انسانهای زیادی در مدت حیات خود خواستههای زیادی در وجودشان شکل میگیرد، حتی ایدههای در ذهنشان مرور میشود که قدم اول برای حرکت به سمت تحقق رویاهایشان است. اما اطمینان لازم برای حرکت کردن را ندارند.
دعا کردن، درخواست کردن، مطالعه کردن، نوشتن و … برای درک آگاهیهای زندگی با کمک خداوند در صورتی تاثیرگذار خواهد بود که اعمال تان بر اساس ایمان به هدایت الهی باشد.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.68 از 50 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام،گیج خوابم ولی برای خدا مینویسم. رب من برای امشب آرزو میکنم که پول تهیه دوره لاغری در ماه رمضان را بهم بدهی.من به بی نهایت بودن تو و ثروتمند بودن تو باور دارم.لحظاتی به ذهنم رسید از کسی پول قرض کنم ولی با خوندن این مطلب یادم اومد قرض جز قانون جهان هستی و زندگی با کمک خداوند نیست.پس فقط از خودت میخوام که هرچه زودتر مثلا تا فردا صبح این پولو بهم بدی من به سریع الحساب بودن تو ایمان دارم.
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان و هدایتگر.
من به عمل کردن به هدایت الهی ایمان دارم.
من دستان خداوند هستم،کار خداوند گسترش هست و تنها با عمل کردن به هدایت میتوانم باعث گسترش بشوم. بهتر است در کارها از خدا مشورت بگیریم تا دیگران. الان بهترین زمان تحقق خواسته های من هست. من نمیترسم و از خدای رحمان بهترینها را درخواست میکنم.
مواردی در زندگی که با دیگران مشورت کرده اید و کلا از تصمیم خود منصرف شده اید را شرح دهید.
برای مثال چند سال پیش خواستیم دستگاه آب شیرین بخریم اما مادرم گفت نه شما مستاجر هستید و جا به جایی سخته و ما کلا از خرید آن منصرف شدیم.
۲- مواردی در زندگی که بعدها دیگران را مقصر کردید که مشورت با آنها باعث رها کردن خواسته و آرزویتان شده است را شرح دهید.
من شرکت رفتم یک روز کار کردم و کمی بدن درد داشتم به شوهرم گفتم،گفت اذیت میشی نرو منم نرفتم و بعدا گفتم بدن من خام بود باید بهم انگیزه میدادی نه اینکه بگی نرو اذیت میشی خخخخ یا مثال آب شیرین بالا مادرمو مقصر میدونستم.
۳- مواردی در زندگی که بر اساس ایده و احساس خود عمل کرده اید و درحالی که دیگران مخالف تصمیم یا ایده شما بودند در نهایت نتایج عالی کسب کردید را شرح دهید؟همسرم وقتی میخواست از شرکت دربیاد و بره کار نجاری همه مخالف بودن همه به من میگفتن پشتش واینستا،ولی الآن منو همسرم خیلی راحت تر از قبل هستیم و کلی پیشرفت کردیم. خودمم وقتی کلاس میرفتم پدرم میگفت استادت مرد هست تنها نرو بهش گوش ندادم و الآن کلی در موسیقی موفقم.
۴- نگرش شما درباره سهم ما و سهم خداوند چیست؟ مواردی را در زندگی خود شرح دهید که سهم خود را انجام داده اید و خداوند نیز سهم خودش را انجام داده است و از نتیجه کار راضی بوده اید. مثلا همین دیروز از خودم سوال پرسیدم خدایا چطور میتونم راحت تر دستگاه های موسیقی را بفهمم و درک کنم. درخواست سهم من بود. ایده الهام شده تو یوتیوب سرچ کردن بیات ترک بود و فیلم عالی که بهش هدایت شدم،خداوندا بلافاصله پاسخ داد و منم عمل کردم و نتیجه عالی شد. خداوند همیشه سهمشو به درستی انجام میده.
۵- نگرش شما درباره بهترین زمان انجام ایده ها چیست؟ ایده هایی که تصور می کردید از زمان آن گذشته یا الان زمان مناسب نیست و اجرا نکرده اید را شرح دهید. به نظر من هر زمان که شروع کنی خوبه،ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه هست،هیچگاه معنی نداره زمان خدا بی قید مکان و زمان هست.
۶- مواردی که دیگران اصرار داشته اند الان زمان مناسب برای این کار یا اجرای تصمیم نیست ولی شما بر اساس ایده و الهام قلبی خود تصمیم گرفته اید و نتایج عالی کسب کردید را شرح دهید. من میخواستم ماشین ظرفشویی بخرم به همسرم تاکیید کردم که مادرم نفهمه که نذاره مثل دستگاه آب شیرین میدونستم مخالفت میکنه نه مستاجری و فلان و بهمان. پول پیش و باورهای کمبود پس با همسرم رفتیم خریدیدم و بعد مادرمو در جریان گذاشتیم. نتیجه هم الان من دارم عالی از این نعمت خدا میکنم.
استاد بگم از مشورت کردن کار همسرم جوری شده که به امید خدا و پیشرفت بهتر احتمالا بریم تهران. به مادرم وقتی گفتم،گفت نه و فلان و بهمان و من بجز دوتا بچه کیو دارم بزاری بری و این حرفها خلاصه. اتفاقا همین دیروز بود که من این قسمت مشورت کردن یا نکردن با دیگران را وارد دفترم کردم پس منم دیگه بحثو ادامه ندادم و فقط گفتم شوخی کردم همسرم چند روزی تهران کار داره میره برمیگرده. بعد اومدیم خونه به همسرم گفتم نتیجه مشورت با دیگران میشه سیل انبوهی از نجواهای شیطانی ترس عذاب وجدان نگرانی و دوری از خانواده و… دیگه درمورد تهران رفتن صحبت نمیکنم با کسی و فقط به خدا توکل میکنم و از خدا یاری میطلبم، والسلام. همسرمم تایید کرد و گفت درسته. در نهایت مشورت با دیگران یعنی نرفتن تو دل ترسها و موفق نشدن.
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان.
ترکیب این فایل با فایل نه گفتن وقعا عالی هست امروز کاری که چند روزی بود بهم الهام شده بود و دوار تردید بودم انجام بدم یا نه با خوندن این مطلب انجام دادم گفتم خدا هدایت کرده که این درخواست را بدم حالا منم گوش میکنم اگر گفتند بله چه عالی اگر گفتند نه خب چیزی از من کم نشده خب نیازی در این مکان به هنر من نبود از طرفی اونجا که نوشته بودید به نتیجه فکر کنید اگر حستون خوب بود انجام بدید خب من فکر کردم اگر قبول کنند چقدر عالی میشه و من درخواست را دادم و گفتند اتفاقا نیازمند هستیم به چنین چیزی لطفا نمونه کار بفرستید که فردا به امید خدا میفرستم واقعا ترکیب این دو فایل به نظرم عالیه.
من به هدایت های الهی در زندگی ام ایمان دارم.
من به معجزات الهی در زندگی ام ایمان دارم.
من به وفاداری خداوند ایمان دارم.