0

من به معجزات الهی باور دارم (قدم ۱)

زندگی با کمک خداوند
اندازه متن

معجزات الهی رخدادها و اتفاقاتی هستند که به یک باره در مسیر زندگی ما قرار می‌گیرند و شرایط زندگی مان را دگرگون می‌کنند.

معجزات الهی ممکن است در طی چند ساعت، روز، هفته، ماه یا سال وارد زندگی ما شوند اما از آن جهت که فراتر از انتظار ما هستند اطمینان داریم که فقط خداوند می‌تواند آن شرایط را برای ما رقم زده باشد.

از طرفی مطمئن هستیم شرایطی که با آن مواجه شده ایم در شرایط عادی زندگی مان نیاز به زمان بسیار بیشتری برای تحقق دارد درحالی که با کمک خداوند در مدت زمان کمتر نتایج فراتر از انتظار را تجربه می‌کنیم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 157 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.34 از 170 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42261

157 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

157 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار rastegar.moradzadah
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۴ ۰۷:۵۹
      مدت عضویت: 2092 روز
      امتیاز کاربر: 37457 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 807 کلمه

      بنام خداوند بخشنده ومهربان 

      من به معجزات الهی ایمان دارم 

      من ایمان دارم که همواره مورد لطف ورحمت الهی هستم ونگاه خداوند رو راجب خودم باور دارم 

      باوردارن نگاه خداوند به من فراتراز چیزی هست که خودم راجب خودم فکر می کنم هرجا ناامید می شم ودرهارا به روی خودم بسته می بینم اوست که نور امیدی در دلم روشن می کند کلیدی به دستم می دهد این همان معجزه خداوند است او مرا دوست دارد ومرا با استعداد وکامل وبی عیب ونقص آفریده وصحنه زندگی را برایم فراهم کرده تا درک کنم بفهمم ورشد کنم اگر کمی هست اگر ناکامی هست بخاطر خودم هست چون نگاهم به خودم محدود است فراموش می کنم من جزعی از خود خدا هستم فراموش می کنم او در کالبد من دمیده وخودش را به من هدیه داده ومن غافل از این موضوع همیشه در پی نواقص بودم 

      آدم وقتی بیاد بشینه فکرکنه بخواد بشماره می بینه تمام زندگیش معجزه الهی لازم نیست خیلی بگرده پیدا کنه همین نوشتن در این صفحه  وهدایت شدن به این دوره وحرف زدن راجب خدا خودش معجزه است من در طول عمرم دست آوردهای زیادی نداشتم حتی از نظر خودم هیچ حرکت مثبتی در زندگیم انجام ندادم اما همیشه مورد لطف خدا بودم همیشه نزاشته زندگیم که به مو رسیده پاره بشه  تونستم با کسی که دوسش دارم ازدواج کنم در حالی که همه مخالف بودن وهمه می گفتن این ازدواج ناموفق در حالی که 17 ساله از زندگی ما می گذره عشق همسرم همون عشق روز اوله وهرگز از محبتش بهم کم نشده تمام تلاشش برای راحتی ورفاه منه نزاشته کمبودی احساس کنم 

      وقتی مادرم مریض شد من شبانه روز ازش پرستاری می کردم ناامید ناامید بودم خسته بودم یه شب خیلی گریه کردم اونقد گریه که صبح چشمم باز نمی شد وبقیه همه متوجه شده بودن از پف چشمم به خدا گفتم یا مادرم رو خوب کن یا یه بهانه ای برای ادامه زندگی بهم بده که بتونم دلم رو خوش کنم چون قصد آرم خودکشی کنم ودیگه از دیدن حال بد مادرم بریده بودم وقتی برای شیمی درمانی باهاش می رفتم بیمارستان ومریض های سرطانی رو می دیدم اونقد حالم بد می شد  اونقد حالم بد می شد که باید حتما می رفتم سرویس بهداشتی وبا صدای بلند گریه می کردم در شرایط خیلی بدی بودم همون روزها بود که معجزه خداوند رو دیدم متوجه شدم باردار هستم ومن غافل نمی دونستم این پاسخ خواسته ای بود که ازش. داشتم ناشکری کردم گریه کردم می گفتم آمادگی ندارم حالا که مادرم اینجوریه چطور میشه من بچه داری کنم 

      ولی بخاطر بچه من مادرم اون ایام خیلی حالش بهبود پیدا کرد خیلی انگیزه گرفت وهمش می گفت باید مراقب خودت باشی وخیلی روزهای خوبی بود 

      دخترم دوماه بود که برای زیارت بردمش. امام زاده ولی موقع برگشت از پله های امام زاده باهم غلط خوردیم افتادیم بچم ضربه مغزی شده بود همون جا چند نفری که برای زیارت اومده بودن مارو دیدن ویه آقایی که زالی هم بود دخترم رو بغل گرفت وتو صورتش فوت کرد وگفت ببرش بیمارستانم ولی مطمعن باش چیزیش نمی شه وگفت من سید هستم واز یه شهر دور خیلی اتفاقی اومده بودن این امام زاده سر راه نماز ظهر بخونن وبرن دختر من  دو روز آی سی یو بود وخدا رو شکر صحیح وسلامت خونریزی سرش جذب شد برگشتیم خونه وهزاران معجزه دیگه که اگه بخوام همه رو بگم در هیچ صفحه ای جا نمی شه من باور داشتم همیشه که خداوند همراهمه ومراقبمه وهرجا کمک خواستم دستش به سمت دراز کرده یاریم داده 

      این روزها مشوش کلافه بودم وروزهای سختی رو از لحاظ روحی سپری می کزدم که به این دوره هدایتم کرد وباز دستمو گرفت یه روزم که ازش خواستم اون کمکم کنه برای درمان چاقی راهی جلو پام بزاره منو به سایت تائبی فکری هدایت کرد در حالی که هرگز نشنیده بودم با ذهن هم می شه لاغر شد 

      درسته خیلی استفاده نکزدم ولی هروقت میام به سمت سایت یادم می افته اینجا مکانی هست که معجزه خداست وجای که اون منو هدایت کزده وواقعا برام مقدسه 

      من خودم رو در صف دریافت معجزات الهی می بینم مطمعنم به راحتی خدا منو به خواسته هام می رسونه از راه هایی سهل وآسان فرشته های نگهبان خودش رو سر راهم قرارمی ده ومنو با آدم هایی آشنا می کنه تا کمکم کنن به خواسته هام برسم ومن باید هوشیار باشم نکته ها. الهامات اون ببینم واستفاده کنم نباید از هیچ نشانه ای گذشت 

      همین دیروز خیلی سریع منکه یکی از خواسته های فایل مقدمه ام استقلال مالی بود باچند نشانه برای کار مواجه شدم کارهایی که خیلی خیلی راحت وبدون زحمت زیاد وبدون نیاز به سرمایه زیاد هستن 

      خدای خوبم الهام صدای تو رو می شنوه همیشه شنیده همیشه 😭

      تو هیچ وقت منو به خودم نسپردی همیشه مراقبم بودی رهام نکردی از بس مهربونی از بس عزیزی که همیشه شرمندم کردی من غافلم ومن بی خبرم من ناآگاهم منو ببخش منو ببخش 

      بنده خدای چون تو بودن نهایت خوشبختی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید