0

من به تغییرات الهی در زندگی ام ایمان دارم (قدم ۱۴)

اندازه متن

بسیاری از انسانها به دنبال یادگیری چگونه تغییر دادن زندگی شان هستند اما زمانی که تغییرات الهی وارد زندگی شان می‌شود در برابر آن مقاومت می‌کنند.

تغییرات الهی پاسخ خداوند به خواسته‌های شماست اما ممکن است به دلیل واضح نبودن پذیرش آن برای شما سخت باشد.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 47 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.48 از 65 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42676

47 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

47 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Mehrdad Zabihi
      ۱۴۰۳/۰۱/۲۸ ۰۹:۰۶
      مدت عضویت: 2557 روز
      امتیاز کاربر: 140163 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,726 کلمه

      دوشنبه پانزدهم اپریل بیست یست و چهار

      سپاسگزار خداوندی هستم که همواره من را در جهت خواسته هایم حمایت و هدایت میکند

      سلام و درود به دوستان و همراهان مسیر رشد و تغییر

      قدم چهاردهم دوره زندگی با کمک خداوند  من به تغییرات الهی در زندگیم ام ایمان دارم

      تغییرات الهی پاسخ خداوند به خواسته های ما هست

      همه چیز در جهان تغییر میکند و براورده شدن ارزوهایمان نیاز به تغییر در جنبه های مختلف زتدگی مان دارد اگر جنبه های مختلف زندگی مان تغییر نکند اون ارزو وارد زندگی مان نمیشود

      پس اگر میخواهم که ارزویی وارد زندگیم بشود  بایستی پذیرش این تغییرات را داشته باشماین مورد کاملا برایم منطقی هست مثلا اگر بخواهم بچه دار بشوم این انتظار را باید داشته باشم که برا اون وقت بگذارم و جنس تفریحاتم تغییر خواهد کرد. اگر کسی بخواهد لذت رانندگی با ماشین خودش را تجربه کند ابتدا باید رانندگی را یاد بگیرد

      من ادم در مواردی که تمایل به تغییر نداشتم بشدت مقاومت داشتماز تغییر موقعیت مبلمان و تلویزیون گرفته تا یادگیری زبان

      در بعضی موارد خودم تمایل به تغییر داشتم و با جان و دل و با انگیزه مضاعف خودم پیش قدم میشدم برای تغییر کردن و در مواردی که مجبور بودم با احساس ناخوشایند با تغییر مواجه میشدم

      وقتی به تغییراتی که خودم خواستم و انجام دادم نگاه میکنم میبینم که هیچ سختی را در طی مسیر احساس نکردم

      مثلا من قصد داشتم استقلال فکری داشته باشم و تصمیم گرفتم که تهران دانشگاه قبول بشوم و تا روزی بیشتر از هیجده ساعت درس میخواندم و با عشق هم اینکارو میکردم قبل از اینکه اون تصمیم را بگیرم اصلا درس نمیخواندم و با اینکه کتاب جلوی من باز بود ولی هیچ چیزی نمیخواندم و حواسم مدام پرت میشد

      وقتی که دوازده سال پیش تصمیم گرفتم برای رشد شخصی ام اقدام کنم و اموزش ببینم، ساعتهای زیادی بجای مهمانی رفتن و فوتبال دیدن صرف یادگیری و انجام تمریناتم میکردم و صد البته هیچ گله و شکایتی نداشتم

      وقتیکه تصمیم به مهاجرت گرفتیم، با اینکه از زبان خواندن خوشم نمی امد ولی ساعتهت تا دیروقت بیدار می ماندم و تمرین میکردم

      وقتیکه مهاجرت کردم توی هوای اینجا لباس میپوشیدم و پیاده روی میکردم تا بدنم به اب و هوای اینجا عادت بکند

      وقتیکه بعنوان کارگر تعمیرات مشغول بکار شدم، بلد نبودم با ابزار کار کنم ولی تلاش کردم و مایوس نشدم و یاد گرفتم

      و از همه جدیدتر هم اینکه تصمیم گرفتم شرکتم را بعد از چهار ماه تغییر بدهم و در شرکت جدید با وجود کار بیشتر بهیچوجه گله نمیکنم

      در رابطه با تغییرات همسو و ناهمسو مثال میزنم

      به تازگی درخواستهایی که در ابتدای پارسال نوشته بودم را پیدا کردم نوشته بودم که میخواهم درامد بالا برود و در خانه خودم ساکن باشم و از طرفی هم بصورت منطقی بهیچوجه نمیتوانستم بپذیرم که برای پوزیشن من حقوق بالاتری ارایه بدهند و اصلا هزینه های زندگی بالاتر از درامد من بود و وام هم نمیتوانستم بگیرم. هر چقدر سالها همسرم بهم میگفت که بهتره خانه بخریم من بواسطه هزینه های جانبی ان مخالفت میکردم

      مدتها در شرکتی مشغول بکار بودم و با همکارانم ارتباط خوبی داشتم و بارها از شرکتهای رقیب دعوت به کار شده بودم با حقوق کمی بالاتر ولی میگفتم نه من اینجا راحت هستم و میخواهم سالها اینجا بمانم از طرفی مدام در ذهنم این بود که من میخواهم کار خودم را شروع کنم تا درامدم بالا برود چون هزینه های زندگیم بیشتر از درامدم بود ولی حاضر نبودم که شرکتم را تغییر بدهم

      اتفاقی که افتاد این بود که بمن گفتند که به شما احتیاج نداریم و یک ماه بعد هم صاحبخانه بما گفت که باید بلند بشوید چون میخواهد که خانه را بفروشد! و اجاره همان خانه ای که در ان ساکن بودم هفتاد درصد افزایش یافته بود و من درامدی نداشتم تمام اینها تغییرات ناخواسته بود

      و کمی بعد با خوب نگه داشتن احساسمون و توجه به زیبایی ها پول پیش خانه جور شد و من خیلی هدایتی رفتم مصاحبه کاری، و با پوزیشن بهتر و حقوق بالاتر استخدام شدمو همان هفته اول نامه از شرکت گرفتم و واجد شرایط دریافت وام شدم و در کمتر از یکماه قرار داد خانه را بستم و اسباب کشی کردم به منزل خودمونو هر روز که بیدار میشوم و یا میخوابم از اینکه در خانه خودم هستم لذت میبرم و سپاسگزار خداوند هستم

      مسوول مستقیم من در ان شرکت یک فرد ایرانی بسیار مهربان بود که همه توی شرکت ازش حساب میبردند و هر جا که من درخواستی داشتم و من را معطل میکردند کافی بود به ایشان بگویم و سریع با یک نامه و یا تلفن ایشان، کارم را در شرکت راه می انداختند. حتی در جلسات بارها و بارها من را در مقابل کارفرما حمایت میکردند

      بهم میگفت تو اینجا رییس خودتی هر موقع دوست داشتی بیا و هر موقع دوست داشتی برو و هر وقت دوست داشتی از خانه کار بکن و اگر خواستی مرخصی بگیری فقط بمن بگو، من سریع تاییدش میکنم

      پس از مدتی احساس کردم که اونجا ناحیه امن من شده است و چون قانون را میدانستم متوجه شدم که من تماما روی اون مسوول ایرانی حساب میکنم و این یعنی شرک! چون بارها طعم تلخ شرک را چشیده بودم اصلا دوست نداشتم که دوباره انرا تجربه کنم

      از طرفی طی برخوردهایی که با مدیر عامل شرکت داشتم متوجه شدم که اون شرکت جای ماندن من نیست، و جو دوستانه و مناسبی هم بین همکاران نبود

      دقیقا یادم هست که توی همون ماه اول به ذهنم گفته شد که مهرداد تو لیاقتت بیشتر از اینجاست و این شرکت جای تو نیست

      من هم ادمی نبودم که تغییر کنم ولی میدانستم که این دقیقا الهام خداوند هست و هرچی شرایطم را بررسی میکردم و میدیدم که هر کسی ارزو دارد که چنین کاری داشته باشد و درسته که محیطش دوستانه نیست ولی کارم راحت بود!

      یکدفعه یک شرکتی با من تماس گرفت و اینبار انگار من حرف نمیزدم و خدا بهم میگفت که چی بگویم، بدون امادگی قبلی رفتم مصاحبه چون قصد نداشتم که شرکتم را تغیبر بدهم و شرایط جوری شد و جوابهایی دادم که خودشان پیگیر وضعیت من شدند و بهم افر دادند و مدیر بخش چند بار خودش بمن تماس گرفت که مشکلت چی هست که درخواست ما را قبول نمیکنی!!

      و من هنوز شک داشتم که پیش اون همکار ایرانی ام بمانم و یا شرکت جدیدی بروم و با چالش روبرو بشوم

      حتی شرکت حقوق من را افزایش داد و بیشتر از حد انتظارم حقوقم را بالا برد

      شرکت جدید بین المللی و بسیار بزرگتر بود و میترسیدم که نکند که اونجا نتوانم رشد کنم

      در زمان تصمیم گیری با خبر شدم که شرکت جدید یکی از شرکتهای رقیب را خریداری کرده است و باز نجوا امد که ببین دقیقا قراره بخشی که میخواهی بروی بزرگتر بشود. و این یعنی تو رقیبهای بیشتری برای کارت داری! ولی همون موقع گفتم من به توانایی هایم ایمان دارم و اتفاقا افراد بیشتر بهتر هم هست چون من بیشتر میتوانم خودم را نشان بدهم و اگر برای رشدم تلاش نکنم در هر جا که باشم براحتی سقوط میکنم

      مدتها فکر کردم و مشورت کردم و بارها از خداوند نشانه خواستم در نهایتاینبار تصمیم گرفتم قبل از اینکه جهان من را وادار به تغییر بکند و خودم اگاهانه و داوطلبانه تغییر کنم و البته گرفتن این تصمیم اصلا راحت نبود

      کار را سپردم به خداوند و در نهایت تصمیم گرفتم که چالش جدید را بپذیرماینبار اگاهانه بپذیرم و خودم را مسوول خلق زندگی و شرایطم بدانم

      و توی شرکت جدید همان هفته اول چهار تا پروژه بهم دادند و همونجور که در کامنت قبلی نوشتم ساعتهای زیادی از روز کار میکردم تا یکی از پروژه ها را تحویل بدهم و حتی مهمترین مناسبت زندگیم را به تاخیر انداختم چون خودم مسوولانه انتخاب کرده بودم که تغییر کنم

      بله از کار بیکار شدن و همزمان صاحبخانه درخواست کند که برو بیرون و … اتفاقات ناهمسو بود و همون اوایل هم با احساسات ناخوشایند زیادی همراه بود مثلا احساس بی ارزشی میکردم که چرا باید چنین اتفاقی رخ بده ولی با کنترل ذهن و انجام تمریناتی که در دوره لاغری با ذهن یاد گرفته بودم مدت بیشتری در احساس خوب می ماندم و خداوند از جایی که فکرش را هم نمیکردم برایم کار پیدا کرد و واجد دریافت وام شدم و بعد هم خانه خریدم

      در رابطه با خانه ام میخواستم اضافه کنم که:من شبها که ابری در اسمان نباشد دوست دارم بروم و به ماه و ستاره ها نگاه کنم در خانه های قبلی همیشه الودگی نوری داشتیم و من نمیتوانستم براحتی از بالکن خانه اسمان زیبای شب را نگاه کنم و ستاره ها را بشمارم و همیشه به همسرم میگفتم دوست دارم خانه ام جوری باشد که شبها بتوانم بدون اذیت شدن ستاره ها را ببینمالان در این خانه جدید خداراشکر الوگی نوری بسیار کمتر هست و براحتی میتوانم ستاره ها را ببینم و از هر طرف خانه براحتی میتوانم بدون مزاحمت ستاره ها را ببینم

      در این خانه نورگیری وجود دارد که برایم سوال بود که چرا با این زاویه و جهت قرار گرفته است و به تازگی متوجه شده ام که معماری خانه جوری ساخته شده است که در زمانیکه ماه بصورت قرص کامل در می اید، ماه براحتی از طریق نورگیر خانه برای زمانهای زیادی  قابل مشاهده هست و ما از دیدن این صحنه های زیبا لذت میبریم و از این بابت بسیار خداوند را شکر میکنیم

      تمام این تجربیات پاسخی به خواسته های من بوده است. همین قضیه نورگیر خانه را من بعد از شش ماه متوجه شدم که دقیقا پاسخ خداوند به خواسته من بوده است

      نتیجه گیری من این هست که تغییر اجتناب ناپذیر هست و تغییرات در زندگی مان رخ میده چون ما یکسری خواسته داریم و برای رسیدن به ان خواسته ها باید جنبه های زندگی مان تغییر کند

      خداوند به وعده اش وفادار هست و چون ما درخواست کرده ایم شرایطی را فراهم میکند تا ما بسمت خواسته مان حرکت کنیم

      حالا دو تا انتخاب داریم تغییر نکنیم تا جهان ما را مجبور به تغییر کند و یا اگاهانه و مسوولانه خودمان بسمت اهداف مان حرکت کنیم

      تجربه بمن نشان داده است که اگر خودم تغییر کنم کنترل ذهن و باقی ماندن در احساس خوب بسیار بسیار راحتتر هست و خیلی راحتتر الهامات خداوند را دریافت میکنم

      اتفاقا چند روز پیش با خودم خلوت کردم و به این نتیجه رسیدم که من برای اینکه دوست دارم شخصیتم رشد کند تمایل دارم که پدر بشوم و بچه دار شدن را یک راهی برای رشد شخصیتم و شناختن توانایی های بالقوه ام میدانم و البته به خودم گفتم تنها راه رشد شخصیت بچه دار شدن نیست و از هزاران طریق دیگر هم میتوانم شخصیتم را رشد بدهم بنابراین به پلن خداوند ایمان دارم  

      منتظر خبرهای عالی من باشید

      شاد و رو به رشد باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید