نه گفتن یکی از سختترین مهارتهایی است که بشر در پی یادگیری آن است. بسیاری از انسانها به راحتی مهارتهای بسیار پیچیده را میآموزند اما در یادگیری مهارت نه گفتن به مشکل بر میخورند.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.58 از 67 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

با سلام خدمت استاد عزیز
من قبلا اصلا نمی تونستم نه بگویم هم در زمینه شغلی وهم در زمینه خانوادگی ولی بعد از آشنایی با مسائل عزت نفس واعتماد به نفس نه می گفتم ولی طبق گفته های شما افراد فامیل با من قهر می کردند و تو شغلم هم موقعیتم بد می شد ولی حالا طبق گفته شما متوجه شدم که مشکل من نه شنیدن بوده وسعی می کنم طبق گفته شما عمل کن
سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
بنام خداوندبخشنده مهربان
سلام به همه همراهان و استاد عطار روشن عزیز
مهارت ن گفتن
بنظر من در ایران مردم خیلی ب سختی ب هم میتونن ن بگن چون افراد از هم انتظارات بیش از حد دارن و خیلی هم تعارف دارن و فکر میکنن اگر ن بگن خیلی زشته و من خودم بارها وقتی گفتم ن احساس خجالت و شرمندگی کردم
الان ک فکر میکنم من در اون موقعیت ک بودم واقعا دلم نمیخواسته بگم بله یا اصلا شرایطش رو نداشتم ک بگم بله برای همین گفتم ن نمیتونم یا نمیخام یا…
و موقع ن گفتن خیلی احساس کمبود اعتماد به نفس کردم
اما موقع ن شنیدن من تقریبا میتونم بگم از هیچ کسی هیچ انتظاری ندارم و چون قبلا خیلی انتظار داشتم از بقیه و اذیت میشدم دیگه تصمیم گرفتم روی پای خودم بایستم و فقط ب خداوند و ب خودم تکیه کنم و میتونم بگم انتظارات رو ب صفر رسوندم
من قبلا ک ن میشنیدم خیلی ب هم میریختم و فکر میکردم طرف قلبم رو شکسته یا بهم بی احترامی کرده یا حس بی ارزشی میکردم و خیلی ناراحت میشدم
الان هم کمی این حالت هارو دارم اما یادم میاد ک خودم وقتی گفتم ن خب شرایط نداشتم و گاهی دوست نداشتم ن اینکه اون طرف رو بخوام خورد کنم یا برام بی ارزش هست
و میگم اون شخص هم مثل من حتما شرایط نداره شاید وقت نداره شاید واقعا اون وسیله رو نداره یا خرابه و رهاش میکنم و دنبال راه حل دیگه ای میگردم
من سالها پیش در شرایط خیلی سختی قرار گرفتم و خیلی نیاز ب کمک داشتم اما همه منو تنها گذاشتن توی شهر غریب ک کسی رو نمیشناسی و نمیتونی ب دیگران اعتماد کنی من با دوتا بچه کوچیک ک یکیشون خیلی گریه میکرد شب و روز تلاش کردم هر دو بچه رو بزرگ کردم اولش خیلی سختم بود حتی وقت غذا درست کردن یا یه حموم رفتن نداشتم قلبم درد میگرفت وقتی ب این فکر میکردم ک مادرهمسرم در همسایگی منه و بیکاره حتی نمیاد بپرسه تو داری چیکار میکنی چقدر در رنج بودم حتی وقتی ازش درخواست کردم ک کمی بهم کمک کنه کلی بهونه آورد و گفت ما زمان قدیم ۴ تا بچه رو خودم تنها بزرگ کردم این همه هم امکانات نداشتیم و من تنها تر شدم از اون روز تصمیم گرفتم هرگز هرگز ازش کمک نخوام و ب خداوند پناه آوردم سعی کردم غمها رو رها کنم و هرجور شده شاد باشم ک خداوند بهم بچه داده سالم و زیبا و من هر روز اونارو میبردم بیرون پارک بازی و شادی و تا الانکه ۹ سال از اون قضیه میگذره من هرگز ب ایشون نگفتم ک کمکم کن
هربار ک میبینم بچهای بقیه رو نگه میداره و برای بچهای من وقت نداره تعجب میکنم ولی میگم من ب اونا هیچ احتیاجی ندارم خودم تونستم
الانکه دارم مینویسم میفهمم چقدر برام رنج داشته من سالها پیش رها کردم ولی هنوزم انگار ازش ناراحتم
شاید تقصیر خودم بوده ک هروقت هر چیزی خواسته نتونستم ن بگم تقصیر خودم بوده ک همیشه خودمو نادیده گرفتم تا کارای اون رو انجام بدم تقصیر من بوده ک سالها از شوهر پیرش مراقبت کردم و دم نزدم
تقصیر خودم بوده ک همیشه احترام بیش از حد گذاشتم و تقصیر خودمه ک خواستم ب هر قیمتی ب چشمش بیام و نیومدم
چقدر دلم میشکست وقتی میرفتم اونجا و بهم بی محلی میکرد ک حتی یک چایی هم جلوم نمیذاشت و ازم میپرسید چایی میخوری منم میگفتم ن در صورتیکه میخواستم
کاش مهارت نگفتن رو یاد بگیرم و کاش ب خودم بیشتر ارزش میذاشتم
من میخوام زندگیم رو تغییر بدم و روی خودم اینقدر کار میکنم تا همه چیز اونطوری بشه ک من میخوام
از خداوند متعال و هدایتگر و استاد روشن بینهایت متشکرم
نشان های دریافت شده
جرا در نه گفتن دچار ضعف و ناتوانی هستیم؟
چون ترس ازقضاوت داریم وعدم اعتمادبنفس
۲- نگرش شما درباره لزوم یادگیری (نه گفتن) چیست؟
بسیار عالی بود وآموختیم که چگونه این مهارت رابایدکسب کرد
۳- مواردی که باید از ( نه) استفاده می کردید ولی نتوانسته اید را شرح دهید.
بسیار فراوان بوده مخصوصا درمورد ضمانتهای بانکی که بسیارمشکل آفرین بود
۴- مواردی که به دلیل عدم توانایی در نه گفتن دچار مشکل شده اید را شرح دهید.
وهمیشه باعث کدورت ومکافات میشد
۵- مواردی که نه گفتن شما باعث ایجاد ناراحتی و واکنش در طرف مقابل شده است را شرح دهید.
واگربه ندرت هم به کسی نه میگفتیم قطعا کدورت طولانی ایجادمیشد
۶- مواردی که اگر توانسته بودید از عبارت نه استفاده کنید شرایط متفاوتی را تجربه می کردید را شرح دهید.
ومتاسفانه من بسیار دراین زمینه ضعیف عمل میکردم وهمیشه آسیب پذیربودم
واینجا بسیار اصولی یادگرفتم که چطور باید نه گفتن ونه شنیدن را آموزش دید
عالی بوداستاد
سلام استاد
نه گفتن موضوعی است که خیلی از انسانها از ان رنج میبرند چون فکر میکنند اعتماد به نفس ندارند و یا با نه شنیدن ارزش و احترام انها کم شده است
ما نباید با نه گفتن و نه شنیدن خود را دررنج و عذاب قرار دهیم . و با خود درگیر ذهنی داشته باشیم و یا خودمان را سرزنش کنیم که چرا کاری کردیم که نه شنیدیم
افراد متناسب برای خوردن به راحتی میتوانند نه بگویند ولی درمقابل درخواست دیگران شاید نتوانند نه بگویند ولی افراد چاق در بیشتر موارد نمیتوانند نه بگویند . ما باید یاد بگیریم که وقتی نه گفتیم و یا نه شنیدیم ناراحت نشویم و درذهن خودمان شر به پا نکنیم
من باید ابتدا نگرش خود را نسبت به نه گفتن تغییر بدهم تا با این تغییر نگرش احساس من بد نشود . باید بدانیم هردرخواستی 2 جواب دارد یا بله است یا نه . ما باید بدانیم که همه ی درخواستها که جواب بله ندارند من باید درمقابل سوال پرسیدن از دیگران انتظار شنیدن 2 جواب را داشته باشم یکی بله و یکی نه و باید تغییر نگرش صحیح نسبت به نه گفتن را بدانم که اگر فردی به درخواست من پاسخ نه داده به من و شخصیت من بی احترامی نکرده و من را بی ارزش نکرده بلکه به درخواست من با توجه به موقعیت خودش جواب نه داده است و این یک امر طبیعی است چون افراد نمیتوانند با توجه به موقعیت شغلی – مالی- شرایط نداشتن ان درخواست به درخواست ما بله بگویند پس من باید ابتدا نه شنیدن را درذهنم درست کنم و واکنش خود را نسبت به ان بررسی کنم و اگر دیدیم که با نه گفتن ذهن من به هم میریزد ابتدا روی این قسمت باید کار کنم تا بتوانم بدون خشم و عصبانیت به درخواست دیگران نه بگویم و یا بدون ناراحتی از دیگران نه بشنوم
من یک روز درمحل کار یکی از بازنشستگان امد و از درخواست کرد که ایا من میتوانم ضامن وام او بشوم و من با احترام و بدون هیچگونه خشمی گفتم نه و برایش توضیح دادم من یکبار چند سال پیش ضامن فردی شدم در حالی که همکار بود و به او اعتماد داشتم و چون اقساط بانک را پرداخت نکرده بود و من مجبور شدم اقساط او را بپردازم دیگر با خودم عهد کردم ضامن هیچ کس نشوم و هرکس هم از من خواهش کرد با احترام به او بگویم شرمنده من نمیتوانم و با اینکار یک ارامش ذهنی برای خودم دارم و بدون اینکه فرد را معطل کنم و یا وعده بدهم سریع میگویم نه و با این کار استرس و فشاررا از روی ذهن خودم برمیدارم
من پارسال در مسیر برگشت به منزل یکبار یکی از همکارانی اداره ی بغلی خودم را که خانوم مسنی بود سوار کردم و درب منزلش رساندم اون فرد از من درخواست کردکه فردا صبح او را سوار کنم و به محل کار برویم چون در یک خیابان بودیم من هم نتوانستم به او نه بگویم چون بزرگتر و سادات بود و با نه نگفتن من مجبور شدم یکسال تمام او را صبحها برسانم به صورت رایگان و جالبه گاهی مواقع مسیر سوار شدن او هم تغییر میکرد و فقط با یک عذرخواهی ان را حل میکرد و واقعا خودم داشتم اذیت میشدم و وقتی قبلا این فایل را گوش داده بودم یکروز بدون رو دربایستی به او گفتم من دیگر نمیتوانم شمارا بیاورم جالبه بسیار ناراحت شد و گفت چرا . من نمیتوانم اتوبوس سوار شوم کمرم درد میکنه من گفتم خوب اسنپ و یا تاکسی بگیرید و باز جواب دیگری داد و واقعا مانده بودم چکارش کنم و یک روز بهش تلفن کردم و گفتم من دیگر از این مسیر نمیروم و جالبه بعد از یکسال گفت اگر پول میخواهی بهت میدهم و من گفتم نه من دیگر نمیتوانم شمار ا بیاورم باید بچه هایم را به مدرسه ببرم و با این کار خودم را از شر یک انسان مزاحم خلاص کردم و جالبه گاهی مواقع میبینم در ماشین دیگران سوار میشود و حاضر نیست پولی بابت کرایه بدهد و خدارا شکر من نه گفتن را با شهامت یاد گرفتم و اول باید به وقت و احساس خودم احترام بگذارم نه دیگران
ما باید نه گفتن را علاوه بر کارهای روزمره در خوردن غذا نیز یاد بگیریم وقتی کسی چیزی را به ما تعارف کرد وواقعا سیر بودیم و میلی به خوردن نداشتیم به راحتی بگوییم نه من نمیخورم و با این نه گفتن به جسم و ذهن خود احترام بگذاریم و با این تمرین کم کم نه گفتن را برای نخوردن بیشتر درذهن خود تقویت کنیم تا انشاالله به زودی متناسب شویم و سرعت ترمیم را در بدنمان بالا ببریم .
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر
باید اعتراف کنم من به شدت با نه شنیدن بهم میریزم و احساس میکنم شخصیت به شدت خورد شده و بهم توهین شده ولی میخوام از امروز به بعد نه شنیدن تمرین کنم .
خدایا شکرت ❤️
نشان های دریافت شده
به نام خدایی بخشنده ومهربان
سلام ب استاد عطار روشن وتمام دوستان هم مسیر
کلمه نه وکفتن این کلمه دور ازهرافکاری اکه باشه چقدر ازادی عمل راحتری روخواهم داشت که با اموزش از این یادکیری کسب کردمچنان تغیبرات عالی رو به من هدبه کرده نشاطی بی حد هروزم تو هربخش زندکیم من رقم میرنه به هرانجه که درست نبود ومن با باورهای اشتباهم اوندرسترین حساب کرد حتی گفتم این کلمه چقدر درکیرش بودم ابعاد از زندکی من تحت شعاع خودش قرارداد جای که باید نه سفت سختی رو با ارامش واطمیان قبلی ودل گرم به همسو بودن کارم با خالقم کفته میشد ونشد وچقدر جای حسرت افسوس برای من ساخت خدایا به اندازه تمام ستارهای اسمانت وتمام شنهای کلی بیابانت تشکر وسپاسکزار هستمکه شریطی به این خوبی برایم مهیا کردی جه بکیثبم چه بنویسم که نشاط،همین زمانم رو بنویسم که تو من رها کردی ازادمکردی از کلی نه گفتن راحت اسون به دور از دلخوری دیگران به دور از هر افکاری که شاید شایدهای دیکه که همه تو ذهن من ازکلی باوره صحبت داشت جقدر رها هستم ازهر حرفی که برام اصلا مفید نیست زمانم برام بی نهایت ارزش داره که توجه شکلی داره طی میشه بی کار نیستم هر زمانم به اندزه جندبرابر بهره میبرم که کیف
این مسیر تمام سلولهای من از اکشیژی تناسب ذهنم پر کنه هر بند بند وهر کودم بکه ذهنم جقدر قویی بود وجقدر من درحهت مخالف ازش بهر بردم
حالا که دارم توان واقعیش بهش برکشت میدم با کمک خالق مهربانها چه دویدن که پایم ازمن گرفت ای کاش نه می دویدم ونه قصه می خوردم وفتی توبودی جه نیاز به این احساس ناخوشایند جقدر دلم برای بودن در پناهت ارامش پبدا کرده شاد هست من به ساحل امن خدا رسیدم اکه میدوستمکه ارامش ایحاد شده با تسلیم واقعی این همه لذت بی نهایت رو قسمت میکرد چه زود این تسلیم رو با دلی قرص مبشدم
انجام بدم حالا دورن انچه که سالهای زیادی تو ذهنم داشتم دارم لحظه به لخظه دورنش زندگی میکنم من یاد گرفتن به هرتشویق ذهن برای مصرف کردن تعارف فبول کردن شرایطی که به مسیرم اسیب میزنه نه نه ونه بگم با ارامش ایحاد شده جون دورن نه گفتن هیج حس بدی نیست هیج حس تفرنیست حس محبت تشکر هست پس با این کلمه دنیایی ازپراز اشتباه من کم رنگش کردم
یی مثالی میزنموفتی سبر بودم جای ممهان میشدم انجا برای جیزی می اورن که نیاز نبود ومن اون زمان کرسنه نبودم بخاطر کلی باوره که به طرف مفابل برمیخوره بد از ادب به دور هست تعارف کسی رو رعد کنم بزرگترهست اخترامش واحب هست وخیلی باورهای دیکه اون تعارف مساوی بود با قبول با اخترام من ومصرف اپنماده غذایی حتی لازم نبود کسی به من تعا رف کنه با دین وتشویق جه حس خودم که شامل جشمگوش بینی چشیدن شنیدن لمس کردن مرور خاطره اراون ماده باره تشویق به خودرن نشدن به جای نه کفتن اپن به نخوردن به همه یی بله بزرگ راحت گفتم شد وضعیت فبلی پس کلمه نه دنیایی بخشهای وحودی توجنبه ها مختلف درکیرش هست شاید ظاهر ساده دارا نه ولی در باطن نیازبه کلی کاره کلی تمزین وکلی افکار پروش یافته از اگاهی خوب بهش نیازهست ابن نهکفتن شامل میشه ونتیحه درستی اپن بخشها این نه رو میسازه
نه به افکارمنغی نه به رابطه ناسالم نه به ندیدن کلی نعمت اطرافم نه به ندیدن کمک خدای مهربان نه به اراده شخصی ونه به منیت نه به فوت بخش شیطان درون نه به وهزاران نهدیگه که توان منبیشتر میکنه برای ادامه مسیرم توشکل کامل سالمتر بهترکلی بله خوب توحهت مخالف برای بهبود بخشی به هرحنبه زندکی وجودی خودم واطرافم من
حتی وقتی عادت بد رومی خوای درستش کنی وترکش کنی اویل برای خودمو دیگران جای سوال بود جطوا ولی من این چطور هم ارام ارام راحتش کردماون سختی اولبه کم کم ازبین رفت ودیگران هم فبول کردنکه مندارم از مسیر جدیدم به زندکیم تغیبر خوب دادم بهش نکاهی سازنده دارم پس انها هم فبول کردن که نیازهست زمانی از من نه بلتد بشنو اونم با ارامش به دور ازهرحس بد انتظاز ازمن تغیبر پیدا کرده جون من تغیبر پیدا کردم من اونپ فرد کهواردسایت شدم اصلا فابل مقایسه نبستمادمی ازشمند توامند لایق عشق محبت رابطه دوست داشتتن خود به خودمو دیگران به من شد فراوانی و باراش نعمت وشادی پارامش هرحنبه از زندگیم توسط خدایی مهربان انحام داره میشه جه توانی وکه قدرتی فابل مقایله با این نیروهست پناهش من قرارداده دل قرص هستم به دریافت هرانجه خوب هست تو جهان چونخدای خوبها رودارم لذت داشتن خدای به این بزرکی راحتی نه کفتن رو برام اسون راحت دلنشین کرده نه به هرجیری که من به مسیر فبلی برکشت بده نه ونه ونه
امید که توتناسب وسلامتی که نتیحه دل کرمی با خالقم هست تو جسممن به زودی زود به نمایش دریباد جون منذکل مسبرم توکل اسون راحت براش قرار دادم به همراه لذتی بی مثال شادی فراوان وفور نعمت تو دیدن وحس کردن خلاصه دنیایی کوجک من ولی بزرگی اونکل حهان خااق اون هست
خدا پشت وپنا هتون یا حق حق. نکه دارتون
باسلام خدمت شما استاد عزیز
گاهی وقتا برای ما پیش میاد که در حال خوبی نیستیم و یا حوصله هم کلامی و هم نشینی یا توی جمع بودن رو نداریم و در اون لحظه ما نیاز داریم کمکی توی خلوت خودمون با پیدا کردن حس خوب داشته باشیم،
یکی از همین کمکهایی که میتونیم به خودمون یاد بدیم نه گفتن به انجام کاری هست که مایل نیستیم و دوستش نداریم،
مثلاً خوردن یک نوع غذایی که مورد علاقمون نیست رفتن به جاهایی که دوست نداریم،
ولی نگفتن به همین راحتی نیست و به همین سادگی یاد نمیگیریم اول باید نشنیدن رو قبول کنیم،
من امروز فهمیدم هنر نشنیدن خودم رو باید تقویت کنم تا نگفتن وقتی که نه شنیدن عصبی شم و ناراحت شم نمیتونم که به راحتی نه بگم،
خیلی جاها بله گفتم و بعدش خودم تا مدتها اذیت شدم و ذهنم مشغول شده خیلی جاها باید نمیگفتم اما با یک توضیح ساده و یک دلیل آوردن برای خودم رو قانع کردم که نکنه طرف ناراحت بشه،
همین طوری که هر لباسی رو نمیپوشیم هر جایی نمیریم هر غذایی رو نمیخوریم بسته به سلیقه و علاقهمون خیلی درخواستها رو هم دوست نداریم انجام بدیم و این خیلی طبیعیه که نه بگیم،
همه ما یاد گرفتیم خودمون رو حال خوب و زندگیمون رو فراموش کنیم برای دیگران فدا بشیم و قربانی باشیم و دوست نداریم با نه گفتن حال کسی رو بگیریم و تو ذوق کسی بزنیم که به ما رو زده و از ما درخواست کرده،
ولی در اصل باید طوری زندگی کنیم که درخواستها از ما کم بشه و توقع از ما نداشته باشد،
همونطوری که من سالها دیگه از هیچکس انتظاری ندارم که به من در انجام کاری بله بگه و از نشنیدن هیچکس ناراحت نمیشم چون یاد گرفتم کم توقع باشم،
باتشکرازشما
سلام استاد گرامی. ممنونم از آگاهی جدید که به ما دارید. من میتونستم بگم نه ولی بعدش ناراحت میشدم که چرا باعث ناراحتی اون فرد شدم . و برای خودم درگیری ذهنی پیش میومد . الان متوجه شدم که علتش اینکه خودم از نه شنیدن ناراحت مشدم . پس بهتره که اینجوری فکر کنم در مقابل سوال من دو تا جواب وجود داره و بعضی وقتها هم ممکنه نه باشه و این اخر دنیا نیست تو میتونی راه حل بهتری پیدا کنی پس ناراحتی نداره که . من یه اتفاقی که برام سر نه گفتن یکی از دوستان برام افتاده و از دستش ناراحت شدم. ولی بعد دیدم اون کار رو خیلی بهتر از اونچیزی که باید برام اتفاق بیفته درست شده و چه روز بیاد ماندنی و خوبی برام رقم خورد وقتی ناراحتی رو گذاشتم کنار و دنبال راه جایگزین بودم و خیلی اتفاقی کارم به نحو مطلوب انجام شد و خدارو شکر کردم الان با صحبتهای شما به این درک رسیدم که باید بپذیریم نه دیگران رو و راه حل بهتری پیدا کنم و اینطوری وقتی فکر کنی که اون هم حق داره نه بگه دیگه از دستش ناراحت نمیشی. وخودت هم وقتی نه بگی دیگه ذهنت درگیرش نمیشه.
سلام استاد صبح شما بخیر و شادی
مهارت نه گفتن ابزار قدرتمندی است برای مدیریت زمان – و انرژی و تعیین حدمرزها و حفظ سلامت و روان مفید است
چرا مهارت نه گفتن ضروری است .
1- کاهش استرس و اضطراب : با نه گفتن درخواستهای غیر ضروری را درزندگی حذف و کنترل میکنیم و این کار باعث کاهش استرس میشود
2- افزایش عزت نفس : قاطعیت در بیان درخواستها باعث افزایش عزت نفس میشود و توانایی و ایمان مارا افزایش می دهد
3- ارتباط سالم تر : نه گفتن به موقع باعث عدم سوء تفاهم و دلخوری میشود و ارتباطات را سالم تر میکند
4- تمرکز بر اولویت ها : با نه گفتن فرصت و انرژی بیشتری برای کارهای ضروری فراهم میشود و رضایت بیشتری دارند
5- جلوگیری از سوء استفاده : با نه گفتن دیگر افراد نمیتوانند از شما سوء استفاده کنند چون حد و مرز را بین خود و انها مشخص میکنید
ما باید چگونه نه گفتن را یاد بگیریم
1- با خود صادق باشیم : به نیازهاو توانایی های خود فکر کنیم و مشخص کنیم چه چیز برایمان مهم است
2- قاطع باشید : با احن قاطع نه بگوییم و از بکار بردن کلمات شاید – نمیدانم – باید فکر کنم خوداری کنیم
3- دلایل نه گفتن خود را به صورت مختصر توضیح دهید : به چه خاطر نمیتوانید ان کاررا انجام دهید تا سوء تفاهم ها برطرف شود
4- به جایگزین ها فکر کنید : درصورت امکان و به خاطر احترام به جایگزین ها فکر کنید و پیشنهاد بهتری را ارائه دهید
5- تمرین کنید : تمرین کنید نه گفتن بی ادبی و بی احترامی به دیگران نیست بلکه نشان دهنده ی احترام به خودتان است تا به خواسته ها و هدفتان برسید
ما با یاد گرفتن نه گفتن یکی از مهمترین مهارتهای کنترل ذهن درزندگی را یاد میگیریم
ارتباط نه گفتن با چاقی درچیست ؟ عدم توانایی نه گفتن یک فرمول ذهنی است که درجنبه های مختلف زندگی تاثیر زیادی برزندگی ما دارد و ما با نه نگفتن مسئول چاقی خود هستیم
افراد متناسب در مواجه شدن با مواد غذایی و نه گفتن بسیار عالی عمل میکنند ولی متاسفانه افراد چاق به راحتی و بدون فکر کردن غذای اضافی را میخورند و بعد از ان دچار عذاب وجدان میشوند من باید یاد بگیرم که وقتی من درخواستی را انجام میدهم 2 شکل دارد یا پاسخ بله است یا خیر که اگر اینطور نبود درخواستی دیگر وجود نداشت و باید یاد بگیرم که نه گفتن جواب منفی به درخواست من است و چیزی از ارزش و احترام من کم نمیکند
و من باید هنر نه گفتن را ازدرون خودم شروع کنم تا راحتتر بتوانم با این موضوع کنار بیام و اصلا ناراحت نشوم و سوء برداشت نکنم
درزندگی خیلی از مواقع است که نه نگفتم و دچار مشکلات بعد شدم و بارها به خودم گفتم کاشکی نه گفته بودم و راحت بودم
اوایل زندگی زناشویی با مادر و پدر همسرم زندگی کردن با داشتن فرزندان زیاد درخانه چون نه نگفتم
در محیط کار با نه نگفتن کار اضافی انجام دادم و نداشتن انگیزه برای کار در من ایجاد شد
هم مسیر بودن با همکار و نه نگفتن برای بردن انها تا منزل و هنوز هم متاسفانه ادامه دارد برای دلسوزی
نه نگفتن در خرید و نداشتن رضایت بعد از خرید خدارا شکر خیلی بهتر شدم
نه نگفتن برای خیلی از کارهایی که دوست دارم و فکر میکردم زشت است و انجام ندادم و خداراشکر الان دیگر می توانم نه بگویم
انشاااله با تمرین و تکرار درخواستها یاد بگیریم که نه گفتن دیگران بی احترامی به ما نیست و فقط درخواست ما را قبول نکردند و باید انتظار جواب نه شنیدن از دیگران را داشته باشیم .
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و کریم
دوباره منم خخخ سلام
من یک سوال دارم؟شما گفتید برای نه گفتن بهتر اول رو خودمون کار کنیم تا از شنیدن نه گفتن بقیه ناراحت نشیم و همچنین تمرینات عالی را دادید
من سوالم اینکه چجوری در معرض تعارف دیگران قرار نگیریم؟مثلا این تمرین آیا باید اینطور باشه که اگر به کسی چیزی تعارف کردیم و نه گفت ناراحت نشیم؟چکار کنیم خودمون در مقابل تعارف دیگران قرار نگیریم اصلا
البته الان با کارکردن روی دوره دوازده قدم و خواص مواد غذایی خیلی بهتر نه میگم مثلا همین دو ساعت پیش شوهرم اومد گفت طالبی میخوری گفتم نه دیگه شام خوردم سیر شدم حالا چیکار کنم که اصلا در معرض تعارف قرار نگیرم؟
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز خانم زهرا ….
از طرز نوشتن جمله اول دیدگاهت معلومه شوخ طبعی رو دوست داری و چون خودم هم یک همچین طبیعتی دارم کنجکاو شدم ببینم چی نوشتی )) دیدگاهتو خوندم
قدر مسلم اینکه وفتی در جایگاه میزبان قرار می گیریم نمیشه که پذیرایی نکنیم تعارف نزنیم مهمان فکر می کنه که وسایل پذیرایی رو برا تماشا چیدیم خسیس تشریف داریم … اما منطقی نیس که فکر کنیم وقتی تعارف زدیم حتما باید بردارن به نظرم این طرز فکر توهین به شخصیت مهمان هست وظیفه میزبان تعارف بدون اصراره در حد معقول وقتی که ما از این دیدگاه به رفتار مهمانان نگاا کنیم در نتیجه برای خودمون هم به موقع با نه گفتن احترام قائل میشیم …..
درود بر شما در پناه خدا باشی همبشه حال دلت خوب باشه و با شوخ طبعی این حال خوب رو به دیگران منتقل کنید
نشان های دریافت شده
سلام سپاسگزارم از پاسختون جالب بود و بهم کمک کرد تا بهتر این موضوع را درک کنم
نشان های دریافت شده
سلام خوشحالم پاسخ من برات مفید بوده ….
تعارف زدن جزء جدایی ناپذیر فرهنگ ایرانی هاست در حد معقول و مورد انتظار علامت مهمان نوازیه اما از حد که بگذره گرفتن حق انتحاب ار مهمانه و توهین به شخصیتش…. این چیزی که در این دوره ها یاد گرفتیم
سلام و درود
درباره این موضوع در دوره اصلاح و پرخوری به صورت مفصل توضیح داده شده است.