«استاد، من برای لاغر شدن ترس از لاغر شدن صورت دارم و میدونم یه باور محدودکنندهست. اطرافیان هم مدام تکرار میکنن: وای نه، صورتت خیلی قشنگه، حیفه! اینقدر شنیدم که برام شده یه ترس واقعی. نمیدونم چطور این باور رو تغییر بدم.» این پرسش یکی از همراهان دوره بود و فکر میکنم دغدغهی خیلیهاست. ترس از لاغر شدن صورت یکی از ترمزهای پنهانیه که خیلیها بدون اینکه بدونن، باهاش زندگی میکنن.
من یه مردم و راستش رو بخوای، هیچوقت نگران لاغر شدن صورتم نبودم. حرف دیگران هم معمولاً روی من کمتر از خانمها اثر میذاره. ولی خوندن و جواب دادن به پرسشهای هزاران نفر از اعضای سایت، که بیشترشون خانم بودن، کمکم کرد این ترس رو بهتر بفهمم. و وقتی دقیقتر نگاهش کردم، دیدم ریشهاش با ریشهی ترسهای لاغری خود من یکیه: جملههایی که از بچگی شنیدیم.
توی این مقاله میخوایم این ترس رو از نزدیک ببینیم، بفهمیم از کجا اومده و قدمبهقدم یه باور تازه جاش بسازیم. اگه تازه با این مسیر آشنا شدی، از شروع مسیر لاغری با ذهن هم یه سر بزن.
در این جلسه میآموزیم:

😟 ترسی که مثل ترمز عمل میکنه
تا حرف از لاغر شدن میشه، این ترس خودش رو نشون میده: اینکه صورت توی آینه بیحال و استخونی بشه و اون شادابی همیشگی از بین بره. حتی اگه بدن متناسبتر بشه، دل آدم نمیخواد صورتش پیرتر یا خستهتر به نظر برسه.
یه طرف ذهن شوق داره برای رسیدن به تناسب، ولی طرف دیگه آروم زمزمه میکنه: «اگه لاغر شم، صورتم خراب میشه!» نتیجهاش اینه که آدم سالها بین خواستن لاغری و ترس از تغییر چهره گیر میکنه. یه قدم جلو میره و دو قدم عقب.
این ترس شاید ربطی به صورت نداشته باشه، ولی ساختارش برای من خیلی آشناست. من هم سالها با ترسهای مشابه زندگی کردم. وقتی با رژیم چند کیلو کم میکردم، به جای خوشحالی یه ترس دائمی همراهم بود که نکنه وزنم برگرده. ذهنی که از تغییر میترسه، دیر یا زود راهی پیدا میکنه که جلوی اون تغییر رو بگیره.
🧠 ترس از لاغر شدن صورت؛ واقعیت یا داستان ذهن؟
اول یه سؤال مهم: آیا واقعاً با لاغر شدن، صورت همه خراب میشه؟ یا ذهن ما داره یه فاجعهی خیالی رو توی قاب واقعیت نمایش میده؟
اگه ترس داری که کاهش وزن خیلی سریع و شدید روی پوست صورتت اثر بذاره، این یه موضوع جسمیه و بهتره با پزشک یا متخصص پوست دربارهاش مشورت کنی. ولی چیزی که در لاغری با ذهن دنبالش هستیم، اصلاً کاهش وزن سریع و با فشار نیست. من خودم حدود ۳۰ کیلو رو بدون رژیم و باشگاه و قرص، آروم و قدمبهقدم کم کردم. در این مسیر، تغییر از ذهن شروع میشه و بعد به رفتار و عادتها میرسه.
پس مسئلهی اصلی، خود صورت نیست. مسئلهی اصلی تصویریه که ذهن ما از «صورت لاغر» ساخته. و این تصویر، مثل هر تصویر ذهنی دیگه، قابل بازنویسیه.
🔒 ذهن ناخودآگاه دنبال امنیته
ذهن ناخودآگاه مثل یه بچهی کوچیکه. منطق زیادی حالیش نمیشه؛ فقط دنبال امنیته. اگه یه تصویر یا جملهی منفی دربارهی لاغری صورت توی ذهنمون حک شده باشه، این بچهی درون همهی تلاشش رو میکنه که ما هیچوقت لاغر نشیم؛ حتی اگه خودمون هزار بار تصمیم بگیریم.
شاید یه روز توی یه مهمونی، یکی از فامیل جلوی چند نفر گفته باشه: «فلانی خیلی لاغر شده، ببین صورتش چقدر خسته شده!» و همون لحظه، ناخودآگاه ما یه معادلهی ساده ثبت کرده: «لاغری = زشتی = خطر». بعد از اون، هر بار که تصمیم به لاغری گرفتیم، این معادله بیصدا فعال شده.

👪 این ترس از کجا اومده؟
برای خیلیها این باور ریشه در کودکی داره. شاید مادرت همیشه میگفت: «بخور یه کم رنگ به صورتت بیاد» یا «الهی بمیرم، صورتت لاغر شده، مریض شدی؟» شاید هم شنیدی که «بچه باید لپ داشته باشه تا خوشگل باشه».
مادر من هم سر سفره همیشه اصرار داشت بیشتر بخورم. هیچوقت مرز سیر شدن رو نفهمیدم؛ همیشه اشتها داشتم. توی خیلی از خانوادههای ما، غذا خوردن با سلامتی، محبت و حتی زیبایی گره خورده. ذهن کودک این پیامها رو جدی میگیره و یاد میگیره «رنگ و روی خوب» یعنی زیاد خوردن، یعنی خوشحال کردن مامان.
بعدتر هم اطرافیان، با نیت خوب یا از روی عادت، این پیامها رو تکرار کردن: «رژیم نگیر، صورتت میریزه» یا «فلانی لاغر شده، صورتش داغون شده». این جملهها مثل یه خط فرمان وارد ذهن شدن و سالهاست بیصدا روی تصمیمها اثر میذارن.
🧵 جملههایی که از خانواده به ما رسید
خیلی از ترسها و باورهای ما اصلاً مال خودمون نیستن. پرتکرارترین جملهای که من سالها به همه میگفتم این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو از خانواده شنیده بودم و کمکم صدای درونی خودم شده بود.
مادرم که خیاط بود، همیشه بهم توصیه میکرد لباس تیره بپوشم که لاغرتر نشون بدم؛ در حالی که من عاشق رنگ زرشکی و سبز بودم. وقتی بعد از رژیم لباسهام گشاد میشد و ازش میخواستم تنگشون کنه، میگفت: «صبر کن ببینیم میمونی یا نه.» این جملهها از سر محبت بودن، ولی هر کدوم یه باور کوچیک توی ذهنم کاشتن.
ترس از لاغر شدن صورت هم معمولاً همینطوری شکل میگیره. یه جمله از سر محبت گفته میشه و سالها بعد، به یه ترس واقعی تبدیل میشه. وقتی بفهمی این ترس از کجا اومده، تازه میتونی ببینی که یه حقیقت نیست؛ یه جملهی قدیمیه که دیگه به کارت نمیاد.
🔁 ترس چطور به پرخوری تبدیل میشه؟
ذهنی که از نتیجهی یه تغییر میترسه، معمولاً مستقیم نمیگه «لاغر نشو». خیلی بیصداتر عمل میکنه: با یه ولع ناگهانی، با یه بهونهی بهموقع یا با خراب کردن برنامه درست وقتی همه چیز داره خوب پیش میره.
من این خرابکاریهای بیصدا رو خوب میشناسم. یه بار وسط یه رژیم سخت، یکی از فامیل یه جعبه شیرینی آورد. همین که دیدمش، حس کردم قراره بخورم و رژیم رو ول کنم؛ و همین هم شد. بهونههام هم همیشه آماده بود: «توی مهمونی حیفه رژیم بگیرم؛ امشب میخورم، از فردا.»
بعد از هر پرخوری حس شکست داشتم و قول میدادم «فردا به جبران امروز هیچی نمیخورم». ولی فردا یادم میرفت و ذهن چاقم میگفت: «تو که خراب کردی، اونم بخور.» اون موقع فکر میکردم مشکلم ارادهست. امروز میدونم ذهنم داشت از چیزی محافظت میکرد؛ از تغییری که هنوز براش امن نبود.
ترس از لاغر شدن صورت هم میتونه همینطوری کار کنه. شاید هر بار که چند کیلو کم میکنی و یکی میگه «صورتت لاغر شده»، یه ولع عجیب سراغت بیاد. این ولع اتفاقی نیست؛ ذهنت داره به همون جملهی قدیمی واکنش نشون میده. وقتی این ارتباط رو ببینی، دیگه لازم نیست خودت رو سرزنش کنی؛ فقط میفهمی کجا باید کار کنی.
🗣️ وقتی بقیه نظر میدن
یکی از چیزهایی که این ترس رو زنده نگه میداره، نظر دیگرانه. «وای، صورتت خیلی قشنگه، حیفه!» یا «لاغر شدی، خسته به نظر میای.» این جملهها معمولاً از سر محبت یا عادت گفته میشن، ولی اگه حواسمون نباشه، به ترسهای قدیمی آب میدن.
احساس گناه بعد از حرف یکی از فامیل توی مهمونی، همیشه من رو به خوردن بیشتر میکشوند. امروز یاد گرفتم بین حرف دیگران و تصمیم خودم یه فاصله بذارم. لازم نیست کسی رو قانع کنی یا باهاش بحث کنی. کافیه توی ذهنت بگی: «این نظر اونه، نه حقیقت دربارهی من.» و بعد برگردی سراغ تصویری که خودت برای خودت ساختی.
اولین قدم من در مسیر لاغری با ذهن این بود که بپذیرم صددرصد مسئول چاقی، اشتها و پرخوری خودم هستم. همین پذیرش کمک کرد حرف دیگران دیگه فرمون تصمیمهام رو به دست نگیره. وقتی مسئولیت با خودت باشه، نظر بقیه فقط یه نظره؛ نه یه حکم.
✨ ساختن باور تازه؛ نه با رژیم، با ذهن
وقتی متوجه شدی ترس از لاغر شدن صورت یه باور یادگرفتهست، یعنی میتونی تغییرش بدی. ذهن مثل یه زمین حاصلخیزه؛ هر چی توش بکاری، همون رو برداشت میکنی. این پنج قدم کمکت میکنن یه باور تازه بکاری:
🌀 قدم اول: باور فعلیت رو ببین
با خودت روراست باش. شاید یکی از جملههایی که سالها توی ذهنت بوده این باشه: «اگه وزن کم کنم، صورتم زشت میشه و همه میفهمن.» یا «اگه لاغر بشم، جذابیتم از بین میره.» این جملهها ساده به نظر میان، ولی میتونن سالها آدم رو به اضافهوزن گره بزنن.
کافیه این جمله رو بنویسی و نگاهش کنی. نه تأییدش کن، نه ردش. نه باهاش بجنگ، نه قایمش کن. فقط بذار دیده بشه. باوری که دیده بشه، ضعیفتر میشه؛ باوری که نادیده گرفته بشه، قویتر و پنهانتر عمل میکنه.
من هم سالها جملههای خودم رو نمیدیدم؛ فقط زندگیشون میکردم. اولین بار که «چاقی من ارثیه» رو روی کاغذ نوشتم و بهش نگاه کردم، تازه فهمیدم چقدر این جمله رو بیفکر تکرار کرده بودم.
🔍 قدم دوم: باورت رو زیر ذرهبین ببر
حالا که باور قدیمیت رو دیدی، با چند سؤال ساده بررسیش کن: آیا همهی آدمهای متناسبی که میشناسی، صورت زشتی دارن؟ اگه دوروبرت رو با دقت نگاه کنی، کلی آدم متناسب میبینی که صورتهای زیبا و شادابی دارن. آیا ممکنه صورت من هم بعد از لاغری، همونقدر یا حتی بیشتر از قبل به دلم بشینه؟
ذهن وقتی این سؤالها رو میشنوه، نمیتونه همچنان محکم به باور قبلی بچسبه؛ چون شواهد مخالف جلوش هست. هر باوری که با واقعیتهای اطراف در تضاد قرار بگیره، کمکم ترک برمیداره.
🌱 قدم سوم: یه جملهی تازه بساز
باور مثل عینکه. اگه عینک خاکی باشه، دنیا رو کدر میبینی. حالا وقتشه جملهی قدیمی رو با یه جملهی تازه و باورپذیر عوض کنی. به جای «اگه لاغر بشم، صورتم خراب میشه»، میتونی بگی: «دوست دارم چهرهی شاداب خودم رو در بدنی سبکتر تجربه کنم.»
مهمه جملهای انتخاب کنی که ذهنت بتونه قبولش کنه، نه جملهای که فوراً بهش بخنده. اوایل مسیر، ذهن من بارها مسخرهام میکرد و میگفت «تو لاغر بشو نیستی». جوابش رو اینطوری میدادم: «درسته، ولی دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم.» این جواب نه دروغ بود، نه زیادی بزرگ؛ برای همین ذهنم قبولش کرد.

📸 قدم چهارم: برای ذهنت شواهد بیار
ذهن دنبال دلیل و مدرکه. تا وقتی فقط باهاش حرف بزنی، گوش میده؛ ولی وقتی مدرک نشونش بدی، شروع میکنه به باور کردن. حالا وقتشه کارآگاه بشی و دنبال آدمهایی بگردی که متناسبن و چهرهای شاداب و دوستداشتنی دارن؛ توی اطرافیانت یا هر جای دیگه.
میتونی چند عکس ذخیره کنی یا یه پوشه بسازی به اسم «چهرههای شاداب و متناسب». هر بار که ذهنت نگران شد، این شواهد رو نشونش بده و بگو: «ببین، خیلیها هم متناسبن و هم خوشچهره.» اینطوری ذهنت کمکم میفهمه که باور قدیمیش توی واقعیت جواب نمیده.
💭 قدم پنجم: حس خوب بساز
ذهن برای تغییر به حس خوب نیاز داره. چشمهات رو ببند و تصور کن در بدنی سبکتر هستی و توی آینه به خودت لبخند میزنی. لباسی رو پوشیدی که دوستش داری و حس سبکی و نشاط توی چهرهات پیداست. این تصویر رو هر روز چند دقیقه نگه دار.
من سالها فقط سایزهای بزرگ و رنگهای تیره میپوشیدم. تصویری که من براش ساختم، پوشیدن همون رنگهای زرشکی و سبزی بود که همیشه دوستشون داشتم. وقتی ذهن یه تغییر رو با حس خوب گره بزنه، دیگه لازم نیست ازش بترسه.
🔑 ترس، تصمیمها رو از درون نمیسازه
یه نکتهی مهم دیگه هم هست. تصمیمهای من برای لاغری همیشه از بیرون و معمولاً از ترس میومد: ترس از یه حرف خجالتآور، ترس از نگاه بقیه توی یه مهمونی نزدیک. و هر تصمیمی که از ترس ساخته میشد، با رفتن ترس تموم میشد.
ترس از لاغر شدن صورت هم برعکس عمل میکنه، ولی با همون منطق: این بار ترس جلوی تصمیم رو میگیره. در هر دو حالت، ترس داره فرمون رو به دست میگیره. راهش اینه که تصمیمت رو از خواستهی خودت بسازی: «من دوست دارم سبکی رو تجربه کنم» به جای «من باید لاغر بشم» یا «من نباید لاغر بشم».
سال ۱۳۹۳ با قانون جذب آشنا شدم و یاد گرفتم «باید» رو با «دوست دارم … رو تجربه کنم» عوض کنم. همین تغییر کوچیک، رابطهی من با لاغری رو از جنگ و ترس به خواستن تبدیل کرد. و تصمیمی که از خواستن ساخته بشه، با یه حرف یا یه نگاه از بین نمیره.
🌿 اگه ترس دوباره برگشت چی؟
باورهای قدیمی یهشبه نمیان که یهشبه هم برن. ممکنه چند هفته با آرامش جلو بری و یه روز، با یه جمله یا یه عکس، دوباره همون ترس سراغت بیاد. این شکست نیست؛ بخشی از مسیره.
من هنوز هم بارها در مسیر لاغری با ذهن لغزش دارم. هنوز گاهی بعد از تموم کردن یه کار، یه صدای قدیمی دعوتم میکنه چیزی بخورم؛ گاهی بهش گوش میدم و گاهی نه. ولی امروز لغزش برای من دلیل رها کردن نیست؛ دلیلیه برای بهتر کردن تمرین. اگه ترس برگشت، فقط دوباره از قدم اول شروع کن: ببینش، بررسیش کن و جملهی تازهات رو یادش بیار.
هر بار که این چرخه رو تکرار کنی، ترس کوچیکتر و جملهی تازهات محکمتر میشه. تغییر ذهن زمان میبره، ولی هر قدم کوچیک، تو رو یه کم به تصویری که دوستش داری نزدیکتر میکنه.
🏁 جمعبندی
ترس از لاغر شدن صورت، بیشتر از اینکه دربارهی صورت باشه، دربارهی تصویریه که ذهن از لاغری ساخته. این تصویر معمولاً از جملههایی میاد که از بچگی شنیدیم و سالها بیصدا روی تصمیمهامون اثر گذاشتن.
با دیدن باور قدیمی، بررسیش، ساختن یه جملهی باورپذیر، جمع کردن شواهد و ساختن حس خوب، میتونی کمکم این ترس رو کنار بذاری. اگه دوست داری این مسیر رو قدمبهقدم و با تمرینهای منظم جلو بری، دورهی ورود به سرزمین لاغرها برای همین ساخته شده.
✍️ تمرین: داستان ترست رو بنویس
همونقدر که دست به غذا بودن ما رو چاق میکنه، دست به قلم بودن ما رو لاغر میکنه. یه برگه بردار و اینها رو بنویس:
- جملهای که دربارهی لاغر شدن صورتت بیشتر از همه توی ذهنت تکرار میشه رو بنویس.
- بنویس اولین بار این جمله رو از کی و کجا شنیدی.
- سه نفر رو که میشناسی و هم متناسبن و هم چهرهی شادابی دارن، اسم ببر.
- یه جملهی تازه و باورپذیر به جای جملهی قدیمی بنویس.
- تصویری که از خودت در بدنی سبکتر دوست داری رو با جزئیات بنویس.
📝 برام بنویس
تو هم ترس از لاغر شدن صورت داری؟ اولین بار کی و از چه کسی جملهای شنیدی که این ترس رو ساخت؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.
اگه کسی رو میشناسی که بعد از لاغری چهرهاش شادابتر شده، یا جملهی تازهات رو ساختی، اون رو هم بنویس. شاید به یه نفر دیگه کمک کنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
ترس از لاغر شدن صورت از کجا میاد؟
معمولاً از جملههایی که از بچگی شنیدیم؛ مثل «بخور رنگ به صورتت بیاد» یا «رژیم نگیر، صورتت میریزه». این جملهها کمکم به یه باور تبدیل میشن که لاغری رو با زشتی گره میزنه.
آیا لاغر شدن حتماً صورت رو خراب میکنه؟
اطرافمون پر از آدمهای متناسبیه که چهرهی شاداب و زیبایی دارن. اگه نگران اثر کاهش وزن سریع روی پوستت هستی، با پزشک یا متخصص پوست مشورت کن؛ در لاغری با ذهن، تغییر آروم و قدمبهقدم اتفاق میافته.
چطور ترس از لاغر شدن صورت رو کنار بذارم؟
باور قدیمی رو ببین، با سؤالهای ساده بررسیش کن، یه جملهی باورپذیر جاش بذار، برای ذهنت شواهد واقعی جمع کن و با تصویرسازی، تغییر رو با حس خوب گره بزن.
چرا این ترس جلوی لاغری رو میگیره؟
چون ذهن ناخودآگاه دنبال امنیته. اگه لاغری رو با زشتی یا خطر گره زده باشه، بیصدا جلوی تغییر رو میگیره؛ حتی اگه آگاهانه بخوای لاغر بشی.
امتیاز 4.65 از 26 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
باسلام
من خودم خیلی این باوررو نداشتم و ندارم
فقط با خوندن متن از ۱۰ سالگیم یادم افتاد ک تا یکم لاغر میشدم بهم میگفتن زیر چشمات گود افتاده
ولی در زتبطه با افرادی متناسب قشنگ یا افرادی ک متناسب شدن و دیدم افراد خیلی زیادی رو دیدم ک زیبا و قشنگ هستن و خوش چهره مخصوصا ب خاطر پیدت بودن خط صورت و فرم صورت هاشون و افرادی ک لاغر شدن وزببا شدن از جمله مادرم و پدر
و حتی خودمم ی تایمی ک با دوره لاغر بودم احساس میکنن خیلی قشتر هستم و چهره لاغرمو بیشتر دوست دارم
نشان های دریافت شده
با سلام
من دقیقا برعکس همه هستم که میگن صورت لاغر زشته
من عاشق صورت لاغر و استخوانی هستم از صورت ظریف خوشم میاد
ولی همه به من میگن که تو اگه لاغر بشی صورتت خیلی زشت میشه
اصلا بهت نمیاد چند مرتبه که لاغر شدم بهم میگفتن خیلی زشت شدی ولی من خودم عاشق صورتم بودم
چون خیلی ظریف و جذاب تر و شاداب تر میشد
نمیدونم چرا بقیه نمیدیدند اون ظرافت اون زیبایی
من لاغر بشم بگو هر کی هر چه دوست داره بهم بگه
مهم خودم هستم که خودم رو با اون ظرافت با اون جذابیت خودم رو می پسندم
من عاشق متناسب شدن هستم
عاشق صورت ظریف و جذاب
جاریم زمانی که چاق بود صورتش پر از پف بود خیلی سنش بالا میزد
وقتی لاغر شد و وزن زیادی رو کم کرد خیلی زیباتر شد صورتش جذاب تر شد
و دقیقا چند سال سنش پایین تر میزد
چقدر زیباتر شد با متناسب شدنش
کلا همه آدم های که می بینم متناسب شدن عاشق اون ظرافت بودن صورتشون میشم .
که خیلی زیباتر میشن با اون ظریف بودن صورتشون
من خودم وقتی وزن کم میکنم خیلی سنم پایین تر میزنه ولی وقتی چاقتر میشم هم صورتم پفی تر و هم جذابیت نداره صورتم
و اصلا خوشم نمیاد از صورت بزرگ
و پفی
یه همین دلیل از اینکه لاغر بشم و وزن کم کنم نمیترسم
که بگم صورتم خراب میشه
چرا نمیترسم ؟
چون اگه از راه درست اقدام کنی صورت هم به زیبایی متناسب میشه
و هیچ نگرانی نداره
و از این راه نه تنها زشت نمی شیم که هیچ بلکه روز به روز هم زیباتر و جذاب تر هم میشیم
متناسب شدن باعث جذاب شدن صورت و کل اعضای بدن میشه
من عاشق متناسب شدنم
و عاشق صورت متناسب و لاغر 😍
نشان های دریافت شده
سلام من درگذشته هرباری که رژیم میگرفتم حالم بدمیشدوصورتم لاغرمیشد حتی یکبارجشن یکی ازبستگان منودیده بودن فامیل هاوگفته بودن چراپیرشده من پیرنشده بودم ازبس رژیم بدبودوحس وحالموبدمیکردمیگفتن ورزش میکنی اب بخورپوستت شل نشه پوست صورتت خراب نشه من بیشترازبدشدن چهرم نگران بودم همیشه واقعا رژیم پوست روزشت میکنه مخصوصا پوست صورت رو ترس ازلاغری صورت مثل یک ترمزمخفی بود متاسفانه تاگفته میشه کاهش وزن ذهن هاسریع میره سمت رژیم گرفتن واین براذهن ناخوداگاه ماخوشایندنبودچون ذهن ناخوادگاه مثل بچه میمونه درمقابل تنبیه وتشویق واکنش نشون میده مخصوصارژیم یجوربراش سخت بودوماسریع رهامیکردیم میگفتن دوران رژیم خیاربخوربزارپوستت ابدارباشه کلا بااینجورتفکرات زندگی کردیم ذهن مابایه عینک قدیمی داره دنیارونگاه میکنه ذهن انسان مثل یک زمین حاصلخیزه هرچی بکاری رشدمیکنه ازوقتی قدم درمسیر لاغری باذهن گذاشتیم خیلی ازباورهای غلط اززندگی ماحذف شد درروش ذهنی نه سختی داره نه ترس ازلاغری صورت چون هم ذهن خوداگاه وناخوداگاه اموزش میبینه چجوری عمل کنه چون روش ذهنی باذهن ناخوداگاه سازگاری داره مایادگرفتیم طبق اموزه ها همچی میخوریم بدون اینکه کوچکترین اسیب به بدن ماواردبشه ماقبل چقدراسترس داشتیم چربیها اب بشه ولی درروش ذهنی جوری اب میشه اصلا متوجه نمیشیم نیازبه ورزش وپیاده روی نیست هرروزفایل گوش میدیم وتمرین وتکرار من باروش ذهنی صورتم شاداب ترشده
نشان های دریافت شده
من هربار که وزن کم کردم ، اتفاقا بیشترین رضایت رو از لاغری صورتم داشتم . بنظرم با وزن کم کردن صورتم خیلی جوان تر ، زیباتر و شاداب تر میشه .
اصلا خیلی ها رو میبینیم که برای لاغر و استخوانی نشان دادن صورتشون با اینکه اضافه وزن دارند و بدن هاشون چاق هست به عمل های جراحی متعددی رو میارن تا با برداشتن غبغب ، برجسته تر کردن گونه ها ، لبها ، و زاویه ی فک ، صورت شون رو لاغرتر و زیباتر نشون بدن ، اتفاقی که برای کسانی که به مرور وزن کم میکنن و چهره هاشون لاغر میشه ، و به لاغری و تناسب همیشگی دست پیدا میکنن ، به شکل طبیعی اتفاق میوفته . مثل من و شمایی که توی این سایت هستیم و با آموزه های متعدد و مفید و فوق العاده لاغری با ذهن کم کم داریم به هدف مون و آرزومون نزدیک میشیم .
یا اگه شما هم تجربه داشته باشین یکی از انواع رژیم هایی که گرفتیم رژیم “ چاقی موضعی ! ” بود . الان حتی از فکر کردن بهش هم پیش خودم شرمنده میشم که چرا باور میکردم میتونم یه قسمت از بدنم رو به صورت مخصوص همون قسمت لاغر کنم !!! مثلا دمنوش فلان برای لاغری شکم و پهلو ، کرم فلان برای لاغری غبغب ، قرص فلان برای لاغری ران و باسن و …انگار این مواد لاغر کننده !!! قبل از ورود به بدن با آدرسی که ما روشون نوشته بودیم وارد بدن میشدن ، به هیج اندامی کاری نداشتن ، با هیچ عضوی هم سلام و علیک نمیکردن ، سرشون رو مینداختن پایین ، صاف و مستقیم میرفتن به همون محل و آدرسی که ما داده بودیم تا برن فقط همونجا رو لاغر کنن و تمام !
واقعا خجالت می کشم که این مطالب رو اینجا دوباره تکرار میکنم ، ولی همه مون استیصال و درماندگی مقابل چاقی رو تجربه کردیم ، کارهایی که از روی ناچاری و آخرین راه درمان انجام دادیم و نه تنها به نتیجه مطلوب نرسیدیم که گاه قوز بالا قوز برامون شده و یه مشکل به مشکل قبلی مون که چاقی بوده اضافه کرده !
خلاصه اینکه چاق شدن و لاغر شدن فقط مخصوص بعضی اندام هامون نیست که تو لیست بدها نوشتیم شون و جلوی اسمشون هم ضربدر زدیم ¡ اگر قراره متناسب بشیم کل بدنمون رو به تعادل و بهبود میره ، که صورت مون هم یکی از اون قسمت هاست که اتفاقا خیلی هم جوان تر ، سرزنده تر و سرحال تر نشون مون میده . شما الان خانم “ اَدل ” رو ببینین . بعد از کاهش ورنی که چقدر هم برای انجامش دو دل بود چون میگفتند شایدد روی صداش اثر بزاره ، چقدر زیباتر و جداب تر از قبلش شده !
این لاغری صورت که ما با تناسب اندام بدست میاریم آرزوی خیلی از کسانی هست که صورت شون رو به هزار کار و جراحی میسپارند تا همین لاغری و زیبایی رو در چهره شون احساس کنن ..
ممنون از شما استاد عطار روشن برای مطلب عالی و وفور آگاهی که با این مقاله در ذهن ما ایجاد کردید و زمینه ساز تولد باور و ذهنیت جدیدی در ناخودآگاه ما شدید . سپاسگزارم .
برقرار باشید .
یا حق .
نشان های دریافت شده
سلام ودرود بر استاد توانا
متن عالی بود فوقالعاده استاد راستش من هم بارها ترس از لاغر شدن صورت داشتم یعنی خودم هیچ مشکلی نداشتم با این موضوع بیشتر حرف دیگران بود که سالها منو با صورت گرد و توپول دیده بودن .
اولین باری که من وزن کم کردم صورتم استخوانی شده بود واتفاقا همون افرادی که منو تشویق به لاغری کرده بودن حالا از صورت جدید من ایراد میکرفتن ومیگفتن توپولی قشنگ تر بودی الان انکار مریض هستی صورتت خراب شده .اون زمان این کلمات مثل پتکی روی سرم بود .
البته به نظر من لاغری غیر اصولی ورژیم های سخت بدون استاندارد تاثیر بدی روی صورت میزارع .ولی وزن کم کردن از راه درست و اصولی نه تنها صورت رو زشت نمیکنه بلکه زیبایی و جذابیت خاصی به صورت میده
نظر دادن دیگران هیچوقت تموم شدنی نیست.ودقیقا نشان از همون باورهای اشتباه داره که ریشه در ذهن و افکار بوده و هست که بر این باورهستن که هرکسی لاغر بشه صورتش بد میشه وخراب میشه واین فقط یه باور غلط هست .
استاد اتفاقا من با دیدن آلبوم شگفتی سازان با دقت به صورت های افراد توجه کردم و بیشتر از جسم و اندام عالی شون صورتهای جذاب تر خوشحال تر و شاداب تر دیدم و این میتونه فقط نتیجه یه لاغری بدون رنج وعذاب و حال خوب واحساس خوب باشه
وقتی وزن کرده بودم تنها کسانی که دور و برم بودن وقبلا منو دیده بودن نظر میدادن
وغریبه ها که برای اولین بار منو میدیدن اصلانظر بدی در مورد صورت من نداشتن واتفاقا صورت ملیح و زیبایی در نظرشون بود
ولاغر بودن منو میپسندیدن.
من الان دیگه از صورت لاغر و استخوانی نمیترسم و برعکس خیلی هم زیباتر و جوان تر و جذاب تر میدونم .وقتی آدم باورهاش تغییر میکنه در همه مراحل و موارد زندگی این تغییرات به کمکش میاد واصلا حرف و نظر دیگران براش مهم نیست .
من افراد زیادی دیدم که با لاغر شدن کلا تبدیل به یه آدم دیگه ای شدن و آنقدر تفاوت داشتن با عکس قدیمی که تفاوت سنی زیادی تو عکس واضح هست چون سنشون کمتر شده و جذاب تر هم شدن
من از داشتن صورت لاغر و استخوانی لذت میبرم و دیگه یاد گرفتم که تنها چیزی که خودم میپسندم رو بهش اهمیت بدم .خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
سلام به دوستان عزیزم و استاد مهربونم
استاد من فکر میکنم خودم مثال و نمونه عینی فردی هستم که با لاغری با ذهن هم متناسب شدم و صورتم لاغر شد ولی زیبایی چهره ام و شادابی چهره ام چندین برابر شد به طوری که بلااستثنا هم اونایی که منو میشناختن گفتن خیلی سنت پایین تر نشون میده و هم افرادی که برای اولین بار با من آشنا میشن سنم رو خیلیی پایین تر از اونچه که هست تخمین میزنن..خب این یعنی چهره من شاداب تر و سرحال تر شده.
خب منم جزء اون دسته افرادی هستم که رژیم و پیاده روی سخت رو برای لاغری امتحان کردم دقیقا هم اندامم افتاده شده بود و نحیف شده بود و هم صورتم خیلی غمگین و بد شده بود یعنی بد لاغر شده بود و خیلی ها فکر میکردن من مریض شدم…
ولی خدارو شکر از وقتی که وارد دوره های لاغری با ذهن شدم هم اندامم جوان تر سرحال تر و متناسب شده و هم هیچوقت تو زندگیم تا این حد از چهره ام راضی نبودم صورتم هم ظریف شده و هم چشم و ابرو م خیلیی خوب لیفت شدن همه فکر میکنن بوتاکس زدم…و هم استخون گونه هام به زیبایی خودنمایی میکنن و واقعا هر وقت چهره ام نگاه میکنم خدارو شکر میکنم و با خودم میگم اگر از اینم چهره ام لاغرتر بشه بازم راضی ام چون خیلی ظریف و زیباتر میشه…بعضیا هم میگن انگار زاویه سازی کردی 🫠
من اوایل ورودم به دوره ها بارها و بارها تصاویر دوستان در آلبوم شگفتی سازان رو می دیدم همه بدون استثنا چهره شون زیباتر و شاداب تر شده و همین منو هم امیدوار میکرد حتی با خودم میگفتم خود استاد نمونه بارز برای همه ماست که با لاغرتر شدن چهره شون خیلی زیباتر شد..
از افرادی که همه میشناسیم بازیگر و مجری تلویزیون محسن کیایی هست که واقعا وقتی متناسب شدن چهره شون خیلی خیلی جذاب تر شد.
یه آرایشگری هم هست تو یوتیوب ایشون رو دیدم که خودشون میگن با تغییر سبک زندگی شون متناسب شدن و واقعا واقعا چهره شون جوان تر و زیباتر و جذاب تر شده و با خودم گفتم بزرگ ترین لطفی که در حق خودشون کردن همین لاغر شدن بود اسمشون دَن باربر هست به انگلیسی بزنید میاد…
البته دوستان اینم یادآوری کنم که در دوره پاکسازی هم استاد در مورد این موضوع مفصل صحبت کردن…
ممنونم از استاد عزیزم که با آموزش های شما قبل از اینکه جسممون متناسب بشه ذهن ما متناسب شد و همزمان تغییرات عمده ای رو در تمام زندگی مون تجربه کردیم..
واقعا لاغری و تناسب دروازه خوشبختی برای هر شخصی هست که چاق بوده شاید این برای ما سعادتی بوده که از طریق چاقی با شما استاد عزیز آشنا شدیم و نه تنها در مسیر تناسب جسم بلکه در مسیر تغییر زندگی قدم گذاشتیم
از زحماتتون واقعا سپاسگذارم
ممنونم بابت این متن های عالی که برامون تهیه میکنید من عاشق مطالعه نوشته هاتون در این مکان امن هستم
دوستتون دارم 🙏🏻❤️🫂
نشان های دریافت شده
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام استاد عزیزم. دیشب این مقاله را خوندم و وقت نکردم کامنت بزارم. میخوام کامنت بزارم نمیدونم چقدر بشه کامنتم کم بشه یا زیاد ولی میدونم که درمورد این مقاله مثال های خیلی خوبی دارم و استاد عزیز باعث شدید من یکی بخوام یکسری اعترافاتی که تا الان سرمو شیره میمالدیم را توی این کامنت بنویسم.
خب نمیدونم از کجا شروع کنم. اصلا بیا از خودم شروع کنم.حقیفتش استاد اونموقع که با یک رژیم کیتو لاغر شده بودم صورتم خیلی لاغر شده بود و من واقعا اون صورت لاغرو خیلی دوست داشتم. اون صورت بهم اعتماد به نفس بیشتری میداد. خیلی جذابتر بودم. ارایش خیلی بیشتر به چهره ام مینشست. خیلی خوش عکس تر بودم. خودم برای عکس خیلی بیشتر ذوق داشتم. به همه میگفتم ازم عکس بگیرن حقیقتا اون فرم صورت و اون لاغری را خیلی زیاد دوست داشتم تا الان. این از مثال خودم.
خب حالا بریم سراغ اعتراف من:خب تقربیا همه میدونن که من طرفدار گروه بی تی اس و عاشق کیپاپ هستم و یکی از آرزوهام اینکه وارد صنعت کیپاپ بشم و با گروه های مختلف کنسرت برگزار کنم،اما حقیقتش بزار اعتراف کنم که شاید الان به خاطر موسیقی طرفدارشون موندم اما اون اوایل جذب صورتهای زیباشون اندام های لاغرشون شدم. مثلا جین که به خوش چهره ترین معروفه،از بس لاغره که کیوته،به نظر من اصلا یکی از دلایلی که باعث شد چه بازیگرها چه خواننده های کره انقدر معروف بشن، اندام لاغر و جذابشون بود. استاد من یک فیلم کره ای دیدم که پسره به قدری لاغر بود که استخون صورتش کامل بیرون بود البته خیلی جذاب بود. اندامش حرف نداشت واقعا لاغری صورتشون، پوستشون را شادابتر و شفاف تر کرده و واقعا لاغریشون به نظرم انقدر معروف کرده. اگر شما یک نظر سنجی بزارید شرط میبندم نود و پنج درصد طرفدارهاشون بگن ما جذب اندام لاغر و صورت زیباشون شدیم. حتی بازیگر چاق توی این سریالها وجود نداره و اگه باشه طبیعتاً با اون همه بازیگر مورد قیاس میشه و لاغرها جذابتر به چشم ما میان. اصلا کیوت بودنشون به خاطر لاغریشون هست. بازیگرهای چین هم همینطور. زن هایی که لاغرن.صورتشون لاغره منو خواهرم هرموقع فیلم چینی نگاه کنیم اینطوریم که ببین از بس لاغره صورت دختره انقدر شفافه و با یک گریم ساده انقدر جذاب شده. در واقع خیلی تایید میکنیم که لاغری اونها جذابشون کرده چه دختر چه پسر.
ولی استاد من خودم راستش هیچوقت درمورد لاغر شدن صورتم مقاومت نداشتم و دوست دارم صورتم از همه جا بیشتر لاغر بشه چون کشیده تر و شفاف تر و زیبارتر میشم.
خب حالا میخوام از تایلند و سریالهای تایلندی بنویسم. (دوستان بنده قصد ترویج هیچگونه عقیده ای را ندارم و صرفا جهت مثال زدن مینویسم)
خب من سریالهای تایلندی هم میبینم،بیشتر بی ال میبینم. توی این سریالها هردو بازیگر نقش اول بسیار جذاب هستن. لاغر و عضله ای هستن و من خودم همیشه میگم ببین لاغر بودن اینا انقدر جذابشون کرده. حتی دونفری که یکیشون صورتش لاغرتره ولی اون یکی پر تر با اینکه لاغرم هست همش به خودم میگم بین این دوتا اونی که صورتش لاغرتره جذابتره. انگار ناخودآگاهم اینطوریه. اینم از این.
تو یوتیوب یه پسره هست که چینیه فکر کنم،بقدری کمرش باریکه که خود من همش میگم وای کمرش چقدر باریک و قشنگه،بعد وقتی صورتشو دیدم از بس لاغر و زیبا بود که به خدا فکر میکردی بچه پنج ساله هستش بس که کیوت بود و پوست صورت صاف و لاغری عالی داشت. راستش یکی از مزایای لاغری صورتم اینکه سنتو خیلی پایین تر نشون میده. همین الانش خیلی ها بهم میگن بهت نمیاد ۲۶سالت باشه وای به روزی که لاغر بشم و همه بگن وای ما فکر کردیم بچه مدرسه ای هستی بعد من با خنده بگم نه من بیست شش سالمه وای خدا اون روز چقدر قشنگه. خدایا شکرت بابت اون روز.
خب حالا بیاییم کشور خودمون: چند روز پیش شبکه آی فیلم یه تیکه از پایتخت یک یا سه بود را نشون میداد و همسرم گفت زهرا،هما را نگاه چی بوده، من دیدم اوه اوه چقدر چاق بود و صورتش پف داشت و چقدر نازیبا بود نسبت به الانش. پایتخت هفت همه عاشق صورت زیباتر و اندام بهتر و لباس های قشنگتری که هما پوشیده بودیم شدیم. حقیقتا همای پایتخت هفت صورتش خیلی قشنگتر از همای پایتخت یک بود. کم نداریم از اینگونه مثال ها در ایران و جهان.
جنیفرلوپز را واقعا صورتشو دوست دارم.
حتی استاد خود من هم عروسک اعضای بی تی اس را بافتم اون عروسکی که لاغر و خوش اندام بود صورتش خیلی جذابتر از اون عروسک تپله شده بود و خودمم بیشتر دوسش داشتم.
راستی داماد ما و فهمیه دوستم با اینکه لاغر هستن اما پوست صورتشون کشیده و زیبا و صاف هست
اینم از کامنت من و داستان های من.
نشان های دریافت شده
راستش من هیچ وقت به این موضوع فکر نکردم که صورتم لاغر بشه به خاطر اینکه خودم خیلی دلم میخواست صورتم لاغر بشه صورتم تپل و چاقه و من هیچ وقت دوستش نداشتم ابراین با این موضوع مشکلی ندارم اما کلاً خیلی برام جالب بود که ما با اینکه میگیم دلمون میخواد لاغر بشیم انگار یه گاردهای ذهنیای داریم
حالا داشتم با خودم فکر میکردم که اطرافیانم در مورد آدمهای لاغر چی میگن یعنی مثلاً چیا ازشون شنیدم
مثلاً یه دوستی دارم لاغره بعد میگفت یکی از آشناهامون فکر میکنه پدر مادرم به من غذا نمیدن که من لاغرم و من سوء تغذیه دارم مثلاً پدر مادرم خسیسن گوشت و اینا نمیخرن!
یا مثلاً توی اطرافیان دیدم افراد لاغر افراد بیحال بیانرژی بیرنگ و رو ضعیف یا بیمار میدونن!
یک بار هم یه مطلب جالبی دیدم اونم اینکه یه خانومی خیلی دوست داشته لاغر بشه یعنی همش میگفته دلم میخواد لاغر بشم اما روز به روز چاقتر میشده
تا اینکه از یه نفر مشاوره میگیره و اون بهش میگه تو از بچگی بهت گفتن جذاب نباش خوشگل نباش زن خوب نیست خیلی جذاب باشه و این باعث شده حتی از لباس پوشیدنت هم مشخصه که دوست نداری زیبا به نظر برسی بنابراین چون این خواسته ی ذهن تو است تمام وجودت اطاعت میکنه تا بشی اون چیزی که میخوای
حالا دلیل اینکه دیر کامنت گذاشتم این بود که از دیروز به فکر فرو رفتم. با خودم فکر کردم مریم تو که این عقاید رو نداری
تو همیشه عاشق لاغری بودی از اینکه صورت تپله بدت میومده (حتی تو اینترنت سرچ میکردی چه جوری روسری ببندم که صورتم لاغر به نظر برسه!). هیچ وقت هم فکر نمیکنی آدمای لاغر ضعیفن یا مریضند یا کمبود ویتامین دارند اتفاقا برعکس تصورت از آدمهای چاق اینه که آدمهای بیانرژی بیحال و بیمار هستند
پس تو چه سدهای ذهنیای داری که نمیذاره یا علی بگی و آموزه های استاد را رعایت کنی ؟؟؟؟
با خودم خلوت کردم از خودم پرسیدم
از چی میترسی
همونطور که استاد اون بالا گفته بود سد ذهنیت رو بنویس بذار جلوت و نگاهش کن
ذهنم اول مقاومت کرد و بعد شروع کرد باهام صحبت کردن
من میترسم من میترسم تو موفق نشی برای همین هم از پرخوری میکنم تا بگم نخواستم که لاغر بشم نه اینکه بگم نتونستم من از نتونستن میترسم ن احساس تنهایی میکنم و بهترین رفیقم غذاست من بلد نیستم جور دیگهای حال تو رو خوب کنم
مثلاً وقتی ناراحتی سخته با موضوع روبرو بشی خیلی برام سخته که قبول کنم توی زندگی مشکلاتی داری خیلی برام سخته که قبول کنم الان باید بلند شی و کاری انجام بدی من موظفم از تو نگهداری کنم موظفم برای بقای تو تلاش کنم وقتی فکر میکنم باید بلند شی و کارهای خونه رو انجام بدی وقتی فکر میکنم باید با خودت خلوت کنی و به مشکلات زندگیت فکر کنی وقتی فکر میکنم باید کاری برای تنهایی خودت بکنی من راحت ترین راه رو انتخاب میکنم. مثل بچهای که با پستونک آرومش میکنن من هم با غذا آرومت میکنم. چون دوستت دارم نمیخوام عذاب بکشی
میدونی چیه میترسم جلوی همه وایسادی و گفتی میخوام دیگه رژیم نگیرم موفق نشی و همه مسخرت کنن که دیدی این راه هم فایده نداشت پس اصلاً بهت اجازه نمیدم شروعش بکنی هر روز امروز و فردا میکنم
من میدونم که از دست پسرت کلافه میشی و چون جایی نداری بری و چون دلت نمیخواد برای دیگران درد دل کنی میشینی میخوری میخوری میخوری میخوری تا حداقل با خوردن احساس کنترل به دست بیاری
چیزی درون من میگه این آخرین باره که میتونم فست فود بخورم یا هله هوله بخورم چرا چون همیشه بعد از خوردن اینها به من حس عذاب وجدان دست داده و گفتم دیگه نمیخورم بنابراین احساس میکنم قحطیه پس باید الان بخورم چون دیگه هیچ وقت نیست.
بهش گفتم : من متاسفم که تو اینطوری فکر میکنی من متاسفم که تو به فکر من بودی مواظب من بودی و من فکر میکردم تو بدترین دشمن منی. و بعد ازش پرسیدم: چطوری میتونم نظرت رو عوض کنم؟
جواب داد:
به من نشون بده که اشتباه کردم باور کن اگر به من نشون بدی که اشتباه کردم ناراحت نمیشم خوشحال میشم به من نشون بده که میتونی برای مشکلاتت راه حل پیدا کنی به من نشون بده که بلدی چطوری با عصبانیتت کنار بیای به من نشون بده که بلدی به جای عقب انداختن کارها و زیر کار در رفتن بلند شی و کارت رو انجام بدی
به من هرچی که بدی من همون رو بهت تحویل میدم
تو به من گفتی همه جا فست فود هست چلوکبابی هست بوش میزنه بهم خوب من دلم میخواد… من هم گفتم راست میگی تقصیر تو نیست تقصیر این همه مغازههای خوشمزه خوشمزه است
اما چند روز پیش به من گفتی
خدا را شکر که این همه مغازه باز شده قدیم فست فود انقدر زیاد نبود قدیم انقدر تنوع زیاد نبود اگر مثلاً بیست سال پیش پیتزا میخواستی باید چند خیابون اونورتر میرفتی مغازه پیدا میکردی اما الان وفور نعمت هست همه جا هست هر وقت که بخوای هست لازم نیست هول باشی لازم نیست حتماً نگران تموم شدن چیزی باشی حتی میوهها در تمام فصول هست
مغازه و بازارچه همه جا هست همیشه وفور نعمت هست حتی اینقدر تکنولوژی پیشرفت کرده که از تو خونه میتونی خوراکی سفارش بدی پس به جای اینکه بگی وای انقدر وفور هست من زیاد میخورم بگو خدایا شکرت انقدر وفور هست که من هر وقت بخوام هست پس لازم نیست حریص باشم
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام خدمت استاد عطارروشن و دوستان همراهم .
ترس از لاغر شدن صورت اینو زیاد شنیدم .
اینکه فلانی لاغر شده و زشت شده .
خداروشکر من این ترس رو ندارم و برعکس صورت استخونی و خوش تیپ رو دوست دارم .
خودم وقتی دبیرستان می رفتم صورت تپلی داشتم و همیشه به من می گفتن شکل پروین اعتصامی هستی و من اصلا دوست نداشتم .
وقتی صورت چاق و پر باشه باعث میشه چشم ها ریزتر بشن ،بینی گوشتی و بزرگ بشه و غبغب آویزون و زشت دیده بشه .
یادمه اولین بار که یک رژیم سخت گرفتم صورتم ظریف و باریک شد و دیگه هیچ وقت چاق نشد و من خیلی صورت ظریفی رو که دارم دوست دارم .
من آدم های زیادی رو دیدم که با کاهش وزن صورتهاشون زیباتر شده .
شاید این نظر من باشه چون من صورت چاق اصلا دوست ندارم .
دوست داشتم درباره ی یک ترس دیگه ای از لاغری که تجربه کردم بنویسم .
امیدوارم تجربه ی من به دوستانم کمک کنه .
من از زمانی که به تناسب فکری هدایت شدم تا به امروز دقیقا یادمه ۴ یا ۵ بار به شدت میل و هوس من به غذا کاهش داشت و طوری بود که اصلا گرسنه نمی شدم .
وقتی به طور مستمر با سایت کار می کردم به قدری تاثیر روی من داشت که من شروع به کاهش وزن می کردم .
اولش خیلی خوشحال می شدم ولی بعدش یک ترس بزرگ از لاغری گریبان منو می گرفت و اون ترس از خستگی و بیماری و ضعف و ناتوانی بود .
اوایل اصلا نمی فهمیدم چطوری میشه اما این ترس باعث می شد من بدون داشتن اشتها شروع به خوردن می کردم ،با اینکه غذا حالم رو بد می کرد ولی می خوردم تا ضعیف و لاغر نشم .
اینو دقیقا چند بار تجربه کردم و نمی دونستم چیه .
خیلی فکر کردم که چرا تو که داشتی خوب پیش می رفتی چی شد .
هر روز درگیرش بودم .
حتی اینکه بارها توی مسیر تناسب فکری برگشت داشتم و دوباره یاد بی اراده بودن و بی عرضگی می افتادن و حس می کردم من از پس اینم بر نیومدم .
تا اینکه به لطف خداوند یکبار که داشتم پیاده روی می کردم انگار به من الهام شد ،ترس از لاغر شدن داری .
آخه من توی پارک همیشه به متناسب ها توجه می کنم و گاهی افرادی رو می دیدم که خیلی لاغرن و من سریع واکنش می دادم و به ذهنم می گفتم نه من اینطوری نمی خوام و سعی می کردم سریع یک نفر دیگه رو جایگزین کنم .
خداروشکر اشکال کارم پیدا شد ولی راه حل نداشتم .
نمیدونستم حالا که از لاغر شدن می ترسم چکار باید بکنم .
خیلی درگیرش شدم تا اینکه نمیدونم چطوری ولی با خودم گفتم که من نمی خوام لاغر بشم من اومدم اینجا تا متناسب بشم .
من اگه می خواستم لاغر و بیمار و ضعیف بشم باید رژیم می گرفتم ،مگه اینجا سایت تناسب فکری نیست پس من می خوام متناسب بشم .
من توی ذهنم بین تناسب اندام و لاغری رو فرق گذاشتم .
شاید آدم های لاغر بعضی هاشون ضعیف باشن ولی افراد متناسب سرحال و قبراق و تندرست هستند .
عکس افراد متناسب و ورزشکار رو تماشا کردم .
تا به ذهنم بگم تناسب و قدرت با هم هست و تو ضعیف و خسته نمیشی .
با خودم گفتم مگه اینجا قرار نیست با ذهن متناسب بشم پس مگه میشه کاری که به بدن هوشمندم سپردم توش اشکال پیش بیاد .
بدن من طوری عمل می کنه که من متناسب بشم .
مگه توی تنفس ،دفع مزاج ،ضربان قلب ،سلول سازی یا کارهای دیگه اختلال وجود داره که در تناسب اندام خللی وجود داشته باشه .
آره اگه خودم می خواستم رژیم بگیرم دقیقا خرابکاری می کردم و خودمو داغون می کردم .
ولی الان اینجا کار رو سپردم به یک متخصص که مو لا درز کارش نمی ره .
خیالم راحته که به اندازه لازم منو متناسب می کنه .
خواستم این رو بگم شاید تفاوت قائل شدن بین لاغری با تناسب اندام بتونه به دوستان من کمک کنه .
دوست دارم یک مثال خیلی واضح هم برای دوستانم بزنم که خودشون به عینه می تونن برن و ببینن .
همه ی ما آقای مهران غفوریان که هنرپیشه هست رو می شناسیم .
اگه برید و عکس های قبل از عمل اسلیو ایشون رو ببنید که چاق بودن و عکس ایشون وقتی متاسفانه با عمل به شدت لاغر شدن و واقعا صورتشون خراب شد چون به سرعت کاهش وزن داشتن و عکس الان ایشون که وزنشون متاسفانه داره برمی گرده ولی الان در حالت تناسب هستند ببینید .
الان در واقع متناسب هستند و صورتشون بسیار زیبا تر شده .
از دوستان می خوام برن و ببینن که ایشون واقعا سه حالت چاقی و لاغری و تناسب اندام رو تجربه کردن و الان می تونید ببینید تناسب اندام هم چهره رو زیباتر و هم جسم رو سرحال و خوش فرم می کنه .
شاید دوستانم هم چهره ی افراد خیلی لاغر رو در ذهن دارن که دوسش ندارن .
این راهکاری بود که من بهش رسیدم و به من کمک کردو الان با نکات آموزنده ای که از این فایل یاد گرفتم بیشتر و بهتر می تونم این مانع رو برطرف کنم تا اینکه به لطف خدا و تکرار و تمرین و کمک استاد دوباره بتونم اون روزهای خوب کاهش وزن رو تجربه کنم .
برای همه ی دوستانم موفقیت و تناسب اندام رو آرزو دارم
استاد بسیار سپاسگزارم 🙏🌷
در پناه خداوند باشید .
نشان های دریافت شده
سلام استاد بچه ها سلام
اگرچه استاد دراین فایل هم بارها تکرار میکنند که این ترس واین ترمز یعنی لاغر شدن وبهم ریختن صورت درلاغری معمولا دربانوان گرامی زیاد مشاهده میشودو میپذیرم که این باور واقعا دربین همه خانم ها بسیارقدرتمند است وبارها شنیده اییم که اگه لاغربشم صورتم بهم میریزه
اما خب من نیز بعنوان یک آقا تجربیات خوبی دارم که شاید جذاب باشد
جالب است بدانید من وقتی با لاغری باذهن بدنم بصورت خیلی واضح ریخت وازبیرون خیلی بازخورد گرفتم وکامل لاغرییم مشهود شد وحتی رفتار های جدیدغذایی ام موردتوجه نزدیکانم قرار گرفته بود اگرچه درابتدا میگفتند اینم ادا اطواره ومثل قبل یه چندوقت رژیم داری بعددوباره مثل خودمون میخوری اما من توجهی نکردم وآرام آرام در طول زمان آنها دیدند که پرخوری ها برنگشته وپذیرفتن که من یک سبک جدید رفتاری درمورد خوردن پیدا کرده ام
واینکه صورتم بعدازسالها ازآن تپلی و گوشتالودی بیرون آمد ودراین چهارسال اگرچه ایامی لیز خوردم ومیفهمدیم که کمی رفتار وبدنم وافکارم از دوره تناسب خارج شده
ومدتی ایست وزنی کردم وحتی کمی خیلی کم وزنم شایداضافه شد اما نمیدانم چرا صورتم خداروشکر بهیچ وجه به دوران چاقیم بازنگشت وکاملا متناسب و دوست داشتنی ازدید خودم باقی ماند واین برایم لذت بخش بود که وقتی اصولی وباباوروذهن درست متناسب شوی خیلی خیلی بعید است که رفتار و افکار و جسم وصورت وبدن به دوران اولیه ودوران قبل ازآشنایی با تناسب فکری بر گردد خبرخوب اینکه بنظرم حتی محال است این اتفاق
خیلی ازافراد مشهور را ببینیید اصلا با کم کردنهای زیاد تبدیل به یک شخصیت دیگرشده اند سالارعقیلی هومن برق نورد
مهران غفوریان ریما رامین فر …..
خدایا سپاس بابت اینکه اینجایم وهدایتم کردی ممنونم