بسیاری از انسانها به دنبال یادگیری چگونه تغییر دادن زندگی شان هستند اما زمانی که تغییرات الهی وارد زندگی شان میشود در برابر آن مقاومت میکنند.
تغییرات الهی پاسخ خداوند به خواستههای شماست اما ممکن است به دلیل واضح نبودن پذیرش آن برای شما سخت باشد.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.48 از 65 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خداوند مهربان🙏🏻🙏🏻🙏🏻
باسلام خدمت استاد عزیزم و دوستان همراهم 🙋♀️❤🥰
گام ۱۴ تغییرات الهی 🤔
واقعا تغییر کردن لازمه زندگی هست مثل غذا خوردن و نفس کشیدن زندگی در جهان نیست که بدونه تغییر باشه شاید ما متوجه نیستیم
هروز بدن فیزیکی من در حال تغییر و سلولهای نو میسازه ولی من متوجه نیستم ولی این تغییر در رشد کودکان واضح تر هست هروز احساس روحی ما در حال تغییر هست روزی هست فرکانس انسان به شدت بالا رفته به خاطر کنترل ذهن مون هست و روزی میشه که فرکانسمون پایین چون مراقب ورودهامون نبودیم وذهن ما پر شد از افکار منفی ما هروز در حال تغییر کردن هستیم این لازمه زندگی هست اگر هروز بک نوع لباس ویا یک نو غذا بخوریم تکراری شده وحالمون بد میشه و نمی تونیم تحمل کنیم پی دنبال تنوع رنگها ولباس ها هستیم ویا دنبال غذاهای متنوع هستیم تا بتونیم لذت ببریم و تغییر کره زمین هم این نو به ما نشون میده که با وجود فصلها تنوع ایجاد می کنه وباعت رشد وپیشرفت انسانها میشه با تغییر آب و هوا به ما نشون میده که نباید ساکن بود باید دنبال تغییر باشیم تغییر لازمه زندگی هست اینها تغییراتی هست که ما پذیرفته ایم و راحت باهاشون کنار میایم وباتغییر هر فصل شرایط زندگیمون با اون آب و هوا وفق میدیم ولی در باره تغییراتی که مختص خودمون وشخصیتمون هست به سختی کنار میایم وبرای خارج نشدن از دایر امن مون در برابر تغییرات مقاومت می کنیم
من خودم در برابر تغییرات خیلی مقاومت نشون می دم واز خداوند خواهان کمک و یاری هستم تا به من شجاعت تغییر کردن رو بده چون اون بی نهایت راه داره برای تغییر کردن من
همون طور که من رو هدایت کرده برای دریافت این آگاهی ها پس هدایتم می کنه تا شجاعت رو در تغییر دادن تمام ابعاد زندگیم تجربه کنم
من به تغییرات الهی ایمان دارم
من چندروز بود به واسطه نوروز در حال تمییز کردن خونه بودم اولش خیلی برام سخت بود و امروز و فردا می کردم چون باید از دایره امنم خارج میشدم وبرای خودم کلی کار انجام بدم چون من تنها بدون کمک همسرم مجبورم خونه تکانی کنم برام اولش سخت بود ولی با خودم گفتم من همیشه تنها تونستم انجام بدم والان ام برام راحته کاری نداره کم کم شروع می کنم وقتی کار خونه رو انجام می دادم نا خودآگاه نجواهای منفی در ذهنم مرور شد چقدر خونه احتیاج به تعمیرداره تمام توجه من رفت رو ناجالبی های خونم و شرایط شو نداشتم که وسایل جدید بخرم بیشتر ذهن منفی بافم حالم رو بد کرد ولی خدارو شکر دوباره به احساس خوبم رسیدم وخودم باید این احساس ناجالبم رو تغییر می دادم چون هیچ کسی در اون لحظه نمی تونه حالم رو تغییر بده و خودم خواستم تغییر کنم وتوجم بردم رو داشته هام و دوباره به احساس لیاقت توجه کردم گفتم تو در حال تغییر عظیمی هست اونم ساخت شخصیت عالی خودت و باورهای درست پس ناراحت نباش تو بهترین خودت هستی اگر الان شرایط خوبی نداری اینها به دلیل نگرش های اشتباه خودت در گذشته بوده واکنون در حال تغییر عظیمی هستی واین تغییرات نگرشی تو باعث میشه در تمام ابعاد تغییر کنی وخداهم کمک می کنه تا بتونی درباره تغییرات همسون وغیر همسون بهتر برخورده کرده و تصمیم بهتری بگیری
خداوندا من نمی دونم چطور خودت کمکم می کنی ایمان دارم که بهبود در من ایجاد میشه که برابر تغییرات مقاومت نکنم وپذیرای تغییر در زندگیم باشم و حتی مهم این که خودم تغییرات رو ایجاد کنم و ترس رو کنار بذارم باز انتظارم از خودم بهبود شرایطم هست وبا آغوش باز تغییرات الیهم را پذیرا هستم چون هرچی از طرف خداوند باشه فقط خیر و خوبی هست
تمرین
نگرش شما درباره تغییر کردن چیست ؟تغییر کردن سخت است یا آسان ؟
من قبلا هم وقتی در زندگی دیگران شاهد تغییراتی بودم خیلی تعجب می کردم چطور توانسته مثلا فلان چیز بخره یا فلان تغییر در پوشش ایجاد کنه زباد به خود تغییر توجه نمی کردم توجهام روی مقاومت های خودم در برابر تغییر دیگران بود و قبول کردن اون تغییر برام سخت بود به جای تحسین در ذهنم تخریب هم می کردم مثلا خجالت نمی کشه فلان پوشش داره یا فلان وسایل می خره که به رخ دیگران بکشه و خودش رو بالا بگیره ولی همه این ها به خاطر این در ذهنم مرور می شد که من در برابر تغییر کردن در هر ابعادی مقاومت داشتم وترسو بودم وبه حرف مردم توجه می کردم ومغز دنبال راحت طلبی بوده ودر برابر هر تغییری دلیل تراشی می کردم
ولی نگرشم بهتر شده وهر تغییر در پیرامونم میبینم حالا چه جالب باشه ناجالب پذیراش هستم و فهمیدم که باید تغییر در زندگی باش تا رشدی ایجاد بشه در ساکن بودن راکدی ایجاد می کنه وبه مرور باعث ازدست دادنهای زیادی میشه باعث پس رفت میشه نه،پیشرفت حالا باید هر تغییر در زندگی دیگران ودر پیرامونم رو میبینم تحسین کنم و توجه من رو خیریت هر تغییر ناهمسون وهمسون باشه باید در فکر تغییر کردن خودم باشم ترس رو در درونم به شجاعت تبدیل کنم واین کم کم در حال رخ دادن هست
ودر برابر تغییرات ناهمسون زندگیم صبور باشم ودست از گله و شکایت بردارم و پذیرای تغییر کردن باشم وایمانم به خدا باشه
من تعهد می دم در هر شرایطی پذیرای تغییرات الهی هستم چون باعث رشد من خواهد شد واکنون این نگرش من شده نترس حرکت کن و ادامه بده با امید و انتظار بهبود زندگیت و مهمتر از آن بهبود احساساتت وایمان داشته باش سالهای را که ملخ ها خوردهاند خداوند باز می گرداند
تغییر کردن برای کسی که مغزش به تنبلی عادت گرده باشه وترسو باشه و عزت نفسش پایین باشه سخته وبرای کسی که رو خودش کار کرده باشه مغزش رو به چالش کشیده ودر حال ایجاد عادتهای درست و نو هست شجاعت درش ایجاد شده و عزت نفسش ساخته واز آگاهی به خوبی عمل می کنه وبه کل نگرش درستی در مورد تغییر داره اون رو لازمه پیشرفتش می دونه پس حرکت کردن برای تغییر کردن برای این نو نگرش راحته پس سخت بود یا راحت بودن تغییر بسته به نگرش هر فردی داره فعلا من با تغییر کردن برام سخته ولی ایمان دارم به زودی راحت تر از قبل میشه
۱ مثالهای بزنید در زندگیتان که تغییر کردن رو به راحتی پذیرفتید و عواقب خوبی داشته ؟
ادامه تحصیل کردن رو خودم خواستم اولش برام کمی سخت بود ولی با مقاومت کردن ادامه دادم و بعدش خیلی برام راحت تر شد و بهترین اتفاقات برام رقم خورد و فهمیدم توانایی خوبی دارم وبا نمرات عالی پشت سر گذاشتم
همین روزه گرفتن برای خیلی ها خیلی سخته و نمی خوان از لذت زیاد خوردن دست بکشن به صورت ۱۱ماه می خوان همون طور اون عادتها و تکرار کنن ولی خوشحالم که هر سال به مراتب وقتی آگاهی های من بیشتر شد عمل روزه گرفتن برام راحت تر شده ودرکم از فلسفه روزه به کل تغییر کرده فهمیدم این کار در من باعث میشه که مغزم رو تربیت بدم تا از دایره امنش خارج شدهوعادتهای تکراری رها شده و عادتهای ۱۱ماه من رو کنار بگذاره وبرای سلامت ذهنم و روحم و تغییر شخصی روزه می گیرم برای تمرین کردن که تغییر کردن راحت وآسون واز پسش برمیام وقتی آگاهی های درست دریافت کنم که تمام تغییرات برای خودم خوبه مثل عمل روزه گرفتن
تغییر کردم به کل نسبت به سالهای دیگه ،من قبلنااسفند ماه خیلی عجله می کردم و استرس داشتم زود لباس و پوشاک وخواراک عید بخرم و باور کمبود داشتم تند تند کارم و انجام میدادم که باید تا لحظه سال تحویل هم چیز آماده باشه خدارو شکرچندسال تغییر کردم با آرامش کارم و انجام می دم نگرشم عوض شده قبلا فکر می کردم عید یک زمان محدویت برای احساس خوب باید از این فرصت استفاده کنم برای لذت بردن وفکر می کردم لذت بردن خریدن خوردنی ها متنوع فقط در عید ایجاد میشه ولباس های نو داشتن همه چیز رو به یک مراسم خاص پیوند زده بودم و تلاش می کردم تا شرایط خونه طوری باشه تا از عید لذت بیشتری ببرمواصلا از زیبایی های دیگه عید غافل بودم حالا اصلا هروزم و عید می دونم و اون حرص ولع لذت بردن از عید که بعد از تحویل سال در من فروکش می کرد رو ندارم دیکه شاد بودن واحساس خوب داشتن رو به زمان خاص نمیدم در هر لحظه حالم باید شاد باشه و احساسم باید در هر لحظه خوب باشه وبا گذشتم تغییر کردم و هنوز نه خودم چیزی خریدم نه پسرم نه همسرم وایمانم به فراوانی هست که با آرامش هر وقت بخوام می تونم بخرم در من بیشتر شده چقدر حس خوبی دارم دیگه برام مهم نیست این حواشی ها ،حال خودم از درون چقدر خوبه که دیگران چقدر دنبال فلان آرایش کردن ورنگ کردن هستن که عید بهتر به درخشن خندم می گیره که من چقدر حالم از درون خوبه چقدر حسم از درون خوبه که دنبال زیبای از بیرون نیستم تا به دیگران نشون بدم من چقدر خوشکل وبا کلاسم وامسال تغییر کردم حالا می فهم احساس لیاقت یعنی هر چه دوست داری داشته باشی در وجود هست فقط خودت رو همون طور که هستی دوست داشته باش ودنبال نگرشهای درست در تغییر خودت باش نه تغییر ظاهری تو همین طوری زیبا خلق شدی احتیاج به دستکاری برای زیبای نیست خداوندا این خودش یک تغییر بزرگی هست خدارو شکر
در مورد نگرش لاغری هم بسیار تغییر کردم و خداوند رو شاکرم
مثالهای بزنید که تغییر کردن سخت بود و عواقب خوبی براتون نداشته ؟
وقتی کرونا در جهان ایجاد شد خیلی ها تغییرات خوبی داشتن ولی من از این تغییر به نفعم استفاده نکردم ودر ترس بودم و عزیزانی رو هم از دست دادم وباعث شد هدفم رو ادامه ندم و رها کردم چون با تغییر جهان همسو نشدم واز این تغییر به نفع ام استفاده نکردم
برای استقلال مالیم هیچ کار نکردم و اتفاقات پیش میومد ولی من مقاومت کردم وکمال گرایی من وترسم و نداشتن مهارت خاص باعث شد این خواسته فقط تبدیل به آرزو در من بشه
برای تغییرات همسون وناهمسون الهی مثالهای بزنید وپذیرش شما ونتایج شما عواقبش چطور بوده ؟
درباره تغییرات همسون در زندگی خوب خیلی خوشحال شده واز خداوند سپاس گذار بودم مثل خریدن ماشین به راحت ترین شکل ایجاد شد ویا داشتن خونه وغیره که به نفع ام میدیم ایجاد شد خیلی شاکر بودم
ولی درباره تغییراتی که به نفع نبوده ناراحت شده ام وگاهی نا امید میشدم مثلا الان کمی نسبت به سالهای قبل کار همسرم رونق نداره واین شرایط برامون قابل قبول نیست ومن و خودش اعتقاد داره باید تغییر بده و اون هم دیدن دوره ای جدید برای شغلش لازمه وباید دست از عادتهای قبلش برداره وعادتهای درستی رو جایگزین کنه وحرکت کنه برای همسو شدن با تغییرات روز ومن هم این تغییر نا همسون الهی رو پذیرا هستم و ایمان دارم این شرایط ایجاد شده به نفع ما خواهد شد
مثال بزنید که در شرایط نا همسون الهی قرار گرفته اید وباعث شد که در شرایط سختی قرار گرفته و بعدش باعث خوشحالی شما شده؟ما در گذشته به حرف یکی از بستگانمون که مارو معرفی کرد به شغلی که هم خونه در اختیارمون گذاشته وهم کار با بیمه برامون در نظر می گیره وما هم خوشحال شدیم قبول کرده رو اعتماد به شخص مورد نظر و خونه اجاره ای که در اون زندگی می کردیم بابهترین شرایط داشت رو خالی کرده وهمسرم از کار قبلی که بود آمد بیرون ودر شغل جدید و خونه جدید که رایگان در اختیارمان گذاشته بودن شروع کردیم به زندگی ولی من احساس خوبی نداشتم چون اون شخصی که معرف ما بود گاهی اوقات با همسرم طوری رفتار می کرد باعث میشد من و همسرم حس خوبی نسبت بهش نداشته باشیم ومی خواست با وجود ما به اهداف نادرست خودش رو انجام بده وقتی این رو فهمیدم همش به همسرم می گفتم بیا از این شغل استعفا بده ولی ما دیگه نه پول اجاره خونه داشتیم ونه شغل ودر نهایت اتفاقاتی افتاد وخود شخص اخراج شدوهمسرم از اون شغل استعفا داد و شرایط بقدری برامون سخت شد که مجبور شدیم به خوبه پدر شوهرم رفته ودر شرایط خوبی نبودیم وبعد از یک سال شوهرم مغازه زد و بعد ۳سال به خونه خودمون رفتیم و همه این سختی ها برام درس بزرگی بود که هیچ وقت به جز خدا ازهیچ شخصی توقع نداشته باشم وفقط از خداوند کمک بخوام وتسلیم محض او شوم وبا تغییرات الهی همسو شده و صبر کنم
استاد سپاس فراوان برای این آگاهی ها 🥰🙏🏻🙏🏻🙏🏻