بسیاری از انسانها برای تحقق آرزوهایشان به خداوند پناه میبرند. دعا میکنند، نذر میکنند و انواع کارها را انجام میدهند تا بلکه رضایت خداوند را جلب کرده و آرزوی آنها را محقق کند.
اگر ایمان داشته باشید خداوند آرزوها را برآورده میکند اما اطمینان نداشته باشید، هرگز آرزوهای شما برآورده نخواهد شد.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.33 از 70 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


🌸 به نام خداوند بخشاینده مهربان 🌸
سلام و درود خدمت استاد عطاروشن عزیز و دوستان خوب و هممسیر سایت تناسب فکری. 🌹🤍
استاد عزیز، یکی از قشنگترین اتفاقاتی که از وقتی وارد این مسیر شدم برام افتاده، تغییر معنی «ایمان» توی ذهنم بوده. شاید اگر چند سال پیش از من میپرسیدن ایمان داشتن به خدا یعنی چی، بدون هیچ مکثی میگفتم یعنی نماز خوندن، روزه گرفتن، قرآن خوندن، گناه نکردن و انجام دادن واجبات. فکر میکردم هر کسی عبادت بیشتری انجام بده، ایمانش هم بیشتره. البته الان هم معتقدم عبادت جایگاه خیلی بزرگی داره، اما امروز احساس میکنم ایمان یه چیز خیلی عمیقتر از انجام دادن چند عمل ظاهریه.الان برای من ایمان یعنی آرامش… یعنی اعتماد… یعنی دل سپردن… یعنی وقتی یه خواستهای توی دلم دارم، اون رو با عشق به خدا بسپارم و بعد با خیال راحت زندگی کنم، نه اینکه هر روز هزار بار از خدا بپرسم: «پس کی؟ پس چرا؟ پس چطوری؟»من سالها فکر میکردم اگر چیزی دیر اتفاق میافته، یعنی یا خدا صدای من رو نشنیده یا من لیاقت اون خواسته رو ندارم. برای همین مدام استرس داشتم، مدام دعا میکردم اما ته دلم نگران بودم. انگار دعا میکردم ولی هنوز خودم میخواستم همه چیز رو کنترل کنم. هر روز دنبال نشونه میگشتم، هر روز منتظر یه خبر خوب بودم و هر بار که خبری نمیشد، ناامیدتر از قبل میشدم.اما این دوره یه نگاه تازه به من یاد داد. یاد گرفتم ایمان یعنی بعد از دعا کردن، دلم آروم باشه. یعنی وقتی خواستهام رو به خدا سپردم، دیگه لازم نیست شب و روز نگران زمان رسیدنش باشم. لازم نیست مدام به خودم بگم: «نکنه نشه؟ نکنه دیر بشه؟ نکنه خدا منو فراموش کرده باشه؟»خدا هیچوقت بندههاش رو فراموش نمیکنه. ما هستیم که گاهی از بزرگی خدا غافل میشیم.الان هر وقت آرزویی توی دلم دارم، سعی میکنم به جای نگرانی، بیشتر به خدا اعتماد کنم. چون اگر واقعاً باور دارم خدا مهربونه، اگر باور دارم خدا حکیمه، اگر باور دارم خدا از من بیشتر صلاح من رو میدونه، پس چرا باید این همه اضطراب داشته باشم؟استاد عزیز، یه جمله شما خیلی توی ذهنم موند که گفتید «بر اساس آنچه میبینید زندگی نکنید، بر اساس آنچه میدانید زندگی کنید.»همین جمله برای من یه دنیا معنا داشت.ممکنه الان چیزی که میبینم با آرزوهام فاصله داشته باشه، اما چیزی که میدونم اینه که خدا قدرت انجام هر کاری رو داره. چیزی که میدونم اینه که خدا بارها و بارها توی زندگیم معجزه کرده؛ فقط اون موقع شاید اسمش رو معجزه نمیذاشتم.هر وقت به گذشته نگاه میکنم، میبینم خیلی از اتفاقهای خوب زندگیم دقیقاً زمانی افتادن که دیگه امیدی نداشتم. خیلی وقتها خدا از راهی بهم کمک کرده که حتی فکرش رو هم نمیکردم. اون موقع تازه فهمیدم خدا لازم نیست از راهی که من بلدم، آرزوهام رو برآورده کنه. خدا هزاران راه داره که ذهن من حتی بهشون نمیرسه.به نظرم یکی از قشنگترین نشونههای ایمان و اطمینان، آرامشه. آدمی که مطمئنه به مقصد میرسه، وسط راه هر دقیقه نمیایسته که ببینه رسید یا نه. مسیرش رو ادامه میده، از راه لذت میبره و مطمئنه که مقصد سر جای خودش منتظرشه.من قبلاً اینطوری نبودم. همیشه عجله داشتم. همیشه روزها رو میشمردم. مدام با خودم حساب میکردم که چرا هنوز اتفاق نیفتاده. حتی گاهی از خدا دلخور میشدم که چرا دعاهای من دیر مستجاب میشه. اما امروز میفهمم شاید خدا داشت بهترین زمان رو انتخاب میکرد؛ زمانی که اگر زودتر اون نعمت رو بهم میداد، شاید اصلاً قدرش رو نمیدونستم.قبلاً بیشتر از اینکه زندگی کنم، منتظر زندگی بودم.منتظر لاغر شدن…منتظر پولدار شدن…منتظر سلامتی…منتظر یه اتفاق خوب…اما امروز دارم یاد میگیرم زندگی همین امروزه. قرار نیست خوشبختی رو به فردا موکول کنم. قرار نیست تا رسیدن به آرزوهام اخم کنم و استرس داشته باشم. میتونم همین امروز هم آرام باشم، بخندم، زندگی کنم و مطمئن باشم خدا در زمان مناسب بهترین هدیه رو بهم میده.یه چیز دیگه هم یاد گرفتم؛ اینکه خدا از اضطراب من خوشحال نمیشه. خدا از نگرانی من چیزی گیرش نمیاد. خدا فقط دوست داره بهش اعتماد کنم. همونطور که یه بچه وقتی دست پدرش رو میگیره، مدام نمیپرسه «نکنه گمم کنی؟» چون مطمئنه دست امنی رو گرفته، من هم دوست دارم یاد بگیرم دست خدا رو محکمتر بگیرم.برای من ایمان یعنی اینکه بعد از دعا کردن، دوباره لبخند بزنم. 🌸یعنی دوباره برگردم سراغ زندگی.یعنی دوباره برای آینده برنامهریزی کنم.یعنی خودم رو برای رسیدن به آرزوهام آماده کنم، نه اینکه فقط منتظر بمونم.من باور دارم هر آرزویی که خدا توی دل ما گذاشته، بیحکمت نیست. شاید زمان رسیدنش فرق داشته باشه، شاید مسیرش با چیزی که ما تصور میکنیم فرق داشته باشه، اما اگر خدا بخواد، هیچ چیزی نمیتونه جلوی اون اتفاق رو بگیره.یکی از قشنگترین تغییراتی که این دوره در من ایجاد کرده اینه که دیگه کمتر از خودم میپرسم «چطوری؟»قبلاً همه ذهنم درگیر این بود که از چه راهی؟ توسط چه کسی؟ در چه زمانی؟ با چه شرایطی؟اما الان میگم: «خدایا، راهش با تو… وظیفه من فقط اینه که آرام باشم، رشد کنم، ایمان داشته باشم و قدمهای خودم رو بردارم.»احساس میکنم وقتی آدم این آرامش رو پیدا میکنه، انگار زندگی هم باهاش مهربونتر میشه. تصمیمهاش بهتر میشه، حال دلش بهتر میشه، فرصتهای بهتری رو میبینه و حتی آدمهای مناسبتری وارد زندگیش میشن.من همیشه دوست داشتم فرمانروای زندگی خودم باشم، اما قبلاً فکر میکردم فرمانروایی یعنی همه چیز رو کنترل کنم. امروز میفهمم فرمانروایی واقعی یعنی مسئول حال دلم باشم. یعنی اجازه ندم ترس، اضطراب، ناامیدی و حرف دیگران فرمانروای ذهنم بشن.
من فرمانروای زندگی خودم هستم، چون انتخاب میکنم به خدا اعتماد کنم.انتخاب میکنم آرامش رو جایگزین نگرانی کنم.انتخاب میکنم امید رو جایگزین ناامیدی کنم.انتخاب میکنم به جای عجله، صبر داشته باشم.انتخاب میکنم به جای ترس، ایمان داشته باشم.میدونم هنوز هم روزهایی پیش میاد که ذهنم نگران بشه، هنوز هم ممکنه گاهی دلم بلرزه، اما فرق امروز با گذشته اینه که حالا راه برگشت رو بلدم. میدونم باید دوباره به خدا تکیه کنم، دوباره نفسی عمیق بکشم و یادم بیاد خدایی که تا امروز بارها دستم رو گرفته، این بار هم دستم رو رها نمیکنه.استاد عزیز، امروز ایمان برای من فقط یک اعتقاد نیست؛ یه سبک زندگیه. یعنی هر روز با خودم تکرار کنم که خدا کنارمه، خدا مراقبمه، خدا بهترین زمان رو میدونه و خدا هیچوقت دیر نمیکنه.از امروز تصمیم گرفتم بیشتر زندگی کنم و کمتر نگران باشم.بیشتر لبخند بزنم و کمتر عجله کنم.بیشتر شکرگزاری کنم و کمتر شکایت کنم.بیشتر به خدا اعتماد کنم و کمتر بخوام همه چیز رو خودم کنترل کنم.و ایمان دارم هر قدمی که با آرامش، عشق و توکل بردارم، خدا چندین قدم جلوتر راه رو برام هموار کرده است.
☘️ ☘️ ☘️ ☘️ خدایا… 🤲🤍دلم میخواهد همیشه یادم بماند که تو از همه نگرانیهای من بزرگتری، از همه آرزوهای من تواناتری و از همه راههایی که من میشناسم، راههای بهتری برای رساندنم به خواستههایم داری.پس دلم را آرام نگه دار، ایمانم را محکمتر کن و کمکم کن همیشه به جای ترسیدن، به تو اعتماد کنم.چون میدانم هر جا تو باشی، امید هست، آرامش هست، عشق هست و هیچ رؤیایی دور از دسترس نیست. 🌸🌿🤍