معجزات الهی رخدادها و اتفاقاتی هستند که به یک باره در مسیر زندگی ما قرار میگیرند و شرایط زندگی مان را دگرگون میکنند.
معجزات الهی ممکن است در طی چند ساعت، روز، هفته، ماه یا سال وارد زندگی ما شوند اما از آن جهت که فراتر از انتظار ما هستند اطمینان داریم که فقط خداوند میتواند آن شرایط را برای ما رقم زده باشد.
از طرفی مطمئن هستیم شرایطی که با آن مواجه شده ایم در شرایط عادی زندگی مان نیاز به زمان بسیار بیشتری برای تحقق دارد درحالی که با کمک خداوند در مدت زمان کمتر نتایج فراتر از انتظار را تجربه میکنیم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.34 از 170 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️ ❤️❤️
سلام
زندگی با کمک خداوند : گام اول : معجزات الهی فقط در داستان ها نیست بلکه در هر زندگی جاری است
تمرین آموزشی ✍️
با خواندن مقاله این قسمت حس و حالم بسیار عالی شد و انرژیم به شدت بالا رفت حس کردم که خداوند داره صدام میکنه و میگه بیا هر چی که میخوای خودم کمکت میکنم تا چندین برابر شو به دست بیاری تو فقط بخواه و ایمان داشته باش که من هستم و کمک و راهنمایی و هدایتت میکنم تا تو نهایت لذت و از زندگیت ببری و تو رو غرق در شادی و آرامش و خوشبختی کنم تو فقط بخواه تا من اجابت کنم
امروز روز تولد منه ومن صبح که از خواب بیدار شدم و گوشی مو باز کردم چشمم به اولین گام افتاد با ذوق و شوق باز کردم و زمانی که داشتم مطالب اولین گام و میخوندم غرق در شادی بودم و گفتم خدایا سپاسگزارم من هدیه تولد مو همین سر صبح ازتو دریافت کردم و چی بهتر از این که هدیه تولد آدم از طرف خداوند باشه دیگه چی میخوام خدایا شکرت من ایمانم برای ادامه حرکت در این مسیر چندین برابر شده و با یک حال و هوای خوب و عرفانی ادامه میدم و هیچ کاری هم به نتیجه ندارم فقط میخوام همراه استاد و دوستان در مسیر باشم و این آهنگ زیبا که همزمان با خوندن پخش میشه انرژی آدمو چندین برابر میکنه ممنون استاد به خاطر این آهنگ زیبا و دلنشین
تو زندگی همه مون معجزاتی وارد شده که شاید بعضی ها مون بی تفاوت از کنار شون رد شدیم
اما اگه یکمی فکر کنیم می بینیم که تو زندگی مون برای یک بارم که شده معجزه رخ داده
من سه تا فرزندم دارم دو تای اولی دختر چند سال پیش که فرزند سوم مو بار دار شدم برای خودم اصلا جنسیت بچه اهمیت نداشت فقط میگفتم خدایا سالم باشه دختر و پسرش فرقی نداره ولی اطرافیان به خصوص خانواده همسرم تا منو میدیدند میگفتن ان شاالله که بچه ات پسر باشه و من ته دلم خیلی از حرف شون ناراحت میشدم یا یکی از جاری هام بهم گفت اگه اینم دختر باشه دیگه نهضت ادامه داره ، یا یکی دیگه از جاری هام میگفت من برات هزار تا صلوات نذر کردم که بچه پسر باشه منم هیچی نمی گفتم گذشت تا اینکه رفتم سونو گرافی و دکتر بهم گفت که بچه ات دختره سریع از دکتر پرسدم سالمه و دکتر گفت یه دختر خوشگل و سالم ، خودم خوشحال بودم اومدم به همسرم گفتم بچه دختره همسرم گفت الهی شکر که خودت و بچه ها سالمین خودم قربون خودت و دخترا مون میرم ولی نمیدونم چرا اون لحظه دوست داشتم به همسرم بگم بچه پسره آخه خونواده اش خیلی پسر دوست هستند هنوزم همین طوری ان مثلاً دکتر زن و قبول ندارن مخصوصا دندون پزشک میگن زن دستا ش جون نداره دندون بکشه اصلا رو بچه پسر خیلی تعصب دارن یا اینکه برادر زاده هاشونو بیشتر از خواهر زاده هاشون دوست دارن بلاخره منم اون لحظه تک تک حرفای اونا تو ذهنم مرور میشود با خودم گفتم خدایا حالا تک تک شون تا منو ببینند ازم سوال میکنن که بچه ات چیه تا بگم دختر شروع میکنن بضی هاشون مثلا از سر دل سوزی به نصیحت و پند و اندرز ، بعضیا شونم به عمد یه جوری حرف میزنن تا اینکه من و ناراحت کنن نمیدونم چرا ولی یه روز به خدا گفتم کاش بچه ام پسر بود من که سه تا بچه دارم زحمت و رنج بارداری و دارم تحمل میکنم دوتا دختر که دارم ای کاش این پسر بود نه به خاطر خانواده همسرم به خاطر دل خودم که داشتن هر دو میوه رو تجربه کنم چون دیگه نمیخوام بچه دار بشم همین سه تا کافیه
گذشت تا اینکه من تو ماه پنجم ، ششم بارداریم بودم که حالم بد شد و یک هفته بیمارستان بستری شدم یک روز گفتن واسه یه سری از آزمایشات باید سونوگرافی هم بشی و منو آماده کردن بردن واسه سونو تو اتاق سونو که آماده شدم دکتر قبلش بهم گفت چند تا بچه داری گفتم با این میشه سه تا گفت اونا چین گفتم اونا و این هر سه تا شون دخترن دکتر گفت دختر و پسر فرقی نداره مهم اینه که بچه سالم باشه خلاصه دکتر سونو کرد و گفت که بچه ات که دختر نیست ، پسره و من با تعجب گفتم امکان نداره بچه من دختره ، دکتر گفت بابا من دارم سونو انجام میدم اگه من دکترم دارم بهت میگم که پسره و من باز میگفتم بابا من تازه سونو انجام دادم ، سیسمونی دخترونه خریدم چه طور ممکنه آخر سر دکتر وقتی که دید من فقط حرف خودمو میزنم مانیتور و به سمت من کرد و گفت خودت ببین این پسره و چون من باور نمیکردم با خودکار تک تک اعضای بدن بچه رو به من نشون داد و من در کمال تعجب دیدم که بچه پسره و بچه سوم من الان هفت سالشه و یک پسر مهربونم و ناز و سالمه و این معجزه ای بود که من به چشمم تو زندگیم دیدم واین خاطره رو چند بار برای پسرم تعریف کردم و اون هر بار میخنده میگه مامان یعنی من دختر بودم بعد پسر شدم و من میگم نه تو از همون اولم پسر بودی و ما نمی دونستیم
ومن ایمان دارم که بازم در صف دریافت معجزات الهی در زندگیم هستم و همون طور که خداوند به راحتی بچه منو در شکمم به آنی پسر کرد خواستههای دیگه من که چیزی نیست به راحتی بدون اینکه من بفهمم چه طور و چگونه تو دامنم میزاره فقط من باید ایمان داشتم و به قدرت و بزرگی و بخشندگی خداوند شک و تردید نداشته باشم و با یاد آوری این خاطره ایمانم چندین برابر شد خدایا شکرت که به مسیر درست هدایتم کردی
استاد ممنون به خاطر زحمات بیدریغ تون 🙏🌹