سعادت در دنیا و آخرت در گروه داشتن ایمان و عمل صالح است.
کلمه (سعادت) در لغت به معنای خوشبختی و خوشحالی است و کلمه (ایمان) به معنای آرامش جان و رهایی از هرگونه ترس و اندوه است و البته رهایی از هجوم افکار منفی است.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.23 از 81 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست.
ایمان،عمل صالح،تقوا،اینا مواردی رو بود که توی کتابهای دینی توی مدرسه بهمون القا میشد همیشه،به نظرم همین سه کلمه و تکرار کردنشون باعث ترس بیشتر و بیشتر من از خدا و قرآن و دین میشد،تا قبل از شنیدن این فایل با شنیدن این سه کلمه،یا خوندنشون بیشتر دچار ترس و اضطراب میشدم،نفرتم از دین بیشتر میشد،چقدر از اینکه آدم خوبی برای انجام دادن اعمال دینی نیستم،حالم بد میشد،فکر میکردم با اومدن ماه رمضان یا ایم محرم میتونم ی کم ایمان و عمل صالح رو برای آخرتم ذخیره کنم،چقدر کوته فکر بودم،چرا بدون تحقیق و پرس و جو همیشه منتظر بودم یکی بیاد منو به راه مستقیم هدایت کنه،منتظر منجی خیالی بودم،وقتی برمیگردم به آموزه های دینی توی مدرسه،از اینکه عمرمو به فنا دادم حالم بد میشه و به خودم میگم کاش زودتر از اینا استاد رو پیدا میکردم،کاش سال ۹۳،۹۴ این آگاهی ها رو کسب میکردم و الان در شرایط بهتری میبودم ولی بازم به خودم میگم من باید تکامل رو طی میکردم تا توی این سن به این حال خوب میرسیدم،الهی شکر .استاد عزیزم ازتون سپاسگزارم که انقدر شیوا و سلیس و عامیانه که قابل درک باشه،این عمل صالح رو توضیح دادید،الهی شکر که استاد رو سر راهم قرار دادی،من امروز متوجه شدم که هر روز در حال انجام دادن عمل صالح بودم،ولی غافل بودم و برای آخرتم دنبال نذری دادن و صدقه دادن بودم.مثلا همین دیروز که سرکار بودم و با وجود شلوغیه کارم ولی تلاشم این بود که با مردم رابطه ی خوب داشته باشم.تلاشم این بود که بتونم حرفهای خوب بزنم،به ی خانم گفتم که چشمهای زیبایی دارن،یا با دیدن بچه ها سعی میکردم لبخند بزنم و ارتباط خوب بگیرم باهاشون،یا به خواهرزاده م پول دادم با اینکه شاید احتیاج نداشت.یا اینکه با تمام خستگی مفرطی که داشتم،تلاش کردم لبخند بزنم و حس خوب داشته باشم.اینها همشون یعنی حس خوب داشتن،یعنی اینکه من دیروزم رو با احساس خدا بودن در درونم گذروندم.این یعنی اینکه من آدم مفیدی هستم،امروز هم با گوش دادن به فایل بینظیر،عمل صالح انجام دادم چون ی اگاهیه ناب و جدید به دست اوردم،قبلا فکر میکردم باید برم مسجد باید برم روضه باید ی جایی بیرون از خونه دنبال عمل صالح بگردم،برای توشه ی آخرتم دل غریبه ها رو به دست بیارم،ولی امروز وقتی همسرم از خواب بیدار شد رفتم و ماچش کردم،این کار خوب من در واقع عمل صالح بود و در جواب ابن کار من،همسرم بسیار خوش رفتار تر و مهربونتر داره با من حرف میزنه و با لحن خوب باهام حرف میزنه،امروز رو با نظافت خونه شروع کردم و وقتی تمومش کردم حالم از بودن درون خونه مون عالی تر شد،این یعنی من عمل صالح انجام دادم چون حسم عالی تر و عالی تر شد.الهی شکر.کاش بتونم اینو فریاد بزنم و هر روز و هر لحظه که من با هر حرکت خوبی دارم توشه ی آخرتم جمع میکنم اونم به خوبی و به قشنگی.الهی شکر.
یا حق