بسیاری از انسانها به دنبال یادگیری چگونه تغییر دادن زندگی شان هستند اما زمانی که تغییرات الهی وارد زندگی شان میشود در برابر آن مقاومت میکنند.
تغییرات الهی پاسخ خداوند به خواستههای شماست اما ممکن است به دلیل واضح نبودن پذیرش آن برای شما سخت باشد.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.48 از 65 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
من به تغییرات الهی در زندگیم ایمان دارم
به نظر من تغییر کردن برای همه خیلی سخته چون ما به شرایط زندگی که داریم عادت کردیم و دوست داریم در نقطه ی راحتی خودمون بمونیم استاد در دوره ها ی لاغری گفتن که مغز انسان خیلی کم مصرفه و خیلی تنبله ودوست نداره انرژی زیادی مصرف کنه برای همین زیاد با ما همکاری نمیکنه برای ايجاد تغییرات مثلا برای یادگیری یه مهارت
مثال میزنم من سه ساله روزه نگرفتم چون ذهنیتم عوض شده بود وروزه رو قبول نداشتم امسال حس خوبی به روزه پیدا کردم از یک هفته قبل که من تصمیم گرفته بودم روزه بگیرم هی به مغزم فشار میومد هی تحت فشار عصبی بود کارهای خونه رو انجام نداده بودم همش میگفت چطور میخوای هم کار خونه کنی هم روزه منم حالتهای عصبی گرفته بودم ولی با خودم گفتم این یه چالش جدید هست برای من بعد سه سال من میخوام روزه بگیرم که به خودم ثابت کنم منم میتونم روزه بگیرم میخوام از نقطهی راحتی خودم بیام بیرون میخوام کمی به خودم فشار بیارم میخوام فشارگرسنگی رو تحمل کنم میخوام با این کار به خودم ثابت کنم که من همون الهام سالهای قبلیم که تو تابستون شانزده ساعت با یه بچه شیرخوار روزه گرفتم من همونم من میتونم. اصلا میخوام برای سلامتیم روزه بگیرم دوست دارم چربی خون وکبد چربم نرمال بشه دوست دارم ببینم بعد روزه داری ازمایشات چی رو نشون میده من برای اینکه مغزم رو راضی کنم رفتم از فواید روزه داری تو گوگل سرچ کردم فیلم دیدم دیدم که چقدر روزه داری برای بدن مفید هست بزار همه بگن برای لاغری میگیری منفی بافم هم میگفت میخوای لاغر بشی برای همین منم بهش گفتم آدم با بیست وچند روز مگه لاغر میشه مگه من سی روزه چاق شدم سی روزه لاغر بشم این یه تمرین خودسازی برای منه تصمیم قاطع گرفتم من عاشق ماه رمضان بودم قبلا از سحرهاش از دعای سحرش خاطره ها داشتم خیلی حس معنوی خوبی داشتم ماه رمضان اینو یه تمرین خودسازی برای خودم امسال تعیین کردم دوست داشتم به خودم ثابت کنم که میتونم دوست داشتم تغییر ایجاد کنم در یه ماه در زندگیم در خوردنم نه به خاطر دین مذهب نه به خاطر خدا به خاطر خود خودم دوست داشتم خودکنترلی رو عمل کنم خداروشکر تونستم دو روزه به راحتی روزه گرفتم دیروز سختم بود کمی کارهای خونه رو هم میکردم ولی تسلیم نشدم مغزم رو قانع کردم راضی کردم من همزمان با روزه دادی چهار پنج ساعت کار کردم یا حتی شش ساعت قبلا من ماه رمضان همش میخوابیدم یا حرکتی نمیکردم تا انرژی مصرف نکنم مبادا انرژیم کم بشه ونتونم روزه بگیرم ولی امسال خداروشکر تونستم دو روزه موفق شدم روزه بگیرم وحس خوبی دارم حس معنوی وآرامش خوبی دارم
یا مثلا چند ماه پيش من هدایت شدم به کلاس کامپیوتر در مرکز فنی حرفه ای راه خیلی دور بود وسرپایینی سربالایی زیاد داشت خودشم پاییز بود پاییز اینجا سرد بود من با اینکه عاشق آموزش بودم ولی همش مغزم منو تحت فشار میزاشت نرم بهانه میتراشید میگفت پات تازه خوب شده زانوت بازم درد میکنه هوا سرده سینوزیت داری سرت بازم درد میکنه دخترت رو کی میفرسته مدرسه نرو کامپیوتر هم که نداری یاد نمیگیری نمیخواد بری لپ تاپ بگیر بعد برو ولی من تصمیم قاطع گرفتم وذهنم رو با خودم همراه کردم کفتم من عاشق کامپیوترم هر سختی هم داشته باشه میپذیرم همش دو ماهه راحته میرم میام پیاده روی هم میکنم براي هواخوری هم خوبه منی که همش تو خونه هستم من دوماه با عشق رفتم خسته شدم سختم بود ولی تغییر رو پذیرفتم ورفتم ویاد هم گرفتم واعتماد به نفسم هم بیشتر شد وامتحان هم دادم وقبول هم شدم مدرکم رو هم قراره بگیرم خداروشکر تونستم تغییرکنم واز نقطه ی راحتی خودم بیرون بیام
من در مورد تغییرات الهی در زندگیم خیلی مثال دارم وشاید خیلی وقتها برای من دردناک بوده ولی به نفع من تمام شده
مثلا من چندتا دوست داشتم همش به من زنگ میزدن واز مشکلاتشون به من میگفتن یا کلا در زندگیم دخالت یا سرکشی میکردن کیا حتی حسادت میکردن با اینکه قانون رو میدونستم ولی بازم باهاشون حرف میزدم چون همش اونها زنگ میزدن ومن رو دربایستی داشتم برندارم تا اینکه خداوند خودش اونها رو از زندکی من خارج کرد اونها به من بیمهری کردن ومنو به گریه انداختن و جواب خوبی منو با بیوفایی دادن ومن دیگه با اونها قطع رابطه کردم خداوند منو دوست داشت که منو به این شکل ازونها جدا کرد تا من بیشتر آسیب نبینم من خودم باید این رابطه ها رو کات میکردم ونکردم و خداوند خودش با ایجاد این شرایط منو مجبور کرد که با اونها ارتباط نداشته باشم .
در مورد فرزند دوم داشتن من بااینکه خیلی دلم میخواد ولی دوست ندارم از منطقه راحتی خودم بیرون بیام چون به شرایط تک فرزندی عادت کردم وبرام سخته دوباره دچار چالش بچه داری بشم از اول اون مراحل رو تکرار کنم ولی دیگه دوست دارم تغییر کنم واز دایره راحتی خودم بیام بیرون و اقدام کنم و به خودم ثابت کنم که من میتونم از پسش برمیام من نمیخوام راحت طلب باشم دوست دارم برای خودم چالش بزارم حرکت کنم شجاع باشم برای خودم هدف داشته باشم تا رشد کنم آدم با حرکت کردن وحل مسائل زندگی رشد میکنه بچه دار شدن منو رشد میده بازم بزرگتر میشم قراره خیلی چیزها یاد بگیرم قراره همه چیز تغییر کنه واین خوبه آب یه جا بمونه میگنده باید جاری باشم باید حرکت کنم
من الهام عاشق تغییر کردنم من از تغییرات الهی استقبال میکنم من به سوی تغییر حرکت میکنم