بسیاری از انسانها به دنبال یادگیری چگونه تغییر دادن زندگی شان هستند اما زمانی که تغییرات الهی وارد زندگی شان میشود در برابر آن مقاومت میکنند.
تغییرات الهی پاسخ خداوند به خواستههای شماست اما ممکن است به دلیل واضح نبودن پذیرش آن برای شما سخت باشد.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.48 از 65 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
۴روز هست این قسمت را خوندم و تا حالا ۲ یا ۳ بار اومدم تا برداشت و تجربه ام را بنویسم اونچه که از درونم تراوش میکنه ولی هر بار نصفه رها کردم چون با ذات الهی ام همگام نبود
انگار یک جورایی میخواستم رفع تکلیف کنم که بهای این قسمت را با یک نوشته پرداخت کنم
ولی باز هم دلم راضی نمیشد رفتم قسمت بعدی حتی برای اون قسمت هم نتونستم کاری انجام بدهم
با خودم کلنجار میرفتم
چرا ؟؟؟؟
ولی چیزی برام واضح نمیشدالان باز گفتم یکبار دیگه می خونم تا درک کنم
حتی اگه بازم متوجه نشدم اینقدر انجام میدهم
اینقدر میخونم
و با خودم حرف میزنم تا درکش کنم
و الان شروع کردم و همین اول کار این جملات و همزمانی شروع مجدد جلسه اول زندگی با اراده خداوند و هدایتم به پاسخ سوال اون دوره و تجربه ام از تغییرات
بسیاری از انسانها به دنبال یادگیری چگونه تغییر دادن زندگی شان هستند اما زمانی که تغییرات الهی وارد زندگی شان می شود در برابر آن مقاومت می کنند.
تغییرات الهی پاسخ خداوند به خواسته های شماست اما ممکن است به دلیل واضح نبودن پذیرش آن برای شما سخت باشد.
سوال: اگر قدرت اراده خداوند همه چیز را تعیین می کند، چرا بیشتر آنچه که دوست داریم داشته باشیم را نداریم؟
حدود یکسال پیش در شرکتی کار میکردم که پر از تجربه بود برام و معنای دیگری از زندگی و تجربهایی که میتوان از یک موقعیت کسب کرد را بدست آوردم.
حدود ۶ ماه هست که از اون شرکت و اون سبک کار خارج شده ام و در شرکت و کاری که چند سال قبل مشغول بودم مجدد فعالیت دارم.
موقعی که از شرکت میخواستم به کار جدید بروم چند ماهی بود که درخواستم بود که به کار قبلیم برگردم بهم دوباره پیشنهاد کار داده بشه چون آزادی عمل بیشتری داشتم حقوق بیشتری راحتی بیشتر و آزادی وقت بیشتر و کلی مزایا که در موقعیت فعلی ای که در آن بودم نداشتم
ولی درسش را گرفته بودم که چگونه باید از زندگیم لذت ببرم و تجربه کنم و طبق آموزشهام و تمریناتی که انجام میدادم شرایطی که میخواستم را درخواست میدادم و خوب مسلما بهش رسیدم.
تا اینجای کار بسیار خوشحال بودم و کلی احساس شعف و رضایت که توانستم و طبق آموزش هام به خواسته ام رسیدم
و اینجا اعلام می کنم که واقعا طبق خواسته ام بود ولی خواسته ای که طبق باورهام برنامه ریزی شده بود خواسته ای که میتوانستم متفاوت دریافتش کنم
اما چگونه؟
الان بعد از گذشت ۶ ماه مجدد به کار قبلیم در همان شرکت باز به تضادهای زیادی برخوردم و خواسته ای مجدد در من نمایان شد
که من شرایط دیگه ای میخوام و دوست دارم شیوه ای دیگه را داشته باشم و زندگی کنم
که در این بین کلی باور در من مشخص شد و همین طور جواب این سوالم که
چرا الان در این موقعیت هستم ولی دیگه باب میلم نیست و یه جورایی داره برام آزار دهنده میشه
این هم کار خداست و اراده خدا برای من
اول به این سوالم و جوابش هدایت شدم که طبق یک باور با اینکه از اول میدانستم درخواستم چی بوده ولی طبق این فکر که بزار از اینجا از این موقعیت خلاص بشم با اینکه در درونم میدونستم که موقعیتی که میخوام را قبلا تجربه کرده ام و شرایطش را میدونم و حتی میدونم که اصلا باهاش سازگار نیستم ولی برای خلاص شدن و رهایی از این موقعیت فعلی بزار ازش فرار کنم و اینکه صورت مسئله را داشتم پاک میکردم به جای اینکه حلش کنم
در ظاهر با کلی آگاهی و اموزش بازم داشتم خودم را گول میزدم و در نهانم این بود که لایقش نیستم به این راحتی به اون مرحله که میخوام باشم برسم
خوب یک مراحلی هست و در این مراحل سختی هایی هم باید کشید
الان میدونم که باید تکاملم را طی کنم ولی دلیل بر سختی کشیدن نیست بلکه دنیا بر آسونی هست
الان هم دارم درخواست اونچه واقعا میخواهم را میدهم که با خواسته هام و اونچه باهاش ارتباط برقرار میکنم میدهم
ولی یک باور نادرست که خدا ازت ناراحت میشه چه خبرت هست تازه برات این شرایط را درست کرده
جواب اطرافیانت را میخوای چی بدی
همه را که با هم نمیتونی داشته باشی
و از این قبیل افکار
ولی هدایت های خداوند و الهاماتش خیلی قویتر از اینها جواب همه این بخش سرکوب کننده را داد
که اگر قرار بود در جایگاهی که میخواهی باشی هدایتت نمیکردیم که این تضاد درونت پررنگ بشه و قلبت روشن که درکش کنی
چی میخواهی
تو میتوانی هر لحظه هر چی را بخواهی
و ما برایت فراهم میکنیم
و مدام این جمله و این آیه قران در ذهنم مرور میشد
که آیا ما دلها را برات نرم نکردیم
و باز این آیه شگفت انگیز خداوند که
ایا خدا برایت کافی نیست
و همزمان کلی یاداوری خاطرات و تجربیاتی که خداوند در جاهای مختلف چطور دلها را برایم نرم کرده و برایم همه چیز را محیا کرده
و مثالهایی از زندگیم که همین الان هم باز خاطره ای را برایم پررنگ کرد که چگونه برایم خواسته ام و درخواستم را براورده کرد
اینکه سال ۱۳۹۰ یک شب تا ساعت ۱۱ شب درب مغازه ام بودم و بخاطر این تا اون ساعت مونده بودم که بتونم درامد بیشتری کسب کنم برای چک فردام و تا اون لحظه هنوز ۲۰۰ هزار تومان کم داشتم ساعت ۱۱ شب از کجا و از کی بگیرم تا چکم برگشت نخوره و یکی از دوستان قدیمی ام را خدا فرستاد و من با ایمان و قوت قلب ازش درخواست قرض کردم و خیلی راحت قبول کرد بدون اینکه خودم احساس عذاب وجدان و ناراحتی داشته باشم و این کار خدا بود
و الان هم در موقعیت جدید و تضادی که به قول معروف از چاله فرار کردم و در چاه گیر افتاده ام
و باز داشتم شرایطی را تصوری میکردم بر طبق گذشته ای که تجربه کرده بودم
ولی الان وقت تغییر کردن اساسی و بنیادین هست
وقت توجه به درونم و اونچه میخواهم
نه آنچه که فعلا مرهمی بر زخم باشد تا ببینیم چی میشود یا اینکه امروز را سپری کنم تا فردا
درمانی که بنیادین باشد نه اینکه هر بار برگردم به اول خط
بلکه از هر کجا بسوی متعالی شدن
و الاننفس راحتی میکشم که از سر تکلیف که باید متنی بنویسم که رفع حاجت کرده باشم نیست بلکه با عشق و قلم خدا هست چون قلم خدا نگارش شده و من خوندم پس باید قلم خدا نگارش شود و دوستان دیگر بخوانند
خداوندا شکرت
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
۱۴۰۲.۱۲.۲۸