معجزات الهی رخدادها و اتفاقاتی هستند که به یک باره در مسیر زندگی ما قرار میگیرند و شرایط زندگی مان را دگرگون میکنند.
معجزات الهی ممکن است در طی چند ساعت، روز، هفته، ماه یا سال وارد زندگی ما شوند اما از آن جهت که فراتر از انتظار ما هستند اطمینان داریم که فقط خداوند میتواند آن شرایط را برای ما رقم زده باشد.
از طرفی مطمئن هستیم شرایطی که با آن مواجه شده ایم در شرایط عادی زندگی مان نیاز به زمان بسیار بیشتری برای تحقق دارد درحالی که با کمک خداوند در مدت زمان کمتر نتایج فراتر از انتظار را تجربه میکنیم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.34 از 170 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خداوند بسیار عادل وبسیار بخشنده
سلامی به گرمی قلبها وعشق
دلم پروانه ای شده ،احساسم برفراز ابرهاست
خداروشکر که درسن ۳۳ سالگی فهمیدم که خداوند برمن ظلم روانداشته وهرچه از اوبوده سراسر عدل وزیر بوده
خداروشکر که فهمیدم خداوند مجبور بوده با من آن کند که برمن آن به
خداروشکر که فهمیدم که هرآنچه راجب خودم فکرمیکنم وحس میکنم خداوند درمن هزاران برابر بهترش درمن میبیند منو هزاران برابر لایق تر توانمند تر انسان بهتر وارزشمند تری میبیند
خداروشکر که آرزوهای من تحقق پذیره
سالهاست که میترسم آرزوهامو به زبون برانم
میترسیدم بگم چقدر دوست دارم بازیگر بشم چقدر دوست دارم کمدین بشم ،میترسیدم چون هزار تا دلیل برای نشدن میآوردم خانواده سنتی ،جامعه زن بودن نکنه زندگیم از هم بپاشه
وهزار تا نکنه های دیگه
نمیدونم چرا امروز اینقدر یهو دلم خواست بازیگر بشم انگار ته دلم سالها مونده بود که رویای من بازیگری چی میتونه خوشحالم کنه ،خوشحالی مردم ،لبخندشون ،احساس خوبشون ،دور هم بودنشون، اما آیا واقعا من تواناییش دارم ،آیا شکست نمیخورم آیا موفق میشم ،یا آبروی خودم وخانواده مو میبرم
امروز کور سوی امیدی درقلبم ظاهر شد
شاید بشه امتحانش کرد
شاید قبل اینکه یهو برم و وارد سینما کشور بشم بشه رفت پیش یکی از این کارگردان های بزرگ وبهش گفت میشه از من تست بگیری ببینی من استعدادش دارم یا ندارم من کمدین میشم من توانمند هستم شاید خانه سینما هنوزم فرصتی به انسان ها بده
شاید بتونم مردم بخندونم
دلم میخواد یه کاری کنم که هم خنده وخوشی توش باشه برای خودم وبقیه
هم پول خوب تا بتونم محبت های همسرم که سالها سختی کشید به خاطر زندگیمون جبران کنم براش
براش ماشین دلخواهش بخرم
خونه دلخواهش بخرم
مسافرت ببرمش کل دنیا رو بگرده
دلم میخواد برا بابام یه حساب پس انداز گنده جور کنم که ماهیانه بهش پول زیادی بده ودیگه فکر پول نکنه
برا مامانم دوباره طلا بخرم تا ذوق توچشماش ببینم ،بفرستمش کلاس های مورد علاقش
ومسافرت هایی که دوست داره بره
داداشمو براش یه مغازه بخرم تا شغل پیدا کنه
سرو سامان ش بدم براش زن بگیرم
برا عمه ام یه خونه خوب بگیرم وهر ماه یه حقوق خوبی بهش بدم ،وبقیه فامیلم کمک کنم تا اوضاع واحوالشون خوب بشه
برا دختر عزیزم هم چند تا خونه وباغ وچند کیلو طلا بخرم بذارم که درآینده کمک حالش بشه
خودمم همینکه یه خونه خوب وباصفا داشته باشم هر چند وقت یکبار مسافرت برم با همسر ودخترم ماشین خوبیم زیر پامون باشه تا آخر عمرم محتاج پول نباشم کافیه برام
اینا برداشت من بود
۲ نمونه هایی واضح از زندگی خودم واطرافیان از تحقق معجزه
زندگی من سراسر معجزه بود
در یه جای دیگه هم گفتم ،وقتی دراوج مشکلات وبدبختی ها بودیم ،خداوند من وهمسرم دریک روز دریک ساعت وحتی دریک لحظه چنان همدل وهمسو کرد که درحالیکه گریه میکردیم از شدت مشکلات ،نور برما تابید واشکامون با دستان گرم ومهربان خداوند پاک شد ولبخند برلبانمان نشست ،درکمتر از چند ماه چنان تحولات عظیمی درزندگی ما رخ داد که زیرو رو شدیم عشق درما دوباره جون گرفت ،پول برما سرازیر شد آرامش درما جا گرفت نور امید برما تابید
پرتلاش شدیم حتی بچه دار شدیم ما که ۶ سال بود ازدواج کرده بودیم وحتی به بچه فکر هم نمیکردیم خداوند رحمتش درحق ما تمام کرد
یا زمانی که چند سال پیش دراوج مشکلاتمون درجاده شمالم تصادف کردیم وبا مرگ فقط چند لحظه فاصله داشتیم خداوند مارو از مرگ حتمی نجات داد
با کمترین آسیب ممکن
و وقتی همسرم دراثر مریضی که ده سال گرفتارش بود داشت میمرد به طرز معجزه آسایی قلب منو خداوند روشن کرد به ایمان وامیدش وقارچی رو جلو من گذاشت که باهاش کفیر درست کردم وچه مصرانه وبا وجود مخالفت همه دوسال تمام هر روز به همسرم دادم بخوره وهمین ماده ساده ولی پرقدرت تمام گوارشش شفا داد واز مرگ حتمی نجاتش داد
ودرآخر با یک عمل یک ربع روده ای که دومتر زخم های عمیق داشت وخون ریزی میکرد وبعد دوسال تنها یک نخود زخم مانده بود وآن هم با سه چهارتا بخیه شفا پیدا کرد
هیچ وقت یادم نمیره وقتی التماس دکتر میکردم که همسر منو نجات بده دکتر این مرد همه کس منه من بدون اون میمیرم بهم گفت خانوم برو خجالت بکش همسرت از منم گوارشی سالم تره ودوست تا بخیه خوبش میکنه
چنان متعجب نگاهش کردم وعکس های قبلش نشونش دادم اونم با تعجب نگاه کرد وگفت معجزه شده شفا گرفته نمیدونم باهاش چه کردی ولی خوب شده
اومدم این طرف وهزاران بار شکر کردم به پهنای صورت گریه کردم از خوشحالی
نفس راحتی کشیدم آخيش دیگه تموم شد رنج وعذابش
دیگه راحت شدم دیگه زجر کشیدنش نمیبینم
خیلی سخته استاد جان خودت مریض باشی زجر بکشی
ولی خیلی خیلی سخت تره هر روز زجر وعذاب عزیزتو ببینی
که چطور از درد گریه میکنه وآرزوی مرگ میکنه
خداروشکر خداروهزاران بار شکر برای معجزات بزرگ وفوق العاده زندگیم
حتی خونه خریدنمونم معجزه بود
ما دقیقا دراوج مشکلات مالی بدهی بیپولی تونستیم با عشق وهم دلی با امید خونه بخریم نمیگم تلاش نکردیم چرا هر روزش دویدیم ولی تونستیم درعرض یک سال ماکه تمام حقوقمون برای قسط میرفت یک میلیارد و۵۰ پول جور کنیم تا خونه بخریم این اگه اسمش معجزه نباشه چیه پس
هنوزم همه به خونه ما غبطه میخورن
فکر میکنن ما زرنگیم شانس داریم ،ولی دراصل ما خداروداریم که کمکمون کرد
۳ من هنوزم درصف گرفتن معجزات خداوند هستم
من خودم میبینم که پول رهن مستاجرمون به راحتی جور کردیم خونمون به صورت دلخواهمون بازسازی کردیم
وسایل خونه مورد نیازمو خریدم ورفتیم خونه خودمون و درکمتر از چند ماه ماشین هم خریدیم یه ماشین دوگانه سوز خوب صفر شرکتی ،به همراه دختر سالم وقشنگمون سه تایی درخانه زیبا وبا صفامون داریم با خنده وعشق زندگی میکنیم
درحالیکه سه تایی غرق خنده وشادی کنار هم داریم باهم بازی میکنیم ومیخندیم ولذت میبریم با حساب های پر پول وآرامش خاطر وراحتی وخوشبختی ولذت
اینا از نظر من معجزه است که درمسیر رسیدن بهشونم