اپلیکیشن تناسب فکریسایت را روی صفحه گوشی‌ات نصب کن تا با یک لمس باز شود
0

از زیر صفر تا بی‌نهایت ۲ (گام ۳۷)

از زیر صفر تا بی نهایت
اندازه متن

زندگی، سرشار از فراز و نشیب‌هایی است که گاه ما را به اعماق تاریکی “زیر صفر” رهنمون می‌شود و گاه به اوج شکوه و عظمت “بی نهایت” می‌رساند.

این گذرگاه‌های پر چالش، فرصتی طلایی برای خودشناسی، دگرگونی و ارتقا به ‌وجود می‌آورند.

در این جلسه، به بررسی مسیری پرفراز و نشیب از زیر صفر تا بینهایت می‌پردازیم که می‌تواند الهام‌بخش سفری شگفت‌انگیز برای هر فرد در جهت تغییر شرایط زندگی‌اش باشد.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 22 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

اشتراک ویژه، دسترسی به جلسات و مطالب ویژه‌ی سایت است. اگر دنبال یک مسیر کامل و قدم‌به‌قدم برای لاغری هستید، دوره‌ی جامع «ورود به سرزمین لاغرها» جدا از اشتراک ارائه می‌شود.

یا مسیر کامل

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل اشتراک است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.21 از 87 رای

https://tanasobefekri.net/?p=43490

22 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

22 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۵ ۲۳:۰۷
      مدت عضویت: 2601 روز
      امتیاز کاربر: 23300 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 142 کلمه

      سلام استاد

      استاد من هم مثل همسر شما بودم البته هنوز هم تا حدودی هنوز کاملا مواردی هست

      مثلا هنوز هم به پیش خانواده همسرم میرم صبر میکنم ماشین رو پارک کنه بعد با هم بریم تو خیلی برام سخته که به تنهایی وارد جمعی بشم باید اعتراف کنم خجالت میکشم

      چندین سال پیش قبل دوره به خونه یکی از هم کلاسیهای پسرم رفتیم که متاسفانه فوت شده بود بر اثر تصادف و من هم بسیار ناراحت بودم اونروز حتی یک کلمه هم نتونستم حرف بزنم ولی یکی از مامانها خیلی برام عجیب بود که چه طوری با کلمات بازی میکرد و حرف میزد حتی وقتی چای تعارف کردن برنداشتم و گفتم روزم اصلا نمیتونستم چیزی بخورم تا این حد 

      اما امروز نماینده کلاس و جزو انجمن اولیای مدرسه شدم برای روز معلم جشن گرفتم و کلی حرف زدم این همه تغییر ایا شگفت انگیر نیست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم