بسیاری از انسانها هیچ آرزوی ندارند چون نمیدانند که میتوانند از خداوند درخواست و طلب نعمت کنند. برخی دیگر که آرزو میکنند سالهاست در انتظار برآورده شدن خواستههای خود هستند.
مساله مشترک بین دو گروه این است که ما انسانها به طور ناخودآگاه علاقه ای به دریافت نعمتهای الهی نداریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.29 از 63 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
یکی از خواسته های من همیشه این بوده که وقتی چیزی میخوام از همسرم و اون قبول نمیکرده به دنبال حذف همسرم بودم نه در مورد همسرم در هر موردی در ارتباط با اطرافیان و یا وسیله ای که اگر اونها نبودند میشد و یا اگر اینها بودند میشد
ولی حال در تجربه آموزش هام میدانم که این روشی بوده که همیشه انجام میدادم به دنبال حذف خواسته هام بودم و خودم را ناتوان میدیدم و در برخورد با موقعیتی ،عوامل بیرونی را مسبب میدونستم و به دنبال تغییر اونها بودم به جای اینکه به دنبال تغییر خودم باشم به دنبال تغییر محیط و اطرافیانم بودم
من مسئول کامل زندگیم افکارم نگرشمم و هر انچه هست، هستم
یاد این جمله معروف افتادم آنقدر در میزنم تا ببینم گل روی صاحبخانه را یا بگشاید در را
و این در مورد خداوند بود که وقتی چیزی از خداوند میخواهی باید اینقدر التماس کنی و پافشاری کنی و ازش بخواهی تا بهت بدهد و من همیشه با این موضوع مقاومت داشتم که این چه خدایی هست که هر چیزی که ازش بخواهم باید اینقدر پافشاری کنم که میتونم الان بفهمم که عیب از خدا نیست این از برداشت خودم هست
خدا بی گناه هست
خدا اجابت کننده هست
من هنوز درخواست نکرده روی خواسته خودم خط میکشیدم
وقتی درخواستی دارم با روشهایی که میدونم راه رسیدن به اون خواسته را استنباط میکنم و چون خودم را ناتوان و یا منوط به بایدها و نبایدهایی میدونم قبل از تشکیل اون خواسته روی اون خواسته که چه عرض کنم حتی روی خودم هم خط میکشیدم و برای خودم خودآزاریِ درگیری فکری ایجاد میکردم.
خودم و شرایطم و اونچه که میخواهم را براساس شرایطی که برایم قابل ملموس هست براورد میکردم درصورتی که برای خدا فرقی نمیکنه من الان در چه موقعیت و شرایطی هستم
اون چیزی که برای خدا مهمه که من چه حسی دارم چگونه دارم میاندیشم
الان که داشتم این متن را مینوشتم در ذهنم داشت شرایط کاریم مرور میشد و همچنین بعدش شرایطی که میخواهم در اون باشم و یک مقایسه که اگر اینطور بشود چی میشه و این فکر که نه بابا باید یه سری اتفاقات بیوفته و یک سری اقدامات انجام بشه تا من به اون خواسته ام برسم ولی ایا برای خدا فرقی میکنه من الان در چه موقعیتی هستم
و این الهام و این جمله در ذهنم مرور شد
خداوند آسون کننده هست
آسونی ای که مرا در جهت سختی ها آسون کنه یا مرا در جهت آسونی ها ،آسون کنه
من چطوری میخواهم
آیا خواسته هام و تجربیاتی که میخواهم با عقل خودم دارم میسنجم و موقعیت ها را براش میسنجم یا به عقل خدا رجوع میکنم و او برایم راهگشا هست
پس بجای اینکه دستان خدا در پوست گردو بزارم
ازش میخواهم مرا آسون کنه برای آسونی ها در هر جهت
خواسته من آنچه هست من باید بهش ایمان داشته باشم که انجام میشود چون اگه از دایره قدرت خداوند دور بود در ذهنم به تصویر کشیده نمیشد پس انجام میشود انجام پذیر است
من مشتاق تجربه نعمت های الهی هستم
من خواسته هایم و تموم چیزهایی که میخواهم را به شرط و شروط وابسته میدونم
من دوست دارم الان برای خودم به مسافرت و گردش و تفریح برم ولی ذهن منطقی درجا میاد میگه با کدوم پول مگه ماشین داری با این شرایط با این شلوغی حالا همه اینها هم اوکی بشه همسرت چی و درنهایت قبل از اینکه خواسته شکل بگیره حذف میشه و حال بدی اش میمونه و نگاهی از سر تقصیر به شرایط و اطرافیان و ناتوانی
ولی تصمیمی که امروز گرفتم هر روز داشته هایی را که امروز دارم که روزی برایم رسیدن بهشون محال بود را بهشون بیاندیشم و به خودم هر بار یاد اور بشم وقتی اینها شده بقیه هم میشود
هیچ کس مقصر زندگیم نیست
من با تموم وجودم مسئولیت تمام و کمال زندگیم را به عهده میگیرم
بجای اینکه بگم اگر اینطور بشود اگر این شرایط محیا شودو هزاران اگر و اماهای دیگه
بگم لطف الهی شامل حال من است
به جای اینکه هزارتا دلیل برای نشدن بیاورم
کافیست ایمان بیارم که میشود
چون من مشتاق تجربه نعمت های الهی هستم
کافیست من خواسته ام را عرضه کنم و خودم را و خدایم را محدود نکنم
انجام میشه
حدود ۲۰ ماه پیش بیکار بودم و محتاج نون شب مدتی بود خواسته ای داشتم که نیازمند مبلغی پول بود هیچ کس بهم قرض نمیداد هیچ منبع درامدی نداشتم و کلی بدهکاری حتی نمیدونستم چطوری میتونم داشته باشمش و حتی هر پولی هم وارد زندگیم میشد اینقدر براش برنامه ریخته بودم که به خواسته ام نمیرسید ولی یک روز مصمم شدم به خواسته ام به خدای خودم گفتم نمیدونم از کجا من میخواهم تو آزادی و بهم بده
زمانی نبرد
دقیقا یادم نیست و این صحنه تا ابد جلوی چشمانم هست ۲ برابر مبلغی که میخواستم به حسابم واریز شده بود و من به خواسته ام رسیدم
فقط نیم ساعت داشتم به اس ام اس واریزی گوشی ام نگاه میکردم
و خدایی که به شدت کافیست
پس الان هم میشه از کجاش و چطوریش را نمیدونم ولی الان میدونم که شرط و شروطی نداره من مانعی نذارم و خیلی سریعتر از اونی که فکرش را کنم میشه الان هم دارم شرایطی را تجربه میکنم که آرزویم بوده و دارم به بهترین روش ممکن تجربه اش میکنم
خواسته من هر چه باشد امکان پذیر هست و به نظر من راه رسیدن به خواسته ها ایمان داشتن به رسیدن به خواسته ها هست
من مشتاق تجربه داشتن درامدی هستم که الان هزاران اما و اگر دارد
من مشتاق تجربه خواسته هایم هستم فارغ از هر عامل بیرونی
اما و اگر ندارد بلکه ذهنی پاک میخواد و ایمانی که بگوید میشود
من مشتاق تجربه نعمت های الهی هستم
و خدایی که به شدت کافیست
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم