0

من به معجزات الهی باور دارم (قدم ۱)

زندگی با کمک خداوند
اندازه متن

معجزات الهی رخدادها و اتفاقاتی هستند که به یک باره در مسیر زندگی ما قرار می‌گیرند و شرایط زندگی مان را دگرگون می‌کنند.

معجزات الهی ممکن است در طی چند ساعت، روز، هفته، ماه یا سال وارد زندگی ما شوند اما از آن جهت که فراتر از انتظار ما هستند اطمینان داریم که فقط خداوند می‌تواند آن شرایط را برای ما رقم زده باشد.

از طرفی مطمئن هستیم شرایطی که با آن مواجه شده ایم در شرایط عادی زندگی مان نیاز به زمان بسیار بیشتری برای تحقق دارد درحالی که با کمک خداوند در مدت زمان کمتر نتایج فراتر از انتظار را تجربه می‌کنیم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 157 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.34 از 170 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42261

157 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

157 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۱۱/۱۳ ۱۵:۳۸
      مدت عضویت: 1372 روز
      امتیاز کاربر: 87421 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,329 کلمه

      سلام ب خالق بی‌همتای جهان هستی 

      سلام بر استاد وهم مسیران کمک خداووند 

      من چندروز این متن رو خواندم جون بسیاردرکیرمشکاات ناشی از عمل شوهر بودم‌به درک‌ درست این نوشته نرسیدم 

       آمروز که حسم خوب هست میثاق نامه خواندم‌ افکار از حالت وشدت اون مشکل کمی آسوده شده واسترس که اطرافیان داشتن من خودم خیلی عالی کنترال می کردم و شاهد بودم که جقدرنگران هستن اول برای این مسبرکه دورنش هستم هربخش اون کلی آگاهی به من داده و کلی آرمش توهمین بخش داشتم و اصلا هیچ‌ نکرانی نداشتم پس من بسیار تو این بخش،کنترال شرایط به بهترین روشن وبهترین کارآمدی رواز طرف خداوند کرفتم تنها فرد آرام وبی استرس نگرانی من بودم وحتی به فرزندانم هم ارامش نداشتن دیدم و اون از لطف خداوند هست که هدایتش وحمایتش شامل حال من شد ازاین بابت هرلحظه هر زمان بابد تشکر و سپاس گزار هستم خواهم بود   

      من‌ توصف افردای قرار دارم‌ که داره تغییر به افکارشون دادن ومی خوان به شکل بهتر از افکار تو کمک گرفتن ازخداوند باشن این صف رو خداوند ازدرخواست خودم ازخودش داده بسیار سپاگرارم هستم‌که من رو لایق این صف دید جرا چون من اون لایقت اول در خودم‌ به وحود اوردم اون از خودم‌گرفته بودم احساس ناتوانی داشتم اصلا خودم لایق هیج دریافتی حس نمیکردم وفتی اون به شکل واقعی به خودم برکشت دادم مسیرهای بهتری روهم به من اول نشون داد که بشه درخواست خودم‌ ازخودش برای دریافت معجزه دریافتی ازخودش این طبق یی سیستم طی میشه کلی قوانین دورنش هست وطبق اون قوانین طی،میشه  

      چون دید فقط کافی نیست وفتی در خواستی  نباشه 

      خداوند من بسیار قدرتمند توامند هست به هرانسانس آنچه که درخواست داشته به شکل کامل بهش عطا میکنه چون عدالتش بی همتا هست هیچ  اجباری  در کنارش نیست هر درخواستی که هر بنده کنه اون براش انجام میده درخواست من شناخت خوب از خودش بوده پس به درخواست من به این شکل جواب داد که اول هدایت کرد که مشکل اَضا فه وزن رو برطرف کنم‌ هم زمان با اون من به مسیرهای دیگه زندگیم‌که توش مشکل داشتم راهنمایی کرده وبه  همین شکل سطح رشد من که تونگاه اول فقط،لاغر ذهن بود ودیگه اهداف دیگه در نظرم  نبود چون سطح رو من با همراه بودن با خداوند بود پس در یافتی من خیلی بیشتر از خواسته خودم  به من داده برگشت می کنی من برای خودم سطح لاغرشدن تو نظر داستم ولی به شناخت خودش ازمن  هم راهنمایی شودم تو مسیرهای قرارداد که بیشتر دریافت داشته باشم 

      پس  نظر خدادند  ازمن خیلی تودرجات بالاتری هست تا نگاه خودم به خودم چون من کمبودهای خودم رو میی بینم 

       ولی خداوتد توامندی من رو میبینه نه کمبودهای من رو اون میدنه  که چی خلق کرده چه  قدرتی تو افرینش هست چه کارهایی وان انسان  به شکل بهترین انجام  بده ولی نگاه من‌ چی میگه کلی مشکل فقیط مبینه کلی نواستن رو میینه پس به این رسیدم که هیچ کسی هیچ چیز اون شناخت من از خودم رو مثل افردی کاره نه درک‌ میکنه نه متوجه هست هرانسانی به این شکل هست چون عدل خداوند یکسان هست

      حتی تو درخواست هم هرآنچه که بنده درخواست داره بهش میرسه هربخش اگه دید بنده الخالق ثروت هست ما ل اموال هست اگه کارکسب هست اگه ازتباط خوب هست و اگه های زیاد اون بهش میده توجه اون بنده تو کودم بخش هست دریافتی اون بنده همون هست من تا سال پیش کل توجه فقط جاق ومشکلات بود پس اون به من رسید امسال وفتی هدایت شدم ازدرخواست خودم  پس شد توجه به مسیرتغیبرکرده توجه وتشکر وگفتار ذهنم اون به من به شکل عالی بخشید 

      خداوند من یی مکانی فرستاد که به شکل بهتر وعالتری 

      اول شناخت خداوند به من برسه واون شناختی هززمان خداوند درکنار بوده همیشه کمک گرده کلی انرژی به من داده کلی الهامات رو به من فرستاده کلی من اون متوجه نشدن رو بفهم. و بودنم که هیج زمانی خداوند من تنها نزاشت هرلحظه یاور بوده اون نگاهش روی هم انسا نها ازجمله من هست هیچ بنده رو بی هدف به این جهان نفرستاده حتما یی هدفی تو زندگی هر انسان بوده بی دلیل هدف رو متوجه بشه 

      تا اینجا که نوشتم به این دریافت رسیدم‌که من‌توصف دریافت معجزه والهامات الهی هستم وکمک داده به نن میرسه روزی که میه استم همسرم رودببریم عمل به نگاه دخترم برزگ‌وکو چکم‌عسک دکتردیرن کارنامه کارشون رو دیدن دچار استرس شدن که این آقا عمل زیبایی انجام میده شاید نتوان این عمل پدرشون روانجام بده حتی انقد دختر بزرگم‌ نکران شد که گفت نه نمیخوام این آقا که هیچ شناختی  ازش ندارم  بابام  رو عمل کنه وفتی دختر نگران بودن عکس این اقار روبه من نشون دادن تو دلم خیلی آرام بودم گفتم‌ کاره خودش نگران نباشید حتی روز عمل وفتی برای اولین باره آقای دکتر رو دیدم عمل کلا عوض شد ازیی عمل آسون ساده به عملی جراحی کشید این معجزه زندگی همسرم بود که اتقاق افتاد جون این آقا فردا که امده بود همسر معاینه کرده بود از کار کرده‌ بدن  همسر کلی  تشویق کرده بود که جه خوب بدنش جواب داده وچه عضلاتی قویی گفته بو همسر داشته که بشه این عمل براش انجام بده برای هرفردی این عمل کمی سخت هست ولی برای همسرم به شکل خوبش با مشکلات مختلف همسرم ایحاد شد  تو نگاه من یی معجزه بود.برای نجات همسر ازاین مشکل ۸ ساله که با تعددا ۳۸ سنک در صفرایی همسرم بود به پس اون‌ معجزه همین  جند روز پیش تو زندگی من وهمسرم من به وحود امد  

      من توصف دریافت تغییرو تحول توزندگی بود م

      اون تومسیر لاغری ارام ارم انجام دادم   تعییر تحوال اول تواون بخش داشتن باره تودیدگاهم نوشتم که من با لاغری اول تغییر  وتحول به زندگی واردکردم درخواست دادم که زندگیم دراینده به شکل بهتربه پیش بره خوب این به پیش رفتن اولین مانع درد همسرم ومشکلات این درد بود باید این برطرف میشه که من هم تغییر رو به شکل بهتری حس کنم وشد عمل برای رهای ازاین درد ومشکلاتش پس معجزه اتفاق افتاد چون وهمسر به هیچ عنوان راضی  به این کاره نمیشد درد اون‌مجبور به برطرف کردن این مشکل کرده همه جیزدست به دست هم داد که من توصف تغییر وتحول که بودم بهترینش قسمت من بشه واین مانع ازمسیرم به کناررفت خدای شکرت که چه مانع بزرگی رو برام‌ برطرف کردی با بودن این مشکل احساسم کمی خوب نبود حالا که آدم فکر میکنم چقدر تواین چندروز اتفاقات خوبی توهمین کاری بود که تو نگاه اطرافیان فقط یی عمل دیده می‌شد ولی برای من کلی دست آور داشت که با آرامش اطراف اون دارم درک میکنم فضایی منرل من توسکوت بهتری هست آرامش من برکشت داشته اون درک رو بهش رسیدم‌ که خداوند داشت موانع رو برام بر می داشت که من اون تغییر وتحول به کامل زندگیم بدم وای باوره نمشه 

      چه خوب شد که دیدگاه فبلی رو هیچ چیزه بهش ندادید  

      چون باعث شد اول ابن متن بازم بخوانم افکارمرتب کنم وتازه کاره خداوند رو به شکل  عالی بی نقص تا آمروز که برام  انجام داده دریافت کنم  امکان نداشت یی لشکر همسرم راضی به این عمل کنه چون فردی خود ساخته وهیچ کاری بدون نظرخودش امکان تداره انجام بده باید خودش انجام بده توهرکاری  پس درد امکان ازش کرفت وکار  به عمل ورهایی.ازاین مشکل کشید 

      حتی به دکتر گفت این مشکل بکنه  ازبدنش  بیرون کنه برای دریافت این نوشته حسم به شکلی عالی شد افکار به ترتب به پیش رفت به دریافتی خوب تومسبر رسیدم پس برای باوره که من باوره معجزه الهی که امروز تو دفتر نوشتم من انتطار یی اتفاق خوب دارم‌ یا دریافت الهامات الهی به این همشون تواین دیدگاه رسیدم خدابا تشکر وسپاس  رو دارم

      من‌ تمریناتی بخش  لاغری با ذهن وخدا هرگز دیر نمی کند رو هر روز دارم انجام‌ میدم تو دفتر هر روز توبخش سپاکزاریی اون روز دارم توبخش  الهامات واتفاقات  صبح می نویسم‌ که خدایا من‌ منتظر هستم‌که به من برسه و شب اون توقسمت خودش یاداشت میکنم  بی شک اون به من میرسه آمروز تو این دیدگاه برای ۴ هفته گذشته رسید که چه کمکی تو راه بود وبه من طی این ۴ هفته به شکل کامل رسید خدایا  تشکروسپاس بی کران 

      خدا پشت وپنا. هتون. یا حق حق نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۱۱/۱۱ ۱۸:۴۹
      مدت عضویت: 1372 روز
      امتیاز کاربر: 87421 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 786 کلمه

      سلام برخدایی بخشنده ومهربان 

      سلام  براستاد وهم مسیران پرتلاش کمک خدا. 

      من‌ برای دیارفت این الهامات الهی اول باید درخودم‌اون توان شنیده درک رو به وجود اورده باشم  منیت و اراده شخص خودم‌کم‌ رنک کرده باشم که هنگامی که این الهامات به من‌ گفته میشه به درک درست اون پی ببرم 

      طی این  چند هفته گذشته من‌ در پی درمان همسرم بودیم‌ کیسه صفرایی ایشون حدود۸ سالی هست که سنگ تولیده کرده درد تواین چندسال همسرم رو اذیت میکرده ولی ایشون از بیمارستان موند داخل یی اتاق احساس خفگی زیادی داشت وهمزمان دکترمی گفته که باید عمل انجام بشه از این‌ کاره سرباز زده با درد کش مکش داشتن ولی تویی ماه گذشته شدت درد ارازم وارام زیاد شد که دیگه کاره ازطاقت همسرم خارج شد خلاصه برای عمل کردن یی هفته کارهای عمل روانجام دادن ۳ جمعه فبل بهش گفتم که مشکلی نیست عمل انجام خواهد شد یی شیب  تو بیمارستان هستن خلاصه وفتی زمان عمل که شد چون همسر دیابت داره خلاصه وفت  اون واقایی که باید. سر سرنک رو داخل رگ میکرده دوباره یا سه باره این کاره نتواست درست انجام بده رفت تا یی سر سرنگ دیگه آماده کنه برای داخل رگ‌کردم وفتی که می‌رفته به  همسرم میگه اگه این داخل رگت نره شما دجار مشکل رگی ازبابت قندخون شدید وکاره من‌ نیست چون رگ سفت شده سرنک داخل رک نمیره 

      با زدن سرن به داخل رگ همسرم تنشی قبلی براش ایجاد شده وبه  حالت عش کردن وبیهوس شدن پیش رفته حدود چند دقیقه هم از دنیا میره وبا فشار اوردن کارهایی اولیه برکشت می کنه وبه حالت تهوع زرداب  به بیرون ریخته شده به هوش میاد همون زمان من و تومنزل بودم فرزندانم تو بیمارستان بخاطر مشکل پام فرزندانم رفتمن این عمل ساده انجام بشه من بعدازظهر برم دیدنوهمسرم‌ اذان  ظهر جمعه یی لحظه من کمی استرس دل شوره شدم فوری دستم بالا گرفتم به خداوند گفتم‌ اگه زمان مرگ همسرم رسیده اون از من نکیر چون دوست دارم تو مسیرم که دارم طی میکنم‌ تجربه این بخش رو به شکل بهتری بهش برسم‌ محبت ما بین ما بیشتر بشه حالم خیلی بد شد همون زمان دخترم زنک زد گفت که پدرشز حالش بسیار بدهست و سرم روی مهر گذاشتم برای همسرم شفا خواستن از  جانب خداوند. و بعد دخترم زنک زد گفت که دگترگفتن  ترسیده  وعمل انجام نخواهد شد چون قلب به شدت درحالت تپش هستن وجریان  قلب دجارمشکل شده وامکان عمل به هیج عنوان نیست تا عصر  همسرم وحالش بسیار بد  بود ونشد عمل انجام بشه همون زمان و از قلب نوار عکس گرفته شد و تو اون واز خرابی  سه رگ‌ وحرف زده شد حتی گفتم رگهای  فلب ایراد پیدا کرده  وعمل انجام. نشد 

      اون روز که وگذشت همسرم دردش افتاد دیگه خیال راحت شد که‌ مشکل هل  شد تا جمه هفته پیش که در یی سره شد ودیگه واصلا ارام نشد وکاره به بستری اوژنسی کشید بازم وازدیدن عکس گفتن‌اگه وابن وعکس درست باشه باید تا عکس گرفتن بعدی صبربشه وهمسر باید دوروز توسی سی یو باشه وفتی همه نکران استرس داشتیم وبازم من ارام بودوتودفترازخداوند کمک خواستم‌ مشکل هل بشه همسرم حالش خوب بشه تواخر دفتر بازن آبن حرف به من‌گفته شد که بین چطور میشه همه و تعجب می کنید وفتی بازم‌ عکس هستی گرفته شد گفتن‌ وکه به شکر خدا اصلا قلب مشکلی نداره و وعکس فبلی توش اشتباه شده ولی من میدنم هیج واشتباهی درباره نبود حتی عکس به شهر قم رفتن ی دکتردیگه که جراح معرفی کاربردی هست نشون داده شد این آقا ابزار کرده بودکه سه تا رک باید بالون زده شه ولی این از توان  خداوندبودکه مشکل فبلم همسرم برطرف شده بود واین عمل بازم با شرایط بسیار سختری با رقیق بودن خون انجام شد و عمل بازم این عمل انجام شد وبه شکرخدا همسرم آوردیم منزل و کاره با دستان خداوند انجام شد 

      حتی بازم‌ وفتی همسرم سی سی یو بود من بازم از  خداوند در خواست کردم  اون بازم با الهامات به من‌  گفت که همسر م به من برگردانده و دیگه نکران نباشم چون باید تجزبه داین کسی به شکل کامل انجام‌ بشه 

      این تجربه رو برای من ایجاد شد که تو این حالت که نکران استرس کلی حالیشون بد بود ولی من بسیار ارام وراحت بدون نگرانی بودم جون یقین داشتم‌ که حرف خداوند که و دوتا نمیشه  چون خداوند به من  گفت

      پس حتما اتفاق خواهد افتاده‌ به دخترم‌گفتم‌ که اطمیان دارم که هیچ مشکلی برای باباشون نخواهدافتاد ولی آنها  بارشک میگفتم جطور خیالت راحت هست وارام هستی حتی وفتی داشتیم‌ میرفتم بیمارستان دخترم به شدت حالش بد بودون اون عمل روز گذشته بود بهش گفتم‌ قویی باش اطمیان داشته باش هیچ مشکلی که هی نشه نخواهد اتفاق بیفته و حال گه دارم واین دیدگاه دوم می نویسم که مسیرم تو اتاق داره  راه میره 

       خدا پشت وپنا  هتون  یا حق حق. نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید