بسیاری از انسانها به دنبال یادگیری چگونه تغییر دادن زندگی شان هستند اما زمانی که تغییرات الهی وارد زندگی شان می شود در برابر آن مقاومت می کنند.
تغییرات الهی پاسخ خداوند به خواسته های شماست اما ممکن است به دلیل واضح نبودن پذیرش آن برای شما سخت باشد.

تغییر کردن
تغییر کردن لازمه حیات است. همه مخلوقات خداوند در هر لحظه در حال تغییر کردن هستند.
شاید تغییر برخی مخلوقات مانند کوه در مقایسه با سرعت گذر عمر ما به قدری کند باشد که اگر سالها از یک کوه چشم برندارید هم شاید نتوانید شاهد تغییراتی که در کوه رخ داده است شوید.
اما صد سال یا دویست سال بعد این کوه به نسبت قبل تغییراتی داشته است که قابل ملاحظه کردن است.
همه چیز در هر لحظه در حال تغییر است با این تفاوت که تغییر در برخی مخلوقات کند و در برخی دیگر تند صورت می گیرد.
به تغییرات خود در طی یک شبانه روز فکر کنید. آیا می توانید آنها را شمارش کنید؟!
قطعا نمی توانید.
وجود شما در طی یک شبانه روز بارها تغییر می کند. این تغییر شامل تغییر فیزیکی در جسم و همچنین تغییر متافیزیکی در احساس شما می باشد.
ممکن است چند دقیقه قبل از نظر احساسی پریشان بوده باشید اما در این لحظه که در حال مطالعه این کلمات هستید وضعیت احساسی شما تغییر کرده است.
ممکن است در خیابان در حال رانندگی باشید که با بی احتیاطی راننده دیگری مواجه شوید و بلافاصله از حالت آرامش به حالت خشم و عصبانیت تغییر وضعیت می دهید.
حالت های بیشماری برای تغییر در طی یک شبانه روز می توان عنوان کرد که هر انسانی برخی از آنها را در طی شبانه روز تجربه می کند.
برآورده شدن آرزوها نیز نوعی تغییر است.
شاید خواسته شما داشتن ماشین باشد درحالی که اکنون ماشین ندارید. اینکه ماشین بخواهد وارد زندگی شما شود نیاز به ایجاد تغییر در جنبه های مختلف است تا خواسته شما محقق شود.
مهم نیست تحقق آرزوی شما چقدر زمان نیاز داشته باشد، اگر خواسته شما در یک دقیقه برآورده شود به خاطر ایجاد تغییر در جنبه های مختلف زندگی است و اگر سالها تحقق رویای شما زمان نیاز داشته باشد باز هم باید تغییر در جنبه های مختلف زندگی ایجاد شود تا آرزوی شما برآورده شود.
بنابراین پذیرش تغییر برای تحقق آرزوهایتان موضوع بسیار مهمی است که متاسفانه به دلیل عدم آگاهی از این موضوع بسیاری از افراد با اینکه به شدت نیاز به تحقق آرزوهایشان دارند اما به این دلیل که در برابر تغییر کردن مقاومت می کنند هرگز خواسته هایشان برآورده نمی شود.
حتی می توان به این شکل موضوع را مطرح کرد که در بسیاری از موارد آرزوهای شما تا پشت درب خانه تان می آیند اما به دلیل مقاومت شما در برابر تغییرات وارد خانه شما نمی شوند.

مقاومت در برابر تغییر کردن
مقاومت در برابر تغییر کردن دقیقا مانند این است که درب و پنجره های خانه خود را محکم بسته باشید و وسایل خانه را پشت درب ها تلمبار کرده باشید و متعجب باشید چرا نور یا هوا از درب و پنجره وارد خانه تان نمی شود.
برای تحقق آرزوهایتان باید مقاومت خود در برابر تغییر کردن را تا حد ممکن کاهش دهید. در غیراینصورت خداوند نیز اجباری برای تحقق آرزوهای شما ندارد.
موضوع تغییر کردن در قرآن به وضوح مطرح شده است:
خداوند سرنوشت هيچ قومي و «ملّتي» را تغيير نمي دهد مگر آنكه آنها خود تغيير دهند.
سوره رعد آیه ۱۱
واضح است که خداوند اجباری به تغییر شرایط بندگان ندارد مگر اینکه بنده ای آگاهانه بخواهد که شرایط زندگی اش را تغییر دهد آن وقت است که مورد هدایت و رحمت الهی قرار می گیرد.
او هر كسي را بخواهد هدايت مي كند و هر كسي را بخواهد گمراه.
سوره نحل آیه ۹۳
هرکس را بخواهد به این معنی نیست که خداوند انتخاب می کند چه کسی هدایت شود و چه کسی گمراه شود بلکه به این معنی است که هر انسانی که بخواهد هدایت شود یا بخواهد گمراه شود خداوند درخواست او را اجابت می کند.
آن كس را كه خدا هدايت كند هدايت يافته «واقعي» اوست و آن ها را كه گمراه سازد زيانكاران آنهايند.
سوره اعراف آیه ۱۷۸
و در نهایت نتیجه هدایت خداوند در این آیه مشخص شده است که آن کس که هدایت شود به سعادت می رسد و آن کس که به سمت گمراهی رهنمود شود زیانکار خواهد بود.
بنابراین برای تحقق آرزوهایتان باید ابتدا متعهد شوید که آمادگی تغییر کردن را دارید و سپس از خداوند درخواست هدایت کنید و در نهایت به آنچه هدایت می شوید عمل کنید. در این صورت است که تغییرات الهی در زندگی شما جاری و رؤیاهای شما به واقعیت تبدیل می شود.

تغییرات الهی
باید پذیرای تغییرات الهی باشید. این شجاعت می خواهد که بسیاری از انسانها فاقد آن هستند.
زمانی که با قانون جذب و قدرت ذهن و نقش خداوند در تغییر شرایط زندگی ام مواجه شدم علاوه بر اینکه ایمان آوردم که خداوند مرا با فصل جدیدی از زندگی روبرو خواهد کرد، مشتاق روبرو شدن و پذیرش تغییرات الهی در زندگی ام بودم.
در پیشگاه خداوند متعهد شدم که نمی خواهم زندگی راکدی داشته باشم.
در پیشگاه خداوند متعهد شدم که عادت های قدیمی را رها کرده و عادت های جدید را در خودم ایجاد کنم.
در پیشگاه خداوند متعهد شدم که آماده روبرو شدن با تغییرات الهی هستم که لازمه تحقق آرزوهایم است.
به خداوند ایمان داشتم که درهای جدیدی از فرصت های شغلی، روابط عالی و هر آنچه برای خوشبختی در دنیا و آخرت به آن نیاز دارم را به روی من باز خواهد کرد.
اکنون نوبت شماست که آماده پذیرش تغییرات الهی در زندگی تان باشید.
قضا و قدر عبارت آشنایی است که در ذهن همه ما وجود دارد و آن را شرایطی که خداوند می خواهد در زندگی ما رخ دهد می دانیم درحالی که قضا و قدر برای اجبار کردن ما به پذیرش شرایط سخت یا نابسمانی در زندگی نیست بلکه برای وادار کردن ما برای حرکت به سمت جلو و تجربه رشد و گسترش در زندگی است.
این تعهد نیاز به شجاعت دارد و فقط عده محدودی از انسانها در مدت حیات خود موفق به تجربه شجاعت پذیرش تغییرات الهی در زندگی شان می شوند.
اگر در این لحظه در حال دریافت این آگاهی ها هستید از نگاه خداوند واجد شرایط پذیرش تغییرات الهی در زندگی تان هستید. فقط کافی است به خداوند اطمینان کنید و همه شجاعت وجودتان را در یک نقطه متمرکز کنید و متعهد شوید آماده پذیرش تغییرات الهی در زندگی تان هستید.
وقتی که اطمینان حاصل کردید که شجاعت قدم گذاشتن در مسیر تغییر زندگی و تحقق آرزوهایتان را دارید، با انتخاب گزینه متعهد هستم در بخش تعهدنامه، ادامه آگاهی های این نوشته را دریافت کنید.
تعهدنامه
انتخاب گزینه (متعهد هستم) به منزله امضای توافق نامه عمل کردن به تغییرات الهی در زندگی تان است.
[totalpoll id=”۴۲۶۷۹″]

شناسایی تغییرات الهی
تغییرات الهی به بی نهایت شکل در زندگی مان رخ می دهند.
نکته جالب توجه اینکه تنوع بی نهایت تغییرات الهی فقط به دو شکل وارد زندگی ما می شوند.
۱- تغییراتی که همسو و همجهت با تحقق آرزوهایمان است.
۲- تغییراتی که بر خلاف تحقق آرزوهایمان می باشد.
تغییرات الهی همسو
برخی مواقع در مسیر تحقق آرزوهایتان تغییراتی در زندگی شما رخ می دهد که اطمینان دارید در جهت بهبود شرایط و نزدیک تر شدن شما به تحقق آرزویتان است.
- ممکن است خواسته شما ارتقاء شغلی باشد و متوجه شوید که یکی از همکاران شما به هر دلیلی تصمیم به ترک شغل خود گرفته است و آرزوی ارتقاء شغلی شما سریعتر و آسانتر از آنچه تصور می کردید برایتان رخ می دهد و به راحتی جایگاه شما در محل کارتان ارتقاء پیدا می کند.
- ممکن است خواسته شما داشتن ماشین بهتر باشد و یکی از نزدیکان شما که اتفاقا ماشین مورد علاقه شما را دارد به یکباره تصمیم به مهاجرت می گیرد و ماشین خود را با شرایط عالی به شما واگذار می کند.
- ممکن است خواسته شما همراه شدن با گروهی از دوستان برای رفتن به سفر سیاحتی یا زیارتی به خارج از کشور باشد درحالی که شما برای دریافت گذرنامه اقدام نکرده اید و به نظر می رسد که نتوانید در مدت زمان باقیمانده گذرنامه دریافت کنید اما شرایط به گونه ای پیش می رود که گذرنامه شما دقیقا چند ساعت قبل از حرکت کاروان به دستتان می رسد.
اینها نمونه هایی از تغییرات الهی همسو با خواسته هاست که به بی نهایت شکل در زندگی انسانها رخ می دهد.
تغییرات الهی ناهمسو
برخی مواقع شما خواسته ای دارید و انتظار دارید که روند حرکت زندگی تان به شکلی تغییر کند که نشانه های تحقق آرزویتان را مشاهده کنید اما با شرایطی کاملا مخالف با آنچه انتظار دارید مواجه می شوید.
- ممکن است پس از مدت ها کار کردن در محل کارتان انتظار ترفیع شغلی داشته باشید و همه شرایط نشان از رخ دادن این شرایط در روزهای آینده باشد اما به یک باره همه چیز زیر و رو می شود و نه تنها ترفیع شغلی نمی گیرید بلکه شرایط فعلی تان دستخوش تغییراتی نامناسب می شود.
- ممکن است خواسته شما دریافت سود غیرمنتظره از فعالیت تجاری تان باشد اما شرایط به یک باره چنان تغییر می کند که نه تنها سود نمی کنید بلکه بخشی از سرمایه خود را از دست می دهید.
- ممکن است بعد از مدت ها که در حال تجربه رابطه ای عاطفی و عالی هستید و شرایط به نحوی پیش می رود که انتظار شما رسمی شدن رابطه و برگزاری مراسمات معمول باشد اما به یک باره شرایطی پیش می آید که همه چیز به هم می ریزد و قصر آرزوهایتان به یک باره فرو می ریزد و در غم و اندوه فرو می روید.
موارد مشابه زیادی می توانید در زندگی خود و اطرافیانتان پیدا کنید که در حالی که همه چیز خوب پیش می رفت و پیش بینی ها به سرانجام رسیدن ماجرا بوده است اما به یک باره تغییرات الهی ناهمسو با خواسته فرد وارد زندگی اش می شود و همه چیز بهم می ریزد.

پذیرش تغییرات الهی
نکته بسیار مهم که معمولا مورد توجه قرار نمی گیرد این است که ما اگر با تغییرات الهی همسو مواجه شویم خوشحال می شویم و خدا رو شکر می کنیم که هوای ما را داشته است و شرایط را به نفع ما رقم زده است. اما اگر با تغییرات الهی ناهمسو با خواسته مان روبرو شویم به شدت بهم می ریزیم و شروع به گله و شکایت می کنیم و از زندگی کردن ناامید می شویم.
تصور می کنیم که انسان بدشانسی هستیم یا خداوند با ما سر ناسازگاری دارد که وقتی دید همه چیز دارد بر وفق مراد ما پیش می رود همه چیز را بهم ریخت و رویای ما را نابود کرده است.
واقعیت این است که خیلی از موضوعاتی که با آنها می جنگیم و خیلی از چیزهایی که گمان می کنیم باعث زمین خوردن ما شده اند، در واقع تغییرات الهی هستند که هدفشان این است ما را وارد فصل جدیدی از زندگی مان کنند.
تغییرات الهی که شما را از شرای امن تان بیرون می کند قطعا در جهت شکوفایی توانایی ها و استعدادهایی است که تاکنون از آنها بهره نبرده اید.
مطمئن باشید این تغییرات به ظاهر سختگیرانه و مایوس کننده سریع ترین راه ممکن برای هدایت شما به سمت خواسته هایی است که از قبل به خداوند عرضه کرده اید.
خیلی مواقع است که ما خواسته هایی به خداوند عرضه می کنیم اما سالها از آن درخواست می گذرد ولی همچنان ما به مکان و شرایط قبلی خود چسبیده ایم درحالی که لازمه تحقق خواسته ما حرکت کردن و رها کردن موقعیت قبلی است اما ترس ها مانع حرکت کردن ما می شوند.
اینجاست که خداوند از طریق تغییرات الهی به ظاهر غیرهمسو با آسایش و راحتی ما شرایط امن ما را برهم می زند تا برای بقای خود و رسیدن به شرایط بهتر حرکت کرده و تلاش کنیم.
تغییرات الهی ناهمسو ما را مجبور می کنند که توانایی هایمان را گسترش دهیم.
ما را وادار می کنند که از قدرت ایمان نهفته در وجودمان استفاده کنیم و به خداوند پناه ببریم.
قطعا از این شرایط خوشمان نمی آید و حتما احساس ناراحتی می کنیم اما همواره باید به خاطر داشته باشیم که خداوند هرگز ما را رها نکرده و نمی کند و در هر شرایطی حامی و هدایت کننده ماست.

واکنش در برابر تغییرات الهی
خداوند همانطور که می تواند به طرز شگفت انگیزی درها را باز کند به همان طریق هم می تواند درها را ببندد.
هیچ باز یا بسته شدن دری اتفاقی نیست.
باید تمام تغییرات الهی در زندگی خود را هدایتی از سوی پروردگار در جهت رشد و پیشرفت زندگی تان بدانید.
خداوند همواره شما را در تک تک مراحل زندگی تان هدایت می کند اگر به این موضوع باور و اطمینان داشته باشید.
در اینصورت است که اگر در جریان زندگی با مسائل دنیایی روبرو شوید می توانید در عین حالی که ناراحت می شوید اما احساس خود را کنترل کرده و در مدت کوتاهی شرایط احساسی خود را مطلوب کنید.
- ممکن است دوستی در حقتان بدی کرده باشد.
- شاید با شکست عاطفی روبرو شده باشید.
- ممکن است عزیزی را از دست داده باشید.
- ممکن است در شرایط کسب و کارتان با مساله ناامید کننده ای روبرو شوید.
در همه شرایط مشابه در زندگی، انتخاب با شماست:
می توانید از این تغییرات الهی استقبال کنید تا خداوند هم با این تغییرات شما را بالاتر ببرد.
همچنین می توانید به شدت در برابر این تغییرات مقاومت کنید و مدت ها در ناراحتی و حسرت و ناامیدی به سر ببرید که منجر به رکود و رخوت در زندگی خواهد شد.
مواردی که بعنوان تغییرات ناهمسو در این نوشته شرح داده شد به وضوح در قرآن کریم آمده است:
و قطعاً شما را به چیزی از [قبیلِ] ترس و گرسنگی، و کاهشی در اموال و جانها و محصولات میآزماییم؛ و مژده ده شکیبایان را
کسانی که چون مصیبتی به آنان برسد، میگویند: «ما از آنِ خدا هستیم، و به سوی او باز میگردیم.»
بر ایشان درودها و رحمتی از پروردگارشان [باد] و راهیافتگان [هم] خود ایشانند. (۱۵۷)
(سوره بقره آیه ۱۵۵ تا ۱۵۷)
آنچه واضح است تغییرات ناهمسو در زندگی همه ما رخ خواهد داد اما این تغییرات برای نابودی یا ایجاد مشکل برای ما نیستند بلکه خداوند وعده داده است که انسانهایی که در برابر تغییرات الهی صبر پیشه می کنند و ایمان خود را حفظ می کنند درود و رحمت خداوند در زندگی آنان جاری خواهد شد.
تغییرات الهی را پذیرا باشید. از دیدگاه منفی با تغییرات روبرو نشوید.
همه تغییرات بد نیستند. ممکن است در ظاهر منفی به نظر برسند اما یادتان باشد اگر خداوند برای تغییرات هدفی نداشت، هرگز هیچ تغییری بوجود نمی آمد.

تجربه تغییرات ناهمسو
سال ۹۵ بعد از دو سال که در مسیر تغییر شرایط زندگی قدم گذاشته بودم شرایط کسب و کار مغازه من خیلی بهتر از قبل شده بود. فروش مغازه من بیشتر از قبل شده بود و مشتری های بیشتری به من مراجعه می کردند و به لطف خدا پس از چند سال اوضاع مغازه سروسامان گرفته بود.
در همان شرایط در نزدیکی مغازه من فردی مغازه مشابه من تاسیس کرد و از آنجا که سالها در صنف ام دی اف فعالیت کرده بود طی چند ماه توانست با فروش اجناس با سود خیلی کم شهرت زیادی برای خود ایجاد کند.
بارها مشتری ها به من می گفتند که اجناس را فلانی ارزانتر از شما می فروشد و از من توقع داشتند که قیمت اجناس را پایین بیاورم که عملا امکانپذیر نبود و در طی دو سه ماه خیلی از مشتری های من به سمت مغازه تازه تاسیس رفتند و دوباره شرایط بدتر از قبل شد.
نابسامانی ایجاد شده در شرایط کسب و کارم را تغییرات الهی برای وارد کردن من به جنبه جدیدی از زندگی ام در نظر گرفتم و با ایمان به این موضوع که خداوند در حال هدایت من بر اساس برنامه الهی است تصمیم گرفتم شغل ابزار و یراق را جمع آوری کنم و مشغول آموزش لاغری با ذهن شوم.
البته طی چند ماه گذشته فعالیت خود در تلگرام برای آموزش لاغری با ذهن به صورت رایگان را شروع کرده بودم و به تازگی مبلغ ناچیزی از فروش دوره های لاغری با ذهن کسب کرده بودم که در مقابل درآمد مغازه به حساب نمی آمد.
اما متوجه شدم که ماندن در شغل ابزار و یراق با شرایطی که ایجاد شده است نمی تواند مرا به خواسته هایم برساند بنابراین با تغییرات الهی که در کسب و کارم ایجاد شده بود خودم را همسو کردم و طی یک ماه مغازه را جمع کردم و با تمرکز صد در صد مشغول آموزش لاغری با ذهن در تلگرام شدم.
تقریبا یک سال و نیم با تمرکز بالا مشغول آموزش و گسترش لاغری با ذهن بودم و به لطف خدا شرایط از همه نظر عالی شده بود.
درآمد من از فروش دوره ها در تلگرام چندین برابر فروش مغازه ابزار و یراق شده بود و لذتی که از آموزش لاغری با ذهن و مشاهده نتایج و احساس عالی شرکت کننده ها کسب می کردم قابل مقایسه با کار ابزار و یراق نبود.
در شرایطی که همه چی عالی پیش می رفت ایده ای در ذهنم مرور شد که باید برای رشد و گسترش لاغری با ذهن سایت آموزشی تاسیس کنم و محتوای لاغری با ذهن را در سایت منتشر کنم.
همزمان با کار کردن در تلگرام به مرور مراحل تاسیس سایت تناسب فکری را طی کردم و نسخه اولیه سایت تناسب فکری در دسترس عموم قرار گرفت که در نیمه های سال ۹۷ تلگرام در ایران فیلتر شد.

تصور کنید گروهی که هر روز بیش از هزار پیام از طرف اعضا در آن منتشر می شد به یک باره خاموش شد و هیچ پیامی رد و بدل نمی شد.
شرایط به ظاهر ترسناک و ناامید کننده بود. البته که ابراز یاس و ناامیدی افرادی که کسب و کار آن ها در تلگرام بود ترس و استرس من را افزایش داده بود.
اما این بار هم تصمیم گرفتم به این موضوع به عنوان تغییرات الهی در جهت رشد و پیشرفت خودم نگاه کنم و تصمیم گرفتم با احساس خوب و ایمان به اینکه خداوند اگر دری را به روی من بسته است قطعا برای این است که مرا وادار به رشد و پیشرفت کند مشغول کار کردن روی سایت تناسب فکری شدم.
طولی نکشید که محتوای های صوتی را به سایت تناسب فکری منتقل کردم اما متوجه شدم که کار کردن روی سایت با تلگرام متفاوت است و برای رشد و گسترش سایت نیاز است تا محتوا به صورت تصویری ارائه شود.
من در شرایطی قرار گرفته بودم که مجبور بودم محتوای آموزشی را به صورت تصویری ضبط کنم درحالی که کار بسیار سختی بود.
از طرفی وسایل و امکانات ظبط تصویری را نداشتم و در این باره هیچ اطلاعاتی نداشتم و مهمتر از آن اعتماد به نفس لازم برای صحبت کردن جلوی دوربین را نداشتم و از این نظر خودم را در چالشی بزرگ می دیدم.
اما ایمان و توکل به اینکه خداوند همواره همراه من است باعث شد که قدم به قدم حرکت کنم و به مرور صدها فایل تصویری به سایت تناسب فکری اضافه شد.
اکنون که به گذشته نگاه میکنم اطمینان دارم اگر آن مغازه در نزدیکی من تاسیس نشده بود و شرایط کاری من به همان شکل عالی پیش می رفت هرگز برای تغییر شغل و آموزش لاغری با ذهن اقدام نمی کردم.
اگر تلگرام فیلتر نمی شد با توجه به درآمد عالی و شور و هیجانی که در گروه های آموزشی ایجاد شده بود هرگز برای تاسیس سایت تناسب فکری اقدام نمی کردم.

جالب توجه اینکه دو سال بعد از تاسیس سایت که شرایط هم از نظر درآمد حاصل از فروش دوره های لاغری با ذهن و هم از نظر تعداد و کیفیت شرکت کنندگان عالی تر از قبل شده بود یک روز صبح که از خواب بیدار شدم متوجه شدم که سایت تناسب فکری با آدرس tanasobefekri.com به دلیل نامعلوم فیلتر شده است.
سایتی که چند سال برای رشد و گسترش آن زحمت کشیده بودم و رتبه اول موتورهای جستجو بود به یک باره از دسترس خارج شده بود.
چند روز پیگیر رفع مشکل و در دسترس قرار دادن مجدد سایت شدم اما فایده ای نداشت و تلاش من نتیجه نداد و مشخص نشد به چه دلیل و از طرف چه ارگانی سایت تناسب فکری فیلتر شده است.
دوباره همه چیز از دست رفته بود ولی این را هم تغییرات الهی در روند رشد و گسترش زندگی ام دانستم با اینکه هیچ دلیل و منطقی برای چرا رخ دادن آن نداشتم.
آدرس جدید ایجاد کردم و دوباره سایت تناسب فکری با آدرس جدید tanasobefekri.net در دسترس علاقمندان به لاغری با ذهن قرار گرفت.
اعتبار آدرس قبلی از دست رفته بود و برای اینکه آدرس جدید مجددا توسط موتورهای جستجو مورد توجه قرار بگیرد نیاز بود تا فعالیت گسترده تری در سایت ایجاد کنم به همین دلیل تصمیم گرفتم خیلی از فایل های تصویری که قبلا ضبط و ارائه شده بود را مجددا ضبط کنم که این تغییر باعث بهبود کیفیت محتوای آموزشی شد.
آگاهی ارائه شده در جلسات آموزشی بهبود پیدا کرد چون تجربه و دانش من در زمینه لاغری با ذهن بیشتر از قبل شده بود و همچنین ویدیوها با کیفیت بالاتر ضبط شد و برای هر جلسه محتوای نوشتاری با کیفیت ارائه شد.
نتیجه اینکه فیلتر شدن سایت قبلی باعث شد تا انگیزه و اشتیاق من برای وارد شدن به مرحله جدید از زندگی بیشتر شود و به لطف خدا بعد از گذشت چند سال از وقوع آن تغییرات الهی سایت تناسب فکری در شرایط بهتر از قبل در حال فعالیت در زمینه آموزش و گسترش لاغری با ذهن می باشد.

هدف خداوند از ایجاد تغییر
خداوند تغییر را بوجود می آورد تا شما را وارد بعد جدیدی از زندگیتان کند.
ممکن است سال ها در شرایطی ایدهآل زندگی کنید اما ناگهان می بینید آشوبی در زندگی تان به پا می شود.
شاید فکر می کنید که تا ده سال یا بیست سال آینده در همین شغل فعلیتان خواهید بود اما به دلایلی افرادی که حامی شما بوده اند دیگر شما را حمایت نمی کنند و مجبور می شوید کار خود را رها کنید.
ظاهر امر این است که آن شرایط و نعمتی را که تا دیروز از آن بهره مند بودید را دیگر در اختیار ندارید. به نظر می رسد از امروز به بعد هر روز از زندگی تان چون نبردی دشوار سپری خواهد شد. حتی ممکن است با خود فکر کنید چه اتفاقی افتاده است؟!
خداوند است که تغییرات الهی خود را وارد زندگی تان کرده است.
در این شرایط منفی نگر شدن و گله و شکایت کردن کار ساده ای است:
- خدایا چرا با من این کار رو کردی؟!
- چرا این اتفاق افتاد؟
- تازه داشت زندگی من سروسامان می گرفت که این طوفان در زندگی من ایجاد شد.
- نگرش های منفی به سرعت در ذهن تان ساخته می شوند و امید و انگیزه شما برای زندگی کردن را هدف قرار می دهند.
اما نگرش بهتر این است که راضی باشید و بدانید که خداوند کنترل همه چیز را در دست دارد.
اگر با آغوش باز از تغییرات الهی در زندگی تان استقبال کنید شرایطی که فکر می کردید شما را نابود خواهد کرد باعث رشد و گسترش شما خواهد شد.
به محض اینکه تغییرات الهی در زندگی تان را بپذیرید و سپاسگزار خداوند باشید و خود و زندگی تان را جزئی از وجود او بدانید جریانات نامرئی در جهان مادی برای بر وفق مراد کردن بسیاری از جریانات در زندگی تان شروع خواهد شد.
طولی نمی کشد که متوجه می شوید شرایط بهتر از قبل شده است و درهای جدیدی به روی شما باز شده است که شما را به مرحله جدیدی از زندگی تان هدایت می کنند.

ممکن است درگیر رابطه ای باشید و در اعماق وجودتان بدانید که آن شخص مناسب شما نیست.
می دانید که این فرد باعث می شود که شما از رسیدن به خود بهترتان باز بمانید. اما با خودتان می گویید که اگر تغییری ایجاد کنم تنها خواهم شد.
ترس از تنهایی سبب می شود که شما قایقتان را تکان ندهید و در همان مرداب زندگی باقی بمانید.
برای همین است که گاهی خداوند قایق های زندگی افراد را واژگون می کند. این واژگونی برای نابود کردن انسانها نیست بلکه برای مجبور کردن آنها رها کردن قایق و حرکت کردن در مسیر زندگی شان است.
خدا ممکن است بارها در طول زندگی ما را مجبور کند که محل امن خود را ترک کنیم. این اقدام خداوند برای آزار یا تیره و تار کردن زندگی مان نیست بلکه خداوند به وسیله تغییرات الهی که در زندگی های ما ایجاد می کند ما را به سمت کشف توانایی هایمان هل می دهد.
شاید این تجربه را داشته باشید که دوستی به شما خیانت می کند و از زندگی تان خارج می شود.
حتی ممکن است خداوند این اجازه را به افرادی بدهد که در حق شما بدی کنند. شاید به ظاهر غیرمنصفانه باشد اما خداوند به این شکل شما را وادار می کند به سمت جلو حرکت کنید.
اگر خداوند آن درها را به روی شما نمی بست هرگز به سمت جلو برای تجربه رشد و گسترش حرکت نمی کردید.
شاید اگر در آن شغل باقی می ماندید یا همچنان با همان افراد دوست بودید سی سال در همان شغل و شرایط باقی می ماندید اما به لطف تغییرات الهی اکنون شما در شرایط متفاوت و بسیار بهتر از گذشته خود هستید.
اگر خداوند برنامه بهتری برای آینده زندگی تان در نظر نداشت هرگز شرایط زندگی شما را دگرگون نمی کرد.

تداخل نگرش انسانی و الهی
روزی که به استخدام یک شرکت دولتی درآمدم تصور می کردم که تا سی سال دیگر در همان کار و شرایط خواهم بود. همه خوشحال بودند که خدا رو شکر رضا استخدام شده و از حقوق ثابت و بیمه برخوردار شده است.
اما آن کار و شرایط چیزی نبود که موجب رضایت من از زندگی شود. درست است که آگاهی امروز را نداشتم و خودم را اسیر شرایط جامعه و زندگی می دیدم اما می دانستم که آن شرایط چیزی نیست که مرا خوشحال کند.
سالها گذشت و من هر روز تمام توانم را در شغلم به کار می گرفتم اما روز به روز شرایط کاری برای من سخت و سخت تر شد.
کارشکنی ها و مخالفت ها از سمت افرادی که روزی حامی من بودند بالا گرفت و تغییرات الهی مانند طوفانی در شرایط شغلی و خانوادگی من وزیدن گرفت و اوضاع به قدری سخت شد که بعد از هشت سال دریک لحظه احساس کردم برای اولین بار به خداوند ایمان و توکل پیدا کرده ام و فردای آن روز از شغل رسمی خود استعفا دادم.
اگر آن تغییرات الهی در شرایط کسب و کار من ایجاد نشده بود هم اکنون باید بیست سال از حضور من در آن شرایط می گذشت و معلوم نبود در چه شرایطی زندگی می کردم.
درست است که در آن روزها نسبت به برخی همکارانم احساس خشم و نفرت داشتم چون آنها را مقصر برهم زدن آرامش و شرایط شغلی خودم می دانستم اما به محض اینکه از کار خودم استعفاء دادم و شاگرد نجار شدم با اینکه شرایط کاری بسیار سخت شده بود اما احساس آزادی روحی سبب شد که همیشه از تصمیم خودم راضی باشم و همیشه در قلبم از همه آن افراد که باعث شکل گیری طوفان در اوضاع شغلی من شدند سپاسگزارم.
با تغییرات الهی نجنگید بلکه آن را در آغوش بگیرید، به این شکل در سرنوشتی که خداوند برایتان در نظر گرفته است قدم خواهید گذاشت.

تمرین:
۱- نگرش شما درباره تغییر کردن چیست؟ تغییر کردن سخت است یا آسان؟!
۲- مثال های از زندگی خود شرح دهید که تغییر کردن را به سادگی پذیرفته اید و عواقب خوبی داشته است.
۳- مثال هایی در زندگی خود شرح دهید که تغییر کردن برایتان سخت بوده و عواقب نامناسب داشته است.
۴- برای تغییرات همسو و ناهمسو الهی در زندگی تان مثال بزنید و شرح دهید که پذیرش شما در برابر این تغییرات و نتیجه آن ها چگونه بوده است؟!
۵- مثال هایی از زندگی خود شرح دهید که در معرض تغییرات ناهمسو قرار گرفته اید و در آن زمان پذیرش آن تغییرات سخت و دشوار بود اما بعد از مدتی از قرار گرفتن در آن شرایط بسیار راضی و خشنود بوده اید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.45 از 60 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


به نام خدای مهربان
۱.چیزی که راجع به تغییر کردن وجود داره اینه که همه میدونن تغییر خیلی چیز خوب و لذت بخشیه،ولی در ابتدا (اون هم برای کسی که خیلی مقاومت داره)واقعا تغییر ایجاد کردن سخته…من خودم رو مثال میزنم:زمانی بود که من مشکل کنترل خشم داشتم و اصلا دنبال این میگشتم تا یه نفر رفتاری بکنه تا من فوران بکنم و داد و بیداد بکنم ؛و با اینکه کلن انسان خشمگینی بودم ،همیشه میگفتم تا کسی منو اذیت نکنه یا روی اعصاب من راه نره که من عصبانی نمیشم…ینی یه جورایی این نوسانات اعصابی مو فقط گردن دیگران مینداختم؛خیلی واضح تر بخام بگم این بود که رسما دیگران منو کنترل میکردن؛احساسات و افکار و رفتارم مستقیما وابسته بود به اینکه دیگران چجوری رفتار بکنن یا حرف بزنن…که خب نتیجه ی همش میشد معده درد شدید و ریزش مو و پوست داغون و خراب…ولی دیگه یه زمانی شد که فهمیدم من فقط دارم خودمو عذاب میدم و این وسط به یه سری های دیگه هم آسیب میزنم با این عصبی بودن ها بد خلقیم…و پذیرفتم که من یه انسان به شدت عصبانی با ظرفیت پایین هستم که از ۱۰۰% حدود ۹۹% آسیب به خودم میزنم با این افکار و رفتارم،یه درصدی هم دیگران رو آزار میدم که این باعث میشه انسان ها ازم متنفر باشن…وقتی که این حقیقت رو پذیرفتم،شروع کردم به تغییر کردن و خودم رو مجبور کردم که به جای تمرکز کردن روی عصبانی نشدن،تمرکز کنم روی افزایش صبر و مهربانی؛اینجوری خودم رو تشویق کردم به اینکه به انسان صبور و مهربانی تبدیل بشم …این اولین و سخت ترین تغییری بود که در زندگیم ایجاد کردم…بعد ازون تا به امروز ،دیگه تغییر کردن برای من آسون بوده و لذت بخشه برام
۲.مثلا یکی دیگه از تغییراتی که به توی خودم ایجاد کردم این بود که :به آسونی پذیرفتم که انسان ها مختارن که اشتباه کنند،شاید عجیب به نظر برسه ولی من اینو برای خودم حلش کردم که انسان ها میتونن به ما آسیب بزنن؛این دلیل نیست که من جلوی کسی سر خم کنم یا خودم رو در معرض آسیب قرار بدم نه اینطور نیست،ولی این باور رو در خودم ایجاد کردم که اونا میتونن کامل نباشن مثل خود من که کامل نیستم و انتظارم رو به حد صفر رسوندم …نتیجه ی ایجاد کردن این تغییر(چیزی که به آسونی پذیرفتمش و در خودم ایجاد کردم)شد یه ارتباط فوق العاده با همه ی آدم ها بدون اینکه انتظار و توقعی ازشون داشته باشم و بخشش رو در خودم تقویت کنم .
۳.واقعن در مورد این یکی چیزی یادم نمیاد!
۴.مثلا سال ۹۹ که دانشگاه ولیعصر تهران قبول شدم ؛خب خیلی خوشحال بودم و واقعا فقط توی فکر برنامه ریزی برای دانشگاه رفتن بودم ،اینکه کی بریم خوابگاه ثبت نام کنیم و این داستان ها …و بعد کرونا اتفاق افتاد و من که انقده خوشحال بودم برای رفتن به تهران و دانشگاه ،یدفه نا امید و ناراحت شدم که ای بابا ؛حالا که نوبت دانشگاه رفتن من رسید اینجوری شد …ترم اول که گذشت ،من به آنلاین درس خوندن دیگه عادت کرده بودم و خداروشکر در تمام ترم ها معدل بالایی داشتم ؛این شد که تمام دو سال دانشگاه من در آسون ترین حالت ممکن تمام شد و من توی خونه آنلاین درس خوندم و به راحتی مدرک کاردانیم رو گرفتم!فقط برای ترم آخر بود که دیگه به زور گفتن بیاین خوابگاه و امتحانات تخصصی تون رو باید حضوری بدین!ماهم دو هفته با دوستانی که از پشت گوشی آشنا شده بودیم و هرکدوم مون هم مال یه شهر ایران بودیم دو هفته رفتیم تهران و پیش هم بودیم ؛اصلا انگار رفته بودیم مسافرت،نرفته بودیم که امتحان بدیم!امتحانا رو خیلی خوب دادیم کلی هم خوش گذروندیم و دانشگاه رفتن من مثل آب خوردن بود برام و بسیار لذت بخش و دوست داشتنی بود …این یکی از موارد زندگیمه که وقتی برای دیگران تعریف میکنم همه بهم میگن واااااااااای چقدر خوش شانس بودی تو…واقعا بابتش شکرگزارم و مطمعنم که خدا همیشه کارها برای من در نهایت آسونی انجام میده .
۵.درباره ی این میتونم زمانی رو بگم که به تازگی از مطب دندون پزشکی ای که توش کار میکردم اومدم بیرون(به خاطر اینکه دکتر حقوق رو افزایش نداد )…قبل ازینکه ایده ی اسنپ به سرم بزنه که به دختر خالم بگم برام رزومه بفرسته؛من همچنان اصراررررررر داشتم که حتما توی مطب دندون پزشکی کار کنم،حالا یا به عنوان منی یا به عنوان نرس؛توی این فاصله خیلی جاها رزومه فرستادم و مصاحبه رفتم…خیلیاشون که رزومه رو ندیده رد میکردن،یا مثلا به خاطر دور بودن محل زندگیم از محل کار مورد نظر رد میکردن،یا کسانی بودن که مریض احوال بودن و انتظارات نامناسب داشتن(مثلا میگفتن که اگه اینجور واونجور باشی قبولت میکنیم و حقوق خیلی خوبی پیشنهاد میدادن )که خب من رد میکردم و اصلا چنین چیزی رو نمیخاستم…تویه مطب رفتم وسه روز اونجا کار کردم ،روز سوم دکتری که براش کار میکردم با زبون بی زبونی بهم گفت که ازینجا برو ؛هرچند که خیلی خوب و با احترام باهام صحبت میکرد؛همه ی اینا باعث شد که من پیش خودم بگم :خدایا من یه محل کار خیلی خوب میخاستم ؛ولی هیچکدوم ازینا نه خوبن،نه آدمای سالمی توشون هستن،نه حقوق درست حسابی میدن،تازه انتظارات بیش از حد هم از آدم دارن …کاش یه جوری بشه که من تو خونه کار کنم و درآمد خیلی خوب بدست بیارم…دیگه نه کرایه میدم نه مسیر های طولانی رو میرم با اتوبوس و تاکسی،به کارها و تفریحات و ورزش و همه ی فعالیت هام هم رسیدگی میکنم …بعد ازون تا یه مدتی اینجوری بودم که :خب من هرجا هم که رفتم رد شدم ؛پس چیکار کنم؟
دیگه هم دلم نمیخاست توی مطب برم بعد ازین تجربیاتی که داشتم…فقط دیگه نمیدونستم چیکار کنم که این ایده به ذهن داداشم رسید و نتیجه ش این شد که بعد از دو سه ماه که شرایط کاری رو از دخترخالم پرسیده بودم ،بابا برام لپ تاپ خرید و رزومه فرستادم و بعد از دوماه با من تماس گرفته شد و الان نزدیک سه ماهه که دارم این کار دوست داشتنی رو انجام میدم و خیلی هم ازش راضی ام و میدونم که میتونم خیلی توش پیشرفت کنم!
نشان های دریافت شده
بنام خدا
برای همسو شدن با تغییرات الهی نیاز دارم به یک باور محکم که درهرصورتی بتونم اون روپذیراباشم وبتونم در مسیر تغییر جا خالی ندم . من آدمی هستم که خیلی جاخالی دادم لحظه ای که باید می ایستادم ولی بریک خواسته موندم و جاخالی ندادم و لی طول کشید رسیدن بهش اونهم به خاطر داشتن حال بد نوسان شدید احساسی و توجه کردن به نقاط منفی اما بااین وجود پای رسیدن به خواسته موندم و نتیجه رو تونستم ببینم . من نتونستم تا حالا به خیلی از حرفام عمل کنم یا خودم به قولی که میگم ایمان بیارم یعنی حرف خودم برام مبهمه و حتی گاهی از جملات یاحرفایی که مینویسم ترس دارم چون هر کدوم از این ها تاثیری در یک جایی از زندگیم میگذارند .پس محتاطانه مینویسم چون من در مقابل هرکلمه مسولیت دارم . اما مطمئنم که خدا منو رها نکرد .وبهم خواستمو داده . و تغییرات ناهمسوی زیادی رو قبل از اون من تجربه کردم . ولی الان در شرایطی. هستم که حداقل میتونم بگم . آرامشم روتاحدودی تونستم به دست بیارم . . این همه ی اون چیزی هست که میتونم بنوسم . وازخدا بابتش سپاسگزارم.
باسلام خدمت شما استاد عزیز
تغییرات الهی
همه ی ما انسان های هستیمکه در زندگی با احساس و گاهی بیشتر منطق و عقل خود در شرایطی متفاوت تصمیمات مختلفی میگیریم ،
زمانی که من دیگه یاد گرفتم در چه شرایطی لازمه که در احساس خوب خودم باشم و مراقبت کنم از ذهنم مندرک کردم و فهمیدم که تغییر کردم،
چون مثل قبل توی هر بحثی شرکت نمیکنم ،هر حرفی رو بازگو نمیکنم،به هر رفتاری از سمت دیگران واکنش نمیدم ،
همه ی این رفتار های که من با قدرت عقل و ذهن خودم بدست اوردم همه این اگاهی ها با تکرار یک سری الگو های ذهنی خوب و متناسب بوده که از طریق فایل های خوب این سایت بدست اوردم،
من ایمان دارم به تغییرات الهی در زندگیم، چون با هدایت خدا به سایت شدم ی انسان متفاوتی که حتی گاهی ادم های اطرافم به من میگن تو خیلی خوب و بهر از گذشته ی خودت هستی،
این یعنی کن همسو با زندگی تغییر خودم و شروع کزدم از روی انچه احساس خوبی داشتم و اگاه میشدم،
همسو شدنم از اونجای اتفاق افتاد که میدونستم باید با خس خوب شادی ایمان از خدا درخواست کنم و ارزو ها و خواسته های خودم رو بگم ، ولی وقتی بعد در عمل کرد خودم دقت میکردم ،که گاهی زود رنج گاهی بی حوصله و گاهی خسته میشم، تصمیم من اسن بود واقعا سعی کنم و تا حد زیادی هم تونستم به این همسو با خدا و تغییر عمل کنم،
الان که سه سال شده من توی سایت فعال هستم و جزعی از برنامه های زوزانه ی من اینه بیام توی سایت حس خیلی خوبی دارم از این همه تغییرات خودم ،
خیلی احساس خوبی دارم دیگه کمتر ناراحت میشم گاهی اصلاحس ناراحتی ندارم ،دیگه کمتر عصبی میشم ، دیگه بیشتر شادم و ارامش دارم ،دیگه بیشتر در سلامتی هستم وقتی خوشحالم،
وقتی میتونیم کیفیت خوبی ببخشید به افکار احساسات و زندگی چرا گاهی انسان یادش میره باید به خوبی ها توجه کنه و در لحظه زندگی کنه تا هی از گذشته ها پشیمان باشی و نگران آینده ،
من امروزه خیلی از تغییرات خوبم سپاسگزارم و خوشحالم برای این که توی هرجا هر جمعی و هر شرایطی باورهای خودم رو دارم و بر اونا محکم میایستم و با خدای خودم در ذهنم زندگی و همیشه همسو میخوام که حرکت کنم و تغییرات خوب الهی را در زندگیم میپذیرم ،
باتشکر ازشما
نشان های دریافت شده
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام استاد عزیز و همه دوستان. مطالب این قدم هم مانند قدم های قبلی بسیار عالی مفید کار درست و راهگشا بودند،باعث شد کلی آرامتر باشم از قبل خدا را شکر.
تمرین۱: تغییر کردن یعنی عوض کردن یک عادتی، درست است که کمی سخت است ولی با انجامش معجزه رخ میدهد،تغییر کردن در ابتدا راه کمی مشکل هست اما میتوان با استفاده از اهرم رنج و لذت آن را آسان کرد برای خود.
۲,ابتدا،برای یادگیری رانندگی خیلی مقاومت داشتم در مقابل تغییر کردن اما با تغییر خودم و یادگیری مهارتهای رانندگی پیشرفتهای چشمگیری را در زندگی خود،انجام دادم.
۳,من عادت دارم همیشه ناخن بجوم و دوست دارم تغییر کنم ولی واقعا خیلی سختمه بخاطر همین از داشتن نعمت ناخن های زیبا محروم هستم و تا وقتی تغییر ندهم درست نمیشود.
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست.
تغییر کردن برای من گاهی به سختی و مشق بوده و مشکلات زیادی رو باهاش تجربه کردم.یادمه زمانی که شغل تدریسمو شروع کرده بودم و لذت میبردم از انجام دادنش ولی از اونجایی که سالها بدون تغییری توی کارم انجامش دادم بعد از حدود هفت یا هشت سال یکباره کارم رو گذاشتم کنار و خونه نشین شدم و این تغییر ناگهانی خیلی حالمو خراب کرده بود.بله برای من تغییر کردن سخت بوده ولی به لطف خدا تونستم دوباره برگردم سرکار ولی اون آرامش و درآمد خوب رو نداشتم ولی به مرور زمان با انجام دادنش سعی کردم بپذیرم و خودمو با راههایی که خدا بهم نشون میداد به آرامش برسونم.الان هم ی شرایطی برام پیش اومد که باعث تغییراتی توی شغلم خواهد شد اولش کمی نگران شدم چون از تغییر محل کارم ترس داشتم ولی با خوندن متن امروز متوجه شدم که باید بسپارم به خدا تا بهترینی رو که چند وقت پیش بهش عرضه کردم رو برام مهیا کنه،من ازش درخواست کردم که بهم هدیه ای رو بده و فکر میکنم آیت تغییر توی شغلم مقدمه ی هدیه گرفتنم باشه.نمیدونم چطور میخواد اتفاق بیفته ولی فقط اینو توی این مدتی که توی این صفحات دارم برای خودم زندگی میکنم متوجه شدم هر آنچه پیش اومده و یا داره میاد قطعا از سوی خداوند با برنامه ریزی داره انجام میشه.الهی شکر
یا حق
نشان های دریافت شده
سلام دوستم.کامنتت خیلی خوب بود واقعا زیبا نوشته بودی لذت بردم از خوندنش شاد و پیروز باشی.
نشان های دریافت شده
سلام و درود بی کران بر استاد بزرگ
من به تغییرات الهی در زندگیم ایمان دارم بله واقعا بارها در زندکی خودم شاهد تغییراتی بودم که همش در جهت همسو بودن با خداندبوده برایم یعنی همه اون تغییرات ابتدا بصورت خاسته از خداوند از خودم شروع شده بصورت آرزو در من شکل گرفته ودرخواست شده شاید مدتها زمان برده باشه تا بهش برسم شاید هم خیلی زود به تحقق رسیده باشه ولی من تنها شاهد اونایی بودم که خیلی زود برا رخ داده و آونهایی که رخ نداده رو دلیل بدشانسی خودم تصور کرده بودم وگله مندی هم. داشتم ولی سالها طول کشیده تا دیدم همون خاسته هام بصورت عجیب و غریبی برآورده شده
واقعا برای رسیدن به اون آرزوهام انگار میبایست وارد فصل جدیدی از زندگی میشدم تا بهشون برسم یعنی همه چیز به موقع بوده و مصداق این جمله رو فهمیدم که خداوند هرگز دیر نمیکند
من چند سال هست که وارد فصل جدید ی از زندگی خودم شدم یعنی وقتی نکاه میکنم میبینم سالهای گذشته همه این رویدادهای الان زندگی من خاسته سالهای خودم بوده که هیچوقت فکر نمیکرد م روزی برایم به تحقق برسه ولی آلان بهش رسیدم
هدایت من به این سایت هم یکی از همون خاسته هام بوده که روزی خسته از همه جا ازش درخواست کرده بودم
خدا همه جا بامن است سالها پیش اتفاقی در زندکی برایم افتاد اون زمان از نظر من بدترین اتفاق بود ولی بعداز گذشت یه مدتی تغییر شگفت انگیز در اوضاع زندگی من افتاد که الان میفهمم چرا اون روز اون داستان برایم رخ داد
من با اطمینان وایمان به خداوند متعد میشوم که آنچه که از طرف خداوند برای هدایت من در زندگیم رخ دهد بهش عمل کنم به نظر من تغییر دادن زندکی و خود هر انسانی کاری سخت است و مختص انسانهای شجاع هست امروز که این متن رو مطالعه کردم و بودنم در اینجا رو دیدم حتم دارم که هیچ چیز در این جهان اتفاقی نیست و همه چی توی این دنیا زنجیر وار بهم ربط داره و خداوند بزرگ من برای هر موردی که حالا خوب یابد در زندگی من اتفتق افتاده است معجزه ای داشته و من بی اطلاع بودم ونا آگاه خداروشکر میکنم دارم به آگاهی میرسم وخدایم رو بهتر میشناسم
سلامم به مهم ترین استاد زندگیم 🌱
و دوستان همراه در این مسیر
بهای استفاده از گام ۱۴
۱- نگرش شما درباره تغییر کردن چیست؟ تغییر کردن سخت است یا آسان؟!
قبلا فکر میکردم آدمایی که موفق میشن در شغل یا کسب و کارشون ،آدمای خیلی سختکوش و پرتلاشی هستن و زمانایی که بقیه آدما کار نمیکنن و در حالت استراحت هستن اونا همش دارن کار میکنن.و همیشه میخواستم مثل اونا باشم ولی هیچ وقتم نمیتونستم بنابراین اصلا انتظار موفقیت نداشتم با اینکه تلاش میکردم
از زمانی که وارد این سایت شدم و دیدم استاد میگن جهان بر مدار راحتی و اسونی میچرخه و یه درخت هیچ وقت جون نمیکنه تا رشد کنه ،یا سیارات سختی نمیکشن تا روی مدار ها بچرخند،افکار من تغییر کرد که برای موفقیت فقط باید تلاش کنیم و ادامه بدیم لازم نیست سختی و رنج و فشار رو تحمل کنیم .
۲- مثال های از زندگی خود شرح دهید که تغییر کرد را به سادگی پذیرفته اید و عواقب خوبی داشته است.
۳- مثال هایی در زندگی خود شرح دهید که تغییر کردن برایتان سخت بوده و عواقب نامناسب داشته است.
۴- برای تغییرات همسو و ناهمسو الهی در زندگی تان مثال بزنید و شرح دهید که پذیرش شما در برابر این تغییرات و نتیجه آن ها چگونه بوده است؟!
تغییرات همسو با خواسته هام:
تغییرات ناهمسو با خواسته هام
۵- مثال هایی از زندگی خود شرح دهید که در معرض تغییرات ناهمسو قرار گرفته اید و در آن زمان پذیرش آن تغییرات سخت و دشوار بود اما بعد از مدتی از قرار گرفتن در آن شرایط بسیار راضی و خشنود بوده اید.
کنکور دوم رو که دادم تصمیم گرفتم انتخاب رشته کنم و وارد دانشگاه بشم ، با مخالفت خانواده ام برای انتخاب رشته های پیراپزشکی رو به رو شدم به نظرشون این رسته ها برای خانم سخت بود منم حرفاشون رو گوش کردم انتخاب رشته ای رو انجام دادم که رشته های پزشکی و دندون و دارو رو انتخاب کردم به همراه رشته های فرهنگیان ولی وقتی نتاایج اومد با کلمه مردود نهایی رو به رو شدم ،هضم این عبارت به همراه سایر شرایطی که پیش اومد خیلی برام سخت بود،انقدر شرایط برام بد پیش رفت که فکر میکردم تراز و نمره اون سال به مراتب بدتر خواهد شد ولی زمانی که کنکور سوم رو دادم رتبه نصف سال قبل رو کسب کردم و وارد یه رشته خوب شدم که الان خیلی راضیم
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام به همه ی دوستان و استاد روشن
چقدر این فایل زیبا و آرامش بخش بود برای من عین آبی که بریزی روی آتش مرا سرد کرد تا چند قبل خواند ن این متن داشتم با چشمانی پر از اشک میگفتم خدایا من کار خاصی نکردم اما خیلی تلاش کروم این مدتیه غیبت نکنم تنفر نداشته باشم همیشه سپاسگزار نعمتها باشم سعی کنم همه را دوست داشته باشم و خیلی چیزهای دیگه اما چرا اوضاعم داره بدتر میشه قرضهام بیشتر شدن دستم خالی خالی نمیدونم به بچه هام چی بگم دارم کم میارم حداقل انتظار داشتم اوضاع یکم بهتر بشه تو این افکار بودم که اومدم این متن را خواندم و گذاشتم به اینکه این یک تغییر الهی هست و از بدتر شدن اوضاعم نترسم و ایمان داشته باشم که خداوند تنهام نمیزاره و حواسش به من هست و آرام شدم و ۳ بار گفتم خدایا ایمان دارم خدایا ایمان دارم خدایا ایمان دارم .
ممنون استاد عزیز
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و کریم
سلام خدمت شما بزرگوار و همه عزیزان.چقدر زیبا بود این فایل. تغییرات الهی معجزه ای هستند برای رشد و پیشرفت من.
تغییر به نظر من بسیار خوب هست ولی کمی سخت هست. اما با کمی تلاش کردن میتوان آن سخت را برای خودمون راحت و آسان کنیم.
تغییر من برای رژیم گرفتن و ورزش کردن اون موقع که با قدرت لاغری با ذهن آشنا نبودم درست بود کمی سخت بود ولی ارزش داشت چون لاغر شدم و زیباتر(هر چند برگشت که اونم بخاطر ذهنم بود.)
یا امروز رفتم و از کلاس موسیقی که همیشه میرفتم و یک جورایی دایره امن من شده بود خداحافظی کردم چون بهم الهام شده که برای رفتن به مکانهای بهتر برای پیشرفت باید اونو رها کنی اولش سخت بود ولی الان حسن بهتر و با خواندن این نوشته دیگه عالی شدم و به تصمیمم مطمئنتر شدم.
مثلا درس خواندن برایم سخت بود و باعث شد من دانشگاه نروم و راهم را ادامه ندم شاید الان برای خودم شغل و درآمدی داشتم یا یک روز رفتم شرکتی و مشغول به کار شدم ولی آنقدر بهم فشار زیاد آورد چون اولش بود و بدن درد داشتم نماندم و دیگه به شرکت نرفتم شاید الان مانده بودم کلی برای خودم درآمد داشتم حتی الآنم سرکار رفتن برایم سخت هست.