معجزات الهی رخدادها و اتفاقاتی هستند که به یک باره در مسیر زندگی ما قرار میگیرند و شرایط زندگی مان را دگرگون میکنند.
معجزات الهی ممکن است در طی چند ساعت، روز، هفته، ماه یا سال وارد زندگی ما شوند اما از آن جهت که فراتر از انتظار ما هستند اطمینان داریم که فقط خداوند میتواند آن شرایط را برای ما رقم زده باشد.
از طرفی مطمئن هستیم شرایطی که با آن مواجه شده ایم در شرایط عادی زندگی مان نیاز به زمان بسیار بیشتری برای تحقق دارد درحالی که با کمک خداوند در مدت زمان کمتر نتایج فراتر از انتظار را تجربه میکنیم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.34 از 170 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خداوند هستی بخش
به نام خداوند یاری دهنده
سلام و درود به همراهان عزیز و استاد بزرگوار
من به معجزات الهی ایمان دارم 🥰🥰🥰
زمانی که پسر بزرگم ۲سال داشت من به باشگاه میرفتم و اون روزی که من به باشگاه میرفتم کسی نبود ازش مراقبت کنه و من پسرم رو همراه خودم به باشگاه بردم
زمانی که من سوار بر دوچرخه بودم و داشتم رکاب میزدم
پسرم کنارم وایساده بود و من متوجه نشدم
پسر دستش رو آورده بود تو دوچرخه
و انگشت شصتش آویزون بود و من دیدم که پسرم خیلی گریه میکنه نمیدیدم که انگشتش آویزونه چون خیلی خون هم نمی اومد وقتی دستش رو تو دستم گرفتم دیدم وای انگشتش آویزونه سریع جیغ و داد زدم
و خودمون رو رسوندیم بیمارستان و وقتی رسیدیم بیمارستان گفتن احتمال زیاد قطع میشه
و من خیلی ناراحت و عصبانی بودم
و گفتم نه قبول نمیکنم باید ببریمش جای دیکه
سریع حرکت کردیم به یه شهر نزدیک شهرستانمون همونجا هم گفتن دکتر نیس و احتمالا قطع شدنش زیاده ببرینش یه جای دیگه
و چند تا از بیمارستان ها سر زدیم و همه همینو میگفتن و قبول نکردم که قطع کنن
چون یه چیزی تو دلم بود امید میداد بهم که نگران نباش درست میشه
در حالی که خیلی گریه میکردم ولی امیدوار بودم .رفتیم شیراز تو بیمارستان چمران دکتر جراح اومدم و دست بچه ام رو که دیدن گفتن ما بخیه میزنیم به شانس خودتون اگه سیاه نشد انگشتش که خوبه ولی اگه سیاه شد باید قطع بشه
خدا رو شکر اون شب تا صبح همه ی اطرافیانم برای ما دعا می کردن و همه نگران بودند که سلامتی دستش برگرده
و خدا رو شکر فرزندم سلامتی دستش رو برگردوند و این خودش یه معجزه بود
دستی که هر جا میبردیم میگفتن باید قطع بشه
اینا خودش معجزه هس
من به معجزه الهی ایمان دارم
و خدا رو شکر خداوند خودش در همه حال و اوضاع مراقب بنده هاشه
و از بنده هاش محافظت میکنه
همانطور که یک بچه از وجود گرم مادر آروم میشه
ما هم در وجود گرم خداوند هستیم و خیالمون راحته
و به خداوند ایمان داریم و خودش همه ی کارها رو به نحو احسن انجام میده
اگه به خداوند ایمان داشته باشیم و خداوند رو در همه کارهامون ناظر بر اعمال کارها بدونیم خودش همه کارها رو انجام میده
هر بار که اطرافیان بهم میگن تو خیلی بیخالی حیلی به بچه ها نمیرسی حواست به بچه ها نیس
تو دلم میگم که من بچه ها رو به خدا سپردم خداوند خودش در همه حال از اونا نگهداری میکنه
من وسواس نیستم و نقش خداوند در زندگیم خیلی پر رنگه
و در همه حال واوضاع زندگیم رو به خداوند سپردم
دوربین خونه ام رو خدا قرار دادم که خودش از خونه و زندگیم و عزیزان و همسرم محافظت کنه
خداوندی که خودش بنده ها رو به وجود آورده خودش هم نگهدار و محافظ بنده هاشه 🙏🙏🙏🥰🥰🥰