0

استفاده از هدایت الهی در زندگی روزمره

هدایت الهی در زندگی
اندازه متن

تا حالا فکر کردی چطور میشه در این دنیای پُر از هیاهو، دغدغه‌های اقتصادی و نگرانی‌های روزمره، باز هم به آرامش درونی رسید و احساس اطمینان قلبی داشت؟ 😌

خیلی‌ها تصور می‌کنن زندگی فقط شانس یا اتفاقه، اما واقعیت اینه که نیرویی دقیق و آگاه در پسِ همه چیز حضور داره؛ همون چیزی که ما بهش می‌گیم هدایت الهی 💫.

هدایت الهی و آرامش درونی دو بال پرواز به سمت زندگی‌ای هستن که در اون نه ترس معنا داره و نه اضطراب.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 15 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.64 از 25 رای

https://tanasobefekri.net/?p=20447

15 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

15 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۲/۱۱/۱۲ ۱۹:۲۱
      مدت عضویت: 1448 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 432 کلمه

      با سلام خدمت شما استاد عزیز

      من هم چندین بار با چشم خودم دیدم که توسط هدایت خدا انسانی یا حتی خودم نجات پیدا کردم و از یک مسیر دیگه به راهم ادامه دادم .

      یبار بر حسب اتفاق نزدیک بود که من هم تصادف کنم و جونم رو از دست بدم 

      خب اون زمان من هنوز با سایت اشنا نشده بودم و حتی بدون اگاهی دادن به خانوادم رفته بودم بیرون و همراه دویستم داشتیم از یک جای با خوشحالی برمیگشنیم خونه که اصلا نمیدونم چرا دوستم میبینه ماشین میاد وامیسته ولی من میدوئم و اصلا انگار به صدم ثانیه ماشین رد شد از پشت سرم و خودمم هنگ کرده بودم از صدای ماشین و سرعت دویدن خودم

      انگار خوا منو هول داد و رد کرد از خیابون وای باورم نمیشد 

      در اون سال و در اون زمان من هنوز با این سایت اشنا نشده بودم

      بعد اون انفاق وقتی با دوستم حرفش رو زدیم که وای خدا رحم کرد و این کار خدا بود از دیدگاه اونم من توسط خدا هدایت شده بودم 

      حتی زمانی که خدا رو نمیشناختم و شروع به کسب اگاهی ازش نکرده یودم

      همون زمان باور کردم کار خدا بدون شک درست و دقیق انجام میشه

      و حتی الان که بهش فکر میکنم خوشحالم از سلامتیم و زندخ بودنم و من میتونستم نباشم و این که هستم کمک خداست هدایت خداست

      چند سال پیش هم زمانی که هنوز چزخ سواری یاد نداشتم خیلی دوست داشتم سوار شم و حداقل یبار امتحان کنم چرخسواری رو ولی خوب نمیتونستم و بلد نبودم 

      سلیز چرخمون هم از حد معموا بزرگ تر بود و قد من نمیرسید به هدایتش کردن و نگه داریش

      نمیدونم چرا و با چه فکردی رفتم و تصمیم به سوار شدن گرفتم انگار یک شیطان ذهنی بهم میگفت یرو نترس فوقش میفتیو……

      ومنم با این فکرا سوار شدم اما چشمت روز بد نبینه 

      سوار شدم رفنم رفتم و با سر خوردم توی دیوار سیمانی حیاط خونه و دنیا برام سیاه و تار شد

      اما خواست خدا بر این بود که اسیب نبینم و با کلی دکتر رفتن ها و برسی ها عکس و فلان فقط درد سر داشتم و هیچ مشکلی جدی نبود و اون لحظه از این بابت که چیزیم نشده خوشحال بودم

      میخوام بگم گاهی خودمونم از روی غفلت هم دست شیطان میشیم و به حرفش گوش میدیم ولی بعدش باز در همون شرایط هم خدا حواسش به ماهست 

      و خدا همیشه یاری دهنده و کمک کنده ی من بوده 

      وقتی یه این خاطره ها فکر میکنم میبینم میتونستم زنده نباشم 

      اما با یاری و هدایت و قدذت اراده ی خدا بوده که من باشم اون رو بشناسم و در مسیر درستی از زندگیم لذت ببرم و در احساس خوب باشم

      خدایا شکرت 

      باتشمر ازشما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم