بسیاری از انسانها برای تحقق آرزوهایشان به خداوند پناه میبرند. دعا میکنند، نذر میکنند و انواع کارها را انجام میدهند تا بلکه رضایت خداوند را جلب کرده و آرزوی آنها را محقق کند.
اگر ایمان داشته باشید خداوند آرزوها را برآورده میکند اما اطمینان نداشته باشید، هرگز آرزوهای شما برآورده نخواهد شد.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.33 از 70 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


به نام خدای مهربان
1.تا قبل از شروع کردن مسیر بیداری من هم مثل شمار بسیاری از آدمها که فکر میکنند با یه نماز و روزه ینی آدم با ایمانی هستند فکر و عمل میکردم !ولی با شروع مسیر کاملا دیدم عوض شد و ایمان رو در قلبم احساسش کردم و فهمیدم که سالهای زیادی هم گول خوردم هم خودم رو گول زدم …و در کنار تمام تمریناتی که خودم داشتم و دوره هایی که گذروندم ،دوره ی زندگی با اراده خداوند و زندگی با کمک خداوند چندین پله منو رشد داد و بالاتر برد …از همه لحاظ روی من تاثیر داشت و فوق العاده بود!
2.خب این چیزیه که همین الان یادش گرفتم…ینی هروقت که درخواستی رو میکنم همیشه در انتهاش این رو یادداشت میکنم که من ایمان دارم که به آرزوم میرسم ولی اطمینان داشتن (ینی اینکه اون آرامش خاطری که مطمعنم بهم رسیده همین الان)خیلی کم بود و تقریبا توجهی بهش نداشتم…و الان در کنار ایمانی که دارم ،مطمعنم که خدا همه ی درخواست های منو اجابت میکنه
3.من خودم فکر میکنم اولین نشونه اش اینه که آدم خیلی آرامش داره و خیلی مطمعنه که انگار همین الانم به اون خواسته ش رسیده …مثل آدمهای نیازمند رفتار نمیکنه
4.همینکه وقتی چیزی رو میخاستم با ترس و لرز میگفتم بعدم تمام وجودم پر از نا امیدی بود ینی اینکه هیچ اطمینانی در من وجود نداشتم!
5.با تمام دلایلی که پیش خودم دارم و تمریناتی که انجام میدم میتونم اطمینان داشتن رو هم به بخشی از ذهن پیش فرضم تبدیل کنم انشالله.
6.با این مورد توی خیلی از متون و کتاب ها موجه شده بودم ولی تا این لحظه انگار هیچ کدوم به اندازه ی الان منو روشن نکرده بودند ازین موضوع؛اینکه واقعا ما فرمانروا هستیم روی زمین ولی چرا کاملا برعکس مثل برده ها زندگی میکنیم؟!انگار مارو به اسارت گرفتن!الان کاملا متوجه این موضوع مهم شدم و ازین به بعد با این دید تمریناتم رو انجام میدم…
7.خب چندین مورد هست که باید روش کار کنم که بتونم به روش فرمانروایی عمل کنم:
مثلا اولیش اینه که خیلی خیلی خیلی بیشتر به اینکه خودم رو اولویت قرار بدم توجه کنم ؛همین الانش هم خیلی خوب بودم توی این مورد ولی میدونم که در حد این نیس که من فرمانروای زندگیم باشم!
بعد اینکه بیشتر نسبت به ارزش های خودم آگاه باشم و متناسب با ارزش هام رفتار کنم و…