0

من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم (قدم ۸)

تحقق آرزوها
اندازه متن

انسان در طول زندگی آرزوهای زیادی در وجودش شکل می‌گیرد اما فقط تعداد ناچیزی از آنها محقق می‌شود.

تنها دلیل نرسیدن به خواسته‌ها ایمان نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند است.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 61 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.62 از 82 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42385

61 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

61 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار shahla mahmoudi
      ۱۴۰۲/۱۲/۰۹ ۱۰:۴۵
      مدت عضویت: 2607 روز
      امتیاز کاربر: 50317 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 276 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان همراهم

      ایمان داشتن به تحقق ارزوها

      من میخوام راجع به یکی از ارزوهای پدرم بنویسم

      او همیشه میگفت من از خدا میخوام که تا وقتی من سر پای خودم هستم عمرم تمام بشه و از دنیا برم 

      نمیخوام از پا بیفتم تا محتاج کمک دیگران و سربار بچه هایم شوم

      او بیماری های مختلفی داشت ولی هیچوقت گله و شکایت نمی‌کرد و همیشه مثبت اندیش بود 

      او وقتش را با کمک به دیگران هر اندازه از دستش بر می آمد می‌ گذراند 

      او ۲۵ سال پیش به خواسته خودش رسید و در سن ۷۵ سالگی بدون محتاج شدن به کسی  از دنیا رفت

      روز آخر عمرش منزل خواهرم که حیاط شان را سیمان کاری می‌کردند بود و به آنها در آن کار کمک می‌کرد

      او احساس درد در سینه اش کرد و خواهرم او را به بیمارستان رساند

      او سکته قلبی کرده بود و تمام تلاش دکترها برای جلوگیری از فوت او بی ثمر بوده و او بعد از چند ساعت از دنیا رفت

      همانطور که همیشه میگفت از خدا میخوام که مرا تا وقتی سرپای خودم هستم از این دنیا ببرد 

      در حالیکه مادرم که الان ۸۸ سال دارد و در خانه سالمندان زندگی می‌کند و دچار فراموشی شده است و حتی راه رفتن هم برایش مشکل است

      خواهرم تعریف می‌کرد که چندین سال پیش از مادرمان راجع به چیزی سوال کرده بود به اینصورت که وقتی شما رفتی که مادرم پرسید کجا رفتم و او گفت پیش پدرم که او بلافاصله جواب داده بود نه من خیال رفتن به اون دنیا را ندارم

      به نظر من مادرم زندگی نمی‌کند بلکه فقط زنده هست

      من با پدرم هم عقیده هستم و می‌خواهم مثل او تا زمانیکه سرپا هستم عمرم تمام شود تا سربار کسی نشوم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید