بعضی وقتها که پیامهای اعضای سایت رو میخونم، حس میکنم دارم دفترچهی خاطرات خودم رو ورق میزنم. یکی مینویسه «کتوژنیک گرفتم، دو ماه خوب پیش رفت، بعد همهش برگشت». یکی دیگه مینویسه «یه دمنوش خریدم که تبلیغش میگفت ماهی پنج کیلو کم میکنی». یکی هم مینویسه «دیگه نمیدونم کدوم روش درسته، همهشون رو امتحان کردم». من هم نزدیک ۳۵ سال چاق بودم و بارها همین سؤال رو از خودم پرسیدم: بین این همه روشهای مختلف لاغری، بالاخره کدومش جواب میده؟
امروز هر کسی گوشی دستش بگیره و یه جستجوی ساده بکنه، با یه عالمه پیشنهاد روبهرو میشه: رژیمهای عجیب و غریب، ورزشهای سخت و طاقتفرسا، دمنوشها و قرصهای گیاهی، و قرصهای لاغری شیمیایی. هر کسی هم یه نسخهای میپیچه و اکثرشون یه جملهی مشترک دارن: «فقط این روش جواب میده، بقیه همهشون اشتباهن!»
در این جلسه میخوام روشهایی رو که خیلی از ما تجربه کردیم مرور کنم. تجربهی خودم رو هم بگم: چرا هیچکدومشون من رو لاغر نگه نداشت، و چی شد که بالاخره مسیرم عوض شد.
در این جلسه میآموزیم:
🍽️ روشهای مختلف لاغری؛ مرور واقعی از تجربهها
تصمیم به لاغر شدن برای خیلی از ما فقط یه تصمیم ساده نیست، یه آرزوئه. برای همین وقتی وارد این مسیر میشیم، هر پیشنهادی که بهمون میرسه رو با امید گوش میدیم. یکی رژیم کتوژنیک رو پیشنهاد میده، یکی رژیم کمکربوهیدرات، یکی خامگیاهخواری. یکی میگه چای و دمنوش لاغری بخور، یکی قرص گیاهی معرفی میکنه. یکی هم میگه تا ورزش سنگین نکنی یا روزهداری متناوب نگیری، لاغر نمیشی.

اگه این روشها رو کنار هم بذاری، شاید در ظاهر خیلی با هم فرق داشته باشن، ولی یه ویژگی مشترک دارن: همهشون یه نسخهی یکسان رو برای همه میپیچن. یعنی همه باید یه مدل غذا بخورن، یه مدل ورزش کنن و یه سری قانون مشخص رو رعایت کنن. مثلاً در رژیم کتوژنیک همه باید درصد مشخصی چربی و پروتئین رو رعایت کنن. حالا هر روحیه و احساسی که دارن و هر شرایطی که توی زندگیشون هست، فرقی نمیکنه.
نتیجهی این نسخهی یکسان چی بود؟ هر وقت یه روز از برنامه جا میموندم، یا توی یه مهمونی بیشتر از برنامهم میخوردم، حس گناه و شکست میومد سراغم. خیلی وقتها هم با همین یه اشتباه کل برنامه رو کنار میذاشتم. این حس رو بارها و بارها تجربه کردم. از نوشتههای بچههای سایت هم میدونم که خیلی از شماها هم همین تجربه رو داشتید.
🔁 هر روشی میگه فقط من درستم
یکی از چیزهایی که من رو خیلی گیج میکرد، این بود که هر روشی ادعا میکرد فقط خودش درسته و بقیه اشتباهن. یکی میگفت «بدون ورزش نمیشه لاغر شد». یکی دیگه میگفت «نون و برنج دشمن شماره یکن». یه نفر دیگه هم میگفت «تا وقتی سرکه سیب نخوری، شکمت آب نمیشه!» 😅
وقتی این همه حرف ضد و نقیض به ذهنت میرسه، طبیعیه که گیج بشی. خود من یه دورهای با هر غذایی که جلوم بود، اول توی ذهنم چک میکردم که این غذا الان طبق کدوم روش مجازه و طبق کدوم ممنوع. ذهنم انقدر درگیر این قانونها بود که دیگه از غذا خوردن لذت نمیبردم. جالبه که با همهی این حساسیتها، باز هم وزنم کم نمیشد.
🎯 پس واقعاً چی مهمه؟
بعد از سالها که این روشها رو امتحان کردم، به این نتیجه رسیدم که هیچ نسخهای نیست که برای همه جواب بده. چیزی که اهمیت داره اینه که مسیر لاغری با ذهنیت، احساسات و زندگی واقعی هر کسی هماهنگ باشه. اینکه آدم خودش رو به زور و با فشار مجبور کنه شبیه یه الگوی سفت و سخت رفتار کنه، شاید چند هفته جواب بده، ولی تداوم نداره.

🛤️ سردرگمی بین روشهای لاغری؛ تجربهی خودم
وقتی رژیم گرفتن رو شروع کردم، حدود ۸۵ کیلو بودم. با هر رژیم پنج تا ده کیلو کم میکردم و بعد از مدتی بیشتر از قبل برمیگشت، تا جایی که حدود ۳۳ سالگی وزنم به حدود ۱۳۵ کیلو رسید. پس مشکل من هیچوقت لاغر شدن نبود؛ مشکلم لاغر موندن بود.
یه خاطرهی خیلی روشن از این موضوع دارم. وقتی رفتم خواستگاری همسرم، خانوادهش که همهشون متناسب بودن، شرط کردن که یه مقداری وزن کم کنم. به پیشنهاد یه دوست متناسب، یه رژیم و برنامهی ورزشی سخت رو شروع کردم و توی یه ماه خوب وزن کم کردم. ولی از همون روز اول منتظر بودم این برنامه تموم بشه. بعد از اینکه خانوادهی همسرم موافقت کردن، دو سه هفتهای به حالت قبل برگشتم. ولی دیگه خانوادهی همسرم راهی برای مخالفت کردن نداشتن 😄
هر بار که یکی از روشهای لاغری رو امتحان میکردم و نتیجه نمیگرفتم، یه صحنهی تکراری توی ذهنم مرور میشد: جلوی آینه میایستادم و به خودم میگفتم «تو حتی ارادهی یه رژیم ساده رو هم نداری». بعدش هم یه جملهی دیگه میومد که از بچگی توی خانوادهمون زیاد شنیده بودم و خودم هم به همه میگفتم: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو میگفتم که نتیجه نگرفتنم رو توجیه کنم، ولی ته دلم هنوز امید داشتم.
برای همین چند وقت بعد دوباره با خودم فکر میکردم شاید این روش برای من مناسب نبود. شاید رژیم جدیدی که همه دارن ازش حرف میزنن، همون چیزیه که دنبالش بودم. دوباره امید، دوباره برنامهریزی، دوباره شروع با انگیزه. یه بار رژیم یه مربی معروف رو میگرفتم، یه بار توی یه باشگاه ثبتنام میکردم، یه بار هم از عطاری قرص گیاهی میخریدم و به خودم میگفتم «این یکی فرق داره، این دیگه جواب میده!»
ولی واقعیت این بود که با هر شکست، سرخوردگیم بیشتر میشد. فقط وزنم بالا نمیرفت، اعتماد به نفسم هم هر بار بیشتر از قبل له میشد.
💡 لاغری با ذهن، شروع یه مسیر متفاوت
سال ۹۳ با قانون جذب آشنا شدم. توی حدود یک سال، تغییرهای بزرگی توی وضعیت مالی، رابطهها و کسب و کارم دیدم. همون موقع این سؤال برام پیش اومد: اگه ذهن میتونه اینهمه چیز رو توی زندگیم تغییر بده، چرا نتونه وزنم رو تغییر بده؟ از همین سؤال، کمکم مسیری شکل گرفت که امروز اسمش لاغری با ذهنه.
اولین چیزی که برام جالب بود، این بود که این مسیر هیچ شباهتی به روشهای مختلف لاغری که قبلاً امتحان کرده بودم نداشت. رژیم سفت و سخت نداشت، ورزش اجباری و ترازو و قرص گیاهی و شیمیایی هم نداشت. لازم نبود غذای جدا درست کنم و از سفرهی خانواده جدا بشم. میتونستم با خیال راحت کنار خانوادهم غذا بخورم. شمردن کالری و اندازهگیری با قاشق هم کنار رفته بود. برنامهی رژیمی چاپشده یا جدول تمرین ورزشی هم در کار نبود.
کاری که باید انجام میدادم این بود که یاد بگیرم، بنویسم و فکر کنم، تا ذهنم کمکم با یه تعریف تازه از لاغری آشنا بشه.
راستش رو بخواید، انقدر از روشهای لاغری ضربه خورده بودم که اصلاً انتظار نداشتم این یکی نتیجه بده. برای همین این بار هر روز خودم رو وزن نمیکردم و سایز لباسهام رو هم چک نمیکردم. بدون عجله و بدون فشار، فقط داشتم یاد میگرفتم. چون این مسیر برام سختی و رنج نداشت و خودم رو توی محدودیت حس نمیکردم، تونستم هفتهها و ماهها ادامه بدم.
بعد از یه مدت متوجه شدم که بدنم هم داره همراهی میکنه، بدون اینکه دقیق بدونم از کِی شروع شده. حدود ۳۰ کیلو وزن کم کردم، بدون رژیم و باشگاه و قرص، و از اون موقع متناسب موندم. تغییر وزنم انقدر برای اطرافیانم عجیب بود که بعضیها ازم میپرسیدن «عمل معده کردی؟»
اون موقع بود که فهمیدم بقیهی روشهایی که امتحان کرده بودم، همهشون میخواستن با فشار آوردن به جسم من رو لاغر کنن. ولی در لاغری با ذهن، تغییر از درون شروع شده بود.
✨ کشف بهترین روش لاغری برای من
اون سالها که اضافهوزن داشتم، انگار همیشه در حال جستجو بودم؛ جستجو برای پیدا کردن یه روش که بالاخره نتیجه بده. هر بار هم که یه روش جدید نتیجه نمیداد، چند تا سؤال توی ذهنم تکرار میشد: اگه این روش درست نیست، پس چی جواب میده؟ چرا من هیچوقت تا آخر ادامه نمیدم؟ چرا با هر شکست برمیگردم سر نقطهی اول؟
رژیم کمکالری، رژیم بدون نون، رژیم پروتئینی، دمنوش، مربی باشگاه و دارو، همهشون با هم فرق داشتن. ولی برای من یه چیز مشترک داشتن: یا خیلی سخت بودن، یا با حال و هوای من هماهنگ نبودن، یا اصلاً حوصلهی انجامشون رو نداشتم.
حالا که به اون روزها نگاه میکنم، میبینم جواب این سؤالها توی خود روشها نبود. همهی اون روشها با بخش آگاه ذهن ارتباط میگرفتن؛ یعنی همون بخشی که تصمیم میگیره، برنامه میریزه و با اراده کار میکنه. ولی اون چیزی که وزن من رو ساخته بود، ذهن ناخودآگاهم بود. با رژیم گرفتن و ورزش کردن هیچ تغییری درش ایجاد نمیشد. برای همین هر وقت ارادهم خسته میشد، ذهن ناخودآگاهم من رو به همون عادتهای قبلی برمیگردوند.

✨ لاغری ذهنی؛ متفاوت از روشهای مختلف لاغری
در لاغری با ذهن، برای اولین بار بهجای شمردن کالری، نشستم و افکارم رو نوشتم. بهجای گرسنگی کشیدن، دربارهی باورهام نوشتم. یکی از اولین باورهایی که سراغش رفتم، همون جملهی «چاقی من ارثیه» بود. وقتی قبول کردم که خودم صد درصد مسئول چاقی، اشتها و پرخوریهام هستم، دیگه غذاها و ژنتیک توی لیست مقصرهای من نبودن. از همونجا تغییر توی ذهنم شروع شد و کمکم به رفتار و عادتهام رسید.
یه تغییر کوچیک دیگه هم توی کلمههام اتفاق افتاد. قبلاً همیشه میگفتم «باید لاغر بشم»، و «باید» برای من یعنی جنگیدن و سختی کشیدن. با تمرینهای قانون جذب، کمکم این جمله رو عوض کردم و بهجاش گفتم «دوست دارم تناسب اندام رو تجربه کنم». شاید در ظاهر فقط دو کلمه عوض شده باشه، ولی ذهنم دیگه لاغری رو با سختی کشیدن یکی نمیدونست.
در این مسیر، کنار خانواده از غذای سفره میخوردم، غذام رو با ترازو اندازه نمیگرفتم، پیادهروی منظم هم نداشتم، و با این حال تغییر شروع شده بود.
❤️ روش مناسب یعنی هماهنگ با خودت
وقتی نتیجه گرفتم و بعدها نوشتههای هزاران نفر از اعضای سایت رو خوندم، تازه فهمیدم که خیلیها مثل من از روشهای مختلف لاغری خسته شدن. خیلیهاشون هم مثل من فکر میکردن ایراد از خودشونه و اراده ندارن.
ولی وقتی آدم با روشی کار میکنه که با زندگی واقعیش هماهنگ نیست، نتیجه نگرفتن دلیل بیارادگی نیست. به نظر من روش مناسب سه تا ویژگی داره:
- آدم رو توی محدودیتهای سخت قرار نمیده، که مدام منتظر تموم شدنش باشه.
- با هر لغزش کوچیک بهش احساس ضعف و ناتوانی نمیده.
- لذت غذا خوردن رو ازش نمیگیره و مجبورش نمیکنه از جمع خانواده و دوستاش جدا بشه.
اگه بخوام خیلی ساده بگم: تا وقتی ذهن تغییر نکنه، هر روشی که فقط روی جسم کار کنه، نتیجهش موقتیه. چون نقشهی بدن توی ذهن ذخیره شده و بدن دیر یا زود به همون نقشه برمیگرده.

🚪 ورود به سرزمین لاغرها
اگه با خوندن این تجربهها حس کردی تو هم بارها بین روشهای مختلف لاغری سردرگم شدی، اگه بارها با امید شروع کردی و وسط راه خسته و دلسرد برگشتی، و اگه دلت یه مسیر ماندگار میخواد، دورهی آموزشی ورود به سرزمین لاغرها نقطهی شروع خوبیه. خیلی از اعضای سایت هم بعد از امتحان کردن انواع رژیمها و روشها، با همین دوره مسیر تازهشون رو شروع کردن.
در این دوره از رژیم و ورزش اجباری و ترازو خبری نیست. یاد میگیری افکار و باورهات رو بشناسی و رابطهی تازهای با بدن و غذا بسازی. اگه هم میخوای ببینی این مسیر برای بقیه چطور جواب داده، یه نگاه به آلبوم شگفتیسازان بنداز؛ اونجا عکسهای واقعی صدها نفر از اعضای سایت هست. اگه هم ترجیح میدی آرومتر شروع کنی، از صفحهی شروع مسیر لاغری با ذهن شروع کن.
💌 تو هم دعوتی!
اگه دنبال روشی برای لاغری هستی که با خودت هماهنگ باشه و بهت آرامش بده، دورهی «ورود به سرزمین لاغرها» یه فرصت تازهست. کافیه قدم اول رو برداری؛ بقیهی مسیر رو کمکم و بدون عجله با هم جلو میریم.
📝 برام بنویس
تا حالا کدوم یکی از روشهای مختلف لاغری رو امتحان کردی و چرا ادامهش ندادی؟ تو هم مثل من بعد از هر بار برگشت وزن، سراغ یه روش جدید رفتی؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.63 از 57 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام خدای مهربونم
خدایا شکر که به مسیردرست هدایت شدم
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
من وقتی که شروع به چاق شدن کردم در سن بلوغ بودم و زیاد از رژیم خبری نداشتم تا این که مادرم به دلیل بیماری قلبی دکتر براش رژیم داد و من خواستم این روش رو امتحان کنم ولی نتونستم اونو ادامه بدم چون حتی مادرم هم ادامه نداد و نتونست اون چیزهایی که دکتر میگفت تهیه کنه و منم بعد از این که اون مواد رو نتونستم تهیه کنم چون هنوز 16سالم بود و نمیتونستم خودم چیزی بخرم پس برای خودم به این نتیجه رسیدم که خوردنم رو کم کنم و بشقاب برنجی که میخوردم دقیقا نصف کردم و همش مامانم میگفت چی شده چرا اینقد غذاتو کم میکنی تو الان تو سن رشدی باید بخوری و من که از چاقی بدم میومد و اون موقع این فکربه نظرم رسید ولی روزهایی بود که نمیتونستم کم بخورم از مدرسه میومدم و حسابی گرسنه بودم ویا بچه های دیگه میخوردن و من نمیتونستم با دیدن اونا مقاومت کنم و میخوردم برای همین باز میدیدم که دارم چاق میشم شروع به روزه گرفتن میکردم که محدود بشم و راحت تر بتونم درمقابل خوردن مقاومت کنم این روش رو تا زمان ازدواجم ادامه دادم و تونستم اون موقع به وزن 45کیلو برسم ولی باهاش راحت نبودم و عصبی بودم از این محدودیت ها و دوستان لاغرم رو میدیدم که همه چی میخورن و من که همش در حال مراعات بودم چاق بودم تازه وقتی ازدواج کردم وشوهرم هم لاغر بود و همه چی میخورد ومن هم با اون هم بشقاب میشدم و میخوردم که به خودم که اومدم باردار بودم و بعد زایمان و بعد بچه داری و درنهایت به وزن 85رسیدم و بعد هم که سر کار رفتم و شدم پشت میز نشین و باز چاق تر از قبل شدم و چاق شدم یه روز اداره یک فرد اومد یک سری دمنوش اورد و گفت من خودم چند سایز کم کردم و سبوس بزنج هم بهم داد که تو ماست بریزم و باعث لاغری میشه و من با کلی ذوق شروع کردم که میتونم این دفه که به وزن ایده الم برسم ولی بعد از یک ماه به خاطر تداخل زمان بندی اون با سر کار رفتنم و بد طعم بودن دمنوش ها حالم خوب نبود و رها کردم یکی از اشناها گفت کمربند لاغری گرفته و همیشه اونو میپوشه ونتیجه گرفته ولی من اومدم این دفه گفتم چه راحت نه میخوام رژیم بگیرم و نه ورزش کنم یه کمربند میبندم و لاغر میشم و گرفتم و پوشیدم و بعد از یه مدت که همیشه میپوشیدم پوستم حساسیت پیدا کرد و ریخت بیرون و مجبور شدم که در بیارم و خواهرم رفت دکتر رژیم وبعد از یک مدت خوب لاغر شد و من دستورش رو ازش گرفتم ولی نمیتونستم مواد غذایی اونو تهیه کنم و خودم تنهایی بخورم چون دخترو شوهرم هم بودن و تازه اوضاع اقتصادی خوبی نداشتم
ولی به شکر خدا یک روز با این سایت اشنا شدم و به دوره های رایگان راه پیدا کردم و شروع کردم و ادامه دادم دیگه نیاز نبود که مواد خاصی رو تهیه کنم و خرج اضافی بکنم از همون غذایی که برای خانواده درست میکردم میخوردم دیگه نیاز نبود که دمنوش های بد مزه بخورم تازه همش علاف باشم که نیم ساعت قبل غذا و بعد غذا و ناشتا وقبل خواب اب جوش بیارم و اونا رو بخورم بعد غذا بخورم یا بعد بخوابم
من در این دوره از هر چیزی که دوست دارم خوردم و به اندازه نیازم خوردم و اضافه خوردن ها م کم شد من در این دوره خیلی راحتم دیگه عصبی نیستم از محدودیت ها دیگه ناراحت نیستم از طعم های بد دیگه خبری از حال بد از نتونستن ورزش سنگین نیست من الا ن به قصد سلامتی و شادابی هر روز با گوش دادن فایلهای پیاده روی میرم یک ساعت پیاده روی که بعضی وقتها خانمها از من میرسن چطور میتونی یک سره یک ساعت راه بری دور پارک که من این دوره رو بهشون پیشنهاد کردم و خلاصه من دراین دوره حالم خوبه
من شادم و ارمش دارم
من سالمم و تناسب دارم
من دیگه عصبی نیستم و از همه چیز به اندازه نیازم میخورم
من این دوره رو با هدایت خدا به دست اوردم و اطمینان دارم که این دوره مسیر درسته
به قول استاد روشی خوبه که باهاش احساس راحتی کنی و بدون هیچ عذابی بتونی ادامه بدی من تونستم به مدت 3سال دراین دوره ادامه بدم و هر روز متناسب تر و راحت تراز گذشته و ارام تر میشوم
خدایا شکردت
در پناه خدا باشید