بسیاری از انسانها هیچ آرزوی ندارند چون نمیدانند که میتوانند از خداوند درخواست و طلب نعمت کنند. برخی دیگر که آرزو میکنند سالهاست در انتظار برآورده شدن خواستههای خود هستند.
مساله مشترک بین دو گروه این است که ما انسانها به طور ناخودآگاه علاقه ای به دریافت نعمتهای الهی نداریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.29 از 63 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدای عزیز
خداوندا تویی که خود بسیار بخشنده ای……
من الان تمام نعمت هایی را که دارم چه ماشین چه خونه چه همین موبایل و لپ تاپ و کفش و هر چه که هست ۱۰۰ درصد انتخاب خودم بوده است در واقع هر چه از ذهن بگذرد در دایره قدرت خداوند است و الان همین زندگی و نعمت هایی را که دارم من روزی به همه آنها فکر کرده بوده ام و دارم الان آنها را تجربه میکنم خواسته یا نعمت شاید در ذهن شما بد یا خوب باشد ولی از نظر خداوند یک واحد درخواستی حساب میشود و از آنجائییکه خداوند ما را آزاد در حق انتخاب گذاشته است به ما احترام میگذارد و خواسته ما را وارد زندگی مان میکند حتی جنگ و تصادف و غم و ناراحتی از نظر ما بد است ولی از نظر خداوند یک واحد خواسته بوده که روزی در ذهن بندگانش بوده و به خداوند عرضه کردند و خداوند از آنجائییکه که عادل است آنرا وارد تجربه زندگی می کند و به نظرم این اوج وجودیت خداوند را نشان میدهد و اوج احترام و دوست داشتن ما را نشان میدهد.
من الان یادم میاد که دوست داشتم تا دکترا درس بخونم و در ذهن این بود که من توانایی درس خوندن رو دارم یعنی باید مشتاق تجربه کردن خواسته هایمان باشیم که این اشتیاق از ایمان به خداوند می آید و این اشتیاق باعث انگیزه و حرکت در ما میشود و در مسیر خواسته هایمان حرکت میکنیم و اون رو تجربه میکنیم،من هم دقیقا مشتاق کسب تجربه نعمت درس خوندن و کسب تجربه جدید بوده ام و به خودم و توانمندی هایم ایمان داشتم و باعث حرکت من در مسیر خواسته ام شد من با شور و علاقه روزی بالای ۱۵ ساعت هم برای ورودی لیسانس و هم برای ورودی فوق لیسانس درس خوندم و اشتیاق رسیدن به خواسته هایم را داشتم و هر کس که من رو میدید میگفت چه خبرت اینقدر درس میخونه ولی اون از نگاه خودش بود نمیدانست من چه انگیزه ای برای موفقیت دارم و حرکت کردم و موفق شده ام که به خواسته ام که گرفتن مدرک فوق لیسانس بود برسم و لذت ببرم شاید نتونستم از مدرک ام به درستی استفاده کنم و الان در مسیر دیگری از زندگیم هستم ولی اگر روزی که در مسیر شروع حرکت درس خوندم بوده ام از خداوند میخواستم که اگر به صلاح من هست وارد فوق لیسانس زمین شناسی شوم و اگر نیست که دیگه وارد نشوم خوب اگر من با این دید از خداوند میخواستم که الان حتی در این جایگاه علاقه ام هم نبوده ام پس از خداوند درخواست کنید حتی اگر اون خواسته منفعتی نداشت ولی در مسیر موفقیت برای شما میشود من در مسیر فوق لیسانس برای من استقلال فکری و اعتماد به نفس و نترسیدن از اینکه یک دختر هم میشود تنها در یک شهر دورتر از محل زندگی خودش بتونه موفق بشه و اینکه من خودم به تنهایی رستوران یا کافه میرفتم و تنهایی خرید میکردم تمام مایحتاج روزانه رو و یک شخصیت جدید در من ایجاد کرد و از من یک آرزوی متفاوت ساخت و برای من یک مسیر شد برای بهتر شدن شخصیت ام و باور کردن توانایی هایم و دوباره در مسیر دیگر شروع کرده ام به حرکت کردن و کسب تجربه متفاوت پس از خداوند درخواست کنیم و نعمت های الهی زیاد بخواهیم زیرا ورود هر نعمت به زندگیمان علاوه بر کسب تجربه باعث بهتر شدن شخصیت ما میشود و بهتر شدن کیفیت زندگی و وجود ما میشود.
من اول گوشی نداشتم از خداوند درخواست گوشی کرده ام و خداوند یک گوشی وارد زندگی من کرد اون نعمت باعث شد که من کار کردن با گوشی رو یاد بگیرم بعد این جرات در من ایجاد شد که از خداوند گوشی بهتر بخواهم و گوشی بهتر هم وارد شد بعد شخصیت من از اینکه میتونم خیلی راحت با گوشی کار کنم بهتر شد و احساس توانمندی در من ایجاد شد و حالا درخواست جدید لپ تاپ بود و من درخواست لپ تاپ کرده ام و وارد زندگی من شد و من مجبورم شده ام که برم کلاس های کامپیوتر و تونستم مدرک isdl درجه یک و دو کامپیوتر رو بگیرم و تمام پایان نامه لیسانس و فوق لیسانس ام رو خودم انجام دهم و مسلط به پایان نامه ام باشم و نمره بالایی رو هم دریافت کنم و الان باعث شده که این توانمندی در کار با کامپیوتر و موبایل من رو به سمت یادگیری زبان انگلیسی ببرد و مشتاق یادگیری زبان انگلیسی شوم که الان علاوه بر مدرس زبان انگلیسی در مسیر گرفتن مدرک آیلتس زبانم هم باشم یعنی شروع یک نعمت زنجیر وار باعث ورود نعمت های بهتر و بهتر به زندگی مان میشود پس از خداوند زیاد بخواهیم زیرا هر نعمت یعنی تجربه بیشتر و بیشتر و از آنجائییکه که جهان به سمت بهتر شدن و گسترش است هر نعمت گسترش و کیفیت بهتر را به دنبال دارد.
در واقع نعمت های الهی یک دانشی هستند که باید یاد بگیریم ما چاقی رو یاد گرفتیم با الگو قرار دادن ها و ترس ها و شاید هم لذت ها و بعد کم کم نعمت چاقی وارد شد و چاقی هم یک نعمت بود که خودمان درخواست کرده بودیم و بعد اومدیم با کسب دانش لاغری و تناسب اندام در دوره ورود به سرزمین لاغرها، لاغری رو یاد گرفتیم و نعمت لاغری و تناسب اندام وارد زندگی ما شد. و ما احساس لذت و خوشحالی کردیم چقدر ورود نعمت ها به زندگی لذت بخش هست پس از خداوند زیاد بخواهیم زیرا با ورود هر نعمت احساس ما بیشتر و شادتر میشود و احساس ما چه در جهت خوب چه در جهت بد میشود کارنامه اعمال ما.
هر کس که خدا را باور کند و به خودش و توانمندی هایش ایمان داشته باشد و از خودش انتظار بهتر شدن داشته باشد و در جهت خواسته هایش حرکت کند و اشتیاق رسیدن داشته باشد و زمان تعیین نکند برای رسیدن به خواسته چون میداند در اوج توانایی است و خداوند هم در اوج قدرت است پس دیگر کسی در اوج قدرت و توانمندی است دیگر خودش رو درگیر زمان و نیازمندی نمیکند و رها میکند و میداند که لیاقت رسیدن به خواسته هایش را دارد و در مسیر موفقیت ادامه میدهد و بعد نعمت و خواسته بعدی و بعدی و کسب تجربیات بیشتر و بهتر و به طبع کارنامه زیباتر و احساس آرامش بیشتر ایجاد میشود.
من یکی از اقوام خیلی پولدار بود و از بنایی شروع کرده بود و بعد پیمانکار شد و چندین نفر برای او کار میکردند و از ترس اینکه مبادا چشم بخوره یا اموال خودش رو از دست بده هر سال غذا میداد و مردم برای بودنش دعا میکردند ظاهر ماجرا عالی است و حالا باید ثروت این فرد چندین برابر میشد ولی الان در یک خونه اجاره ای پس ثواب اون همه غذایی که داد کجا رفت، و این نشان میدهد که خداوند کاری به اعمال ما ندارد بلکه احساس و انتظاری که ما از کاری که انجام میدهیم دارد.
در عوض یکی از اقوام دیگر که الان در اوج ثروت است خیلی کم میبخشد و خیلی خیلی هم به پول علاقه دارد و باور بینهایت به فراوانی و ثروت دارد و داشت ساختمان سازی میکرد و بهش گفتند که در این اوضاع مملکت چه دلی داری که داری ساختمان سازی میکنه مگه مردم پول دارند که واحدهای تو رو بخرند ولی طرف خندید و گفت همانطور که خدا این همه پول و ثروت به من داده مشتری برای واحدهای ساختمان من نیز میاره و نه خبری از غذا دادن داره نه سفره پهن میکنه اصلا و بینهایت روز به روز داره ثروتمندتر میشه و اصلا پول رو کثیف نمیدونه که با نجام کارهایی بخواهد اون رو از خودش دور کنه بلکه پول و ثروت رو نعمت خدا میداند و از داشتنش داره بینهایت داره لذت میبرد.
پس اگر پولی را میبخشم به نیت اینکه دها برابرش وارد زندگیمان میشود ببخشیم و اون احساس خوب رو از اینکه خداوند به من نعمتی داده و خدا رو شکر من هم قدرتی دارم که میبخشم احساس بخشندگی خداوند رو نسبت به خودمان هم درک میکنیم که خداوند با هر بار نعمت دادن و بخشیدن به احساس لذت و خوشحالی دارد پس از خداوند زیاد بخواهیم تا احساس لذت بیشتری ایجاد شود.
من مستحق و لایق دریافت نعمت های الهی هستم و چقدر قراره که احساس خوب در ما برای دریافت نعمت های الهی ایجاد شود.