0

خداوند مرا ارزشمند خلق کرده است (قدم ۱۳)

تغییرات الهی
اندازه متن

احساس ارزشمندی یکی از مهمترین مواردی است که داشتن آن موجب تحقق آرزوها و تجربه خوشبختی و نداشتن آن مانع برآورده شدن آرزوها و تجربه شرایط نامساعد می شود.

اگر احساس ارزشمندی نداشته باشید، اهمیتی ندارد چقدر برای تحقق آرزوهای خود تلاش می کنید، چون هرگز به خواسته های خود نخواهید رسید.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 63 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.41 از 91 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42646

63 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

63 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار fatmhadly85
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۸ ۰۲:۴۱
      مدت عضویت: 2063 روز
      امتیاز کاربر: 10890 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,130 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️❤️❤️

      سلام

      زندگی با کمک خداوند  گام سیزدهم_ احساس ارزشمندی 

      تمرین آموزشی ✍️

      مطالب این گام خیلی ارزشمند و مفید بود من چندین بار خواندم تا تونستم مطالب و هضم و درک کنم خیلی فوق العاده ست تک تک کلماتش به عمق جانم نشست و کلمه به کلمه شو با تمام وجودم پذیرفتم و یک حال و هوای عجیب و خاصی هنگام مطالعه داشتم استاد واقعا دست مریزاد بهتون تبریک میگم که اینقدر زیبا حس ارزشمند بودن جایگاه انسان و انسانیت و درک کردید و چه قدر زیبا و ساده و سهل و آسان به ما این احساس ارزشمند بودن مونو انتقال دادید خوشا به سعادت مادرتون که همچین فرزندی پرورش دادن ان شا الله که جایگاه شون بهشت باشه که صد در صد هست و خوشا به سعادت خانواده و اطرافیان تون که این چنین مرد بزرگ و فرزانه ای در کنار شون هست 

      چه روزهای از دست رفته ای که زندگی نکردم و فقط روزها رو سپری کردم همش تو فکر این بودم این کار و انجام بدم این راضی باشه اون کار و انجام بدم فلانی راضی باشه 

      قبل ازدواج همه تلاشم این بود که خوب درس بخونم ، دختر خوبی باشم ، حجاب مو رعایت کنم ، بلند نخندم ، زیاد شاد نباشم تا اینکه خانواده ام بهم افتخار کنند و ازم راضی باشن 

      بعد ازدواج چه فداکاری ها و خدماتی انجام دادم و چه کارهایی که به خاطر دل خودم انجام ندم و روشون خط زدم که همسرم و خانواده اش ازم راضی باشند 

      و بعد از مادر شدنم چه فداکاری هایی که به خاطر فرزندان و بازم همسرم انجام دادم 

      کارهایی که برای فرزندانم انجام دادم منتی نیست از جان و دل بوده چون اونا تیکه ای از وجودم هستن ولی خدماتی که برای دیگران انجام دادم واقعا وظیفه من نبوده درسته ما خانم ها اسم شو میزاریم لطف و محبت ولی با خوندن این مطالب و درک اونا فهمیدم که اسمش محبت و لطف نیست البته من با خودم هستم کارهای احمقانه‌ای بوده که ریشه در نداشتن اعتماد به نفس من داشته یعنی من چون اعتماد به نفس نداشتم چون خودمو دوست نداشتم از جایگاه ارزشمند خودم آگاه نبودم اون خدمات و میدادم که اونا رو از خودم راضی نگه دارم تا مورد تایید شون قرار بگیرم 

      الان میفهمم که چرا وقتی اونا مطابق چیل من رفتار نمی‌کردند زود از کوره در می‌رفتم و عصبانی میشدم چون احساس ارزشمندی مو گره زده بودم به نگاه و توجه اونا و فکر میکردم که من زمانی ارزشمند هستم که اونا کارهای منو تایید کنند و زمانی که اونا فداکاری های منو نادیده می‌گرفتندمن ناراحت و نام امید میشدم 

      و الان فهمیدم که من انسان ارزشمندی هستم فقط به این دلیل که زنده ام 

      من انسان ارزشمندی هستم فقط به این دلیل که مورد هدایت خداوند هستم 

      خدایا منو ببخش که با وجود تو که خالق من هستی و مقام منو تا این حد والا و ارزشمند قرار دادی که در لحظه آفرینش به همه ملایک گفتی که به من سجده کنند و به خودت به خاطر آفرینش من احسنت گفتی و من باز جایگاه خودم و وجود تو رو فراموش کردم و به جای انتظار داشتن از خودت انتظارم از بندگان تو بود 

      خدایا کمکم کن تا خودم و جایگاه ارزشمند مو پیدا کنم 

      قدم اول : من انسان ارزشمندی هستم چون خداوند خالق منه مهم نیست که من کار مهمی انجام بدم مهم اینه که خداوند با خلق کردن من کار مهمی انجام داده من نیازی به تأیید دیگران ندارم ، من بدون حساب از نظر خداوند ارزشمند هستم و این برای من کافیست 

      من لیاقت و توانایی استفاده از همه آنچه خداوند به عنوان نعمت و پاداش و خدمت وارد این جهان می‌کنه دارم خداوند به من قدرت تصویر سازی ذهنم و تجسم رویا ها مو بخشیده و این ویژگی فقط مخصوص و منحصر به فرد برای انسانهاست یعنی برای من و مخصوص منه پس من با استفاده از این ویژگی میتونم زندگی مو اون طوری که دوست دارم خلق کنم 

      قدم دوم : ارزشمند بودن و برای خودم خلل ناپذیر کنم 

      یعنی من انسان هستم و خداوند برای  من  این حق و شرایط و در نظر گرفته بارها در زندگیم اشتباه کنم و خطا و اشتباه برای من گناه محسوب نمیشه 

      همه انسانها دچار خطا و اشتباه میشن و انسان جایزالخطا ست و فقط خداست که عاری از اشتباه و خطاست

      ولی افسوس که خانواده و معلمین و اطرافیان با آموزشهای نادرست شون چقدر مارو از خدا دور کردند اگه دروغ بگی ، اگه حجاب تو رعایت نکنید ، اگه بلند بلند بخندی ، اگه صداتو نامحرم بشنوه ، اگه با بزرگترت بد حرف بزنی ، اگر ……….. گناه کردی و خدا دوست ندارم و چقدر ما به خاطر اشتباهاتی که در زندگی انجام دادیم خودمون تخریب و سرزنش کردیم 

      گل بی عیب خداست ما و همه انسانهایی که در گذشته زندگی کردن و انسانهایی که بعد از ما خواهند آمد بارها دچار اشتباه و خطا خواهند شد 

      قدم سوم : نیازمند ارزش و اعتبار انسان ها نباشم 

      من باید یاد بگیرم که ارزش خودمو فقط از خداوند بخوام و دنبال تایید دیگران نباشم من خلیفه خداوند روی زمین هستم خداوند جایگاه من و بی نهایت محترم و ارزشمند قرار داده پس دیگه نیازی به تأیید دیگران ندارم خداوند برای من کافیست همین الان یه موضوعی به ذهنم رسید 

      امروز صبح بعد از اینکه خونه و اتاق ها رو مرتب کردم و کارهای خونه رو انجام دادم بعد دختر بزرگم خونه نبود با نامزدش رفته بودن بیرون نزدیک ظهر بود که اومدن خونه داشتیم حرف می‌زدیم که یهو یه حرفی زد که باب میل من نبود یه لحظه ناراحت شدم چون اناقشم خیلی بهم ریخته بود و من تازه مرتب کرده بودم و از انجام کارهای خونه خسته بودم منفی بافی سریع گفت ببین دست نمک نداره و چقدر بچه هات ناسپاسی میکنن و با این افکار یه لحظه انگار بهم ریختم ولی با مرور مطالب زندگی با کمک خداوند با خودم گفتم که خب دختر من آدمه و آدم جایز الخطاست ، اشتباه کرده بعدشم من یاد گرفتم که دیگه نیازی به تأیید دیگران ندارم من ارزشمند بودن مو فقط از خداوند میخوام و تمام به خودم گفتم دیگه به خاطر تایید نشدن از سوی اطرافیان از کوره در نمیارم و عصبانی نمیشم و با مرور این افکار خنده روی لبم نشسته بود یهو دیدم دخترم اومد پیشونی مو بوسید و گفت مامان ببخشید منظوری نداشتم و منم بوسیدم شو همه چیز تموم شد حالا اگه قبلا بود کلی داد و بیداد میکردم که شما همه بی منظورین ، برو ببین اتاقت و همین الان تمیز کردم ، خسته شدم این قدر تو این خونه کار می کنم و ….. بعدشم هم خودم گریه میکردم ، هم دخترم و قهر و ناراحتی و اعصاب خوردی ولی الان با استفاده از این آگاهی های ارزشمند کلی جاها تو زندگیم یاد گرفتم که منفی بافی و ضربه فنی کنم و خودم از زندگیم لذت میبرم 

      خدایا شکرت 

      استاد ممنون از زحمات تون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید