0

مشتاق تجربه نعمت های الهی هستم (قدم ۱۷)

نعمت های الهی
اندازه متن

بسیاری از انسان ها هیچ آرزوی ندارند چون نمی دانند که می توانند از خداوند درخواست و طلب نعمت کنند. برخی دیگر که آرزو می کنند سالهاست در انتظار برآورده شدن خواسته های خود هستند.

مساله مشترک بین دو گروه این است که ما انسانها به طور ناخودآگاه علاقه ای به دریافت نعمت های الهی نداریم.

اخطاریه

نعمت های الهی

هر آنچه در اختیار شماست جزئی از نعمت های الهی است.

توانایی های جسمی مانند دیدن،‌ شنیدن، حرکت کردن، صحبت کردن و …. همه جزئی از نعمت های الهی هستند.

توانایی های غیرجسمی مانند فکر کردن، حس کردن، خوشحال شدن،‌ ترسیدن و … همه جزئی از نعمت های الهی هستند.

همه اطرافیان شما از والدین تا همسر و فرزندان و خانواده دور و نزدیک و هر آنکس که در مدت حیات خود با آنها در ارتباط هستید همه جزئی از نعمت های الهی هستند.

همه وسایلی که در زندگی از آنها استفاده کرده اید یا در آینده استفاده خواهید کرد همه جزئی از نعمت های الهی هستند.

همه موجوداتی که در زندگی با آنها روبرو می شوید، حشرات، چهارپایان، گیاهان، خزندگان، چرندگان و … همه جزئی از نعمت های الهی هستند.

همه آنچه در مدت حیات خود می خورد همه جزئی از نعمت های الهی هستند.

برخلاف علاقه خیلی از شماها حتی چاقی هم جزئی از نعمت های خداست چون به واسطه آن اکنون در حال مطالعه این آگاهی هستید.

تمام روابط شما از سلام و علیک های ساده با غریبه و آشنا گرفته تا روابط عاطفی با نزدیکان و حتی روابط جنسی همه جزئی از نعمت های خداوند هستند.

خشم، کینه، گریه، ترس، تهوع، استفراغ، بیماری، دعوا و هر حالتی که در زندگی تجربه می کنید همه جزئی از نعمت های خداوند هستند.

هر آنچه در ذهن شما آمده که در لیست بالا نبوده است هم جزئی از نعمت های خداوند است.

با توجه به این که وجود شما هم جزئی از نعمت های الهی است بنابراین می توان گفت ما غرق در نعمت های الهی هستیم.

جهت درک بهتر موضوع همه اتفاقاتی که از نظر شما خوشایند و حتی انسانی نیست مانند قتل، کشتار جمعی، سیل،‌ زلزله، آتش سوزی، تجاوز، تصادف و هر اتفاقی که در سطح جهان رخ می دهد نیز جزئی از نعمت های الهی است.

احتمالا در این لحظه درگیر مقاومت ذهنی خواهید شد که چطور ممکن است قتل یا کشتار جمعی جزء نعمت های الهی باشد؟!

به یک دلیل خیلی ساده. هر وسیله ای که با آن قتل یا کشتار جمعی انجام می شود توسط انسان و به واسطه نعمت هوش و توانایی فکر کردن و خلق شده است. بنابراین هر نتیجه ای که از خلق یک نعمت حاصل شود جزئی از آن نعمت محسوب می شود.

نعمت های الهی

آزادی در انتخاب و استفاده از نعمتهای الهی

خود را نعمتی از نعمت های خداوند بینید که قدم به جهانی سرشار از نعمت های الهی گذاشته است و این فرصت به شما داده شده است تا در مهلت معین از هر نعمتی به هر شکلی که دوست دارید استفاده و آن نعمت را تجربه کنید.

اگر بتوانید به درستی این شرایط را در ذهن خود ایجاد کنید خیلی از مقاومت ها و درگیری های ذهنی شما از بین خواهد رفت.

۱- در این شرایط دیگر از نتایج زندگی دیگران تعجب نمی کنید بلکه می دانید که فقط خودش مسئول شرایطی است که در حال تجربه کردن است. خودش انتخاب کرده که از چه نعمتی به چه شکلی استفاده کند که این نتیجه برایش رقم خورده است.

فارغ از اینکه از نتیجه تجربه خود راضی یا ناراضی باشد، مهم این است که انتخاب خودش بوده است. اگر از نتیجه عمل خود راضی است می تواند به همین طریق استفاده از نعمت را ادامه دهد و اگر نتیجه رضایت بخش نیست می تواند طریق استفاده از نعمت یا حتی خود نعمت را با نعمت دیگر جابجا کند و نتیجه جدید را تجربه کند.

در این شرایط آیا دلسوزی کردن برای نتیجه زندگی دیگران منطقی است؟‌ قطعا‌ نیست.

۲- در این شرایط دیگر به نعمت های دیگران در زندگی با نگاه حسرت نگاه نمی کنید. چون می دانید که برای استفاده از هر نعمتی باید آن را درخواست کرد و شرایط دریافت آن را فراهم کرد و به راحتی وارد زندگی تان می شود.

بنابراین به جای اینکه با نگاه حسرت آمیز به داشته ها و شرایط دیگران نگاه کنید می توانید از روش صحیح برای برخورداری از نعمت های الهی اقدام کنید و شما هم شرایط دلخواه خود را خلق کنید.

۳- در این شرایط برای اثبات به دیگران یا برای اینکه از دیگران عقب نباشید از هر روشی برای دست یابی به نعمت هایی که دیگران دارند استفاده نمی کنید.

۴- در این شرایط برای دست یابی به نعمت های الهی با دیگران رقابت نمی کنید، به دروغ متوصل نمی شوید و سعی نمی کنید دیگران را نردبان رسیدن خود به نعمت های الهی کنید.

۵- در این شرایط همواره در زندگی آرامش خواهید داشت و از آنچه دارید خوشحال و راضی و سپاسگزار خواهید بود و با احساس خوب نیازها و خواسته های جدیدتان را با استفاده از کمک خداوند خلق و تجربه می کنید.

نعمت های الهی

این مفهوم آزادی در انتخاب و تغییر سرنوشت است. یعنی شما در انتخاب نعمت های الهی و چگونگی استفاده از آنها آزادی کامل‌ دارید.

به هر اندازه که دوست دارید می توانید در مدت حیات خود درخواست نعمت های جدید را به خداوند عرضه کنید چون خداوند بی نهایت است و هرگز در برابر درخواست درخواست کنندگان با کمبود منابع و توانایی پاسخگویی مواجه نمی شود.

به هر اندازه که دوست دارید می توانید نعمت های خداوند را نزد خود ذخیره کنید، چون در نهایت شما قادر به همراه بردن نعمت های الهی با خود به دنیای ابدی نیستید و تمام آنچه ذخیره کرده اید در این جهان باقی خواهد ماند.

اینکه از نعمت های الهی دریافت کرده در مدت حیات خود استفاده کنید یا خیر برای خداوند هیچ تفاوتی ندارد و بر شما گناهی نیست. چون در نهایت اگر عمر شما به پایان برسد و از نعمت های الهی استفاده نکنید خودتان ضرر کرده اید و لذت استفاده از نعمت های الهی را تجربه نکرده اید.

به این نکته توجه کنید که شما در نهایت تجربه خود از زندگی کردن در جهان مادی را به عنوان نامه اعمال خود به دنیای ابدی خواهید برد. بنابراین هرچقدر نامه اعمال شما شامل تجربه های بیشتری باشد شما سربلندتر و جایگاه والاتری خواهید داشت.

لازم به ذکر است که دریافت نعمت های الهی جزء اعمال خیر یا ثواب محسوب نمی شود یعنی شما هرچقدر هم که نعمت های الهی را وارد زندگی خود کنید تاثیری بر کارنامه اعمال شما نخواهد داشت چون این ذات مقدس خداوند است که به همه درخواست ها پاسخ دهد و چون فرصت درخواست کردن برای همه بندگان یکسان است بنابراین درخواست کردن و دریافت کردن نعمت های الهی موهبت، عمل صالح یا ثواب محسوب نمی شود.

زمانی که شما از نعمت های الهی استفاده می کنید، احساسی که از تجربه نعمت ها در شما ایجاد می شود در کارنامه اعمال شما ثبت و ضبط می شود.

به این مثال توجه کنید:

فرض کنید شما صاحب مقدار قابل توجهی ثروت، املاک یا حتی شهرت یا موقعیت اجتماعی هستید.

اگر از امکانات خود برای لذت بردن در زندگی استفاده کنید احساس خوبی که از استفاده نعمت ها تجربه می کنید در کارنامه اعمال شما ذخیره می شود.

ممکن است دارایی های شما بسیار زیاد باشد اما این اهمیتی در نامه اعمال شما نخواه داشت. فقط آن بخشی که مورد استفاده قرار می دهید در شما احساس ایجاد می کند و آن احساس در نامه اعمال تان ثبت می شود.

ممکن است حتی از نعمت های خود به دیگران ببخشید و احساس رضایت از عمل خود داشته باشید این احساس در نامه اعمال شما ثبت می شود.

نعمت های الهی

اگر از نعمت های خود برای آزار و اذیت دیگران استفاده کنید. احساس انتقام یا خودبزرگ بینی یا هر نیتی که به دلیل آن دیگران را به واسطه نعمت های الهی مورد تحقیر و سرزنش داده اید در نامه اعمال شما ثبت و ضبط می شود.

نکته جالب توجه اینکه تمایلی به بخشش یا به اشتراک گذاشتن نعمت های الهی خود نداشته باشید هیچ گناهی بر شما نیست. ولی اگر نه خودتان استفاده کنید و نه فرصت استفاده از آنها را در اختیار دیگران قرار دهید عملا آن نعمت ها بدون تاثیر در نامه اعمال شما خواهند بود و در جهان باقی می مانند تا بعد از هجرت شما به دنیای ابدی بین دیگران تقسیم شوند.

بعد از هجرت شما نتیجه آنچه از اموال و دارایی‌هایتان به دیگران می رسد در نامه اعمال آنها ثبت خواهد شد. اگر اموال به ارث برده را به شکلی استفاده کنند که باعث احساس خوب آنها شود به شکل عمل صالح در نامه اعمال آنها ثبت خواهد شد و اگر از اموال به ارث برده خود به شکلی استفاده کنند که احساس بد در خود یا دیگران ایجاد کنند باز هم نتیجه آن در نامه اعمالشان ثبت خواهد شد.

نحوه استفاده از نعمت های الهی دیگران توسط شما تاثیری بر نامه اعمال آنها نخواهد داشت و نحوه استفاده دیگران از نعمت های الهی شما تاثیری بر نامه اعمال شما نخواهد داشت.

فردی که برای دست یابی به نعمت های الهی به جای درخواست کردن از خداوند و دست یابی به نعمت ها به روش صحیح به نعمت های الهی دیگران تجاوز می کند شاید در نظر عموم بر اساس ضرب المثل معروف: دزد نگرفته پادشاه باشد اما زندگی فقط به جهان مادی محدود نمی شود و استفاده از این نعمت الهی نه تنها در نامه اعمال این فرد تاثیر منفی دارد بلکه باعث اختلال بیشتر در رابطه بنده با خداوند می شود.

به همین دلیل است که خداوند در قرآن کریم در تعریف ظلم همیشه از عبارت ظلم به خود استفاده می کند.

در هر آیه ای که خداوند درباره کافران سخن گفته است فرموده که آنان به خود ظلم کرده اند.

در آیه هایی که از زبان زیانکاران آمده است شرح داده شده که آنان به خداوند می گویند ما را برای ظلمی که به خود روا داشتیم ببخش.

گفتند: «پروردگارا، ما بر خویشتن ستم کردیم، و اگر بر ما نبخشایی و به ما رحم نکنی، مسلماً از زیانکاران خواهیم بود.»

سوره اعراف آیه ۲۳

حتی در مورد پیامبران مانند موسی وقتی که در یک درگیری یک نفر را می کشد بعد از مدت ها تعقیب و گریز خسته شده و به خداوند عرضه می دارد:

پروردگارا، من بر خویشتن ستم کردم، مرا ببخش.» پس خدا از او درگذشت که وی آمرزنده مهربان است.

(سوره قصص آیه ۱۶)

بنابراین عمل انسان اگر صالح و در جهت ایجاد تجربه های خوش احساس در خود یا دیگران شود در نامه اعمال او بعنوان عمل نیک ثبت خواهد شد و اگر عمل انسان در جهت ایجاد تجربه های ناراحت کننده در خود یا دیگران باشد در نامه اعمال او بعنوان عمل شر ثبت خواهد شد.

نعمت های الهی

مشتاق تجربه کردن باشید

نگرش های اشتباهی که درباره درخواست کردن از خداوند در ذهن ما ایجاد شده است باعث شده که تصور کنیم نباید از خداوند درخواست کنیم یا اگر خداوند یک یا دو تا از درخواست های ما را اجابت کرد باید حیا کنیم و از درخواست بیشتر خودداری کنیم.

این نگرش ها باعث شده است که ما بیشتر از اینکه مشتاق تجربه نعمت های الهی باشیم ترس از مواجه شدن با نعمت های الهی داشته باشیم.

سالها شنیده بودم که ممکن است تو از خداوند درخواست کنی اما خداوند صلاح نداند که درخواست تو را اجابت کند چون تو نمی دانی ولی خداوند می داند که این نعمت باعث ضرر و زیان تو خواهد شد.

هیچ نعمتی مایه ضرر و زیان نخواهد بود بلکه این انسان است که با انتخاب روش استفاده از نعمت می تواند باعث خیر یا شر در دنیای مادی شود.

بنابراین خداوند هرگز مسئولیت استفاده از نعمت های خودش را به عهده نمی گیرد بلکه او فقط بر طبق عهدی که با انسان دارد خود را موظف کرده که درخواست های بندگان را اجابت کند.

بنابراین از درخواست کردن و اجابت شدن درخواست هایتان ترس نداشته باشید.

خداوند برای درخواست های مکرر هرگز شما را مواخذه نمی کند.

به هر مقدار در مدت حیات خود از خداوند درخواست کنید اگر حتی همه درخواست های خود را دریافت کنید برای خداوند جزئی از جزء هم به حساب نمی آید.

هرگز آرزوهای خود را با این نگرش که نکند این خواسته به صلاحم نباشد رها نکنید.

بهترین تصمیم این است که به همه خواسته هایتان برسید و استفاده از آن را تجربه کنید. اگر مورد رضایت و علاقمندی شما بود به استفاده از آن به روش درست ادامه دهید اگر آن چیزی که فکر می کردید نبود یا باعث خوشحالی و رضایت مندی شما نبود به راحتی آن را کنار بگذارید و خواسته دیگری را جایگزین کنید.

هیچ نعمتی از بین نمی رود بلکه از حالتی به حالت دیگری تبدیل می شود. بنابراین تصور نکنید که شما می توانید نعمت های الهی را از بین ببرید. هرگز قادر به این کار نخواهید بود.

نعمت های الهی

بجای فکر کردن به اینکه نکنه با درخواست کردنم باعث رنجش خداوند شوم به این فکر کنید که من هرچه بیشتر درخواست کنم و نعمت های الهی بیشتری در زندگی ام وارد شود فرصت دارم که تجربه های بیشتری را در نامه اعمالم ثبت کنم.

بنابراین هرکه بامش برفش بیش را فراموش کنید و به این ضرب المثل فکر کنید که هرکه نعمتش بیشتر ثوابش بیشتر.

از نعمت های الهی خود استفاده کنید. هرچقدر بیشتر از نعمت های خود استفاده کنید نامه اعمال شما پربارتر خواهد شد.

نگران حرف مردم نباشید که مردم چه خواهند گفت؟!

نگران انسان هایی که از نعمت های الهی بهره مند نیستند نباشید. اگر خود را از استفاده نعمت ها محروم کنید بعد از هجرت از دنیا شما زیانکارتر از آنان که از نعمت های الهی بهره مند نبودند خواهید شد چون شما داشتید و استفاده نکردید.

فرصت استفاده از نعمت های الهی برای همه انسانها فراهم است بنابراین آن کس که از نعمت های الهی بی بهره است به این دلیل نیست که خداوند به او ظلم کرده و او را محروم کرده است بلکه نمی داند که می تواند با کمک خداوند از نعمت های الهی بهره مند شود.

بنابراین اینکه شما داشته باید و افرادی نداشته باشند هیچ گناهی بر شما نیست.

اگر دوست دارید به دیگران کمک کنید بسیار کار پسندیده ای است البته که باید با این نگرش باشد که شما برای کمک به خودتان برای به ثبت عمل صالح در کارنامه اعمالتان اقدام به بخشش کردید نه برای کمک به فرد نیازمند.

چون نیازمند با کمک شما بی نیاز نخواهد شد اما شما با کمک به او می توانید بر داشته های معنوی خود بیفزایید.

کمک کردن برای رضای خداوند نگرش اشتباهی است که در ذهن عموم انسانها شکل گرفته است.

خداوند از اینکه شما به واسطه درخواست کردن و با استفاده از روش صحیح نعمت های الهی را وارد زندگی خود کرده اید از شما راضی است بنابراین اینکه با نعمت خود چه کنید تاثیری بر رضایت یا عدم رضایت او ندارد. بنابراین اگر به دیگران کمک می کنید در واقع دارید به خودتان کمک می کنید.

نعمت های الهی

خیلی عالی و پسندیده و مورد تایید خداوند است اگر ۳۰ تا ماشین به سی رنگ مختلف داشته باشید و هر روز ماه از یک ماشین استفاده کنید. این عمل نه انها اسراف نیست بلکه استفاده موثر از قدرت تجلی نعمت های الهی در زندگیتان است.

مطمئن باشید خداوند هر چقدر از توانایی هایی که به شما داده است استفاده کنید شما را مواخذه نخواهد کرد.

تصور کنید با استفاده از توانایی ها و استعدادهای خود هنر گیتار زدن را آموخته اید. اگر ده ساعت یا هزار ساعت یا میلیون ها ساعت از توانایی گیتار نواختن خود استفاده کنید خداوند شما را مواخذه نخواهد کرد. حتما با این نظر موافق هستید.

تصور کنید با استفاده از توانایی درخواست کردن و عمل به اصول زندگی با کمک خداوند ده تا ماشین، ۵ تا خونه، ۳ تا باغ، ۸ تا زمین، ده ها جفت کفش و ده ها دست لباس و چندین حساب بانکی مملو از پول داشته باشید. به نظر شما خداوند شما را مواخذه خواهد کرد یا خیر؟ احتمالا قبل از استفاده از آگاهی های زندگی با کمک خداوند ترس سرتاپای وجود شما را فرا می گرفت.

اما اکنون باید بتوانید باور کنید که خداوند نه تنها شما را مواخذه نخواهد کرد بلکه به شما افتخار می کند که به خوبی از توانایی ها و استعداد هایی که در وجود شما نهاده است استفاده کرده اید.

هرچقدر نعمت های الهی زندگی تان بیشتر باشد نشان از درک و رابطه بهتر شما با خداوند دارد.

مقدس بودن زیاد درخواست کردن را می توان در دعای حضرت سلیمان به وضوح درک کرد:

گفت: «پروردگارا، مرا ببخش و مُلکی به من ارزانی دار که هیچ کس را پس از من سزاوار نباشد، در حقیقت، تویی که خود بسیار بخشنده‌ای.» پس باد را در اختیار او قرار دادیم که هر جا تصمیم می‌گرفت، به فرمان او نرم، روان می‌شد. و شیطانها را [از] بنّا و غواص، تا دیگر را که جفت جفت با زنجیرها به هم بسته بودند [تحت فرمانش درآوردیم‌]. (۳۸) [گفتیم:] «این بخشش ماست، بی‌شمار ببخش یا نگاه دار.»

سوره ص آیه ۳۵ تا ۳۸
نعمت های الهی

نکات کلیدی دعای حضرت سلیمان:

۱- نوع درخواست کردن حضرت سلیمان که ابتدا از خداوند طلب بخشش می کند و سپس از او درخواست ملکی را می کند که هیچ کس پس از او این ملک را صاحب نشود. به نظر شما این درخواست چقدر بزرگ بوده است؟!

۲- به باور حضرت سلیمان توجه کنید که به خداوند عرض می کند: در حقیقت تویی که خود بسیار بخشنده ای. یعنی حضرت سلیمان نگرش و دیدگاهش درباره خداوند بسیار بخشنده بوده است و بر اساس نگرش خود درخواستش را تنظیم کرده است.

۳- به فرمان خداوند توجه کنید: این بخشش ماست، بی شمار ببخش یا نگاه دار. واضح است که خداوند نسبت به برخورد بنده خود با نعمت های الهی واکنشی ندارد همانطور که به حضرت سلیمان می فرمایید می توانی نعمت های الهی را به هرکس که می خواهی ببخشی یا همه را برای خود نگه داری.

همچنین در قرآن درباره قارون چنین آمده است:

قارون از قوم موسى بود و بر آنان ستم كرد و از گنجينه ‏ها آن قدر به او داده بوديم كه كليدهاى آنها بر گروه نيرومندى سنگين مى ‏آمد آنگاه كه قوم وى بدو گفتند شادى مكن كه خدا شادى‏ كنندگان را دوست نمى دارد

سوره قصص آیه ۷۶

در این آیه آمده است که قارون به حدی گنج داشت که حمل کلیدهای گنج ها برای گروهی از انسان های نیرومند سنگین بود.

در ادامه این سوره آمده است:

 با آنچه خدايت داده سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنيا فراموش مكن و همچنانكه خدا به تو نيكى كرده نيكى كن و در زمين فساد مجوى كه خدا فسادگران را دوست نمى دارد.

سوره قصص آیه ۷۷

این آیه درباره نصیحت های قوم موسی به قارون است که در مقابل ظلم و ستم های قارون او را به نیکی و عمل صالح در زندگی نصیحت کردند.

در ادامه قارون در جواب قوم موسی می گوید:

[قارون] گفت من اينها را در نتيجه دانش خود يافته‏ ام آيا وى ندانست كه خدا نسلهايى را پيش از او نابود كرد كه از او نيرومندتر و مال‏ اندوزتر بودند و[لى اين گونه] مجرمان را [نيازى] به پرسيده شدن از گناهانشان نيست

سوره قصص آیه ۷۸

در این آیه قارون می گوید که ثروت من در نتیجه دانش من است. یعنی دریافت نعمت های الهی یک علم یا دانش است که باید می شود آن را آموخت.

در ادامه این سوره آمده است:

آن‌گاه قارون با زیور و تجمل بسیار بر قومش در آمد، مردم دنیا طلب گفتند: ای کاش همان قدر که به قارون از مال دنیا دادند به ما هم عطا می‌شد که او بهره بزرگ و حظّ وافری را داراست.

سوره قصص آیه ۷۹

مردم با دیدن ثروت قارون به او حسادت کردند و به همدیگر می گفتند ای کاش به همان قدر که خدا به قارون نعمت داده به ما هم می داد.

در ادامه داستان در قرآن آمده است که قارون رو با خانه اش در زمین فرو بردیم و هیچ نیروی نمی توانست در برابر خداوند ایستادگی کند.

نعمت های الهی

نکته مهم این است که ثروت به قارون داده شده بود اما به خاطر ستم به قوم خویش مورد عذاب الهی قرار گرفت. در واقع ثروتمند شدن او به دلیل افکار و نگرشش بود و نابود شدنش هم بخاطر ظلمی که در حق خودش با اموال و داراییش می کرد.

در بسیاری از ترجمه ها سعی شده است که دارایی و ثروت قارون رو دلیل خشم و عذاب الهی معرفی کنند درحالی که در آیه ۷۶ خداوند می فرماید او ثروتمند بود و به قوم خود ظلم می کرد و در ادامه سرکشی و غرور فرعون را عامل نابودی اش عنوان می کند نه مال و ثروتش را.

همانطور که به حضرت سلیمان هم ثروت بغیرالحساب داده شد اما به دلیل استفاده صحیح حضرت سلیمان باعث افزون شدن خیر و برکت در زندگی او شد.

در چقدر بیشتر درباره مزایای برخورداری از نعمت های الهی اگاهی دریافت کنید ترس و نگرانی شما داشتن نعمت های زیاد و متنوع کمتر و اشتیاق شما برای تجربه نعمت های بی شمار بیشتر خواهد شد.

تا می توانید دلیل منطقی برای مقدس بودن و الهی بودن غنی بودن زندگی تان پیدا کنید.

نگرش بسیار منطقی برای الهی بودن و مقدس بودن غنی بودن از نعمت های الهی این است که هرچقدر شما از نعمت های الهی بیشتری برخوردار باشید کمتر نیازمند انسانها خواهید بود.

بنابراین ثروتمند شدن یا غنی شدن از نعمت های بی شمار خداوند می تواند باعث تقویت یکتاپرستی شود.

اخطار

تمرین:

۱- نگرش شما درباره اینکه هرچه دارید و ندارید جزئی از نعمت های الهی هستند چیست؟ این موضوع را برای ذهنتان منطقی کنید.

۲- نگرش شما درباره اینکه در انتخاب نعمت های الهی هیچ محدودیتی ندارید چیست؟ شرح دهید.

۳- از طریق توضیح دادن منطقی کنید که در حق انتخاب نعمت های الهی آزاد هستید.

۴- نگرش شما درباره اینکه در نحوه استفاده از نعمت های خود آزاد هستید چیست؟

۵- به نظر شما انسان باید حتما بخشی از نعمت های الهی خود را صرف امور خیریه کند؟‌ شرح دهید.

۶- نگرش شما درباره اینکه دریافت نعمت ها ثواب نیست اما مصرف نعمت ها ثواب دارد چیست؟

۷- چقدر مشتاق تجربه نعمت های الهی هستید؟! آیا از داشتن نعمت های زیاد احساس گناه دارید؟

۸- ارتباط بین برخورداری از نعمت های فراوان و نزدیکی به خداوند را شرح دهید.

۹- برداشت خود از آگاهی های این جلسه را شرح دهید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.32 از 34 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42732
31 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Mehrdad Zabihi
      1403/04/01 09:49
      مدت عضویت: 1733 روز
      امتیاز کاربر: 21603 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 3,042 کلمه

      پنجشنبه بیستم جون بیست بیست و چهار:

      دوره زندگی با کمک خداوندقدم ۱۷مشتاق تجربه نعمتهای الهی هستم

      سلام و ‌درود فراوان به استاد عزیزم و همراهان مسیر رشد و پیشرفت

      من بارها و بارها متن این جلسه را خواندم و بهش فکر میکردم و دنبال عمل کردن به اونها بودم (بصورت عملی نه زدن حرفهای قشنگ) و بعضی اوقات ناامید میشدم از فهمیدن مطالب و گاهی رها میکردم و حتی رفتم دوره آرامش در بیداری را هم گوش دادم و بعد دیدم نمیتوانم ادامه بدهم و بعد تصمیم گرفتم که دوباره دوره تکرار لاغری را شروع کنم ولی باز یک چیزی من را میکشوند تا بیایم و مطالب این جلسه را مرور کنم و بهشون فکر کنم

      چون خیلی از مطالب گفته شده در این جلسه در تضاد با پیش فرض های ذهنی من بود

      حتی پاسخ بعضی از سوالات هم برایم نامشخص بود و البته هنوز هم هست

      ولی کاری که میکردم این بود که ادامه میدادم و بارها پناه بردم به فایلهای رایگان و یا خواندن کامنت دوستانم در دوره های دیگر ولی باز خودم را پیدا میکردم و ادامه میدادم

      توی جلسات قبلی یاد گرفتم که من به هر مقدار که بخواهم میتوانم از خداوند درخواست کنم و میدانستم که این قضیه با پیش فرضهای ذهنی من متفاوت هست و تلاش کردم که برای ذهن خودم انرا منطقی کنم و تازه توی این جلسه متوجه شدم که بین حرف زدن تا عمل کردن خیلی فاصله هست

       بله من براحتی میگفتم که میتوانم هر مقدار که بخواهم از خداوند درخواست کنم ولی توی همین چند خط اول گیر کردم

      «ما انسانها به طور ناخودآگاه علاقه ای به دریافت نعمت های الهی نداریم»

      داستان از این قرار بود که قرار بود خانه ام در ایران فروخته بشود و پولش را برایم ارسال کنند. و من در ابتدای دوره قصد کردم که بتوانم میزانی از قسط وام خانه ام را پرداخت کنم و با فروش این خانه درصد زیادی از وام را میتوانستم تسویه کنم

      ولی وقتی که بهم خبر دادند که مشتری با فلان قیمت موافقت کرده اون موقع ترسیدم که اگر این همه پول بدستم برسد باهاش چیکار کنم؟ همسرم میگفت بیا یک خانه دیگر با وام بخریم و اون را اجاره بدهیم و از هزینه اجاره ماهانه اون قسط بانک را بدهیم ولی من مخالفت کردم و گفتم که من بهیچوجه حاضر نیستم که دوباره وام بگیرم اون هم بخاطر سود بالایی که دارم هر ماه پرداخت میکنم، هر پولی که بدستم برسد میخواهم باهاش وام را تسویه کنم

      از اون طرف هم نجواهای ذهنی می آمد که میتونی با کمی از پول ماشین بهتری بخری و یا فلان کار را انجام بدهی و یا مسافرت بروی و …ولی ترس ذهنی من، کار خودش را کرد و معامله انجام نشد .

       اونجا خیلی فکر کردم و مطالبی که در دوره یاد گرفته بودم برایم مرور شد و واضح شد که اره من میترسم که این حجم از پول یکدفعه وارد حساب بانکی ام بشود

      و بعد طبق اموزشهای دوره لاغری تصور کردم که اگر الان فلان مقدار توی حسابم داشتم باهاش چیکار ها که نمیکردم و شروع کردم به فکر کردن و از یک جایی به بعد دیگر ذهنم یاری نمیکرد و به خودم گفتم دلیل اینکه به ثروت نمیرسی اینه که نمیدونی با پولت چیکار میخواهی بکنی! 

      و برای خودم مثال های بیشتری زدم که میتوانم فلان جای خانه را درست کنم میتوانم فلان تغییر را بدهم که آسایش و راحتی خانه را بیشتر فراهم کنم و میتوانم گل و گیاه بیشتری بکارم و حیاط خانه را اینجوری تغییر بدهم و لذت ببرم

      و بارها این مطالب را مرور میکردم

      «همه ما جزیی از نعمت های الهی هستیم . همه وسایلی که در زندگی از آنها استفاده کرده ایم یا در آینده استفاده میکنیم همه جزیی از نعمتهای الهی هستند. حتی اونچه که داری و نداری هم جزیی از نعمت های الهی هست»

      بله من نعمت چاقی را داشتم که بواسطه اون فعالیتهای استاد عزیزم را پیگیری کردم و به حرفش گوش دادم و الان زندگیم در تمام جنبه ها تغییر کرده است

      و به خودم گفتم که سلامتی ام نعمت هست ولی لپ تاپی که دارم استفاده میکنم نعمت نیست این را خود انسان اختراع کرده است و اونجا که استاد فرمودند همه چیز نعمت هست من باهاش مشکل داستم

      بعد به یک فایل رایگانی از استاد هدایت شدم که ایشان مطالبی فرمودند که جملات آن دقیق یادم نیست ولی مفهوم زیر را برداشت کردم….

      « خداوند با نعمتهایش خدا شده است و خدا بدون نعمتهایش خدا نیست …

      …اگر خدا را میپذیری باید خداوند را با تمام ویژگی هایش و نعمتهایش بپذیری …»

      اومدم به سؤال‌ها جواب بدهم و دیدم کلا من با کلمه نعمت مشکل دارم و رفتم راجع بهش تحقیق کردم و به خودم گفتم وقتیکه همه چیز نعمت باشد اونوقت بایستی تمام قوانین نعمتها در رابطه با اون صدق کند و اومدم برای خودم مثال زدم که نعمت مثل پول آب اکسیژن و … است

      و گفتم بیش از هفتاد درصد بدن انسان از آب تشکیل شده است و اینکه چه توی غار بروی چه بالای کوه همه جا هم اکسیژن هست و هم مولکول اب!

      و بعد گفتم که من در انتخاب آب برای خوردن محدودیتی ندارم و قراره که مایعات به بدنم برسانم حالا این مایعات می‌تواند از طریق شربت باشد و یا آب معدنی باشد و یا چای و قهوه و یا حتی خوردن هنداونه باشد

      ولی همون جا ذهنم گفت که تو الان پول کافی نداری که اون ماشین چمن زنی که دوست داری را بخری و یا اون ماشین مورد علاقه ات را بخری و لذت ببری

      پس آیا من در انتخاب نعمتهای الهی آزاد هستم؟!؟

      سوال بعدی را جواب دادم که من میتوانم انتخاب کنم که آب را در لیوان بخورم و یا فنجان و یا مستقیم از شیر بخورم و اینکه من آب را خودم بخورم یا بریزم روی زمین و یا به دیگران هم بدهم باز هم من اختیار دارم ولی اکسیژن را نمیتوانم داخل خانه ام محبوس کنم که همسایه ام از آن استفاده نکند

      اینکه من خانه بزرگ‌تری داشته باشم میزان هوای بیشتری در داخل خانه ام قرار میگیرد ولی این دلیل برتری من بر همسایه ام نیست چون اکسیژن همه جا هست و اون اگر شیر آب خانه اش را باز کند هم همان آب با همان کیفیت را دریافت میکند

      اصلا اگر من همه چیز را نعمت بدانم و قبول داشته باشم که خداوند خودش گفته که من درخواست بندگانم را پاسخ میدهم که نباید نگرانی دیگری داشته باشم. نباید دلسوزی کنم و نباید حسرت بخورم و نباید دنبال اثبات خودم به بقیه باشم

      و بعد دیدم که این دیدگاه که ما در دریایی از نعمتهای الهی غوطه ور هستیم بهم احساس آرامش میدهد که نه ترسی از آینده دارم که به فلان خواسته ام نمیرسم و نه حسرت و غمی از گذشته دارم که بگویم فرصت از دست رفت و تمام شد

      “دریافت نعمتهای الهی ثواب محسوب نمیشود و عدم دریافت نعمتهای الهی گناه محسوب نمیشود”

      دقیقا مثل وجود اکسیژن در خانه من و همسایه ام همه جا هست و نعمتها تمام نمیشودخداوند خودش گفته که به همه درخواست‌ها پاسخ میدهم و فرصت درخواست کردن و دریافت کردن برای تمام انسان‌هایی که نفس میکشند به یک میزان فراهم شده است

      ما چه چیزی با خودمان به اون دنیا میبریم؟

       روی این سوال هم من مدتی فکر کردم و تحلیل کردم و از خودم پرسیدم که انسان شامل جسم و ذهن و روح هست و وقتی که می میریم جسم مون این دنیا باقی می ماند و روح مان از بدن جدا میشود و من چیزی مثل خانه و ماشین و پول  را نمیتوانم همراه با روحم به آن دنیا بفرستم

      از دوره لاغری یادم بود که روح انسان شادی را دوست دارد تجربه کند . رفتم راجع به روح تحقیق کردم و توی قرآن هم سرچ کردم که روح چی هست و چی با خودش به آن دنیا میبرد و آخر سر هم به نتیجه نرسیدم که چی هست ولی الان دیگر اصلا هم برایم مهم نیست چون دیدم که به من برای نتیجه گیری از این موضوع کمکی نمیکند

      نامه اعمال که میگویند چیست؟  یعنی همان رفتارها و کارهایی که انجام داده ام

      رفتارها و کارهایم ناشی از چیست؟ ناشی از فکرهایی که در سرم بوده می باشد

      افکارم ناشی از چیست؟. از باورهایم هست که مثلا فلانی اینجوری نگاه کرد منظور خوبی نداشت پس بهتره باهاش تند برخورد کنی

      رفتارها و اقداماتم در نهایت سبب ایجاد احساس در من میشود

      و در جلسات قبل یاد گرفتیم که خداوند گوش ندارد و حرفهای ما را نمیشنود بلکه احساس ما را درک میکند پس اگر رفتار خوبی داشته باشم انوقت احساس خوبی دارم و خداوند آن احساس خوبم را درک میکند و روح هم همین تجربه احساس خوب را با خودش به آن دنیا میبرد

      ما چه چیزی با خودمان به اون دنیا میبریم؟ احساس و تجربه ای که در این جهان مادی داشته ای را با خودت میبری

      اون احساس چجوری بوجود می اید ؟ در زمانیکه داری چیزی را تجربه میکنی مثلا از دیدن یک کودک و یا گل و یا احساس ناراحتی از دیدن صحنه تصادف و …

      و بالاتر هم گفتیم که همه چیز در اطراف ما نعمت هست یعنی ما احساسی که از تجربه نعمتها در ما ایجاد میشود را ارسال میکنیم و خداوند و جهان هستی هم اون احساس را دریافت میکند و مطابق اون بهمون پاسخ میدهد

      اگر از نعمتی که دارم در جهت لذت بردن و تجربه کردن و احساس لذت داشتن استفاده کنم در کارنامه اعمالم ثبت میشود و حالا ممکن است که این نعمت برای تو باشد و یا بقیه و مهم خاطره ساختن از نعمت هست

      الان یک موضوعی یادم اومد .  در دورانی که دنبال کار و خانه میگشتم و صاحبخانه هم بهمون گفته بود که باید از این خانه بروید.   یک جمله استاد بهم گفت که خداوند نمیداند که این خانه ای که هستی سندش به نام تو هست یا نه! اگر حس خوبی از بودن در خانه اجاره ای نداشته باشی همین  را هم از دست میدهی

      اینکه من وقتی نمی توانم تصور کنم که فلان مبلغ وارد حسابم بشود یعنی احساس لیاقت از داشتن اون میزان ثروت را ندارم و بنابراین جهان هم بهم پاسخ میدهد و پولی وارد حسابم نمیشودوقتیکه من فکر مبکنم که از اینی که هستم لاغر تر نمیشوم باز هم جهان دقیقا همان را بهم پاسخ میدهد

      دقیقا وقتیکه احساس خوبی از داشتن ثروت نداشتم اون هم وارد زندگیم نشد و یا اینکه لاغر تر نمیشوم !

      خوب تا حالا به این نتیجه رسیدم که همه چیز در اطراف ما هست نعمت الهی هست و همه به یک میزان بهش دسترسی دارندپس اگر به نعمتی دسترسی نداری مقصر خودت هستی 

      و اینکه تو نمیتوانی کسی را از رسیدن به نعمت الهی محروم بکنی و کسی هم نمیتواند اینکار را برای تو بکند

      یعنی وابسته کردن عدم داشتن هر نعمتی در زندگی، به عوامل بیرونی کلا رفت رو هوا!!

      بعد  مبحث ظلم به خود مطرح شد و اینکه آیا من میتوانم به کسی ظلم کنم و برای خودم مثال زدم که حتی مسخره کردن دیگری هم باعث میشود که من در انتها خودم احساس بدی داشته باشم و نتیجه اش فقط وارد زندگی خودم میشود

      حتی جاهایی که رفتاری با کسی انجام دادم و یقین داشتم که حقش بوده که چنین رفتاری باهاش بشود هم خودم را بررسی کردم و متوجه شدم که تا مدتها مرور همان خاطره باعث میشود که به اهدافم فکر نکنم و تمرکزم روی چیزی باشد که بمن برای رسیدن به خواسته هایم کمک نمیکند این یعنی اینکه من فقط میتوانم به خودم ظلم کنم

      در نهایت اینکه من باید از اونچه که در اطرافم هست استفاده کنم و لذت ببرم و نعمتتای اطرافم را تجربه کنم و هرچه بیشتر درخواست کنم و نعمتهای بیشتری وارد زندگیم بشود انوقت بیشتر فرصت دارم که تجربه های بیشتری را در نامه اعمالم ثبت کنم

      در نهایت عمل انسان اگر در جهت ایجاد تجربه های خوش احساس در خود باشد انوقت در نامه اعمالش بعنوان عمل نیک ثبت میشود

      اگر عمل انسان در جهت ایجاد تجربه های ناراحت کننده در خود باشد در نامه اعمال او بعنوان عمل شر ثبت میشود

      حالا باید از خودم بپرسم که دوست دارم نعمتهای بیشتری را تجربه کنم یا خیر

      جواب مثبت هست

      “هر که بامش بیش، برفش بیشتر!”

      قبلا فکر میکردم یعنی دردسر های اون بیستر میشود وقتی ثروتمند تر باشد ولی الان میگویم که در ایران همیشه آب براحتی در دسترس نبوده و کسی که روی پشت بامش برف بیشتری جمع بشود آب حاصل از ذوب برف‌های بیشتری دارد و دغدغه کمبود آب کمتری دارد و بخاطر همین بوده که این ضرب المثل را ساختند

      آیا ورود نعمت بیشتر به زندگی نشانه ثواب بیشتر هست؟ جواب خیر! 

      مثل اینکه بگویم چون خانه من از خانه همسایه ام بزرگ‌تر هست اکسیژن بیشتری در داخل خانه ام جمع شده و بنابراین من بهتر میتوانم تنفس کنم! اصلا چنین چیزی خنده دار هست

      اذعان میکنم که اولین بار که این چند خط را خواندم ته دلم لرزید:

      «… مطمئن باشید خداوند هر چقدر از توانایی هایی که به شما داده است استفاده کنید شما را مواخذه نخواهد کرد.

      تصور کنید با استفاده از توانایی ها و استعدادهای خود هنر گیتار زدن را آموخته اید. اگر ده ساعت یا هزار ساعت یا میلیون ها ساعت از توانایی گیتار نواختن خود استفاده کنید خداوند شما را مواخذه نخواهد کرد. حتما با این نظر موافق هستید.

      تصور کنید با استفاده از توانایی درخواست کردن و عمل به اصول زندگی با کمک خداوند ده تا ماشین، ۵ تا خونه، ۳ تا باغ، ۸ تا زمین، ده ها جفت کفش و ده ها دست لباس و چندین حساب بانکی مملو از پول داشته باشید. به نظر شما خداوند شما را مواخذه خواهد کرد یا خیر؟ احتمالا قبل از استفاده از آگاهی های زندگی با کمک خداوند ترس سرتاپای وجود شما را فرا می گرفت.

      اما اکنون باید بتوانید باور کنید که خداوند نه تنها شما را مواخذه نخواهد کرد بلکه به شما افتخار می کند که به خوبی از توانایی ها و استعداد هایی که در وجود شما نهاده است استفاده کرده اید…»

      و بارها و بارها این قسمت را خواندم و برای خودم مثال زدم و هنوز باید بیشتر کار کنم تا با این جملات راحت‌تر بشوم و مثال هنر گیتار زدن را انگار تازه به چشمم خورده است که چقدر قشنگ این مفهوم را استاد منطقی کرده اند

      و اومدم فکرهای نادرستی راجع به درخواست داشتن از خداوند نوشتم و کاملا پیدا کردم که من ترس از مواجه شدن با نعمتهای الهی را دارم

      بعد به خودم گفتم که هیچ نعمتی به انسان ضرر نمیرساند بلکه نحوه استفاده از آن می‌تواند تو را به اهدافت نزدیک و یا دور کند

      مثلا اینترنت وسیله کسب و کار خیلی ها هست و از طرفی می‌تواند باعث بشود که وقتت را به بطالت در اونجا بگذرانی و یا حتی مواد مخدر هم می‌تواند برای انسان مفید باشد و ترکیبات آنها با دوز کم برای داروهای ضد درد استفاده میشود

      تنها تفاوت بین انسانها در دنیای بعدی، نحوه استفاده از نعمتهای الهی هست. چون همه امکان درخواست را دارند و همه می‌توانند دریافت کنند

      دریافت نعمت ثواب نیست

      مبحث بعدی راجع به داستان ثروت حضرت سلیمان و قارون هست

      چند بار اول که متن را میخوندم برای ذهنم منطقی بود ولی دیدم انگار یک چیزی را درونی نمیتونم بپذیرم و رفتم سراغ قرآن و اون بخش از سوره قصص را خواندم و برداشت من از آیه های سوره قصص با برداشت‌های استاد متفاوت بود

      یعنی من چندین ترجمه قرآنی را خواندم و به همان نتیجه ای رسیدم که از کودکی در ذهنم کرده بودند که قارون ثروتمند بود و بخاطر ثروتش مجازات شد

      قبلا یادم هست که اینجوری شنیده بودم که پول بد هست و خداوند از طریق ثروت انسانها را امتحان میکند و همه انسانها در این آزمون الهی مردود میشوند مثل قارون ( ثروت باعث غرور میشود) و خداراشکر میکردم که ثروتمند نیستم و خداوند من را مورد آزمون الهی قرار نمیدهد که رفوزه بشوم

      بعد دیدم اصلا این مبحث را نمیتوانم بپذیرم چون که پیش فرض های دیگری داشتم

      اومدم از مثال نقض استفاده کردم و گفتم اگر حرف استاد درست باشد پس نباید هیچ مثالی پیدا کنم که مخالف آن باشد و اگر پیش فرضهای من درست بود انوقت نباید هیچ مثال مخالفی بتوانم پیدا کنم و رفتم اینبار معنی چند تا کلمه را هم دقیق‌تر شدم و راجع به قارون هم جستجو کردم اومدم افراد ثروتمند و توحیدی را که میشناسم برای خودم لیست کردم مثل استاد عطارروشن و یا افراد بیشماری که دیده بودم و باهاشون صحبت کرده بودم پس اگر ثروت بد بود که تمام اون افراد به عذاب الهی باید دچار میشدند

      استاد هم دقیقا قبل از مثال قارون از حضرت سلیمان صحبت کرده که اون هم ثروتمند بوده. پس برخلاف ترجمه هایی که دیدم، ثروت باعث عذاب قارون نشده است

      حتی توی آیه ۷۶ این سوره ترجمه کرده اند که به قارون گفته اند شادی نکن و این خلاف قانون جهان هستی هست ولی من در چند جا دیدم که ریشه کلمه تفریح را که نوشته بودند یعنی با تکبر شادی نکن و نیز اینکه منظور این است که لذت ببر و کیف بکن ولی وابسته نشو چون قرار نیست تا همیشه توی این دنیا بمانی و دنیا گذرا هست و باید تجربه کنی و لذت ببری ولی بهش نچسبی

      و در نهایت به این موضوع رسیدم که ثروت خنثی هست یعنی نه بد هست و نه خوب و تنها صفات افراد را برجسته میکند

      حتی کلمه بغی در آیه ۷۶ به معنی ظلم نیست به معنی تجاوز از حد اعتدال و یا همان اسراف هست

      یادم اومد که توی کامنتی نوشته بودم که قصد دارم راجع به کلمه اسراف تحقیق کنم و نتیجه را به استاد بگویم. امیدوارم بزودی اینکار را انجام بدهم

      در انتها هم این جملات نتیجه تمامی صحبتهای بالا هست

      « هر چقدر نعمتهای الهی زندگی من بیشتر باشد نشان از درک و رابطه بهتر من با خداوند هستهر چقدر بیشتر درباره مزایای برخورداری از نعمتهای الهی ، آگاهی دریافت کنم انوقت ترس و نگرانی من از داشتن نعمتهای زیاد و متنوع، کمتر شده و اشتیاق من برای تجربه نعمتهای الهی بیشتر میشوددنبال دلیل منطقی برای غنی شدن از نعمتهای الهی باش، زیرا هر چقدر بیشتر نعمت داشته باشی خیلی کمتر نیازمند انسانها هستی و این یعنی توحید»

      تفکر و تعمق توی این جلسه خیلی بهم کمک کرد و این را هم میخواهم اضافه کنم که از جایی که فکرش را هم نمیکردم مقدار زیادی پول بهم رسید
      حتی مدتها بود که من کار خارج از شرکت نمی توانستم بگیرم و سه تا پروژه گرفتم 

      نگران پرداخت مالیات خانه بودم که اینگونه براحتی پرداخت شد

      و اینکه دارم میبینم که چقدر این چند وقتت آرام‌تر شده ام بارها مسایلی پیش آمده است و خیلی راحت کفته ام میسپارم به خدا و حل میشود بارها و بارها اینکارو کردم و براحتی مساله حل شده است و اینها را مدیون این دوره هستم
      خداراشکر
      استاد از شما بینهایت سپاسگزارم

      منتظر خبرهای عالی من باشید

      شاد و رو به رشد باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5976 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 177 کلمه

        سلام و درود
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        متاسفانه مشکل اصلی ما در زندگی با خداست
        اگر درباره خداوند هیچ پیش فرض یا فرضیه ای نمی دانستیم خوشبخت ترین حالت را داشتیم
        بیشتر ازاینکه به خودمان و شرایطمان فکر کنیم به خدا فکر می کنیم و نگرانیم که نکنه خدا بدش بیاد و به این فکر می کنیم که چه کنیم خدا خوشش بیاد
        و از آنجایی که داشتن نعمت را برابر با مسئولیت و جوابگویی به خدا می دانیم به شکل ناخودآگاه نعمت را پس می زنیم.
        مثالی که درباره فروش خانه زدید نمونه واضح این موضوع است
        فکر کردن به مقدار پولی که قرار است وارد حساب شما شود بار مسئولیت شما رو اضافه کرد و سعی می کردید قبل از اینکه وارد حسابتان شود لیستی از کارها و اقدامانی که در جهت خرج کردن آن پول تهیه کنید.
        در حالتی که تا وقتی با پول راحت نباشی نمی تونی از اون به مقدار زیاد داشته باشی
        و به همین دلیله که خیلی از آدمها هیجوقت پول دار نمی شن چون هر پولی به دستشون بیاد به فکر خرج کردنش هستند.
        موفق باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 15 از 3 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار Mehrdad Zabihi
          1403/04/05 08:36
          مدت عضویت: 1733 روز
          امتیاز کاربر: 21603 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
          محتوای دیدگاه: 616 کلمه

          سلام و درود استاد عزیزم

          سپاسگزارم از زمانیکه اختصاص دادید و راهنمایی ام کردید

          درک مواردی که فرمودید برایم آسان نبود

          ولی دقیقا به نکته خوبی اشاره کرده اید که باید روی آن کار بکنم

          من هنوز خودم را اونقدر ارزشمند و لایق نمیدانم که همینجوری نعمت وارد زندگیم بشود و احساس مسوولیت میکنم که حتما با پولی که وارد حسابم میشود کاری انجام بدهم و دنبال این هستم که از زیر بار این مسوولیت شانه خالی کنم

          الان با مبلغی که فراتر از انتظارم وارد حسابم شده است، میخواستم درصدی از وام خانه را تسویه کنم ولی میتوانم چند هفته ای صبر کنم

          هر چند که بهم گفته میشود که این پول را سرمایه گذاری کنم در موسسات مختلف تا سود بگیرم ولی من میخواهم زودتر از پرداخت بهره وام خلاص بشوم.

          هر وقت توی زندگیم دنبال پول و یا لاغری بودم بهش نرسیدم ولی الان توی این چند هفته جور دیگری دارم به وقایع نگاه میکنم، نمیدانم اسمش چیست ولی شاید برکت مال بهش میگویند! 

          انگار هر چیزی را که بخواهم براحتی و با قیمت مناسب وارد زندگیم میشود ولی از حساب بانکی ام چیزی کم نمیشود.

          چندین بار این موضوع را این اخیرا امتحان کرده ام و خودم شگفت زده شده ام.

          مثلا ابزار باغبانی میخواستم، که یکدفعه آگهی آن را دیدم که فردی به قیمت بسیار ناچیزی میخواست تعدادی از وسایل باغبانی اش را بفروشد و براحتی وسایل مورد نیازم وارد زندگیم شد.

          دقیقا سه مورد مشابه در فواصل زمانی کوتاه مدت اتفاق رخ داده است.

          یا یکسری وسیله برای سمپاشی علف های هرز میخواستم دقیقا همون روزی که رفتم خرید با تخفیف های عجیبی مواجه شدم و تعدادی وسایلم را خریدم.

          و یا برای تعویض روغن و فیلتر ماشین مراجعه کردم و چون صف طولانی بود و هوا هم کمی گرم ، صاحب مغازه آب معدنی خنک برای تک تک راننده ها و سرنشینانش آورد و چقدر لذت بردم ( البته منظورم از هوای گرم، گرمای جنوب ایران نیست! اینجا به دمای بیست و پنج درجه میگویند هوای بشدت گرم و غیر قابل تحمل هست) 

          اتفاقا اونجا برای تعویض فیلتر داخل کابین ماشین، رقمی را درخواست کردند که حسم گفت قبول نکن و خودم رفتم با کمتر از یک سوم قیمت آن را از یک فروشگاه تهیه کردم

          و یا اینکه توی ایران کار پروژه ای انجام میدادم و همیشه پولم را بهم نمیدادند و یا مبلغ کمی از انرا پرداخت نمیکردند! و اینجا هم سه سال قبل یکی دو بار کار گرفتم و دیگر هیچ خبری نبود.

          تا اینکه دو ماه قبل اولین کار پروژه ای بهم ارجاع شد و تا به امروز دو تا کار دیگر هم به اتمام رسانده ام و همین امشب هم برای یک کار جدیدی با من صحبت شد. 

          جالب اینجاست که خود مشتری بهم میگوید که بهم فاکتور بده تا من مبلغ را زودتر برایت پرداخت کنم. چیزی که تابحال برای من سابقه نداشته است.

          تنها چیزی که توی این سالها تغییر کرده است دیدگاه من بوده است وگرنه دانش و هنر مذاکره من تغییری نکرده است و قوانین خداوند هم ثابت بوده است

          الان توی ذهنم هست که بیشتر بفکر برکت پول باشم نه موجودی حساب بانکی!

          دقیقا من موقعی شروع به لاغر شدن کردم که دنبال لاغر شدن نبودم و دنبال حال خوب و لذت بردن از زندگی ام بودم،

           پس با توجه به اموزشهای دوره لاغری با ذهن، اگر بخواهم آزادی مالی داشته باشم، باید توجهم را از پول و ثروت بردارم و قدرت را به پول ندهم ( چون اگر قدرت به پول بدهم میشود همان شرک)

          همین الان نسبت به چند ماه قبل از شروع این دوره، حقوق دریافتی من بیشتر نشده است ولی احساس آرامش بیشتری دارم.

          راجع به «پس زدن نعمت » و نیز «راحت بودن با پول» اشاره کرده اید، اگر تمرینی، دوره یا فایلی در این خصوص دارید خوشحال میشوم بهم معرفی نمایید

          سپاس فراوانشاد و رو به رشد باشید

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            امتیاز کاربر: 5976 سطح ۳: کاربر پیشرفته
            محتوای دیدگاه: 94 کلمه

            سلام و درود
            خوشحالم احساس بهتری داری😊
            بهترین تمرین اینه که توجهت بجای اینکه روی خرج کردن باشه روی خلق کردن باشه
            خلق کردن یعنی چی:
            یعنی روی بهبود مهارت های خودت
            روی بیشتر ارائه کردن مهارت هات
            روی بیشتر انجام دادن کارها
            مشتاق تجربه کردن پروژه های بزرگتر و پیچیده تر
            هرچقدر بیشتر مشغول خلق کردن باشی ذهنت کمتر به خرج کردن متمرکز میشه
            و می بینی که همینطور که خودت تجربه کردی خریدها ارزانتر میشه، دریافتی ها بیشتر میشه، مشتری های آسان تر میشه و همه چی روان تر پیش میره
            شاد و موفق باشی
            منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 15 از 3 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار Mehrdad Zabihi
              1403/04/14 08:34
              مدت عضویت: 1733 روز
              امتیاز کاربر: 21603 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
              محتوای دیدگاه: 154 کلمه

              سلام و درود استاد عزیزم

              ممنونم از وقتی که گذاشتید و برایم این راهنمایی ها را بیان کردید

               حتما بهشون عمل میکنم و نتیجه را بهتون اطلاع میدهم

              در رابطه با موضوع برکت که بیان کردم، متوجه شدم که دقیقا این نکته ای بوده که خود شما در فایلهایتان فرموده بودید

              من موقع انجام کارهایی که نیاز به تمرکز ندارد، فایلهای رایگان شما را گوش میدهم و چند روز قبل به دو تا فایل فوق العاده برخوردم یکی مراقبه لاغری بود و دیگری هم فایل «به حسابتان رسیدگی کنید»

              دقیقا شما در این فایل «به حسابتان رسیدگی کنید» به موضوع برکت در نعمت و ثروت اشاره کرده بودید و من باز بیشتر به ارزش کنترل ورودی های ذهن پی بردم

              اینقدر این فایلهای رایگان را تکرار میکنم که وارد ناخودآگاه من میشود و از طریق اونها در زمان مناسب هدایت میشوم

              واقعا این فایلها رایگان نیست ولی وقتی آماده باشیم نکات آنها را یاد میگیریم

              برایتان آرزوی تندرستی و سلامتی دارم

              شاد باشید

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ط.ه
      1403/03/17 00:46
      مدت عضویت: 182 روز
      امتیاز کاربر: 4990 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 171 کلمه

      به نام خدای قشنگم 

      با سپاس از استاد عزیزم 

      من تا الان از خدا درخواست‌هایی میکردم به بعضی ها رسیدم به بعضی ها نرسیدم و میگفتم شاید خداوصلاح نمیدونه الان با خواندن این مطالب متوجه شدم خدا نعمت رو داده دیگه ما باید از اون چطور استفاده کنیم خدا کاری ندارد 

      من همیشه احساس میکردم نباید زیاده خواهی کنم چه خبره هر ساعت بگم کارم رو ببر اینجا کارم رو ببر اونجا چه خبره همش ازش مادیات بخوام حرص بزنم یا فکر میکردم اگر بیشتر بخوام زیاده خواهی هست ببین بعضی ها این چیزارو هم ندارن بسه دیگه چه خبره 

      ولی الان متوجه شدم نعمت های الهی بیشمار هستن من باید استفاده درست از نعمتهای خداوند رو داشته باشم هر چقدر بخوام بهتره کمتر نیازمند میشم 

       برداشت من از این نوشته ها این هست که طرز استفاده از نعمت مهم هست تعداد داشته ها مهم نیست و هر چه قدر از خداوند بخواهیم بهتر است یعنی به او ایمان داریم یعنی به او امید داریم که هیچوقت از درگاهش نا امید نمیشویم و همش خواسته داریم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار arezooo.drp
      1403/03/10 16:52
      مدت عضویت: 1347 روز
      امتیاز کاربر: 39018 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,380 کلمه

      به نام خدای عزیز

      خداوندا تویی که خود بسیار بخشنده ای……

      من الان تمام نعمت هایی را که دارم چه ماشین چه خونه چه همین موبایل و لپ تاپ و کفش و هر چه که هست ۱۰۰ درصد انتخاب خودم بوده است در واقع هر چه از ذهن بگذرد در دایره قدرت خداوند است و الان همین زندگی و نعمت هایی را که دارم من روزی به همه آنها فکر کرده بوده ام و دارم الان آنها را تجربه میکنم خواسته یا نعمت شاید در ذهن شما بد یا خوب باشد ولی از نظر خداوند یک واحد درخواستی حساب می‌شود و از آنجائییکه خداوند ما را آزاد در حق انتخاب گذاشته است به ما احترام می‌گذارد و خواسته ما را وارد زندگی مان می‌کند حتی جنگ و تصادف و غم و ناراحتی از نظر ما بد است ولی از نظر خداوند یک واحد خواسته بوده که روزی در ذهن بندگانش بوده و به خداوند عرضه کردند و خداوند از آنجائییکه که عادل است آنرا وارد تجربه زندگی می کند و به نظرم این اوج وجودیت خداوند را نشان می‌دهد و اوج احترام و دوست داشتن ما را نشان می‌دهد.

      من الان یادم میاد که دوست داشتم تا دکترا درس بخونم و در ذهن این بود که من توانایی درس خوندن رو دارم یعنی باید مشتاق تجربه کردن خواسته هایمان باشیم که این اشتیاق از ایمان به خداوند می آید و این اشتیاق باعث انگیزه و حرکت در ما می‌شود و در مسیر خواسته هایمان حرکت می‌کنیم و اون رو تجربه میکنیم،من هم دقیقا مشتاق کسب تجربه نعمت درس خوندن و کسب تجربه جدید بوده ام و به خودم و توانمندی هایم ایمان داشتم و باعث حرکت من در مسیر خواسته ام شد من با شور و علاقه روزی بالای ۱۵ ساعت هم برای ورودی لیسانس و هم برای ورودی فوق لیسانس درس خوندم و اشتیاق رسیدن به خواسته هایم را داشتم و هر کس که من رو میدید میگفت چه خبرت اینقدر درس میخونه ولی اون از نگاه خودش بود نمی‌دانست من چه انگیزه ای برای موفقیت دارم و حرکت کردم و موفق شده ام که به خواسته ام که گرفتن مدرک فوق لیسانس بود برسم و لذت ببرم شاید نتونستم از مدرک ام به درستی استفاده کنم و الان در مسیر دیگری از زندگیم هستم ولی اگر روزی که در مسیر شروع حرکت درس خوندم بوده ام از خداوند میخواستم که اگر به صلاح من هست وارد فوق لیسانس زمین شناسی شوم و اگر نیست که دیگه وارد نشوم خوب اگر من با این دید از خداوند میخواستم که الان حتی در این جایگاه علاقه ام هم نبوده ام پس از خداوند درخواست کنید حتی اگر اون خواسته منفعتی نداشت ولی در مسیر موفقیت برای شما می‌شود من در مسیر فوق لیسانس برای من استقلال فکری و اعتماد به نفس و نترسیدن از اینکه یک دختر هم می‌شود تنها در یک شهر دورتر از محل زندگی خودش بتونه موفق بشه و اینکه من خودم به تنهایی رستوران یا کافه میرفتم و تنهایی خرید میکردم تمام مایحتاج روزانه رو و یک شخصیت جدید در من ایجاد کرد و از من یک آرزوی متفاوت ساخت و برای من یک مسیر شد برای بهتر شدن شخصیت ام و باور کردن توانایی هایم و دوباره در مسیر دیگر شروع کرده ام به حرکت کردن و کسب تجربه متفاوت پس از خداوند درخواست کنیم و نعمت های الهی زیاد بخواهیم زیرا ورود هر نعمت به زندگیمان علاوه بر کسب تجربه باعث بهتر شدن شخصیت ما می‌شود و بهتر شدن کیفیت زندگی و وجود ما می‌شود.

      من اول گوشی نداشتم از خداوند درخواست گوشی کرده ام و خداوند یک گوشی وارد زندگی من کرد اون نعمت باعث شد که من کار کردن با گوشی رو یاد بگیرم بعد این جرات در من ایجاد شد که از خداوند گوشی بهتر بخواهم و گوشی بهتر هم وارد شد بعد شخصیت من از اینکه میتونم خیلی راحت با گوشی کار کنم بهتر شد و احساس توانمندی در من ایجاد شد و حالا درخواست جدید لپ تاپ بود و من درخواست لپ تاپ کرده ام و وارد زندگی من شد و من مجبورم شده ام که برم کلاس های کامپیوتر و تونستم مدرک isdl  درجه یک و دو کامپیوتر رو بگیرم و تمام پایان نامه لیسانس و فوق لیسانس ام رو خودم انجام دهم و مسلط به پایان نامه ام باشم و نمره بالایی رو هم دریافت کنم و الان باعث شده که این توانمندی در کار با کامپیوتر و موبایل من رو به سمت یادگیری زبان انگلیسی ببرد و مشتاق یادگیری زبان انگلیسی شوم که الان علاوه بر مدرس زبان انگلیسی در مسیر گرفتن مدرک آیلتس زبانم هم باشم یعنی شروع یک نعمت زنجیر وار باعث ورود نعمت های بهتر و بهتر به زندگی مان می‌شود پس از خداوند زیاد بخواهیم زیرا هر نعمت یعنی تجربه بیشتر و بیشتر و از آنجائییکه که جهان به سمت بهتر شدن و گسترش است هر نعمت گسترش و کیفیت بهتر را به دنبال دارد.

      در واقع نعمت های الهی یک دانشی هستند که باید یاد بگیریم ما چاقی رو یاد گرفتیم با الگو قرار دادن ها و ترس ها و شاید هم لذت ها و بعد کم کم نعمت چاقی وارد شد و چاقی هم یک نعمت بود که خودمان درخواست کرده بودیم و بعد اومدیم با کسب دانش لاغری و تناسب اندام در دوره ورود به سرزمین لاغرها، لاغری رو یاد گرفتیم و نعمت لاغری و تناسب اندام وارد زندگی ما شد. و ما احساس لذت و خوشحالی کردیم چقدر ورود نعمت ها به زندگی لذت بخش هست پس از خداوند زیاد بخواهیم زیرا با ورود هر نعمت احساس ما بیشتر و شادتر می‌شود و احساس ما چه در جهت خوب چه در جهت بد می‌شود کارنامه اعمال ما.

      هر کس که خدا را باور کند و به خودش و توانمندی هایش ایمان داشته باشد و از خودش انتظار بهتر شدن داشته باشد و در جهت خواسته هایش حرکت کند و اشتیاق رسیدن داشته باشد و زمان تعیین نکند برای رسیدن به خواسته چون می‌داند در اوج توانایی است و خداوند هم در اوج قدرت است پس دیگر کسی در اوج قدرت و توانمندی است دیگر خودش رو درگیر زمان و نیازمندی نمی‌کند و رها می‌کند و می‌داند که لیاقت رسیدن به خواسته هایش را دارد و در مسیر موفقیت ادامه می‌دهد و بعد نعمت و خواسته بعدی و بعدی و کسب تجربیات بیشتر و بهتر و به طبع کارنامه زیباتر و احساس آرامش بیشتر ایجاد می‌شود.

      من یکی از اقوام خیلی پولدار بود و از بنایی شروع کرده بود و بعد پیمانکار شد و چندین نفر برای او کار می‌کردند و از ترس اینکه مبادا چشم بخوره یا اموال خودش رو از دست بده هر سال غذا میداد و مردم برای بودنش دعا می‌کردند ظاهر ماجرا عالی است و حالا باید ثروت این فرد چندین برابر میشد ولی الان در یک خونه اجاره ای پس ثواب اون همه غذایی که داد کجا رفت، و این نشان می‌دهد که خداوند کاری به اعمال ما ندارد بلکه احساس و انتظاری که ما از کاری که انجام می‌دهیم دارد.

      در عوض یکی از اقوام دیگر که الان در اوج ثروت است خیلی کم می‌بخشد و خیلی خیلی هم به پول علاقه دارد و باور بینهایت به فراوانی و ثروت دارد و داشت ساختمان سازی می‌کرد و بهش گفتند که در این اوضاع مملکت چه دلی داری که داری ساختمان سازی میکنه مگه مردم پول دارند که واحدهای تو رو بخرند ولی طرف خندید و گفت همانطور که خدا این همه پول و ثروت به من داده مشتری برای واحدهای ساختمان من نیز میاره و نه خبری از غذا دادن داره نه سفره پهن میکنه اصلا و بینهایت روز به روز داره ثروتمندتر میشه و اصلا پول رو کثیف نمیدونه که با نجام کارهایی بخواهد اون رو از خودش دور کنه بلکه پول و ثروت رو نعمت خدا می‌داند و از داشتنش داره بینهایت داره لذت میبرد‌.

      پس اگر پولی را میبخشم به نیت اینکه دها برابرش وارد زندگیمان می‌شود ببخشیم و اون احساس خوب رو از اینکه خداوند به من نعمتی داده و خدا رو شکر من هم قدرتی دارم که میبخشم احساس بخشندگی خداوند رو نسبت به خودمان هم درک می‌کنیم که خداوند با هر بار نعمت دادن و بخشیدن به احساس لذت و خوشحالی دارد پس از خداوند زیاد بخواهیم تا احساس لذت بیشتری ایجاد شود.

      من مستحق و لایق دریافت نعمت های الهی هستم و چقدر قراره که احساس خوب در ما برای دریافت نعمت های الهی ایجاد شود.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نادیا همتی
      1403/02/29 23:55
      مدت عضویت: 62 روز
      امتیاز کاربر: 3215 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 160 کلمه

      سلام

      بله باتوجه به این که خداوند رحمتش محبتش ثروتش بی انتهاست و ما از او هستیم پس خداوند هرچه به ما داده است نعمت الهیست

      از اونجا که خداوند بی انتهاست و ما هم از اوهستیم پس ما میتوانیم بی انتها به نعمت های الهی دست یابیم

      این خود ما هستیم که افکار و نگرش و باورهامون هر نعمتی رو که بخواهیم جذاب میکنیم

      وقتی خداوند به ما نعمتی که درخواست کرده ایم را میدم این خود ما هستیم که تصمیم میگیریم از نعمتمان به چه نحوی استفاده کنیم

      قطعا استفاده از نعمت های خداوند کار بسیار پسندیده ایست چون این نعمت های برای ماست

      هرچه بیشتر به نعمت های الهی برسیم هر چه بیشتر نعمت های الهی را دریافت کنیم و استفاده کنیم قطعا این بسیار الهی پسندیدسچون ما لایق دریافت شان هستیم

      قطعا هرچه بیشتر نعمت الهی در زندگی مان جاری باشد این ینی نزدیکی به پروردگار چون ذات الهی نعمت و برکت و ثروت و سلامتی وزیبایی و خیر و خوشی است .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سرباز امام زمانم
      1403/02/15 07:01
      مدت عضویت: 92 روز
      امتیاز کاربر: 3340 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,734 کلمه

                           به نام الله مهربانم💞

      سلامی به روشنایی خورشید تابان ،به تمام عاشقان خدا 👋🏻

      و سلام وخدا قوت و ارزوی تندرستي برای استاد گرامی🤲🏻🌹

      بازم روز از نو ،روزی از نو

      بازم یک گام عالی دیگر 

      الهی بیکران شکرت🤲🏻

      بازم کلی نکته پیداکردم 

      حالا میخوام برداشتم رو به صورت نکته،خلاصه،مفید و…  بگم تا بریم سراغ تمرینات انشاالله☺

      نکته اول: هر چیزی که دورو برت هست حتی اون هایی که دیده نمیشن مثل ذهن و فکر و… همممممه چی جزو نعمت های الهی به حساب میاید😍

      نکته دوم : برخور. ما با نعمت های الهی به شکل اعمال، در نامه اعمالمان ثبت میشود مثلا وقتی بیشر به دست بیاری حالت خوبه و این حال خوبه ثبت میشه به یه تجربه عالی😍 

      اما اگه به مال بقیه تجاوز کنی یا با دریافت نعمت الهی خود به فکر انتقام و.. خلاصه حال بد باشی نه تنها ثبت میشه ،بلکه یک ظلم اشکار در حق خودمان هم هست😔😔

         نکته سوم : فردی که برای دست یابی به نعمت های الهی به جای درخواست کردن از خداوند و دست یابی به نعمت ها به روش صحیح به نعمت های الهی دیگران تجاوز می کند شاید در نظر عموم بر اساس ضرب المثل معروف: دزد نگرفته پادشاه باشد اما زندگی فقط به جهان مادی محدود نمی شود و استفاده از این نعمت الهی نه تنها در نامه اعمال این فرد تاثیر منفی دارد بلکه باعث اختلال بیشتر در رابطه بنده با خداوند می شود.

      به همین دلیل است که خداوند در قرآن کریم در تعریف ظلم همیشه از عبارت ظلم به خود استفاده می کند…😔😔

      نکته چهارم:عمل انسان اگر صالح و در جهت ایجاد تجربه های خوش احساس در خود یا دیگران شود در نامه اعمال او بعنوان عمل نیک ثبت خواهد شد و اگر عمل انسان در جهت ایجاد تجربه های ناراحت کننده در خود یا دیگران باشد در نامه اعمال او بعنوان عمل شر ثبت خواهد شد

      نکته پنجم:هیچ نعمتی مایه ضرر و زیان نخواهد بود بلکه این انسان است که با انتخاب روش استفاده از نعمت می تواند باعث خیر یا شر در دنیای مادی شود

       ۱-تومی تونی دکتر باشی بعد پول بیشتر بگیری کار کمتر انجام بدی (استفاده اشتباه)

      ۲-و یا میتونی یک دکتر عالی باشی که. به بقیه کمک میکنه (استفاده درست)

      خب اگه دقت کنی میبینی توی گزینه اول حالت بده ،همش حرص و طمع ،همش حال بده …

      خب ماگفتیم که این احوالات ثبت میشه پس حال بد هم ثبت میشه 

      در دومی حالت خوبه و حال خوبت ثبت میشود 

      خب ایا میشه گفت که دکتر شدن بده؟!

      نه پس طرز استفاده ما اشتباهه 

      چون اگه به اطرافت نگاه کنی میبینی همه چیز دارای دو روی مثبت و منفی هست پس این طوری نباید بخوایم دیگه … پس این درست نیست . به طور عمل ما بستگی داره 

      مثل چاقو که یکی باهاش ادم میکشه 

      یکی باهاش برای اعضای خانوادش غذا درست میکنه و…. هزاران مثال دیگر که چپ راستت پره . وخیلی راحت بهت این نکته رو ثابت میکنه …

      پس!هرگز آرزوهای خود را با این نگرش که نکند این خواسته به صلاحم نباشد رها نکنید .

      نکته ششم: بنابراین هرکه بامش برفش بیش را فراموش کنید و به این ضرب المثل فکر کنید که هرکه نعمتش بیشتر ثوابش بیشتر.

      از نعمت های الهی خود استفاده کنید. هرچقدر بیشتر از نعمت های خود استفاده کنید نامه اعمال شما پربارتر خواهد شد.

      کلی نکته ی دیگر که دردفتر نوشته خواهد شد انشاالله 

      پس یک تمرین عملی به نظر من اینکه:ما باید از خدا زیاد بخوایم و راضی هم باشیم 

      یعنی این طور نباشه که بخوایم و هیچ وقت راضی نباشیم 

      خدا این قدر بزرگه که میتونه همه خواسته هاتو باهم براورده کنه ،پس نگو حالا این بشه بعدی ،بعدا هم شد طوری نیست نه خدا تو محدود نکن اون قدرت این و داره که همه رو توی چند‌ ثانیه بهت بده😍

      این قدر الکی غصه نخور بقیه هم میتونن از این قدرتی که خدا بهشون داده برای خوشبختی خودشون استفاده کنن ولی خودشون نمیخوان و دارن در حق خودشون ظلم میکنن 

      وقتی خودشون نمیخوان دیگه ما برای چی غصه اونا

      رو بخوریم؟

      یادت نره نعمت های الهی همه خوبن از ارزوت دست برندار کنارش یک چیزی دیگه هم از خدا بخواه این که کمکت کنه که درست ازش استفاده کنی ،در راه سعادت… انشاالله😍😍😍

                                                           وَالسَّلام !

      میریم سراغ تمرینات ،یاعلی مدد:

      ۱- نگرش شما درباره اینکه هرچه دارید و ندارید جزئی از نعمت های الهی هستند چیست؟ این موضوع را برای ذهنتان منطقی کنید.

       به نظرم همین برای منطقی کردن این نگرش کافیه که:تمام چیز هایی که در دنیا است از کوچکترین چیزی تا بزرگترین چیزی همه از نعمت های الهی هستن 

      چرا؟!

      چون تمام جهان هستس خالق بی همتایی به نام الله داره که همه چیزی از قدرت اوست و او هست که به انسان همه چی داده وگرنه از اول که چیزی روز زمین نبود حتی در کهکشان ها و…

      این ها همه نعمت های خدایی است که به ما ارزانی بخشیده.    االهی بیکران شکرت🥰

      ۲- نگرش شما درباره اینکه در انتخاب نعمت های الهی هیچ محدودیتی ندارید چیست؟ شرح دهید.

      خداوند نا محدوده و درسته جسمم محدوده اما چون روحم از خداست پس منم  نا محدودم 

      و  یک انسان نا محدود در خواسته هاش از خدایی که همه قدرت ها ، نامحدودی ها و… رو داره و میتونه ببخشه ،هیچ محدودیتی نداره 

      من قبلا این طور فکر نمیکردم ، فکر میکردم باید به کم قانع باشم 

      اما حالا فهمیدم که خدا خیلی دوست داره باهاش حرف بزنم و ازش بخوام و اونم ببخشه 

      یا الهی اخه چقدررررر مهربونی شکرت😘

      ۳- از طریق توضیح دادن منطقی کنید که در حق انتخاب نعمت های الهی آزاد هستید

      من بالا مثال زدم بازم میگم که هیچ نعمتی از سوی خدا نیست که برای تو صلاح نباشه 

      مگه ما نگفتیم همه نعمت ها از سوی خداست؟!

      ایا خدا بد بنده هاشو ميخواد!؟! خیر 

      از منظور ( صلاح نیست) نباید این طور برداشت کرد که اون چیزی که میخوای خوب نیست 

        گرفتی منظورم رو؟!

      خدا هیچ چیزی نمی افریند که باعث شود که تو اسیب ببینی ،چون دوستت دارد 

      طرز فکر اشتباه خودته ،پس ازش بخواه که هم بده هم مراقبت باشه درست عمل کنی، تو میتونی 😉

      خدایا من پای تمام ارزو هام می‌ایستم ،و ازت میخوام کمکم کنی که ازشون درست استفاده کنم .در راه عاقبت به خیری ،انشاالله🤲🏻 

      .

      ۴- نگرش شما درباره اینکه در نحوه استفاده از نعمت های خود آزاد هستید چیست؟

      برای خداوند فرقی نداره که من اون نعمت رو برای خودم نگه میدارم یا با اون به دیگران کمک میکنم در هر دو صورت حالم خوبه و خدا هم فقط همینو میخواد که حال خوب ثبت کنه در نامه اعمالم.

      پس در این دو موضوع آزادم 

      من حتی آزادم که با این نعمات کار هایی مثل انتقام گرفتن و… هم انجام بدم ،اما این طور به خودم ظلم کردم برای همین اصلا دلم میخواد جزو مواردی که میتونم انتخاب کنم ،بگذارمش 

      من آزادم در نحوه استفادم ،خدایا کمکم کن که فقط به فکر ثبت کار خوب باشم نه بد ،نه کینه و نه خیلی چیزی های دیگر …

      ۵- به نظر شما انسان باید حتما بخشی از نعمت های الهی خود را صرف امور خیریه کند؟‌ شرح دهید.

          خیر . همون طور که بالا کامل توضیح دادم برای خدا مهم نیست از کدوم دوتا راه حالت خوب میشه 

      نگهداری مال یا بخشیدن مال 

      البته به نظرم من این حال بسیار خوب تری داره که قسمتی ببخشی و علاوه بر خود دل کسان دیگر هم شادکنی این طور حس افتخار بیشتری داری😍

      چون هر کسی میتونه  از نعمت نگه داره کنه …

      الهی شکر که اگاه شدم 🤲🏻

      ۶- نگرش شما درباره اینکه دریافت نعمت ها ثواب نیست اما مصرف نعمت ها ثواب دارد چیست؟

      به نظر من همان طور که کسی علم بیاموزد ولی از ان استفاده نکند ،همانند خری است که کتاب بارکرده

      کسی که از نعمتی که خدا بهش داده استفاده نکند 

      هم مانند خری است که این بار کلی بار های مختلف که نیاز داره استفاده کنه ولی نمیکنه ،بار کرده است.

      آخه مگه چقدر قراره زندگی کنیم که هیچ استفاده از از دنیا نکردیم 

      خدا ما رو فرستاد که توشه برای زندگی اخرت حاضر کنیم اونوقت ما توشه این دنیارو جمع میکنیم؟!

      نمیگم این کار بده که جمع اوری کنی اما یکم ، نه اینکه دیگه استفاده نکنی .

      باید استفاده کنی ،اونم درست ،تا به حال خوب برسی و تو شه اخرتت پر بشه از حال خوب و ثواب

      ببین خدا چقدر مهربونه که گفته با هر حال خوبت یک ثواب و با هر حال بدت که در کار بد به وجود اوردی بهت گناه میدم 

      با همین بهانه باعث میشه که ما تلاش کنیم که حالمون عالی باشه خدا نیاز نداره ها ،این ماییم که نیاز داریم اون له خاطر مهربونیشه که میکه جایزه حال خوبت ثوابه😍🥰😘

      ۷- چقدر مشتاق تجربه نعمت های الهی هستید؟! آیا از داشتن نعمت های زیاد احساس گناه دارید؟

      من خییییلی مشتاقم ،چون از خدا خواستم که هم بهم بده هم کمکم کنه ازش درست استفاده کنم پس احساس گناه ندارم ،چون مطمئنم کمکم میکنه🥰

      راستش قبلا داشتم ،و میگفتم حقته نداشته باشم و…

      اما الان اوضاع فرق داره ،الان به کسی ایمان دارم که همه کسه💕💞

      میدونم که خدا بهم افتخار هم میکنه…

      ۸- ارتباط بین برخورداری از نعمت های فراوان و نزدیکی به خداوند را شرح دهید.

      این نکته میتونه جواب عالی باشه:

      به این نکته توجه کنید که شما در نهایت تجربه خود از زندگی کردن در جهان مادی را به عنوان نامه اعمال خود به دنیای ابدی خواهید برد. بنابراین هرچقدر نامه اعمال شما شامل تجربه های بیشتری باشد شما سربلندتر و جایگاه والاتری خواهید داشت

      پس هرچه نعمت بیشتر باشه ،به خدا نزدیک در میشی ،اصلا خدا اونایی رو که خیلی دوست داره بهشون نعمت فراوان میده 

      خوش به حال ما انسان ها که غرق در دریای نعمت فراوان خداییم 😍 

      ۹- برداشت خود از آگاهی های این جلسه را شرح دهید.

      من برداشت مهمی که کردم و واقعا یک مانع بود سر راهم همین صلاح نبودن بعضی از خواسته ها بود 

      خب من اگه حتی به ارزو هامم فکر کنم چیزی نیستن که به صلاح نباشن چون سراسر راه درسته بعدشم به خودم یک پیشنهاد دادم و قبول کردم 

      به شما هم میگم :از خدا بخواهید که کنار خواستتون کمکتون کنه که ازش درست استفاده کنید  

      خدا چیزی نمی افریند که بنده هاش اذیت بشن 

      این بنده هست که با طرز فکرش اشتباه عمل میکند 

      پس دیگه اشتباه خودتو به گردن نعمت های خدا ننداز 

      من پذیرفتم ،من می پذیرم و خودم درستش میکنم 

      خدایاکمکم کن 

      استاد ممنونم بابت این همه مطالب عالی اجرتون با خدا🌹🤲🏻

      الهی که زندگیاتون به زیبایی صدای گنجشکان صبگاهی باشه😍🤲🏻

      خدایا شکرت کلی حرف داشتم و درکم از این گام زیاد بود اما دیگه تمامش میکنم و بقیه ی حرفارو هی با خودم میگم و بهشون عمل میکنم 👊🏻

      الهی شکرت که هدایتم کردی 😍🥰😘

      یاحق مدد👋🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار رویا سعیدی
      1403/02/12 09:16
      مدت عضویت: 226 روز
      امتیاز کاربر: 1440 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 420 کلمه

      باسلام وعرض ادب،من در دوران مدرسه معلمی داشتم که در پاسخ به سوال یکی از بچه ها که پرسید چرا خدا بین بنده هاش فرق میذاره به یکی زیاد میده به یکی کم؟پاسخ داد:خداوند باران رحمتش یکسره بر سر مردم میریزد(نعمت های الهی را به باران تشبیه گرد)بعضی از آدم ها از ترس رعدوبرق یا خیس شدن زیر باران….دروپنجره ها رو میبندن وبعضی به خدا اعتماد میکنن وزیر باران رفته ودروپنجره هارو باز میکنن واز رحمت الهی لذت میبرن.انتخاب انسانهاست که باعث بهره بردن از نعمت ها میشود.اون موقع من خیلی این مطلب برام جا نیفتاد ولی حالا با خواندن این مطالب کامل فهمیدم که همه چیز به فکر ونگرش ما به زندگی بستگی داره.ضربالمثل های زیادی تو بچگی به ما گفتن که الان میبینم چقدر اشتباه بودن مثل پاتو اندازه گلیمت دراز کن،هرکه بامش بیش برفش بیشتر…ولی این ضرب المثل فکر کنم درسته بی خدا باش هرچه خواهی کن با خدا باش پادشاهی کن،من با فکر اشتباهی که از بچگیم بهم یاد داده بودن زندگیم رو شروع کردم ،قانع باش وخدا میرسونه،من باذهن بسته ام با ترس ولرز از خدا خواستم برای همین بهره زیادی از نعمات الهی نبردم والان هرچه دارم خدارو شکر میکنم وخودم مسئول داشته هام هستم

      همیشه به ما میگفتن اگه مال واموال داشته باشی ونبخشی وانفاق نکنی اموالت را از دست خواهی داد،به نظر من اشتباه است چون خدا انسان رو مختار آفریده وشرایط وسیستم آفرینش برا همه یکسان هست اگر شخصی دلش خواست میتونه با بخشش ثوابی برای خودش در کارنامه اعمالش داشته باشه یا نه

      خداوند سیستمی را درجهان خلق کرده وانسانها براساس افکار وباورهاشون از آن سیستم بهره میبرن،داشتن امکانات در زندگی به خاطر هم مسیر شدن افکار  با سیستم خداست وهر آنچه بخواهی خدا خود را موظف میداندکه خواسته بنده اش را برآورده کندوما با استفاده از آن نعمات حس خوبی پیدا میکنیم که میشود ثواب

      من قبلا میترسیدم از خدا خواسته هایم را بخواهم وحتی خجالت میکشیدم که زیاد بخواهم ولی حالا که فهمیدم خدا بخشنده است واگر با خدا هم مسیر شوی هرچه بخواهی  به تو میرسد مشتاق داشتن بهترینها هستم ومیخواهم داشتن آنها را تجربه کنم و لذت ببرموبیش از پیش عاشق خدایی شوم  که عادل است.

      با توجه به داستان حضرت سلیمان واینکه خدای ما همان خداست ومیتوانیم هر چیزی رااز او بخواهیم حتی اگر به نظر ما محال بیایدبه شرطی که باورهامون در مسیرردرست الهی قرار بگیرد وباتجربه ای که از داشته هامون بدست می آوریم به خدا نزدیکتر شده وایمانمان زیاد میشود وبا استفاده درست از نعمت های الهی ثواب بیشتری به واسطه احساسهای خوب نصیبم میشود،خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم رمضاني
      1403/01/28 11:45
      مدت عضویت: 1338 روز
      امتیاز کاربر: 29510 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,522 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز 

      من هم جز اون دسته از آدمها بودم که آرزوی خاصی نداشتم و البته که خواسته مدام در آدم شکل میگیره ولی مغزم ،افکار منفیم منو قانع میکرد که نمیشه ولش کن و خواست خداست که تو نداشته باشی و یا نتونی !

       جسم ما با تمام جزئیاتش سلول به سلول از نعمتهای خداوند هست ،احساسمون ،ترس،شادی،غم،…از نعمتهای خداوند هستند 

      خانواده ام ،وسایلی که ازش استفاده میکنم ،موجوداتی که میبینم،خوردنی ها،روز وشب،چاقی و هر چیزی که هست نعمت خداونده ،حتی اتفاقات منفی هم نعمت خداست چون از طریق انسانها ایجاد شده و انسانها هم نعمت و مخلوق خداوند هستند 

      پس من غرق در نعمتهای بی نهایت خداوند هستم ،من هم نعمتی از نعمتهای الهی هستم و به دنیایی پر از نعمت و فراوانی پا گذاشتم تا هر نعمتی رو که میخوام هر طوری که دوست دارم استفاده کنم 

      پس دیگه حسرت یا دلسوزی معنی نداره ما همه غرق در نعمتی و میتونیم هر چیزی رو که دوست داریم تجربه کنیم 

      درک این آگاهی به ما آرامش و رضایت و حس سپاسگزاری میده و این یعنی در مسیر درست هستیم 

      نعمتهای این دنیا برای همین دنیا هستند و من فرصت دارم ازشون استفاده کنم و هر چقدر که بیشتر درخواست کنم و استفاده کنم و لذت ببرم نامه اعمال پربار تری خواهم داشت و این احساس ما از تجربه کردن هست که در نامه اعمالمون ثبت میشه 

      پس اینگه قانع باشیم و از خداوند درخواست نکنیم و به همینی که داریم راضی باشیم بسیار منفوره و چقدر حس قربانی بودن و محدودیت به ما میده  و چقدر احساس ترس از تجربه نعمت‌ها در ما ایجاد میکنه 

      یعنی ما طبق اون چیزی که براش به دنیا اومدیم مدام در ذهنمون خواسته ایجاد میشه و ما هی از ترس باورهای اشتباهمون که خدا خوشش نمیاد اونا رو یکی بعد از دیگری به فراموشی سپردیم یعنی خلاف حقیقت وجودمون و قصد خداوند عمل کردیم و برای همین همیشه حس بدی رو تجربه کردیم 

      هیچ نعمتی ضرر و زیان نداره بلکه ما انسانها هستیم که تصمیم میگیریم چطور ازش استفاده کنیم اون طور که حال خوب در خودم و دیگران   ایجاد بشه یا طوری که حال خودمون و دیگران بد بشه 

      خداوند فقط درخواست های ما رو اجابت میکنه و ما رو به سمتش هدایت میکنه دیگه فرقی براش نداره که ما چطور از نعمتها استفاده کنیم 

      پس درخواست کردن چقدر مقدسه ،تجربه ی نعمتهای الهی هر چقدر بیشتر باشه پسندیده تر هست از دید خداوند چون ما با قصد خداوند در این دنیا هماهنگ میشیم 

      هیچ نعمتی از بین نمیره چون همه چیز در دنیا خداونده و منشا انرزی داره و انرژی از بین نمیره بلکه از حالتی به حالت دیگه تبدیل میشه 

      پس هر که نعمتش بیشتر ،تجربه و احساس خوبش بیشترو در نهایت ثوابش بیشتر و نامه اعمالش پر بارتر 

      وقتی من مدام درخواست کنم و تجربه کنم خداوند به من افتخار میکنه که به خوبی از توانایی ها و استعداد هایی کع در وجودم قرار داده استفاده کردم 

      چقدر این آیه از قرآن به دلم نشست و تکرارش کردم 

      حضرت سلیمان از خداوند اینطور درخواست کردن:پروردگارا مرا ببخش ،و سرزمینی به من عطا کن که بعد از من کسی سزاوارش نباشد 

      و خداوند چقدر فراتر از درخواستش به عطا کرد حتی باد رو هم براس رام کرد تا هر جا که بخواد باهاش بره ،چقدر از دید من این درخواست ها دور از دسترسه !

      ولی حضرت سلیمان این درخواست های به ظاهر بزرگ رو از خداوند کرد چون به بخشندگی خداوند ایمان داشت و خداوند بهش بخشید ،درخواست هاش رو اجابت کرد و بهش گفت که میخوای ببخش،میخوای برای خودت نگه دار 

      چقدر بیم حقیقت وجود انسان و خداوند و جهان هستی و افکار من فاصله هست و خودم این فاصله رو ایجاد کردم خودم هیچ وقت نفهمیدم که خداوند چقدر بخشنده هست !

      چقدر درخواست های من از خداوند کوچک هستند و من کلمه ای برای کوچکی اونها پیدا نمیکنم !

      خداوند منو ارزشمند خلق کرده و تمام دنیا رو برای من خلق کرده و دنیا رو فرمانبردار من خلق کرده پس اصلا قراره که من مدام درخواست کنم و دریافت کنم و لذت ببرم و این مقدس ترین هدف دنیاست ،درخواست کردن و تجربه کردن و لذت بردن مقدس ترین هدف دنیاست و لذت بخش ترین قسمتش اینه که من باید خواسته هام رو خلق کنم و اینجاست که حس رضایت رو، حس توانمندی رو تجربه میکنم پس باید یاد بگیرم چطور میتونم دریافت کنم 

      من غرق در نعمتهای الهی هستم برای همونه که نمیبینمشون،جسمم که خودش یک دنیاست 

      اطرافیانم،توانایی هام ،ابزارهایی که دارم و باهاشون راحت زندگی میکنم،و هر چیزی که میبینم همه از آن اوست ،همه نعمتهای بی‌نظیر و بی نهایته خداونده و من تازه دارم یاد میگیرم کی هستم برای چی به دنیا اومدم و با منبع هستی چه رابطه ای دارم و جهان هستی چطور به من کمک میکنه و تازه دارم متوجه میشم جهان هستی متمرکز بر گسترش و پیشرفته اونم از طریق درخواست‌های انسانها یعنی این من و امثال من هستیم که جهان رو با درخواست دادن و دریافت کردن درخواستهامون گسترش و پیشرفت میدیم و این سیستم توسط خداوند بینهایت مدیریت میشه پس چقدر من با درخواست‌های زیادم موثر در پیشرفت جهان مادی هستم و چقدر اینکار مقدس و پسندیده هست 

      وقتی به اطرافم نگاه میکنم میبینم خداوند بدوم هیچ محدودیتی این دنیا رو خلق کرده و هیچ چیزی انتها نداره ،نه ابزار ها و وسایل انتها دارن،نه هنر انتها داره،نه تولد انسانها انتها داره،نه علم انتها داره،نه منابع طبیعی انتها داره،نه هوا انتها داره،…و همه چیز در حال رشد و پیشرفته پس مبنای این دنیا بر اساس رشد و پیشرفته ،من هم که مخلوق خداوند و جزئی از همین دنیا هستم پس میتونم همسو با جهان هستی و خداوند بی نهایت خواسته داشته باشم و با افتخار و احساس خوب تک تک اونها رو تجربه کنم 

      وقتی بچه ها رو نگاه میکنم میبینم که چه ذهن باز و نامحدودی دارن انگار خواسته هاشون انتها نداره و دارن یکی یکی تجربه اس میکنن و حتی افکاری دارن که ما فکر می‌کنیم غیر واقعی و رویایی هستند ولی در واقع اونا دارن درست فکر و تجربه میکنن و در واقعیت محض زندگی میکنن ،هم از اون نعمت های که دارن استفاده میکنن و لدت میبرن و هم مدام خواسته هایی دارن که دریافت و تجربه میکنن و باز هم خواسته بعدی و بعدي و بعدی و…

      دخترم که نه سالشه دیروز داشت راجع به ده سال بعد حرف می‌زد که وقتی کتاب رو باز میکنه یه شعر زیبا نوشته شده که زیرش اسم خودش به عنوان شاعر ثبت شده 

      لحظه ای تو ذهنم مرور شد این رویاست ،فقط یه فکره ولی با خودم گفتم این خواسته هست،علاقه هست،توانایی هست ،که اگه پررنگ باقی بمونه به واقعیت تبدیل میشه و بعد باهاش همراهی کردم و تشویقش کردم در صورتی که اگه چند سال قبل بود با همون مرور اول که این یه فکر بچگانه هست حرفی میزدم که نشان از نشدن داشت 

      خداوند خودش در قرآن فرموده که به انسان حق انتخاب و آزادی داده پس این حق همه جانبه هست و همیشگی پس من میتونم هر خواسته ای داشته باشم و هر طور که دوست دارم از نعمتها و خواسته هام استفاده کنم همونطور که تا الان درخواست و دریافت کردم چه چیزی که از استفاده اش راضی بودم و یا راضی نبودم فقط بلد نبودم و نمیدونستم که میشه تغییرش داد و الان دارم یاد میگیرم چطور درخواست کنم،چطور دریافت کنم و حق انتخاب با منه که چطور استفاده کنه و در نهایت اگه دوست نداشتم تغییرش بدم 

      اینکه چطور از نعمتها استفاده کنم دیگه به خودم و انتخابم برمیگرده مانند مثال قرآنی کع حصرت سلیمان و قارون هر دو ثروت داشتند ولی هر کدام یک طور ازش استفاده کردند 

      پس م هم میتونم اونطوری که دوست دارم از نعمتهای استفاده کنم مثل نعمت چاقی من نعمت چاقی رو خودم با باورهام درخواست داده بودم مثل خواهر و برادرم ،ولی از نتیجه راضی نبودم بنابراین همیشه سعی می‌کردم نتیجه رو تغییر بدم ولی از روش‌های اشتباه ولی بالاخره یه روز از خداوند درخواست نعمت تناسب اندام رو دادم و خداوند منو به بهشت تناسب فکری هدایت کرد و اینجا به کمک آگاهی های بی‌نظیر استاد عزیز نه تنها نعمت چاقیم رو با تناسب عوص کردم بلکه در مسیر تغیری شگرف و عمیق قرار گرفتم و به پاسخ خیلی از سوالهام رسیدم و چیزهایی رو یاد گرفتم و در حال یا گیریش هستم که خودم و دنیام رو تغییر داد۶ و تغییر میده ولی خواهرم از نعمت چاقی طور دیگه ای استفاده میکنه در مسیر بیماری و بعد ترس از بیماری بیشتر و بعد رژیم و ترس و محدودیت بیشتر ،پس نعمت چاقی و نعمت خوردنی ها ترسناک نیستند بلکه استفاده ما از نعمتها باعث میشه در خودمون و دیگران حس خوب یا حس بد ایجاد بشه 

      من میخوام درخواست‌هام رو از این به بعد مقدس بدونم و تجربه های زیادی داشته باشم و حسم رو به خاطر تجربه هایی که دوست ندارم بهتر کنم تا تغییرش بدم چون همه چیز نعمت خداونده و من مختار هستم که چی رو چطور استفاده کنم و من میتونم فراوان درخواست داشته باشم و خلق و تجربه اش کنم چون اینکار مقدس‌ترین کار دنیاست و همسو ترین کار دنیاست و خدایی ترین کار دنیاست و نیکوترین کاری هست که میتونم برای آخرت خودم انجامش بدم و یکتا پرستی در من قوی و قوی تر بشه 

      خدای مهربانم بینهایت سپاسگزارم

       استاد عزیز بینهایت سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار rastegar.moradzadah
      1403/01/24 01:40
      مدت عضویت: 1256 روز
      امتیاز کاربر: 6752 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,330 کلمه

      بنام خداوند بخشنده ومهربان

      گام 17 از دوره زندگی با کمک خداوند 

      1_نگرش شما درباره اینکه هرچه دارید ندارید جزعی از نعمت های الهی هستند چیست؟ این موصوع را برای ذهن خود منطقی کنید

      واقعا هم همین طوره ما غرق در نعمت های الهی هستیم همین که زنده ایم و داریم زندگی می کنیم خودش نعمته شب با رفتن خورشید وامدن تاریکی آرامش می گیریم وبرای رفع خستگی به خواب می ریم نعمته در بستری راحت ودر سکوت استراحت می کنیم نعمه صبح بدون هیچ مشکلی دوباره روح وجسم ما یکی می شه وچشم بازمی کنیم نعمته و باره آماده فعالیت وکار روزانه می شیم نعمه تمام زندگی ما سراسر نعمته هرچیزی هرکسی درمسیر زندگی ما قرار می گیره یه واکنشی یه برخوردی یه حرکتی درما ایجاد می شه همه برای بقا وحیات ماست وهمه وهمه نعمته حتی اتفاقات به طاهر ناخوشایند هم نعمته به‌نحوی به رشدما کمک می کنه وما همین جوری هم بدون هیچ درخواستی غرق در نعمت هستیم وشاید اگر این سایت واین دوره واین گام نبود خود من هرگز اینقد واضح به این درک نمی رسیدم 

      2_نگرش شما درباره اینکه در انتخاب نعمتهای الهی هیچ محدودیتی ندارید چیست؟ شرح دهید

      من دریافتم که خداوند مرا در دنیای سرشار از نعمت وفراوانی خلق کرده وبه عنوان خالق وظیفه خودش دانسته من هرگونه درخواستی از او داشته باشم را اجابت کنه وبرای این درخواست هیچ محدودیتی قاعل نشده ومن به هر اندازه که بخواهم می توانم درخواست داشته باشم این تعداد درخواست من هرگز برای خداوند زحمت محصوب نمی شود وحتی جزعی از جز هم نیست و ذره ای از خزانه او کم نمی کنه واین نگرش که خداوند از درخواست های زیاد من خشمگین می شود کاملا اشتباه است وهرگز کفر یا پر رویی یا زیاده خواهی نیست بلکه خداوند بسیار هم خوشحال می شود واز من راصی خواهد بود چون به قوانین جهان هستی عمل کردم هرچقدر میزان درخواست های من بیشتر باشد تجربه های من از دریافت این نعمت ها بیشتر خواهد بود هرچقدر تجربه های بیشتری داشته باشم احساس هایی که از این تجربه ها کسب کزدم بیشتر خواهد بود واین احساس ها هست که به عنوان نامه اعمال ما نزد خداوند می رود

      3_از طریق توضیح دادن منطقی کنید در انتخاب نعمت های الهی آزاد هستید. 

      خداوند به عنوان خالق وبر طبق عهدی که از اول باانسان بسته خود را موظف می داند درخواست درخواست کننده را اجابت کند به هر میزان که بخواهد وهرگز برای درخواست های بی شمار بنده ها محدودیتی قاعل نشده اما نحوه استفاده وتجربه این درخواست ها را به عهده خود انسان ها گذاشته واین همان معنای آزادی اختیاری است که خداوند برای بندگانش قاعل شده در انتخاب سرنوشت خود

      خداوند به هرمیزان که بخواهیم به ما نعمت داده ولی ما آزادیم از این نعمت ها چطور استفاده کنیم همه اونها رو دست نخورده بزاریم واستفاده نکنیم یا به دیگران ببخشیم یا خودمان استفاده کنیم یا هرکار دیگه ای انتخاب با ماست 

      4_نگرش شما درباره اینکه در نحوه استفاده از نعمت های الهی آزاد هستید چیست.؟ 

      من قبلا خیلی از درخواست زیاد داشتن از خداوند می ترسیدم ونگرشم این بود خداوند اگه به کسی مال زیادی بده حتما از اون طرف به طریق دیگه امتحانش می کنه وهرگز خدا همه چیز رو باهم به آدم نمی ده برای همین از درخواست نعمت های زیاد همیشه می ترسبدم ومی گفتم خدا همینی که بهم داده ازم نگیره وهمه چی امن وایمان باشه بسمه اما حالا فهمیدم خداوند با من عهد بسته همیشه درخواست های منو اجابت کنه وهرگز هیچ محدودیتی برای اونها قاعل نشده ومن آزادم که چطور از نعمت های تحت اختیارم استفاده کنم واینکه خداوند هیچ کاری نداره من چطور از اونها بهره ببرم اگه اصلا استفاده نکنم براش فرق نمی کنه اگه ببخشم به دیگران فرق نمی کنه اگه باهاش خوش باشم براش فرق نمی کنه اون فقط به من داده ودیگه کاملا اختیار با منه چکارش کنم 

      5_به نظر شما انسان حتما باید بخشی از نعمت های الهی خودش رو صرف امور خیره کنه.. 

      تا قبل از دریافت این آگاهی تصورم این بود اگه به دیگران کمک کنم خدا بیشتر دوسم داره وبا این کار بیشتر رضایت خدا رو جلب می کنم وهمیشه شنیده بودم وقتی به نیازمندی کمک می کنی خدا اونو فرستاده تا تو رو امتحان کنه واز تو بخواد واگه کمک کنی بیشتر بهت دارایی می ده واگه نیازمندی می دیدم واز کنارش رد می شدم همیشه عذاب وجدان می گرفتم که چرا بهش کمک نکردم حالا متوجه شدم خداوند هرگز از من ناراحت نمی شه اگه از نعمت الهی سهم خودم کمکی به نیازمندان نکنم ونحوه استفاده از اون رو به عهده خودم گذاشته وبراش فرقی نمی کنه چطور خرجش کنم وظیفه من نمی دونه بخشی از مالم رو به دیگران بدم اما من وقتی خودم با رضایت خودم بخشی از مالم رو به دیگران می بخشم در واقعا احساس خوبی رو از تجربه داشتن نعمت های الهی در کاردنامه اعمالم ثبت می کنم واز این طریق برای جهان آخرت برای خودم قدم خیری برداشتم در واقعه به خودم کمک کزدم چون با کمک من به یه نیازمند اون بی نیاز نمی شه فقط من به خودم کمک کردم حتی این کار رو به نیت رضای خدا هم نمی خواد انجام بدم چون خداوند با رعایت قانون جهان هستی واینکه من با درخواست کزدن ازش نعمت های الهی رو دریافت کردم از من راضی هست ونیازی به جلب رضایتش نیست

      6_نگرش شما درباره اینکه دریافت نعمت های الهی ثواب نیست اما مصرف آنها ثواب دارد چیست؟ 

      من متوجه شدم خداوند با اجابت درخواست های من واینکه چه مقدار نعمت دریافت کردم کاری ندارد چون این رابطه خالق با مخلوق است واینکه من چه مقدار توانسته ام نعمت الهی دریافت کنم تاثیری در نامه اعمال من ندارد ومن می توانم وآزادم هر طور که بخواهم با این نعمت های برخورد کنم هرچقدر بیشتر نعمت دریافت کنم تجربه بیشتری کسب می کنم اگه از این نعمت ها در جهت تجربه احساس خوب وخیار ونیمکی استفاده کنم به همان میزان خیر وخوبی ونیمکی در کاردنامه اعمالم تبت می کنم واگه هیچ استفاده ای نکنم همان جور در این جهان همه را برای بقیه جا می گذارم وگناه من نسبت به کسی که اصلا نعمتی دریافت نکرده بیشتر خواهد بود چون من داشتم واستفاده نکزدم وهیچ تجربه ای ازداشتن این نعمت ها دریافت نکزدم 

      7_8_9

      من مشتاق دریافت نعمت های الهی هستم وبرعکس گذشته از دریافت نعمت های الهی هیچ ترس وواهمه ای ندارم در گذشته فکر می کزدم اگه زیاد از خدا بخوام خدا منو زیاده خواه و دنیا دوست می دونه وتازه دیگه دوسم نداره ومنو به حال خودم رها می کنه وخدا کسی رو دوست داره که با سختی زندگی کنه وچیزی از خدا نخواد ومثل فقبرا زندگی کنه. حال اونها رو درک کنه اما حالا میزان ایمان خودم رو به خدا در میزان درخواست های خودم ازش می دونم ومی دونم هر چقدر از خدت بیشتر بخوام یعنی بیشتر بهش ایمان دارم هرچقدر نعمت های بیشتری دریافت کنم خدا بشتر ازم راضی خواهد بود دریافتم تا در این دنیا هستم واز نعمت حیات برخوردار هستم باید از خداوند درخواست های بیشتر وبیشتر داشته باشم واز این نعمت ها در جهت تجربه حال خوب ولذت بردن از زندگی استفاده کنم وبرای هموار کردن وداشتن حال خوب در جهان باقی هم تا می توانم از مالم به دیگران ببخشم وهمواره از زنده بودنم واز زندگی کزدنم لذت ببرم واین فهمیدم نعمت های الهی هرگز از بین نمی روند بلکه از حالتی به حالت دیگر تبدیل می شوند یعنی من همیشه غرق در نعمت هستم ودیگه بستگی به انتخاب خودم داره در چه جهتی از این نعمت ها استفاده کنم واین دریافتم وقتی کسی ازدنیا میره نمی تونه هیچ مالی با خودش ببره ومیزان داریی او هیچ تآتیری در سرنوشت او پس از مرگ نداره ودارای او برای ورثه باقی می مانه واینکه اونها چطور از اون دادایی استفاده کنن هم بی تاثیر است در سرنوشت شخصی که فوت شده فقط کارهایی نیکی که احساس خوب از اونها دریافت شده در کاردنامه اعمال ثبت می شه وبعضی صدقه ها در دنیا جاری هستن وتا وقتی بقیه ازش استفاده کنن تآثیرات نیک‌ برای انسان جاری مثل ساختن مدرسه ساختن بیمارستان و…. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آزیتا
      1403/01/16 16:08
      مدت عضویت: 1766 روز
      امتیاز کاربر: 6648 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 758 کلمه

      با یاد ونام خدایی که مهربانترین است

      با سلام و درود فراوان

      ۱- تمام چیزایی که در این جهان می بینم نعمت هستن نعمت هایی که به خاطر در دسترس بودنشون برام عادی شده بود و خیلیاشونو حتی نعمت حساب نمی کردم.

      نعمت داشتن پدر و مادر خوب،فرزند خوب،همسر خوب.نعمت سلامتی،پول و ثروت،هوای خوب،بارون و گرمایی که همیشه تو فصل تابستون ازش شاکی بودم ولی یادمه تو یه فایل استاد از اینکه زیر آفتاب راه می رفتن و عرق می کردن ولی حس و حال خوبی داشتن و گفتن همین عرق سموم بدن رو بیرون می کنه صحبت کردن پس حتی بیماری،چاقی،حشره ها،پرنده ها و حیوانات اطراف ما همه و همه نعمت هستن و کلا ما در جهانی که غرق نعمت و فراوانی هست به سر می بریم.

      ۲-همیشه ترس و استرس داشتم از این که بخوام چیزای زیادی داشته باشم فکر می کردم این یه نوع اسراف هستش و هر کسی اگه از هرچیزی یه دونه داشته باشه واسش کافیه مثلا یه خونه،یه ماشین،حتی واسه کفش و لباس هم همین طور بودم و خودمو محدود می کردم.

      الان متوجه شدم که میشه مثلا یه ماشین خیلی عالی واسه مسافرت داسته باشم که راحت و جادار باشه و بچه ها راحت باشن و از مسافرتشون لذت ببرن یا علاوه بر خونه یه ویلا جهت تفریح داشته باشم ودر داشتن این نعمت ها محدودیتی نداشته باشم.

      ۳- حق انتخاب خیلی بهم حس خوب میده یعنی کاملا اختیار اینو دارم که هر چی دلم میخواد رو امتحان کنم و اگه بهم حس خوب داد که قدردانش هستم و اگه اون حس خوب رو بهم منتقل نکرد می تونم رهاش کنم و چیز دیگه ای جایگزینش کنم.

      ۴- این که نگران طرز تفکر اطرافیان نباشم خیلی خوبه همیشه پیش خودم فکر می کردم که اگه پولدار باشم و چیزای زیادی بخرم چطوری باید رفتار کنم و دیگران در موردم چی فکر می کنن الان دیگه میدونم که من آزادم هرجور دلم میخواد از نعمت های الهی استفاده می کنم و طرز نگرش بقیه به خودشون مربوطه مهم اینه که من حس و حال خوبی از داشته هام ببرم و این باعث میشه پرونده اعمالم پربارتر باشه 🤩

      ۵-درمورد سوال ۵ به نظرم این یه حس درونی هستش و به خود شخص برمی گرده اگه انجام این کار بهش حس خوب میده بهتره انجامش بده نه به خاطر اینکه خودشو به دیگرون نشون بده یا انتظار داشته باشه بقیه ازش تعریف کنن که چه آدم خوبی بوده و… من همیشه دلم میخواد اگه وضع مالیم عالی باشه این حس خوب را با کمک به دیگران بیشتر کنم و حتما این کار رو انجام میدم.

      ۶- این قسمت برام تازگی داشت و اطلاعات خیلی خوبی گرفتم تا قبل از این فکرمی کردم اگه کسی فوت کنه و برای بازماندگانش ارث و میراثی بمونه برای اون ثواب زیادی داره الان متوجه شدم که آدم تا وقتی زنده است باید از داشته هاش لذت ببره و لحظه های شادی رو برای خودش و دیگران به وجود بیاره حتی تا وقتی زنده است اگه حس خوب بهش میده از مال و داراییش ببخشه وگرنه وقتی خودش نباشه چه فرقی داره که اون مال و ثروت کجا استفاده میشه و البته اون دارایی می تونه باعث شادی کسی بشه که دریافتش کرده و اینجوری باعث میشه پرونده اعمال اون دریافت کننده پربارتر بشه

      ۷- باتمام وجودم مشتاق تجربه نعمت های الهی متفاوت در زندگیم هستم البته قبل از دریافت این اطلاعات ناب نظرم متفاوت بود و از اینکه بخوام از هر نعمتی چند تا داشته باشم حس خوب نداشتم و فکر می کردم زیاده خواهی و اسراف هست الان میدونم که داشتن چند تا ماشین و خونه و باغ و ویلا باعث میشه تفریحات بهتری داشته باشم و این باعث لذت بردن بیشتر از زندگیم میشه حتی باعث میشه کسانی که باهام رفت وآمد دارن هم از اینکه برای تفریح جا و مکان و امکانات دارم لذت ببرن واز داشتن این همه نعمت اصلا احساس گناه ندارم.

      ۸-مطمئنا وقتی از همه جای زندگیم احساس رضایتمندی داشته باشم حس نزدیکی بیشتری به خداوند دارم چون دیگه هیچ گله و شکایتی برام باقی نمی مونه هرچی هست حس و حال خوبه پس من هم احساس می کنم خدا خیلی بهم لطف داره و بنده شاکرتری میشم.

      هرچی نعمت بیشترثواب بیشتر و شکرگزاری بیشتر🙏🙏

      ۹-در پایان از دریافت آگاهی های بی نظیر این جلسه بسیارسپاسگزارم خدایا شکرت برای مسیری روشنی که بهم هدیه کردی و برای نعمت های الهی که در این جهان هست و از هرکدوم یکی حق منه که به زودی دریافتش می کنم ممنونم و این چقدر بهم حس خوب منتقل می کنه که فقط از خدا درخواست می کنم و چشم امید به هیچکس دیگه ای ندارم .

      خدایا شکرت🙏😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 41760 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 872 کلمه

      به نام خدا 

      سلام 

      قدم ۱۷ 

      ✓ مشتاق تجربه ی نعمت های الهی هستم✓

      ۱_فهمیدم که هر چه دارم جزئی از نعمت های الهی ست .هر توانایی جسمی و غیرجسمی که دارم ، نزدیکان و اطرافیانم ،هر وسیله ای که در منزل دارم ،همه ی موجوداتی که در زندگی می بینمشون ،هر آنچه در طول زندگی می خورم ،جالبه که چاقی هم نعمت الهی ست چون باعث شده من هدایت بشم به این مسیر عالی و ازش این همه انرژی مثبت بگیرم ،هر حالتی که در زندگی تجربه میکنم و من غرق در نعمت های الهی ام هستم ،هر اتفاقی هم در زندگی رخ می دهد جزئی از نعمت های الهی ست و هر وسیله ای که با آن کشتاری صورت میگیرد هم چون بخاطر نعمت هوش و عقل انسان بوجود آمده هم جزئی از نعمت های الهی است .

      چقدر احساس خوبی دارم وقتی خودم رو نعمتی از نعمت های خداوند میدانم که آمده ام به این جهان تا از هر آنچه خداوند آفریده به بهترین شکل استفاده کنم و لذت ببرم .

      من وقتی درکم در این موارد بالا رفت آرامشم بیشتر شد و برای تمام نعمت های الهی شکرگذاری میکنم .

      ۲_بسیار جالب هست برام چون هیچ وقت در زندگیم هیچ کسی اینگونه در مورد دنیا ،خداوند و نعمت هایش برایم صحبتی نکرده .اینکه من میتونم هر نعمتی که دوست درم رو طلب کنم و خداوند هم فقط به درخواست من اهمیت میده نه اینکه چی می خوام و چقدر می خوام ، من همیشه دوست داشتم تنها یه خونه نداشته باشم بلکه یه خونه هم اجاره بدم و این از نظر خداوند اصلا عجیب نیست حتی بیشتر از دو تا خونه هم می تونم داشته باشم و نگرش من در این مورد بسیار مهم است پس برای دریافت هر نعمتی مهم طرز تفکر من در مورد آن نعمت های الهی ست .

      ۳_ در مورد حق انتخاب هم کاملا فهمیدم که هر انسانی میتونه و حق خودشه که هر نعمتی رو دریافت کنه و کسی که بعد دریافت نعمت ازش لذت نبرد بازم میتونه رهاش کنه و یه نعمت دیگر رو درخواست کنه .کلا درک مباحث این جلسه یه جورایی برام سخت بود و چند بار خوندم تا تونستم در موردشون بنویسم .

      ۴_درک آزادی در استفاده از نعمت هایی که دارم باعث میشه که بی خیال طرز فکر دیگران باشم و هیچ اهمیتی ندم که مردم چه فکری میکنند و با آرامش هر آنچه ندارم رو می خوام و با دریافتش ازش با لذت استفاده می کنم .

      ۵_من این حالت رو دارم و هنوز قانع نشدم که من اگر ثروت بسیار زیادی داشته باشم بیخیال کمک کردن بشم .به نظر من اگر به جایی رسیدم که درآمد زیادی داشتم ، دوست دارم حتما به افراد نیازمند کمک کنم چون من تونستم و هدایت شدم به این مسیر بی نظیر اونها که این آگاهی ها رو کسب نکردن تا انتظار داشته باشم بهش برسند پس واقعا لازمه دستشون رو بگیرم .البته استاد در ادامه ی مطالب در مورد اینکه کار پسندیده ای هست صحبت کردند اما باید بدونیم که خداوند اهمیتی نمیده که چه کاری انجام میدیم با این نعمت ها و کمک به دیگران باعث میشه نامه ی اعمالمون پربارتر بشه و در واقع این کار کمک به خودمون هست .

      ۶_ بسیار توضیحات جالب و مهمی بود و فهمیدم استفاده کردن از نعمتی که دارم ثواب داره و یعنی شکرگذاری کردن و سپاسگذار بودن از خداوند برای داشتنش ، چیزی که دارم و بی استفاده گذاشتم کار نادرستی ست،مثلا خیلی از مادرها رو دیدم بخاطر اینکه خونشون همیشه مرتب باشه نمیزارن فرزندشون از اسباب بازی هایی که داره استفاده کنه یا میگن نکنه بشکنه اما من خودم هر چیزی که براش خریدم رو دادم بهش که لذت ببره و اگر هم بشکنه مهم نیست ،گاهی اصلا لازمه یاد بگیره بعضی استفاده کردن ها رو .

      ۷_ واقعا مشتاق داشتن نعمت های الهی هستم و اطمینان هم دارم که دریافتش میکنم در حالی که این امیدواری رو اصلا در گذشته نداشتم .خیلی نگرشم عوض شده و داشتن نعمت های زیاد اصلا باعث نمیشه احساس گناه داشته باشم بلکه با خودم میگم هر چه بیشتر داشته باشم هم خودم و خانواده م بیشتر لذت میبریم هم میتونم به دیگران هم کمک بیشتری بکنم و افراد دیگه هم از زندگی لذت ببرند .

      ۸_ داشتن نعمتهای بیشتر و استفاده و لذت بردن از آن از این نظر باعث نزدیکی من به خداوند میشود چون احساس بهتری خواهم داشت و بسیار بیشتر شکرگذاری میکنم و نامه ی اعمال من پربارتر خواهد بود.

      ✓ هر که نعمتش بیشتر ثوابش بیشتر ✓

      این جمله خیلی برام جالب بود :هرچقدر نعمت های الهی زندگی مان بیشتر باشد نشان از درک و رابطه بهتر ما با خداوند دارد.

      ✓✓✓و اما مهمترین قسمت این توضیحات برای من که واقعا این جملات تازگی داشت و کاملا تاثیرات متفاوتی روی من خواهد داشت :نگرش بسیار منطقی برای الهی بودن و مقدس بودن غنی بودن از نعمت های الهی این است که هرچقدر من از نعمت های الهی بیشتری برخوردار باشم کمتر نیازمند انسانها خواهم بود.بنابراین ثروتمند شدن یا غنی شدن از نعمت های بی شمار خداوند می تواند باعث تقویت یکتاپرستی شود.✓✓✓

      «خدای عزیز و مهربانم ممنونم برای ابن همه آگاهی ناب ،استاد گرامیم سپاسگذارم بخاطر این همه وقتی که می گذارید و این اطلاعات باارزش و لذت بخش رو وارد ذهن و زندگیمون میکنید ، براتون بهترین ها رو آرزو دارم »

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام خضرلو
      1403/01/11 23:24
      مدت عضویت: 1783 روز
      امتیاز کاربر: 20493 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 406 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      من مشتاق نعمتهای الهی هستم.

       هر آنچه داریم ونداریم نعمتی از طرف خداوند است این جمله منو یاد جمله هر آنچه از طرف خداوند به من می‌رسد خیر مطلق هست هر چه دارم وندارم نعمتی از نعمتهای خداوند است .

      لباسی که میپوشم نعمت خداوند هست نانی که میخورم نعمته خانواده ای که دارم نعمته زندگی که دارم نعمته ترسهایی که دارم برای من نعمته حتی بچه ی دومی که ندارم بازم برای من نعمته حتی کینه ای که از افراد دارم برای من نعمته نعمت خوب وبد نداریم هرچی که هست نعمته .

      نمیدونم چرا نوشتنم نمیاد وقفه ای که افتاده در نوشتنم شاید یه جور نعمته نمیتونم دیدگاه این قسمت رو بنویسم بعضی وقتها با خودم میگم کاش استاد برای استفاده ازین دوره شرط نوشتن دیدگاه نمیگذاشت تا راحت بودم هر وقت دوست داشتم می‌نوشتم احساس آزادی رو از آدم میگیره نمیخوام یه چیزی سرسری بنویسم تا برم جلسه بعدی.

      در مورد استفاده از نعمتها منم نظرم اینه که مال اندوزی برای آدم ارامش نمیاره این استفاده از دارایی هایی که داری به آدم لذت میده واحساس خوبی داره استفاده از نعمتهای الهی انسان رو سرشار از احساس خوب میکنه منم قبلا لباسها وکیف ها وکفشهامو نگه می‌داشتم تا تازه بمونه تا تو مهمونی عروسی  که شاید سالی یه بار اتفاق بیفته بپوشم ولی حالا هر چی دارم میپوشم واستفاده میکنم ولذتشو میبرم قبلا حسم خوب نبود ولی حالا که دارم استفاده میکنم لذت می برم راستی استاد من در دوره لاغری که گفته بودین تا زمانی که لاغر نشدی لباس نخر من  دو سه سال هیچ لباسی نخریدم وهر چی پول پس انداز میکردم برای دوره ها خرج کردم وهیچ لباسی نخریدم وخیلی درین مدت حس بی ارزشی گرفتم چون اندام چاقمو لایق لباس جدید ندونستم وحالا خیلی ناراحت میشم بعضی مواقع من درین چند سال لاغر نشدم مقطعی لاغر شدم ولی بازم به عقب برگشتم ونه لاغر شدم نه  لباس نو خریدم ونه پوشیدم لباسهایی که بعضی وقتها هدیه گرفتم پوشیدم واین تمرین به نظرم به من حس بی لیاقتی داد وهم استرس منو بیشتر کرد.درین یکسال من بازم مثل‌ قبل شروع به خریدن لباس جدید کردم وحسم خوبه حتی لباسهایی که اندازه ام نمیشه وتنگه وهدیه گرفتم رو چون حس استرس وبدی میداد میدم بره دیگه نگه نمیدارم تا بپوشم هر لباسی که تنگه رو میدم بره من با همین اندام چاق لایق لباسهای عالی هستم.

      من تمرکز کافی برای نوشتن تمرین این قسمت نداشتم وسعی میکنم دیدگاه جدیدی بنویسم خیلی پراکندگی فکری دارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Reza
      1403/01/06 15:37
      مدت عضویت: 497 روز
      امتیاز کاربر: 20426 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 910 کلمه

      یکی از خواسته های من همیشه این بوده که وقتی چیزی میخوام از همسرم و اون قبول نمیکرده به دنبال حذف همسرم بودم نه در مورد همسرم در هر موردی در ارتباط با اطرافیان و یا وسیله ای  که اگر اونها نبودند میشد و یا اگر اینها بودند میشد

       ولی حال در تجربه آموزش هام میدانم که این روشی بوده که همیشه انجام میدادم به دنبال حذف خواسته هام بودم و خودم را ناتوان میدیدم و در برخورد با موقعیتی ،عوامل بیرونی را مسبب میدونستم و به دنبال تغییر اونها بودم به جای اینکه به دنبال تغییر خودم باشم به دنبال تغییر محیط و اطرافیانم بودم

      من مسئول کامل زندگیم افکارم نگرشمم و هر انچه هست، هستم 

      یاد این جمله معروف افتادم آنقدر در میزنم تا ببینم گل روی صاحبخانه را یا بگشاید در را 

      و این در مورد خداوند بود که وقتی چیزی از خداوند میخواهی باید اینقدر التماس کنی و پافشاری کنی و ازش بخواهی تا بهت بدهد و من همیشه با این موضوع مقاومت داشتم که این چه خدایی هست که هر چیزی که ازش بخواهم باید اینقدر پافشاری کنم که میتونم الان بفهمم که عیب از خدا نیست این از برداشت خودم هست 

      خدا بی گناه هست

       خدا اجابت کننده هست 

      من هنوز درخواست نکرده روی خواسته خودم خط میکشیدم 

      وقتی درخواستی دارم با روشهایی که میدونم راه رسیدن به اون خواسته را استنباط میکنم و چون خودم را ناتوان و یا منوط به بایدها و نبایدهایی میدونم قبل از تشکیل اون خواسته روی اون خواسته که چه عرض  کنم حتی روی خودم هم خط میکشیدم و برای خودم خودآزاریِ درگیری فکری ایجاد میکردم.

      خودم و شرایطم و اونچه که میخواهم را براساس شرایطی که برایم قابل ملموس هست براورد میکردم درصورتی که برای خدا فرقی نمیکنه من الان در چه موقعیت و شرایطی هستم

       اون چیزی که برای خدا مهمه که من چه حسی دارم چگونه دارم‌ میاندیشم

      الان که داشتم این متن را مینوشتم در ذهنم داشت شرایط کاریم مرور میشد و همچنین بعدش شرایطی که میخواهم در اون باشم و یک مقایسه که اگر اینطور بشود چی میشه و این فکر که نه بابا باید یه سری اتفاقات بیوفته و یک سری اقدامات انجام بشه تا من به اون خواسته ام برسم ولی ایا برای خدا فرقی میکنه من الان در چه موقعیتی هستم 

      و این الهام و این جمله در ذهنم مرور شد 

      خداوند آسون کننده هست 

      آسونی ای که مرا در جهت سختی ها آسون کنه یا مرا در جهت آسونی ها ،آسون کنه 

      من چطوری میخواهم 

      آیا خواسته هام و تجربیاتی که میخواهم با عقل خودم دارم میسنجم و موقعیت ها را براش میسنجم یا به عقل خدا رجوع میکنم و او برایم راهگشا هست 

      پس بجای اینکه دستان خدا در پوست گردو بزارم

       ازش میخواهم مرا آسون کنه برای آسونی ها در هر جهت 

      خواسته من آنچه هست من باید بهش ایمان داشته باشم که انجام میشود چون اگه از دایره قدرت خداوند دور بود در ذهنم به تصویر کشیده نمیشد پس انجام میشود انجام پذیر است

      من مشتاق تجربه نعمت های الهی هستم 

      من خواسته هایم و تموم چیزهایی که میخواهم را به شرط و شروط وابسته میدونم 

      من دوست دارم الان برای خودم به مسافرت و گردش و تفریح برم ولی ذهن منطقی درجا میاد میگه با کدوم‌ پول مگه ماشین داری با این شرایط با این شلوغی حالا همه اینها هم اوکی بشه همسرت چی و درنهایت قبل از اینکه خواسته شکل بگیره حذف میشه و حال بدی اش میمونه و نگاهی از سر تقصیر به شرایط و اطرافیان و ناتوانی 

      ولی تصمیمی که امروز گرفتم هر روز داشته هایی را که امروز دارم که روزی برایم رسیدن بهشون محال بود را بهشون بیاندیشم و به خودم هر بار یاد اور بشم وقتی اینها شده بقیه هم میشود

      هیچ کس مقصر زندگیم نیست

       من‌ با تموم وجودم مسئولیت تمام و کمال زندگیم را به عهده میگیرم

      بجای اینکه بگم اگر اینطور بشود اگر این شرایط محیا شودو هزاران اگر و اماهای دیگه

      بگم لطف الهی شامل حال من است

      به جای اینکه هزارتا دلیل برای نشدن بیاورم 

      کافیست ایمان بیارم که میشود

      چون من مشتاق تجربه نعمت های الهی هستم

      کافیست من خواسته ام را عرضه کنم و خودم را و خدایم را محدود نکنم 

      انجام میشه

      حدود ۲۰ ماه پیش بیکار بودم و محتاج نون شب مدتی بود خواسته ای داشتم که نیازمند مبلغی پول بود هیچ کس بهم قرض نمیداد هیچ منبع درامدی نداشتم و کلی بدهکاری حتی نمیدونستم چطوری میتونم داشته باشمش و حتی هر پولی هم وارد زندگیم میشد اینقدر براش برنامه ریخته بودم که به خواسته ام نمیرسید ولی یک روز مصمم شدم به خواسته ام به خدای خودم گفتم نمیدونم از کجا من میخواهم تو آزادی و بهم بده 

      زمانی نبرد

       دقیقا یادم نیست و این صحنه تا ابد جلوی چشمانم هست ۲ برابر مبلغی که میخواستم به حسابم واریز شده بود و من به خواسته ام رسیدم

       فقط نیم ساعت داشتم‌ به اس ام اس واریزی گوشی ام نگاه میکردم 

      و خدایی که به شدت کافیست

      پس الان هم میشه از کجاش و چطوریش را نمیدونم ولی الان میدونم که شرط و شروطی نداره من مانعی نذارم و خیلی سریعتر از اونی که فکرش را کنم میشه الان هم دارم شرایطی را تجربه میکنم که آرزویم بوده و دارم به بهترین روش ممکن تجربه اش میکنم

      خواسته من هر چه باشد امکان پذیر هست و به نظر من راه رسیدن به خواسته ها ایمان داشتن به رسیدن به خواسته ها هست 

      من مشتاق تجربه داشتن درامدی هستم که الان هزاران اما و اگر دارد

      من مشتاق تجربه خواسته هایم هستم فارغ از هر عامل بیرونی 

       اما و اگر ندارد بلکه ذهنی پاک میخواد و ایمانی که بگوید میشود 

      من مشتاق تجربه نعمت های الهی هستم

      و خدایی که به شدت کافیست 

      خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهیمه حیاتی
      1403/01/06 10:02
      مدت عضویت: 340 روز
      امتیاز کاربر: 6985 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 446 کلمه

      به نام خدای هستی بخش

      دریافت من از این متن نوشتاری بسیار زیبا اینکه  هر آنچیزی که ما داریم و به ما مربوط میشه جز نعمت های الهی هستند نه تنها من بلکه تمام انسان ها هرآنچیزی که در اختیار دارند جز نعمت های الهی شون محسوب می شوند . درواقع نعمت های الهی این قابلیت تغییر ماهیت رو دارن به قول استاد نعمت از حالتی به حالت دیگه تغییر پیدا میکنه  و ذات نعمت خداوند همیشه خیر و زیبایی ولی بستگی به این داره که ما انسان ها چطور از اون نعمت استفاده میکنیم مثلا همه ما دست داریم یکی برای کمک به دیگران و کار خیر از اون استفاده میکنه ولی یک نفر از همون دست برای کشتن آدم ها استفاده میکنه . پس نعمتی که خداوند به ما داده مشکلی نداره مشکل از ما انسان هاست که چطور از اون نعمت ها استفاده کنیم .پس این باور که درخواست کردن زیادی از خداوند باعث خجالت و سرافکندگی ما بشه باور کاملا اشتباهیه یا این باور رو که از کودکی به ما القا کردن که هر نعمتی به صلاح ما نیست و ممکنه باعث آسیب رسیدن به ما بشه و خداوند هر چیزی که صلاح ما باشه به ما میده مگه میشه بعضی از نعمت ها خوب باشن بعضی ها بد ؟ . از استاد عزیز بسیار ممنونم که با توضیحات کامل شون تونستن پایه های این باور قوی رو در ما سست بکنن که در خواست کردن از خداوند به هر اندازه ای که بخوایم باعث گناه و زیاده رویی ما نیست چون این یک خصلت و توانایی که خداوند در وجود ما قرار داده که درخواست کنیم و به خواسته هامون برسیم و خداوند با بی نهایت بودن منابع خود این خواسته رو به ما عطا میکنه هر چه ما بیشتر از خدا بخوایم و خداوند به ما بده رابطه ما با خداوند بهتر میشه و احساس نزدیکی بیشتری به خداوند میکنیم و اینکه حس کنیم که خداوند صدای ما رو میشنوه و به درخواست ما پاسخ میده باعث حال خوب و اعتماد به نفس مون میشه. وقتی درخواست ما توسط خداوند پاسخ داده بشه دیگه به دیگران حسادت نمی کنیم دیگه به حق دیگران تعرض نمیکنیم چون میدونیم همه چیز برای همه به هر مقداری که بخوان هست چون خالق ما بی نهایت  .اینکه ما از نعمت ها استفاده بکنیم یا نکنیم یا چطور استفاده کنیم در نامه اعمال ما ثبت میشه نه اینکه اگه نعمت زیادی داشته باشیم باعث گناهکار بودن ماست .

      به قول استاد احساس مون رو معیار عمل مون بزاریم هر کاری و هر چیزی باعث احساس خوب و شادی در ما شد پس اون کار بعنوان عمل صالح در نامه اعمال ما ثبت میشه و بالعکس .  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره
      1403/01/05 16:37
      مدت عضویت: 370 روز
      امتیاز کاربر: 10520 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,572 کلمه

      به نام خدای بخشنده ی نا محدود😇🙏🏻🙏🏻🙏

      سلام🙋‍♀️ خدمت استاد عزیزم ❤و دوستان همفرکانسییم 😇❤

      زندگی با کمک خداوند🙏🙏🙏 

      قدم ۱۷ مشتاق تجربه نعمت های الهی هستم😇 

      بسیاری از انسان ها هیچ آرزوی ندارند چون نمی دانند که می توانند از خداوند در خواست وطلب نعمت کنند و برخی دیگر که آرزو می کنند سالها ست در انتظار بر آورده شدن خواسته های خود هستند 

      واقعا وقتی این جمله رو خوندم فهمیدم من هم در زمان زندگی شنیده بودم از خدا زیاد بخوام ولی باورم چیز دیگه ای می گفت که پس چرا من چندین بار درخواست زیادشدن پول در زندگیم رو داشتم که همسرم در آمدش خیلی زیاد بشه یا خونه خیلی بزرگ ویلای داشته باشم و باغ گردو ومیوه های ترش و قرمز ولی بهشون نرسیدم دوست داشتم همیشه نعمتها راحت تر وارد زندگی من شون ولی این طور نشده بود و همیشه انتظار بر آورده شدن خواسته هام بودم طوری شد دیگه آرزوهام رو فراموش کردم وزیاد خواسته از خدا نداشتم وبه همین شرایط زندگیم ادامه می دادم ولی راضی هم نبودم در دلم آرزوی پول بیشتر رو داشتم ولی انگار ایمان به رسیدنش در من کمرنگ شده بود ناامیدانه زندگی می کردم

       بله این حرف رو هم قبول دارم دیگه به طور نا خودآگاه علاقه ای به دریافت نعمت های الهی نداشتم و همین باعث نرسیدن من به خواستم میشد

      چون حرفهای خوبی از ثروت و پول نشنیده بودم و باورهای ریشه ای مثل پول کثیفه وباعث دور شدن انسان از خدا میشه یا پول داشتن زیاد باعث تو چشم دیگران باشی و حسادت و چشم زخم رو برای خودت ایجاد کنی یا این که چون خواهر ت نداره اگه تو داشته باشی اون دلش میشکنه واین ها باعث میشد والی آخربا اینکه از خدا در خواست ثروت می  کنم ولی با افکاری نادرست ترس از اتفاقات ناگوار وحس دلسوزی برای دیگران، خودم رو از دریافت نعمت های خداوند محروم می کنم و همین افکار در ذهنم مانع از رسیدن به تمام خواسته هام شده 

      خدایا تو بامن هستی من دیگه ترس ها ودل سوزی های بی مورد رو کنار خواهم گذاشت اونم روی تو حساب باز کردم نه رو خود خطا کارم تو کمک کننده و یاری دهنده من هستی 

      حالا فهمیدم هر آنچه در اختیار من هستش جزئی ازنعمت های الهی هستش 

      تمام توانایی های جسمی وغیرجسمی من مانند دیدن ،نوشتن حرکت کردن وفکر کردن حس کردن ودرک کردن وهدایت شدن همه جزئی از نعمتهای الهی هستن 

      همه اطرافیانم و جامعه پیرامونم چه انسانها و حیوانات و گیاهان وحشرات وچه جامدات ومایعات وگازها ومعادن وکوهها وهر انچه که چه لمس می کنم و میبینم وچه انهای که دیده نمیشوندوحس شون نمی کنم  ولی در این جهان مادی وجود داره همه ،نعمتهای الهی هستند وتمام وسایل که هروز از اونها استفاده می کنم بسیار زیاد هستن جزئی از نعمت های خداوند هستش 

      تمام اتفاقات خوب و بد هم نعمت های الهی هستن ما نسبت به اتفاقات خوب این اعتقاد داشتیم که نعمت خداوندوارد زندگی ما شده وخیلی خوشحال میشدیم ولی وقتی اتفاق نا گذار رخ می دهد مثل از دست دادن عزیزانمان و اتفاقات طبیعی مثل سیل و زلزله و خیلی ناراحت شده و اونها رو غذاب الهی یا امتحان الهی می دونستیم چون این طور شنیده بودیم ولی همه اونها هم نعمت الهی بودن چون باعث رشد ما میشدن وما هم باعث رشد جهان هستی میشدیم واین تضادها برای به حرکت در آوردن انسانها لازم تا به سمت خلق نعمت های بیشتر حرکت کنند وباعث گسترش جهان هستی شون 

      پس من همیشه ودر هر لحظه از طرف خداوند بمب باران نعمت های فوق العاده خداوند هستم و اون در هر صورت بامن همراه برای تجربه کردن اون نعمتهایم باید با احساس عالی از این نعمتهایم استفاده کنم و همیشه شکر گزار پروردگار م باشم با حساس سپاس گذار بودن می تونم نعمت های بیشتر رو جذب کنم وباز با احساس خوب از اونها استفاده کنم و نامه اعمالم رو پر از احساسات مثبت کنم من الان با همین انگشتان زیبا وفوق العادم بر صفحه گوشیم ضربه می زنم نوشتهای پر احساس رو خلق می کنم وبرای گوشیم وخلق این سایت وداشتن سلامتی وسواد خوندن ونوشتن از خدای عزیزم سپاس گذارم وای خدای من،،، چقدر من به خودم ستم رواداشتم ونعمتهام رو نمی دیدم 

       خدا جون من مشتاق تجربه نعمت های الهی تو هستم 

      برای وجود همین احساس که ابزار جذب کردن خواسته هام هستش سپاس گذارم الان که دارم می نویسم فهمیدم نرسیدن من به خواسته هام این بود که علم و آگاهی نداشتم از چطور زندگی کردن و چطورنگرشی  نسبت به پیرامون اطرافم داشته باشم اصلا نمی دونستم باور و نگرش چی هستش  من اصلا از احساس هیچی نمی دونستم تازه فکر میکردم باید در غم وغصه باشم وحس دلسوزی به همه داشته باشم و کل زندگی گذشته من با احساس بد گذشت واحساس خوب رو خیلی کم استفاده کردم چون فکر می کردم شاد بودن ولذت بردن از نعمت های دنیارو دلیل  دنیا پرستی می دونستم وخودم رو از خدا دور می دیدم پس نا خودآگاه دوست نداشتم ثروت و پول رو تجربه نکنم چون در اعماق ذهنم دیدم این بود که باید در حس ناراحتی باشم تا توجه خدارو جالب کنم وخدا به منهم نگاه کنه ودنبال مال دنیا نباشم اصلا چرا کسی به مانگفته بود احساس خوب ملاک عمل صالح هستش چرا مارو از حال خوب دور می کردن خدایا شکرت چندین سال هست که نسبت به قبل در احساس بهتری زندگی می کنم وخیلی باید مراقب احساسم باشم ولی برعکس یاد گرفته بودم که باید همیشه احساس گناه داشته باشم احساس لایق نبودن کنم احساس خوب نبودن احساس ترد شدن و دور شدن از خدا کنم واحساس بی عدالتی کنم احساس کمبود و فقر احساس خلائ عاطفی داشته باشم همش احساس محدویت و کمبود با خودم حمل می کردم ودر احساس بد باقی می موندم واز اون طرف هم ثروت رو دلیل دنیاپرستی می دونستم اصلا با خودم در جنگ بودم و الان باید بدونم که من چندین سال فهمیدم داشتن حس بد و خوب هم نعمت الهی بوده ومن از هر دوش استفاده کردم ولی تجربه به من نشون داد که من می تونم خودم انتخاب کنم که کلا از احساس خوب بیشتر استفاده کنم ودر نامه اعمالم احساس خوب رو ثبت کنم و فهمیدم احساس بد هم نعمت بود تااحساس خوب دیده بشه مثل اینکه اگه شب نبود صبحی هم پدید نمی یومد و ما صبح رو تجربه نمی کردیم اگه مرگ نبود ما معنی زنده بودن رو نمی فهمیدیم یا اگر خشم نبود ما مهربانی رو درک نمی کردیم اگر فقر نبود ما درکی از ثروت نداشتیم وبرعکس پس هر آنچه از طرف خداوند هست جز خیر و خوبی چیزی نیست این نگاه ما هستش که  نعمت های  خداوندرو خیر و شر می دانیم 

      خدا با تمام وجودم از تمام نعمت های ریز ودرشت در زندگیم ممنونم و سپاس گذارم

      خدا من مشتاق تجربه کردن نعمتهای فوق العاده در زندگیم هستم واز هر نعمتی که دارم برای ثبت عمل صالح در پرونده زندگیم استفاده می کنم من تعهد می دم در حین بودن در سایت دنبال اتفاقات عجیب وغریب نباشم وبا نرسیدن به اونها ناامید بشم ودر من احساس بد ایجاد بشه من باید امید داشته باشم  من برای همین نعمت داشتن فرزندم و همسرم وخودم و سلامتی ام و خونه و زندگیم و تمام داشته هام باید به صورتی استفاده کنم که در نامه اعمالم عمل صالح رو نوشته بشه واحساسم فوق العاده بشه  خدایا تومن رو هدایت کردی ومن رو رها نمی کنی من از توتجربه احساس خوب رو می خوام احساسی رو تجربه کنم که افراد بزرگ در این جهان تجربه کردن ومی کنن من فرکانس بالا رو می خوام من رفتن به مدار های بالا رو از تومی خوام من شناخت خودم و خدای خودم رو از تو می خوام من آرامش نامحدود تورو می خوام تجربه کنم من احساسی که در آغوش تو قرار دارم رو می خوام من تمام نعمت های رو می خوام که من رو بالا ببره ودر نامه اعمالم فقط احساس سپاس گذار بودن ثبت بشه  توخالق من هستی تو می تونی خواسته من رو اجابت کنی تو هدایت کننده هستی تو بخشنده هستی خدایا همش دوست دارم بنویسم وبا تو حرف بزنم چون تویی که پروردگار رب العالمین هستی من به خاطرنگرش اشتباهم نسبت به نعمتهایت، قضاوتت کردم و دیواری کوتاه تر از تو پیدا نکردم در صورتی که من مقصر بودم خودم مسئول زندگیم بودم خدایا تو چقدر صبور ومهربان هستی تو خدای یکتا هستی کسی به بزرگی تو نیست اگر بزرگی درانسانها هستش از تو سر چشمه می گیره تو به اونها عطا کردی خدایا من هم خواهان تجربه کردن نعمتهایت با احساس خوب رو می خوام

       تو خدای قادر و توانا و یکتا هستی 

      تودهنده و بخشنده هستی

       تو عشق هستی

       پس من همیشه در سایه لطف تو هستم

       ونعمتهای تو برای من همیشه در راه

       ،تو هر گز دیر نمی کنی

       تو هرگز فراموشم نمی کنی

       تو هرگز رهایم نمی کنی

       تو هر نا امیدم نمی کنی 

      تو هرگز منتظرم نمی گذاری 

      تو هرگز تنهام نمی گذاری  

      تو هرگز خلف وعده نمی کنی 

      تو هرگز برام کم نمی گذاری 

      تو هرگز به ضرر من کاری نمی کنی 

      تو هرگز از دستم ناراحت نمیشی 

      تو هرگز ازمن عصبانی نمیشی 

      تو هرگز به من ستم نمی کنی 

      این من هستم که به خودم ستم کردم الان به اشتباهم اعتراف می کنم واین تو هستی که توبه من رو پذیرا هستی تو تمام پلهای خرابم رو از نو می سازی ودست من رو می گیری وهدایتم می کنی به سمت زندگی با احساس خوب وتجربه زندگی باکمک خدارو طعم سعادت و خوشبختی رو خواهم چشید

      خدایا ازت ممنونم برای تمام نعمت هایم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻❤❤❤

      استاد ازتون بی نهایت سپاس گذارم  چون شما هم نعمتی هستید از طرف خداوند برای من و دوستان عزیزم  🙏🙏🙏❤🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم کیانی
      1403/01/05 12:01
      مدت عضویت: 112 روز
      امتیاز کاربر: 190 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 907 کلمه

      تمرین:

      ۱- نگرش شما درباره اینکه هرچه دارید و ندارید جزئی از نعمت های الهی هستند چیست؟ این موضوع را برای ذهنتان منطقی کنید. راستش من مدتها به این موضوع فکر می کنم و برای ذهنم این طور منطقی کردم هر آنچه دارم لطف خداست و هر آنچه  میخوام و الان ندارم رو قراره پروردگارم به شکل جامع تر و کامل از روزی من کنه پس در مرحله دریافت قرار میگیرم و برای اون آماده میشم. الان با خواندن این مطلب ایمانم قوی تر شده که خداوند خوشحال می شود وقتی من از او درخواست میکنم و بدون شک پاسخ می دهد. 

      ۲- نگرش شما درباره اینکه در انتخاب نعمت های الهی هیچ محدودیتی ندارید چیست؟ شرح دهید.

      من فکر میکنم وقتی خداوند به یک نفر روی زمین نعمت داده به دیگری هم می دهد، خداوند بین بندگانش فرق نمی گذارد، وقتی به حضرت سلیمان، به قارون و همه افراد ثروتمند دیگر که بسیار دیده ایم، هر آنچه خواسته اند ثروت داده پس به دیگری که از خداوند درخواست کند هم ثروت خواهد داد. ما باید فقط از خداوند درخواست کنیم و لاغیر، شاید یکی از مسائلی که باعث شده اون ثروت وارد زندگی ما نشه این بوده که از غیر خدا خواستیم، یا اینکه خودمون رو مستحق دریافت اون ثروت ندیدیم، خودمون رو کم ارزش دیدیدم، یا خداوند رو خداوند جباری دیدیم که فقط به یه سری آدم ها که صلاح بداند کمک می کند اینها باورهای مخربی بودند که جلوی دریافت نعمت ها رو به زندگی ما گرفتند. 

      ۳- از طریق توضیح دادن منطقی کنید که در حق انتخاب نعمت های الهی آزاد هستید.

      وقتی به حضرت سلیمان که درخواست کرد ملکی بدهد که بعد از خودش به کسی ندهد و خداوند بخشنده به حضرت سلیمان این ثروت رو داد و نگفت که ااااااا چقدر تو بدی میخوای فقط خودت این ثروت رو داشته باشی، هیچ کس دیگه ای نداشته باشه، نه بخاطر این نگرشت بهت نمیدم (باورهای محدود کننده ذهن ما)، پس خداوند هر آنچه که درخواست کنیم به ما می دهد، اما نتیجه ی هر  انتخاب و تصمیمی رو به عهده ما گذاشته. 

      ۴- نگرش شما درباره اینکه در نحوه استفاده از نعمت های خود آزاد هستید چیست؟  آزاد هستیم، شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند، خداوند نعمت میده، اگر نتونیم با اون نعمت به احساس خوب برسیم، دچار از دست دادن ها میشیم. 

      ۵- به نظر شما انسان باید حتما بخشی از نعمت های الهی خود را صرف امور خیریه کند؟‌ شرح دهید.

      به نظر من خیر، ولی انسان با کمک کردن به دیگران داره به خودش کمک میکنه چون راه رو برای دریافت بیشتر نعمت های الهی باز می کنه، به نظر من وقتی به شخص نیازمند کمک میشه  اون انرژی چندین برابرش به زندگی خودمون برمیگرده، در وجود همه انسان ها روح خداوند زندگی می کند که صفت بخشندگی دارد، و می تواند هر آنچه از پروردگارش دریافت کرده ببخشد، اما در بخشیدن یا بخشیدن مواخذه نمی شود. انتخاب گر است

      ۶- نگرش شما درباره اینکه دریافت نعمت ها ثواب نیست اما مصرف نعمت ها ثواب دارد چیست؟

      به نظر من درست استفاده کردن بسیار مهمه، دوباره برمیگردیم به شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند، این جهان بر پایه فرکانس و احساس خوبه، اگر که شاکر و قدردان هر آنچیزی که امروز داریم باشیم اون نعمت در زندگی ما زیاد میشه و اگر ناسپاسی کنیم اون نعمت از ما گرفته میشه و همون طور که شما فرمودید اگر درست استفاده کنی و به احساس خوب برسی در کارنامه عمل ثواب در نظر گرفته میشه. 

      ۷- چقدر مشتاق تجربه نعمت های الهی هستید؟! آیا از داشتن نعمت های زیاد احساس گناه دارید؟

      خیلی زیاد، از پروردگارم درخواست نعمت های زیادی را دارم و در مرحله دریافت نشستم. خیر چون الگوهای زیادی را دیدم که بی اندازه نعمت و ثروت دارند و همچنان ثروت بیشتری می‌خواهند. 

      ۸- ارتباط بین برخورداری از نعمت های فراوان و نزدیکی به خداوند را شرح دهید.

      در ادامه جواب بالا وقتی می بینیم که خداوند هر آنچه که خواستیم به ما داده و تازه خداوند خوشحال میشه که ما فقط از او بخوایم و بیشتر و بیشتر هم بخوایم، این ایمانمون رو به خداوند زیاد میکنه، ما رو به خداوند نزدیک تر میکنه، و خداوند هر درخواستی رو برآورده میکنه چون باعث گسترش جهان میشه. 

      ۹- برداشت خود از آگاهی های این جلسه را شرح دهید.

      آگاهی های این جلسه فوق العاده بودند 

      1. هر اندازه که دوست دارید می توانید درخواست کنید و داشته باشید و حدو مرزی برایش نیست (حد و مرز را ذهن ما تعریف می کند) مثل حضرت سلیمان 

      2. به هر شکلی که دوست دارید می توانید از نعمت ها استفاده کنید، بماند یا ببخشید 

      3. اگر به کسی کمک نکردید خداوند شما رو مواخذه نمیکنه شما با این کار به خودتان کمک کرده اید. 

      4. هر چقدر بیشتر از نعمت های الهی دریافت کنیم نیازمند نخواهیم بود. (به نظر من نیازمند بودن خودش گناهه، چون ما پروردگاری بسیار بخشنده داریم) 

      5. هر چقدر بیشتر دریافت کنیم ایمانمون به خداوند بیشتر و بیشتر می شود که تنها از خداوند و بی واسطه بخواهیم. 

      6.  استفاده صحیح از نعمات باعث افزون شدن خیر و برکت در زندگی میشه. 

      7. هر چقدر بیشتر درباره مزایای برخورداری از نعمت های الهی اگاهی دریافت کنید، ترس و نگرانی شما  از داشتن نعمت های زیاد و متنوع کمتر و اشتیاق شما برای تجربه نعمت های بی شمار بیشتر خواهد شد.

      دوستان آگاهی های این جلسه حکم کلید دارند که قفل بسیاری از نشدن ها و نیامدن ها رو باز میکنه، چندین بار بخوانید و نکاتش رو یادداشت کنید. 

      همه در پناه پروردگارمان هستیم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatmhadly85
      1403/01/04 21:57
      مدت عضویت: 1259 روز
      امتیاز کاربر: 5807 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,117 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️❤️

      سلام

      زندگی با کمک خداوند: گام هفدهم : نعمت های الهی شامل حال من است

      تمرین آموزشی ✍️

      قبلاً که کم سن و سال بودم تصورم از نعمتهای الهی بیشتر نان و خورد و خوراک به خصوص برنج بود چون زیاد شنیده و دیده بودم که وقتی اطرافیان میخواستند برای اثبات حرف شون قسم بخورند نون و بر می‌داشتند و به عنوان نعمت و برکت حلال قسم می‌خوردند و بقیه به حرمت نعمت نان حرف اون فرد و قبول میکردند و یا مادرم زمانی که غذا پلو درست میکرد و اگر مقداری در ظرف مون می موند  همیشه اصرار داشت که غذاتونو تا آخر بخورید چون عقیده داشت که برنج برکت خداست و همیشه می‌گفت روی هر یه دونه برنج سه تا قل هو الله نوشته شده و اگه در ظرف مقداری غذا بمونه گناه محسوب میشه و ما هم همیشه غذامونو تا آخرش می‌خوردیم که گناهی نکرده باشیم  من همیشه برای نان و برنج و احترام خاصی قائل بودم و هستم 

      در مورد آزادی در انتخاب نعمت ها 

      من فکر میکردم که باید در زندگی قانع باشم و به داشته هام راضی باشم و همینکه دستم جلوی کسی دراز نباشه کافیه و آدم باید پاشو به اندازه گلیمش دراز کنه و زیاده خواهی در زندگی گناه محسوب میشه و پول و ثروت زیاد آدم و از خدا دور می‌کنه به خاطر همین هیچ وقت از خداوند خواسته‌های زیادی نداشتم و سعی میکردم که در زندگیم قناعت کنم و به داشته هام راضی باشم   که مبادا خداوند ازم راضی نباشه 

      من می‌دونم که همه ی لوازمی که در زندگیم دارم متعلق به خودمه ولی اکثرا طوری آموزش دیدیم که دست و دل مون نمیره که از اموال مون خودمون استفاده کنیم و لذت ببریم چون بهمون گفتن لباس خوب واسه مهمونی رفتن ، غذاهای خوب و عالی واسه مهمون ، رخت خواب خوب و تمیز ، ظروف شیک ، خونه‌ی مرتب …..واسه مهمون 

      اینه که خودمونو زیاد لایق استفاده از چیزهایی که داریم نمی‌دونیم و بهترین چیزها رو نگه میداریم برای مهمون ولی با آگاهی های که به دست آوردم کلا دگرگون شدم چند روز داشتم با خودم فکر میکردم و کلی به گذشته خودم افسوس خوردم که چرا از داشته های خودم لذت نبردم و همیشه استفاده از اونا رو موکول کردم به بعد 

      و خوشحالم که بازم هنوز تا زنده هستم و فرصت زندگی کردن دارم با دریافت آگاهی های ارزشمند درست زندگی کردن و دارم یاد میگیرم 

      تصمیم گرفتم که دیگه از تموم نعمتهایی که در اختیار دارم با حال و احساس خوب استفاده کنم و اگه زمانی هم دوست داشتم بازم با احساس خوب از داشته هام خودم ببخشم و لذت شو ببرم قبلا اگه میخواستم چیزی از دارایی مو به نیازمندی ببخشم میگفتم می‌بخشم به خاطر رضای خداوند و گاهی اوقات اگه تو خیابون نیازمندی می‌دیدم و می اومد ازم درخواست کمک میکرد اگه اون لحظه پول نقد همراه هم نبود و بهش میگفتم  ، پول نقد همراه هم نیست و اون می‌رفت بعدش تا رسیدن به خونه کلی عذاب وجدان داشتم و قیافه ی اون فرد جلو چشمام بود مخصوصا اگه اون فرد بچه و یا مسن بود و فکر میکردم که الان خداوند ازم راضی نیست یعنی اگه قرار بود کار نیکی هم انجام بدم نگشرشم این بود که باید برای رضای خدا باشه 

      و یا اگه چند جفت کفش و کیف و چندین دست لباس  جدید داشتم و باز میرفتم مجدد خرید میکردم درسته اکه اون لحظه خوشحال بودم ولی باز از یه طرف ناراحتم بودم و با خودم میگفتم نکنه که خدا ازم راضی نباشه و این کارم اسراف باشه و هر زمان که دخترم خرید می‌کنه من همیشه دعواش میکردم آخه دخترم خیلی اهل خرید کردنه شاید بیست جفت کفش و کیف چندین کمد لباس داشته باشه ومن همیشه بهش میگفتم این کار ت درست نیست خدارو خوش نمیاد که تو این همه کیف و کفش و لباس داشته باشی و بازم دوباره بخری ، شاید یه بنده خدا همین الان نیاز به لباس داشته باشه و تو غرق در کیف و کفش و لباس باشی و بهش میگفتم این کار تو گناه محسوب میشه ولی دخترم همیشه میگه مامان من با این حرفا کار ندارم من از خرید کفش و لباس لذت میبرم و از پوشیدن اونا کیف میکنم و الان خوشحالم که متوجه شدم که دریافت نعمتهای فراوان در زندگی گناه محسوب نمیشه و از این به بعد دیگه موقع خرید جدید به دخترم از این حرفا نمیزنم چون ممکنه با این حرفای من ناراحت بشه ، عذاب وجدان بگیره و کم کم از خدا دور بشه 

      تو همساگی مون فردی هست که  خیلی ثروت مند و غنیه چندین خونه ، زمین ،باغ ، ویلا ، مغازه ، ماشین ، تراکتور ، موتور ، حساب بانکی ……داره ولی اصلا دست خیر نداره همش دوتا بچه داره حتی با این همه دارایی مراسم عروسیه دختر شو مثل قدیم تو خونه گرفت و همه مسخره می‌کردند که فلانی با این همه ثروت چقدر بدبخته که مراسم دخترشو تو خونه گرفت و من با چشمم دیدم که هیچ لذتی از دارایی اش نمبره ، در طول سال یه مسافرت خانوادگی نمیرن ولی هر روز به دارایی و ثروتش اضافه میشه و این نشون میده که وقتی انسان از خداوند درخواست  نعمت می‌کنه ، خداوند پاسخ  میده و کاری نداره که فرد از نعمتهاش چه طور استفاده می‌کنه و اگه به دیگرانم نبخشه براش هیچ گناهی محسوب نمیشه وگرنه من بارها با چشمم دیدم که نیازمندی از این فرد درخواست کمک کرده و اون بی‌تفاوت از کنارش رد شده و کمکی نکرده و من در اون لحظه خیلی ناراحت شدم و میگفتم حالا یه کمکی میکرد چی میشد چیزی که از اموالش کم نمیشد و زیاد می‌شنیدم و همچنان میشنوم که اطرافیان همیشه میگن که آخر و عاقبت نداره ، بلاخره خدا قهرش میگیره ثروت شو از دست میده ولی اون فرد هر روز پولدارتر میشه  و به تعداد خونه‌ها ، زمین‌ها و ماشین ها و اموال و دارایی هایش اضافه میشه 

      با دریافت این آگاهی ها متوجه شدم که من هنوزم ایمانم به خداوند ضعیفه من هنوزم یه گوشه ذهنم خدا رو انتقام گیرنده می‌دونم یعنی از نظر من و اطرافیان این فرد چون خیلی پولدار و ثروتمنده باید همیشه به دیگران کمک کنه وگرنه خداوند باید نیست و نابودش کنه 

      پس این فرد دانش دریافت نعمت از خداوند و در زندگیش یاد گرفته و حتما عملکردش درسته که هر روز به دارایی‌هاش اضافه میشه خب اموال خودشه درسته که دست خیر نداره ولی آزارش به کسی هم نمی‌رسه سرش تو زندگیه خودشه چرا من فکر میکردم که خدا باید نیست و نابودش کنه نوشتن واقعا معجزه می‌کنه با دریافت این آگاهی ها نگرش من نسبت به این فرد عوض شد براش آرزو میکنم که بتونه از دارایی‌هاش با احساس خوب استفاده کنه و حال خوب و تجربه کنه .

      استاد ممنون از زحمات 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب ندرلو
      1403/01/04 20:19
      مدت عضویت: 405 روز
      امتیاز کاربر: 6810 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 796 کلمه

      نگرش شما درباره اینکه هرچه دارید و ندارید جزئی از نعمت های الهی هستند چیست؟ این موضوع را برای ذهنتان منطقی کنید

      .قبل از خوندن این آگاهی ها نگرشم فقط این بود که چیز های خوب نعمت خداستهیچ کقت فقر و بیماری و قتل و کشتار رو جزوی از نعمت ها نمیدونستم ولی وقتی به آگاهی های این جلسه فکر کردم دیدم درسته همه نعمت های خداست هر نتیجه ای که از خلق یک نعمت حاصل بشه جزئی از اون نعمت هست وسایلی که باعث قتل و کشتار دست جمعی می‌شود برگرفته از نعمت ذهن انسان پس جزئی از این نعمت حساب میشه بیماری برگرفته از باورهای محدود ذهن انسان پس جزئی از این نعمت حساب میشه سیل برگرفته از نعمت باران پس جزئی از این نعمت محسوب میشه و همینطور نعمت های دیگه 

      ۲- نگرش شما درباره اینکه در انتخاب نعمت های الهی هیچ محدودیتی ندارید چیست؟ شرح دهید

      .خوب اگر بگم این نگرش زو دارم دروغ گفتم چون اینجوری هنوز فکر نمی‌کنم چون سی سال از زندگیم فک کردم نمیشه همه چیز رو با هم داشت نمیشه همه چی داشت یه سری چیزها برای از ما بهترون، ما قانع شدیم به زندگی معمولی

       ۳- از طریق توضیح دادن منطقی کنید که در حق انتخاب نعمت های الهی آزاد هستید.

      همیشه فکر میکردم این من نیستم که میتونم انتخاب کنم چی تو زندگیم داشته باشم میگفتم خدا خودش صلاح بدونه میدهو طبق این نگرش درخواستی هم نمیکردم اما با عقل جور در نمی‌اومد چرا خدا باید منو بیافریند به خودش احسنت بگه و منو بفرسته این دنیا و اجازه تجربه کردن بهم نده ؟من امروز فرصت زندکی داشتم خودم کاملا اختیار داشتم که انتخاب کنم کجا برم کی از خواب بلند بشم چه فایلی رو گوش کنم چه مطالبی رو بخونم هیچ کس منو مجبور نکرد به انجام کاری پس برای نعمت های خدا هم همینه من خودم انتخاب می‌کنم از کدوم نعمت ها به جه نحوی استفا ده کنم

       نظر شما انسان باید حتما بخشی از نعمت های الهی خود را صرف امور خیریه کند؟‌ شرح دهید

      .به نظر من اگر قرار من فقط واسه اینگه دیگران ببیند که چقدر بخشنده هستم بخشش انجام بدم اونو انحام ندم بهتر و اگر خودم به جیزی نیاز دارم و این بخشش حس بد در من ایجاد میکنه و فقط بخاطر اینکه رضای خدا رو به دست بیارم بخام ببخشم این کاررو نکنم بهتر ولی سعی میکنم وقتایی که حس خوبی دارم ببخشم و اگر بخشیدم با مروز افکار مثبت حسم رو خوب نگه دارم

       نگرش شما درباره اینکه دریافت نعمت ها ثواب نیست اما مصرف نعمت ها ثواب دارد چیست؟فک میکردم تا همین امروز هر چقدر نعمت بیشتری دریافت کنم پیش خدا عزیزتر هستم فک میکردم هز چقدر  بیشتر مال و ثروت کسب کنم یعنی موفق شدم بیشتز از خدا درخواست کنم ولی امروز فهمیدم که من هر‌چقدر بیشتر بتونم از این نعمت ها استفاده کنم و حس خوب دز خودم ایجاد کنم ثواب بیشتری داره خوندن همین مطالب یه حس خوبی در من ایجاد کزد چون از نطر خودم نعمت های زیادی در زندگیم نبود چون واقعیت بیشتر نعمت رو پول می‌سنجیدم ولی امروز یاد گرفتم و باید بارها برای خودم تکرار کنم که تجربه استفاده از نعمت مهم، اون احساس که ایجاد میشه درنامه عمل من ثبت میشه .حالا با فهمیدن این موصوع کلی نعمت توی زندگی خودم میبینم که میتونم ازشون لذت ببرم و استفاده خوب بکنم مثل همین گوشی که دستمه و من ازش برای آموزش دیدن و ورودی خوب دادن دارم  استفاده میکنم و احساس خوب در من ایجاد میکنه یه حس رضایت که در بهترین زمان هستم ولی همین گوشی تونسته خیلی ها رو بدبخت بکنه پس داشتن نعمت شرط نیست استفاده اون و احساسی که تجربه میکنیم شرط

      چقدر مشتاق تجربه نعمت های الهی هستید؟! آیا از داشتن نعمت های زیاد احساس گناه دارید؟اره هنوزم حس میکنم این حس در من وحود داره هنوزم این افکار که آخه تو کاری نکردی پدرت یا مادرت نتونستن اونجورکه باید زندگی میکردن تو چطوری خوب  زندگی کنی در سرم میچرخه و حسم رو بد میکنه ولی الان دارم آروم آروم میفهمم که هر کسی خودش مسئول نعمت های زندگی خودش هست

       ارتباط بین برخورداری از نعمت های فراوان و نزدیکی به خداوند را شرح دهید

      سالهاست که شنیدم هر چقدر ثروتمند بشی از خدا دور میشی ولی به مروز داره این باور تغییر میکنه من وقتی ثروتمند بشم میتونم به خانواده ام کمک کنم به هیچ کس حسادت نمی‌کنم کارهای خیر بیشتری میتونم انجام بدم با خیال راحت بیشتری میتونم اعمال و عبادت ام رو انجام بدم از توانایی ای بیشتری در وجودم میتونم استفاده کنم و خداوند وقتی ببینه من از توانایی هایی که بهم داده استفاده میکنم به من افتخار میکنه و خب مسلما من به خدا نزدیک تر میشم نعمت های زیاد تو زندگیم میتونه باعث تقویت ایمانم به خدا بشه و هر بار باورهای منو قوی تر بکنه

       احساسم نسبت به دریافت این آگاهی ها عالیه حالمو عجیب خوب میکنه منی که عید وقت سرخاروندن نداشتم همش مهمونی بودم الان دوست دارم تمام وقتم رو اینجا بگذرونم هر لحظه ای وقت آزاد دارم با عشق اینجا میگذرونم و خیلی حس خوبی دارم استاد سپاسگزارم 😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب ندرلو
      1403/01/04 20:12
      مدت عضویت: 405 روز
      امتیاز کاربر: 6810 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,028 کلمه

      به نام خدا 

      اشتیاق برای تجربه تعمت ها

      تو این جلسه یه موردی برام تعجب آور بود تو این مدت تا حالا به این فکر نکرده بودم که قتل و کشتار ،کینه و خشم ،عصبانیت، ترس و ….‌نعمت های خدا هستند همیشه فکر‌میکردم نعمت خدا فقط چیزای خوب حتی سیل و زلزله و طوفان رو نعمت خدا نمیدونستم عذاب خدا میدونستم 

      اگربارون می‌بارید می‌گفتیم نعمت خداست اگر همین بارون شدید تر میشد می‌گفتیم عذاب خداست 

      اصلا سیل رو نعمت نمیدونستم وقتی آگاهی های این جلسه رو چندین بار خوندم دیدم هنوز خیلی مقاومت دارم و

       مهمتر از همه من هم نعمتی از نعمت ها هستم پس با این تفاسیر من غرق در نعمت هستم که خودم هیچ وقت بهش توجه نکرده  بودم 

      بنابراین هر نتیجه ای که از خلق یک نعمت حاصل شود جزئی از آن نعمت محسوب می شود

      این جمله رو بارها خوندم و برام باور پذیر تر کرد که همه چیز هایی که من فکر میکردم نعمت نیست نعمت هست اون نتیجه خلق یه نعمت پس جزئی از اون نعمت هست

       من متوجه شدم بهدهر شکلی که دوست دارم میتونم از این نعمت های زندگی ام استفاده کنم این نگرش که هرکسی خودش اختیار داره که چطور و از چه نعمت هایی استفاده کنه رو باید توی ذهنم جا بندازم

      خب سالها فکر میکردم اگر به خواسته ای نمیرسم حتما به صلاحم نبوده و میدونم که تغییر یهویی امکان نداره ولی برای قدم اول فهمیدن این موصوع باعث میشه حسم نسبت به نعمت های زندگی کسانی که حالا بیشتر نعمت دارند یا کمتر بد نشه

       چند روز پیش که برای خرید عید رفته بودم بیرون دختر بچه کوچیکی رو دیدم که بساط کوچیکی جلوش گداشته بود لحطه ای حسم بد شد که این چرا باید تو این شرایط باشه اما آگاهی های این دوره به یادم می‌اومد که همه میتونن از نعمت های خدا دریافت کنن اکر الان نعمت تو زندگی کسی نیست خدا به کسی ظلم نکرده اون خودش خودشو محروم کرده و با خودم مرور میکردم که من جای خدا نیستم و نمیدونم چه آینده ای در انتظار این بچه هست با مروز این افکار حسم خیلی بهتر شددرصورتی که من قبلا حتی برای اون بچه ها ساعت ها ناراحت میشدم و حتی گریه میکردم

       یه نگرشی که در مورد نعمت های الهی داشتم این بود که فکر میکردم هر کسی هر چقدر بیشتر نعمت داشته باشه عزیز خداست مدت ها بود که این نگرش رو در خودم داشتم می‌ساختم که اگر بیشتر ازخدا نعمت بخام بهترولی نکته مهمش این بود دریافت نعمت بیشتر ثواب یا عمل صالح نیست این استفاده من از اون تعمت و احساسی که در من ایجاد میکنه هست که در نامه اعمالم ثبت میشه

       اینکه من چقدر نعمت داشته باشم اصلا مهم نیست اینکه من چقدر اشون استفاده کنم و تجریه کنم مهم چون ایناست که احساس رو در من ایجاد میکنه

       خیلی تو اطرافیانم دیدم که وسیله رو می‌خرن ولی ازش استفاده نمیکنن خودمم بعصی وقتا اینجور بودم و 

      یه نکته. خیلی مهم  در مورد بخشش از نعمت های الهی که داریم باید با این دیدگاه که من دارم با این بخشش حس خوب برای نامه اعمال خودم جمع میکنم ببخشیم چون قرار نیست با بخشش ما اون فرد ثروتمند بشه که اصلا این امکان پذیر نیست اون با باورهاشه که میتونه وضعیتش رو بهتر کنه

       داشتم فکر میکردم که ما با این نگاه که بزار به این فرد کمک کنم که یه کاری براش کرده باشم خیلی وقتا کمک میکنیم این چه حسی در ما ایجاد میکنه حس ترحم حس بی عدالتی و این حس تو نامه اعمال ما ثبت میشه ولی اگر با این دیدگاه که من دارم کمک میکنم  که حس خوب تجربه کنم و تو نامه اعمالم ثبت بشه مطمئنا نتیجه عوص خواهد شد اینگه من از نعمت هام ببخشم یا برای خودم نگه دارم در اختیار خودم هست 

      ولی من یاد گرفتم امروز که اگر ببخشم با دیدگاه درست میتونم حس بهتر بیشتری در نامه اعمالم ثبت کنم و از طرفی خدا وعده داده کسانی که میبخشن چندین برابر براشون نعمت در نطر داره و من با مروز این افکار همیشه سعی میکنم با حس خوب در جهت کمک کردن به خودم کمک کنم که قبلا اصلا این طور فکر نمیکردم

       اول از همه که فکر میکردم اگر ببخشم پس خودم چی و اینکه فکر میکردم کمک بزرگی به اونا کردم چند مدت پیش مرغ خریده بودیم برای خونه و گفتیم که استخوان هاشو برای سک ها ببریم وقتی سگ ها غذا میخوردن خیلی حس خوبی داشتم ولی یه لحظه این فکر تو سرم پیچید که آخی طفلی ها چقدر گشنه می‌مونن ولی سریع به خودم یاد آوری کردم خدا خودش اینا رو خلق کرده و هدایت میکنه و روزی شون رو بهشون میده و سعی کردم حسم رو خوب نگه دارم با خودم مروزکزدم که اگر من این غذا رو نمی‌آوردم خدا هزاران راه دیگه داشت که به اینا روزی بده

       یه خاطره ای هم مروز شد برام که پارسال سیزده به در ماه رمضون بود و ما رفته بودیم پارک پیش دکه برادر همسرم اونجا خانومش گفت امسال من به سگ ها قول یه ناهار خوشمزه داده بودم ولی کسی زیاد به خاطر ماه رمضون جوجه درست نکردگفتم بابا خدا روزیش رو میرسونه جاریم خیلی ناراحت بود میگفت چرا با خودمون برای اینا چیزی نیاوردیم چند دقیقه بعد یه خانومی با یه نایلون پررر از استخوان اومد به خودم گفتم دیدی خدا حواسش به همه چیز هست اینجوری نیست که من فکر کنم فقط منم که به این حیوانات  غذا میدم خداست که روزی دهنده است

       .اگر من تو این دنیا از نعمت ها استفاده نکنم و به دیگران هم این فرصت رو ندم که استفاده کنن دز واقع به خودم ظلم کردم این آگاهی ها رو تازه دریافت کردم و از خودم توقع ندارم یک شبه اینجور فک کنم ولی خدا روشکر میکنم در مداردریافتش بودم

       هرگز آرزوهای خود را با این نگرش که نکند این خواسته به صلاحم نباشد رها نکنید.

      صلاح رو خود ما انسان ها مشخص میکنیم اونم با نگرش هامون اینکه با چه نگاهی ثروتمند میشیم یا نعمتی رو داریم تاثیر داره وقتی من باورهای اشتباهی در مورد ثروت دارم و اگر ثروتمند بشم قطعا اتفاقات و تجربه های خوبی ندارم چون جهان ماشین اثبات باورهاست و اون باورها رو بهم ثابت میکنه اونموقع است که ما می‌آییم و میگیم به صلاحم نبود 

      ولی ما میتونیم با تغییر نگرش این صلاح رو تغییربدیم خدا نعمت رو به ما میده اینگه چطوری ازش استفاده کنیم به ما ربط داره و ما خودمون انتخاب میکنیم

       پس درخواست کردن خواسته هام اوتم هر چقدر که دلم میخاد راه درستی خدا هر گز منو به خاطر خواسته های زیاد مواخذه نمیکنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا کریمی
      1403/01/04 13:27
      مدت عضویت: 283 روز
      امتیاز کاربر: 2080 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,922 کلمه

      سلام به تازگی بهار

      این اولین کامنتم تو سال جدید . با تغیر و تحولی عالی در وزن خودم . منکه از دوره های هدیه شما در حوزه لاغری نتیجه گرفتم . حالا با ایمانی راسخ بقیه موضوعات هم دنبال میکنم . 

      ۱- نگرش شما درباره اینکه هرچه دارید و ندارید جزئی از نعمت های الهی هستند چیست؟ این موضوع را برای ذهنتان منطقی کنید.

      هرچه دارم و ندارم نعمت خداست . اکسیژن موجود در هوا . جسم سالم . خانواده . خانه . و هزاران هزار چیز های نامحدود دیگه ای که دارم و خیلی وقت ها حتی یادم میره که همچین چیزایی دارم نعمت خداست . هرچه که ندارم هم نعمت چونکه نداشتن ها برای من انسان یک تضاد تا ذهن من درگیر بشه تقلا کنه برای رسیدن ب نداشته اش روحم رو جلا بده و من متعالی بشم . آخه اگه من این معضلات رو تو زندگیم نداشتم اصلا با استاد آشنا نمی‌شدم. من اگه اضافه وزن نداشتم استاد عطار روشن رو پیدا نمیکردم . که باورکنم پس با ذهن میشه واقعا جسم رو تغیر داد . من اگه بی پال نبودم استاد عباسمنش رو پیدا نمیکردم . من اگه از همون بچگی ماشین داشتم . دیگه انقدر خودم رو پشت فرمون تصور نمیکردم و کیف کنم . و اصلا تلاشی برای رسیدن به ماشین رو نداشتم . من اگر خونه مستقل داشتم دیگه تقلایی برای خرید خونه نمیکردم . من تو اینستا خوندم که زمانی که ما هنوز یک روح بودیم خداوند این دنیا رو با تمام زاویه هاش نشونمون داد و ما گفتیم بله من میخوام برم اونجا تا کلی کارهای بزرگ انجام بدم تا لذت ببرم تا بهتر شوم از این که هستم تا این زمین رو گسترش بدم . نوشته بود روح ما برای زندگی در این دنیا احتیاج به جسم داشت و ذهن ما ارتباط بین جسم و ذهن . نوشته بود انسان وفتی به این دنیا آمد تمام خاطرات ش رو فراموش کرد تا بتونه از صفر شروع کنه . انسان میدونست اینجا قوانین ثابت به خدا فوق العاده اعتماد داشت و مشتاق بود . 

      اونهایی که بعد از گذر از تجربیات سخت به یک نعمتی می‌رسند خدا میدونه چقدر سپاسگذار تر هستن چقدر آرامش شون بیشتر چقدر اعتمادبه نفسشون زیاد شده چقدر بیشتر دنیارو تجریه کردن . من دیشب 

      وقتی داشتم لباس میخریدم مثل همیشه سایز xL رو برداشتم و برام منطقی بود که این سایز منه . ولی وقتی پوشیدم تو تنم زار میزد . خدا میدونه وقتی گفتم خانم سایز لارج رو بیار و اون گفت مدیوم هم بهت میخوره چقدر خوشحال شدم . و حالا برام منطقی شده که من واقعا لاغر شدم . هرچند نزدیک ۳ ماه رو وزنه نرفتم ولی از لباس هام میفهمم . هیچ آدم لاغری این حس ها رو نمیتونه داشته باشه . به قول سهراب سپهری.  چشم هارا باید شست جور دیگر باید دید . همه چیز و همه کس و همه داشته ها و همه نداشته جزئی از وجود خدا هستند پس همه چیز به نوع نگاه من بستگی داره . نوع فکر من . کی من فکر میکردم با ذهنم بتونم لاغر بشم ؟ پس کی فکر می‌کنه نداشته ها می تونن نعمت باشن ؟ کسی که از نداشته ای به نعمت برسه و قدر دان باشه و مغرور نباشه . او متوجه تغیر در نفس خود میشه و از این تغیر خوشحال و راضی و خدارو مسبب رسیدن به خواسته میدونه . انسان هایی که هم خدا از آنها راضی هست هم آنها از خدا راضی هستن .

      ۲- نگرش شما درباره اینکه در انتخاب نعمت های الهی هیچ محدودیتی ندارید چیست؟ شرح دهید.

      من اینو فهمیدم که محدودیت فقط یک مسئله ذهنی و درونی هست و هیچ ربطی به بیرون از وجود ما نداره . 

      الان  ذهن مادر من در مورد لاغری خیلی محدود . حتی دیده که من بدون قرص و ورزش لاغر شدم ولی بازم مقاومت ذهنی داره . خواهر من ذهنش محدود به اینکه اگه حالش بد شد اگه سرش درد گرفت اگه چاق شد سریع چندتا قرص بخوره . ولی من این محدودیت رو حذف کردم من علارقم اینکه همه بهم میگن آدم تنبلی هستی ولی ذهنم از خیلی ها فعال تر  من تو ذهنم محدودیت ها رو میشکنم و بخاطر همین نزدیک دوسال ی دونه قرص هم نخوردم . بخاطر همین تونستم آلرژی خودم رو کامل قطع کنم . منی ک هر روز قرص میخوردم . من محدودیت ذهنم رو با تلاش ذهنی با دلیل های محکم بر میدارم و به خواسته هام میرسم . خدا میدونه وقتی از رویاهام حرف میزنم چقدر برای بقیه باورنکردنی ولی من یقین دارم . محدودیت فقط در ذهن من و خدا من رو خالق آفرید خالق زندگی خودم . و هیچکس جز خودم حق تغیر زندگی من رو نداره مگر من خودم اجازه بدم . من در انتخاب نعمت ها نامحدودم چون خدای من نامحدود . من در داشتن لذت ها نامحدودم چون جهان نا محدود . همه نعمت ها نوعی انرژی هستند ‌ انرژی محدود نمی‌شود انرژی همیشه بوده و از نوعی به نوعی دیگر تبدیل می‌شود.  انرژی تمام نمیشود بلکه کم یا زیاد می‌شود.  نعمت مثل اکسیژن همه جا هست فقط ما باید دستمون رو از جلو دهن و دماغمون برداریم . خداوند بخیل نیست ما ذهنمون به کمبود عادت کرده ما فکر می‌کنیم برای هر خواسته باید زجر بکشیم . ولی کاملا اشتباه.  بین ما و خواسته هایمان همیشه یک فاصله ای هست که این فاصله فقط و فقط با حس و حال خوب پر میشه . تو نمیتونی نا امید از خدا باشی و به نعمت برسی تو نمیتونی عصبی باشی و به نعمت آرامش برسی تو نمیتونی کینه در دل داشته باشی و به نعمت روابط دوستانه برسی تو نمیتونی با حس اینکه خدا بتو بدهکار و تو مظلوم هستی به ثروت برسی .

      نعمت ها نامحدود هستن چه داشته ها چه نداشته ها . 

      ۳- از طریق توضیح دادن منطقی کنید که در حق انتخاب نعمت های الهی آزاد هستید.

      اگر در انتخاب آزاد نبودیم هیچوقت کسی تو خونش پت نگهداری نمیکردم بجای بچه اش . اگه آزاد نبودیم هیچوقت کسی دزد نمیشد . اگه آزاد نبودیم هیچوقت اختلاف سطح مالی بین آدما نبود . اگه آزاد نبودیم هر کس با سلیقه خودش زندگی نمی‌کرد.  خداوند هیچوقت به ما نگفت حتما بچه داشته باشین حتما ازدواج کنید حتما نماز بخونید . حتما پولتون رو اونجوری که من میگم خرج کنید . خیلی از محدودیت ها رو ما آدم ها ساختیم ‌. خدا کی گفته چند تا خونه نداشته باش . چند تا ماشین نداشته باش . من آزادم هرچه که دوستدارم از خدا بخواهم و خداهم طبق گفته خودش اجابت میکنه .‌خدا بجای ما تصمیم نمیگیره ‌. که اگه اینجوری بود همه اونایی که در پی مواد مخدر هستن باید در لحظه پودر میشدن یا اینکه خدا هیچوقت مواد مخدر رو در اختیار کسی قرار نمی‌داد.  خدا در هر صورت ما رو هدایت میکنه به هرآنچه خواستیم . اون ما هستیم که اتنخاب می‌کنیم خدا اجابت می‌کند ‌ . خدا خوب و بد رو تعین نمی‌کنه.  چه بسا خیلی چیزا تو کشور ما بد تو ی کشور دیگه خوب ولی خدا در هر صورت اجابت میکنه . بدون اينکه بجای ما تصمیم بگیره . خدا گفته من زمین و آسمان را مسخر شما کردم . خدا گفته شما جانشین من هستید پس خدا دست مارو باز گذاشته چون به ما ذهنیت داده عقل داده . 

      ۴- نگرش شما درباره اینکه در نحوه استفاده از نعمت های خود آزاد هستید چیست؟

      تو این دنیا هرکسی با پول خودش هرکاری دوست داره انجام میده . هرکسی خونه خودش رو یجور طراحی میکنه . هرکسی با بدن خودش یک جوری برخورد میکنه که دلش میخواد . یکی عضله ای یکی چاق یکی لاغر .

      هرکس با ذهن خودش به هرچی دوسداشته باشه فکر می‌کنه . هرکس با اطرافیانش به سلیقه خودش برخورد میکنه . یکی همیشه پرخاش میکنه یکی همیشه محبت میورزه . یکی با پولش لباس میخره یکی  با پولش مشروب الکلی میخره یکی با پولش خونه میسازه .

      یکی خونش همیشه مرتب و تمیز یکی خونش نا منظم و کثیف . یکی ۲۰ تا دوست خوب داره یکی با خانواده خودش هم رابطه نداره . 

      ۵- به نظر شما انسان باید حتما بخشی از نعمت های الهی خود را صرف امور خیریه کند؟‌ شرح دهید.

      چند شب پیش یک آقایی رو دیدم ی بچه هم بغلش بود و انگار بی خانمان بودند من بلافاصله دست بردم ت  کیفم ک مبلغی بهشون بدم آمل یادم افتاد من این پول رو برای پس انداز نگه داشته بودم و به خودم قول داده بودم خرج نکنم و اینکار نکردم . چون من دیگه مثل قبل نیستم که فکر کنم من در قبال آدم هایی که خودشون به خودشون رحم نمیکنن مسؤلم . من دیگه فکر نمی‌کنم اگه به کسی کمک کنم یعنی آدم خوبی ام ولی از درون خودم با خودم مشکل دارم . من دارم تلاش می‌کنم خودم رو تو الویت بزارم . اگه قرار باشه کمک کنم باید بخاطر دل خودم باشه نه از ترس بهشت و جهنم . 

      ۶- نگرش شما درباره اینکه دریافت نعمت ها ثواب نیست اما مصرف نعمت ها ثواب دارد چیست؟

      من تو زندگیم آدم هایی رو دیدم که نعمت ثروت زیادی دارن ولی حتی دلشون نمیاد خرج کنن برای سرو وضع خودشون و آدم وقتی میبینه اونارو دلش میسوزه که چقدر بدبخت . حالا من میلیاردی هم که پول بسازم ولی هنوز تو خونه درب و داغون زندگی کنم یعنی بازم حسم بد پس من با حس بد نمیتونم سپاسگذار خدا باشم . خدا بمن تن سالم داده ولی من از بدنم استفاده نمیکنم مثلا هیچ تجربه جدیدی رو انجام نمیدم ورزش نمیکنم شنا نمیکنم فقط خودم رو تو خونه حبس کردم . 

      همسر من هیچی نداشت اما بعد ازدواج  نعمت خونه شغل زمین بچه همسر رو پیدا کرد ولی انقدر با من بد رفتاری کرد که من ازش جدا شدم . 

      ۷- چقدر مشتاق تجربه نعمت های الهی هستید؟! آیا از داشتن نعمت های زیاد احساس گناه دارید؟

      خیلی مشتاق تجربه نعمت ها هستم و اینو میدونم هزار سال هم عمر کنم نعمت ها تمومی نداره . من با داشتن نعمت های زیاد حس گناه نمیکنم چون اگه کسی نعمت نداره دلیلش داشتن نعمت من نیست چون نعمت نامحدود و خدا به هرکس که نعمت بخواهد نعمت عطا می‌کند.  پس من خودم رو مقصر نمیدونم چون من برای دریافت نعمت کسی رو نرنجاندم از کسی دزدی نکردم . من هیچوقت از خواستن نعمت سیر نمیشم . چون میدونم نعمت ها نامحدود هستن .

      ۸- ارتباط بین برخورداری از نعمت های فراوان و نزدیکی به خداوند را شرح دهید.

       آدمی که ثروتمند دزدی نمی‌کنه.  آدمی که ثروتمند حسودی نمی‌کنه.  آدمی که ثروتمند به راحتی کمک میکنه . آدمی که ثروتمند حداقل یک الگوی خوب میشه برای بقیه اطرافیان که بله میشود ثروت داشت . کسی ک ثروتمند میتونه کارآفرینی کنه ک خیلی ها رو ب درآمد برسونه . آدمی که ثروتمند اعتمادبه نفس داره و هر کاری نمی‌کنه.  همچین آدمی به خدا نزدیک تد تا کسی که فقیر و همیشه ناسپاس و یک الگوی بد برای جامعه است و حتی نمیتونه پول تولید کنه . کسی که ثروتمند حتی با خرید کردن هم داره به بقیه کمک کنه .

      ۹- برداشت خود از آگاهی های این جلسه را شرح دهید.

      با فکر کردن به این سوال ها ذهنمون باز میشه و متوجه میشیم که هرچه از جامعه پدر مادر یاد گرفتیم لزوما درست نیست . یاد میگیریم که میشه به نعمت جور دیگه ای نگاه کرد . یاد میگیریم که استفاده از نعمت های حال حاضر باعث حال خوب میشه و میشه بقیه نعمت ها رو وارد کرد . یاد میگیریم محدودیت حاصل ذهن . یادمیگیریم خدا بجای ما تصمیم نمیگیره فقط اجابت میکنه.  واقعا خیلی خوشحال شدم خیلی خداروشکر میکنم که تونستم تایپ کنم و بهای این مطالب ارزشمند رو بپردازم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سحر
      1403/01/03 14:23
      مدت عضویت: 330 روز
      امتیاز کاربر: 10430 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,440 کلمه

      به نام خالق مهربانی که من خاص ترین و گرانبهاترین نعمت او هستم❤️💚❤️

      سلام و احترام خدمت استاد بزرگوارم و دوستان همفکرم

      سپاسگزارم استاد جان واقعاً غلظت آگاهی های این جلسه خیلی بالاست و ما اگر بتوانیم آگاهی های همین یک جلسه را خوب درک کنیم مثل این است که یک دورهٔ کامل خدا شناسی را گذراندیم 

      این احساس ماست که اعمال ما را میسازد نه روش استفاده کردن از نعمتها

      نعمتهای الهی برای استفاده کردن است و ما اجازه داریم هر جوری که دوست داریم از آنها استفاده کنیم و من فقط بایدمراقب احساسم باشم و ببینم فکر و رفتار و عملکردم با چه احساسی همراه است زیرا خداوند میزان احساس خوب یا بد مرا محاسبه و در کارنامهٔ اعمالم ثبت میکند و در این راستا آرامش و پذیرش و احساس ارزشمندی و ناظر بودن نعمت هایی هستند که به ما کمک میکنند حال و احساس خوبمان را حفظ کنیم حتی کمک کردن به دیگران باید برای خوب کردن حال و احساس خودمان باشد وقتی من با احساس خوب و رضایت و اشتیاق قدم خیری برای دیگران بر میدارم و یا کمکی میکنم و یا نعمتی را در اختیار آنها میگذارم هر خیری که به آنها میرسد و هر رشدی صورت میگیرد بازتابش به زیباترین شکل ممکن به خودم بر میگردد و اینکه خداوند با حق انتخابی که به من داده این اختیار و این حق را به من داده که هر جوری که دوست دارم از نعمتهایش استفاده کنم وقتی خالق جان من بی نهایت و نامحدود است پس طبیعتاً محدودیتی در دریافت نعمتها برای ما وجود ندارد و هر چقدر بیشتر دریافت کنیم ایمانمان به بی نهایت بودن خداوند بیشتر میشود و گسترده تر میشویم خداوندمنبع تمام خیر و خوبی هاست و نیازی به ثواب جمع کردن من ندارد و تنها تغییرات احساسی که موقع استفاده از نعمتهایش در ما ایجاد میشود را در نامهٔ اعمالمان ثبت میکند

      من قبلاً آموخته بودم که باید به اندازه از خداوند نعمت بخواهم چون زیاده خواهی سبب میشود من خدا را از یاد ببرم و کافر شوم و این بهم احساس گناه میداد برای همین وقتی دریافتی هایم زیاد میشد نگران میشدم که نکنه از خدا دور شوم به همین خاطر اکثر نعمت های دریافتی را میبخشیدم اما با آگاهی هایی که از استاد عزیزم کسب کردم اشتیاقم برای استفاده از نعمت های بی انتهای الهی بیشتر شده چون متوجه شدم که میتوانم با دریافت نعمتهای بیشتر احساس خوبم را بهتر تقویت کنم و این احساس خوب را به دیگران هم منتقل کنم و با احساس خوبم و حس خوبی که به دیگران انتقال میدهم ارتعاش خیلی قدرتمندی را در جهان انتشار میدهم که بازتاب آن چند برابر به خودم برمیگردد و نامهٔ اعمالم را درخشان میکند

       خداوند منبع و منشع ثروت و فراوانی و تمام خیر و خوبی هاست و عاشق این است که بنده اش غرق در ثروت و خوشبختی باشد و بهترین را تجربه کند و فکر اشتباهی که داشتم این بود که آرزو نداشتن و چیزی از خدا نخواستن سبب میشود به خدا نزدیکتر و نزد او عزیزتر شوم و نمیدانستم که آرزو هم یکی از نعمتهای خداوند است و وقتی آرزو و یا خواسته ای نداشته باشم به این معنی است که تمایلی به دریافت و استفاده از نعمتهای الهی را ندارم و این بالاترین ناسپاسی است من با کسب این آگاهی های ناب دریافتم که تمام جزء جزء زندگیم و هر آنچه که دارم و هر آنچه با دیدن و شنیدن و احساس کردن دریافت میکنم جزئی از نعمتهای الهی هستند و هرآنچه که استفاده میکنم و هر آن کس که با او در ارتباط هستم و تمام احساساتم و تمام توانایی ها و استعدادهایم و همهٔ وسایلی که از آنها استفاده میکنم و همهٔ موجوداتی که با آنها روبرو میشوم و تمام تضادهایی که در زندگیم با آنها برخورد میکنم و تمام ارتباطاتم و تمام خصوصیات رفتاریم و هر آنچه در طول زندگیم با آن برخورد میکنم و تمام دریافتی هایم همه از نعمت های الهی هستند حتی تمام آن چیزهایی که از نظر من خوشایند نیستندهم جزئی از نعمت های الهی محسوب میشوند و این خیلی شگفت انگیز است که حتی خود من هم یک نعمت الهی است و تجربه هایی که من کسب میکنم ناب ترین نعمتهای الهی هستند و وقتی من همه چیز را چه خوب چه ناخوب نعمت الهی بدانم سبب میشود دست از قضاوت بردارم و برچسب احساسی روی هیچ چیز نزنم و مثل خدا فقط مشاهده گر باشم و از بودنم لذت ببرم و پذیرای هر آنچه که در زندگیم تجربه میکنم باشم و این نوع نگاه سبب میشود من همیشه در احساس خوب باقی بمانم و نتیجهٔ آن را هم خدا داند

      من بزرگترین و مهم ترین خلقت و گرانبهاترین نعمت خداوند هستم که به من فرصت داده شده تا برای مدت معینی در این دنیای شگفت انگیز زندگی کنم و با حق انتخابی که دارم از هر آنچه نعمت که در جهان هست به هر شکلی که دوست دارم بهره ببرم و با استفاده از هر نعمتی یک تجربه بیافرینم و در گسترش جهان نقش داشته باشم و من این اختیار را دارم که هر شرایطی را که دوست دارم با تکرار و ادامه دادن برای خودم حفظ کنم و هر تجربه ای را که دوست ندارم با حق انتخابی که دارم تغییرش دهم و نعمت مورد علاقه ام را جایگزین انتخاب قبلیم کنم و اینکه هر انسانی حق دارد با نگاه خودش این جهان را تجربه کند و خودش مسئول شرایطی است که برای خودش آفریده و در حال تجربه کردنش است پس به انتخاب های همدیگر احترام بگذاریم و اجازه دهیم هر کس هرطور که دوست دارد زندگیش را تجربه کند و از طرفی وقتی بپذیریم که ما اجازهٔ این را داریم که هر آنچه را که میخواهیم با قدرت فکر و حق انتخابمان بیافرینیم و تجربه کنیم دیگر به داشته های دیگران غبطه نمیخوریم و به آرامش و رضایت قلبی از هر آنچه که داریم میرسیم و باید به این مهم آگاه باشیم که هر نعمتی در اختیارمان هست فقط در این دنیا میتوانیم از آن استفاده کنیم و نمیتوانیم ذره ای از آن را با خودمان ببریم چون ما داریم در این جهان فیزیکی بصورت فیزیکی زندگی میکنیم و جهان بعدی فیزیکی نیست و ما بدون جسم و به حالت حسی در آن به زندگیمان ادامه میدهیم و در این دنیای مادی چه از نعمتهای الهی استفاده بکنیم چه استفاده نکنیم گناهی بر ما وارد نیست و مهم این است که هر چقدر بیشتر از نعمتها استفاده کنیم بیشتر به ما داده میشود و ما میتوانیم با احساس خوبی که به آن نعمت میدهیم آن را در نامهٔ اعمالمان به خوبی ثبت کنیم و احساسی که ما به عملکردمان میدهیم تنها چیزی است که ما با خودمان به آن دنیا میبریم و هر نعمتی را که با احساس خوب استفاده کردم و حتی وقتی با احساس خوب از دارایی هایم به دیگران میبخشم این احساس هم برای من ثبت میشود حتی اگر از نعمتها و دارایی های خودم برای ظلم و بدی کردن به دیگران استفاده میکنم باز هم در کار نامهٔ اعمالم ثبت میشود و اگر از نعمتهای الهیم به کسی ندهم هیچ گناهی بر من وارد نیست اما اگر از نعمتی که دارم استفاده نکنم و اجازه ندهم دیگری هم استفاده کند چیزی از آن برای من ثبت نمیشود و بدون استفاده در جهان باقی میماند و بعد از ما در اختیار دیگران قرار میگیرد و هر طور که از آن نعمتها استفاده کنند تاثیری در اعمال ما ندارد اما کسی که از مال و نعمت دیگران بدون رضایت آنها استفاده میکند تاثیر منفی در نامهٔ اعمالش و ارتباطش با خداوند میگذارد و این میشود ظلم به خود

      وقتی فکر میکنیم که نباید زیاد از خدا طلب کنیم این نگرش سبب میشود ما به جای اشتیاق داشتن برای استفادهٔ بیشتر از نعمتهای الهی، خودمان را محدود کنیم و محدود کردن باعث قدرت گرفتن ترسهایمان میشود همهٔ نعمتهای الهی برای ما سرشار ازخیر هستند و این ما هستیم که با استفادهٔ نادرست آنها را تبدیل به شَر میکنیم بنابراین مسئولیت نتیجهٔ انتخابهایمان با خودمان است و خداوند فقط اجابت کننده است و تا بی نهایت درخواست هم که داشته باشیم اجابت میکند خداوند انرژی پاک و هوشمندی است که درتمام نعمتها قدرتمندانه جریان دارد بنابراین هیچ نعمتی از بین نمی رود و فقط از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشود و خداوند از این تبدیل پذیری توسط انتخابهای ما لذت میبرد و ما هر چقدر با احساس خوب از نعمتهای بیشتری استفاده کنیم اعمال نیک بیشتری را برای خودمان به ثبت میرسانیم و بقول استاد گرانقدرم هر که نعمتش بیشتر ثوابش بیشتر

      الهی عاشقانه سپاسگزارم بابت این آگاهی های بسیار قدرتمند و بی نهایت ارزشمندی که از استاد بینظیرم دریافت کردم که بُعد دیگری از عظمت درونم را برایم آشکار کرد و بزرگترین گره های فکریم را باز کرد🌿🌹🌿

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سحر
      1403/01/02 04:07
      مدت عضویت: 399 روز
      امتیاز کاربر: 10477 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,248 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و مهربونم و دوستان گرامی 

      من با آگاهی های این جلسه متوجه شدم که هررر آنچه در این جهان هست جزئی از نعمت های الهی است. به طوریکه من هم جزیی از نعمت الهی هستم زیرا تمام نعمت های الهی باهم هر کدام به نحوی باعث رشد و گسترش جهان میشوند. تاثیری که هر نعمت بر دیگر اجزای این جهان میگذارد باعث رشد و گسترش جهان میشه. چه در ظاهر شر باشه چه خیر در واقع از بُعد انسانی خیر یا شر توصیف میشه اما تاثیر همه نعمت ها به صورت رشدو گسترش جهان هست.یعنی حتی اون چیزی که ما فکر میکنیم به ظاهر بد هست اما سبب ایجاد و تقویت خواسته در ما میشه و هر خواسته گسترش جهان رو به دنبال داره.

      خداوند بدون در نظر گرفتن تعداد و ویژگی های خواسته ها خودشو بعنوان اجابت کننده درخواست ها معرفی کرده و این نشون میده که من میتونم به هر میزان و به هررر شکلی از خداوند درخواست داشته باشم و خداوند صرف نظر از ویژگی خواسته من اونو اجابت میکنه پس هیییچ محدودیتی در تعداد و نوع خواسته وجود نداره.

      علاوه بر این خداوند همواره همه نعمت ها رو برای ما فراهم کرده ودر اینکه من چه استفاده ای بکنم و چگونه استفاده کنم هم محدودیتی قائل نشده در واقع خداوند فقط پاسخ دهنده هست و مسئولیت استفاده و چگونگی استفاده از نعمت هارو بعهده خود ما گذاشته. اینکه من چه استفاده ای بکنم خداوند واکنشی به استفاده من نداره تنها تاثیر استفاده من از نعمت اینه که احساسی که در نتیجه استفاده از نعمت در من ایجاد میشه توشه من میشه برای انتقال من به جهان دیگر.

      در واقع استفاده یا عدم استفاده از نعمت تاثیری در خداوند نداره اما در اوضاع و احوال من تاثیر گذاره اگر به نحوی استفاده کنم که احساس خوب و لذت رو برای من بهمراه داشته باشه قطعا من زندگی پرباتری داشتم و روز مرگ حسرتی نخواهم داشت. در واقع من تونستم از قدرت خلق کردن و تجربه زیبایی ها و فراوانی لذت ببرم چیزی که هدف خداوند از آفرینش بوده! 

      من قبلنا تصور میکردم که اگر نعمت های زیادی داشته باشم حتما باید مقداری از اون صرف امور خیریه و کمک به دیگران بشه اما الان برام روشن شد که از اونجایی که فقط و فقط هر شخصی مسئول زندگی خودش هست و خداوند مارو در درخواست نعمت ها و نحوه استفاده از نعمت ها آزاد گذاشته و همه انسان ها به صورت یکسان در معرض نعمت های الهی هستند پس من هیچ اجباری به کمک به دیگران ندارم اصلا اینکه من فکر کنم باید نیاز نیازمندان رو برطرف کنم حتی نگرش صحیحی نمیتونه باشه مثل این میمونه که ما در اعماق ذهنمون فکر میکنیم خداوند این اشخاص رو به حال خودشون رها کرده و حواسش نبست من باید حواسم باشه و این یعنی ما به عدالت خداوند ایمان نداریم در حالی ک عدالت خداوند اقتضا میکنه که همممه نعمت ها به صورت یکسان در اختیار همه اشخاص هست و در نتیجه  هر کسی شخصی خودش مسئول زندگی خودشه کافیه بخواد کافیه درخواست کنه قطعا خداوند پاسخ درخواست بندگان رو میده و هدایت میکنه منتها یکی از نحوه استفاده از نعمت ها بخشیدن باشه اما باید مراقب هدف از بخشیدن باشیم در نهایت اونچه که مهمه احساس هست یعنی اگر هدف من از بخشیدن نعمت های خودم رسیدن به احساس خوب برای خودم باشه همین احساس توشه من میشه و نه هدف جلب رضایت خدا به دلیل کمک به نیازمندان!

      یعنی من آگاه باشم که نیازی به جلب رضایت خدا ندارم خداوند تغییر ناپذیره و همواره از ما راضی بوده من نیازی به جلب رضایت خداوند ندارم.اصلا من نیازی به انجام یک فعل یا ترک یک فعل به جهت جلب رضایت خدا ندارم.

      _استاد من یه موضوعی رو با جمله ابتدایی این جلسه یادم اومد اونجا که نوشته بودید ما بصورت ناخودآگاه علاقه ای به دریافت نعمت های الهی نداریم! من یادم اومد که خود من در گذشته نه چندان دور و خیلییی از اطرافیان و افراد دوست داریم نعمتی رو نداشته باشیم و لذتی رو تجربه نکنیم تا خودمون رو قربانی و مظلوم نشون بدیم تا ترحم و دلسوزی و توجه دیگران رو جلب کنیم انگار از نداشتن ها لذت میبریم و حتی یه چیز وحشتناک تر متوجه شدم که من بصورت ناخودآگاه دوست داشتم فرد ثروتمندی نباشم تا بتونم از کمک مالی پدرم و در آینده همسرم برخوردار باشم. تصورم این بود که اگر دارا باشم دیگه بابام مثلا کمکم نمیکنه یا اگر ازدواجم بکنم همسرم بهم پول نمیده یعنی یه همچین مانع محدودکننده ای داشتم و دیدم واقعا بصورت ناخوداگاه علاقه ای به تجربه ثروت نداشتم. اینهارو با تمرکز بر محتویات ذهنم متوجه شدم.

      با مطالعه این جلسه متوجه شدم استاد بله منم دارا شدن رو خیلی مواقع گناه میدونستم میترسیدم که من یه چیزی رو دارم ولی خواهرم نداره یا من درآمد دارم ولی مامانم نداره خواهرم نداره و یه جورایی حس گناه و عذاب وجدان داشتم که در برهه ای فقط میتونستم نیازهای خودم رو برآورده کنم و انگار مسئول براورده کردن نیازهای بقیه هم بودم یعنی دارا شدنم رو با مسئول شدنم در برابر افرادی از خانواده ام که استقلال مالی نداشتن میدونستم و اینم یکی از موانع خیلی بزرگم بوده و حتی در اسکیل بزرگ تر متوجه شدم اگر شخص خیلییی دارایی باشم از دارا شدن خیلییی زیاد میترسیدم چون فکر میکنم گناه کردم ک من دارم و بقیه ندارن چقدر الگوهای مخفی هستن و بعضی وقتا هم این نجوای ذهنی هم میاد که اگر فلان چیزو بخوام نکنه به صلاحم نیست و چقدر خوبه که استاد این آگاهی هارو برامون گفتید در واقع موانع ذهنی برخورداری از تجربه ثروت هستن.

      اما با خودم که فکر کردم متوجه شدم وااااقعا دارا شدن و برخورداری از نعمتهای خداوند سبب بی نیازی ما از غیر خداوند میشه چقددرررر مستقل میشیم چقدر سرمون بالاست و محتاج هیچ کسی نیستیم به عزت و شرف میرسیم.

      وقتی من به نعمت برسم و در صدد استفاده کردن از نعمتم باشم لحظه به لحظه سبب گسترش و رشد جهان میشم فقط خرید چند عدد نان، میتونه سبب درآمد زایی چه تعداد افرادی میشه؟ خرید یک کفش برای لذت خودم و تجربه راحتی  به تماااام کسانی که در پروسه تولید کفش دخالت داشتن کمک میکنه، رفتن به مسافرت و استفاده از خدمات یک هتل جهت لذت خودم و رسیدن به حس خوب خودم میتونه به همممه افرادی که در راه اندازی اون هتل دارن فعالیت میکنن چقدر کمک کنه! در واقع درخواست نعمت از خداوند سبب گسترش تمام ابعاد جهان میشه و این عااالیه من دارم برای لذت خودم تلاش میکنم درخواست میکنم همزمان جهان رو دارم گسترش میدم و این یعنی خداوند حامی لذت های منه!

      هر چقدر برخورداری من از نعمت های الهی بیشتر باشه یعنی ایمان من به خداوند بیشتره یعنی من خداوند رو باور دارم.

      در واقع خداوند حامی دارا شدن ماست هررر کسی که بخواد و درخواست کنه خداوند پاسخ میده چون میخواد که ما لذت ببریم میخواد ما پر از تجربه های لذت بخش و احساس خوب بشیم اونوقت ما کل عمرمون فکر میکردیم اینجا اومدیم که از پس امتحان های سخت سربلند بشیم بعدشم دچار تناقض شدید میشدیم که اصلا هدف خدا از امتحان کردن ما چیه چقدر مردم آزاره این خدا!

      فقط میتونم خدارو شکر کنم که منو در مسیر دریافت این آگاهی ها قرار داد و الان انتظارو اینو دارم که خداوند منو برای آسانی ها آسان کنه!

      واقعا از خدا میخوام که مارو برای آسانی ها و لذت بردن و احساس خوب داشتن آسان کنه و مارو به راه کسانی که به آنها نعمت داده هدایت و حمایت کنه آمین

      استاد بینهایت ازتون سپاسگذارم دوستتون دارم خداقوت بهتون میگم🙏🏻🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      1403/01/02 01:35
      مدت عضویت: 1756 روز
      امتیاز کاربر: 11961 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 105 کلمه

      من بدون قدرت الهی حتی قدم از قدم هم نمیتوانم بردلرم

      هر چیزی که الان دارم خودم یک زمانی خواستم حالا اگر ازش راضیم یا نه ولی انتخاب خودم بوده

      به نظر من انسان باید بخشی از اموالش رو صرف امور خیریه کنه تا انرژی جریان پیدا کنه و یک جا حبس نشه مال برای خداس پس چون خودش گفته انفاق کن یا خمس و ذکات باید این کار رو کرد در واقع این کار به حریان میندازه ثروت شما رو یکی از اقواممون سالها پیش مبلغی زیادی از فروش یک ملک رو بابت خمس داد که من به شخصه متعجب شدم و الان واقعا ثروتمند شدن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      1402/12/29 15:20
      مدت عضویت: 454 روز
      امتیاز کاربر: 13270 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 730 کلمه

      سلام استاد 

      خیلی خوشحالم که توانستم یک قسمت دیگه از زندگی با کمک خداوند را بخوانم 

      ۱- نگرش شما درباره اینکه هرچه دارید و ندارید جزئی از نعمت های الهی هستند چیست؟ این موضوع را برای ذهنتان منطقی کنید.واقعا همین طور است هرچه را داریم درخواست آن را به خداوند دادیم و دریافت کردیم و هرچه نداریم از خداوند درخواست نکردیم پس ما به راحتی می توانیم از نعمتهای الهی استفاده کنیم اگر از خداوند درخواست کنیم 

      ۲- نگرش شما درباره اینکه در انتخاب نعمت های الهی هیچ محدودیتی ندارید چیست؟ شرح دهید این نگرش برای من بسیار تازگی داشت و از قبل باور نداشتم که برای درخواست نعمتهای الهی و دریافت آن هیچ محدودیتی نداریم مثل مشت آبی که از دریا برداریم تاثیری بر کم شدن آب دریا ندارد خدایا شکرت که این نعمت‌ها را به ما ارزانی داشتی و من می توانم هرچه دلم خواست درخواست کنم بدون محدودیت 

      ۳- از طریق توضیح دادن منطقی کنید که در حق انتخاب نعمت های الهی آزاد هستید هرگز آرزوهای خود را با این نگرش که نکند این خواسته به صلاحم نباشد رها نکنید.چقدر این جمله جای تامل دارد و باعث آرامش در انسان می شود که من در انتخاب آرزوهایم آزاد هستم و باعث می‌شود انسان انگیزه ی بیشتری برای ادامه زندگی و درخواست‌های بیشتر داشته باشد .

      ۴- نگرش شما درباره اینکه در نحوه استفاده از نعمت های خود آزاد هستید چیست . یعنی من تا وقتی که دوست دارم از این نعمت استفاده می کنم ووقتی دیگر به آن نیاز نداشتم درخواست جدیدی از نعمتهای الهی را می دهم درست مثل یک پادشاه در این دنیا زندگی کنیم و می توانیم بگیم من این نعمت را الان می خواهم و فلان نعمت را الان نیاز ندارم و کائنات آنها را برای من فراهم می کنند . الله اکبر چقدر دنیا و خدا را دیر شناختم و از خداوند سپاسگزارم که من را با این سایت آشنا کرد که بدون نگرانی مثل بچه ها درخواستهایم را با اطمینان به اینکه برآورده می‌شود برزبان بیاورم بدون محدودیت خدایا شکرت که این همه به بندگانت لطف داری 

      ۵- به نظر شما انسان باید حتما بخشی از نعمت های الهی خود را صرف امور خیریه کند؟‌ شرح دهید. خیر چون نعمتهای الهی فراوان است و اگر کسی نعمتهای الهی زیادی داشته باشد و خودش استفاده نکنه در آن دنیا افسوس خواهد خورد که چرا دراین دنیا از این نعمت‌ها استفاده نکردم تا در آن دنیا سربلند باشم و اول باید خودم استفاده کنم و سپاسگزار باشم و می توانم با دیگران هم این نعمت‌ها را بدهم چون این نعمت‌ها فقط در دنیا است و نمی توان به سرای آخرت برد 

      ۶- نگرش شما درباره اینکه دریافت نعمت ها ثواب نیست اما مصرف نعمت ها ثواب دارد چیست ؟ نه این درست نیست چون خداوند متعال به ما افتخار می کند که به خوبی از توانایی ها و استعداد هایی که در وجود ما نهاده است استفاده کرده ایم و سپاسگزار نعمتهای خداوند هستیم 

      ۷- چقدر مشتاق تجربه نعمت های الهی هستید؟! آیا از داشتن نعمت های زیاد احساس گناه دارید؟ خیلی . و از امروز دیگر تصمیم گرفتم که درخواست‌های بیشماری از خداوند داشته باشم چون نعمتهای الهی در این دنیا فراوان هستند مثل فروشگاهی که در داخل قفسه های آن همه چیز به وفور است و تا درخواست نداشته باشیم نمی توانیم آن جنس را داشته باشیم و احساس بسیار خوشحالی دارم که می توانم این همه نعمت الهی داشته باشم و به خودم افتخار کنم که اشرف مخلوقات هستم و محدودیتی ندارم 🙌🙌🙌🙌🙌

      ۸- ارتباط بین برخورداری از نعمت های فراوان و نزدیکی به خداوند را شرح دهید.؟ استفاده از نعمتهای خداوند باعث تقویت یکتا پرستی می شود و بارها با خود تکرار می کنیم خداوند به من نزدیک است و من هر نعمتی خواسته باشم در این دنیا برای من وجود دارد ومحدودیتی ندارد چون خداوند فرموده من اشرف مخلوقات هستم خدایا شکرت بابت این همه نعمتهایی که آفریدی 

      ۹- برداشت خود از آگاهی های این جلسه را شرح دهید.

      این آگاهی‌های برای من بسیار ارزشمند است و من با تغییر افکار و نگرش‌های خودم نسبت به خداوند و نحوه جذب نعمت‌ها می توانم بسیار نعمتهای الهی را درزندگی خودم جذب کنم و با اینکار ایمان خود را نسبت به خداوند که من به بندگانم نزدیکم را بیشتر درک کنم 

      و از شما استاد عزیز ممنونم که این بخش تغییر زندگی را به ما آموزش می دهید در پناه حق سالم و تندرست در کنار خانواده عمری با عزت داشته باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار السا فرزانه
      1402/12/29 09:32
      مدت عضویت: 634 روز
      امتیاز کاربر: 66334 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,142 کلمه

      به نام خدای نور و نعمت. 🌟

      درود و احترام خدمت استاد عزیزم و هم کیهانی های هم مسیر نازنین 🦋

      خدایا بابت فرصت طلایی حضورم در این دوره ی حیرت انگیز سپاسگزارم. 

      خدایا بابت آگاهی های ارزشمندی که از استاد عزیزم می آموزم سپاسگزارم. 

      ★†گام هفدهم: من مشتاق نعمت های خداوند هستم★☆

      باید اعتراف کنم که اوایل که با استاد عزیزم آشنا شده بودم و دوره ها رو شروع کرده بودم، هر گامی در این مسیر، از هر دوره و فایل هدیه ای، برمیداشتم و آگاهی های عمیق و ارزشمندش رو دریافت می کردم، به خودم میگم: السا ! این دیگه عمق آگاهی ها بود….دیگه این آخرش بود..! 

      کم کم که ظرف درونیم گسترش پیدا کرد، آگاهی های بیشتری گرفتم، به اون آگاهی ها فکر کردم، اونها رو در زندگیم به کار بردم، و درون من رشد کردن و شاخ و برگ گرفتن، فهمیدم فرایند درک و کسب آگاهی ، انتهایی نداره! و هرچه پیش تر بریم، باز هم جهان آگاهی هایی عمیق تر و لطیف تر و شگفت انگیز تر داره برامون که در سطح و طبقه فرکانسی بالاتری از ما ، منتظر رشد و ارتقای ما هستن که به اون درجه برسیم. 

      الان که یک سال و نیم گذشته از حضورم در این مسیر، وقتی جلسه جدیدی آپلود میشه، یا وقتی که فایلی رو میخوام تکرار کنم، دیدگاه و انتظارم، شوق ِ این  هست که: خدای من شکرت یک سطح عمیق تر و حیرت انگیز تر از آگاهی ، منتظر منه! پس مدار من داره روزانه ارتقا پیدا می کنه. 

      و امروز با خوندن این جلسه ی طلایی، میفهمم این آگاهی ها، وجود روشنی بخش استادم، و این مسیر، بزرگترین نعمتی هست که میتونست در زندگی من نمایان بشه، و برای اولین بار بود که از صمیم دل بابت -نعمت اضافه وزنی- که سالها عذابم میداد و حسرتم شده بود، خدا رو شکر گفتم. 

      من تا پیش از این جلسه، نگاهم به هر چیزی آفریده ای از خدا بود، اما با خوندن این جلسه ، یک سطح بیشتر وارد عمق ماجرا شدم و فهمیدم که هر چیزی در جهان هستی نه فقط آفریده ای از خداوند بلکه نعمتی از خداونده. تا به الان فقط انگار یه سری موارد رو در دسته ی نعمت ها و موهبت ها می شناختیم، مثل باران، وجود پدر مادر و خانواده مون، فرزندان مون، حتی مواد غذایی و خوراکی.  امروز با خوندن این جلسه فهمیدم هر چیزی نعمتی و موهبتی از خداونده،  حتی وجود خودم…!! و وقتی این جمله رو خونده بودم که: “خود را نعمتی از نعمت های خداوند ببینید که قدم به جهانی سرشار از نعمت های الهی گذاشته….”، چقدر حیرت کردم…و مدتی طولانی به فکر فرو رفتم که: 

      ای وای چقدر جالب و قشنگ!! من هم نعمتی از نعمت های خداوندم…من تا به الان فقط فکر میکردم آفریده و مخلوق خداوندم، و فقط همون خدا میدونه چقدر احساس ارزشمندی کردم….و چقدر خداوند رو از صمیم دل شکر گفتم. و این احساس ارزشمندی و شایستگی زمانی تکمیل شد که در ادامه ی آگاهی های این جلسه فهمیدم: 

      من در انتخاب نعمت های الهی و چگونگی استفاده از اونها آزادی کامل دارم، و معنی آزادی در انتخاب و تغییر سرنوشت همینه…. و چقدر ذهنم روشن شد که از این پس از نعمت های خدا بی ترس و واهمه، استفاده ی بهینه و درست ببرم تا سعادت و شادی بیشتری در دنیا و زندگیم داشته باشم.و این حق من به عنوان یکی از نعمت های خداونده…:) 

      اگر بخوام از ارزش آگاهی های هر جلسه و هر دوره که از استاد عزیزم طوری صحبت کنم که حق مطلب ادا شه، باید برای هر جمله ی استادم، کتاب ها و مثنوی ها بنویسم، چون هر جمله ای به اندازه ی هزار کتاب، آگاهی و حرف برای گفتن داره…پس ناچارم بخاطر محدودیت ها، فقط یک سری از موارد رو هایلایت کنم، اما مُهر نهایی آگاهی های این جلسه که باید همیشه و هر لحظه یادمون باشه،  این جمله هست: 

      ★☆هرگز آرزوهای خود را با این نگرش که نکند این خواسته به صلاحم نباشد، رها نکنید….★☆

      که این جمله یکی از بزرگترین و مهمترین قطعه های پازل فکری و اعتقادی من در زمینه ی احساس ارزشمندی و شایستگی بود. 

      درک اینکه من تعیین کننده ی صلاح زندگی و سرنوشتم هستم، و هیچکسی دیگه حتی خدا، برای من هیچ تعیین نمیکنه، و هر چه هست فقط و فقط -خودم- هستم، قدرت بسیار عجیبی در من ایجاد کرد… 

      اتفاقا، چند ماه -حدودا ده ماه- پیش، خواسته ای در ذهن من نقش بسته بود، که وقتی با چشم منطق بهش نگاه میکردم نه تنها دور دست بود، بلکه محال  هم بود! اما ذهن شهودی من میگفت: من این خواسته رو میخوام. 

      از طرفی با اینکه یک سال و نیم هست بطور مداوم روی این آگاهی و باور کار میکردم که : خداوند هیچ صلاح و مصلحتی نداره، اما باز وقتی به این خواسته فکر میکردم (مخصوصا اون اوایل)، ته دلم دلشوره میشد که نکنه به صلاحم نباشه! اما من بطور کاملا ناخوداگاه ، بدون اینکه این آگاهی رو از کسی بگیرم، با خدای درونم حرف میزدم و میگفتم: 

      خدایا تو اینو به من بده، تو راه منو واسه رسیدن و تجربه ی این خواسته، هموار و روشن کن، بعد اگه من خوشم نیامد و دوستش نداشتم، و به هر دلیلی راضی نبودم، به خودت پس ش میدم 😁

      وقتی این آگاهی  رو در این جلسه خوندم، توجهم به این جلب شد که من ناخوداگاه اینو گفته بودم، و  اتفاقا این خواسته علیرغم اینکه به ظاهر از لیست خواسته هام، دور دست ترین بود، زودتر از بقیه ی خواسته هام براورده شد، شاید دلیل ش این بوده که من هربار با گفتن این جمله به خدای درونم، ذهنم رو از استرس ها رها کردم و به -انرژی ِ  خواستن این آرزو- ، اجازه دادم در جهان هستی جریان پیدا کنه و با ذهنم جلوش رو نگرفتم. از طرفی در این دوره آموخته بودم که من برای تجربه ی هر خواسته ای، به هیچ چیز جز خدا احتیاج ندارم، و جمع این آگاهی ها کنار هم باعث تجلی زودهنگام و حیرت انگیز این خواسته شد…. 

      به راستی، چه نعمتی بالاتر از این آگاهی ها…؟! 

      دیروز با مادر درباره دستاوردهای سال 402 صحبت می کردیم که هر کدوممون چه پیشرفت هایی داشتیم چه دستاوردهایی داشتیم، بهشون گفتم که من در یک سال ِ402 به اندازه ی 10 سال، نه، حتی بیشتر، پیشرفت کردم از همه لحاظ: تناسب اندام، مالی، شغلی، آگاهی و رشد فردی، روابط اجتماعی و احترام، و…. 

      مادر گفتن: اینا همش بخاطر وجود روشنی بخش استادت هست، خیلی باید قدردانشون باشی…🌟

      واقعا همینطور بود، بزرگترین نعمتی که در سال 402 و نیمه دوم 401 در زندگی من بوده، بدون شک، وجود عزیز استادم و این مسیر بوده، چرا که 90 درصد نعمت های دیگه، از این مسیر و آگاهی هاش ریشه گرفته، نعمت هایی که من چون در مدارش نبودم، اصلا حتی نمی دیدمشون و فکرش رو هم نمی کردم که این نعمت ها هستن و می تونن وارد زندگیم شن…

      خدایا سپاسگزارم….

      استاد عزیزم سپاسگزارم. الهی که زندگی تون و مسیرتون از نعمت های روز افزون الهی، سرشار باشه. مهر و امید در قلب تون مواج

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      1402/12/29 08:19
      مدت عضویت: 535 روز
      امتیاز کاربر: 37651 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,499 کلمه

      سلام برخالق بی همتایی هستی. 

      سلام بر  استاد. وه دوستان. هم مسیر 

      من توکل زندگی ازآن انواع نعمت موج میزنه توهربخش که واردبشم‌ نعمت دورنش هست. اولین‌نعمتی که شاید توافکار نبود ولی به تازگی اون پیدا کردم همین  چاقی بود که برای برطرف کردنش  از خدایی خودم در خواست کردم  که از این‌ مشکل تو نگاه و جیزه  بی ارزش میدیم  خلاص بشم  وتازه گله های زیادی  داشتم هرجا هم که قرارمیگرفتم  ازداشتن اون‌ ناراضی  بودم اون  اصلا نه دوست داشتم  

      تازه ارزش هم متنفر هم بود  ولی اون‌ نعمت بود که من برای بر طرف کردنش تواین مسیرقرار گرفتم  زمانی از داشتن این‌ نعمت اون لذت دیگه نداشتم  وبه این شکل من قصد تغییر. نعمت  رو  ارسال کردم تلاش کردم که مسیر دریافت  روهموار کنم 

      کاری که باید من انجام میدادم  دریلفت اطلاعات خوب یادگیری و عمل  کردن به همون اگاهی که اموزش دیدم با کمک خدایی عزیزم وتلاش خودم   که به شکر خدایی  عزیزم  انجام دادم‌ تا این مرحله چون به شکل طبیعی نیاز به زمان داره که این تناسب به مرور کم‌شدن وزن رو داشته باشه  پس بی شک دریافت آهسته هست عجله رو هم‌ نبایدداشته باشم  این نعمت تناسب رو ازخالق اون زمان دریافت گردم ولی حالا دارم از همین نعمتی که هنوز کاملا دریافت نکردم به شکل. خوبش استفاده می کنم تومسیرهای دیگه هم که خدای مهربان‌ راهنمایی می‌کنند وارد میشه ازاطلاعت اون بخشهای هم استفاده میکنم‌که اون کسترش نعمت توهرجهت درک کنم درخواست خوب ارسال کنم ودریافت خوب هم تحویل بگیرم درنتیجه بد از دریافت 

      جون اطلاعات درخواست خوب رو دادم اون دریافتی روبه شکلی بابد ارزش استفاده کنم‌ که بشه عمل صالح 

      و برعکس میشه این دریافت به کاری بی ثمره وبی عمل صالح تبدیل بشه بسته به من هست که از دریافتم به چه نوع استفاده کنم‌ چیزی از دریافت من‌ کم‌ونمیشه اون هست ولی تو بخش  ثواب یا  گناه بازم به من و رفتار وعمل کردم من  بستگی داره  

      اگه به اطراف توجه کنم  هر چیزی که درجهان هست در اطراف من هست نعمت هست که با بودنش کلی تغییر خوب میشه تو زندگی داشت اگه  اونها رو نعمت بینم 

      تو هر بخش کلی انرژی رو همین نعمتها  هست  هرموجودی هر گیاهی هر چیزی چون با بودنش یی کاری رو به عهده اون هست که بایدانجام بشه  وفتی اون از اطراف کم بشه تاره متوجه اشکال کاره میشیم  

      مثلا همین حشره عنکبوت اگه وتوطبعت نباشه حشرات کلا طبیعت رو ازبین می‌برند اون چرخه به شکل عالی کارش به  پیش نمی ره  پس بودن همین حشره  تونگاه  من انسان که تار می تنه گوشه اتاق من منظره خوبی رو تو اتاق ایجادنمیکنه  اون یی جیزه بی ارزش بینم   ولی اون توطبیعت به شکل عالی نیازه بهش هست وکلی نعمت ازبودنش توشکل طبیعی باعث تعادل بین تولید وحیات ونظم مرتبی به طبیعت میده  

      برای دریافت هرنعمتی من  ازاد هست که درخواست رو بفرستم  همیشه این باوره  داشتم‌که اگه چیری رودریافت نکردم خدای من بهتر. میدونه  که اون دریافت به سود من هست یا به زیان من 

       ولی این بخش مربوط به من هست که اون ثواب کناه رو برای اون‌دنعمت به وحود بیارم چون خالق من و تو این بخش دست من باز گذاشته که داده  خدایی عزیزم به جه شکل استفاده کنم‌ میتوانم همش انبارکنم نه به هیج کس بدم  تاره به دیگران نشون بدم دل دیگران  رو بسوزنم‌خیلی  کاری میتوانم انجام بدم‌که وبه شکل عمل صالح نباشه وبرعکس می‌توان باهش کلی توبخش حس خوب باشه اگه نیازمندی  رو دیدم برای بهترشدن حسم بخشی روبه اون بدم‌که این میشه حس خوب وعمل  صالح میتوانم‌اون‌کسترش بدم که افرادی دیگه تو این دریافت سهم داشته باشن

       مثل افردی که کارافرین هستن  ویا تولید ویا شرکت  تولیدی داران‌ تو هر بخش دیگه که بشه اون‌کسترش داده بشه وتعداد افراد بیشتری از این نعمت که خدایی عزیز داده  بهر ببرن وعده. زیادی  رو به کار دعوت کرد و این‌ نعمت رو تو شکلی عالی  بهش ارزش افزود  وعمل صالح هم‌ بیشتر بهتر انجام بشه  اون فرد هست که از  دریافتی که از درخواستش داشته با چه  افکاری همسو. کنه با نگاه بخش مثب و یا نگاه تو بخش منفی حتی می‌توان اگه اون رضایت  که ازدریافت به دست نیاورده اون‌ کنار گذاشته در خواست جدید بده گه بار اون تجربه بهتری رو به زندگیم بده 

      ما یی تمرین‌ تو بخش اول دوره خدا هرکز دیر نمیکند داشتیم‌که باید همین درخواست رو ارسال میکردیم و طریقه درخواست رو شما به من‌ نگفتید اول گفتید  که بنویسد  که چی درخواست داریم  من‌اون روز نوشتن و واروزها رو روی کاغذ اوردم 

      برای خودم‌کلی هیجان داشتن‌که دارم درخواست می فرستم‌ اون برای خدایی و خودم‌کاری که هیج زمان به این شگل نبود کلی  باور داشتنم که من اجازه درخواستن رو ندارم‌ باید بگم‌ اگه خدایی  عزیزم صلاح دونست به من میدهد  ولی با تمرین بدی متوجه شدم من‌ هیج کودم  اول توحس خوب نبود مال  خودم‌نبود نیمه کاره بودو تازه به دیگران بیشتر  تعلق داشت تا خودم 

      اون روز درک  کاملی ودرستی از  انجام  اون تمرین به دست نیاوردم 

      آمروز با این نوشته متوجه شدم  من‌ اون روز  باروه اول بودکه داشتم درخواست به خدایی خودم‌ می فرستادم‌ ولی  ته ذهنم‌ اصلا باوره و انتظار دریافت رو نداشتم  وحقیفت اون  دریافت رو به سود اخرت هست آیا عمل صالح هست که توشعه آخرت بشه 

      اصلا دلم  نمی‌خواست دریافت صورت بگیره  من‌ونگران همین‌ دریافت هم‌ بود که‌با دریافت این نعمت من‌ تو کودم بخش میتوانم‌ ارزش استفاده کنم‌ واین‌ کلی نگرانی برای من داشت  که‌ تو‌ افکارنداشتن‌ بهتر از داشتن‌ بود 

       با اتمام‌ اون‌ مسبر  من‌ متوجه شدم‌که اگه من‌درخواست فرستادم اون بخش دریافت صورت‌گرفت رو تو این‌ مسیر کمک‌. خداوند  متوجه شدم‌ حالا من‌ هستم‌ که اون به ثواب یا کناه  تبدیل می کنم بخش دریافت  خدای اصلادنه ثواب هست ونه گناه بکله نعمت به من داده شده من هستم‌که اون‌ تو کودم بخش بهش بها داده  واون به شکل باقیات صالحات تبدیل کنم  هم‌مال این دنیا باشه وهم‌ مال آخرت 

      این دنیا هم اول خودم‌ وهم دیگران ارزش استفاده کنم‌ اون به شکل   وقف به حا بزارم‌ که دربودن  هم‌ دیگران استفاده کرده زمانی که ازدنیا رفتم‌ از اون نعمت دیگران بهرببرن  خوب آنها بازم  اون بخش عمل صالح  ادامه داشته باشه  به من  هم‌ میرسه  بخش وقف رو با این نوشته بهش رسیدم‌ که چقدر مفید هست نعمت دریافتی با این کاره همیشه تو حالت کسترش هست از بین نمی میره  از شکلی به شکل بهتری تبدیل میشه  

      تو اقوام همسرم کسانی هستن‌ که دارای زیادی  داران  خودش اول کلی لذت و تجربه خوب رو دریافت کردن  و بعضی همون کاره اول رو انجام دادن تجربه  خوب رو کسب کردن وبخشی توهمین بخش وقف هدف گزاری کردن  کاره می کنن  ولی به این درک‌ عمیق نرسیده بودم حتی برای همین امر بسیار  عجله هم داره که زودتر تو کیفت بهتری انجام بشه تا اون افرادی که دریافت میکنن  شرایط ،بهتری باشن ولی حالا دریافتم‌ که اون با این‌ کاره داره برای خودش اون تجربه بهتر رو انجام  میده جون اون نیازمند که دارانمی شه زمانی رو توحالت بهتر سپری میکنه

      اگه همون‌نیازمند. از. خدای  خودش درخواست کنه اون تو شرایطی قرار می کیره  که از دریافت تو هر بخش  بتوانه استفاده کنه 

       پس درخواست فرستادن ودریافت تو شرایط هست‌ که با  حس خوب باشه  ولی  زمان دریافت اون فرد هست‌ که بهش  اون‌ هدف  کنارش رو  تعیبن میکنه 

      افردی هست که درخواست می فرستن خدا هم بهش اون خواست میده ولی با اطلا عات که وتوبخش منفی هست با شیطان دست تودست هم شده  اشتباهی که داران ازاون به شکل منفی استفاده کره وشرایط روبرای دیگران اول توحس بد نگه.  داشته کلی آسیب به دیگران زده حال دیگران رو دچار مشکل کرده و از اون ودریافت نه تنها ثوابی برای آخرت ندارن‌ کلی هم‌ کناه رو  همراه همون دریافت به خودشون میدن 

      در گذشته داشتن نعمت رو امری بی فایده برای آخرت میدوستم‌توحد نیاز خوب بود بیش ازاون نه ولی با درک کل این مسیرمتوجه شدم وفتی من ازلحاظ  مالی استقال داشته باشم  توشرایط بهتری زندگی میکنم دست باز هست که اون نعمت توچه مسبری  استفاده کنم‌

       تجربه راحتی داشته باشم نگران این‌ نباشم که میران کم هست نمتوانم کاری  زیادی  انجام بدم و  حالم خوب هست چون برای کارهای که و توذهنم هست نیاز به دیگران برای دریافت نیستم‌که اگه اون فرد به من پولی روبده گاری روانجام بدم استقالی مالی برای من بزگترین  نعمت زندگی هست که قدرت وتوانی هرکاری خوب رو به من‌ میده  من برای دریافت همین نعمت استقال مالی دارم روی خودم‌کاره میکنم‌که زمان دریافت ازرش به شکل احسن استفاده کنم  اول توبخش باورها اون کارکردن باورهای اشتباه رو پیدا کردن روی اون دارم‌کاره میکنم که لایقت این دریافت رو به حد رشد وگسترش برسونم و زمان دریافت هم‌ دست خدایی عزیزم هست چون من‌ تو این بخش هنوز کاره زیادی انجام ندادم  هنوز دارم زبر ساخت اون انجام میده  ریشه این بخش رو دارم ترمیم‌ میکنم  

      من دریافت هرانسانی که توهربخش مشکلی داره همه وهمه بخاطر کمبودهایی تواون بخش هست اون ارتباط با خدای تو اون بخش مشکل داره کلی باوره اشتباه داره ریشه اون‌ مسبر  ایراد داره  با برطرف کردن مشکل ریشه اون بخش هم شروع به نتیجه دادن میکنه برای من‌که به این شکل داره  به پیش میره 

      خدا پشت وپنا هتون یا حق. حق نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اکبر
      1402/12/29 02:37
      مدت عضویت: 337 روز
      امتیاز کاربر: 1575 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 187 کلمه

      سلام به همه 

      بطور قطع در طول عمر هر چه داریم ونداریم ازآن خداست دراین که شکی نیست و خوب پذیرفتنی است 

      اما مشکل اینجا بود و قسمت  جالب قضیه  این است که آیا ما واقعا در انتخاب ودرخواست نعمت هانیز  آزادیم بدون محدویت این را نمیدانستیم وشایدالان هم بسختی بشود پذیرفت که واقعا بدون ترس ومحدودیت هرآنچه دلمان میخواهد ودوست داریم درخواست کنیم 

      وجالبتر اینکه احساس خوبی که از استفاده از نعمت ها داریم وان حال خوب ثواب است نه اینکه دریافت نعمت ها 

      اگرچه یادگرفتیم بمیزان دریافت وکثرت نعمت ها ازسوی خدا بستگی به ارتباط با خدا دارد 

      واقعا این حرفها را نمیشود هرجا اصلا مطرح کرد ولی بنده با 

      آغوش باز واحساس خوب این اگاهی ها رو درک میکنم ولذت میبرم که میتوانم بدون ترس ومحدودیت هر آنچه از خدا میخواهم را درخواست کنم که بزرگترین  درخواست های من جزیی ازجز برای خداوند محسوب نمیشود 

      درموردبخشش  بخشش قراراست حال واحساس خودمان را خوب کند وگرنه اجباری نیست 

      مثل همیشه عالی بود استاد 

      چه لذت وسرخوشی  داشت این آکاهی ها 

      حالا باخیال راحت وبدون ترس فقط درخواست میکنم تند تند و راحت  ومطمئنم که خداوند همه را دراحتیار من قرار میدهد 

      وهمه اینها بصلاح من است 

      خدایا…….. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      1402/12/28 16:08
      مدت عضویت: 620 روز
      امتیاز کاربر: 15860 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 656 کلمه

      باسلام خدمت شما استاد عزیز 

      من فکر می‌کنم که هرچه در زندگیم دارم یک نعمت از سمت خداوند است و جزئی یا کلی بودنش مهم نیست و مهم بودن اون حس خوب و راضی بودن از او نعمت است،

      اگر در زندگی مان بسیار آگاهانه فکر کنیم و شناخت خوبی درباره قدرت اراده خداوند و قدرت ذهن خودمان داشته باشیم می‌فهمیم که در انتخاب نعمت‌های الهی هیچ محدودیتی نداریم و هرچی که از خداوند بخواهیم بدون شک به ما خواهد داد مثلاً خانه ماشین یا وسایلی که در دنیا مادی هستند و یا افکار خوب آرامش احساسات خوب عشق و مهربانی که معنوی هستند همه را من در زندگی از خدا خواسته م و تجربه کردم ،

      خداوند برای بنده‌های خود تعیین نکرده که آیا خواسته کوچک یا بزرگی از او داشته باشیم ا باور قدرت بی‌نهایت نعمت‌های خداوند می‌توانیم همه چیز را از او درخواست کنیم،گاهی ممکن است یک نعمت ساده باشد مثلاً احترام و ارزشی که برای خودمان قائل هستیم و دوست داریم که در رابطه با خودمان جسم خودمان و آگاهی ذهنمان راضی‌تر و در احساس بهتری زندگی کنیم از نظر من این خودش یک نعمت مهم و ارزشمنده،

      ما در رابطه با استفاده از نعمت‌های خودمان در زندگی آزاد هستیم زیرا حق انتخاب داریم قدرت ذهن داریم و می‌توانیم با ذهنی آگاه خالق نعمت‌ها و اتفاق‌های زندگیمان باشیم آزاد هستیم زیرا از قدرت فکر کردن برخورداریم و میتوانیم مسیر درست را پیدا کنیم و با احساس خوب نعمت‌هایی رو به زندگی خودمان جذب و استفاده کنیم،

      به نظر من انسان می‌تواند در شرایطی که امکانش بود به امور خیریه کمک کند اما اینکه همیشه تلاش کند که در این مسیر حتی اگر که هر روز این کار را انجام بده خودش را دچار اضطراب سختی کند ضرورت ندارد،ولی هر چیزی به موقع خودش منطقی و مفید است مثلاً اگر یک نعمتی رو داشتیم که خیلی خوب ازش استفاده کردیم و خداوند یکی بهترش رو به ما هدیه داد می‌توانیم اون نعمت قبلی رو صرف امور خیلی کنیم،،

      اینکه دریافت نعمت‌ها همیشه از طرف خداوند به ما داده می‌شوند و خدا به عهد خودش پایبند است اما مصرف نعمت‌ها در زندگی ما  به احساس رضایتمندی و توجه ما به داشته‌هایمان است وقتی با آگاهی نعمت‌های خودمان را مصرف کنیم پس قطعاً ثواب کرده‌ایم،

      من بسیار مشتاق تجربه نعمت‌های الهی با احساس خوب خواستن قلبی و آگاهی ذهنی هستم،و هر روز بالاترین و مهم‌ترین نعمت زندگیم یعنی سلامتی رو می‌بینم و برای اون سپاسگزار هستم من از داشتن نعمت‌ها راضی هستم و هرگز احساس گناه نمی‌کنم،چون همه نعمت ها که مادی نیست یعنی من لایق سلامتی عشق ارامش مهربانی حس خوب و یک زندگی باکیفت  رو ندارم و قطعا که من لایق همه ی نعمت های زندگیم هستم و احساس خوبی دارم زیرا که من یاد گرفتم که همانند خداوند رفتار کنم خوبی و زیبایی رو ببینم عشق بورزم و گسترش و فراوانی رو درون خودم افزایش بدم پی نعمت‌هایی که در زندگی من دارند حق من است،

      من از زمانی که با سایت آشنا شدم و در این فایل‌های خوب زندگی با طعم خداوند و زندگی با اراده خدا و فعالیت داشتم دریافتم که ارتباط و نزدیکی خودم رو با خداوند چگونه باید حفظ کنم و به کیفیت و احساس خوب برسانم برای همین از زمانی که این آگاهی رو دریافت کردم از نعمت‌های زیادی برخوردار شدم ،و همه این‌ها برای تغییر باورهای من و احساس نزدیکی که درون خودم با خداوند و شناخت درست و حقیقی خودم و خداوند داشتم به وجود آمده است،

      و من از تمام آگاهی‌هایی که در این جلسه خواندم راضی هستم که یک بار دیگه ایمان آوردم به مهربان بودن بخشندگی و لطف و رحمت خداوند در زندگی خودم و هر چقدر که فکر می‌کنم نعمت‌های خودم را می‌شمارم باز بیشتر احساس راضی بودن و سپاسگزاری درونم پیدا می‌شود من از این اگاهی‌های این جلسه برداشت کردم که در رابطه با نعمت‌های الهی باید ایمان داشته باشم،و در آرامش و احساس خوب خواسته‌هایم را به خدای خودم بگویم و تنها از او انتظار داشته باشم،

      خدایا سپاسگزارم 

      باتشکرازشما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم