بسیاری از انسانها هیچ آرزوی ندارند چون نمیدانند که میتوانند از خداوند درخواست و طلب نعمت کنند. برخی دیگر که آرزو میکنند سالهاست در انتظار برآورده شدن خواستههای خود هستند.
مساله مشترک بین دو گروه این است که ما انسانها به طور ناخودآگاه علاقه ای به دریافت نعمتهای الهی نداریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.29 از 63 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️❤️
سلام
زندگی با کمک خداوند: گام هفدهم : نعمت های الهی شامل حال من است
تمرین آموزشی ✍️
قبلاً که کم سن و سال بودم تصورم از نعمتهای الهی بیشتر نان و خورد و خوراک به خصوص برنج بود چون زیاد شنیده و دیده بودم که وقتی اطرافیان میخواستند برای اثبات حرف شون قسم بخورند نون و بر میداشتند و به عنوان نعمت و برکت حلال قسم میخوردند و بقیه به حرمت نعمت نان حرف اون فرد و قبول میکردند و یا مادرم زمانی که غذا پلو درست میکرد و اگر مقداری در ظرف مون می موند همیشه اصرار داشت که غذاتونو تا آخر بخورید چون عقیده داشت که برنج برکت خداست و همیشه میگفت روی هر یه دونه برنج سه تا قل هو الله نوشته شده و اگه در ظرف مقداری غذا بمونه گناه محسوب میشه و ما هم همیشه غذامونو تا آخرش میخوردیم که گناهی نکرده باشیم من همیشه برای نان و برنج و احترام خاصی قائل بودم و هستم
در مورد آزادی در انتخاب نعمت ها
من فکر میکردم که باید در زندگی قانع باشم و به داشته هام راضی باشم و همینکه دستم جلوی کسی دراز نباشه کافیه و آدم باید پاشو به اندازه گلیمش دراز کنه و زیاده خواهی در زندگی گناه محسوب میشه و پول و ثروت زیاد آدم و از خدا دور میکنه به خاطر همین هیچ وقت از خداوند خواستههای زیادی نداشتم و سعی میکردم که در زندگیم قناعت کنم و به داشته هام راضی باشم که مبادا خداوند ازم راضی نباشه
من میدونم که همه ی لوازمی که در زندگیم دارم متعلق به خودمه ولی اکثرا طوری آموزش دیدیم که دست و دل مون نمیره که از اموال مون خودمون استفاده کنیم و لذت ببریم چون بهمون گفتن لباس خوب واسه مهمونی رفتن ، غذاهای خوب و عالی واسه مهمون ، رخت خواب خوب و تمیز ، ظروف شیک ، خونهی مرتب …..واسه مهمون
اینه که خودمونو زیاد لایق استفاده از چیزهایی که داریم نمیدونیم و بهترین چیزها رو نگه میداریم برای مهمون ولی با آگاهی های که به دست آوردم کلا دگرگون شدم چند روز داشتم با خودم فکر میکردم و کلی به گذشته خودم افسوس خوردم که چرا از داشته های خودم لذت نبردم و همیشه استفاده از اونا رو موکول کردم به بعد
و خوشحالم که بازم هنوز تا زنده هستم و فرصت زندگی کردن دارم با دریافت آگاهی های ارزشمند درست زندگی کردن و دارم یاد میگیرم
تصمیم گرفتم که دیگه از تموم نعمتهایی که در اختیار دارم با حال و احساس خوب استفاده کنم و اگه زمانی هم دوست داشتم بازم با احساس خوب از داشته هام خودم ببخشم و لذت شو ببرم قبلا اگه میخواستم چیزی از دارایی مو به نیازمندی ببخشم میگفتم میبخشم به خاطر رضای خداوند و گاهی اوقات اگه تو خیابون نیازمندی میدیدم و می اومد ازم درخواست کمک میکرد اگه اون لحظه پول نقد همراه هم نبود و بهش میگفتم ، پول نقد همراه هم نیست و اون میرفت بعدش تا رسیدن به خونه کلی عذاب وجدان داشتم و قیافه ی اون فرد جلو چشمام بود مخصوصا اگه اون فرد بچه و یا مسن بود و فکر میکردم که الان خداوند ازم راضی نیست یعنی اگه قرار بود کار نیکی هم انجام بدم نگشرشم این بود که باید برای رضای خدا باشه
و یا اگه چند جفت کفش و کیف و چندین دست لباس جدید داشتم و باز میرفتم مجدد خرید میکردم درسته اکه اون لحظه خوشحال بودم ولی باز از یه طرف ناراحتم بودم و با خودم میگفتم نکنه که خدا ازم راضی نباشه و این کارم اسراف باشه و هر زمان که دخترم خرید میکنه من همیشه دعواش میکردم آخه دخترم خیلی اهل خرید کردنه شاید بیست جفت کفش و کیف چندین کمد لباس داشته باشه ومن همیشه بهش میگفتم این کار ت درست نیست خدارو خوش نمیاد که تو این همه کیف و کفش و لباس داشته باشی و بازم دوباره بخری ، شاید یه بنده خدا همین الان نیاز به لباس داشته باشه و تو غرق در کیف و کفش و لباس باشی و بهش میگفتم این کار تو گناه محسوب میشه ولی دخترم همیشه میگه مامان من با این حرفا کار ندارم من از خرید کفش و لباس لذت میبرم و از پوشیدن اونا کیف میکنم و الان خوشحالم که متوجه شدم که دریافت نعمتهای فراوان در زندگی گناه محسوب نمیشه و از این به بعد دیگه موقع خرید جدید به دخترم از این حرفا نمیزنم چون ممکنه با این حرفای من ناراحت بشه ، عذاب وجدان بگیره و کم کم از خدا دور بشه
تو همساگی مون فردی هست که خیلی ثروت مند و غنیه چندین خونه ، زمین ،باغ ، ویلا ، مغازه ، ماشین ، تراکتور ، موتور ، حساب بانکی ……داره ولی اصلا دست خیر نداره همش دوتا بچه داره حتی با این همه دارایی مراسم عروسیه دختر شو مثل قدیم تو خونه گرفت و همه مسخره میکردند که فلانی با این همه ثروت چقدر بدبخته که مراسم دخترشو تو خونه گرفت و من با چشمم دیدم که هیچ لذتی از دارایی اش نمبره ، در طول سال یه مسافرت خانوادگی نمیرن ولی هر روز به دارایی و ثروتش اضافه میشه و این نشون میده که وقتی انسان از خداوند درخواست نعمت میکنه ، خداوند پاسخ میده و کاری نداره که فرد از نعمتهاش چه طور استفاده میکنه و اگه به دیگرانم نبخشه براش هیچ گناهی محسوب نمیشه وگرنه من بارها با چشمم دیدم که نیازمندی از این فرد درخواست کمک کرده و اون بیتفاوت از کنارش رد شده و کمکی نکرده و من در اون لحظه خیلی ناراحت شدم و میگفتم حالا یه کمکی میکرد چی میشد چیزی که از اموالش کم نمیشد و زیاد میشنیدم و همچنان میشنوم که اطرافیان همیشه میگن که آخر و عاقبت نداره ، بلاخره خدا قهرش میگیره ثروت شو از دست میده ولی اون فرد هر روز پولدارتر میشه و به تعداد خونهها ، زمینها و ماشین ها و اموال و دارایی هایش اضافه میشه
با دریافت این آگاهی ها متوجه شدم که من هنوزم ایمانم به خداوند ضعیفه من هنوزم یه گوشه ذهنم خدا رو انتقام گیرنده میدونم یعنی از نظر من و اطرافیان این فرد چون خیلی پولدار و ثروتمنده باید همیشه به دیگران کمک کنه وگرنه خداوند باید نیست و نابودش کنه
پس این فرد دانش دریافت نعمت از خداوند و در زندگیش یاد گرفته و حتما عملکردش درسته که هر روز به داراییهاش اضافه میشه خب اموال خودشه درسته که دست خیر نداره ولی آزارش به کسی هم نمیرسه سرش تو زندگیه خودشه چرا من فکر میکردم که خدا باید نیست و نابودش کنه نوشتن واقعا معجزه میکنه با دریافت این آگاهی ها نگرش من نسبت به این فرد عوض شد براش آرزو میکنم که بتونه از داراییهاش با احساس خوب استفاده کنه و حال خوب و تجربه کنه .
استاد ممنون از زحمات