0

با تصمیم آگاهانه لاغر نمی شوید!

تصمیم آگاهانه
اندازه متن

تا حالا شده صبح از خواب بیدار شی، دستتو ببری سمت کیک شکلاتی دیشب، بعد یهو انگار یه جن توی مغزت بگه: «نههه! رژیمی!»؟ بعد اون یکی جن، که معمولاً کمی چاق‌تره و لهجه شیرینی هم داره، بگه: «بابا حالا یه قاچ که چیزی نمیشه!» و در نهایت، خودتو ببینی که وسط آشپزخونه وایسادی، با کیک نصف‌شده تو دست و کمی حس گناه روی صورت؟ خب، تبریک می‌گم! تو هم مثل بقیه ما، درگیر جدال همیشگی “تصمیم آگاهانه” و “ناخودآگاه” شدی.

خودآگاه و ناخودآگاه در چاقی

ذهن ما دو تا فرمانده اصلی داره. یکی مثل مدیرعامل شرکته: منطقی، با برنامه، علاقه‌مند به فهرست‌سازی و هدف‌گذاری. این همونه که می‌گه: «از فردا صبح ساعت ۶ بیدار می‌شی، میری ورزش می‌کنی، بعد سالاد کلم می‌خوری و شبم یوگا کار می‌کنی.»

ولی اون یکی؟ اون مثل همکار شیطون و خوش‌خوراک شرکت می‌مونه که ساعت ۴ بعدازظهر می‌گه: «بریم یه چیزی بخوریم مغزمون قفل کرده!» و خب… مغز معمولاً به اون می‌گه “چشم”.

اینجا دقیقاً همون نقطه‌ایه که بحث تصمیم آگاهانه و ناآگاهانه وارد بازی می‌شه.

خیلی از ما فکر می‌کنیم که داریم با تصمیم آگاهانه انتخاب می‌کنیم. مثلاً می‌گیم: «من خودم خواستم امروز رژیممو بشکنم.» یا: «اصلاً خودم تصمیم گرفتم بعد از مهمونی دوباره شروع کنم.» اما واقعاً این تصمیمات چقدرشون حاصل فکر آگاهانه هستن؟ و چقدرشون از دل ناخودآگاه بیرون اومدن، اون‌هم بدون اینکه ما بفهمیم؟

در این مقاله قراره بریم زیر پوست مغز، یه نگاه بندازیم به پشت صحنه تصمیماتمون. ببینیم کی واقعاً پشت فرمونِ انتخاب‌های غذایی ما نشسته؟

چرا بعضی‌ها با یک بار تصمیم گرفتن لاغر می‌شن، ولی ما با هزار بار قسم خوردن هم سر جای اولمون هستیم؟ و مهم‌تر از همه، چطور می‌تونیم کاری کنیم که ناخودآگاه هم به نفع ما کار کنه، نه علیه‌مون.

کشف شاه‌کلید فراموش‌شده‌ی کاهش وزن پایدار

فرض کن یه روز صبح از خواب بیدار می‌شی، می‌ری جلوی آینه و به خودت می‌گی: «از امروز رژیم می‌گیرم!»

آفرین! این یعنی یه تصمیم آگاهانه گرفتی. ولی پنج ساعت بعد جلوی یک ظرف ماکارونیِ پنیری می‌ایستی و می‌گی: «فقط یه قاشق…» و یهو ظرف خالیه!

این یعنی چی؟ یعنی تصمیم آگاهانه‌ت با کله رفته ته قابلمه!

اینجا دقیقاً همون جاییه که باید درباره‌ی تفاوت تصمیم آگاهانه و ناآگاهانه در مسیر لاغری صحبت کنیم.

تصمیم آگاهانه

تصمیم آگاهانه دقیقاً چیه؟

۹۰ درصد افرادی که رژیم می‌گیرن، بعد از یک سال دوباره وزنشون برمی‌گرده. بعضیاشون حتی بیشتر از قبل چاق می‌شن. چرا؟چون بیشتر رژیم‌ها از جایی شروع می‌شن که بهش می‌گیم فشار بیرونی:

• «دوستم فلان رژیمو گرفته، منم می‌گیرم.»

• «عروسی دختر خاله‌مه، باید تو عکس خوب بیفتم.»

• «دکتر گفت باید وزنتو بیاری پایین، وگرنه…»

• «تو آینه خودمو دیدم، دپرس شدم، دیگه نمی‌خورم.»

اینا تصمیماتی نیستن که از آگاهی و شناخت عمیق از خودت اومده باشن. اینا تصمیماتیه که با ترس، شرم، یا فشار جمعی گرفته شدن.

و مغز، عزیز دل ما، اینو خوب می‌فهمه. وقتی بفهمه تصمیم، زورکیه یا از رو هیجان لحظه‌ایه، مقاومت می‌کنه.

مغز اساساً می‌گه: «من با این انتخاب حال نکردم، پس اجراش نمی‌کنم!»

سختی های رژیم گرفتن

رژیم یعنی اجبار؛ تصمیم آگاهانه یعنی انتخاب

وقتی یه رژیم جدید می‌گیری، در واقع داری یه‌سری قوانین سفت و سخت از بیرون به خودت تحمیل می‌کنی:

• ساعت مشخص غذا بخور

• اینو بخور، اونو نخور

• ۱۲۰۰ کالری فقط، حتی اگه گشنته!

• اگر تقلب کنی، بازنده‌ای!

همه‌ی این‌ها مغز رو می‌بره تو حالت دفاعی. چون مغز عاشق اختیار و آزادیه.

به محض اینکه حس کنه داره کنترل می‌شه، می‌ره روی حالت لجبازی:

«نمی‌خورم که چی بشه؟! حالا که گفتی نخور، بیشتر می‌خورم!»

اما وقتی تصمیم آگاهانه از درون شکل می‌گیره، داستان عوض می‌شه.

تو دیگه غذا نخوردن رو به چشم تنبیه نمی‌بینی، بلکه می‌گی:

«من این انتخابو می‌کنم چون برام مهمه، چون سلامتی و حال خوبم اولویته.»

تصمیم آگاهانه با مغز رفیقه، نه دشمنش

خیلی از ما فکر می‌کنیم فقط با یک رژیم سفت‌وسخت یا یه برنامه ورزشی دیوانه‌وار می‌تونیم تغییر کنیم. اما واقعیت اینه که هیچ‌کدوم از این‌ها کار نمی‌کنن اگر پشتشون یک تصمیم آگاهانه نباشه. این یعنی چی؟ یعنی باید اول از درون، با مغز خودت به صلح برسی.

یه تحقیق بامزه و عمیق از دانشگاه Stanford، توسط آزمایشگاه MAP، دقیقاً روی همین موضوع کار کرده. اونا بررسی کردن که آیا خوداندیشی (Self-Reflection) و خودپیگیری (Self-Tracking) باعث می‌شن آدم‌ها تصمیمات بهتری بگیرن یا نه. نتیجه؟ بله، قطعاً! 🔗 منبع علمی

توی این مطالعه، نشون داده شد که وقتی افراد شروع می‌کنن خودشون رو دقیق‌تر بررسی کنن — مثلاً با نوشتن ژورنال روزانه، استفاده از اپلیکیشن‌هایی که رفتارهاشون رو ثبت می‌کنه، یا حتی فقط روزی چند دقیقه خوداندیشی — مغز بهتر می‌تونه الگوهای تکراری اشتباه رو شناسایی کنه و مسیر جدیدی بسازه.

و حدس بزن چی؟ تمام این فرایند یعنی تصمیم آگاهانه.

یعنی به‌جای اینکه صرفاً بگی “از فردا دیگه شیرینی نمی‌خورم چون فلانی گفت”، با خودت روراست می‌شی و می‌پرسی:

“من چرا وقتی ناراحتم سراغ شیرینی می‌رم؟ چی کم دارم؟ چی رو دارم پنهون می‌کنم؟”

و درست همین‌جا، مغز یه نفس راحت می‌کشه و می‌گه: “آها! بالاخره فهمیدی!”

تصمیم آگاهانه یعنی تصمیمی که از دل شناخت و همدلی با خودت بیرون میاد، نه از دل فشار، ترس، یا مقایسه با اینستاگرام.

در واقع، وقتی تصمیماتت آگاهانه‌ باشن، مغز دیگه باهات نمی‌جنگه. چون تو دیگه داری از ابزار خودش — یعنی مشاهده، تحلیل و منطق — استفاده می‌کنی. نتیجه؟ تغییراتی که موندگارن، چون دیگه از ریشه رشد کردن، نه فقط از زور!

وقتی رژیم با تصمیم آگاهانه همراه نباشه…

مثلاً تو رژیمی هستی که توش حق نداری برنج بخوری. ولی خسته‌ای، استرسی، مامانت یه دیس ته‌دیگ گذاشته جلو روت، عطراش زده زیر دماغت… خب طبیعیه که بزنی به سیم آخر!

ولی اگه آگاهانه تصمیم گرفته باشی که «من می‌خوام از بدنم مراقبت کنم» و بدنت رو به‌عنوان دوستت ببینی، اون ته‌دیگ دیگه نمی‌تونه ازت باج بگیره!

یا اگه هم بخوری، از سر آگاهی می‌خوری، نه از سر تسلیم.

پس چی جواب می‌ده؟ تصمیم آگاهانه، با باور ذهنی همراه!

تغییر رفتار پایدار یعنی اون کاری که از روی شناخت، تمرین ذهنی و باور درونی انجام می‌دی.

یعنی نه فقط بدونی که مثلاً شیرینی زیاد خوب نیست، بلکه درونی کرده باشی که بدن تو لایق چیز بهتریه.

و این فقط با تکرار و آموزش ذهنیه که اتفاق می‌افته — نه با لیست غذاهای ممنوعه.

این تحقیق نشون می‌ده که هدف‌گذاری آگاهانه و تکرار تصویر ذهنی، رفتار غذایی افراد رو حتی در حالت ناآگاه هم تغییر می‌ده.

یه مثال ساده ولی واقعی

اونی که ده بار رژیم گرفته و شکست خورده، به احتمال زیاد فقط از روی ترس، خشم، یا رقابت تصمیم گرفته.

اما اونی که یه بار از درون آگاه شده و فهمیده که «من می‌خوام با بدنم دوست باشم»، اون تغییر موندگار می‌سازه.

فرقش مثل اینه که یکی تو کلاس درس نشسته چون باید نمره بگیره، یکی دیگه نشسته چون واقعاً می‌خواد یاد بگیره.

چاقی نتیجه‌ی هزار تصمیم ناآگاهانه‌ست

راستش رو بخوای، هیچ‌کسی یه‌هو وسط یه خواب ظهر جمعه چاق نشده! 😅

چاقی، محصول نهایی هزاران تصمیم کوچیک و ناآگاهانه‌ است که بی‌سر و صدا، سال‌ها توی ذهن و زندگی‌مون ریشه دوانده.

تصمیم‌هایی که اون‌قدر عادی شدن که حتی دیگه اسمشون رو هم تصمیم نمی‌ذاریم!

مثل چی؟

• شب‌ها تا دیروقت سریال دیدن چون “یه قسمت دیگه مونده فقط…”، بعدش هم خواب موندن و نرفتن پیاده‌روی.

• خوردن ته‌دیگِ طلایی و وسوسه‌انگیزِ مامان چون «اسراف گناهه!» (واقعاً از کی تا حالا ته‌دیگ شد شعائر دینی؟ 😂)

• باز کردن شکلاتی که برای مهمون خریده بودی چون “خودمم که مهمون این دلم هستم!”

• رژیم گرفتن با اکراه، فقط چون فلان مهمونی نزدیکه، نه از روی میل درونی.

اینا همش تصمیم‌های ناآگاهانه‌ن.

و مغز ما؟

مغز وقتی تصمیم‌گیری توی حالت ناآگاهانه انجام می‌شه، می‌ره دنبال پاداش فوری، نه فایده‌ی بلندمدت.

تو اون لحظه‌ای که چشم‌هات برق می‌زنه برای یه تیکه کیک شکلاتی، مغز نمی‌شینه باهات جلسه بذاره که:

«عزیزم! مصرف قند بالا در بلندمدت موجب مقاومت انسولینی می‌شه و ممکنه روی سلامت کبدت تأثیر بذاره.»

نه عزیز دل. مغز فقط می‌گه:

“بزن بر بدن! بعداً به‌سلامتی یه رژیم جدید شروع می‌کنی!” 😬

اینجاست که فرق بین تصمیم ناآگاهانه و تصمیم آگاهانه خودش رو نشون می‌ده.

تصمیم آگاهانه یعنی اون لحظه‌ای که تو یک قدم عقب‌تر می‌ایستی، خودت رو می‌بینی، حالت رو درک می‌کنی، و آگاهانه بین لذت آنی و آرامش بلندمدت یکی رو انتخاب می‌کنی.

مثلاً وقتی خسته‌ای و دلت بستنی می‌خواد، به‌جای اینکه مستقیم بری سر یخچال، یه لحظه فکر می‌کنی:

«واقعاً گرسنمه؟ یا دلم یه آغوش می‌خواد؟»

اون‌وقت شاید به جای بستنی، یه تماس با یه دوست قدیمی بزنی… یا حتی فقط یه لیوان آب بخوری و بری قدم بزنی.

اینه قدرت تصمیم آگاهانه.

قدرتی که اجازه می‌ده تو از چرخه‌ی بی‌پایان چاقی، رژیم، شکست، و عذاب وجدان خلاص بشی.

مغز چطوری تصمیم می‌گیره؟ (شوخی‌طور ولی علمی)

تصور کن مغزت مثل یک اداره‌ست.

سمت چپ میز رئیس دفتر نشسته، خیلی منطقی و جدی، با عینک ته‌استکانی. این همون بخش تصمیم‌گیرنده‌ی آگاهانه‌ست که در هر لحظه با دقت و منطق، تصمیماتی می‌گیره که در راستای اهداف و برنامه‌های بلندمدت شماست.

مثلاً تصمیم می‌گیره که “باید فردا صبح زود بیدار بشم و ورزش کنم” یا “امروز می‌خوام رژیم سالمی داشته باشم”. این تصمیمات معمولاً بر اساس تحلیل و بررسی اطلاعات و اهداف آینده‌نگرانه است.

حالا سمت راست، یه کارمند شیطون و بازیگوشه که هیچ‌وقت نمی‌شه اعتماد کرد. هر وقت دلش بخواد، بدون هماهنگی با رئیس، دستور می‌ده: “بریم کیک بخوریم!” این کارمند که به صورت ناخودآگاه عمل می‌کنه، همون سیستم ناآگاه مغز توئه.

این بخش، کارهایی رو انجام می‌ده که هیچ برنامه‌ریزی منطقی پشتش نیست و بیشتر بر اساس عادات، هیجانات یا واکنش‌های فوری به تحریکات محیطی عمل می‌کنه. وقتی شما در معرض استرس یا تنش قرار می‌گیرید، این بخش کنترل رو به دست می‌گیره و تصمیمات فوری می‌گیره که بعداً ممکنه پشیمون بشید.

وقتی انرژی روانی‌مون کم می‌شه، رئیس می‌ره چرت بزنه و می‌خواد لحظاتی استراحت کنه، کارمند بازیگوش کنترل رو به دست می‌گیره. در این مواقع، تصمیمات آگاهانه به سختی در مقابل وسوسه‌های آنی مقاومت می‌کنن.

اینجاست که یهویی خودتو جلوی یخچال پیدا می‌کنی، در حالی که داره ماست موسیر رو لیس می‌زنی! این دقیقا همون لحظه‌ایه که تصمیمات ناآگاهانه وارد عمل می‌شن و به جای تصمیم‌های منطقی و بلندمدت، راه‌حل‌های سریع و لذت‌بخش اما موقتی رو پیشنهاد می‌دن.

حالا سوال اینجاست: چطور می‌تونیم تصمیمات آگاهانه رو تقویت کنیم و مغز رو از دست این کارمند شیطون نجات بدیم؟

بخشی از پاسخ در درک این نکته‌ست که تصمیمات آگاهانه نیاز به تمرکز و انرژی روانی دارن. وقتی شما انرژی کافی داری و ذهنت آرامه، رئیس دفتر مغز می‌تونه تصمیمات درست بگیره. اما وقتی خسته‌ای، استرس داری یا تحت فشار هستی، احتمال اینکه کارمند بازیگوش کنترل رو به دست بگیره بیشتر میشه.

برای ایجاد تغییرات مثبت در رژیم غذایی و سبک زندگی، باید تصمیمات آگاهانه‌تری بگیریم. این یعنی باید وقت بذاریم و آگاهانه انتخاب کنیم که چطور می‌خواهیم به اهدافمون برسیم، حتی وقتی وسوسه‌ها و مشکلات روزمره ما رو می‌خوان از مسیر منحرف کنن.

چطور تصمیم‌ لاغری رو در مغز ماندگار کنیم؟

اگر می‌خوای لاغر بشی، باید یاد بگیری که تصمیمات آگاهانه رو فقط نگیری، بلکه در ناخودآگاهت هم جا بندازی. چرا؟ چون مغز ما معمولاً به راحتی به عادات قدیمی و تصمیمات ناآگاهانه چسبیده و تغییر دادن این الگوها، مخصوصاً وقتی صحبت از رژیم و لاغری میشه، یه چالش بزرگه.

راهش چیه؟ تمرین ذهن‌آگاهی و برنامه‌ریزی مغز. وقتی ذهن آگاهانه و ناخودآگاه همگام و هم‌راستا بشن، می‌تونی در مقابل وسوسه‌ها مقاومت کنی و تصمیمات آگاهانه بهتری بگیری که نتیجه‌اش تغییرات واقعی و پایدار باشه.

1. نوشتن اهداف و دلایل لاغری

اولین گام اینه که به طور واضح و دقیق بنویسی چرا می‌خوای لاغر بشی. نه فقط برای اینکه “رژیم بگیرم” یا “لاغر بشم”، بلکه برای اینکه دلیل عمیق‌تر و شخصی‌تر پیدا کنی.

شاید بخوای احساس بهتر و سالم‌تری داشته باشی، یا شاید به فکر افزایش اعتماد به نفس‌ت باشی. وقتی این دلایل رو به‌وضوح می‌نویسی و در جایی قابل دسترس نگه می‌داری، می‌تونی دوباره بهشون رجوع کنی وقتی که احساس می‌کنی کنترل از دستت در رفته و وسوسه‌ها شروع به چالش کشیدن تصمیمات آگاهانهت می‌کنن.

2. مدیتیشن برای افزایش تمرکز ذهنی

مدیتیشن لاغری و تمرین‌های ذهن‌آگاهی، به مغز کمک می‌کنن تا در لحظه‌ی حال بیشتر آگاهی داشته باشه و از واکنش‌های ناخودآگاه و بی‌فکر جلوگیری کنه. این تمرین‌ها ذهن رو آرام می‌کنن، تمرکز رو تقویت می‌کنن و به تو اجازه می‌دن که با دقت و دلسوزی بیشتری به تصمیمات آگاهانهت نگاه کنی.

وقتی ذهن‌ت آرام باشه، می‌تونی از منطقی بودن تصمیمات آگاهانهت اطمینان داشته باشی، نه از روی احساسات لحظه‌ای.

3. تمرین‌های روزانه برای خودآگاهی

یکی از بهترین راه‌ها برای تغییر رفتارهای ناخودآگاه، انجام تمرین‌های روزانه برای خودآگاهی است. این تمرین‌ها به تو کمک می‌کنن تا الگوهای رفتاری‌ت رو شناسایی کنی. مثلا هر روز به این فکر کن که چه موقع‌ها به غذا خوردن بی‌دلیل رو میاری.

آیا وقتی استرس داری، احساس تنهایی می‌کنی، یا وقتی که به دنبال آرامش و تسکین هستی؟ این آگاهی‌ها به تو این قدرت رو می‌دن که تصمیمات آگاهانه و بهتری بگیری.

4. تصویرسازی ذهنی از آینده‌ی ایده‌آل

تصویرسازی ذهنی، یکی از قوی‌ترین ابزارها برای تغییر رفتار و دستیابی به اهدافه. حالا که به وضوح دلایل لاغری و اهداف‌ت رو مشخص کردی، وقتشه که با تمرین تصویرسازی ذهنی، خودت رو در آینده‌ای که به اهداف‌ت رسیدی ببینی.

تصور کن خودت رو توی یه لباس سایز ۳۸ (یا هر سایزی که برات مناسب‌تره) ببینی. حس کن که چطور به خودت افتخار می‌کنی و احساس سبکی، سلامتی و اعتماد به نفس داری. این تصویر ذهنی، نه تنها انگیزه‌ت رو بیشتر می‌کنه، بلکه به مغزت می‌گه که این آینده قابل دسترس هست. وقتی که مغز این تصویر رو به عنوان یک واقعیت درک کنه، ناخودآگاه به سمت دستیابی به اون هدایت میشه.

در نهایت، هدف اینه که تصمیمات آگاهانه رو به الگوهای ناخودآگاه تبدیل کنی، طوری که مغزت به طور طبیعی به انتخاب‌های سالم و درست تمایل پیدا کنه. این فرآیند زمان می‌بره، اما وقتی بهش پایبند بشی و روز به روز پیشرفت کنی، متوجه می‌شی که تغییرات به طور طبیعی و بدون فشار، وارد زندگی‌ت می‌شن.

چرا فقط رژیم جواب نمی‌ده؟

چون تصمیم آگاهانه نیست!

۹۰ درصد افرادی که رژیم می‌گیرن، بعد از یک سال دوباره وزنشون برمی‌گرده. چرا؟ چون رژیم گرفتن معمولاً از روی فشار بیرونی یا هیجان مقطعی شروع می‌شه، نه با یک تصمیم آگاهانه درونی‌شده. این رژیم‌ها بیشتر به‌عنوان یک دستورالعمل یا وظیفه‌ای خارج از خود فرد دیده می‌شن، نه بخشی از هویت و سبک زندگی جدیدش.

وقتی رژیم فقط یه اجباره، مغز نمی‌تونه اون رو به‌عنوان بخشی از هویت جدیدت بپذیره. مثلاً وقتی می‌گی “من باید لاغر بشم چون همه می‌گن باید لاغر بشم”، مغز نمی‌فهمه این تصمیم از درون خودت ناشی شده یا صرفاً تحت تأثیر فشارهای بیرونی قرار گرفتی.

اینجاست که تصمیمات آگاهانه وارد می‌شن. تصمیم آگاهانه یعنی انتخابی که از درون خودت میاد، نه فقط یک واکنش به موقعیت‌های بیرونی. وقتی تصمیم آگاهانه تو در ارتباط با رژیم و تغییرات سبک زندگی با باور ذهنی همسو می‌شه، مغز این تغییر رو به عنوان بخشی از هویت جدیدت می‌پذیره.

برای مثال، وقتی تو به‌طور آگاهانه تصمیم می‌گیری که یک زندگی سالم و متعادل رو پیش بگیری، این تصمیم در مغزت به‌طور عمیق‌تر جا می‌افته و به‌تدریج رفتارهای سالم جزئی از شخصیت و عادت‌های روزمره‌ت می‌شه.

اما وقتی این تصمیم آگاهانه با باورهای درونی‌ت هماهنگ بشه، تغییر رفتاری پایدار شکل می‌گیره. این یعنی نه تنها از رژیم گرفتن به‌عنوان یک انتخاب آگاهانه و عقلانی لذت می‌بری، بلکه مغزت به طور طبیعی این تغییر رو پذیرفته و در طول زمان به حالت جدید عادت می‌کنی.

در این صورت، دیگه نیازی به تلاش برای مقاومت در برابر وسوسه‌ها نیست، چون رژیم به بخشی از هویت و زندگی جدیدت تبدیل شده و ذهن ناخودآگاه‌ت هم از اون پیروی می‌کنه.

جمع‌بندی: تصمیم آگاهانه

بیدار شدن از خواب ذهنی

چاقی فقط یک عدد روی ترازو نیست. چاقی یک علامته. یک سیگناله از ذهن و بدن که داره بهت می‌گه: “هی! یه جای کار در ناخودآگاهت داره اشتباه پیش می‌ره.”

واقعیت اینه که چاقی حاصل سال‌ها تصمیم‌گیری ناآگاهانه‌ست. حاصل اون لحظه‌هایی که بدون فکر، بدون حضور ذهن، بدون آگاهی، انتخاب‌هایی کردیم که به ضررمون تموم شد—از چی بخوریم گرفته تا کی بخوابیم، چقدر حرکت کنیم، یا چجوری با استرس کنار بیایم.

اگه می‌خوای یه بار برای همیشه این چرخه رو بشکنی، باید از همین امروز شروع کنی به ساختن و گرفتن تصمیم آگاهانه.

نه تصمیمی هیجانی.

نه تصمیمی از روی سرخوردگی.

نه تصمیمی که صرفاً از روی اجبار باشه.

بلکه تصمیم آگاهانه یعنی اینکه تو بیدار بشی، نگاه کنی به خودت، به سبک زندگی‌ت، به نیازهای واقعیت. یعنی خودت رو مسئول بدونی، نه قربانی.

یاد بگیر که به جای جنگیدن با مغزت، باهاش حرف بزنی، باهاش هماهنگ بشی، باهاش قرارداد صلح ببندی. چون مغز تو دشمن‌ت نیست؛ فقط برنامه‌ریزی‌شده برای بقاست، نه برای زیبایی‌شناسی!

و این برنامه‌ها رو می‌شه با تصمیمات آگاهانه بازنویسی کرد.

تصمیم آگاهانه یعنی هر روز یک قدم کوچک ولی پایدار.

یعنی اینکه به‌جای حذف افراطی خوراکی‌ها، آگاهانه انتخاب کنی چی به بدنت بدی.

یعنی اینکه به‌جای ورزش‌کردن از روی اجبار، آگاهانه به بدنت فرصت تحرک بدی.

یعنی اینکه به‌جای نارضایتی دائم از اندامت، آگاهانه خودت رو دوست داشته باشی و مسیر رشد رو با عشق شروع کنی.

پس از امروز، هر بار که می‌خوای کاری بکنی، بپرس:

“آیا این یک تصمیم آگاهانه‌ست؟ یا صرفاً یه عادت قدیمی که دوباره داره تکرار می‌شه؟”

🖋️ دعوت به گفت‌وگو: دیدگاه تو مهمه!

اگر تا اینجای مقاله همراه من بودی، یعنی واقعاً به دنبال یک تغییر عمیق و پایدار در سبک زندگی‌ت هستی. نه تغییر مقطعی، نه رژیم‌های زودگذر؛ بلکه تغییر از طریق «تصمیم آگاهانه».

آخرین تصمیم آگاهانه‌ای که برای بدن یا سبک زندگی‌ت گرفتی چی بوده؟
یا شاید یه تصمیم ناآگاهانه یادت بیاد که الان بهش لبخند می‌زنی و می‌گی: «واقعاً اون موقع چی فکر می‌کردم؟!» 😄

👇 همین‌جا برام بنویس.
چه تجربه‌هات الهام‌بخش باشن، چه خنده‌دار، اینجا جاییه برای یاد گرفتن از هم. چون هیچ‌کدوم‌مون تنها نیستیم؛ ما یه قبیله‌ایم از آدمایی که تصمیم گرفتن آگاهانه‌تر زندگی کنن.

منتظر کامنتت هستم 💬👇

#تصمیم_آگاهانه #لاغری_با_ذهن #تناسب_فکری

اگه دنبال تغییر پایدار و لاغری واقعی هستی، بدون که راهش از همین سؤال شروع می‌شه.

اگه دوست داری روش درست تصمیم‌سازی ذهنی برای لاغری رو یاد بگیری، حتما یه سری به دوره «اصلاح پرخوری و اشتها در مغز» توی بخش محصولات سایت بزن.

اونجا دقیقاً یاد می‌گیری چطور مغزت رو طوری تربیت کنی که خودش انتخاب سالم رو ترجیح بده — بدون زور و اجبار

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.68 از 60 رای

موزیک بی کلام
https://tanasobefekri.net/?p=7412
29 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۱/۰۹/۰۶ ۲۰:۵۲
      مدت عضویت: 2184 روز
      امتیاز کاربر: 12225 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 579 کلمه

      با سلام خدمت استادگرامی وهمگی دوستان عزیزم

      چیزی که من متوجه شدم این بود که تصمیم گیری یه کار ارادی هست وخوردن ما انسان ها غیر ارادی 

      یعنی ممکنه امروز نوع غذامون با روز قبل فرق کنه اما طبق یه فرمول از قبل تایین شده میخوریم وهمیشه به یه شکل رفتار میکنیم مگراینکه آگاهانه باشه

      اما چطور به این فرمول رسیده از تکرار وعلاقه ما

      مثلا من بارها پرخوری کردم چون همش به خاطر توجه بیجام به موادغذایی مثلا گفتم وای چه پلو وخورشتی به به چه سالادی چه کیکی اوووم نام نام چه ساندویچی وهی هربار که اضافه خوردم یه جوری خودم تشویق وتحریک به خوردن کردم که انگار دارم هواپیما اختراع میکنم ذوق کردن نداره که قورمه سبزیه بخور پاشو دیگه 

      ساندویچه دیگه فرمول فیزیک که کشف نکردی 

      اختراع که نکردی گل به برزیل که نزدی لامصب هی به به وچه چه میکنی کیک دیگه تخم مرغ وارد وشکر وشیر ومقادیر ی هم بکینگ پودر وجوش شیرین 

      خمیر پف میکنه خامه میتپونن داخلش 

      چیش اینقدر شگفت انگیزه 

      نمیگم بدمزست نه خوشمزست خب که چی چه چیز شاق وخاصیه 

      از بس که خراب فرهنگمون خراب شده هر جشنی هرمناسبتی هر مسافرتی اول به فکر خوردنن 

      یعنی قبلا بچه بودم یادمه کلا آدما برای خوردن جایی نمیرفتن 

      همه ساده پذیرایی میکردن هرچی داشتن میخوردن دور هم واونقدر با بازی وبگو بخند خوش میگذروندن که حد نداشت 

      داخل مهمانی ها از هم چیز یاد میگرفتن 

      کتابایی که خونده بودن بهم بافتنی وقرآن یاد میدادن 

      از پیشرفتاشون میگفتن 

      وهمه رقابت سالم داشتن 

      بچه ها هم که بازی میکردنا 

      تازه خانوما باهم غذا میپختن 

      مردا منچ واسم فامیل وشطرنج ومچ اندازی بازی میکردن 

      خانوما هنراشون به رخ هم میکشیدن 

      وحتی من یادمه میرفتت داخل یه اتاق دیگه موی همو رنگ میکردن میبافتن آرایش میکردن همو 

      وکلی چیزاشون بهم یاد میدادن کیف میداد

      الان فقط میرن میخورن 

      اصلا خوش نمیگذره به هرکی بگی چه خبر میگه هیچی دربهترین حالت میگه سلامتی 

      فقط دنبال اینن که ببینن چی کی خریده  یا چقدر پذیرایی کرد اومدن جبران کنن وکم نیارن 

      حالا شده بخور بخور

      توخونمون همینه فقط شده خوردن حتی حوصله بافتنی و…هم نداریم

      واقعا چقدر تکرار هامون رنگ اشتباه گرفته وخداییشم وقتی یه راهی رو بارها میری دیگه حس عوض کردنشو نداری مثلا خودم چشم بسته میرم خونه مامانم 

      حتی زمانم حس نمیکنم یا غذا فقط اسمشو بگم درستش میکنم واصلا نمیفهمم کی پختمش

      یه جورایی جز عمرم حساب نمیشه 

      همینطوریم وقتی میرسم به بشقاب غذا درکثری از ثانیه تموم میشه

      حالا جدیدا کمتر میپزم تا کمتر بخورم

      وکمتر میارم سرسفره 

      وسعی میکنم اقلامشو کم کنم 

      ویه موقع هایی میگم سرعتمو کمتر کنم اینجوری همسرم بیشترشو میخوره ومن چند لقمه مو میخورم وپامیشم

      خلاصه از این کارا

      البته کمترم میپزم

      قبلا املت تخم مرغ ۶ تا میپختم با رب خونگی امروز سه تا پختم وبسمونم بود

      البته اول شد پنج تا بعد چهار الانم ۳

      واصلا هم نمیگم چندتا پختم فقط ماهیتابه کوچکتری استفاده میکنم

      وبرای برنجم قابلامه کوچکتری میپزم

      قبلا ها متناسب هارو میدیدم همش میگفتم خدایا اینا توی این قابلامه کوچولو ها چطور غذا میپزن خیلی برام عجیب بود

      الان میفهمم که به اندازه سیر شدنشون میپزن وگاهیم اضافه میاد تازه خوب کنار غذاهم چیزایی هست همیشه سالادی ترشی و…که اوناهم سیر کنندست

      فوقش یکم بیشتر میخورن ازش

      واین خوبه که دراین روش بدون اینکه حتی بفهمم چطور وبه مرور زمان خوردنم کمتر شده وپختنمم کمتر شده وخوشحالم از اینکه دیگه اونقدرا هم به مواد غذایی بها نمیدم وفهمیدم که غذا وخوردن بیارزش ترین وبیاهمیت ترین کار دنیاست وحتی اگه وقت تلف کردن نباشه کار خاصیم نیست 

      چون هدف خوردن زنده ماندن 

      وهرچیزی وهرخوراکی همین کارو میکنه

      حالا میفههم بیشتر افراد گیاه خوارو 

      دقیقا فلسفه شون همینه وآدمهای متناسب دیگه 

      البته من قطعا گوشت تا آخرعمر میخورم ولی اینکه دنبال خوشمزه ها ولذت بردن از خوراکی ها نباشیم این درست زندگی کردنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 23 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار شهربانو باقری
        ۱۴۰۴/۰۲/۰۲ ۰۲:۰۲
        مدت عضویت: 2219 روز
        امتیاز کاربر: 45846 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 95 کلمه

        الهی  فرشته جون  دورت بگردم‌‌‌چقدر  قشنگ و بامزه  می نویسی    چقدر از اینکه فرهنگ  اهمیت دادن به خوردن بین همه شایع   هست  عصبانی و ناراحتی    که من واقعا بهت حق میدم   خدارو شکر  که  مدتهاست ما دانشجویان  استاد عطار  روشن  روش جدیدی رو   در پیش گرفتیم و داریم فرهنگ سازی می کنیم  برای  خودمون    خانواده  امون  بچه هامون و  جامعه ای که در اون زندگی می کنیم 

        عزیزم  قشنگم  توووووو فقطططططط بنوبس  من بخونم لذت ببرم‌  از اینکه بتازگی  مادر شدی بهت تبریک میگم  ،  قدم نو رسیده  مبارک  …..

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فرشته مهربانF.s
          ۱۴۰۴/۰۲/۰۷ ۰۷:۰۰
          مدت عضویت: 2184 روز
          امتیاز کاربر: 12225 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 40 کلمه

          سلام بانو ،سلامی به گرمی آفتاب بهاری تقدیم شما 

          شهربانو خانم عزیز دلم ،ممنون بانو ،شما همیشه بینهایت به من لطف داشتین شما خودتون استادین ،خوشحالم که شخصی چون شما از نوشته های من خوشش میاد ،براتون بهترین ها رو آرزومندم 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      ۱۴۰۰/۰۳/۱۵ ۱۲:۱۹
      مدت عضویت: 2430 روز
      امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 848 کلمه

      سلام🙂

      این مقاله در واقع اصول تمام موفقیتها و عدم موفقیتهای ما رو نه تنها در مورد چاقی و لاغری بلکهدر تمام جنبه های زندگی رو مشخص میکنه ،چیزی که ما در ظاهر زندگی میبینیم و به عنوان دستاورد در نظر میگیریم و هرچه دستاوردهای بیشتری داشته باشیم خودمون رو موفق تر میدونیم 👌👌👌

      در واقع اگه در جنبه ای ذهن ناخودآگاه ما با تصمیمهای آکاهانه و تلاش فیزیکی ما در یک راستا باشن ما هم سریعتر و هم بهتر و هم ماندگارتر نتیجه میگیریم

      ولی اگه آنچه در ضمیر ناخودآگاه ثبت شده با آرزوی ما هماهنگ نباشه هم تصمیمات درست کمتری میگیریم و هم با هر تلاش فیزیکی نتیجه مناسب با اون تلاش رو نخواهیم دید👌👌

      این اصل و اساس تمام آموزشهای قانون جذبه

      و اینکه اینهمه در مورد باورها و تغییر باورها صحبت میشه اینه که باورها همون فرمولهای ثبت شده در ضمیر نا خودآگاه هستن و این ذهن هست که اکثر نتایج زندگی ما رو رقم میزنه

      حالا  چطور میشه که فرمولها در ناخودآگاه شکل میگیرن؟

      یکسری از فعالیتهای بدن به صورت اولیه به نا خودآگاه سپرده شدن که نیاز نباشه برای عملکرد اونا تصمیم آگاهانه بگیریم مثل تنفس ،ضربان قلب،سلول سازی،ترمیم وخلاصه تمام فعالیتهای تک تک سلولهای بدن

      یکسری از فرمولها هم به خاطر تکرار به ناخودآگاه سپرده شدن تا انرژی کمتری مصرف بشه چون بدن ما تمایل به save انرژی داره که برای موارد خطر و موارد استرس و بیماری و…. انرژی کافی وجود داشته باشه تا بدن رو بتونه زنده نگه داره و این ها برای بقای ما است

      موارد تکرار مثل رانندگی ،آشپزی،خیاطی،گلدوزی،…خلاصه  مغز ما تمام کارهایی که ما بارها و بارها تکرارشون کردیم رو به ناخودآگاه میسپاره تا انرژی کمتری استفاده بشه چون دیگه برای انجامش نیاز به تصمیم آگاهانه و مصرف انرژی نباشه

      در مورد خوردن هم یه سری فرمول در ذهن ما ذخیره شده و نا خود آگاه ما فرآیند خوردن رو انجام میدیم

      حالا چرا خوردن در افراد متناسب با خوردن در افراد چاق فرق داره ؟هم رفتار غذاییشون و هم نتیجه خوردن؟🤨

      غذا که همون غذاست … کالری که همون کالریه     ……پس چرا در دو تا جسم نتیجه متفاوت میده؟

      این جا دقیقا همون نقطه تفاوته

      ما چاقی رو یاد گرفتیم ولی افراد لاغر اونو یاد نگرفتن

      وگرنه به صورت طبیعی و ذاتی همه ما متناسب آفریده شدیم  و خلق خداوند هیچ نقص و ایرادی نداشته

      در ذات و طبیعت همه آدمها تناسب ،سلامتی،ثروت،موفقیت،شادی،و….گذاشته شده

      وما از بچگی با شنیده هامون از اطرافیان یه سری تغییرات در فرمولها ایحاد کردیم و اینقدر اون شنیده ها تکرار شده یا نتایجش رو بارها در اطرافمون و در خودمون دیدیم که باورمون شده این درسته…🤨

      و  از اون به بعد اون باورها نتایج زندگی ما رو رقم زدن👌👌

      و و بعد از اون هرچه تلاش فیزیکی میکنیم و هرچه تصمیم آگاهانه میگیریم که خلاف مسیر ذهن ناخودآگاه هست ما خسته میشیم یا نتیجه ای نمیگیریم 👌👌

      تنها راه موفق شدن اینه که نظر ذهن ناخودآگاه رو هم جلب کنیم یعنی وقتی ذهن ناخودآگاه با تصمیمات آگاهانه ذهن خودآگاه در یک راستا باشه اونوقت تلاش فیزیکی ما هم نتیجه بخش خواهد بود و حتی به مرور و با تکرار این روند هم تصمیمات درست تری میگیریم و هم تلاش فیزیکی کمتری لازمه چون ناخودآگاه دیگه فرمان رو بدست گرفته و دیگه کار تمامه😊

      در مورد لاِری هم به همین صورته

      ما بصورت ذاتی و طبیعی یکسری فرمول صخیح در مورد خوردن و غذاها و دریافت پیغام سیری و…..داریم ولی به مرور با شنیدن یه سری حرفها و تکرار اونا مثل اینکه چاقی ژنتیک ما است 

      خوردن ادم رو چاق میکنه

      غذاهای پرکالری چاق میکنن

      خواب زیاد آدم رو چاق میکنه

      داروها چاق میکنن

      بعضی بیماریها چاق میکنن

      بی تحرکی منجر به چاقی میشه

      سن که بالا میره چاق تر میشی یا کاهش وزن سخت میشه

      زنا بعد از بارداری چاق میشن

      توی دوران بلوغ آدم چاق میشه

      بعد از ازدواج آدمها چاق میشن

      و……….

      تکرار اینا و دیدن شاهد مثال در اثبات اونا در اطرافمون باعث ثبت فرمولهای چاق کننده شد چون دیگه برامون طبیعی شد که چاق بشیم و چاق بمونیم و در واقع به این صورت ما چاقی رو یاد گرفتیم ودر موقعیت زمانی خاص اون فرمول عمل کرد و مغز دستورات لازم رو صادر کرد و ما رفتاری در راستای اون انجام دادیم و تکرار اون رفتارها منجر به ایجاد جسمی شد که دیگه دوسش نداریم و اتفاقا همین توجه و تنفر و نگرانی و ترس و….توجه محسدب میشن و در ناخودآگاه ما توجه یعنی علاقه بیشتر و اون ما رو به چاقی بیشتر میرسونه😶😶😶😶

      اینجاست که رژیم ها و ورزشها که از اساسی ترین و پر کاربردترین راههای رفع چاقی هستن اعتبارشونو از دست میدن چون کاری با ناخود اگاه ندارن و تمام تمرکز روی تصمیمات ارادی هست و اینجا چون انرژی زیادی مصرف میشه بعد از مدتی خسته میشیم و اون رژیم و ورزش رو رها میکنیم👌👌😑

      و لاغری با ذهن دقیقا داره با کار کردن بر ذهن ناخودآگاه و تکرار و تکرار و تمرین فرمولهای چاق کننده رو کمرنگ میکنه و ما کم کم بر اساس بستر اولیه رفتار میکنیم و جسم هم آروم آروم به فرم متناسبش در میاد🙂

      اساس و ذات و طبیعت ما تناسب هست و فقط کافیه این آموزشها رو بارها و بارها تکرار کنیم تاپیوندهای عصبی فرمولهای قبلی سست بشه و فرمولهای جدید قویتر بشن و ما به ذات و اصل خودمون برگردیم 👌👌👌🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار الهه رضائی
        ۱۴۰۴/۰۲/۰۴ ۱۴:۳۹
        مدت عضویت: 482 روز
        امتیاز کاربر: 3405 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        سطح مبتدی
        محتوای دیدگاه: 30 کلمه

        عاااالی بود زهرا جان ، براووو …

        یعنی دستنوشته ی فوق العاده ات هر چی ابهام برام باقی مونده بود رو برطرف کرد . بازم سپاسگزارم بانو جان .

        برقرار باشی .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fereshtehgeranpayeh
      ۱۳۹۹/۱۰/۰۴ ۱۳:۱۶
      مدت عضویت: 2403 روز
      امتیاز کاربر: 19697 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 396 کلمه

      با عرض سلام و وقت بخیر
      با تصمیم گرفتن ما لاغر نمی شویم این تازه قدم اول است .قدم بعدی راضی کردن ذهن برای تغییر فرمولهای اشتباه است و این کار سخت و زمان بری است چون ذهن ما مانند بچه لجبازی است که حاضر نیست به اشتباه خود اعتراف کند و با زور نمی شود او را مجبور به پذیرش کرد و با زبان خوش و صبوری کردن باید بپذیره که فرمولهایی که ذخیره کرده اشتباه بوده و تازه بعدش باید این فرمولها تغییر کنه و اون هم کار میبره چون زمان می خواد که با تکرار زیاد در ذهن نا خوداگلهمون ذخیره بشه و از این به بعد باید روی عادت های اشتباهی که سالها تکرار کردیم کار کنیم تا اونها رو عوض کنیم و عادتهای خوب و درست رو جایگزینشون کنیم و تازه بعد از مدتی تغییرات در جسممون نمایان میشه و به قول سادات عزیز تمام این کارها باید با احساس خوب باشه یعنی باید با ذهنمون مهربون باشیم تا راضی بشه همه این کارها رو انجام بده و بدنی متناسب به ما هدیه بده و این مراحل زمانبره و صبر زیاد میخواد واگر ما تناسب همیشگی رو میخوام باید صبرش رو هم داشته باشیم البته مقاومت ذهن فقط برای لاغری نیست در هر موضوع دیگری هم مقاومت می کنه مثلا دکتر به مادرم گفت که بیماری فشار خون و دیابت داری و نمک و قند برات خوب نیست و نباید بخوری و جالب بود که تا اون زمان مادر من زیاد نمک و قند و شیرینی نمی خورد ولی بعد از صحبت دکتر ولع زیادی به خوردن این دو تا ماده پیدا کرد و ذهنش مرتب شیطنت می کرد و وسوسش می کرد که چیزای شور و شیرین بخوره.
      یه چیز دیگه که یادم افتاد جاری من هر چیزی که میخواست برادر شوهرم زود فراهم می کرد و این برای من جای تعجب داشت که چطور همسرش رو وادار با پذیرش خواسته اش می کنه تا بعد از مدتی متوجه شدم که هر روز چند بار خواسته اش رو تکرار می کرد ولی اصرار نمی کرد و اینقدر این کار روتکرار می کرد که برادر شوهرم کلافه میشد و تسلیم خواسته زنش میشدحالا ما هم باید همین کار رو با ذهن لجبازمون بکنیم انقدر خواستمون رو تکرار بکنیم (با گوش دادن فایل و تمرین و تکرار)تا تسلیم خواستمون بشه و اجازه بده که ما برای همیشه متناسب بشیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام خوشبخت
      ۱۳۹۹/۱۰/۰۴ ۱۱:۵۶
      مدت عضویت: 2539 روز
      امتیاز کاربر: 4518 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 180 کلمه

      سلام استاد ممنون هستم بابت تمام تلاش هایی که برای درک بهتر لاغری با ذهن برای ما میکنید .خدا اجرتون بده! این مقاله هم خیلی عالی بود من یک دفعه خواندم .
      ذهن انسان خیلی تنبل هست ذهن همواره می خواهد در دایره راحتی خود بماند برای همین تصمیمات آگاهانه ما برای تغییر زندگی به نتایج بزرگ ختم نمی شود.بعد از مدتی اجرا وادامه دادن بالاخره ذهن نمی تواند ادامه بدهد چون این کارها در ذهن تعریف نشده هست وذهن با ما همکاری نمی کند او در پی فرصتی برای فرار کردن از این موضوع می گردد برای همین تصمیمات ما برای لاغری برای ورزش برای شروع کار جدید بی نتیجه می ماند. ما باید ذهن را با خود همراه کنیم.باید کاری که می خواهیم بکنیم را برای ذهن لذت بخش بکنیم ذهن از رنج وسختی بیزار هست باید برای ذهن هر کار جدیدی را که می خواهیم انجام دهیم لذت بخش باشد .ذهن هر کاری که برایش لذت بخش باشد را رها نمیکند .شاید اوایل کار کمی سخت باشد ولی به مرور خیلی کار بهتر وآسانتر انجام می شود.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار emangholi azade
      ۱۳۹۹/۱۰/۰۴ ۱۱:۲۵
      مدت عضویت: 2527 روز
      امتیاز کاربر: 2220 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 156 کلمه

      به نام خدا سلام
      من بارهابرای لاغری ازروشهای مختلف استفاده کردم ورنج بسیاری تحمل کردم هر دفعه بعداز رژیم برای مراسم خاصی مثلا عید یا عروسی خواهرم یا شب یلداو…رژیم میگرفتم ولی تمام حواسم به این بود که اون روز توی جشن یا مهمونی میخوام حسابی بخورم وتلافی همه ی این رژیمهارو بگیرم واین کارو هم انجام میدادم وتامرز خفگی ودل درد میخوردم طوری که دیگه نمیتونستم نفس بکشم ولی الان به خوبی میتونم رفتارهام رو کنترل کنم چون اصلا احساس محرومیت ندارم وهیچ وقت نمیگم من اینو نمیخورم میگم اگر میل داشتم یا گرسنه بودم میخورم وخدارو شکر میبینم که اکثر اوقات میلی ندارم وسیرم وزمانهایی که گرسنه هستم تا جایی که غذا خوردن برام لذت بخشه میخورم وبعدش اصلا احساس خفگی ودل درد ندارم واحساس عذاب وجدان هم ندارم .من به خاطر این رفتارهای متناسب خدارو شکر میکنم و خوشحالم که من را به ای مسیر پر از آرامش ولذت هدایت کرد
      خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار info.mahyar99
      ۱۳۹۹/۱۰/۰۴ ۱۰:۱۵
      مدت عضویت: 2152 روز
      امتیاز کاربر: 300 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 45 کلمه

      بسیار حکیمانه بود استاد..لایه های پنهان ذهن بسیار موزی از نظرمن .ومن متوجه شدم برای این تصمیم باید روزانه از خدا درخواست کمک کنم تا این تصمیم برای من سخت وخسته کننده نباشه چون اراده من در موردمن بسیار مخرب و همراه باورهای چاقی من

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتوانم
      ۱۳۹۹/۱۰/۰۴ ۰۹:۰۳
      مدت عضویت: 2366 روز
      امتیاز کاربر: 20583 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 569 کلمه

      باسلام. من همیشه فکر میکردم چرا با وجود اینهمه پیشرفت علم هنوز یک راه مطمئن و همیشگی برای لاغری وجود ندارد؟ 🤔
      اما الان متوجه هستم که چاقی امری نبوده که به اعضای بیرونی ما مربوط باشه که بخواهند با فشار و محدودیت از بین ببرنش.. تنها پاسخ به اینکه چرا با وجود اینهمه سال رژیم و ورزش نمیشه به لاغری همیشگی رسید این هستش که : چاقی و لاغری تنها نتایجی هستند که علت و ریشه ی آنها در جایی جز جسم قرار گرفته و آن، ذهن ما هستش.
      ذهن، هم ویژگی هایی دارد و قوانینی که طبق آن عمل می‌کند. خیلی ها شاید همه از وجود ذهن باخبر هستند اما تعداد کسانی که کار با ذهن و استفاده از ذهن در زندگی را بلد باشند، خیلی کم است. چون ذهن یک عضو نیست و شاید برای خیلی ها باور کردم اینکه وجود دارد و تأثیر های زیادی بر زندگی ما دارد، مشکل باشد..
      یادم می‌آید که وقتی بچه بودم مثلا 8_9 سال من هنوز اضافه وزن خیلی زیادی نسبت به الان نداشتم و شاید آن زمان ها ابتدای چاقی من باشد اما بارها و بارها شنیده بودم که چاقی در خانواده ما ارثی است، فاطمه مواظب خودت باش(و من در آن زمان درکی از جسم و ذهن نداشتم و خیلی راحت هر حرفی را قبول میکردم در دو سال آخر دبستان نزدیک 10 کیلو اضافه وزن پیدا کردم.)
      اما همیشه دختر خاله ام که می آمد به او میگفتند تو از سمت خانواده پدری و عمه هایت ژن لاغری داری و هروقت باهم بودیم من شاهد بودم که خیلی بیشتر از من غذا می‌خورد و بعد از غذا دوباره به قابلمه سرک می‌کشید و من حتی از تماشای این کار او وحشت میکردم اما با این حال هنوز که هنوز است لاغر و متناسب است.
      اول باید بپذیرم و برای خودم منطقی کنم که چاقی من ناخودآگاه شکل گرفته و حرف ها و رفتار و عاداتی تکرار شده که جسم من به این شکل درآمده است. وقتی که خودم تجربه دارم که سال ها بارها رژیم گرفتم، ورزش کردم ولی هیچ وقت نزدیک به ایده آلم هم نشدم ثابت میکند که جایی دیگر که الان میدانم ذهن است این برنامه نوشته شده اند..
      حالا باید بپذیرم که همانطور که ” دست من نبود و هی چاق تر میشدم” سیستم را طوری تغییر دهم که ” دست من نباشد، و همینطوری لاغر بشوم ” و ” دست من نباشد و همیشه متناسب بمانم. ”
      این جملات را نوشتم چون در مسیر چاقی خیلی تکرار میکردم که نمیدونم چرا دست من نیست و همینجوری دارم چاق میشم..
      تبدیل شدن لاغری به موضوع تکراری و ارسال آن به ناخودآگاه و سپس تبدیل شدن آن به دستوری لازم الاجرا، با ادا درآوردن صورت نمیگیرد… باید آموزش ها را شخصی سازی کنیم.. فایل گوش دادن ادا درآوردن میشه اما اگر فکر کردی راجع به فایل و نوشتی و برای خودت منطقی کردی و دوباره از سر اشتیاق خواستی تکرار کنی تا هم مطالب جدید یاد بگیری و هم قبلی ها تثبیت بشه، این جاست که آموزش ها وارد ریشه و وجود تو شدند و منتظر باش که به زودی نتیجه عالی بگیری..
      استاد ممنونم که لینک این مقاله رو گذاشتید و صبح من رو ساخت.. 😍
      هروقت میام و میبینم که صبح ها فایلی در کانال هست خیلی لذت میبرم و قبل از شروع کارهای روزانه ام اول آن فایل ها را استفاده میکنم. امروز هم از خواندن این مقاله هم یاد گرفتم هم لذت بردم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار سیده آمنه یاقوتی
        ۱۴۰۰/۰۶/۰۴ ۰۱:۱۶
        مدت عضویت: 1810 روز
        امتیاز کاربر: 205 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 59 کلمه

        سلام عزیزم فاطمه جان

        میخواستم ازتون بیشتر در مورد شخصی سازی صحبت کنید 

        من بار سومم هست که اومدم برای شروع

        اضافه وزنم10کیلو تاسبکی و15کیلو تا ایده آل 

        بقول استاد اون دوبار لااراده ی خودم بودم

        ولی اینبار ناخودآگاه اومدم و هدایت شدم به این مقاله ها

        البته با اون قسمت نمیدونم چرا هی….

        دست خودم نیست…..

        بااینکه غذام کمه ولی هر روز ….

        پیشاپیش متشکرم از پاسخگویی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سادات
      سادات
      ۱۳۹۷/۰۷/۱۷ ۰۵:۱۴
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      تصمیم آگاهانه
      محتوای دیدگاه: 673 کلمه

      سلام . من با تصمیم گرفتن به تناسب اندام نمیرسم . چون من هرگز با تصمیم گرفتن چاق نشده ام . ما هزاران بار تصمیم به لاغر شدن گرفتیم ولی باز چاق بودیم و چاق بودیم و چاق . همواره هرکسی مارا میدید دررحال رژیم بودیم اما همیشه هم چاق بودیم . چون نمیدانستیم چون آگاه نبودیم که چگونه چاق شدیم . ما خودبخود چاق شدیم . چون ذهن ما بدون اینکه ما بفهمیم در مسیر چاقی قرار گرفت و حالا ما با آموزش ها یاد میگیریم که چطور چاق شدیم و به همان شیوه باید متناسب شویم . اول اینکه با لذت چاق شدیم و حالا هم باید با لذت متناسب شویم . طبق آموزشهای استاد گرامی تناسب طبیعت ذهن ماست و ما موانع آن را که برداریم خودبخود لاغر میشویم . بله ما تصمیمی برای چاق شدن نگرفته ایم که حالا تصمیم بگیریم متناسب شویم . همین که تصمیم میگیریم متناسب شویم با کوهی از موانع چاقی روبرو میشدیم که توان ادامه دادن را از ما میگرفت . ما باید موانع را برداریم . اما چگونه . با کمرنگ کردن آن . با برداشتن توجهمان از روی آن و توجه کردن به فرمولهای تناسب . با حرکت کردن در مسیر تناسب با نترسیدن از موانع . چون این موانع ذهنی هرچقدر در ذهنمان پررنگ بمانند ما نمیتوانیم حرکت در مسیر تناسب را ادامه دهیم . یادم میاید یکبار تصمیم گرفتم برنج را دیگر نخورم . اتفاقا آن روز هم برنج دم کرده بودم . وای نمیدانید اتفاقا همان روز اینقدر بوی پلو دم کرده در فضای اتاق پیچیده بود که دلم را برد . هوش و حواسم را برد. اولش خواستم مبارزه کنم ولی سرم درد گرفت . توان مقاومت در مقابل این بوی خوش را نداشتم . من نتوانستم تصمیمم را ادامه دهم و آن را شکستم و حتی بیش از زمانهای معمولی خوردم . اون زمان نمیفهمیدم چرا اینگونه شد ولی حالا میفهمم . ذهن من در جهت چاقی بود و تصمیمی که من گرفته بودم خلاف جهت ذهن . ذهن من به من میخندید تو میخواهی خلاف جهت من حرکت کنی پس بنشین و ببین چه بلایی سرت می آورم . گیرنده های بویایی مرا به شدت قوی کرد . غذا همان غذای همیشگی بود اما من بوی برنج را به طور عجیب و شگفت انگیزی حس میکردم چون ذهن من فرمان قوی شدن گیرنده های حس بویایی را صادر کرده بود . به معده ام حس گرسنگی بیشتری بیش از زمانهای عادی صادر کرد و به دستانم قدرت بیشتری برای بلعیدن غذا و وقتی دید دارم باز هم مبارزه میکنم سر درد را برایم فرستاد .اکنون هم هنوز گه گاه که بخواهم او را رنج دهم او مسیر چاقی را پیش میگیرد و مرا رنج میدهد . ذهن من درست مثل بچه ای است که من باید با آرامش او را آرام آرام به مسیر تناسب هدایت کنم . وای که این ذهن چه می کند . میدانم زمانی خواهد آمد که همینگونه که برای خوردن برنج این همه پیام از او صادر شد تا مرا به خودن برنج که هدف او بود بکشاند وقتی فرمولهای تناسب در من پررنگ و پررنگ تر شود وقتی من بخواهم بخورم چون او پیام تناسب و تعادل صادر میکند هر دستوری میدهد تا من در مسیر تناسب بمانم . خدایا شکرت که به من آگاهی دادی و مرا با استاد و راهش آشنا کردی . خدای من ذهن و فکر آفریده ی توست و تابع امر تو . همین که تو او را در این مسیر هدایت کردی و کلام استاد را اینقدر شیرین و گوارا کردی که آن را بپذیرد بقیه اش را هم درست میکنی و موانع تناسب را از سر راهم برمیداری . یعنی خودم با توکل به تو و امید و عشق این موانع را برمیدارم . چون تناسب انتخاب من و ذهنم است و ذهنم دوست دارد که متناسب شود و همین عشق و علاقه هر روز و هرروز او و من را در جهت تناسب قرار میدهد . خدایا شکرت . استاد ازتون ممنونم .

      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سادات
      سادات
      ۱۳۹۷/۰۷/۱۷ ۰۴:۲۵
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      تصمیم آگاهانه
      محتوای دیدگاه: 497 کلمه

      سلام.
      تناسب در افکار (توجه به فرمولهای تناسب)
      تناسب در گفتار ( توجه کنیم صحبتهایی در این مورد بیان شود که در جهت تناسب است )
      تناسب در رفتار ( توجه کنیم که افکار و گفتار ما رفتار ما را میسازد . پس با توجه به افکار و گفتارمان در جهت تناسب توجه به رفتارهایی کنیم که در جهت تناسب است و آن رفتارها را انجام دهیم. )
      تناسب در عادات ( تکرار رفتارهای ما عادات ما را میسازد پس اگر میخواهیم عادات ما تبدیل به عادات متناسبین شود رفتارهای خود را در مسیر تناسب قرار دهیم .)
      تناسب در سرنوشت ( تکرار عادات ما سرنوشت ما را میسازد . پس با تکرار عادات تناسب سرنوشت متناسب بودن را انتخاب کنیم .
      متناسب شدن
      اگر در هرروز تناسب را در همه ی سرزمینهای بالا داشته باشیم در جهت تناسب هستیم و ما متناسب زندگی میکنیم و سرنوشت تناسب را به سوی خود جذب میکنیم . اما نکته ای بسیار بسیار مهم در اینجا نهفته است :
      “”””تناسب در احساس . “”””
      توجه به احساس امید توانایی شجاعت و احساسات دیگر در مسیر تناسب . این احساسات بسیار بسیار مهم است . باید تا جاییکه میتوانیم احساسمان را در جهت تناسب نگاه داریم . چون در افکار ما احساس هست در گفتار ما احساس هست در رفتار ما احساس هست . کنترل احساسمان در جهت تناسب سبب ایجاد افکار و گفتار و رفتار ما در جهت تناسب میشود و باز افکار و گفتار و رفتار ما در جهت تناسب حس خوب در جهت تناسب را در ما ایجاد میکند و این چرخه همینطور ادامه دارد . اما در جایی ممکن است چرخه قطع شود و ما در یکی از مراحل توجهمان از تناسب خارج شود . به خودمان فرصت بدهیم . احساس عذاب وجدان را از خودمان دور کنیم . ما زمین خورده ایم و دردمان گرفته است . اما هدف را فراموش نمیکنیم . دوباره بلند میشویم و چرخه را از نو شروع میکنیم . چون حسمان بد شده است باید تا جاییکه میتوانیم با افکار و گفتار و رفتار حسمان را به جهت تناسب بکشانیم و سعی کنیم احساس تناسب را در هر مرحله همراه افکار و گفتار و رفتار تناسب کنیم و چرخه را از نو شروع کنیم .) احساس تناسب مثل چسب است و باعث اتصال مراحل تناسب به هم است. مثل سیمانی است که برای ساختن خانه ی تناسب در لابلای آجرها قرار میگیرد . آجرها افکارها و گفتارها و رفتارهای ما هستند . اگر میخواهیم خانه ی ما فرو نریزد باید همراه این آجرها ، سیمان ضمیمه کنیم تا خانه ی تناسب محکم و استوار شود . هر اقدامی که در جهت تناسب انجام میدهیم توجه به احساس تناسب آن را برای ما پررنگ تر میکند و حرکت ما را برای ادامه دادن این راه تثبیت میکند . پس شاد . امیدوار . راضی . شجاع و توانمند باشیم که این احساسات باعث ایجاد احساس لذت و لذت و لذت در مسیر تناسب شود و سبب میشود متناسب شدن آسانترین کار دنیا شود .

      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سادات
      سادات
      ۱۳۹۷/۰۵/۲۶ ۱۵:۲۰
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      تصمیم آگاهانه
      محتوای دیدگاه: 88 کلمه

      سلام وای من تا حالا نمیدونستم سایت شما شش صفحه است . فکر میکردم فقط همون صفحه اوله وای که چقدر نکته دوباره میتونم یاد بگیرم . ممنوووووونم آقای عطار روشن . نمیدونم این قسمتهای سایت هم قبلا بود یا جدید اومده . ولی خیلی عالیه . به خدا شما خیلی زحمت میکشید ازتون ممنونم . واقعا که خدا شما رو سر راه ما قرار داده . چه نعمت بزرگی هستید . به خدا شما لطف خدایید که بر ما نازل میشوید . ازتون سپاسگزارم . خدایا شکرت

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
×
گردونه هدایا گردونه هدایا