواستهشان فاصله انداخته، نه غذاست و نه ژن! بلکه تصاویریست که از چاقی در ذهن خود ساختهاند. این تصاویر ذهنی مثل دیوارهایی نامرئی، ارتباط سالم بین ذهن و جسم را مختل میکنند و اجازه نمیدهند بدن به سمت تناسب حرکت کند.
🌀 خیلی از افراد چاق بارها و بارها برای لاغری اقدام کردهاند؛ از رژیمهای سخت گرفته تا ورزشهای طاقتفرسا. اما چون مسیر را اشتباه رفتهاند، یا استمرار کافی نداشتند، ذهن و جسم آنها نتوانستهاند با هم همراستا شوند. نتیجه؟ دوباره برگشتن به نقطهی اول…
در این جلسه میآموزیم:

✨ تعامل ذهن و جسم؛ پلی به سوی درک عمیقتر خودمان
از دیرباز انسان در تلاش بوده تا راز وجودش را کشف کند؛ و در این میان، یکی از اسرار بزرگ خلقت، تعامل بین ذهن و جسم است. فلاسفه و دانشمندان زیادی تلاش کردهاند این ارتباط را توضیح دهند، اما همچنان بسیاری از زوایای این رابطه حیرتانگیز ناشناخته باقی مانده است.
واقعیت این است که ذهن و جسم، دو عنصر جدانشدنی وجود انساناند. افکار، احساسات و باورهای ما میتوانند جسممان را تحت تأثیر قرار دهند، همانطور که وضعیت جسمی ما میتواند حال روحیمان را بالا و پایین کند.
🔬 علم چه میگوید؟
مطالعات علمی نشان دادهاند که استرس و افکار منفی میتوانند سیستم ایمنی را تضعیف کرده و سلامت ذهن و جسم را به خطر بیندازند. در مقابل، احساسات مثبتی مثل عشق، آرامش، قدردانی و شادی میتوانند بدن را تقویت کرده و حتی به درمان بیماریها کمک کنند.
برای مثال، یک مطالعه منتشر شده در مجله مغز،رفتار و ایمنی (Brain, Behavior, and Immunity) نشان داد که تجربه مکرر احساسات منفی با افزایش نشانگرهای التهابی در خون مرتبط است، در حالی که احساسات مثبت میتوانند سطح التهاب را کاهش دهند.
همچنین، تحقیقات انجامشده توسط دانشگاه هاروارد نشان دادهاند که قدردانی میتواند بهبودهای قابل توجهی در سلامت روانی و جسمی ایجاد کند، از جمله خواب بهتر، کاهش خطر افسردگی و بهبود سلامت قلبی-عروقی.
این یافتهها تأکید میکنند که پرورش احساسات مثبت و کاهش استرس میتواند نقش مهمی در حفظ و بهبود سلامت ذهن و جسم ایفا کند.
امروزه، پیشرفتهای علوم اعصاب و روانشناسی شناختی به ما نشان دادهاند که ذهن و جسم به طور مداوم در حال گفتوگو با یکدیگرند. بدن بهتنهایی توانایی تصمیمگیری ندارد. هر رفتار فیزیکی ما—از پرخوری گرفته تا انتخابهای روزمره—ابتدا در مغز پردازش و تصمیمگیری میشود.
و نکتهی جالبتر اینکه، حتی مغز هم محل ذخیره اطلاعات نیست. این ذهن ماست که همهچیز را در خود نگه میدارد.
🧠 ذهن؛ آرشیو تصویری بینهایت
خاطره اولین هدیه تولدتان را به خاطر دارید؟ عروسک، دوچرخه یا ماشین کوچکی که گرفتید؟ این اشیاء به شکل فیزیکی در مغز شما ذخیره نشدهاند؛ بلکه تصاویر و احساسات آن لحظات در ذهن شما ثبت شدهاند.
میتوانید ذهنتان را مثل فضایی ابری خارج از جسم تصور کنید؛ جایی که تمام تصاویر، خاطرات، احساسات و تجربیات زندگیتان در آن ذخیره شدهاند. ذهن همیشه و با سرعتی باورنکردنی، به این آرشیو دسترسی دارد—بدون آنکه نیاز به حمل فیزیکی اطلاعات باشد.
و اینجاست که تعامل ذهن و جسم شکل میگیرد:
• ما با استفاده از جسممان، تجربه میکنیم؛
• ذهن آن را ثبت میکند؛
• و بعد، با مرور این اطلاعات ذهنی، دوباره جسم را تحت تأثیر قرار میدهیم.
⚠️ مراقب مرورهای ذهنی باش
مرور خاطرات برای تصمیمگیریهای بهتر مفید است، اما بیشتر ما به شکل نادرستی از این توانایی استفاده میکنیم.
کافیست برخوردی ناخوشایند در گذشته را به یاد بیاورید؛ ذهنتان آن را با وضوح مرور میکند و مغز، همان احساس بد را در جسم شما ایجاد میکند—حتی اگر سالها از آن اتفاق گذشته باشد.
این همان تعامل قدرتمند ذهن و جسم است. مغز، پیامهای ذهن را به زبان فیزیکی تبدیل میکند: تپش قلب، تنفس تند، عرق کردن یا گُر گرفتن.
در واقع، ما در طول زندگی تجربههای جسمی محدودی داریم، اما میتوانیم هزاران بار آنها را در ذهن تکرار کنیم. مثلاً:
• شاید فقط یک بار شکست عاطفی داشتهاید، اما هزاران بار آن را مرور کردهاید.
• فقط یک بار از دست دادن عزیزی را تجربه کردهاید، اما بارها و بارها در ذهنتان آن را بازسازی کردهاید.
• همه فقط یکبار میمیرند، ولی ذهن میتواند صدها بار «ترس از مرگ» را تجربه کند.
✅ راهکار چیست؟
اگر ذهن میتواند اینگونه جسم را تحت تأثیر قرار دهد، پس ما میتوانیم با بازنویسی تصاویر ذهنی و مرور آگاهانه تجربههای مثبت، بدنمان را به سوی سلامت، آرامش و حتی تناسب هدایت کنیم.
به جای مرور شکستها، خاطرات خوب را مرور کن.
به جای پیشبینی فاجعهها، آیندهای آرام و روشن را تصور کن.
و به جای بارها زندگی کردنِ یک درد، فقط یکبار آن را بپذیر و بعد رها کن….

چاقی ذهن و جسم؛ کدامیک رنجآورتر است؟
اغلب تصور میکنیم چاقی فقط یک مسألهی فیزیکی است. اما واقعیت این است که چاقی ذهن و جسم هر دو نقش مهمی در تجربهی ما از اضافه وزن دارند — با این تفاوت که ذهن، خیلی سریعتر و گستردهتر از جسم، درگیر چاقی میشود.
شاید بدن ما اضافه وزن را در محدودهای خاص و ملموس تجربه کند، اما ذهن میتواند بدون محدودیت، بارها و بارها چاقی را بازآفرینی، تکرار و حتی بزرگنمایی کند. اطلاعات مربوط به چاقی در ذهن، مثل عکسهایی هستند که هر لحظه میتوانند دوباره مرور یا حتی دستکاری شوند.
این مرور ذهنی نامحدود، باعث میشود چاقی ذهنی بسیار شدیدتر و گستردهتر از چاقی جسمی احساس شود.
جسم چاق میشود، اما ذهن رنج میکشد
برخلاف تصور عموم، جسم انسان در بسیاری مواقع با اضافهوزن مشکلی ندارد. حتی وقتی عدد ترازو از ۱۰۰ یا ۱۲۰ کیلو عبور میکند، بدن همچنان به کارش ادامه میدهد. تنها در موارد شدید، مثلاً وزنهای بالاتر از ۱۵۰ یا ۱۷۰ کیلو، ممکن است اختلالاتی در حرکت یا عملکردهای حیاتی ایجاد شود.
اما ذهن انسان داستان دیگری دارد. ذهن خیلی زود و خیلی راحت از چاقی ناراحت میشود، حتی وقتی هنوز وزن فقط چند کیلو افزایش یافته. فشار روانی ناشی از چاقی، اغلب زودتر از خود چاقی جسمی شروع میشود و خیلی شدیدتر حس میشود.
چاقی ذهنی چطور گسترش پیدا میکند؟
از نظر نگرش عمومی، جسم برای چاق شدن نیاز به زمان، خوردن زیاد و کمتحرکی دارد. اما چاقی ذهنی، فقط چند ثانیه زمان میخواهد! کافیست یک تصویر، یک جمله، یا یک خاطره مرور شود تا ذهن دوباره وارد مدار چاقی شود.
ذهن ما تصاویر و خاطرات مربوط به چاقی را بارها و بارها بازسازی میکند؛ بدون اینکه به فعالیت فیزیکی نیاز داشته باشد.
حتی اگر سالها پیش، کسی به ما گفته باشد «خیلی لاغری، باید یکم چاق شی»، همین جمله میتواند مثل یک بذر در ذهن کاشته شود و بعدها تبدیل به درختی تنومند از افکار چاقی شود.
آغاز چاقی ذهنی از کجاست؟
جالب است بدانید که بسیاری از ما قبل از آنکه دچار چاقی جسمی شویم، بارها فشار چاقی ذهنی را تجربه کردهایم. شاید آن زمانی که هنوز لباسهای سایز کوچک بهراحتی تنمان میرفت، اما کسی بهمان گفت: «چقدر استخونیای!». همین جمله کافی بود تا ذهن ما شروع کند به تصور اینکه «من باید چاقتر بشم.»
نکتهی جالبتر اینجاست که علاقه به چاق شدن فقط در ذهن ایجاد میشود، چون جسم فقط وقتی اطلاعات را حس میکند که واقعاً آن را تجربه کرده باشد. اما ذهن میتواند با چند کلمه یا تصویر، همان تجربه را بارها و بارها بازسازی کند.
چاقی واقعی، رنج مشترک
شاید انگیزهی افراد برای چاق شدن متفاوت باشد — یکی برای جذابتر شدن، دیگری برای قویتر بهنظر رسیدن. اما بهمحض اینکه چاقی از ذهن به جسم منتقل میشود، رنج ناشی از آن در همهی ما تقریباً مشابه است.
همهمان تجربهی نصیحتهای بیپایان درباره لاغر شدن را داشتهایم. همهمان از گرفتن رژیم و نخوردن چیزهایی که دوست داریم خسته شدهایم. همهمان حسرت پوشیدن لباسهایی با رنگ دلخواهمان را کشیدهایم. این رنجها واقعیاند، اما منشأ بیشترشان در ذهن ماست، نه در جسم.
ذهن، تکرار میکند… و بزرگنمایی
ذهن ما علاقهی عجیبی به مرور خاطرات منفی دارد. مثلاً شاید فقط سه بار لباس دلخواهمان را به خاطر چاقی نتوانستهایم بخریم؛ اما ذهن این اتفاق را هزار بار مرور کرده، تحلیل کرده، غصه خورده و نتیجه گرفته که ما «بدبختترین آدم روی زمین» هستیم!
یا شاید فقط دو بار رژیم گرفتهایم و شکست خوردهایم، اما ذهن هزار بار این شکست را کوبیده توی سرمان و گفته: «تو اصلاً اراده نداری!»
همین چند بار شنیدن جملههایی مثل «چقدر چاق شدی!» ممکن است هزاران بار در ذهن ما تکرار شده باشند، و هر بار احساس بدتری برایمان ایجاد کرده باشند.
چاقی جسمی و ذهنی؛ دو جهان موازی
تجربهی ما از چاقی، در واقع در دو جهان موازی شکل میگیرد: یکی در جهان واقعی و فیزیکی، و یکی در جهان ذهنی و تصویری. متأسفانه، ما بیشتر از اینکه در جسممان چاق باشیم، در ذهنمان چاق شدهایم. مرور مداوم خاطرات و تصاویر چاقی، باعث میشود چاقی ذهنی رشد کند و حتی احساسات ما را بیشتر از چاقی جسمی آزار دهد.
به همین دلیل است که برای لاغر شدن پایدار، تنها رژیم و ورزش کافی نیست. باید چاقی ذهنی را هم پاکسازی کنیم. ذهنی که بارها چاقی را بازسازی کرده، نیاز به آموزش و رهایی دارد، نه فقط محدودیت غذایی.
اگر تجربهای از چاقی ذهنی یا جسمی دارید، یا از ذهنتان به خاطر فشارهایی که وارد کرده خستهاید، در بخش دیدگاهها با ما در میان بگذارید. شاید گفتنِ تجربهات، برای دیگری نوری باشد در مسیر رهایی از چاقی.
🌀 پاکسازی ذهن، آغاز تناسب جسم است.
💬 منتظریم تجربیاتت رو بخونیم…

تاثیر ذهن بر لاغر نشدن
حتماً برات پیش اومده که با دیدن کسی که یهبار باهاش بحث داشتی یا حرفی زده که ناراحتت کرده، هنوز قبل از اینکه حتی ببینیش، قلبت تند بزنه و یه حس استرس و دلخوری سراغت بیاد.
یا مثلاً قراره بری یه ادارهای که قبلاً کلی اذیت شدی اونجا؛ فقط با فکر کردن به اون روز، دلت میلرزه و اضطراب میگیری. اینا جادوی ذهن ماست؛ همون ذهنی که خیلی جاها بهمون کمک میکنه، ولی گاهی هم میتونه ترمزِ محکم زندگیمون باشه.
حالا اینو بیار تو ماجرای لاغر شدن. یه جاهایی، تأثیر ذهن بر لاغر نشدن بهقدری قدرتمنده که انگار یه کوه روبهروته، اونقدر بزرگ که حتی فکر فتحش دلسردت میکنه.
ما آدمها، هر چی از چاقی کشیدیم—چه تجربهی نگاه سنگین بقیه، چه سختی خرید لباس، چه رژیمهای بینتیجه—همهشون رو تو ذهنمون بایگانی کردیم. ولی نه یه بار، نه دوبار، هزار بار این خاطرهها رو تو ذهنمون مرور کردیم. نتیجهاش؟ یه تصویر ذهنی از چاقی که خیلی ترسناکتر از واقعیتش شده؛ یه غول ذهنی.
وقتی تصمیم میگیری لاغر شی، ذهن همون اول، کل تاریخچه شکستها و حرفهای منفی رو میریزه روی میز:
• من نمیتونم رژیم بگیرم.
• بدنم چربی رو سریع جذب میکنه.
• من که از اول هم چاق بودم.
• اراده ندارم.
• سنم دیگه گذشته…
و اینجا دقیقاً تأثیر ذهن بر لاغر نشدن خودش رو نشون میده. چون هنوز حرکتی نکردی، ولی ذهنت یهعالمه دلیل و مدرک آورده که چرا قراره شکست بخوری.
فرض کن قراره بری کوه. اگه از همون پایین فقط به قله خیره شی و با خودت بگی «وای چقدر دوره، اصلاً نمیتونم!» احتمالاً حتی یه قدم هم برنمیداری. اما اگه بگی «فقط تا اون درخت برم، بعد یه نفس بگیرم» راحتتر میری جلو. لاغر شدن هم همینطوره.
ولی ذهن ما چیکار میکنه؟ یهذره که وزن کم میکنیم، سریع یاد چهل کیلویی میافته که هنوز مونده و میگه: «خیلی راه مونده! ولش کن، نمیصرفه!» دقیقاً همونجا آدم دلسرد میشه.
یه جاهایی ذهن مثل یه مربی سختگیره که فقط ایراد میگیره. نمیذاره از حرکتهای کوچیکمون خوشحال بشیم. درحالیکه باید بفهمیم ذهنمون با ماست، ولی گاهی لازمه یادش بندازیم که واقعیت با تصوراتش فرق داره.
حتی دیدن آدمهایی که بیشتر از ما وزن کم کردن، تو کوهپیمایی شاید باعث بشه بگیم: «دمش گرم، منم ادامه میدم!» ولی تو مسیر لاغری با ذهن، خیلیهامون سریع میافتیم تو دام مقایسه و ناامیدی: «اون تونسته، ولی من نمیتونم!» باز هم، ذهن!
ذهن ما دوست داره از چیزای قبلی نتیجه بگیره. ولی وقتی گذشتهمون پر از رژیمهای بیثمر و تلاشهای بینتیجه بوده، ذهنمون با خودش میگه: «اینم مثل قبلیاس، بیفایدهست!» و همین میشه سد جلوی تغییر واقعی.
اما راهش چیه؟ اینکه مسیر لاغری رو نه با عجله، بلکه با آگاهی طی کنیم. درست مثل یه کوهنورد که با قدمهای حسابشده و استراحتهای بهموقع جلو میره. مهم نیست کی به قله میرسه؛ مهم اینه که از مسیر نترسی، وسط راه نچرخی و نگی «بیخیال».
باید بدونی که تأثیر ذهن بر لاغر نشدن فقط وقتی قوی میشه که تو بهش اجازه بدی. پس به جای باور به کوه خیالی چاقی، قدمبهقدم پیش برو. هر قدم کوچیکت بهاندازه یه قلهست، اگه از زاویه ذهن سالم بهش نگاه کنی.

🧠 مقاومت ذهن برای لاغری؛ واقعیت یا توهم ذهنی؟
تا حالا چند بار توی نوشتهها یا حرفهای دیگران با این جمله برخورد کردی که:
«من میخوام لاغر بشم، ولی ذهنم نمیذاره!» یا «ذهنم یه جوری مقاومت میکنه، اصلاً همراهم نیست…»
خب، بیا یه بار برای همیشه با این باور محبوب (!) روبرو بشیم و از پایه بررسیاش کنیم.
آیا واقعاً مقاومت ذهن برای لاغری یه چیز واقعی و خارجییه؟ یا صرفاً یه برداشت اشتباه از کارکرد ذهنه؟
چرا عقیده داریم ذهن و جسم ما برای لاغری با هم هماهنگ نیست؟
🌫 اول از همه باید بدونی ذهن یه چیز جدای از تو نیست.
ذهنت، همون خودتی با همهی خاطرات، تجربیات، ترسها و باورهایی که در طول زندگی ساختی. درسته که گاهی انگار ذهن توی سرمون زندگی نمیکنه و مثل یه موجود جدا حرف میزنه، ولی واقعیت اینه که ذهن فقط انبار دادههاته، نه یه نیروی جادویی که جلوی خواستههات وایسه!
✨ حالا چرا ما حس میکنیم ذهن داره مقاومت میکنه؟
ماجرا از جایی شروع میشه که تصمیم به لاغری میگیریم. این تصمیم یه تصمیم کاملاً آگاهانه، لحظهای و مربوط به حاله. اما ذهن… ذهن عاشق گذشتهست! ذهن مدام میره سراغ خاطرات قبلی، شکستها، رژیمهای ناتموم، وزنهایی که برگشتن، لباسهایی که هنوز تنگن!
📽 ذهن میاد این دادهها رو با یه ادیتور قوی میچسبونه کنار هم و تبدیلش میکنه به یه فیلم سینمایی ترسناک از آیندهات:
«تو دوباره شکست میخوری…»
«اگه بازم وزن کم کنی و بعدش دو برابر برگردی چی؟»
«تو اراده نداری، ولش کن بابا!»
و تو؟ تو این فیلم رو باور میکنی! چون تصویرسازی ذهن، واقعاً قویه و قشنگ بلد دلهره بکاره تو وجودت.
💥 پس چیزی که ما بهش میگیم “مقاومت ذهن”، در حقیقت مرور همون فیلمهای قدیمیه که بارها دیدیم ولی هی یادمون میره بازیگر و کارگردانش خودمون بودیم!
👣 حالا راه حل چیه؟
باید بفهمی که این افکار مقاوم نیستن، فقط آشنا و تکراریان. فقط چون زیاد پخش شدن، فکر میکنی درسته.
اینکه “من نمیتونم”، “بازم چاق میشم”، “ارثیهست”، یا “بدنم نمیسوزه” فقط صداهای ضبطشده ذهنه که بارها پخش شدن و دیگه حس میکنی قانون زندگیان.
📌 برای همینه که وقتی تصمیم به لاغر شدن میگیری، ذهنت سریع کانال خاطرهها رو میزنه:
• رژیم قبلی که ول کردی
• روزهایی که با اشتیاق شروع کردی اما وسط راه بریدی
• مهمونیهایی که توش جا زدی
• نگاههای سنگین دیگران وقتی گفتی “رژیم دارم”
و همش میخواد بهت بگه: «بیخیال! این راه مال تو نیست!»
🏔 حالا تصور کن ذهن تو از چاقی یه کوه ساخته. یه کوه غولپیکر که از دور اصلاً نمیتونی قلهش رو ببینی. اسم این کوه رو گذاشته “کوه مقاومت ذهن”! و تو؟ تو هر وقت میخوای شروع کنی، به جای قدم اول، سرتو میگیری بالا و با ترس از ارتفاع، میری عقب!
🎯 اما تو باید بدونی:
اگه قراره متناسب بشی، باید از فکر کردن به کوه چاقی و مقاومت ذهنی دست بکشی. نباید بذاری ذهن با بزرگنماییهای استادانهاش تو رو از پا بندازه. باید قدمبهقدم حرکت کنی. باید یادت باشه که این کوه، واقعاً به اون ترسناکی نیست که به نظر میرسه.
چون اون چیزی که تو رو نگه داشته، نه جسمته، نه ژنتیکت… ذهنته! همون ذهنی که میتونی تربیتش کنی.
📣 پس دفعه بعدی که ذهنت گفت:
«تو نمیتونی»،
یه لبخند بزن و بگو:
«ممنون که یادم آوردی مسیرم چقدر مهمه! حالا بیا با هم حرکت کنیم.»
ارتباط ذهن و جسم در درک چاقی
تا حالا چند بار درباره نگاه ذهنی به لاغری شنیدی؟ احتمالاً زیاد. توی خیلی از فایلها و دورهها درباره لاغری با ذهن صحبت شده. اما اینجا قراره یه گام عمیقتر برداریم؛ این بار میخوایم ببینیم ذهن و جسم چطور با هم در بازی چاقی و لاغری نقش بازی میکنن.
واقعیت اینه که ذهن ما در طول سالها بر اساس وضعیت فعلی جسممون تصویرهایی ساخته؛ تصویرهایی اغلب اغراقشده. مثلاً اگه الان ۵۰ کیلو اضافه وزن داری، ذهن تو یه کوه چاقی ترسیم کرده که فتح اون، مثل صعود به قله اورست بدون کفش کوهنوردیه!
اما خبر خوب اینه که برای تغییر این تصاویر ذهنی، نباید بازم فقط از دید ذهنی نگاه کنیم. باید پای جسم رو هم وسط بکشیم و اجازه بدیم ذهن و جسم با هم کار کنن.
ذهن، آینه جسم فعلی
ذهن ما اطلاعاتش رو از جسم فعلی میگیره. یعنی وقتی الان اضافهوزنت ۵۰ کیلوئه، تصویر ذهنیات هم بر اساس همون ۵۰ کیلو ساخته شده. ذهن نمیتونه خودش از هیچ چیز تصویر بسازه؛ از روی دادههای بدنی ما کپی میزنه.
حالا اگه بخوای تصویر ذهنی جدیدی از مسیر لاغری بسازی، باید این بار نگاهت رو فقط روی یه تکه کوچیک از چاقیات بندازی. مثلاً به جای فکر کردن به ۵۰ کیلویی که باید کم کنی، فقط ۵ کیلوی اول رو ببین. اینطوری، ذهنت فرصت داره تصویر واقعیتر و قابلدسترستری بسازه. نه کوه، بلکه یه تپهی کوچیک که میشه ازش بالا رفت!
مزیت این روش چیه؟
تصاویر ذهنی قدیمی تو، زمانی ساخته شدن که هیچ درکی از لاغری با ذهن نداشتی. تحت تأثیر رژیمها، ورزشهای طاقتفرسا و احساس شکست، ذهنت چاقی رو هی بزرگ و بزرگتر کرده. اما حالا که با روش ذهنی آشنا شدی، وقتشه اطلاعات جدید و تصویرهای قابل باور جایگزین اون فیل ذهنی قدیمی بشن.
تو الان توی مسیری هستی که ذهن و جسم قراره با هم متحد بشن. پس بیا از تصویر یه قدم کوچیک شروع کنیم؛ همون ۵ کیلو کم کردن.
راز قدرت ذهن در باور کوچکهاست
اگه هنوز ذهنت میگه “۵۰ کیلو کم کردن سخته”، وقتشه این جمله رو بازنویسی کنی: “۵ کیلو کم کردن آسونه.”
اگه فکر میکنی چربیهات قدیمیان و آب کردنشون سخته، بازنویسی ذهنی این میتونه باشه: “آب کردن ۵ کیلو چربی تازه و سطحی آسونه.”
ذهن و جسم باید اطلاعات جدیدی دریافت کنن. این اطلاعات جدید، افکار جدید میسازن و در نتیجه تصاویر ذهنی جدیدی تو ذهنت شکل میگیره. این بار وقتی به لاغری فکر میکنی، بهجای دیدن یه غول، یه قدم کوچیک ولی واقعی جلوی چشمت ظاهر میشه.
چطور نگرشهامون رو اصلاح کنیم؟
اصلاح ذهن و جسم فقط با نوشتن یا تکرار چند جملهی مثبت توی دفتر خاطرات اتفاق نمیافته. باید توی جریان زندگی، در لحظههایی که افکار چاقی سراغت میان، اونها رو آگاهانه متوقف کنی.
مثلاً وقتی ذهن میگه “من خیلی چاقم و دیگه نمیتونم لاغر شم”، بلافاصله این فکر رو جایگزین کن:
“من فقط قراره ۵ کیلو کم کنم و این خیلی سادهست.”
با این کار، افکار قبلی که از چاقی یه کوه ساخته بودن، کمکم رنگ میبازن. ذهن دیگه نمیتونه اون تصویرها رو بهعنوان واقعیت نگه داره، چون تو با افکار جدیدت داری براش دادهی تازه میفرستی.
جمعبندی: ذهن و جسم، همتیمیهای لاغری تو
اگر بتونی ذهن و جسم رو همراستا کنی و به جای جنگیدن با چاقی، روی یه بخش کوچیک و قابل مدیریت ازش تمرکز کنی، هم اطلاعات ذهنیات بهروز میشن و هم جسمت با ذهن هماهنگ میشه.
از همین امروز، اجازه نده ذهن فقط بر اساس جسم فعلیات قضاوت کنه. به ذهن کمک کن که از روی موفقیتهای کوچیک جسمت، تصاویر بزرگِ لاغری رو بسازه.
📝 نوبت شماست!
حالا دوست دارم بدونم نگاه شما به ارتباط ذهن و جسم در مسیر لاغری چطوره؟
تا حالا تجربهای داشتید که با تغییر ذهن، نگاهتون به چاقی هم عوض شده باشه؟
یا شاید الان در حال تمرین تمرکز روی «۵ کیلو اول» هستید…
👇 توی بخش دیدگاهها برام بنویسید.
نظرتون هم میتونه الهامبخش بقیه باشه، هم یه قدم مهم برای ساخت تصویر ذهنی جدید خودتون 💬✨
منتظرم! 🌱
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.52 از 66 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدایی بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد عطارروشن وهمه دوستان هم مسیر
روز گذشته من یی دیدگاه برای این فابل نوشتم نمیدونم چی شد کاملا خذف شد گفتم حتما علتی داره یی بخشی ازمطالب این فایل تو ذهنم درست نشست نکرده ازش عبور کردم
با زمان دادن دوباره مطالعه 📚 وکمک خدایی عزیزم مطالبی خوبی برای خودم واضح شد که خیلی نیاز بهش داشتم مطالب گل جیدن شدن تو گوشیم نوشتم حالا با بیدارشدن اولین کارم خواندن میثاقنامه با حال خوب بود
حالا یاداشت آنچه دریافت کردم هست
یاد گرفتم من تومسیر قبلی نفش انباردار بازی کردم که ساخته های از باورهای وتصویر ذهنی و الکویی از کلی رفتار وعمل کرد ساختم با افتخار ازساخته خودم حسابی مواظبت وانها تو ذخیره کردم تو ذهنم بی،گناهم اونم حس کرد ساخته من خیلی باارزش هست چون من بهش توجه داشتم برای رضایت من وتوجه من ازهرانجه من بهش داده بودم نهایت استفاده میکردم که برای من بهترین کار انجام بده اون خودش بهترنهاش کنارگذاشت از داده من بهعنوان اصل استفاده کرد
ذهن که اصل از بدل تشخیص نمیداد حس کرد آنچه من بهش دادم اصل هست درست من الماس 💎 💎 که داشته باشی واون بهش توجه نکنی جاش شیشه رو تراش بدی وازاین شیشه جای الماس روی نگین انگشتر استفاده کنی اون الماس اصل کنار بزاری يا شیشه روی الماس قرار بدی که پوشش زیبای داده باشی غافل ازاین که این شیشه جای الماس نمیگیره
ذهن بی گناهان ازت بی نهایت غذر میخوام که اشتباهم برای تو هم کار سخت کرد از اصل خودت دور افتادی چقدر ازت گله وشکایت داشتم تو همین مسیر فبلی با کفتنم با ابراز کردن وشکابت کردن بار اشتباه به کردن تو می انداختم کلی بهانه با هربارگفتنم برات ذخیره میکردم که هی یادم بیاری من چیزی برای گفتن داشته باشم که مسئولیت کارم به گردن نگیرم
تکرار دورها شاید به ظاهر چیزی نداره تکرار هست ولی وفتی زمانش برسه همسو میکنه من با مسیر و خدای عریزم این همسویی بی نظیر برام مهیا میکنه که بتوانم از مانع خودم عبور بدم با اینکه بار ۴ هست که دارم دوره پاک سازی ذهن تکرار میکنم جند روز پیش رسیدم به یی فایلی که شما درست مثل حالی من داشتید تو اون فایل با مهربانی وحس خوب وتن صدای بی نظیر درست مثل صحبت با بچه بازیگوش که بسیار دوستش دارید و قصد از صحبت تکرار نکردن کار اشتباه هست به این شکل صحبت دل نشینی با ذهن خودتون انجام میداد و من کلی از اپن بخش لذت بردم واین صحبت حک شد توپوشه خاطرات مسیرم حالا امروز نیازم من این صحبت بود و برای اولین بار با همون حس من دارم با ذهنم صحبت وارتباط جسم وذهنم انجام میدم جقدر جالب که من ازیاد گرفتم دارم نهایت استفاده میکنم خدایا شکرت
حتی این بار یی کار دیگه کردم ذهنم و وحودم رها کردم که تو نوشتن من فقط، انچه به من گفته مبشه تمیز و مرتب بنویسم حس میکنم دارم راحت اسون روان یاد داشت میکنم برای این بخش خدایا سپاس گزار هستم
وفتی توجه به بخش اشکال داره ارحد معمولی خارج میشه تمام تلاش بی ثمر میشه حس بد میشه حال خوب نیست حس کمی دچار ایراد میشه ولذت از مسیر کاهش میده من تو این مسیر بارها به موانع رسیدم این حالت برام من ساخته شد ولی به شکر خدایی عزیزم و کمکش ازش خودم عبور دادم با موفعیت عبور دادم وفتی برکشتم دیدم اگه سابق بود من پشت هربخش از موانع حتما جا مونده بودم ولی با خوشحالی میگم من ازش عبور کردم بازم تمام حس لذت خوشحالی رو داشتم جون عبور کردم و حال روحی خوبی برام ساخته
باید همه سعی ام داشتن این ارتباط دوسوی با خدایی عزیزم باشه از سمت خالقم هست من ذهن بازیگوشم بعضی زمان داره بازیگوشی درمیاره تقصیر نداره خودم این اطلاعات من بهش دادم اربس تکرار کرده براش سخته که از اطلاعات درست خودش استفاده کنه کار وزمان نیاز داره تاطبیعت خودش عادت کنه وازش استفاده کنه واز دادهای من چشم پوشی کنه واین برنامه داره انجام میشه پس من فقط ادامه میدم که ذهن عادت کنه وبا هم ارتباط وصحبت های بهتری رو انجام بدیم وبا هم از همه موانع روبر عبور کنیم که این همه نشان از تناسب فکرم هست نتیجه این تناسب حتما وحتما اول کم شدن کم کم چربهای بدن هست واخر کار لاغری که من مایل هستم اون داشته باشم چون هدفم عالی من هست درکنارش نیازم که سلامتی ارتباط خوب وهمسویی عالی با خالقم وتشکر وسپاس گزاری رو دارم انشالله تا اخرین لحظه عمر خواهم داشت امین
خدا پشت وپناهتون يا حق حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
سللم بر خدایی پهربان
سلام براستادعطار روشت وهمه دوستان
وفتی ازکودکی طی زمان هی به ذهنم اون افکار ارام ارام اضافه شد کلی باوره برای خودم و ازصحبت دیگران ساحتم و فکرکردم که همه درست هست بایدباشه اگه نباشه اشکال داره به مرو طی زمان هی به این اطلاعات اضافه شد من به مرو،فردی جاق شدم برای برطرف کردن اولین وبهترین کزینه یا رژیمربود یا ورزش جیزی که همه وابراز داشتن راهکارهست برای برطزف کردن اینمشکل
واحساس روخراب کرده وتصورات خود رو به واین وشکل میدیدم که تو حق ولایق جاقی هست دلیل وانقدر که اون افرد در اثر تکرار اون صحبتها کاملا درست بی غلط فبول کردم ودر اثر تکرار اون صحبتهای وزنکه اویل کمی اضافه میشد وتوجامعه که باشی اومهمانی باشی اطراف دیگران تاکید کنن که توفردی هستی که دچار اضافه وزن هستی یی فکری به حال خودت بکن هی به من اکقته شد من هی تلاش کردم تا لاغری رو هر شکلی به دست وبیاره وچاقی رو شکست بده ازاین همه حرف خودش خلاص کنه وبازم شکست اون به من به عقب هل داد
تکرار این باره وباره چنان از چاقی غولی بزرگی عظیم تو ذهن من ساخت که دیگه اصلا تصور به این شکل بود که هرکاری امکان داره انجام بشه اما واما امکان نداره من که چاق شدم لاغربشم واگه کسی موفق شده اون فرد شاهکار کرده وچنان براش لاغری رو بزرگ نمایی میکردم چاقی توذهنم کسترش پیدا میگرد توافکار اضافه میشه کاری که دیگران انجام دادن برای خودم محال حساب می کردم اون به وشکل گوه بزرگی که من قدرت بالا رفتن ازش روندارم همین پایین تپه چندکیلو کم کنم بازم چای تشکر وقدردانی داره باره اول که تودوره ریگان شماگفتید که عدد وزنی که دوست دارید بنویسد من با کلی شکعدد ۸۰ کیلو رو برای خودم نوشتم این وزن رویای دست نیافتی من بود اون روز برای خودم اون عدد رو نوشتم وفتی دوره تهیه کردن کمی ارامش داشتم اطمیمان زیادشد روی صفحه جروزنوشتم ۷۰ تا ۶۵ کیلو
ولی امروز میدونم لاغری درجسممن هست لاطعری دریین چربهای که ودورش احاطه کردن هست جای بیرون ازجسم من نیست با تلاس خودم دردرستری شکل وبهترین عمل کرد اون وخواهم دید پس عدد وزتی خودم رو بازم کاهش دادم به ۶۰ ت۶۳ کیلو پایین اودرن این یعنی من اطمینان دارم این دیگه اصلا رویا نیست این عدد درجسم من هست اگه من زمان بزارم درست رفتار کنم درست عمل کنن از خودم وکارم راضی باشم استمرارداشته باشم ادامه وبدم تو دوسال اینده شاید کمتر من تو این جسم وزن خواهم بود واونکو ه عظیم دیگه تودهن من وجود نداره اون برام یی تپه کوچک هست که با هر قدم من کم کم بهش میرسم و فقط کمی مسافت زمینی بین من واون هست کمی موانع هست که میشه از اون عبور کرد وراه برام هموار هست نیاز ندارم انقدر نگران وباشم نیاز ندارم نا امید باشم.نیاز ندارم استرس داشته باشم وربه هیج جیری که حس بد داره اصلا نیازندارم نیاز دارم شادباشم حسم خوب باشه افکار خوب رو دنبال کنم نه در باره چاقی حرفی بزنم در بارهاش صحبت کنم ومرو کنم تو ذهنم فقط توحال هوای خوب باشم همه که من توان رسیدن به لاغری رو دارم اون همین جا همین زمان درجسم هست کافی هست که چربهای که دورش رو گرفتن به مرور اب بشه و لاغری از بین اون خود نمای کنه به همین راحتی اسونی
خدا پشت وپنا هتون یا حق. حق. نگه دارتون