0

من به تغییرات الهی در زندگی ام ایمان دارم (قدم ۱۴)

اندازه متن

بسیاری از انسانها به دنبال یادگیری چگونه تغییر دادن زندگی شان هستند اما زمانی که تغییرات الهی وارد زندگی شان می‌شود در برابر آن مقاومت می‌کنند.

تغییرات الهی پاسخ خداوند به خواسته‌های شماست اما ممکن است به دلیل واضح نبودن پذیرش آن برای شما سخت باشد.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 47 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.48 از 65 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42676

47 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

47 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار fatmhadly85
      ۱۴۰۲/۱۲/۲۳ ۱۷:۳۴
      مدت عضویت: 2084 روز
      امتیاز کاربر: 11050 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,040 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️❤️❤️

      سلام

      زندگی با کمک خداوند: گام چهاردهم : من به تغییرات الهی در زندگی ام ایمان دارم

       تمرین آموزشی ✍️

      تغییر کردن نه سخته ، نه آسون تغییر کردن نیاز به شجاعت داره یعنی باید مسولیت تغییر کردن و بپذیری و همچنین شجاعت پذیرش این مسئولیت و داشته باشی 

      من عاشق تغییرات هستم مخصوصا تغییرات جسمم برای لاغر شدن ، لاغر شدن با قدرت ذهن 

      اصلا من وارد این مسیر شدم که لاغر بشم ولی در این مسیر به آگاهی های ارزشمند زیادی دست پیدا کردم که هر کدومشون برام حکم طلا رو دارن و کلا در این مسیر تغییرات زیادی در من به وجود آمد که وقتی بهشون فکر میکنم خودم از این همه تغییرات شوکه میشم مثلا

      قبلاً پوستم خیلی جوش میزد و من از این موضوع خیلی ناراحت بودم ولی از زمانی که وارد این مسیر شدم پوستم خیلی خوب شده شاید به ندرت پیش بیاد که در سال یکی دوبار رو صورتم یه جوش خیلی کوچیک بزنه اونم در حد سر سوزن که اونم خودش خیلی زود از بین می‌ره و پاک میشه در صورتیکه قبلاً این جوش ها خیلی سمج بودند و اصلا از بین نمیرفتن و یکی از دغدغه های زندگی من درگیر بودن با همین جوش ها بود مخصوصا نزدیک عید ولی الان در این مسیر این مشکل من خود به خود حل شده و من اصلا نفهمیدم که این مشکل چه طوری از بین رفت یه به خودم اومدم دیدم که پوستم خیلی خوب شده و دیگه جوش نمیزنه در حالیکه قبلا برای این مشکل خیلی دکتر رفته بودم و از راهکارها و ترفندهای زیادی برای از بین رفتن اونا استفاده  استفاده کرده بودم ولی هیچ کدوم تاثیر که  نداشت هیچ انگار هر روز بدتر میشد ولی در این مسیر این مشکل من برطرف شد بدون اینکه من کاری برای پوستم انجام داده باشم اصلا من حواسم به پوستم نبود ولی یه روز که در آینه نگاه کردم متوجه تغییرات صورتم شدم واین فقط کار خداست 

      در مورد تغییرات همسو و نا همسوی الهی

       من در زندگیم مثال های زیادی دارم که در جاهای مختلف در دیدگاه هایی که نوشتم در مورد شون نوشتم  مثال تغییرات ما همسوی الهی

      مثل ثبت نام پسرم  در مدرسه شاهد که من خیلی دوست داشتم و تلاش بسیار زیادی هم کردم که بتونم ثبت نامش کنم ولی با مخالفت معاون آموزش پرورش شهرمون پسر من ثبت نام نشد و من اون زمان خیلی ناراحت شدم حتی به خداوند گله و شکایت کردم ولی یک ماه بعد بچه های اون مدرسه در یک روز طوفانی که اردو جنگل رفته بودند حادثه ناگواری براشون پیش اومد و دانش آموزان زیادی بر اثر افتادن درخت جان شونو از دست دادن و مصدوم شدن و با شنیدن این خبر من از خداوند تشکر کردم و خوشحال شدم که بچه من اون مدرسه ثبت نام نشد و اون اتفاق بد و ناگوار برای من و خانواده ام نیوفتاد 

      مثال تغییرات هم سوی الهی

      مثل موضوع ازدواج خودم اون زمان همه با تصمیم من در مورد انتخاب من به شدت مخالف بودن و اصلا با من همراه نبودن و مدام تو دل مو خالی میکردند ولی من از خداوند کمک خواستم و به خودش توکل کردم و خداوند چون از دلم خبر داشت کمکم کرد و الان همین همسرم که اون زمان همه باهاش مخالف بودن کوچیک و بزرگ عاشقش هستند یعنی همونایی که اون زمان از من و انتخاب من ناراحت بودن خداوند جوری بین اونا و همسرم مهر و محبت ایجاد کرد که که الان همه شون به انتخاب من تبریک میگن و این فقط کار خداوند عزیزمه 

      مثل فرزند سومم که من از خداوند خواستم پسر باشه و خداوند این خواسته منو اجابت کرد و پسرمو به من بخشید 

      مثال های زیادی در زندگیم اتفاق افتاده که چند مورد شو نوشتم 

      به  قول شاعر  خدا گر ز حکمت ببند دری        ز رحمت گشاید در دیگری 

      در واقع به این معنی است که وقتی که کاری رو انجام مدی در عین ناباوری میبینی که به سرانجام نرسیده و تو موفق و پیروز نشدی در این موقعیت صد در صد ناراحت و نام امید میشی ولی چه بسا که خداوند موقعیت بهتری برات در نظر گرفته و خودت خبر نداری و مسیر دیگری رو پیش روت قرار میده تا به وسیله اون تو به خواسته و هدفت برسی 

      ولی من تا حالا این طوری به قضیه نگاه نکرده بودم درسته که همه مون این ضرب المثل و زیاد شنیدیم ولی مهم اینه که خیلی ها مون درکش نکرده بودیم مثلاً در این حد بهمون توضیح داده بودن که  وقتی اوضاع بر وفق مراد مون نبود میگفتن صلاح و مصلحت خداوند برات این بوده خب من خودم وقتی اتفاق بدی برام می افتاد و با این ضرب المثل دلداریم میدادند تایید میکردم ولی ته دلم آروم نبودم و از خداوند ناراحت بودم و ازش گله داشتم که چرا خداوند صلاح منو در قرار دادن من در رنج و سختی دونسته 

      ولی از دریافت آگاهی های این قسمت لذت بردم به عمق جانم نشست استاد داریم تا استاد توضیح دادن داریم تا توضیح دادن 

      من این آگاهی ها رو با جان و دل میپذیرمو با دریافت این آگاهی ها ممعنی این بیت شعر رو درک کردم یعنی خداوند هیچ دشمنی با من نداره اون فقط میخواد کمکم کنه تا من به خواسته ها و آرزوهام برسم 

      اگه من یه لیست خواسته و آرزو تهیه کردم و به خدا سفارش دادم و گفتم که با چطور و چگونه اش کاری ندارم و فقط از خدا خواستم که اونا رو به دستم برسونه خب دیگه پس من باید توکلم به خودش باشه  صبور باشم مدام تو کار خدا دخالت نکنم خداوند خودش از همه چیز خبر داره حتما باید برای محقق شدن یه سری از خواسته ها یه تغییراتی در زندگی من رخ بده و من باید یاد بگیرم که این تغییرات به نفع منه و سعی  کنم  اونا رو بپذیرم و در اون شرایط زیاد گله و شکایت نکنم و آرامش خودمو حفظ کنم و مدام در مورد اون اتفاق ناخواسته با دیگران صحبت نکنم و من تازه  می فهمم که چرا زمانی که در شرایط نا مساعد زندگی قرار می‌گرفتم این قدر بی تابی میکردم و آرامش نداشتم و نصیحت دیگران آرومم نمی‌کرد و ته دلم خدارو مقصر میدونستم و همیشه ازش گله داشتم و درونم آشوب بود چون آگاه نبودم 

      خدایا همواره در کنارم باش و کمکم کن 

      ممنون استاد از زحمات تون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید