0

من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم (قدم ۸)

تحقق آرزوها
اندازه متن

انسان در طول زندگی آرزوهای زیادی در وجودش شکل می گیرد اما فقط تعداد ناچیزی از آنها محقق می شود.

تنها دلیل نرسیدن به خواسته ها ایمان نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند است.

اخطاریه

درخواست از خداوند

از کودکی بارها شنیده بودم نباید درخواست های زیادی از خداوند داشته باشیم.

اگر خداوند به ما سلامتی داده است کافی است و گناه دارد اگر درخواست های بیشتری از او داشته باشیم.

اگر صاحب اولاد هستی دیگر نباید از خداوند درخواست های بیشتری داشته باشی.

اگر دستت جلوی مردم کشیده نسیت این از لطف خداوند است و دیگر نباید درخواست های بیشتری داشته باشی.

به شکل های مختلفی در ذهن ما این نگرش شکل گرفته است که اگر می خواهی خداوند تو را دوست داشته باشد نباید از خداوند درخواست کنی. او هرآنچه صلاح بداند به تو می دهد و هرآنچه به تو نداده است حتما صلاح تو نبوده.

بارها شنیده بودم که مومن واقعی اگر در تنگنا و سختی قرار می گیرد باید قناعت کند چون خداوند برای او این شرایط را خواسته و حتما به صلاحش است.

قناعت کردن در ذهن بسیاری از انسانها به مفهوم درخواست نکردن از خداوند است.

بسیاری از ما عقیده داریم که هرآنچه خداوند صلاح بداند به ما عطا می کند بنابراین نباید از خداوند آنچه نداریم یا دوست داریم داشته باشیم را درخواست کنم. چون خداوند خودش بهتر از ما می داند چه چیزی به صلاح ما هست و چه چیزی به صلاح ما نیست.

باور نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند مهمترین دلیل برآورده نشدن آرزوهاست، چرا که فرد به سادگی از خواسته ها و تحقق آرزوهای خود دست بر می دارد و از آنجا که در اطراف ما پر است از آدم هایی که تحقق آرزوهای خود را تجربه نکرده اند و برآورده شدن آرزوها را امری محال می دانند. به سادگی می تواند این نگرش در ذهن ما نیز شکل گرفته است که تحقق آرزوها غیرممکن و محال است.

نزدیک به صد در صد انسانها زمانی که می خواهند به خواسته ها و تحقق آرزوهای خود فکر کنند چون به چگونگی برآورده شدن یا سختی های احتمالی در مسیر رسیدن به آرزوی خود فکر می کنند و همانجا متقاعد می شوند که امکان ندارد آرزوی آنها برآورده شود و به راحتی رویای خود را فراموش می کنند.

تحقق آرزو

تحقق آرزوها

برای رسیدن به آرزوها اولین قدم تغییر نگرش درباره تحقق آرزوهاست.

باید این نگرش که تحقق آرزوها محال است یا شتر در خواب بیند پنبه دانه را به طور کلی از وجود خود پاک کنید.

بهترین روش برای تغییر نگرش درباره تحقق آرزوها این است که انجام مراحل آن را به خداوند واگذار کنید.

این نگرش را در وجود خود قرار دهید:

من ایمان دارم که آرزوهایم توسط خداوند در شرف تحقق است.

هیچ انسانی نمی تواند در برابر اراده خداوند برای تحقق آرزوهای من ایستادگی کند.

هیچ یاس و ناامیدی در وجود من نمی تواند جلوی تحقق آرزوهایم توسط خداوند را بگیرد.

خداوند برای هر مشکل یا مانعی که در مسیر تحقق آرزوهایم با آن مواجه شوم راه حل مناسبی دارد.

افراد شایسته ای در مسیر زندگی من قرار می گیرند که دستان خداوند برای کمک به تحقق آرزوهای من هستند.

در مسیر زندگی ام همزمانی های مختلف به شکل اتفاقات و شرایط گوناگون رخ می دهند که همه در جهت تحقق آرزوهای من هستند.

من سرنوشتم را به کمک خداوند به بهترین نحو می سازم و تجربه ای لذت بخش در زندگی خواهم داشت.

تحقق آرزوها

تحقق آرزوهای من

لاغر شدن آرزوی بود که تحقق آن را محال ممکن می دانستم. سالها چاق بودن و بارها تلاش کردن برای لاغر شدن و نتیجه نگرفتن باعث شده بود که باور کنم هرگز لاغر نخواهم شد.

صحبت های اطرافیان درباره اینکه چاقی در خانواده ما ارثی است و من به خاطر تنبل بودن و اراده نداشتن هرگز لاغر نخواهم شد.

آرزوی من لاغر شدن بود اما تحقق آن را غیرممکن می دانستم.

اما زمانی که به لطف خدای مهربان ایده لاغری با ذهن به من الهام شد نور امیدی بر قلب من تابیدن گرفت.

با اینکه فکر کردن به لاغر شدن هم خنده دار بود و انبوه افکار منفی در ذهنم شکل می گرفت که من هرگز لاغر نخواهم شد اما نوری که از سوی خداوند به قلب من تابیده شده بود باعث شد تا بر انبوه افکار منفی غلبه کنم و قدم در مسیر لاغری با ذهن بگذارم.

طولی نکشید که اطمینان پیدا کردم توسط خداوند در مسیر لاغری با ذهن در حال هدایت شدن هستم.

من عادت داشتم هربار که می خواستم برای لاغر شدن اقدام کنم از چند روز قبل به همه اعلام می کردم که تصمیم گرفتم لاغر بشم و این بار تا آخر ادامه خواهم داد. صحبت کردن درباره تصمیم به لاغر شدن باعث حرف و حدیث های زیادی در اطرافیانم می شد که مرا مسخره می کردند که بی خودی تلاش نکن. اگر لاغر بشو بودی تا حالا لاغر می شدی.

اما به شکل عجیبی از وقتی تصمیم گرفتم از قدرت ذهن برای لاغر شدن استفاده کنم به کسی در اینباره چیزی نگفتم. گویی فراموش کرده بودم با دیگران درباره تصمیم خودم صحبت کنم.

بعد از چند روز متوجه شدم که من برای اولین بار به کسی نگفتم که قصد لاغر شدن دارم و همین موضوع باعث شد که باور کنم واقعا توسط خداوند در حال هدایت در مسیر لاغر شدن هستم.

تحقق آرزو

از همان اول این نگرش را در خودم ایجاد کردم که اینبار قرار است توسط خداوند لاغر شوم.

ناگفته نماند که قبل از شکل گیری ایده لاغری با ذهن آرزوی پرداخت بدهکاری های من برآورده شده بود و چون ایمان داشتم تحقق این آرزو فقط توسط خداند صورت گرفت است چون من ده سال بود برای پرداخت بدهکاری هایم تلاش می کردم اما هر سال بدهکارتر می شدم.

همان شرایطی که سالها برای لاغر شدن تجربه کرده بودم که هر سال بارها رژیم می گرفتم اما هر سال چاق تر می شدم در مورد بدهکاری هایم نیز تجربه کرده بودم. هر سال تلاش می کردم بدهکاری هایم را پرداخت کنم اما هر سال بدهکارتر می شدم.

از آنجا که بعد از درخواست از خداوند برای پرداخت بدهکاری ها توانستم در کمتر از یک سال تمام بدهی های ده ساله را پرداخت کنم ایمان داشتم که این معجزه ای در زندگی من بوده است که فقط از عهده خداوند بر می آید.

به همین دلیل وقتی ایده لاغری با ذهن در وجود من شکل گرفت با اینکه از نظر خودم لاغر شدن محال بود اما به خودم گفتم سال قبل من یک آرزوی محال کردم و خداوند در کمتر از یک سال آن را برآورده کرد حالا که خود خداوند آرزوی لاغر شدن را در قلب من قرار داده است پس حتما این آرزو هم برآورده خواهد شد.

ماه ها گذشت و من هر روز در حال مطالعه و تحقق درباره قدرت ذهن و تاثیر آن بر جسم و چگونگی استفاده از قدرت ذهن برای تغییر جسم بودم و هیچ نشانه ای از لاغر شدن در خودم نمی دیدم اما ذره ای از ایمان من نسبت به تحقق آرزوی لاغر شدن در وجودم کاسته نشده بود.

هر روز با اشتیاق و انگیزه برای کشف تازه های دیگری درباره قدرت ذهن از خواب بیدار می شدم و تلاش می کردم تمام وقت های آزاد و بیکاری در مغازه را مشغول تحقیق و یادگیری کنم و به لطف خداوند نشانه های تحقق آرزوی لاغری بعد از حدود ۱۵ ماه نمایان شد.

من در این مدت هیچ فعالیت ورزشی برای لاغر شدن انجام نداده بودم و از هیچ برنامه رژیمی برای لاغری استفاده نکرده بودم اما جسم من مقداری لاغر شده بود به شکلی که اطرافیان به من می گفتند که نسبت به ماه یا هفته قبل لاغر شدی.

شنیدن نشانه های تحقق آرزوی لاغری اشتیاق و انگیزه من را برای ادامه دادن و واضح تر کردن معجزه خداوند در وجودم بیشتر شد.

آنچه باعث غلبه بر انواع افکار منفی در وجودم شد که همیشه مرا برای لاغر شدن مورد تمسخر قرار می داد این بود که من مسئولیت تحقق آرزوی لاغر شدن را به عهده خداوند گذاشته بودم.

تحقق آرزوها

از آنجا که برای اولین بار در زندگی بود که بدون رژیم و ورزش و از طریق انجام تمرینات ذهنی در حال تلاش برای لاغر شدن بودم، خودم را در تحقق آرزوی لاغری هیچ کاره می دانستم و باور داشتم که این بار قرار است توسط خداوند رویای لاغری من محقق شود.

به همین دلیل هر بار که درک جدیدی از چگونگی لاغری با ذهن در وجود من شکل می گرفت ایمان داشتم که این هدایتی از سوی خداوند است که دارد مرا در مسیر لاغری با ذهن هدایت می کند.

نکته جالب توجه اینکه نه تنها تحقق رویای لاغر شدنم را به خداوند سپرده بودم بلکه بعد از واضح شدن نشانه های لاغری و هدایت شدنم به مسیر آموزش لاغری با ذهن تحقق رویای گسترش روش لاغری با ذهن در جهان را نیز به عهده خداوند قرار دادم و من در این سالها فقط ایده های الهی که در شرایط و به شکل های مختلف به من الهام شده است را اجرا کرده ام و به لطف خدای مهربان در طی چند سال نتایج گسترش لاغری با ذهن شگفت انگیز بوده است.

اگر به نحوه آشنایی خود با سایت تناسب فکری فکر کنید متوجه خواهید شد که خداوند چگونه آرزوی من را از طریق هدایت شما به سایت تناسب فکری برآورده کرده است بدون اینکه من هیچ اقدامی برای پیدا کردن شما یا قانع کردن شما برای استفاده از محتوای‌ سایت تناسب فکری کرده باشم.

من هیچ اقدامی برای پیدا کردن علاقمندان به لاغری با ذهن انجام نداده ام و خداوند مهربان به بی نهایت شکل افرادی که آرزوی لاغر شدن داشته اند را به سمت من و سایت تناسب فکری هدایت کرده است.

اطمینان دارم هر فردی که این نوشته را می خواند با داستان لاغر شدن و گسترش لاغری با ذهن مواجه شده است به خاطر می آورد که در فلان سال به شکلی مشابه که از نظر او معجزه بوده است فلان آرزویش برآورده شده است.

حتما به خاطر می آورید که دوست داشتید فلان خانه را بخرید یا در فلان شرکت مشغول کار شوید و یا حتی با فردی دوست شوید یا وسیله ای را داشته باشید اما از نظر منطقی امکانپذیر نبوده است و امیدی به برآورده شدن خواسته خود نداشته اید ولی بعد از مدتی که معمولا این موضوع را فراموش کرده اید در موقعیتی قرار گرفتید که دقیقا خواسته شما برآورده شده است.

همه ما در زندگی موارد مشابهی را تجربه کرده ایم که خواسته های ما برآورده شده است به شکلی که اطمینان داشتیم این یک معجزه بوده که من در آن شرایط به خواسته ام رسیده ام.

تحقق آرزوها

خداوند می تواند بی نهایت اتفاق را رقم بزند تا شما به خواسته خود برسید درحالی که به دیگران آسیب وارد نشود.

فردی تصمیم به نقل مکان می گیرد و جا برای استخدام شما باز می شود.

صاحب خانه ای که دوست دارد با قیمتی پایین تر از عرف بازار خانه را به شما بفروشد یا اجاره دهد.

فردی که با تمام کم و کاستی ها دوست دارد از شما خرید کند و خیر و برکت وارد زندگی شما می شود.

همزمانی های مختلفی در زندگی همه ما رقم خورده است که باعث تحقق آرزوهایمان شده است که وقتی برای دیگران شرح داده ایم باعث حیرت و تعجب آنها شده است. این موارد همان خواست و اراده خداوند برای تحقق آرزوهایی است که به اشکال مختلف در وجود ما ایجاد شده اند.

نکته حائز اهمیت اینکه در زندگی همه انسانها نشانه های مختلف از عملکرد خداوند در تحقق آرزوهای افراد وجود دارد اما همواره نسبت به تحقق آرزوهای خود شک و تردید داریم چرا که هیچوقت روی خدا حساب نمی کنیم و هربار که به رویاهای خود فکر می کنیم این نگرش که چطور و چگونه باید به خواسته ام برسم باعث می شود که از تحقق آرزوهای خود ناامید شویم.

باید از آنچه خداوند تاکنون در زندگی ما انجام داده است برای تقویت ایمان و اشتیاق تحقق آرزوهایمان استفاده کنیم.

باید زمان هایی که کارها به شکل معجزه وار انجام شده است و در حالی که تصورش هم برای ما سخت بوده است آرزوی ما برآورده شده است را به خاطر بیاوریم تا ایمان و توکل ما به خداوند برای تحقق آرزوهایمان بیشتر شود.

باید با یادآوری کارهایی که خداوند در زندگی ما انجام داده است این نگرش که انجام امور مربوط به تحقق آرزوها را باید به خداوند واگذار کرد را در وجود خود تقویت کنیم.

فقط خداوند می داند چگونه اوضاع و شرایط را مطابق با تحقق آرزوهای ما تغییر دهد.

زمانی که افراد متوجه لاغری من شدند و درباره چگونه لاغر شدنم سوال می کردند برنامه یا ایده ای برای آموزش لاغری به دیگران نداشتم چون اولا هنوز به شرایط ایده آل نرسیده بودم و ثانیا در خودم لیاقت یا توانایی آموزش دادن نمی دیدم.

اکنون که به گذشته نگاه می کنم برای من واضح می شود که قرار گرفتن در مسیر آموزش لاغری به دیگران برنامه ای بود که توسط خداوند در مسیر زندگی من ایجاد شد تا تمرکز و مهارت من در لاغری با ذهن بیشتر شود.

تحقق آرزوها

چه بسا اگر سوال کردن ها و درخواست های علاقمندان نبود من به این شکل موضوع لاغری با ذهن را دنبال نمی کردم و آنچه آموخته بودم فقط مورد استفاده خودم یا چند نفر از اطرافیانم محدود می شد.

اما خداوند به شیوه خود که از قدرت تفکر انسان فراتر است طی یک شب که از نظر من یک معجزه الهی بود عده زیادی را دور من جمع کرد و آنها را مشتاق یادگیری لاغری با ذهن قرار کرد و به این طریق من را در مسیر آموزش و گسترش لاغری با ذهن قرار داد.

چه بسا اگر اصرار و اشتیاق آنها نبود من هرگز فکر ضبط کردن فایل های صوتی درباره لاغری با ذهن در وجود من شکل نمی گرفت. خداوند قبل از تولید محتوا و آموزش، شنونده ها و افراد مشتاق را دور من جمع کرد.

اگر احساس شور و شعف استفاده کنندگان از محتوای‌ آموزشی را نمی دیدم شاید هرگز فکر آموزش لاغری با ذهن در وجود من شکل نمی گرفت.

اگر نتایج عالی و شگفتی ساز شدن شرکت کننده ها نبود هرگز انگیزه و اشتیاقی برای تولید محتوای‌ لاغری با ذهن نداشتم.

به وضوح مشخص است که رد پای خداوند در تمام این اتفاقات و همزمانی ها وجود دارد.

چگونه من می توانستم افرادی که هرگز ندیده و نمی شناختم را از سراسر ایران و بعدا جهان عضو گروه لاغری با ذهن کنم بدون اینکه تبلیغات یا کار خاصی انجام داده باشم.

چگونه می توانستم بر عملکرد شرکت کننده ها نظارت داشته باشم درصورتی که هر کدام در شهر و خانه خود مشغول استفاده از این محتوا بودند.

هیچ کاری از من ساخته نبود و همه آنچه رقم خورد فقط از عهده خداوند بر می آید.

اینکه افراد مشتاق و آماده را به شکل های مختلف با من و گروه لاغری با ذهن آشنا کرد.

اینکه اطمینان و ایمان قلبی در آنها ایجاد کرد تا با اشتیاق در مسیر لاغری با ذهن قدم بردارند و نتایج عالی کسب کنند. به قدری اشتیاق و انگیزه این دوستان زیاد بود که خیلی زودتر از من که این روش را آموزش می دادم نتایج عالی گرفتند.

چگونه می شود من که هرگز سابقه فعالیت آموزشی نداشتم بدون استفاده از کلاس های آموزشی یا دوره های خاص برای آموزش و فن بیان به آن شکل عالی و مسلط به امر آموزش درباره لاغری با ذهن ساعت ها فایل صوتی ضبط کردم؟!

چه اتفاقی رخ داد که افراد بدون اینکه من را بشناسند یا از محل زندگی من اطلاع داشته باشند و فقط به واسطه آشنایی با من در تلگرام به من و این روش اعتماد کنند و بهای استفاده از دوره های آموزشی را پرداخت می کردند تا در لیست افراد شرکت کننده ماه های بعد قرار گیرند.

تحقق آرزوها

اینها فقط برخی از نشانه های واضح ردپای خداوند در تحقق آرزوهای من بود که فقط در جنبه کسب و کار و سلامتی رخ داد.

در جنبه های مختلف به همین صورت رد پای خداوند را در شکل دهی همزمانی های موثر در تحقق آرزوهایم دیدم و تجربه کردم.

این اتفاقات و همزمانی هایی که برای من رخ داده است فقط مختص به من نیست.

من هیچ تفاوتی با شما و هر انسان دیگری ندارم.

هیچ سابقه مذهنی درخشانی ندارم که شاید با خود تصور کنید به این دلیل مورد لطف خداوند قرار گرفته ام.

هیچ سابقه تحصیلات دانشگاهی و اخذ مدارک مختلف برای آموزش لاغری با ذهن کسب نکردم چون اصلا همچین رشته تحصیلی هنوز که هنوزه وجود نداره و باور اینکه می شود با قدرت ذهن و بدون داشتن برنامه های رژیمی و ورزشی شد برای بسیاری از انسانها در سراسر جهان غیرقابل باور است.

توجه به این موضوع که فاصله بین زندگی در شرایط قبلی از هر نظر و زندگی در شرایط جدید در جنبه های مختلف فقط دو سال بود.

قطعا در دو سال هیچ فردی نمی تواند تغییرات گسترده در جنبه های مختلف وجود خویش ایجاد کند تا بتواند به این شکل گسترده زندگی خود را تغییر دهد.

بنابراین تنها عاملی که موجب تغییر گسترده در زندگی من شد تفاوت در نگرش من به خداوند در تحقق آرزوهایم بود.

من مسئولیت برنامه ریزی و مدیریت تحقق آرزوهایم را به خداوند واگذار کردم و اکنون که در این شرایط هستم به شما اطمینان می دهم که او مدیری مدبر برای هدایت شما به سمت خوشبختی و تحقق آرزوهایتان است.

فقط کافی است ابتدا تصمیم بگیرید که برنامه ریزی تحقق آرزوهای خود را به خداوند واگذار کنید.

سپس سعی کنید فکر کردن به چگونه برآورده شدن آرزوهای خود را متوقف کنید و فقط به اینکه خداوند به عهد خود وفا می کند فکر کنید.

تحقق آرزوها

هر زمان فکری در ذهن شما مرور شد که چطور و چگونه می خواهید به خواسته هایتان برسید فقط مرور نگرش هایی مانند اینکه:

  • من به معجزات الهی ایمان دارم.
  • من به وفاداری خداوند ایمان دارم.
  • من به برنامه ریزی خداوند ایمان دارم.
  • من برای آنچه از خداوند در زندگی ام هدیه گرفته ام سپاسگزارم

مرور کردن این جملات و مشابه آن به شکل واضح از فشار افکار منفی درباره تحقق نیافتن آرزوها کم خواهد کرد.

در نهایت با آرامش و احساس خوب زندگی کنید و هر قدمی که می توانید به سمت تحقق خواسته هایتان بردارید را حتما به اجرا بگذارید.

خداوند از طریق ایده هایی ساده که با شرایط فعلی شما سازگار است تحقق آرزوهایتان را برنامه ریزی می کند.

ممکن است این سوال در ذهن شما ایجاد شود که:

من نمی دانم الهامات الهی چگونه هستند یا به چه صورت به من الهام می شوند.

لازم به توضیح است که الهامات الهی چیزی جدا از وجود شما نیست. یعنی نه به شکل صدایی عجیب به شما گفته خواهد شد نه به صورت تصویری در پیش چشمانتان ظاهر خواهد شد که شگفت زده شوید که خداوند با شما صحبت کرده است.

بلکه به شکل عادی و دقیقا منطبق با شرایط فعلی تان به صورت شکل گیری تمایل و ترغیب به شما گفته می شود.

مثلا خواسته شما خریدن خانه یا خریدن ماشین است.

در وجود خود ترغیب می شوید که درباره خانه و ماشین مورد علاقه خود فیلم یا تصویر یا … ببینید. یا ترغیب می شوید که به فلان بنگاه معاملات مسکن مراجعه کنید و درباره خواسته خود سوال کنید.

در مثالی دیگر ممکن است خواسته شما داشتن شغل خاص یا کسب و کار اینترنتی باشد.

این ترغیب در وجود شما شکل می گیرد که درباره شغل مورد علاقه خود تحقیق کنید. به دنبال مکان ها یا موقعیت هایی که شغل مورد نظر شما در آنجا جاری است بگردید. حتی ممکن است ترغیب شوید به یکی از این شرکت ها رفته و بازدیدی از محل کار مورد علاقه خود داشته باشید.

آنچه مهم است اینکه همیشه الهامات الهی در مسیر تحقق آرزوهایتان به شکل تمایل و ترغیب در شما شکل می گیرد.

فقط کافی است به همین ایده های کوچک و به ظاهر بی فایده عمل کنید و به آنچه در وجودتان نسبت به انجام آن ترغیب شده اید اهمیت قائل شوید و قدم بردارید و آنچه به انجامش ترغیب شده اید را تجربه کنید.

با انجام این کار تاثیرات عمیق و متنوعی بر ذهن ناخودآگاه خود خواهید گذاشت که با هیچ کتاب و دوره آموزشی نمی توانید تا این حل بر ذهن خود تاثیرگذار باشید.

با انجام ایده ها شما در حال تصویرسازی درباره خواسته خود در ذهن ناخودآگاه هستید. در حال جمع آوری کردن اطلاعات در مغز خود درباره موضوع مورد علاقه تان هستید.

این کارهای به ظاهر ساده محرک های قوی دنیای مادی هستند که بر نیروی خلاق و بی نهایت خداوند تاثیر گذاشته و برنامه تحقق آرزوهایتان طرح ریزی و قدم به قدم اجرا می گردد.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

اخطار
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

Rating 4.54 from 46 votes

https://tanasobefekri.net/?p=42385
برچسب ها:
39 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار طاهره فروغی
      1402/12/29 22:14
      مدت عضویت: 995 روز
      امتیاز کاربر: 35142 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,134 کلمه

      سلام خدای مهربونم 

      خدایا ارزوهایم را میخوام و براورده کردنش با تو 

      سلام استاد عزیز و دوستان خوبم 

      من در طول زندگیم ارزوهایی زیادی داشتم ولی خیل تعداد محدود اون تحقق یافت چرا ؟

      چون به محض ارزویی که قلبم شکل میگرفت اونو پاک میکردم و با خودم میگفتم با این موقعیت من چطور میخواد بشه از چه راهی و چون من با این اگاهی و مغز زمینی به نتیجه ای نمیرسیدم پس دست یافتن به اونو غیر ممکن میدونستم و اونو فراموش میکردم 

      همیشه مامانم از ادمهای قانع میگفت که چقد خوبن و این راه درست زندگیس 

      مامانم خیلی خیلی کم شده در طول این زندگیش برای خودش چیزی بخره یا بچه ها خریدن یا همون قدیمی ها رو استفاده میکنه ومیگه همین کارم رو را میندازه نیاز ندارم و باید قانع بود  همیشه میگفت چشم مرد دنیا دوست رو یا قناعت پر کند یا خاک گور 

      منم با این باورها زندگی کردم و همیشه مورد تشویق مادرم بودم که دختر خوبی هستم و تا جایی که میتونم از وسایلم استفاده میکنم و قانعم 

      من در لباس و کیف وکفش قانع بودم 

      و سالی یک بار لباس میخریدم وهمونا رو هر جا میرفتم میپوشیدم 

      مامانم دخترای دیگه که مدام لباس و وسایل میخریدن بهم نشون میداد و کار اونا رو اشتباه میدونست و من هم این طور بزرگ شدم 

      ولی همیشه دوست داشتم ته دلم که اینطور باشم و مثل اونا بتونم مدام چیزی بخرم ولی نمیتونستم وموقعیت مالیشو نداشتم پس رها میکردم 

      قدم اول برای رسیدن به تمام ارزوهایم 

      تغییر نگرشم درباره تحقق ارزوهایم 

      من باور دارم که ارزوهام توسط خداوند در شرف تحقق است 

      من باور دارم که اراده خداوند بالاترین اراده  هاست و میتونه ارزوهامو تحقق ببخشه 

      من باور دارم که خداوند برای هر مشکل من در مسیر تحقق ارزویم راه حل مناسبی قرارداده

      من باور دارم که خداوند همزمانی هایی به شکل اتفاقات سر راهم قرار میده که در جهت تحقق ارزوهامه

      من میتونم سرنوشتم رو با کمک خدا تغییر بدم و اون چیزی که میخوام باشم و بشم 

      من چه ارزوهایی داشتم که بهش نرسیدم 

      تناسب 

      ارامش 

      شادی درونی 

      ثروت 

      اخه من چاقیم ارثی بود و استعداد چاقی داشتم و اب هم میخوردم چاق میشدم هر قدمی بر میداشتم ونفسی میکشیدم دلیل چاقی من بود غیر ممکنه که من لاغر بشم 

      من مدام داره برام اتفاق بد میوفته و کلی مشکلات دارم پس غیر ممکنه که بتونم مزه ارامش درونی و حال خوب درونی رو بچشم

      من در خانواده متوسطی به دنیا اومدم و کار شوهرم هم شغل ضعیفی هست پس برای من غیر ممکنه که ثروت داشته باشم و ماهی بشه به فکر قرض و وام از دیگران نباشم بازم غیر ممکنه 

      تو این غیر ممکن ها بودم که به این مسیر هدایت شدم 

      از همان روزهای اول که وارد دوره های رایگان شدم یک اطمینان قلبی رو حس میکردم که بهم دلگرمی میداد تا ادامه بدم 

      مثل بچه های کلاس اول دراز میکشیدم و دفترم رو جلوم میزاشتم وهر چی استاد میگفتم مینوشتم و فکر میکردم و تمرین میکردم وقتی دوره 100گام و 12گام رو تموم کرده بودم 15کیلو کم کردم و ارزوی بعدیم خرید دوره ورود به سرزمین لاغر ها بود که چند ماه بعد با تخفیف استاد در عید 1401با لطف خدا تهیه کردم و شروع کردم و ادامه دادم 

      از همان هفته های اول که در سایت بودم به اون ارامشی که دنبالش بودم رسیدم هنوز خیلی کار دارم ولی دیگه اتفاقات سریع منو ناراحت نمیکرد و حرف دیگران روم تاثیر نداشت و برای خودم در سرزمینی جدید شروع به زندگی جدید و شناسایی باورهای اشتباهم کردم و تولدی دیگه رو تجربه کردم و همیشه از خدا میخواستم کاشکی به عقب برگردم تا زندگی جدیدی بسازم به این ارزو رسیدم و به زندگی جدید دست پیدا کردم به قول مامانم شدم دیوار و هیچ واکنشی نداشتم هر فردی حرفی میزد فقط میخندیدم و لبخند میزدم ویاد گرفتم رها کنم اگر نمیتونم ببخشم وقتم رو صرف بخشیدن نکنم حالم رو بد نکنم رها کردم و بعد از رها کردن تونستم ببخشم و ارامش درونی و قلبم مهمتر از دیگران هست پس بخشیدم 

      پس باید از خدا بخوام و دیگه به چون چرایی و چگونه انجام شدن و از چه راهی این ارزو تحقق میابه رو رها کنم و به خدا بسپرم اونم از ته دل دیگه هیچ شکی نداشته باشم و این طور میشه که خدا مسیر رسیدن به ارزوهای منو مدیریت و برنامه ریزی میکنه و من ارزوم محقق میشه 

      قبلا همیشه برای براورده شدن ارزوهام خدا در درجه اخر بود (خدایا ببخش ) و همش دنبال راهی بودم که نه خواب داشتم و نه خوراک و نه ارامش ولی در نهایت با این مغز زمینی و اگاهی های ناچیزم به نتیجه نمیرسیدم و فقط حالم بد میشد و به ارزوم هم نمیرسیدم 

      ولی در طول همین زندگی اتفاقاتی در زندگیم بود که شبیه معجزه بود و ایمان داشتم که فقط کار خداست وبس 

      مثل نجات از زلزله وقتی 3ساله بودم 

      قبول شدن دانشگاهم در زمانی که مادرم نبود و مسافرت بود و من هم کار میکردم و هم درس میخوندم و هم مهمون داری میکردم 

      کاری که الان دارم در اوج اقتصاد ضعیفی که داشتم 

      مهمترین و تنها عاملی که میتونه رویاهام رو محقق کنه تغییر نگرشم است 

      من باید مسئولیت مدیریت و برنامه ریزی ارزوهامو به خدا بسپارم 

      اولین کارم سپردن مدیریت وبرنامه ریزی ارزوهام به خدا است 

      دوم در مورد چگونه وچطور محقق شدن ارزوهام فکر نکنم 

      وقتی افکار منفی به سراغم بیاد با خودم بگم 

      من به معجزات الهی ایمان دارم 

      من به وفاداری خداوند ایمان دارم 

      من به برنامه ریزی خداوند ایمان دارم 

      من برا انچه از خداوند هدیه گرفته ام سپاسگزارم 

      چطور الهامات الهی رو متوجه میشم ؟

      الهامات الهی مثل تو فیلم ها توسط یک فرشته و یا صدایی از جانب خدا نیست بلکه به شکل عادی و دقیقا منطبق با شرایط فعلی من به صورت شکل گیری تمایل و ترغیب به من گفته میشه 

      فقط کافیه به این ایده کوچک که ترغیب شدیم ارزش بزاریم و قدم برداریم و انچه به انجامش ترغیب شدیم رو تجربه کنیم 

      وقتی ارزویی داریم یعنی درحال تصویر سازی اون در ذهنمون هستیم مثلا لاغری که همش من خودم رو در اندام مورد نظرم میبینم درهمین موقع در حال جمع اوری اطلاعت در مغز خودم در باره موضوع مورد علاقم هستم و این کار ساده محرک قوی دنیای مادی است که در نیروی خلاق و بینهایت خداوند تاثیر گذاره و برنامه تحقق ارزوهام طرح ریزی و قدم به قدم اجرا میشه 

      پس از این لحظه تصویر سازی ارزوهامو بیشتر میکنم وسعی میکنم که این تصویر سازی خیلی واضح تر باشه تا ارزوهام توسط خدا برنامه ریزی بشه و من به ارزوهام برسم 

      راهی ساده ولی سخت چون من وقتی در حال تصویر سازی هستم تا به خودم میام میبینم جایی دیگه سیر میکنم ولی نمیزارم چند ثانیه بیشتر بشه و دوباره برمیگردم به تصویر سازیم و این پریدن به صحنه دیگ رو با تکرار میتونم کمتر کنم و تمرکزم رو روی ارزم بیشتر کنم 

      خداوندا مرا در رسیدن به ارزوهام یاری کن 

      خداوندا من ارزوهام رو به تو میسپارم و میدانم که بهترین انتخاب  برای رسیدن به ارزوهام فقط تو هستی و بس 

      به امید محقق شدن تمام ارزوهای شما دوستان 

      در پناه خدا باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5961 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 64 کلمه

        سلام و درود
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        تغییر کردن یکی از نعمت های خاص خداوند است که هر انسانی موفق به تجربه آگاهانه آن نمی شود و چقدر خوبه که شما این تجربه رو برای خودت خلق کردی
        اینکه تونستی مثل دیوار باشی نشان از اشتیاق و استمرار شما برای تغییر کردن داره
        به شما دوست نازنین تبریک میگم و منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار طاهره فروغی
          1403/01/01 16:30
          مدت عضویت: 995 روز
          امتیاز کاربر: 35142 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 69 کلمه

          سلام استاد عزیز

          سال نو بر شما مبارک 

          برای شما ارزوی بهترینها و ارامش و سلامتی از خداوند میخواهم 

          ممنون از لطف شما 

          همه اینها رو مدیون لطف خدا و دوره های شگفتی ساز شما هستم 

          تا نفس باقیست از خدا خواستم و بمونم و ادامه بدم و هر چی بیشتر به سمت کمال حرکت کنم و میدونم فقط با بودن در این مسیر میتونم به این هدف دست پیدا کنم 

          در پناه خداوند باشید 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اسما غضبان
      1402/12/16 18:31
      مدت عضویت: 1289 روز
      امتیاز کاربر: 6149 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 941 کلمه

      بنام خدا 

      من تومسیری هستم که نتیجش مشخصه . آرزوهام بهشون حتما میرسم چون خدا هیچ وقت خلف وعده نکرده .هیچ وقت واینو تازه داره برام بیشتر واضح میشه . درمورد لذت های زندگیم من تازه دارم متوجه میشم . دیروز میخواستم برم جایی قبلش داشتم برای خودم می‌نوشتم که من چه کار هایی که برای خودم توتمام این سالها انجام ندادم و نوشتم و نوشتم .تااینکه نوشتم که من شلختم تولباس پوشیدن واونهم به خاطر چاقی . ولباس هایی می‌پوشم که بیشتراز اینکه توشون راحت باشم برای اینکه لاغرنشونم بدن وسایزشون بزرگه . خب یهو ناراحت شدم . گفتم چقدر لذتهای هست که من خودم رواز اونها محروم کردم . داشتم آماده میشدم که بازهم همون لباس های تکر اری روبپوشم  ولی یهو لباسهایی که رنگ شادبودن رودراوردم شلوار جین آبی و مانتو آبی اونهم طرح لی بود وخیلی قشنگ بود اما نتونستم به دلیلی اون مانتوروبپوشم ولی یه مانتودیگه ای روپوشیدم که قشنگ ترازمانتو قبلی بااون شلوارست میشد و کفش چرم همه چیز مثل رویاهام شده بود ورفتم بیرون دیگه حتی به چاقیم هم فکر نکردم که ممکنه چی بگن  مردم فقط این حس که من باید ایناروبپوشم رو عملی کردم و کلی ذوق داشتم و به خودم گفتم برای اینکه لباس های قشنگ بپوشم نیاز به لاغربودن ندارم اول من باید به خودم اهمیت بدم .من از درون نیاز دارم بغل بشم و در آغوش گرفته بشم خیلی احساس آرامش میکنم این لذت که دیگری منوبغل کنه فقط برای یک لحظه است و همون زمان هم اثرش ازبین میره اما لذت اینکه من خودمودراغوش بگیرم و درخودم یکی بشم خیلی عمیقتره و آنقدر ماندگاره که همه ی زندگیمو دربر میگیره  ارامش . لاغرشدن لا غرموندن و آرزوهای دیگه رونباید براشون دلیل پیداکنم فقط بگم می‌خوام داده میشه . .بخواه تا داده یشه  همین الان یه جمله ای یادم اومد امانتونستم کاملشو به یادبیارم پس برای پیداکردن بقیش توگوگل سرچ کردم این از انجیل اومده که میگه بخواهید به شما داده خواهدشد  بجویید که خواهید یافت بکوبید که در به رویتان گشوده خواهد شد زیرا هرکه بخواهد به دست آورد وهرکه بجوید یابد و هر که بکوبد دربه رویش گشوده می‌شود یک آن به ذهنم اومد وگفتم بنوبسمش برای گشتن بقیش رفتم گوگل واقعا این مصداق بارز از رسیدن به آرزوهاست که اون رونمایان می‌کنه من هم پیداکردم  لذت رو فهمیدم نباید بگم چراو چطور بدستش میارم فقط کافیه طلب کنم توذهنم ترغیب بشم انجامش میدم و این رو من تجربه دارم میکنم و این رو هم درک کردم که نباید برای رسیدن به چیزی اون رو  نیاز رسیدن به یه چیز دیگه کنم مثلا همین لاغری نبایدنیازمن باشه برای پوشیدن لباس خوب من میتونم درعین چاق بودن لباس زیبا هم بپوشم . ووقتی لاغربشم لذت اون. پوشیدن بیشتر میشه اونها همدیگه رو تکمیل میکنن خواسته هانیاز نیستن بلکه . لذت هستن .و هر کدوم پازلی اززندگی روکامل می‌کنه  دواقع برای داشتن  لاغری باید به چیزی که الان هستم به شکل دیگه ای نگاه کنم و بااحساس خوب که بهم داده میشه . من دیروز که با همسرم رفته بودم بیرون خانم بارداری رودیدم ویهو این حرف که خوش به حالشون دارن صاحب فرزند میشن اومد که هنوز جمله توذهنم کامل گفته نشده بود این جمله که من به وفاداری خداوند ایمان دارم من سپاسگزار خداوندم و هربار این جمله گفته میشد بدون توقف تاینکه ازاون مکانی که رفته بودیم بیرون رفتیم و همچنان . ادامه داشت رسیدن به آرزوها به وسیله ی خدا از طریق ترغیب شدن ماانجام میشه واین هم باز فقط الهامی هست که داده میشه امامن کاره ای نیستم خیلی راحت انجام میشه من مدتها بودمنوهمسرم به یه مسأله ای برخورده بودیم تااینکه دیروز وقتی رفتیم باشخصی که پیشش رفته بودیم گفتیم که همچین مسأله ای داریم واونهم گفت باشه همون لحظه زنگ زد به شخصی که می‌توانست به مادر حل اون مسأله کمک کنه و گفت بهشون بگیم که فلانی منوفرستاده تا کارتون راه بیفته وپیش همون برین اگه هم کسی چیزی گفت نامه‌ی من رو بهشون نشون بدید چیزی که من و همسرم دوماه یاخیلی بیشتر نمیتوستیم حل کنیم اون شخص برامون با یه تلفن ساده درحدکمتراز پنج دقیقه حل کرد واتفاقا اون شخص هم خارج از کشور بود اما گفت هفته ی دیگه حتما بیان .واقعا الان که دارم فکر میکنم می بینم همه چیز راحت پیش می‌ره وبه خواسته هام میرسم تکرارکنم واز خدا طلب کمک کنم . واقعا خداتنهاکسیه که می‌تونه همه چیزروکن فیکون کنه من روروخدا درمسیرلاغری باذهن موندگارکرد وحالاهم داره منودرمسیر زندگی باکمک خداوند ماندگار می‌کنه .تودیدگاه قبل من گفته بودم که یک جامدادی میخواستم وخیاطی کردم برای خودم دپریروز همسرم جامدادی ای که توذهنم بود با همون شکل و تصویر که دوست داشتم روبرام آورد چون من عاشق لوازم تحریر م از بچگی عاشق مدادرنگی وچیزای دیگه بودم تاالان وبه اندازه ی کافی اطلاعات جمع میکنم چیزی که شاید ازنظر بقیه بی فایدست امالذت وصف نشدنیه برای من. .وبرام آورد چندروز قبلش چندتاجاکلیدی آورده بود بهم گفت اینارو هم آوردم . تااینکه دیشب بعداز برگشتن به خاطر پوشیدن اون لباسها به خودم این هدیه رودادم یکی از اون جاکلیدی هاروبه زنجیر جامدادیم وصل کردم و امروز هم برای اینکه خودمو تشویق کنم برای ادامه دادن رفتم ویه مداد چیه تراش گرفتم و لذت های بچگیموبرای خودم دوباره زنده کردم و این لذتهایی هست که من دارم تجربه میکنم و من به شکرانه ی بودن دراین مسیر متعهد شدم به انجام وادامه دادن لاغری با ذهن چون اول برای لاغری اومدم اما به خدارسیدم وبرای سپاسگزاری وشکر نعمتها من متعهد به بودن در لاغری با ذهن شدم به شکلی که امروز تعهد دوازده گام رورفتم نوشتم وقراره فردا بنویسم وچندر وز دیگه هم دوره‌ی مسیرلاغری من رو دوباره ازنو شروع میکنم و هرکاری میکنم تا دراین مسیرباقی بمونم 

      خدایا سپاسگزارم.🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم رمضاني
      1402/12/14 15:24
      مدت عضویت: 1248 روز
      امتیاز کاربر: 19340 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 991 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز 

      تنها دلیل نرسیدن به خواسته هامون ایمان نداشتن به تحقق ارزوها توسط خداوند هست 

      از بچگی ما زیاد شنیدیم که نباید زیادی از خدا چیزی بخوایم، هر چیزی که صلاحش باشه خودش میده هر چیزی هم که نداده به صلاحمون نبوده پس باید قانع باشیم و صبور 

      و این شده که ما هم فکر کردیم که اگه چیزی از خدا نخوایم بنده خوبی هستیم و ممکنه که خداوند اگه صلاح بدونه خودش یه چیزایی به ما بده 

      و هیچ وقت هم نرفتیم دنبال حقیقت که ببینیم آخه واقعیت چیه ،پس خداوند به انسان اختیار داده کجا رفته اینجوری که همش میشه جبر 

      هر چی شنیدیم به گوش جان باور کردیم و این شد که هیچ وقت نتونستیم ارزو هامون رو تجربه کنیم!!!

      و نگرش ما این شد که رسیدن به ارزوها غیر ممکن و محاله 

      حالا اگه میخوایم به  ارزوهامون برسین باید نگرشمون رو درباره تحقق ارزوها تغییر بدیم 

      یعنی باید محال بودن رسیدن به ارزوهامون رو از ذهنمون پاک کنیم و بهترین روش اینه که انجام مراحل رو به خداوند بسپریم 

      من ایمان دارم که خواسته هام توسط خداوند در شرف ایجاد شدنه و من هم در این فاصله سعی میکنم روی ذهنم کار کنم البته با حس خوب 

      من امروز به صورت خیلی واضح احساس می‌کردم در مسیر طرح الهی ام که خداوند برام برنامه ریزی کرده دارم حرکت میکنم انگار به وضوح همه چیز رو میدیدم 

      هیچ چیزی نمیتونه جلوی خداوند رو برای تحقق خواسته های من رو بگیره و البته همه چیز همراه من و خداوند داره در جهت خواسته هام پیش میره 

      حتی مرور افکار منفی در مغز من هم نمیتونه جلوی به حقیقت پیوستن آرزوهام رو بگیره 

      خداوند همیشه راه حل مناسب رو داره برای مشکلات سر راهم 

      افراد شایسته ای در مسیر زندگی من قرار میگیرن که دستان خداوند برای تحقق ارزوهای من هستند 

      در مسیر زندگی ام همزمانی هایی رخ میده که همه در جهت تحقق خواسته های من هستند و من سرنوشتم رو به کمک خداوند به  بهترین نحو ممکن می‌سازم و تجربه ای لذت‌بخش از زندگی خواهم داشت 

      *من به تحقق ارزوهایم ایمان دارم *

      فکر میکنم یکی از آرزوهای مشترک اکثر اهالی این سایت لاغر شدنه 

      منم دوست داشتم لاغر بشم برای همیشه و بدون سختی و روش‌های قبلی 

      ولی خوب فکر میکردم که دیگه مدل من همینه سخت لاغر میشم و راحت چاق 

      و دقیقا وقتی از خودم و تمام راهها ناامید شدم از خداوند طلب کردم البته اون موقع تازه متوجه شده بودم که میتونم و میشه و احساس خوبی داشتم و این شد که خداوند منو به یادت تناسب فکری ،بهشت روی زمین هدایت کرد 

      یادم نیست چه کلمه ای رو سرچ کردم ولی داشتم در مورد ضمیر ناخودآگاه اطلاعات جمع میکردم تا بفهمم این چیه که میگن اینقدر قدرتمنده و لاغری با ذهن رو روی صفحه دیدن و بدون لحظه ای درنگ و یا فکر دستم رفت روش و لمسش کرد و من وارد یه دنیای دیگه شدم و فقط اینو معجزه خداوند میدونم که در بهشت رو به روی من باز کرد و من فایلهای استاد عزیز رو دیدم همش احساس می‌کردم همینه راه لاغری همینه 

      من اون موقع خیلی ذوق و شوق داشتم اونقدر که زمزمه منفی رو نمیشنیدم ولی الهامات خداوند رو واضح دریافت می‌کردم کشش عجیبی داشتم و البته اطمینان قلبی به دور از ذره ای شک و تردید 

      من هیچ راهی بلد نبودم غیر از رژیم و ورزش که نتیجه ای ماندگار نداشت و از خداوند خواستم که خودش راه رو به من نشون بده و عجب راهی ،عجب مسیری

      من اون موقع نمیدونستم این مسیر مسیر تغییر منه ،مسیر تغییر زندگی منه ،مسیر حس خوبه،مسیر خودشناسی و خداشناسیه،مسیر تجربه خواسته هامه ،مسیر رسیدن به بهشته 

      من فکر میکردم قراره اینجا لاغر بشم نمیدونستم قراره اینجا تمام خواسته هام رو تجربه کنم و حرکت کردم و ادامه دادم البته گاهی کندتر و گاهی تند تر و گاهی هم ایستادم و سرکی و دور و بر کشیدم و دیدم که خبری جز ناراحتی نیست پس دوباره در مسیر سبز تغییر به حرکتم ادامه دادم و هنوز اینجا هستم با آگاهی به اینکه میدونم باید ادامه بدم با حس خوب 

      و این هدایت خداوند و همزمانی های خداوند برای من بود در جواب تمام درخواست‌های من برای تجربه خوشبختی 

      پس نباید شک کنیم ،باید در این مسیر حرکت کنیم با اشتیاق تجربه خواسته هامون 

      من به خودم یادآوری میکنم که ببین خداوند چطور تو رو در این مسیر هدایت کرد و چطور داره بازم هدایتت میکنه و اینجوری مشتاقم که پیش برم 

      فقط خداونده که میدونه چطور اوضاع و شرایط رو تغییر بده که مسیر برای تجربه خواسته هامون راحت بشه و اینکارو به شیوه خودش انجام میده که از نظر ما معجزه هست 

      من ردپای خداوند رو در مسیر رسیدن به خواسته هام میبینم دقیقا همونطوری که ردپای خداوند استاد رو قدم به قدم به فراتر از خواسته هاشون رسوند 

      پس من مسئولیت برنامه ریزی و مدیریت تحقق خواسته هام رو به خداوند واگزار میکنم و ایمان دارم که خداوند بهترین مدیر و مدبره 

      من به چگونگی رسیدن به خواسته هام فکر نمیکنم 

      من به معجزات الهی ایمان دارم 

      من به وفاداری خداوند ایمان دارم 

      من به برنامه ریزی خداوند ایمان دارم 

      من برای آنچه از خداوند در زندگی ام هدیه گرفته ام سپاسگزارم 

      من با آرامش و احساس خوب زندگی میکنم و هر قدمی که میتونم به سمت خواسته هام بر میدارم 

      خداوند از طریق ایده های ساده که با شرایط فعلی من مطابقت دارد تحقق خواسته هام رو برنامه ریزی میکنه 

      الهامات الهی چیزی جدا از وجود من نیست و به شکل عادی و دقیقا منطبق با شرایط فعلی من به صورت تمایل و ترغیب به من گفته میشه

      پس من باید به ایده های ساده و قابل اجرا که در ذهنم ایجاد میشه عمل کنم و با انجام اینکار تاثیرات عمیق و متنوعی بر ذهن ناخودآگاهم خواهم گذاشت 

      با انجام ایده ها من در حال تصویر سازی درباره خواسته م در ذهن ناخودآگاهم هستم و دارم اطلاعاتی درباره موضوع مورد علاقه ام جمع آوری میکنم و این کار ساده محرکهای قوی دنیای مادی هستند که بر نیروی خلاق و بی نهایت خداوند تاثیر گذاشته و برنامه تحقق خواسته هام رو طراحی و قدم به قدم اجرا میشه 

      خدای مهربانم بینهایت سپاسگزارم 

      استاد عزیز بینهایت سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mehrdad Zabihi
      1402/12/09 10:49
      مدت عضویت: 1642 روز
      امتیاز کاربر: 18203 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,470 کلمه

      سه شنبه بیست و هفتم فوریه بیست بیست و چهار:

      دوره زندگی با کمک خداوند قدم هستم- من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم

      سپاسگزار خداوندی هستم که همواره فراتر از انتظارم من را هدایت و حمایت میکند

      سلام و درود به استاد عزیزم و همراهان مسیر رشد و پیشرفت

      تنها دلیل نرسیدن به خواسته ها ، ایمان نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند هست.چون من خودم را لایق اون خواسته نمیدانم حتی اون را درخواست هم نمیکنم.

      وقتی به رفتار کودکان در اطرافم نگاه میکنم میبینم که وقتی مثلا یک شکلاتی را در فروشگاه میخواهند انرا بلافاصله درخواست میکنند و پدر و یا مادرش هم هر بهانه ای بیاورد مثل اینکه الان تازه بستنی خورده ای شکلات بعدا ! و یا هنوز شام نخورده ای نمیشود شکلات بخوری و یا شکلات دندان‌هایت را خراب میکند و نمیشود بخوری و یا اینکه الان شب شده نباید شکلات بخوری چون خوابت نمیبرد و یا اینکه امروز سهم شکلات را خوردی ای و …

      هرکدام از دلایل بالا را بیان کنند اون کودک فقط و فقط یک کلمه میگوید «شکلات»

      چون اون بچه ایمان دارد که اگر درخواست کند به خواسته اش میرسد

      من هم باید یاد بگیرم که اولا فقط از خداوند درخواست کنم و دوم اینکه به تعداد زیاد و پشت سر هم میتوانم درخواست کنم چون اگر درخواست کنم بهم پاسخ میدهد

      بارها شده که من جرات نکرده ام که درخواست اضافه حقوق و یا پاداش از رییسم بکنم چون ایمان نداشتم که اون به حرفم عمل میکند بنابراین درخواستی نمیکردم

      وقتی مسوولیت تحقق آرزویم را بر عهده خداوند قرار بدهم از راههای که فکرش را هم نمیکنم من را بسمت خواسته ام هدایت میکند

      بارها توی این چند هفته اخیر به نحوه خریدن خانه ای که توی آن سکونت دارم فکر میکنم که از جایی که فکرش را هم نمیکردم پولش جور شد! 

      خانه من در ایران فروش نمیرفت و نیاز شدیدی به پول داشتم یکی از بستگان نزدیکم که نیازی به پول نداشت برای خانه اش مشتری می آمد و وقتی داستان ما را شنید خودش پیشنهاد داد که من این خانه ام را میفروشم و پولش را به شما میدهم! 

      و داستان نقل و انتقال پول هم از ایران به اینجا بسیار پیچیده بود و من دنبال آدم مطمین میگشتم یکدفعه یادم افتاد که مادرخانمم در مسیر پرواز به اینجا کنار یک آقایی نشسته بود که صرافی داشتند و کارت ایشان را ازش گرفته بودند و به اون شخص پیام دادم و یک انسان توحیدی بینظیر بودند که بارها و بارها صداقت و درستی شان را بهم نشان دادند و بدون هیچ دردسری پول ها به حسابم واریز شد و جالب اینجاست که اون آقای صراف با نرخ پایین تر از بقیه صرافی ها برایم محاسبه میکرد

      اینجوری مقداری از پول پیش خانه ام جور شد

      و حتی در آخرین ماهی که مهلت تخلیه خانه را داشتم رفتم سر کار و واجد شرایط دریافت وام شدم که همون هفته اول این خانه را پسندیدیم و من هنوز برای همسرم تعریف میکنم که جون من میدانستم خرید این خانه در توان من نیست، بنابراین خیلی دقیق به جزییات خانه نگاه نمیکردم و بعد از اینکه پیشنهاد قیمت دادیم از روی فیلمهایی که همسرم گرفته بود تازه توانستم خانه را با جزییات بیشتری ببینم

      حتی برای نحوه پرداخت مبلغ، نحوه پیدا کردن وکیل برای انتقال خانه و … همگی معجزات خداوند بود که اگر من میخواستم روی عقل و توانایی خودم حساب کنم و پول هایم را جمع کنم اینکار بیشتر از صد سال طول میکشید تا بتوانم پول خانه را تامین کنم

      و بعد هم هدایت شدم به خرید ماشینی که مشابه انرا در سفرم به کالیفرنیا کرایه کرده بودم که خیلی نرم و جادار و راحت بود و خداراشکر انرا هم با قیمت بسیار پایینی از خریدار تهیه کردم که حتی برای لاستیک زمستانی مجانی هم روی ماشین گذاشت!

      این شرکت جدیدی که رفتم خودش معجزه خداوند بود ، اونها دنبال من بودند و بهم پیشنهاد کار دادند و من میگفتم که باید بیشتر فکر کنم و در نهایت پس از مشورت این شرکت را انتخاب کردم چون میخواستم چلنج داشته باشم و هر روز چیز جدیدی برای یادگیری داشته باشم.و محیط شرکت بسیار دوستانه و عالی است و جزو شرکت‌های برتر در سرتاسر دنیا هست

      وقتی با دوستانم صحبت میکنم که به این شرکت آمده ام همگی بهم تبریک میگویند و از مزایا و محیط عالی شرکت تعریف میکنند و جالب اینجاست که چند نفر بهم گفتند که خیلی برای این شرکت درخواست کار داده اند ولی اصلا به مصاحبه دعوت نشده اند و گفتند برای ورود به این شرکت باید پارتی داشته باشی

      و من توی دلم گفتم، بله حق با شماست پارتی من خداوند بوده است

      من ماشین شاسی بلند دوست داشتم، اولین ماشینم در اینجا یک ماشین سدان  قدیمی متناسب با بودجه ام بود دلم میخواست ماشبن دومم یک ماشین شاسی بلند باشد.

      یکبار چند تا ماشین با گروه دوستانمون توی زمستان با اون ماشین سدان قدیمی سفر رفته بودیم ، توی برف و یخ لیز خوردیم و خداوند خیلی رحم کرد بهمون که به برف‌های بغل جاده خوردیم و اتفاق بدتری برامون نیافتاد

      وقتی که از اتفاق مطلع شدند ناراحت شدند و یکدفعه بهشون گفتم که من سفر بعدی با ماشین شاسی بلند سفیدم می ایم! خودم وقتی این جمله را گفتم مکث کردم چون نه کار داشتم و نه پولش داشتم و خودم بعد از گفتن این جمله خجالت زده شدم

      ولی دوستانم بهم گفتند حتما میتونی! ولی خودم باور نداشتم.

      بعد از مدتی من یک کار پیدا کردم و آگهی یک ماشین شاسی بلند سفید را در گروه تلگرامی دیدم و عکسهای انرا هم نگاه کردم و از آن خوشم امد ولی قیمتش بالا بود همون موقع یک ندایی بهم گفت مهرداد این ماشین برای تو هست ولی الان نه! 

      من اون موقع با جریان الهامات و هدایت آشنا نبودم و اصلا نفهمیدم که چی شد این حرف در ذهنم مرور شد.

      سه ماه بعد خانمم دوباره آگهی اون ماشین را بهم نشان داد و گفت برویم حداقل انرا ببینیم و من گفتم باشه ولی قیمتش بالاتر از سقف بودجه ما هست! قرار گذاشتیم و فردای اون روز رفتیم ماشین را دیدیم و از ان خوشم آمد و به فروشنده گفتم این ماشین را آخرش چقدر بمن میدهی که بخرم؟

       بهم گفت اگر واقعا خریداری بهت میفروشم. 

      منم با تعجب پرسیدم خوب معلومه که خریدارم برای همین این سوال را ازت پرسیده ام!؟!

      بهم گفت آخه سه ماه پیش این ماشین را آگهی کردم و از اون موقع تا الان فروش نرفته و چند نفری آمدند و حتی با ماشین دور هم زدند و پیش نمایندگی هم بردند و از نظر فنی تاییدیه ماشین را از نمایندگی اصلی آن گرفتند ولی دیگر برای قرار داد نیامدند! حتی یکی هم آمد و قیمت بیست و پنج درصد کمتر بهم پیشنهاد داد و بعد در انتها پشیمان شد و دیگر نخرید! و من هم دیگر نمیتوانم انرا جلوی پارکینگ خانه پارک کنم و جا ندارم. اگر تو واقعا خریدار هستی من به همان رقم بیست و پنج درصد زیر قیمتی که برای فروش گذاشته ام و میخواستم به اون فرد انرا بفروشم بهت میدهم بشرطی که انرا بخری و البته خودش گفت که ترمزهایش ایراد دارد که هزینه نصب ترمز جدید را هم از قیمت ماشین کم میکنم و بهت میفروشم

      و من فقط شگفت زده بودم و ماشین را خریدم و ترمزهایش را هم پیش یک فرد آشنا بردم که با نصف قیمت برای ترمز جدید نصب کرد

      و در نهایت مسافرت بعدی ام را با ماشین سفید شاسی بلندم رفتیم و خیلی هم بهمون خوش گذشت

      من بارها و بارها این خاطره را مرور کردم و واقعا شگفت زده شدم که چند نفر اومدند ماشین را دیدند و به خرج خودشان بردند نمایندگی تا ایرادات ماشین را با بازرسی بهشون بگویند و بعد هم پشیمان شدند و صاحب قبلی ماشین هم چون بعد از سه ماه فروش نرفتن ماشین خسته شده بود با تخفیف بسیار زیادی انرا بهم داد

      وقتی به تمام خواسته هایم فکر میکنم از قبولی در دانشگاه گرفته تا مهاجرت و اجاره کردن خانه و خرید ماشین و خانه و پیدا کردن کارو … میبینم که هرجا که خودم روی توانایی های خودم حساب کردم به هیچ کدام نرسیدم

      من چجوری میتوانم مسولیت برنامه ریزی و تحقق خواسته هایم را به خداوند بسپارم؟ وقتیکه احساس لیاقت کنم که اون خواسته را دارم و به چگونگی رسیدن به خواسته ام فکر نکنم و به الهاماتم عمل کنم

      نکته فوق العاده این فایل هم برایم تعریف جالب و جدیدی از الهامات و هدایتهای خداوند بود

      «همیشه الهامات الهی در مسیر تحقق آرزوهایتان به شکل تمایل و ترغیب در تو شکل میگیرد»

      این تعریف جدید خیلی بهم احساس آرامش داد چون همیشه برای اینکه متوجه بشوم که این چیزی که به ذهنم خطوط کرده الهام خداوند هست یا خیر، به احساسم رجوع میکردم و بعضی اوقات نمیتوانستم تشخیص یدهم  و یا شک میکردم که ایا واقعا این الهام خداوند هست یا نجوای شیطان

      استاد میخواستم در صورت امکان مثل جلسات اولیه، در انتهای متن سوالاتی را قرار بدهید. پاسخ به سوالات باعث میشود که درک بهتری از مطالب ارایه شده داشته باشم. سپاس

      منتظر خبرهای عالی من باشید 

      شاد و رو به رشد باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      1402/12/09 10:45
      مدت عضویت: 1692 روز
      امتیاز کاربر: 21177 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 276 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان همراهم

      ایمان داشتن به تحقق ارزوها

      من میخوام راجع به یکی از ارزوهای پدرم بنویسم

      او همیشه میگفت من از خدا میخوام که تا وقتی من سر پای خودم هستم عمرم تمام بشه و از دنیا برم 

      نمیخوام از پا بیفتم تا محتاج کمک دیگران و سربار بچه هایم شوم

      او بیماری های مختلفی داشت ولی هیچوقت گله و شکایت نمی‌کرد و همیشه مثبت اندیش بود 

      او وقتش را با کمک به دیگران هر اندازه از دستش بر می آمد می‌ گذراند 

      او ۲۵ سال پیش به خواسته خودش رسید و در سن ۷۵ سالگی بدون محتاج شدن به کسی  از دنیا رفت

      روز آخر عمرش منزل خواهرم که حیاط شان را سیمان کاری می‌کردند بود و به آنها در آن کار کمک می‌کرد

      او احساس درد در سینه اش کرد و خواهرم او را به بیمارستان رساند

      او سکته قلبی کرده بود و تمام تلاش دکترها برای جلوگیری از فوت او بی ثمر بوده و او بعد از چند ساعت از دنیا رفت

      همانطور که همیشه میگفت از خدا میخوام که مرا تا وقتی سرپای خودم هستم از این دنیا ببرد 

      در حالیکه مادرم که الان ۸۸ سال دارد و در خانه سالمندان زندگی می‌کند و دچار فراموشی شده است و حتی راه رفتن هم برایش مشکل است

      خواهرم تعریف می‌کرد که چندین سال پیش از مادرمان راجع به چیزی سوال کرده بود به اینصورت که وقتی شما رفتی که مادرم پرسید کجا رفتم و او گفت پیش پدرم که او بلافاصله جواب داده بود نه من خیال رفتن به اون دنیا را ندارم

      به نظر من مادرم زندگی نمی‌کند بلکه فقط زنده هست

      من با پدرم هم عقیده هستم و می‌خواهم مثل او تا زمانیکه سرپا هستم عمرم تمام شود تا سربار کسی نشوم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار arezooo.drp
      1402/12/06 17:12
      مدت عضویت: 1256 روز
      امتیاز کاربر: 32603 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 963 کلمه

      به نام انرژی برتر جهان هستی 

      من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم

      تنها دلیل نرسیدن به خواسته هایم ایمان نداشتن به خدا و خود رای بودن خودم و حساب کردن روی اراده شخصی خودم برای رسیدن به خواسته هایم بود.

      واقعا این حرف چقدر درسته که باور نداشتن به تحقق آرزوهایمان توسط خداوند مهم ترین دلیل برآورده نشدن آرزوهایمان است.

      من قبلا فکر میکردم برای رسیدن به خواسته ها باید اراده آهنین داشت و حرکت کرد و نماز هم میخوندم و روزه هم میگرفتم و ذکر هم میگفتم و قرآن هم میخوندم و نذر هم میکردم ولی نه از سر شوق بلکه از سر ترس، اینکه میترسیدم مبادا به خواسته خودم رسیدم خدا از من نگیره یا چشم نخورم و حتی از داشتنش هم لذت نمی بردم، خواسته که داشتنش اینقدر با زجر همراه بود و حالا هم که داری ترس از دست دادنش من این رو برای لاغر شدن تجربه کردم من سال ها برای لاغر شدن انواع رژیم و باشگاه رو امتحان کردم و خوب هم لاغر میشدم و اون موقع که لاغر شده بودم به جای ترس از دست دادن باید ذوق لاغر شدن رو داشته بودم ولی میترسدم که مبادا دوباره چاق بشم که دقیقا بعد از چند ماه این روند اضافه وزن شروع می‌شد و این حرکت بالا و پایینی ادامه دار بود تا اینکه به لطف خداوند با سایت تناسب فکری آشنا شده ام و با جسم چاق وارد دوره شدم با احساسات بد و تنفر از جسم خودم و خفگی های مداوم در خواب و پادرد و قلب درد در سن جوانی و حتی از پله ها خواستم بالا بیام احساس سنگینی میکردم و بیماری های زنانه که منو درگیر کرد و کنایه های دیگران که آرزو تو لاغر بشو نیستی فقط ورزش میتونه تو رو لاغر کنه که ورزش هم دیگه نمیتونی بکنی و طبیعی که همین طور چاق میمونی و احساس افسردگی و حتی پیری هم به من دست داده بود و فکر میکردم ۵۰ سالم و دیگه به ته خط رسیده ام و طوری بود که به شوهرم میگفتم برو یه زن دیگه بگیر و من رو ول کن و دائم جر و بحث در زندگی و زندگی من پر از تلاطم بود و حقوق ماه هیچ وقت به ۲۰ ماه هم نمی‌رسد و حتی وسایل خونه هم قدیمی بودند و یک آدم حسود بودم که به داشته های دیگر حسادت میکردم و نماز هم میخوندم و فکر میکردم که آدم گناهکاری هستم که خدا من رو رها کرده و با خانواده خودم و شوهرم هم رابطه خوبی نداشتم و حتی حوصله آشپزی نداشتم و دائم غذای حاضری میخوردم و من با این اوضاع و شاید خیلی بدتر وارد سرزمین لاغرها شدم اون هم برای این وارد سایت شدم که کمی لاغر شوم و محض کنجکاوی وارد سایت شدم که چطور ممکن با ذهن لاغر شوم و اول از دوره رایگان شروع کردم دیدم کم کم بدون اینکه رژیم بگیرم یا ورزش کنم احساس سبکی به من دست داده و کمی بهتر شده ام و یکسال اول در سایت بودم فقط داشتم روی خودم کار می کردم و اوج نتایج بعد از گذشت دو سال و آرام آرام در من شکل گرفت که وقتی اومدم از نتایج ام بگم متوجه شده ام من چقدر،نسبت به دوسال پیش آرزوی دیگه شده ام این همه از حرف های که اطرافیان بع من می‌زدند متوجه شده ام من تغییر کرده ام من تونستم نگرش ام رو به خدا عوض کنم و اراده خودم رو زمین بگذارم و واقعا اداره تمام زندگیم رو به خدا سپردم و آنچنان تغییر در من و شوهرم و زندگیم ایجاد کرد که از معجزه چیزی کم نداشت من کاملا لاغر و متناسب شده ام و احساس جوانی و سلامتی دارم و لباس های با رنگ شاد میپوشم دیگه خبری از بیماری های زنانه نیست و دارم سلامت تر میشوم و حتی علاقه و شور شوق به زندگی پیدا کردم و رابطه ام با شوهرم بهتر شده و با خانواده خودم وشوهرم خیلی بهتر شده و طوری من تغییر کردم که همه میگن انگار آرزوی دیگه متولد شده و من آرامش بیشتر شده و در طول روز لبخند دارم، علاقه ام به آشپزی بیشتر شده و آنچنان خودم غذا درست میکنم که اصلا خودم و شوهرم آخرین بار که رفتیم غذای حاضری بخوریم یادمون رفته و حقوق شوهرم بالاتر رفته حتی شوهرم هم سالم‌تر شده و الان در مسیر بهتر بهتر شدن به لطف خداوند هستم، من به معجزات خداوند در زندگیم ایمان دارم از لاغری گرفته تا تغییر گوشیم از یک گوشی مدل پایین تا آخرین مدل گوشی از تغییر لباس پوشیدن ام و تغییر مدل موهایم و تغییر کفش هایم اصلا وقتی با خدا هم مسیر بشوید در کوچکترین چیزها تا بزرگترین ها تغییر میکنه یعنی 

      تغییرات در زندگی کوچک و بزرگ نداره همه جوره به سمت بهتر شدن تغییر میکنه.

      من قراره توسط خداوند خواسته‌هایم را تجربه کنم در واقع به جای اینکه بگویم به آرزوهایمان برسیم که از کمبود اون نیاز در زندگی میاد بگویم قراره توسط خداوند خواسته هایمان را تجربه کنیم اینطور بهتره چون همه چیز در دایره قدرت خداوند هست و ما قراره با تغییر افکار و باورهایمان نگرشی جدید در ما ایجاد شود و انتظار اینکه من هم لیاقت رسیدن به خواسته هایم هستم و ایمان صد در صد داشته باشم که من هم در صف دریافت کنندگان نعمت های خداوندم هستم و هزاران درصد هستم و فقط خداوند می‌داند چگونه اوضاع و شرایط را مطابق با تحقق خواسته های من تغییر دهد‌. و این تغییر مستلزم تغییر در،نگرش من نسبت به خداوند است.

      من از این به بعد مسئولیت برنامه ریزی و مدیریت تحقق آرزوهایم را به خداوند واگذار میکنم و چگونه برآورده شدن آرزوهایم را متوقف میکنم و فقط به اینکه خداوند به عهد خود وفا می‌کند ایمان دارم.

      من برای آنچه از خداوند در زندگیم هدیه گرفته ام و قراره هزاران برابرش را نیز هدیه بگیرم هزاران بار سپاسگذارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 16175 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 569 کلمه

      با سلام و درود فراوان

      من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم .

      من به معجزات الهی ایمان دارم .

      من له وفاداری خداوند ایمان دارم .

      من به زمان بندی خداوند ایمان دارم.

      من به برنامه ریزی خداوند ایپان دارم .

      من به هدیه هایی که تا الان از خدایم  گرفته ام  سپاسگزارم .

      من  با هدایت به این سایت که یک معجزه الهی بود به تحقق آرزوهایم بیش از پیش ایمان دارم .

      من قبلا به دلیل آموزشهای دینی از معلمان و والدین و اطرافیان دیده بودن تما درخ است هایب که از خداوند داشتم از روی ترس بود یا از ترس ورخواستی نمیکردم و یا اینکه بسیار کم و با هزار عذر خواهی و خواهش و گریه ک زاری بلکه خدا دلش به حال مت بسوزه و به قول معروف دعام رو اجابت کنه و انتظار مت این بود گه با سختی اون نعمت رو به من بده چون من بنده گنهکارم چون پن رو سباهم !!!! الله اکبر از اون احساس و اون تفکر !!!! من از بس زجر کشیدم و از درون همیشه ناراحت بودم و خونه و ماشین و پول شده بود وغدغه همیشگی من ووووو به جرات میگم  هیچ وقت خوشحتلی نداشتم اگه داشتم در حد همون یک روز  دو روز . دوران بچگی ام که چیزی یادم‌نمیاد از زمانی که به یاد دارم تماما نگرانی و استرس الان هم که دارم تمام گذشته رو زیر و رو میکنم حتی روز عروسی ام هم به دلیل حواشی خانواده ها باید غمگین می بودم و از شوهرم دور میشدم من‌جق نداشتم کنار شوهرم روی سفره غذا بشینم شوهرن حق نداشت برای من مثلا  روسری بگیره اگه میخواست بگیره می باید برای کل خانواده میگرفت ووووووو تمام آن محدودیت ها و فرهنگهای خانوااه ها و آموزش های دینی من رو به قعر نابودی برد !!!!!!! خوردن شده بود همه چیز من !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

      گاهی اوقات از خدم میپرسم چرا این همه مدت تو این سایت هستم هنکز نا این اندازه پراکندگی ذهنی دارم و نمیتونم آن طکر که باید نتیجه بگیرم ؟؟ در حاای که میدونم کلی نتیجه گرفتم با نزدیکی به خده هز طریق این سایت شگفت انگیز 

      آرامش دارم مثل قبل اینقدر ناراحت و غمگین نیستم شادی و ذوق و شوق در من دیوه نمیشود اما خودم میدونم که چقدر تغییرات درونی داشتم من به تناسب نرسیدم اما رفتار غذایی من بسیارررر تغییر کرده به گونه ای تغییر کرده که به خودم میگم تو که اینقدر کم میخوری این اضتفه کزن از کجاست؟  که خدا رو شکر الان میدونم از کجاست و چطور باید ادامه بدم تا به هدفم بدسم من مدت زیادی هست که دیگه چاق تر نشدن تو این مدت که تو سایت هستم  مدام وزنم بالا و پایین میشد  از اون جلسه ای که استاد فرمودند از ترازو اسنفاده نکنید وزن نکردم   از تغییرات خودم متوجه میشم و این‌ مدتی هست که ثابت مونوه و بالا و پایین نمیشه که این یک نشانه نوید بخش برای من هست چون تحقق تناسبم رو از صمیم قلب به خدا سپردم .

      من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم 

      الان در حال خرید یک منزل هستیم حالا درسنه جایی که دوست داشتیم نبست اما میدونم چون تا اینجا هم  کار خدا بوده پس بهترین هست و نقطه شروع بسبار زیبایی در زندگی من هست .

      من لاغری و تناسبم و منزل و ماشین و پول و ثروت و شعلم و همسر و بچه هام  رو به خدا سپردم 

      خدایا شکرت که در کنارم خستی و میتونمتمام گارها رو بهت بسپرم 

      من به تحقق آرزوهایم با تمام وجود ابمان دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آزیتا
      1402/12/04 12:10
      مدت عضویت: 1676 روز
      امتیاز کاربر: 6578 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 443 کلمه

      با یاد و نام خدای مهربان

      من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم

      الان که ابن جمله رو نوشتم ته دلم یه ترس و استرس هست از نرسیدن ها این نشون میده که من باید خیلی بیشتر روی باورهام کار کنم. تقصیر خودمم نیست از قدیم ما رو ترسوندن از این که زیاد آرزو کنیم و زیاد از خدا بخواهیم یه نوع گناهه و به زوری نباید از خدا چیزی بخوای شاید حکمتی داره که بهت نمیده…

      همیشه به ما می گفتن به هرچی خدا بهت داده راضی و قانع باش و من فکر می کردم خواستن از خدا یعنی گستاخی در برابر او…

      درحالی که نمی دونستم هرچی بیشتر از خدا بخوام یعنی داشتن ایمان قوی تر،یعنی اینکه خدای مهربونم من می دونم که همه کارها به فرمان توست می دونم که تموم قسمت های زندگیم به دست تو می چرخه.

      هرجا به آرزویی رسیدم ردپای خدا اونجا بوده و بدون وجود اون ،بدون راهنمایی اون هیچکدومش امکان پذیر نبوده.

      هدایتم به این سایت،لاغر شدنم و ثابت موندن وزنم تو این چند سال روی وزن ایده آلم، خریدن خونه، خرید ماشین و بچه دار شدنم همه و همه با کمک خدا بوده که دونه دونه آرزوهامو براورده کرده و اگه اون نبود به هیچکدومش نمی رسیدم.

      یادمه وقتی واسه مرخصی زایمان رفتم مدرسه ای که نزدیکم بود را از دست دادم نگران بودم که با سابقه کم و پر شدن مدارس باید به مدرسه دورتری برم و با داشتن بچه کوچک برام سخت بود اما وقتی مرخصیم تموم شد تونستم دوباره تو مدرسه نزدیک کلاس بگیرم چون یکی از همکاران هم رشته واسه مرخصی رفت و جاش خالی شد اینم لطف خدا بود و همزمانی که واسم اتفاق افتاد.

      خداهمیشه  حواسش  به بنده هاشه  این ماییم که حواس مون به خدا نیست و مشغول روزمرگی هامون میشیم و میخوایم کارامونو خودمون با عقل و منطق خودمون انجام بدیم و معمولا هم نتیجه نمی‌گیریم.

      برای رسیدن به آرزوها  قدم اول تغییر نگرش خودمون درباره تحقق آرزوهامونه باید نگرش تحقق آرزوهای محال رااز ذهنمون پاک کنیم.

      باید به خداوند ایمان و باور داشته باشم و بدونم که تموم خواسته ها و آرزوهام توسط خدا برآورده میشن چون هیچی نمی تونه جلوی اراده خداوندو بگیره.

      من فقط باید باورامو درست کنم،ایمانمو قوی کنم و فقط با کلام نباشه بلکه یه باور قلبی باشه ویادم بمونه که

      هیچ یاس و ناامیدی در وجود من نمی تونه جلوی تحقق آرزوهایم توسط خداوندرا بگیره.

      خداوند برای تموم مشکلات و موانعی که ممکنه پیش بیاد راه حل مناسبی دارد. به وقتش ادمایی رو در مسیر من قرار میده که به تحقق آرزوها و خواسته هام کمک می کنن.

      خدایا من به هر خیری که از جانب تو باشه سخت نیازمندم و با آغوش باز می پذیرم امیدوارم که تحقق آرزوهامو به زودی جشن بگیرم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam1398rahimi
      1402/12/03 08:29
      مدت عضویت: 1506 روز
      امتیاز کاربر: 10834 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 754 کلمه

      به نام خالق یکتایی که مرا آفرید 

      سلام ودرود به دوستان عزیزم و استاد بزرگوار و گرامی

      زندگی با کمک خداوند (داستان هدایت من به سایت تناسب فکری)

      سال ۹۴ بود که یکی از آشنایانمون به خونمون اومد 

      میون صحبت هاش بهم گفت که مریم راستی یکی هس که از طریق ذهن داره آمورش میده برای لاغری 

      اصلا نپرسیدم چه جوریه چه روشیه و هیچ سوالی در مورد نحوه ی کارکرد که این روش چگونه هس رو نپرسیدم همه ی اینا هدایت خداوند بود 

      هم از طرف استاد و هم از این طرف که من هیچ سوالی نپرسیدم 

      اینکه خداوند منو هدایت کرده بود به دوره های استاد 

      چون من خیلی سخت گیر بودم و هر روشی رو امتحان نمیکردم 

      چون میدیدم روش‌های زیادی همه امتحان میکنن و باز وزنمون برمیگرده و یا شاید بیشتر از قبل چاقتر میشدن 

      و هر روشی که میخاستم امتحان کنم باید اولش کلی  اطلاعات جمع کنم که ببینم چه جوریه 

      ولی دوره ی استاد رو نه 

      تا اینکه دوستم بهم گفت که رفیق داداشم هم ثبت نام کردن خیلی خوبه 

      خودم هم میخام ثبت نام کنم 

      منم یهویی تصمیمم رو گرفتم 

      اینا همش خواست خداوند متعال بود 

      چون روز و شب ازش خواسته بودم که مرا به راهی هدایت کنه که درست باشه 

      راهی که به آسونی صورت بگیره 

      و من اون روز با استاد صحبت کردم هنوز یادمه 

      استاد بهم گقتن که خوشحالی که بدون ورزش و رزیمه

      😆

      گفتم اره 

      گفتم اگه بدون ورزش و رزیمه پس چه جوریه 

      چه جوری میشه لاغر شد 

      یک ساعت با استاد صحبت کردم و در آخر استاد شماره کارت رو بهم دادن و من واریزی رو انجام دادم وارد تلگرام شدم 

      این همزمانی هستش 

      این خواست خدا هستش 

      که ما رو هدایت کرده به سایت استاد عزیزم 

      نه استاد تبلیغ چیزی انجام داده بودن و نه کار خاصی کرده بودن و نه من هر نوع روشی رو امتحان میکردم 

      فقط این کاری که بهم پیشنهاد شد به دلم نشست 

      انگار آروم بودم خداوند به دلم گذاشته بود برو قبول کن این همونیه که میخاستی 

      این همونی که دعا میکردی که پیش روت بزارم 

      سریع قبول کردم و ثبت نامم رو زدم 

      و شروع کردم چه دورانی بود 

      چند سال از این سالها میگذره یه ذره از اون شوق و اشتیاقم به این دوره ها کم نشده 

      همه ی اینا رو ردپای خدا در وجودم میبینم 

      که عشق و محبت من به این دوره ها از خداوند متعاله 

       من به تحقق آرزوهای ایمان دارم 

      سالهای سال ما رو از خواسته هامون دور کرده بودن و میگفتن که خواسته ی زیادی از خداوند نداشته باشین .به هر چه دارین قانع باشین .گناهه خواسته ی زیادی داشته باشین 

      ما هم باید زندگی مون مثل پیامبران باشه 

      تو سختی زندگی میکردن و شکرگزار 

      همین که زنده ای و نفس میکشی خدا رو شکر کن 

      و همیشه آرزوهامون تو دلمون کشته میشد ..

      چون محال بود به چیزی که دوست داریم برسیم و 

      نباید تقاضای از خداوند میکردیم .چون خداوند خوشش نمی اومد و ناراحت میشد که بنده اش خواسته ای داشته باشه 

      آگاهی نبود همه بی آگاه بودن از اینکه خداوند چقدر بنده هاش رو دوست داره 

      همیشه ما رو می ترسوندن از خداوند 

      که خداوند زجر میده نشسته ببینه ما چه کاری انجام بدیم که بنویسه و تو اون دنیا حسابمون برسه .از خداوند میترسیدم بدم می اومد .

      و ناامید بودم که چرا به دنیا اومدیم .اومدیم که زجر بکشیم و بعد هم بمیرم که تو اون دنیا تقاص کارهامون رو ببینم 

      همیشه نگران مضطرب همیشه حال بد 

      و یادمه گریه میکردم که بمیرم چون راضی نبودم از زندگیم 

      تا زمانی که خداوند رو نمی‌شناختم خیلی حالم بد بود .از خداوند ترس داشتم دوستش نداشتم .

      ولی از زمانی که خداوند رو شناختم همزمانی های در زندگیم رخ داده که روزی ۱۰۰۰مرتبه خدا رو شکر میکنم 

      از زمانی که خداوند رو شناختم عاشقش شدم .فهمیدم که نه اون چیزهای که بهمون گفته بودمن از باورهای اشتباه ذهن اون افراد  هستش 

      خداوند خیلی مهربونه 

      خداوند خیلی عزیزه 

      خداوند خیلی بنده هاش و دوست داره اون دوست داره بهترین ها رو بهمون بده 

      دوست داره هر چه نعمت هس رو بهمون بده و ما از اونا لذت ببریم 

      ما اومدیم توی این دنیا که لذت ببریم 

      نیومدیم که زجر بکشیم 

      خداوند بهترین ها رو به وجود آورده که ما بریم سمت بهترین ها 

      خداوند نشسته که ما بریم سمتش و هر درخواستی داریم بگیم

      و بگیم که چه میخاهیم 

      من به خیلی از آرزوهام رسیدم زندگی الانم عالیه الحمدالله به لطف الله 

      همش بخاطر اینه که خدا رو شناختم و بهش اعتماد داشتم وومرا در همزمانی های قرار داد که به تمام اون چیزهای که میخام برسم 

      الان در آرامش و آسایش زندگی میکنم 

      و هر چیزی که دلم بخواد میتونم بخرم 

      و خواسته های دیگری هم از خداوند دارم که همه ی انها رو خداوند در وقت مناسبش برآورده میکنه 

      من به خداوند ایمان دارم 

      چون خداوند بهترین ها رو برای ما در نظر گرفته و من لایق بهترین ها هستم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      1402/12/02 17:51
      مدت عضویت: 363 روز
      امتیاز کاربر: 21070 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 637 کلمه

      سلام استاد 

      به ما از کودکی یاد دادن به هرچیز که داریم قانع باشیم و زیادتر از آن نخواهیم که این کار زشت است حتی از خداوند و افرادی را که در سختی و فلاکت زندگی کنند به خداوند نزدیکترند و متاسفانه جامعه . مدرسه . خانواده همگی به ما گفتند زیاد از خدا نخواهیم و کسانی که مال و ثروت زیا دارند از خداوند دورند و کسانی که همش درحال دعا کردن برای افزایش رزق وروزی دارند آنها به خدا نزدیکترند چون بیشتر خدا را صدا می زنند و زیاد دعا می کنند درحالی که الان با این آگاهی‌ها فهمیدم وای از جهالت و نادانی که هرچه بشر سختی میکشه از همین ندانستن است 😥😥😥😥

      من در طول زندگی بارها از پدرم شنیده بودم که هرچی را می خواهی از خدا بخواهیم چون بدون منت است ولی نگفتند زیاد بخواه و مقدار مشخصی نداره . خداراشکر تا الان هرآنچه را خواستم خداوند به من داده شاید طول کشیده باشه ولی خداراشکر همسر و فرزندان خوب . ماشین . خانه . و الان هم منتظر یک معجزه ی دیگر در زندگیم هستم و آن هم قبولی در کارشناس رسمی دادگستری که انشاالله پایان اسفند نتایج می آید و من با ایمان به خداوند که هوای من را دارد قبول می شوم چون خودش من را به این سمت هدایت کرد و من از این مسیر ایده گرفتم که برای خودم بدون مشخص کردن زمان و مکان کار پیدا کنم چون من به خداوند ایمان دارم و ناامید نیستم چون تحقق آرزوهای من برای خداوند هیچ کاری ندارد اگر با اطمینان و اعتقاد به خدا ایمان بیاوریم که هر کاری بدست خداوند است .

      استاد امکان ندارد انسانها در زندگی خود معجزاتی نداشته باشند و حتی چیزی را لحظه ای از ذهنشان درخواست کرده باشند و بعد از مدتی بدون سعی و تلاشی آن را در زندگی‌شان دریافت کرده باشند و این معجزه است 

      من در این مدت زندگیم خیلی بهتر شده است و جالبه چند آرزوی خودم که فکر میکردم سالیان سال طول می‌کشد تا آن اجرا شود به راحتی دارد به ثمر می رسد و من خیلی خوشحال هستم و از خداوند سپاسگزارم .

      امروز صبح بعد از خواندن میثاق نامه جلوی آیینه و سپاسگزاری برای متناسب شدن نمی دانم چرا منقلب شدم و اشک از صورتم جاری شد و از خداوند سپاسگزارم بودم که من را دراین مسیر قرار داد که عمرم را بیهوده صرف حرفهای بی ارزش  دیگران و فضای مجازی که جزء ناراحتی چیزی دیگر برای ما ندارد دور باشم و به آرامش فکری و روحی برسم و الان به راحتی و بدون ذره ای خجالت در خلوت با پروردگار خود صحبت می کنم و از او درخواست و کمک می خواهم چون کمک خواستن از خداوند یک عبادت است چون خودش در قرآن فرموده بخوانید من را تا اجابت کنم شما را آموزش اشتباه به ما دادند که وقتی ناراحت و بیمار هستیم از خداوند درخواست کنیم ودر دوران خوشی از خداوند غافل بوده و یا خجالت بکشیم درخواست خود را به خداوند عرضه کنیم 

      تحقق آروزهای ما بدون اینکه بدانیم چه مراحلی را طی کرده تا ما به آن برسیم برای ما اتفاق می‌افتد مثلا من در محل کارم یکی از همکاران خود را بازخرید کرد و من پست آن را گرفتم و الان با آن پست به آرامش رسیدم و در این مسیر هستم حتما این کار بواسطه خداوند برای من رقم خورده است چون اون فرد بارها می گفت من تا ۳۵ سال در اداره می مانم ولی با ۲۰ سال رفت . 

      تنها دلیل نرسیدن به خواسته ها ایمان نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند است.و نداشتن لیاقت آن خواسته برای خودمان است 

      پس با ایمان به خداوند که خداوند وفادار به قولش است و من به معجزات خداوند ایمان دارم درخواست‌هایی را به خداوند می گویم و با اطمینان که با احساس و افکار خوب اتفاقات و معجزات خوبی برای من اتفاق خواهد افتاد 🙏🙏🙏🙏🙏🙏👏👏👏👏👏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Maahsaaa
      1402/12/02 13:22
      مدت عضویت: 167 روز
      امتیاز کاربر: 7445 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 731 کلمه

      مهمترین مانع من برای تحقق اهداف و خواسته هام باور نداشتن امکان تحقق اونهاست. دقیقا هر خواسته ای که فکرمیکردم قابل دستیابی هست و واسش کاری انجام دادم رو براحتی حتی بیشتر ازون رودریافت کردم. 

      در زمان بیماریم وقتی نظرات دکترها و نتایج آزمایشات رومیدیدم و میشنیدم این باور در ذهن من شکل گرفت که راه سختی در پیش دارم و احتمال داره هرگز درست نشه. این رو مرتب از کادر پزشکی شنیدم و با اینکه سعی میکردم قبول نکنم حرفشون رو ولی ناخوداگاه تو بخشی از ذهنم رفت که ازش اگاه نبودم . 

      به همین دلیل همیشه با حس بد و ناامیدی در حال انجام امور مربوط به درمان بودم و هیچ نتیجه ای نمیگرفتم تازه بدتر هم میشد. ولی به خودم قول دادم این بیماری رو نپذیرم که با من باشه و به هر طریق ممکن یا ناممکن حتی با معجزه باید خوب بشه. 

      تا اینکه توسط فرشته درونم به این سایت هدایت شدم.  میدونم که در مسیر درست هستم و بیشتر باید روی خودم کار کنم. میدونم که خداوند در حال برنامه ریزی برای تحقق شفای بیماری من هست و منتظر میمونم تا راههای شفا رو برای من روشن کنه و با هدایتش قدم بردارم در این مسیر. میدونم اخر این مسیر خدا ایستاده منتظرم هست که بهش برسم.خدایا شکرت بخاطر این امید که در دلم روشن کردی 

      دیگه با حس بد دنبال درمان نمیرم. تو همین مدت چند تا بیماری گرفتم که درمان شدن. من قبلا همیشه حواسم به مشکل بود نه شفا. ولی این مدت بیماری هایی که میگرفتم خدا میگفت باید صبر داشته باشی تا دوره درمان طی بشه. یه بار بهم الهام شد دیدی تا اینجاش خوب شد باقیش هم خوب میشه و با رها کردنش کامل خوب شد. 

      “همه چیز خوب میشه” این یه باور قوی هست که از جایی اتفاقی به گوشم خورد و یه جور الهام بود که الان باور من شده. 

      همه چیزها خوب میشن. هیچ چیزی همونجور باقی نمیمونه حتی اگه بدتر هم بشه بلاخره یه روز خوب میشه .

      این قانون مهربانی خداست نسبت به آفرینش خلقت

      اشکالی که در خودم پیدا کردم اینه که موقع بیماری اگه فورا خوب نشه ذهنم میگه : دیگه خوب نمیشه . نکنه هیچ وقت خوب نشه و احساس نگرانی و ناامیدی میاد سراغم. یه جور ترس مخفی نسبت به بیماری که از قبل هم تا حدودی بهش اگاه بودم ولی نمیدونستم چکار باید کرد.یعنی وقتی خوب میشدم فوق العاده خوشحال میشدم انگار که یه سوپرایز واسم اتفاق افتاده.

      الان به لطف خدا روند بهبودم پیشرفت خیلی خوبی داشته و میدونم خدا پشت همه این درمان ها ایستاده یعنی معجزه. وقتی تو بخوای و من اراده کنم همه چیز میشه.

      نا گفته نماند این تکیه کلامم بود در گذشته که دکترها هیچی بلد نیستن ، دکترها هیچی بیماری رو خوب نمیکنن فقط با دارو جلوی بدتر شدنش رو میگیرن و بیماری همیشه با ادم میمونه . نمونش اطرافیان که انواع بیماری های فشارخون دیابت چربی و غیره دارن و سال هاست تحت نظرن ولی نهایتا با دارو کنترل میشه.

      یعنی اعتقادی به پزشکان نداشتم. برای هر بیماری تهران میرفتم ولی الان مدتی در شهر خودم بهترین درمان ها رو دارم میگیرم به لطف خدا. واقعا دست پزشکان درد نکنه که این همه سال زحمت کشیدن درس خوندن سختی تحمل کردن تا دستان خداوند باشند برای شفای بیماریها و نجات انسان ها. واقعا فرشتگان زمینی و دستان شفابخش پروردگار هستن.

      الان که دارم دیدگاه مینویسم متوجه شدم هنوز هم بخشی از ذهنم بی اعتماد هست به پزشکان که باید روش کار کنم. نوشته هایی که حاکی از بی اعتمادی بود با گرفتن حس بد بهم الهام شد و پاکشون کردم.

      فکرمیکردم از پزشکا کاری ساخته نیست و خدا باید خودش بیاد وسط ولی بهم الهام شد خدا هر کاری بخواد بکنه توسط دستانش که علم رو از خدا گرفتن انجام میده. خدایا شکرت بخاطر این الهامات

      منتظر طرح و برنامه الهی هستم برای درمان کامل صورتم 

      بدنم خودش هوشمند ترین و بهترین و داناترین پزشک و متخصص هست که میتونه به بهترین شکل ممکن خودش رو ترمیم و درمان کنه. چرا که تمام اطلاعات بیماری و شفا در درونش قرار داره و بهتر از هر پزشکی به نقاط ضعف و قوت خودش اگاه هست. 

      بخشی مهمی از روند درمانم به عهده بدن هوشمندم هست که به بهترین و اگاهانه ترین شکل ممکن داره کارش رو انجام میده و اگه من اجازه بدم در مسیر درست قرار میگیره و ادامه میده.فقط باید با حس خوب و افکار و باورهای درست کمک کنم که مسر درمان راحتتر و سریعتر طی بشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 2773 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 95 کلمه

      سلام استاد بزرگوار ودوستان همراه

      من هم خیلی ازآرزوهایم را وقتی دریافت کردم که عمیقا آن خواسته ورسیدن به آن رت به خدا واگذار کردم وبا چشم خود دیدم که او از ساده ترین ونزدیکترین مسیرمرا به هدف رساند این بار هم دوباره بعد از اقدام به لاغری در سال گذشته علاوه بر استفاده از فایلهای استاد صددرصد لاغری را از او خواسته ام ویقین دارم اومراا به مسیر رسیدن به آرزویم هدایت ودراین راه حمایتم خواهد  کرد

      ای خدایی که هم اینک درحال کمک به من در خلق بدنی زیبا برایم هستی منتظر الهامات تو هستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Reza
      1402/12/01 16:00
      مدت عضویت: 406 روز
      امتیاز کاربر: 17556 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,007 کلمه

      من این باور را که خدا،خدای مشکلات هست را اینطور در خودم حل میکنم که بخاطر کمبود و فقر و ترس و میتونم بگم ترس از عذاب را اینقدر در ما پررنگ کردند که بزرگتر از خدا نیست و برای منع کردن تحت کنترل دراوردن این باور را در مادایجاد کردند.در صورتی که هر وقت من با خودم در صلح بودم هر وقت آروم بودم هر چه خواستم بدست اوردمولی هر کجا دویدم، ترسیدم، زور زدم، التماس کردم، بیشتر و بیشتر از دست دادم و از خدا دور شدم

      بخاطر اینکه خانواده و اطرافیان ما آگاهی نداشتند و طبق اون چیزی که میدونستند به ما آموزش دادند پس ما هم همان طور یاد گرفتیم 

      به من هم زیاد گفته بودند چون خدا دوستمون داره کاری میکنه که در سختی باشم که مدام صداش کنم پدر و مادر وقتی بینند فرزندشون در سختی هست به هر طریقی باشد کمکش میکند که به آسایش برسد وقتی ازشون خواسته بشه هر کاری میکنند تا فرزندشون به ارامش برسه و در کارش موفق بشه چطور خدایی که خالق من هست اجازه میدهد من در سختی باشم  

      یکی از دلایل من برای نرسیدن به خواسته هام اینه که هر چقدر روی ذهنم‌ کار کنم به هر حال عوامل بیرونی هم یکم دخالت دارند و تا خودم یک کار فیزیکی انجام ندهم نمیشوداونهم‌ بخاطر ورودی هام هست که هر چقدر ورودی های درونی ام را از گذشته هست و در ذهنم‌مرور میشه را خنثی کنم و دلایلم برای استفاده از ذهنم را برای خواسته هام روشن کنم‌ دستیابی ام به خواسته هام روان تر و اسون تر و سریع تر میشه

      مانع بعدیم اینه که هنوز از خدایم میترسم و در گفتگوهام باهاش رسمی حرف میزنم و خواسته هایم را باب دلم بهش نمیگم یعنی یه جوری دارم درخواست میدم که خدا از من ناراحت نشه و خودم را محدود به یک راه حل میدونم و فکر میکنم فقط همینه و بهتر از این نمیشه و هر راهی دیگه مثال برای پول دراوردن باشه سختر از اینه و دارم درخواسته هام را میسنجم که ایا از عهده خدا برمیاد برام انجام بدهد یا نه و یا میاد میگه حواست باشه ها دیگه پررو نشواین‌فکرم‌ مرور میشه که درسته فرکانست خیلی بالا رفته ولی اگه خطا کنی و یا درخواست بی مورد داشته باشی ضربه برات سنگین تره چون اینطور شنیده بودم که هرچقدر به خدا نزدیکتر عذاب هم بیشتر و وای به حال کسانی که مقرب درگاه خداوند هستند و اگر اشتباهی حتی در حد یک سر سوزن انجام بدهند دیگه تمام و مثل شیطان از درگاه خداوند طرد میشوند و مغذوب خداوند هستند و با داستان های پیامبران که چطور مغذوب خداوند شده اند مرا همیشه میترساندند بدون اینکه دلایلی بدانم و برای اینکه حتی به اجبار به عمل خطایی دست نزنم این داستانها را تعریف و یا از اطراف با این دیده گاهای افراطی دریافت میکردم

      اول از خدایم شاکرم که چنین هدایتی به من کرد و اینقدر ظرف وجودیم افزایش یافت که این باگ و این ترس های ذهنی مخفی را پیدا کردم و چقدر میتونم با تلاش و اگاهی بیشتری حرکت کنم اینکه اسودگی کاملتری برایم ایجاد میشه اگر قرار به عذاب و مغذوب شدن بود تا الان باید نیست و نابود میشدم اگر قرار به بازگشت نبود و خدا،خدای نابودی بود تعریف نمیشد که راه برگشت وجود دارد ،اگر خدا،خدای عذاب دهنده بود خودش راهکار نمیداد و راه را برایم هموار نمیکرد مثل تمام هدایت هایش مثل الان که بهم الهام کرد که چطوری بهش نزدیکتر بشوم چطوری راحت تر ازش درخواست کنم و اینکه همه چیز اماده هست خودم کنار بروم و با اگاهی همه چیز اماده هست 

      وقتی خدایم برای کاری که نباید انجام دهم مرا آگاه میکند و بهم نشانه را میفرستد و هدایتم میکند حتی با اینکه متوجه نمیشدم باز هم فرستاد باز هم تاکید کرد باز هم بهم گفت انجام نده اما در چه شرایطی در اسونی در راحتی با عشق خدایی که کاری که نباید انجام دهم اینقدر با عشق مرا منع میکند،

       در خواسته هایم ایا تمام وجودش را به من نمیدهداین خدا ،خدای عشق هستاین خدا اجازه نمیده به من آسیبی برسهاین خدا مرا همیشه هدایت کرده من به دنبال شناخت این خدا هستمخدایی که در هر موقعیت در هر لحظه مرا شکوفا میکنه هدایتم میکنه آگاهم میکنه 

      و به من می بخشاید

      پس خدایم به هر طریقی با راحتی و عشق مرا به خواسته هایم‌ میرساند

      خواسته هایم

      می خواهم در کارم مستقل باشم هر وقت خواستم در هر زمانی کار کنم اختیارم دست خودم باشهخونه ویلایی خودم را ساکن بشم ماشین خودم را سوار بشممی خوام یکسال فقط در گردش و تفریح و مسافرت باشم میخواهم ۵ تا هدیه دریافت کنم

       گوشی s24 ultraکفش آل استار سفید رنگزنجیر و دستبند طلاست کامل کلاه در رنگ های متنوعست لباس اسپورت خونگی و گردشی

      میخواهم فرصتی برام پیش بیاد که حدود دو هفته در یک کلبه جنگلی برای خودم تنها و با خدای خودم باشم و از این موهبت نهایت استفاده را ببرم

      در ادامه داشتم کامنتها را میخوندم که باز به این جمله برخوردم اگر به صلاحم باشد و یا نباشدو زنگی در مغزم به صدا دراومد این جمله معادل جملاتی هست که در کودکی بهمون میگفتن موقعی به فروشگاهی میرفتیم و چیزی میخواستیم که البته الان هم هنوز گفته میشهکه وقتی چیزی میخواستیم پدر و مادرمون بهمون میگفتن این فروشی نیست و یا نگاهی به فروشنده که بگه فروشی نیست و از این رفتارها

      این جمله اگر به صلاحم هست یا نیست که از کی شنیدیم چطوری باور کردیماین هم یک باور هست اگر اینطور بود پس چه اختیاری چه قدرتی بود که خدا ما را اشرف مخلوقات قرار دادهاین جمله یکی از قویترین باورهای اشتباه برای ما بوده که ما را از خواسته هامون و آرزوهامون از درخواست هامون منصرف کنند و به قول استاد به یک چیزی هم ربطش میدادند که برای مثال الان ماه صفر هست و حواسمون باشه این ماه ،ماه خشم خدا هست این ماه نحس هستو ما هم باور کردیمچقدر راحت از خواسته هامون دور میشیموقتی خواسته ای در وجودم شکل میگیره خودش در من تشکیل داده خودش بهم هدایت کرده پس چطور میتونه به صلاحم باشد و یا نباشد و یا برای بدست اوردنش باید سختی بکشم

      خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

      ۱۴۰۲.۱۲.۰۱

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 420 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 222 کلمه

      با سلام و احترام خدمت استاد گرامی و عزیزان سایت

           بسیار نکات زیبا و قشنگ و به نظر بنده، بسیار مهمی را مطرح فرموده اید. موضوع ” پدیده همزمانی” یکی از آن نکات مهمی است که همه ما تجربه اش را داشته ایم. تازه این یکی از هزاران تریک (برنامه و طرح) خداوند برای رساندن ما به آرزوها می باشد. در واقع اینقدر این راه ها گسترده و متنوع هستند که در متون دینی و روایات از ما خواسته شده درباره ذات خداوند و اینکه چگونه ما را به خواسته هایمان می رساند، فکر و بررسی نکنیم. به نظر بنده اگر مطابق فرمول هستی انیشتین (E=M*C^2) بپذیریم که انرژی (فرکانس) تبدیل به وقایع (M) می شوند، دیگر نیازی نیست که حتی بر روی چگونگی رسیدن به خواسته ها در هر روز و حتی اندازه گیری میزان مسیر طی شده از زمان شروع هدف گذاری هایمان، تمرکز کنیم. در واقع بهتر است به جای تمرکز بر روی چگونگی رساندن ما به اهدافمان (توسط خداوند)، از بابت نعمتها و داشته هایمان سپاسگزار باشیم و لذت ببریم. بقیه اش خودش درست می شود. 

           مگر کودکی که در آغوش مادرش است، نگران گرسنگی است؟ خوب ما هم چون در آغوش خداوندیم، فقط و فقط لازم است تمرکزمان بر آغوش خداوند باشد، نه آیتم های دیگر و نه حتی چگونگی رسیدن به اهداف. موفق باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatmhadly85
      1402/12/01 13:48
      مدت عضویت: 1168 روز
      امتیاز کاربر: 5217 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 724 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️

      سلام 

      زندگی با کمک خداوند: گام هشتم: اگر روی کمک خداوند حساب کنید تحقق آرزوها صد در صد امکان پذیر است 

      تمرین آموزشی ✍️

      خداوند همیشه و در همه حال در زندگی حواسش به من بوده ، هوا مو داشته و کمکم کرده

      اگه خداوند بخواد کارهاتو ردیف کنه اگه همه‌ی عالمم نخواد ولی تو امیدت به خداوند باشه خودش آنچنان کارتو انجام میده که همه انگشت به دهان بمانند

      زمانی که همسرم به خواستگاری من اومد همه‌ی اعضای خانواده من کوچیک و بزرگ با ازدواج ما مخالف بودن و دوست نداشتن که من با غریبه ازدواج کنم و دل شون می‌خواست که با فامیل ازدواج کنم از قضا اون زمان یکی از پسر دایی هام خواستگار پر و پا قرصم بود و خیلی هم سمج بود ولی من اصلاً دوستش نداشتم و اون زمان ازش متنفر بودم چون اصلا با معیارهای من همخوانی نداشت و فقط آتیش مخالفت خانواده ام و شعله ور تر میکرد یادمه یه روز سر نماز به خدا گفتم ، خدایا من که یه نفری حریف این جماعت نمیشم تو می‌دونی تو دلم چه خبره خودت کمکم کن چند روز بعد برادر همسرم اومد خونه مون تا از خانواده ام اجازه بگیره که آخر هفته بیان خواستگاری و من خیلی نگران بودم و منتظر جواب مادرم بودم و دیدم که مادرم که اون همه مخالف بود دلش نرم شده بود و اجازه داد و من اونقدر خوشحال بودم که نگو آخه خانواده همسرم بارها از مادرم خواستگاری کرده بودن و مادرم جواب رد داده بود ولی همسرم دست بردار نبود و پا پس نکشید بلاخره مادرم اجازه داد و اونا اومدن خواستگاری و من و همسرم عقد کردیم و همه چیز با خوبی و خوشی تموم شد 

       زمانی که ازدواج کردم همون تو دوران نامزدی یه روز همسرم زنگ زد و گفت لباس بپوش میخواییم یه جایی بریم و من هرچی سوال کردم کجا همسرم گفت فقط موقعی که اومدم آماده باش و با هم رفتیم و من خیلی کنجکاو بودم که بدونم کجا میخواییم بریم و نزدیک اون محل که شدیم همسرم چشمای منو با یک پارچه بست دستمو گرفت و با خودش برد و بعد به محل مورد نظر که رسیدیم چشمامو باز کرد یه خونه بود گفتم اینجا کجاست همسرم گفت این خونه خودمونه همین امروز خریدم و من خیلی خوشحال شدم و من بعد از مراسم عروسی با لباس عروس وارد خونه خودم شدم و اول زندگی طعم مستأجری و نچشیدم درسته که نقلی و جمع و جور بود ولی من و همسرم در اون خونه آرامش داشتیم و شاد و خوشحال زندگی میکردیم

      اما بعد از بچه دار شدن مون چون کوچیک بود اون خونه رو فروختیم ومن الان خیلی دوست دارم که یک خونه ویلایی بزرگ بخریم 

      ویا برای خرید ماشین اون موقع که همه چیز ارزون بود خداوند کمک کرد ما ماشین خریدیم و بعد به شدت قیمت ماشین فضایی شد و ما تونستیم قبل از گرونی یه ماشین صفر بخریم و لذت شو ببریم.

      یا همین همسرم که همه ی اعضای خانواده ام چون شناختی روش نداشتن و خودم انتخابش کرده بودم نگران بودن که یه وقت خدای نکرده آدم خوبی نباشه ولی خودم به خدا توکل کردم و چون همدیگر و دوست داشتیم همه چیز و به خدا سپردم و همسرم  اونقدر مرد خوبیه که بارها از خداوند به خاطر وجودش در زندگیم تشکر کردم و الان همه اعضای خانواده و اقوام وفامیل مون عاشقش هستن 

      جاهای زیادی بود که خداوند هوامو داشته و دست مو گرفته و خوشحال و سوپرایزم کرده که اگه بخوام همه رو بنویسم خیلی طولانی میشه 

      میخوام بگم که خداوند حواسش همیشه به بنده هاش هست این ما هستیم که حواس مون به خداوند نیست و مشغول روزمرگی هامون شدیم و میخواییم کارها مونو خودمون با عقل و منطق خودمون انجام بدیم و معمولا هم نتیجه نمی‌گیریم 

      مثل همین تلاش برای لاغر شدن من سالها تلاش کردم و از انواع و اقسام روشهای لاغری استفاده کردم اما هیچ وقت به نتیجه دلخواه نرسیدم ولی از زمانیکه با این مسیر آشنا شدم مقدار زیادی کاهش وزن داشتم و از اون زمان تا الان چاقی من متوقف شده و دیگه برگشت اضافه وزن نداشتم چون از همون اول دست از تقلا برداشتم و به خدا توکل کردم و از خودش خواستم که کمکم کنه و وقتیکه به خداوند توکل کنیم خداوند خودش به بهترین شکل جواب میده 

      خدایا شکرت به خاطر هدایتم به این مسیر زیبا 

      استاد ممنون از راهنمایی و زحمات بیدریغ تون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره
      1402/11/30 18:14
      مدت عضویت: 279 روز
      امتیاز کاربر: 7750 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 863 کلمه

      به نام خداوند اجابت کننده ی آرزوها 🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      باسلام خدمت استاد مهربانم و دوستان عزیزم ✋🌹❤

      گام ۸ من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم 😇🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      انسان در طول زندگی آرزوهای زیادی در وجودش شکل می گیرد اما فقط تعدادناچیزی از آنها محقق میشود تنها دلیل نرسیدن به خواسته هاایمان نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند است

      در خواست از خداوند

      من هم از کودکی شنیده بودم باید قانع باشی وناسپاسی نکنی وبه داشته هات نگاه کن، به پایین تر از ،خودت وگله شگایت به درگاه خدا نبر. خیلی ها آرزو شرایط وزندگی تورو می خورن وبه بالاتر از خودت نگاه نکن تا ناراحت نشی تا باعث ندیدن داشته هات نشی ودر تو ناسپاسی ایجاد نشه چون عواقب بدی دار و مورد خشم خداوند میشی ودر روایات زیادی شنیده بودم که خداوند در خواست کنندگان و دعا کنندگان دوست داره و بعضی افراد رو در مشکلات قرار میده چون عاشق صداشون تا دعا کنن واز اون بخوان ویا شنیده بودم که اگه از خدا چیزی رو می خوای زیاد بخواه،واین حرف های که شنیده بودم باهم تضاد داشتن و کسی موضوع رو برامون باز نمی کرد و شاید ما سوال نمی کردیم ولی به لطف خداوند وقتی از قانون جذب آگاهی پیدا کردم ودنبال مباحث قانون جذب بودم به این نتیجه رسیدم که هر دو مورد درست بوده وبرای ما مبهم گفته بودن بله وقتی با توجه کردن به داشته های دیگران واحساس نیاز شدید به چیزی در ما احساس بد ایجاد می کنه وبی ایمانی زیاد میشه وبی عدالتی به  خدا در ما پررنگ تر میشه ودر کل در ماناشکری ایجادمیشه وباعث میشد تا به  خواستمون هم نرسیم و باور کنیم که رسیدن به آرزوها محال هستش در کل با احساس شکست به زندگی ادامه می دادیم  وفهمیدم هر چه از خدا بخواهیم در واقع نشان دهنده میزان ایمان ما به خداست وهر خواستهای رو با احساس خوب وبدونه نیاز شدید از خدا بخواهیم وشکر گزار تمام چیزهای باشیم که اکنون داریم واعتقاد ما به اجابت شدن خواسته هامون باش وعجله وترس واضطراب نرسیدن به اون نداشته باشیم به راحتی در زندگی ما ایجاد میشود 

      برای تحقق آرزوها به لطف خداواستاد عزیز راهشو یاد گرفتم 

      برای رسیدن به آرزوها اولین قدم تغییر نگرش در باره تحقق آرزوهاست 

      باید این نگرش تحقق آرزوها محال است رااز ذهنم پاک کنم 

      بهترین روش برای تغییر نگرش درباره تحقق آرزوها این است که انجام مراحل آن رابه خداوند واگذارکنم واین نگرش رادر وجود خود قرار بدم من ایمان دارم که آرزوهایم توسط خداوند در شرف تحقق است وهیچ انسانی نمی تواند در بر اراده خداوند برای تحقق آرزوهای من ایستادگی کند

      هیچ یاس و ناامیدی در وجودم من نمی تواندجلوی تحقق آرزوهایم توسطخداوندرا بگیره

      خداوند برای هر مشکل یا مانعی که در مسیر تحقق آرزوهایم با آن مواجه شوم راه حل مناسبی دارد

      افراد شایسته ای در مسیر زندگی من قرار می گیرند که دستان خداوند برای کمک به تحقق آرزوهای من هستند 

      در مسیر زندگیم همزمانی های مختلف به شکل اتفاقات وشرایط گوناگون رخ میدهندکه همه در جهت تحقق آرزوهای من است 

      من سرنوشتم را به کمکخداوندبه بهترین نحو می سازم وتجربه ای لذتبخش در زندگی خواهم داشت

      پس خداوند می تواند بی نهایت اتفاق را رقم بزنه تا مابه خواسته خودمون برسیم در حالی که به دیگران آسیب وارد نشود

      ممکنه فردی حتی با یک حرف ایده ای رو در ما زنده کنه یا حتی فردی  با بر خورد نا جالب با ما ،چه از نظر فکری و عملی  باعث بهبود در زندگی ما بشه و راههای زیادی از طرف خداوند وجود داره 

      من باید مسئولیت برنامه ریزی و مدیریت تحقق آرزوهامو به خداوند واگذار کنم وچون برای من هم بارها ثابت شده که اون مدیر و مدبر فوق‌العاده است ومن را هدایت به خوشبختی و سعادت میکند پس باید در ابتدا تحقق آرزوهای خود را به خداوند واگذار کنم واز همه مهم تر به فکر کردن به چگونه برآورده شدنش آرزوهای خود را متوقف کنم وفقط به اینکه خداوند به عهد خود وفا می کن فکر کنم 

      وهر زمان فکری در ذهنم من مرور شد چطور وچگونه می خواهم به خواست برسم فقط مرور نگرشهای

      من به معجزات خداوند ایمان دارم 

      من به وفاداری خداوند ایمان دارم 

      من به برنامه ریزی خداوند ایمان دارم 

      من برای آنچه از خداوند در زندگی ام هدیه گرفته ام سپاس گذارم 

      مرور کردن این جملات و مشابه آنهابه شکل واضحی از فشار افکار منفی در باره تحقق نیافتن آرزوهایم کم خواهد شد ودر نهایت با آرامش واحساس خوب زندگی می کنم وهر قدمی که می تونم برای تحقق خواسته ام بردارم را حتما اجرا کنم

      خداوند از طریق ایده هایی ساده که باشرایط فعلی من سازگار است تحقق آرزوهایم را برنامه،ریزی می کند 

      الهامات الهی چیزی جدا از وجود من نیستن به شکل صدا و تصویری عجیب نیست بلکه به صورت شکل گیری تمایل و ترغیب به من گفته می شود  

      فقط کافی به همین ایدهای به ظاهر بی فایده عمل کنم و آنچه در وجودم نسبت به انجام آن ترغیب شدم اهمیت قائل شوم و قدم بر دارم و آنچه به انجامش تر غیب شدم رو تجربه کنم 

      با انجام این کار تاثیرات عمیق و متنوعی بر ذهن ناخودآگاهم ایجاد می کنم چون انجام ایده ها در حال تصویر سازی درباره خواسته خود در ذهن نا خودآگاه هستید ودر حال جمع آوری کردن اطلاعات در مغز خود درباره موضوع مورد علاقه تان هستید 

      با سپاس فراوان از استاد عزیزم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      خدایا به امید تو 😇🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏❤❤❤❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب ندرلو
      1402/11/30 11:51
      مدت عضویت: 314 روز
      امتیاز کاربر: 4330 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 891 کلمه

      به نام خدای مهربون  

      سلام به همگی  

      تنها دلیل نرسیدن به خواسته ها ایمان نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند است 

      همین یه جمله چقدر جای تفکر داره یعتی فقط تنها دلیل نرسیدن به خواسته ها ایمان نداشتن به خداست یعنی ما به همه جور خواسته ای که بخواهیم میتونیم برسیم فقطچون باور نمی‌کنیم که خدا میتونه همه چیز ،حتی اوناییکه درذهن ما ناممکن رو بده  

      سالها پیش که تازه ازدواج کرده بودم خیلی دوست داشتم طعم مادر شدن رو بچشم ولی این اتفاق نمی‌افتاد 

      چون توی خانواده مون دیر بچه دار شدن یه امر طبیعی بود

      میترسیدم نکنه تا آخر عمرم بچه دار نشم  

      ولی یه ترسی داشتم برای درخواست از خدا 

      میگفتم اگر به صلاحم نباشه چی ولی ته دلم این خواسته رو داشتم وقتی بچه دار شدم میگفتم دیگه از خدا هیچی نمیخام  

      یعنی یه حورایی عذاب وجدان داشتم اگر چیزی میخواستم میگفتم برو خدا تو شکر کن همین که خدا بهت بچه داد بسته 

      پرو نشو دیکهتو دلم وضعیت مالی خوب میخواستم استقلال مالی و آزادی میخواستم  

      ولی سالها روش درپوش گداشتم میگفتم دیگه خدا بهم بچه داده 

      چند سال گذشت صاحب خونه شدیم دیگه بعد اون میگفتم خدا لطفش رو در نق من کرده و از سر ترس شکر گزار بودم  

      ۰چون خدایی که می‌شناختم کافی بود اشتباهی کنم تا تلافی همشو سرم دربیاره  

      میگفتم خدایا من به همینم راصی ام دستت درد نکنه  

      ولی دروغ بود  

      راصی نبودم بیشترشو میخواستم بزرگترش رو میخواستم  

      ولی جرات درخواست نداشتم .

      یکی دیگه از دلایل درخواست نکردن این بود که همش میگفتم چطوری آخه  

      این چطوری آخه از بی ایمانی میادکسی اینک میگه که خدا رو نشناخته و قدرتش رو درک نکرده  

      هنوزم برای خیلی از خواسته ها این چطوری آخه میاد وسط 

      و کار رو خراب میکنه و من دارم تمرین میکنم چطوری به من ربطی نداره  

      باید نگاهم رو تغییربدم  

      باید به خودم بارها بگم  

      من ایمان دارم که آرزوهایم توسط خداوند در شرف تحقق است. 

      هیچ انسانی نمی تواند در برابر اراده خداوند برای تحقق آرزوهای من ایستادگی کند 

      هیچ یاس و ناامیدی در وجود من نمی تواند جلوی تحقق آرزوهایم توسط خداوند را بگیرد. 

      خداوند برای هر مشکل یا مانعی که در مسیر تحقق آرزوهایم با آن مواجه شوم راه حل مناسبی دارد. 

      افراد شایسته ای در مسیر زندگی من قرار می گیرند که دستان خداوند برای کمک به تحقق آرزوهای من هستند. 

      در مسیر زندگی ام همزمانی های مختلف به شکل اتفاقات و شرایط گوناگون رخ می دهند که همه در جهت تحقق آرزوهای من هستند 

      من سرنوشتم را به کمک خداوند به بهترین نحو می سازم و تجربه ای لذت بخش در زندگی خواهم داشت 

      بهترین روش برای تغییر نگرش درباره تحقق آرزوها این است که انجام مراحل آن را به خداوند واگذار کنید. 

      انجام مراحل رو به خدا واگذار کنیم  

      حالا میفهمم چرا نمیتونستم خالق زندگی خودم باشم من میخواستم تنهایی این کارو کنم درصورتی که قرار من با کمک خدا این کارو کنم قرار مراحل رو به خدا واگذار کتم 

      مراحلی که اگه من سالها تلاش کنم نمیتونم کاری کتم  

      من اینجا دارم مهارت زندگی با خدا رو یاد میگیرم و اگه تکرار ک تمرین کنم تو این مهارت اونوقت که میتونم به کمک خدا سرنوشتم رو بسازم  

      اینبار قرار توسط خدا به آرزوهامون برسیم  

      خدا اگر آرزویی در دل ما قرار دادهخودش هم برآورده میکنه 

      هر وقت ارزو یا خواستهدای تو وجودم شکل میگیره هجوم افکار منفی به سمت من بیشتر میشه و من میمونم و این افکار 

      امروز یه نکته مهم از استاد یاد گرفتم چون اگر بتونم این نگرش رو بسازم میتونم مقابله کنم با این افکار  

      اونم اینگه که مسئولیت  تحقق خواسته منایندفعه یا خداست  

      اونه میخاد کارها رو انجام بده 

      من هیچ کاره ام  

      من فقط قرار کارهایی که اون میگه انحام بدم  

      این راه یه تفاوت با راهی که خودمون می‌خواستیم برای تحقق خواسته برداریم دارهاونم اینکه 

      خداوند می تواند بی نهایت اتفاق را رقم بزند تا شما به خواسته خود برسید درحالی که به دیگران آسیب وارد نشود. 

      نکته ی خیلی مهم اینه که ما همیشه هر وقت به خواسته هامون فکر کردیم ،به این فکر کردیم که چطوری میخام بهش برسم در صورتی که یاد نگرفتیم که بابا ما باید رو خدا حساب کنیم 

      وقتی رو خدا حساب میکنی درهایی رو برات باز میکنه ،همزمانی هایی رو برات ردیف میکنه که اون نعمت خیلییی راحت وارد زندگیت میشه  

      حالا باید چیکا. کنم ؟باید باید برای تقویت ایمان و اشتیاقم توزندگیم بگردم و وقتایی که خدا کارها رو برام انجام داده رو پیدا کنم ک مدام به خودم یاد آوری کنم  

      وقتایی که کارها به شکل معجزه وار پیش رفته 

      من یه تجربه خیلی شیرین دارمچند سال پیش من با خانواده همسرم زندگی میگردم و آرزوی داشتن یه خونه جدا داشتم به خداسپزده بودم چون میدونستم خودم نمیتونم کاری کنم 

      همیشه تصور می‌کردم خونه رویاهام رو و لدت می‌بردم تا اینکه پدر شوهرم پیخواست خونش رو عوض کنه و بازم خونه دو طبقه میدید که ما بریم پیششونمن این فرصت رو به چشم این میدیدم که میتونم حداقل برم مستاجری

      دقیقا همون روزا خونه ای نزدیک اونا صاحبش مریض شده بود و وکالتش رو به برادرش داده بود که خونه رو بفروشه 

      د همسرم موقع رد شدن از اونجا دیده بود و با اون آقا صحبت کرده بود  

      پدر شوهرم مخالفت کرد و باهامون قهر کردم من فکر کردم دیگه نمیشه 

      ناامید شدم ولی خدای مهربونم کارهاشو می‌کرد  

      مادرشوهرم با اینگه اون روز برف شدید باریده بود ولی دنبال صاحب خونه رفته بود و آورده بودش تو خونه اون گفته بود خریدار های زیادی هست کلی من دوست دارم به شما بفروشم با اینکه ما یک چهارم پول خونه رو نداشتیم قرار داد رو بستیم 

      پدرم گفت من نصف خونه رو میخرم و از راه های مختلف پول خونه جور شد  

      پویایی به دستمون می‌رسید که انگار باید همون زمان جور میشد 

      همه این همزمانی ها توسط خدا انجام شد  

      دنبال ردپای خدا تو تحقق آرزوهامون باشیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 38840 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 693 کلمه

      به نام خالق هستی بخش 

      سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر 

      قدم هشتم :

      ✓ من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم ✓

      من همیشه در خونه ی پدرم با قناعت کردن مشکل داشتم ،واقعا این کلمه رو درست متوجه نشده بودم ، الان درک کردم که همین شکرگذاری من برای نعمت هایی که دارم یعنی قناعت ،دیگه دلیل نمیشه درخواست بیشتر کردنش و بدست آوردن نعمتهای دیگه رو نداشته باشم .

      « ایمان داشتن به تحقق آرزوهایم مهمترین قدم است »

      ✓من ایمان دارم کن آرزوهایم توسط خداوند در شرف تحقق است . 

      ✓هیچ انسانی نمی تواند در برابر اراده ی خداوند برای تحقق آرزوهای من ایستادگی کند . 

      ✓هیچ یاس و ناامیدی در وجود من نمی تواند جلو تحقق آرزوهایم توسط خداوند را بگیرد . 

      ✓خداوند برای هر مشکل یا مانعی که در مسیر تحقق آرزوهایم با آن مواجه شوم ،راه حل مناسبی دارد . 

      ✓✓افراد شایسته ای در مسیر زندگی من قرار می گیرند که دستان خداوند برای کمک به تحقق آرزوهای من هستند . 

      ✓در مسیر زندگیم هم زمانی های مختلف به شکل اتفاقات و شرایط گوناگون رخ می دهند که همه در جهت تحقق آرزوهای من هستند . 

      ✓من سرنوشتم را به کمک خداوند به بهترین نحو می سازم و تجربه ای لذت بخش در زندگی خواهم داشت .

      / من مسئولیت تحقق آرزوی لاغر شدنم را برعهده ی خداوند می گذارم /

      «اینبار قرار است توسط خداوند رویای لاغری من محقق شود»

      {خداوند می تواند بی نهایت اتفاق را رقم بزند تا من به خواسته ام برسم در حالی که به هیچ کس آسیبی نرسد .}

      [فقط خداوند می داند چگونه اوضاع و شرایط را مطابق با تحقق آرزوهای من تغییر دهد .]

      ✓ خداوند مدیری مدبر برای هدایت من به سمت خوشبختی و تحقق آرزوهایم است .✓

      ((من به معجزات ، وفاداری و برنامه ریزی خداوند ایمان دارم ،من برای آنچه از خداوند در زندگیم  هدیه گرفته ام سپاسگذارم .))

      ✓امروز برام بسیار متفاوت بود و خیلی خیلی لذت بردم ،استاد عزیزم خیلی ممنونم برای هدایتتون  و همچنین سپاسگذارم از دوست عزیزمون خانم السا که با نوشتشون بسیار حس و حال عالی به من دادند .✓

      در زندگی م بسیار اتفاقات لذت بخشی افتاده ، به خیلی از آرزوهام رسیدم و مطمئنم هیچکس جز خداوند این آرزوهام رو برآورده نکرده و ایمان واقعی من به خدای متعال در اون لحظات باعث شده اون اتفاق به بهترین شکل رخ بده .یه زمانی بود آرزو داشتم برم دانشگاه و رشته ی تربیت بدنی بخونم چون داداشم معلم ورزش بود و خیلی از دانشگاهشون که شهید بهشتی تهران بود ،از رشته شون تعریف میکرد ، منم عاشق این رشته شدم .قبول شدم ،آرزو داشتم مربیگری قبول بشم در چندین رشته قبول شدم ، در اوج مشکلات بودیم  اما من خیلی عالی پیش رفتم ،چون به خدا ایمان داشتم  و موفقیت های زیادی در مسابقات کسب کردم ، مربی شدم ، تو دانشگاه تدریس کردم ،قبلا هم گفتم یه زمانی آرزوی بودن در خونه ای رو داشتم که  الان سالهاست خونه ی خودمه ، یه سری رفتار و اخلاق رو که همیشه مد نظرم بود ، برام مهمتر از چیزهای دیگه بود و آرزو داشتم همسر آینده م داشته باشه ، الان با شخصی زندگی میکنم که دقیقا اون خصوصیات رو داره و به همه اینها میگن تحقق آرزوها ،خیلی جاها هم ترسیدم و خودم بعضی چیزها رو نخواستم ، ولی الان دیگه تغییر کردم هر چیزی که برام مهمه ،با ارزشه ،از خدا طلبش می کنم و دیگه کاری به این ندارم که چجوری برآورده ش میکنه ، من فقط ایمانم رو قوی تر میکنم ، حالم رو خوب نگه میدارم ، نمیزارم هیچ فکر منفی روم تاثیر بگذاره و به آرزوهام فکر میکنم ،تجسمشون می کنم ، با بودنشون زندگی میکنم .

      آرزوهایی که دارم :

      اول لاغری و تجربه ی وزن ۶۵کیلوگرم .دوم سلامتی کامل جسمم .سوم درآمدی ماهانه .چهارم خریدن هرچی که احساس میکنم باید داشته باشم تو خونه .پنجم صبر بیشتر برای تربیت بهتر فرزندم .ششم هر چه بهتر شدن شخصیت دخترم .هفتم قدرت کامل داشته باشم روی ذهنم و هیچ کسی و هیچ چیزی نتونه روی من اثر بذاره .فعلا این آرزوها رو دارم .

      خدای عزیزم سپاسگذارم برای تمام لحظات خوبی که بهم دادی ، خیلی هم از خودم تشکر میکنم که امروز بسیار عالی وقت گذاشتم و تمریناتم رو انجام دادم .

      « استاد گرامیم سپاسگذارم »

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سکینه
      1402/11/30 00:49
      مدت عضویت: 228 روز
      امتیاز کاربر: 4165 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 518 کلمه

      بنام خداوندی که مالک وصاحب اختیار من است

      سلام خدمت استاد عزیزوتمام دوستان در این سایت بی نظیر

      خداوندم را شاکرم بابت استاد عزیزوسایت بینظیرش که ما را آگاه میکند از جهل ونادانی همین جا از خداوند میخوام که نعمتهایش را در زندگی استاد عزیزم روز به روز بیشتر وبیشتر کنه 

      خدایا شکرت

      من به تحقق آرزوهام ایمان دارم

      درسته استاد عزیز همه ی ماتقریبا مثل هم هستیم وبا این افکاروباورهای اشتباه که از اطرافیان دریافت کردیم بزرگ شدیم وبرا همه آشنا هستند صحبتهای شما، ولی خدا روشکر میکنم که با این باورها ونگرشهای غلط به اون دنیا نرفتیم وخداوند هدایتمان کرد تا این باورها را اصلاح کنیم وشما استاد عزیز را سر راهمون قرار داد تا به خودمون بیایم واین یه فرصت ویژه هست که برای همه پیش نمیادوخیلیها حاضر نیستن این حرفها را بشنوند ومن بینهایت خوشحالم  که جز افرادی هستم که دوست دارم تغییر کنم واز خداوند میخواهم که تا رسالتم را به درستی انجام نداده ام منو از این دنیا نبره چون میخوام روسفید در درگاه خداوند حاضر شوم، خداوندا بابت تمام نعمتهای که تا حالا به من هدیه داده ای سپاسگزارم

      آنچه من از این نوشته زیبا برداشت کردم برای خودم مینویسم که وارد ذهنم شوند:

      اولین قدم برای تحقق آرزوها تغییر نگرش  هست  واین تغییر نگرش بهترین را ه کارش این هست که مراحل رسیدن به آرزوهامونو به خداوند بسپاریم واین نگرشها را در خودمون ایجاد کنیم :

      _ایمان دارم که آرزوهایم توسط خداوند در شرف تحقق هست

      _ هیچ انسانی نمیتواندجلوی اراده خداوند برای تحقق آرزوهای من بایستد

      _ یاس ونا امیدی درون من نمیتواندمانعی برای تحقق آرزوهای من توسط خداوند باشد 

      _ مشکلات وسختیهای که بر سر راه مسیر تحقق آرزوهای من قرار بگیرد ایمان دارم که خداوند را ه حلی برای آنها دارد

      _ ایمان دارم که هم زمانیهای به شکل شرایط واتفاقات گوناگون  برای تحقق آرزوهای من به وجود می آیند

      _ایمان دارم که افراد شایسته ای در مسیر زندگی من قرار میگیرند که دستانی از خداوند میشن برای تحقق آرزوهای من

      _ من ایمان دارم که  زندگیم را با کمک خداوند به بهترین شکل میسازم وزندگی پر از لذت را تجربه خواهم کرد 

      در مسیر تحقق خواسته ها اگر با نجواهای شیطان مواجه شدیم که چطور وچگونه به خواسته ها رسیدیم وما رو نا امید کرد با این نگرشها ایمان خود را تقویت کنیم

      _ من به معجزات خداوندایمان دارم 

      _ من به وفا داری خداوند ایمان دارم 

      _ من به برنامه ریزی وزمان بندی خداوند ایمان دارم 

      _ من به تحقق آرزوهام توسط خداوند ایمان دارم

      _ من بابت تمام نعمتهای که خداوند تا الان بهم داده سپاسگزارم

      تکرار این جملات فشار افکار منفی درمورد تحقق نیافتن آرزوها در ذهنمان را کمتر میکند وبا آرامش بیشتری به زندگی ادامه میدهیم الهامات خداوند به شکل کاملا طبیعی ومتناسب با شرایطمان وارد زندگیمان میشود  که الهامات به شکل ترغیب وتشویق ما به عملی هست که اگر به همین الهامات کوچک وبه ظاهر بی فایده اگر عمل کنیم تاثیری عمیق بر ذهن نا خود آگاه خود میگذاریم وانجام این ایده های کوچک محرکهای قوی دنیای مادی هستند وبر نیروی خلاق وبینهایت خداوند تاثیر گذاشته وبرنامه تحقق آرزوهای ما قدم به قدم اجرا میشود 

      ممنونم استاد بابت این اگاهی ناب

      خداوندا سپاس ،سپاس،سپاس

      آرزوی تحقق تمام آرزوهای استاد همه دوستان وخودم راتوسط خداوند دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 27937 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      محتوای دیدگاه: 1,563 کلمه

      با سلام خدمت  استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      میدونید استاد وقتی این دستنوشتها رو خوندم خیلی خوشحال و امیدوار و مطمئن و…شدم که من یه قدم دیگه نزدیکتر شدم به تحقق رویاها خواسته‌ هام  من خیلی لذت بردم از این دستنوشته بینهایت به توان هزار سپاسگزارم 

      من کاملا می‌پذیرم که فقط بخاطر اینکه به خدا ایمان نداشتم در جنبه های مختلف زندگی نتونستم خواسته‌ام تجربه کنم چرا وقتی در بعضی از جنبه های زندگی بارها با آرزو خودم رسیدم و اونها رو به بهترین شکل ممکن تجربه و زندگی میکنم مثل بارها بارها شفا الهی رو من تجربه کردم الان دارم باهاشون زندگی میکنم خدایا شکرت 

      پس  می‌پذیرم یعنی قبلا هم پذیرفته بودم اما درکشون نکرده بودم که ایمان به خدا نداشتن یعنی چی به نظر من ایمان به خدا یعنی اینکه باور کنی که کسی هست همیشه و همه جا همراهته  و باور کنی که خداوند همواره مراقب و پشتیبان ما در زندگی  باور کنی که خدایی داری که وعده داده تو درخواست کن  و تصور کن اجابت شده باور کنی که تو نگران هیچ چیزی نباش بدترین بیماری من شفا میده  تو نگران نباش من تمام مشکلاتتون حل میکنم پس به امید برآورده شدن خواسته یک قدم دیگه برمیدارم میرم جلو تا ببینم خدای من در دستنوشته بعدی برای من چه ارمغانی برام هدیه آورده 

      منم خیلی شنیدم الانم مادرم بهم میگه که شوهرت سر کاره خداروشکر کار داره یه قرون پول میاره بسته سلامت باشین دیگه بسته منظورش اینکه انتظار زیادی از خدا نداشته باشیم 

      بارها با رها با زبان بی زبانی میگه اینو داری خوبه دیگه همینکه یه ماشین داری خوبه زیادی میخوای چکار به جز دردسر و هزینه چیز دیگه‌ای نداره و خیلی از این نصیحتها دارن 

      اینو که خیلی میگه همینکه دستت جلوی مردم دراز نیست خداروشکر کن یه نون میخوری صد تا صدقه بده 

      اصلا به نظر من قناعت کردن یعنی کلا درخواست نکردن میگن قانع باش به اون چیزی که داری وقتی پن قانع باشم دیگه جرائت درخواست کردن کوچکترین چیزها رو هم ندارم ولی من انسان قانعی نیستم من کلی آرزو دارم که میخوام بشینم بنویسم همه رو به خدا بسپارم 

      من هم این عقیده رو داشتم تا چند سال پیش فکر میکردم اگر فلان نعمت ندارم خدا صلاح ندیده به من  بده چون خیلی می‌شنیدم که اگر خدا درخواستی کردی بهت نداد بدون که اگر می‌داد تو خوشبخت نمی‌شدم باعث رنج و دردسر مشکلات برات میشد اما الان چنین چیزی قبول ندارم  اینو درک کردم من درخواستی داشته باشم  خداوند بدو ن چون چرا اجابت میکنه میخواد به ضررم باشه میخواد به نفع من باشه از نظر ما خوب و بد داریم خداوند در سیستم چیزی بنام بدی نداره سیستم داره عمل میکنه براش فرقی نداره کی درخواست میده چکاره هست دکتر مهندس یا بیکاره 

      دور و بر منم پر از آدمهایی هستند که سالهاست آرزویی دارن هنوز برآورده نشده الان درک میکنم واقعا در اطرافیان من که اینجوری نماز میخونن روزه میگیرم انواع مستحبات و اجبات انجام میدن موهاشون بیرون نیست لاک نمیزنن و تازه به خدا هم خییییییلللللییییی ایمان دارن اما کلی آرزو دارن که هنوز بر آورده نشده دارم میبینم   

      منم قبلنا همین جور بودم آرزو داشتم بعد میگفتم مگه میشه چجوری میشه منکه یک ریال پول ندارم به چطور و چگونه رخ دادنش هم فکر میکردم اما الان چند ساله دیگه اینجوری فکر نمی‌کنم فقط درخواست می‌دادم الانا درباره درخواستم مینویسم الانم که یاد گرفتم که فقط دعا یا درخواست کنم بقیه شو بسپارم بخدا امید داشته باشم که خدا ند وعده کرده که دعای دعا کننده رو اجابت میکنم فقط باید ایمان داشته باشن 

      و چقدر شده که ارزوهام‌خط زدم بیخیالش شدم گفتم‌نه نه من نمیخوام اگر قرار من اینو بدست بیارم آدم بدی بشم نمیخوام 

      اما الان میگم من میخوام من سلامتی و تناسب اندام ایدهالم میخوام 

      من پول ثروت میخوام بذار بدستش بیارم تجربش کنم اگر انسان بدی شدم اون وقت تصمیم میگرم بمونه یا نباشه و من هیچ وقت تصمیمی نمیگرم به ضررم باشه من میخوام بذار آدم بدی باشم 

      من خونه بزرگتر میخوام بذار سختم باشه تمیز کردنش اون وقت یه کسی رو میارم تمیز کنه اونم از شادی من لذت ببره

      م ن میخوام از خداو ند که تمام بدهی های منو پرداخت کنه من از خدا میخوام کمکم کنه تک تک آرزوهام تجربه و زندگی کنم 

      منم میخوام تمام مراحل تحقق آرزوهام به خدا بسپارم 

      من ایمان دارم تمام خواسته های من توسط خدا وند در شرف تحقق یافتن 

      خداوند برای همه مشکلات من بهترین راه حل داره 

      خداوند به پن کمک میکنه تا من تمام آرزوهام تجربه و زندگی کنم 

      خداوند من رو در صف تحقق آرزوهایم قرار داده و بزودی اونها رو تجربه میکنم 

      نگاه خداوندم اینکه بنده من نگران نباش نوبت تو رسیدی که یکی یکی پشت سر هم خواستهاتو تجربه و زندگی کنی سپاسگزار من باشی امین

      هیچ کس نمیتونه مانع تحقق یافتن آرزوهای من بشه 

      استاد نمیدونم چرا سختم بگم احساس گدایی کردن دارم که بگم خداوند افراد زیادی رو در مسیر زندگی من قرار داده تا دستان خداوندم بشن به من کمک کنن تا آرزوهای من برآورده بشه امین 

      من عاشق همزمانی ها هستم و خدا ند همزمانیهایی رو برای من رقم میزنه که من زودتر از موقع مقرر آرزوهام تجربه کنم  امین 

      من سرنوشتم با کمک خدا وند به بهترین شکل ممکن می‌سازم که بارها و بارها فریاد بزنم کی فکرشو می‌کرد 

      منم شفا گرفتن آرزویی بود که برام محال ممکن بود چون گفتم دکتر جوابم کرد ولی من به کمک خدا وند بزرگترین معجزه الهی دنیا رو با پوست و گوشت استخوانم تجربه و زندگی میکنم من بارها شفا الهی تجربه کردم فقط این بار محال و ممکن بود 

      لاغر شدن درآمد کسب کردن روابط عالی اینا که برای خداوند کاری نداره مثل آب خوردن در صورتی شفا هم برای خدا کاری نداره برای من امری محال بود 

      من هم این  باور در ذهنم ایجاد میکنم قرار خدا وند  به من سلامتی و تناسب اندام ایدهالم هدیه کنه 

      قرار خدا ند بدیهای منو پرداخت کنه 

      قرار خدا وند خونه ۱۲۰ متری نزدیک دانشگاه دخترمبا فول امکانات به من هدیه کنه 

      من دیگه هیچ آرزویی برام محال و ممکن نیست چون سخت‌ترین شرایط از نطر من که جواب کردن دکتر بود از نظر خداوند ساده ترین کار بود انجام داد برای من و لاغر شدن اینا که دیگه از نطر منم ساده ترین کار دنیاست از نطر خدا ند هزاران بار آسونتر 

      من واقعا تجربه کردم من یه خونه ای داشتم چون شریک بودیم طبقه اول هم بود بارها خواستیم تعمیر کنیم اما وقتی کسی آوردیم گفتن اگر این کارو کنید ممکن طبقه بالا خ آب بشه از ترس هیچکاری نکردیم اونجا زندگی کردیم 

      من این خونه رو میگم یه خونه ۹۰متری تاریک نمدا ر پر از سوسک‌های ریز هر چقدر سم هم میزدم با تولید میشد خلاصه از نظر من محال بود کسی بیاد این خونه رو بپسندد بخره گفتم تا تهران هم رفتم آگهی دادم اما بعد از این‌ه کاملا ناامید شدم همسرم هم راضی نمیشد میگفت خونه دارم ب م مستجری به ناچار ندای میکردم با جاری روزگار میگذرونم در همون حین یه فردی اومد اصلا هم نمی‌شناختم خونه رو در ض سه روز خونه رو خرید منم اومدم اینجا رو خریدم 

      یا یه جای دیگه یه باغی داشتیم سه تا کرت بیشتر نبود شاید ۵۰ متر میشد به پول نیاز داشتیم تصمیم گرفتیم ا نجا رو به فروشیم گفتم کی می‌خره خیلی کوچیک چند روز بعد دیدم همسایه باغ ما که پسر خاله همسرم بود بازشو به یک فرد غريبه  فروخته همون فرد باغ ما رو خرید که زمینش بزرگتر بشه هم خونه بسازه هم باغ داشته باشه 

      چند سال پیش میخواستم برای دخترم جهیزیه درست کنم اصلا پول نداشتیم تصمیم گرفتم طلاهام  بفروشم یه مقدار از جهیزیه رو بخرم هر جا میرفتیم بدون فاکتور طلا نمیخریدن دیگه برام این امر محال شده بود کسی پیرا بشه طلا بدون فاکتور بخره یهو یه شخصی پیدا شد دستان خ ا ند بر روی زمین شد به ما فردیعرفی کرد که ا  دستان خدا ند شد تا طلاها رو از ما بخره بدون فاکتور همزمان یها رخ داد تا من طلاها رو بفروشم 

      یا  ما اصلا هزار تومن هم پس انداز نداشتیم کلی همزمانی رخ داد خدا ند کمک کرد کارهایی شیشه جور شد ما تونستیم چهل  ملیون پس انداز کنیم تا ماشین پراید بخریم 

      یکی از همزمانیها این بود که شیشه‌ای ایستگاه اتوبوس‌ها نشکن هستن شیشه نشکن یعنی شیشه‌ای که وقتی میشکنه ریز ریز میشه یهو میریزه آسیبی به کسی نمیزنه در حد خراشیدگی بعد این مدل شیشه ها وقتی هوا سرد بشه خود به خود میشکنه اصلاح شیشه برها می‌گن شیشه خودکشی کرده این میشد که این اتفاق زیاد می‌افتاد و همسرم از اون ه شیشه بر در کرج میگفتن بیاد درست کنه و اینم بگم هر کسی نمیتونه این شبشها رو نصب کنه این یه همزمانی بود که خدا ند رقم می‌زد تا ما بتوانیم  پولی پس انداز کنیم 

      من مسئولیت و مدیریت  و محقق شدن همه آرزوهایم را بخدا واگذار میکنم 

      من اطمینان دارم که خدا ند مسئول و مدیر و مدبر بسیار متبحر  ای هست که می‌تواند تمام رویاهای پن را به حقیقت زندگی من تبدیل کرده و وارد زندگی من کند و به من هدیه دهد خدایا شکرت 

      من این جملات رو تکرار میکنم من به معجزات الهی ایمان دارم‌چند تا مثال از زندگی خودم میز نم تا برای ذهنم‌منطقی و باور پذیر تر کنم‌

      من به برنامه الهی ام توسط خدا ند ایمان دارم من برای آینده وگذشتهام از خدا ندم سپا آرم یه تسبیح دارم که اینها رو میگم‌ 

      من منتظر ایدها و الهامات خداوند هستم تا انجام بدم قدم به قدم به خداوندم  کمک کنم تا رویاهام تجربه کنم من یاد گرفتم الهام از چه طریقی به من گفته میشه چند تا موردش یادم میاد

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5961 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 125 کلمه

        سلام و درود
        پیرو این بخش از دیدگاه شما:
        ستاد نمیدونم چرا سختم بگم احساس گدایی کردن دارم که بگم خداوند افراد زیادی رو در مسیر زندگی من قرار داده تا دستان خداوندم بشن به من کمک کنن تا آرزوهای من برآورده بشه امین

        یکی از رسالت های انسان در دنیای مادی گسترش محبت و کمک به تحقق رویاهای همدیگه است
        همانطور که اگه شما مسبب تحقق رویای کسی بشی خوشحال می شی دیگران هم این احساس را خواهند داشت.

        خیلی وقت ها می بینم که فردی داره اصرار می کنه مثلا بستنی دوستش رو حساب کنه ولی دوستش به شدت مقاومت می کنه
        درصورتی که باید اجازه بدیم انسانها از طریق محبت کردن به ما احساس بهتری پیدا کنند
        و خودمون هم در به جریان انداختن این احساس مشارکت کنیم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سحر
      1402/11/29 21:38
      مدت عضویت: 308 روز
      امتیاز کاربر: 11382 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 868 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیزو مهربانم و دوستان گرامی 

      استاد چقدددر زمان مطالعه هر جلسه برای من به موقع اتفاق میوفته چقدررر من لذت میبرم از این آگاهی ها ازتون سپاسگذارم

      چطور ممکنه درست در زمانی که تصمیم اساسی گرفتم برای چندتا از جنبه های زندگیم و در من گرایش خیلییی زیادی برای اقدام ‌کردن ایجاد بشه شما درست در زمان مناسب این آگاهی هارو با ما به اشتراک بذارید؟ این معجزه خداست استاد این همون هدایت خداست استاد

       استاد دقیقا من در زمانی که گفتم من دیگه نمیدونم‌چطور تو باید منو با یک راه حل آسون لاغر کنی با تماااام وجودم از خدا خواسته بودم همممه وجودم شده بود خواسته لاغری، خداوند پاسخ داد خیلییی زود پاسخ داد چون من مسئولیت پیدا کردن راه حلی راحت و آسون رو به عهده خدا گذاشتم بله هدایت من به سایت شما برای من قطعا معجزه خداست.

      خداوند از خیلییی قبل برای این خواسته ام که از بچگی در دلم بود منو آماده کرده بود چطوری؟ با ایجاد اطمینان نسبت به شخص شما، من با شما از طریق سایت استاد عباس منش عزیز آشنا شدم به قدری از دیدن فایل های شما ذوق داشتم که حد نداشت.اعتماد به شما از قبل در قلبم شکل گرفت اما من در مدار لاغری با ذهن نبودم استاد که اون موقع اصلا توجه نکردم وقتی شما در مورد حوزه کارتون صحبت کردید.دقیقا حجاب فرکانسی بود اووونقدر من باید از همممه روش ها ناامید میشدم تا برای آموزش شما آمادگی پیدا میکردم و برنامه ریزی خدا بی نقصه استاد در مناسب ترین زمان، زمانی که به خدا اعلام کردم من به هررر خیری که از تو بهم برسه فقیرم زمانی که گفتم از همممه جا بریدم دست خالی اومدم از تو کمک بگیرم دیگه نمیتونم تقلا کنم دیگه نمیتونم از پس این حجم از استرس و نگرانی بربیام و خدا معجزه کرد.

      بله در گذشته هم بارها خداوند برای ما معجزه کرده ولی ما گوش شنوا چشم بینا نداشتیم ولی اون موقع هم خداوند کارشو کرد مثل همیشه عالی.زمانی که علی رغم همممه وابستگی که در یک رابطه سمی داریم به ما چنان قدرتی رو میده که خودمون رو بکشیم بیرون . زمانی که توی شغلمون یه خواسته ای داشتیم و خدا معجزه کرد. استاد من پرونده ای داشتم که بعد از مدتی واقعا از شرایط این پرونده به ستوه اومده بودم و در عین حال نمیتونستم استعفا بدم و اون زمان تازه با قانون جذب آشنا شده بودم فقط گفتم خدایا میخوام دیگه این پرونده جزء پرونده هام نباشه و درست یه چند روز دیگه خود موکلم گفت من میخوام یه وکیل دیگه ای بگیرم خودشون رفتن منو عزل کردن بدون اینکه درخواست کنن بخشی از حق الوکاله رو مسترد کنن بدون بحث بدون ناراحتی و من گفتم این معجزه اس.

      اوایل امسال بود که گفتم دلم میخواد یه دوستی داشته باشم که مثل خودم باشه از لحاظ فکری سالم از هر لحاظ مناسب معاشرت باشه و فضای فکری مثبت داشته باشه چون وقتی با مباحث قانون جذب اشنا شدم از هر معاشرتی که فضاش منفی بود فضاش گله و شکایت بود دوری کردم باور نمیکنید همین یه ماه پیش بود داشتم فکر میکردم گفتم اااا من الان یه دوستی دارم که از هر لحاظ همونیه که درخواستشو داده بودم و خیلیی وقتا همدیگه رو میبینبم و موقع خداحافظی خیلی حالمون خوبه و جالبه که علایق و تفریحاتمونم مثل همه و باور کنید ایییینقدر ساده آشنایی ما اتفاق افتاد که من اگر تلاش میکردم هیچوقت به این سادگی رخ نمیداد چون واقعا دختر سالم و با شور و شوق زندگی و فضای فکری مثبتی هست.

      من پارسال ماه رمضان بود که آخر سال بود که داشتم تو حیاط خونمون پیاده روی میکردم برای لاغری و از ته دلم گفتم خدایا برای لاغری کمکم کن فکرمو آروم کن خسته شدم.گفتم فکرم آروم نیست و انگار بهم الهام شد که تو با خودت در صلح نیستی.گفتم خدایا من نمیدونم چطور تو کمکم کن  گفتم خدایا از حرفه و شغلم خسته ام ولی با این همه انرژی که براش گذاشتم و تنها راه درآمدم هست جرات ندارم نمیدونم چطور و کی باید از این کار بیام بیرون هنوزم نمیدونم کار مورد علاقه ام چیه فقط میدونم به این کار علاقه ندارم دیگه بسه برام گفتم خدایا تا آخر سال آینده ی کاری کن که من از این کار اومده باشم بیرون استاد باورتون نمیشه که چطور قدم به قدم برای این تصمیم اماده شدم توسط خدا آماده شدم و یه روزی چنان نیرویی در خودم حس کردم که گفتم دیگه ادامه نمیدم برای اینکار یه آن به خودم اومدم گفتم چطور؟ بعدش چیکار کنم فقط این صدارو شنیدم که فعلا کاری ک باید بکنی پرونده جدید نگیر. فعلا تا همین مرحله پیش رفتم و برای پرونده های جاریم که هنوز تمام نشدن و امکان استعفا ندارم گفتم خدایا خودت اینارو برام تموم کن من نمیدونم چطور و دارم نشانه هایی میبینم که با اتفاقات ساده روند جریان کارم جلو میوفته و تو دلم میگم این کار خداست.

      تو همین اثنا بود که شما این دوره رو گذاشتید رو سایت و من مطمئنم برای بقیه مسیر خدا کمکم میکنه هدایتم میکنه.

      استاد بینهایت ازتون سپاسگذارم بابت این آگاهی های ناب که به جون و دلمون میشینه. خدارو هزاران بار شکر میکنم که منو در مدار دریافت این آگاهی ها قرار داد.

      استاد سایه تون مستدام باشه خیلی دوستتون دارم🙏🏻🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام خضرلو
      1402/11/29 11:07
      مدت عضویت: 1692 روز
      امتیاز کاربر: 18643 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,548 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      من به تحقق آرزوهایم توسط خداوند ایمان دارم.

      من خداوند را مدیر برنامه های خودم کردم. 

      من به معجزات الهی باور دارم .

      تنها راه تحقق آرزوهای ما باور به تحقق آنها توسط خداوند هست. باید باورمون به خداوند رو قوی‌تر کنیم باید به تحقق آرزوهامون توسط خداوند ایمان بیاوریم. 

      به نظر من هم  ایمان خیلی مهمه وایمان داشتن برای ما انسانها  واقعا سخته شرط اول تحقق آرزوها ایمانه وما به راحتی به خداوندو وعده هاش ایمان نمیاریم .باور کردن یک ایمان وباور قلبی میخواد وکسانی که ازین مرحله عبور میکنن به راحتی به خواسته هاشون می‌رسند وبر دوش خداوند سوار می‌شوند وخداوند اونها رو به مقصد میرسونه 

      ما بايد به خداوند ایمان بیاوریم اگر ایمان نیاوریم زندگی بر ما سخت میشه ودر بدحالی زندگی خواهیم کرد وشیطان بر ما چیره خواهد شد .

      منم ایمانم در بعضی وقتها خیلی ضعیف میشه ونمیتونم باور کنم که من هم میتونم به خواسته هام برسم .واحساس ناامیدی میکنم ولی باید روزهایی رو یادم بیارم که ایمانم رو نشون دادم وخداوند کارها رو یکی یکی برای من  انجام داد 

      من باید مثال‌هایی در زندگی خودم ودیگران یاد بیارم که به خداوند ایمان آوردم وخداوند کارها رو برام انجام داد.

      مثال اول من بعد ازدواج جهیزیه ای نداشتم ولی به خداوند ایمان داشتم نگران نبودم  درحالی که هنوز با این مباحث آشنا نبودم وخداوند وسایل خونمون رو به بهترین شکل به ما رسوند قبل اینکه حتی خونمون تکمیل بشه ما در حال ساخت خونمون بودیم وکارهای داخلش مونده بود وخونه مادر شوهرم بودیم و ازینکه جهیزیه نداشتم کمی حرف می‌شنیدم از خانواد ه ی همسرم  ولی خداوند به طرز باور نکردنی جهیزیه منو شش هفت ماه قبل تکمیل شدن خونمون بهمون هدیه داد وهمه ازین موضوع متعجب کردن .

      مثال دوم من همون اول ازدواج صاحب خونه ای تازه ساخت وعالی شدم وهیچ وقت مستاجر نبودم در حالی که همسرم اونموقع 26 یا 27سالش بود خونه مون رو از صفر شروع کرد وخداوند خودش آدمها و تجهیزات ساخت خونه رو میرسوند به طرز معجزه گونه برادرهای من الان نزدیک چهل سالشون هس  ولی هیچی ندارن و دلشون به سهم الارث مادر وپدرم خوشه وازدواج نکردن  در حالی که شوهر من تو 25سالگی ماشین داشت وازدواج کرده بود خواهرهای من هم هنوز خونه دار نیستن بااینکه چندساله ازدواج کردن پس من این رو معجزه الهی میدونم که همون اول زندگی یک خونه ی عالی داشتم وفقط یک سال ونیم خونه مادر شوهرم بودیم 

      یا خداوند همسرم رو به طرز عجیب وشگفت انگیز به من رسوند در حالی که من در  خانواده ی فقیر وپراز مسائل ومشکل بزرگ شده بودم همسرم از شهری کیلومتر ها دورتر با یک جلسه خواستگاری ازمن خوشش اومد وما به عقد هم درومدیم  بدون اینکه از خانواده من تحقیق کنن خواهر همسرم با خواهرم در یک دانشگاه درس خوانده بودند وبعد تمام شدن درسشان دیکه‌ چندسالی باهم در رابطه نبودند خواهر همسرم منو تو خوابگاه دیده بود وبعد از سالها منو به همسرم که قصد ازدواج داشت معرفی کرده بود وهمسرم با دیدن عکسهای دوران خوابگاه ودانشگاه خواهرش که من هم در دو تا عکسشون که با خواهرم گرفته بودم حضور داشتم از من خوشش اومده بود و به خواستگاری من در شهر تبریز اومدن و همسرم عاشق من شد و بی صبرانه منتظر جواب من بود اینارو خداوند طرح وبرنامه اشو نچیده پس کی چیده همه چیز این همه عالی وساده وزیبا انجام شده کی میتونست این برنام  ر اینطور عالی وبدون نقص بچینه من فقط یکبار به خوابگاه خواهرم مهمان رفته بودم وخواهر همسرم از من خوشش اومده بود من خواهران دیکه‌ هم داشتم اونها رو هم دیده بود ولی منو به برادرش معرفی کرده بود .

      یا من کارشناس ارشدم رو بدون هیچ کتاب وکلاس کنکوری قبول شدم از کتابخانه کتاب می‌ خریدم و میخوندم یا کتاب‌های درسیم رو خوندم در بین ده تا بچه با اون همه سروصدا ودر یک اتاق خیلی کوچک که لحاف تشکهامون رو میزاشتیم وخیلی جای کمی برای من بود صبح تا شب درس خوندم و  قبول شدم بدون هیچ حمایت وپشتیبانی از طرف خانواده من شبانه قبول شدم و امیدی به ثبت نام نداشتم چون هزینه داشت وهزینه اش برای خانواده ام سخت بود خداوند خودش دلها رو برای من نرم کرد خواهرم که پرستار بود واستخدام شده بود هزینه رفت و آمد وکتابها و شهریه ی دانشکاه رو پرداخت کرد ومن به دانشگاه تبریز رفتم واین خودش معجزه ی الهی برای من بود. سال بعدشم ازدواج کردم وهمسرم هزینه دانشگاه وبقیه مخارجم رو پرداخت کرد.الان که اینارو می‌نويسم ویادم میارم به قدرت وبرنامه الهی خداوند وبه وفاداري خداوند وزمانبندی الهی ایمان میارم و باورم قوی میشه 

      همون سال که کنکور ارشد میخوندم تصمیم گرفتم لاغر بشم هم درس میخوندم وهم متعادل میخوردم اولین کمی کمتر نون وبرنج میخوردم وروزانه صدتا تو همون اتاق کوچک درازو نشست میرفتم هر وقت از درس خوندن خسته میشدم اینکارو انجام میدادم البته اون‌موقع اصلا به جسمم توجه نمیکردم فقط همین کارهارو هرروز انجام میدادم ومتعهد بودم ومن بعد پنج ماه که کنکورم رو دادم واز اتاق بیرون اومدم به طرز شگفت انگیزی لاغر ومتناسب شده بودم وهمه تعجب کردن من اصلا خودم نمیدونستم لاغر شدم مامانم نگران شده بود نکنه مريض شده باشم. این هم یکی از تحقق شدن های آرزوهای من .

      یا من چند سال پیش گوشی لمسی وهوشمن  نداشتم وهمسرم نمیخرید سال 96 یک روز همسرم اومد خونه و دیدم گه یک گوشی خریده ومن خیلی خوشحال شدم واصلا باورم نمیشد من تا اونموقع تلگرام وواتساپ اصلا نرفته بودم چند روز بود خریده بود از همسایه مون یاد گرفتم ووارد تلگرام شدم ودر عرض چند روز یک گروه خانواده ایجاد کردم همه اعضای خانواده متعجب بودن اونها تلگرام داشتن از سالهای قبل ومن تازه گوشی خریده بودم وزود بلد شدم گروه زدم وهمه منو تشویق کردن البته شاید هنوز یک ماه نگذشته بود گوشیم به طرز عجیبی شکست بااینکه من خیلی ازش مراقبت میگردم وهمسرم ناراحت شد ودیگه گوشی رو درست نکرد و دلیل شکستن گوشیم هم ناشکری من بود میگفتم چرا کوچکشو گرفتی چرا مدلش پایینه بچه های کوچک گوشی های بزرگ دارن از مال من گرون تره وناراحت بودم بعضی ها هم میگفتن ومنو بیشتر ناراح میکردن 

      تا اینکه چند ماه بعد همسرم باز هم بدون اطلاع من گوشی رو برده بود درست کرده بود ووقتی رفته بودیم گوشیمو بهم داد ومن خیلی خوشحال شدم ومن طولی نکشید در دی ماه 96با قانون جذب به طور شگفت انگیزی آشنا شدم وخداوند رو شکر میکنم که منو به راه راست هدایت کرد داستان آشنایی من با قانون هم قصه داره نن به گروهی اد شدم ولی ازون لفت دادم ولی نمیدونم چی شد دختر دایی همسرم بازم به گروه ادم کرد ومن دیگه‌ موندگار شدم وپله پله با اساتید جوان اومدم دوره‌ها وپول اون دوره ها به‌طرز معجزه گونه وارد زندگی من میشد من از همون اول به دوره ها پول دادم وراحت خریدم راحت یعنی مقاومت ذهنی کمی داشتم هر پولی دستم میومد هدیه یا یارانه ام برای دوره ها خرج میکردم وتا الان هیچ کس همسرم هم خبر نداره که من دوره ها خریدم تا اینکه چند سالی هست شاگرد استادعزیزم هستم .

      خداوند همه کارهارو برای من انجام  داد خداوند منو هدایت کرد من اصلا تا آن زمان هیج آشنایی با این مباحث نداشتم وخداوند دست منو می‌گرفت ومن با خداوند به جلو می‌آمدم 

      خیلی مثال‌ها هست که بزنم که خداوند آرزوهامو محقق کرد ومن کاری نکردم به نظرخودم بعد آشنایی با قوانین جهان من آرامشم بیشتر شد قبلا شاید بدون آگاهی چیزهای خوب وبزرگ  جذب کردم ولی حالا آرامشم بیشتره اونموقع خیلی ذهنم مغشوش بود وحالم خوب نبود روابط داغون داشتم ولی خداروشکر الان روابطم خیلی عالیه زندگیم فراوانی وبرکت در زندگیم بیشتره همه چیز طبیعی وارام آرام درحال تغییر کردنه زیاد دیگه تقلا نمیکنم بعضی وقتها احساسم بد میشه ولی میگم به وقتش به اون خواسته هام هم میرسم 

      امسال هم بعد سالها همسرم به خونه زندگیمون داره میرسه خونمون رو نماکاری کرد اتاق دخترم رو که سالها بود به خاطر اختلافات با خانواده همسرم انباری و کثیف کرده بود وبسته بود چون راه به حیاط خونه پدر شوهرم داشت باز کرد و وسایلش رو بیرون ریخت ودیوارهاش وکفش که خیلی کثیف وسیاه شده بود رو تمیز کردیم و ده روز پیش رنگ کاری کردیم به بهترین شکل و فرش وتشک پهن کردیم وخیلی عالی شده وبقیه وسایل اون رو خداوند در زمان مناسب به ما هدیه خواهد داد  کارهایی که از همسرم بعید بود انجام بده چون همسرم خیلی مشغله کاری داره وهم شرکت میره وهم چندتا گاو داره به اونا میرسه چون علاقه داره وهم به کارهای پدر مادرش وخونه ی اونها میرسه واصلا به کسی نه نمیتونه بگه وهرکس یه کاری براش میگه واون میره وانجام میده چون اهل فن هست وکارهای فنی وجوشکاری خوب بلده اصلا به کار های خونه نمی‌رسید ومن همیشه باهاش بحث میکردم که اول خودت وخونه خودت برس بعد بقیه خونه ات داره خراب میشه واون اصلا اهمیت نمی‌داد من دیگه رها کرده بودم وبهش نمیگفتم تا این‌که امسال خودش دست به کار شده وداره کارهای خونه رو یواش یواش درس میکنه قرار شده اتاق خواب مارو رو هم چندروزه دیگه رنگ کنیم اتاق دخترم اینقدر رنگش خوب شده که آدم ذوق میکنه وهمسرم هم میگه چه خوب شده  تابستون هم قراره بقیه خونه رو رنگ بزنیم به امید خدا

      همة ی اینهارو گفتم که به اینحا برسم که خداوند خیلی عالی کار میکنه فقط ماییم که باید با احساس خوب زندگی کنیم حرکت کنیم وبقیه کارهارو به خداواگذار کنیم وبه تحقق وعده‌ های خداوند ایمان بیاوریم .

      ممنونم استاد عزیزم .

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار z.mohammadi7835
      1402/11/28 21:44
      مدت عضویت: 1528 روز
      امتیاز کاربر: 926 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 40 کلمه

      من همیشه فکر میکردم  ادمهای پولدار از راه حلال پول در نمیارند 

      بهمین دلیل در مدار فقر بودم از وقتی باشما اشنا شدم نه تنها در تنلسب اندام بله تمام جنبه های زندگی تغییر کردم‌ممنون از شما استاد عطار روشن عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار محمدرضا
      1402/11/28 19:38
      مدت عضویت: 426 روز
      امتیاز کاربر: 2815 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 254 کلمه

      سلام

      بی نهایت سپاسگزارم از متن فوق العاده و آگاهی بخشی که نوشتید و وجود ما رو از آگاهیهای نابی که خداوند به قلب مهربونتون تابانیده نورانی تر کردید

      من فقط میخواستم نظر خودم رو در مورد اون مطالبی که اول فایل نوشتید بگم

      من هم مثل همه شما از کودکی این حرفها رو زیاد میشنیدم که نباید از خدا چیزی بخواهیم و باید قانع باشیم ولی موضوعی که وجود داره اینه که این حرف یه جورایی کاملا درسته چون همه ما وقتی از خدا چیزی میخواستیم این خواسته مون رو به شکل یک نیاز و به صورت زبانی از خداوند درخواست میکردیم و این روش درخواست کردن از خدا کاملا اشتباهه و به قول همونا اصلا نباید اینجوری از خدا درخواست کنیم

      درخواست از خدا وقتی به همراه احساس نیاز باشه فقط نیازمندی رو بیشتر میکنه

      راه درخواست کردن از خدا قدم برداستن با احساس خوب و به قول شما انجام دادن هر ایده و الهامی که به ذهنمون میاد هست و اگر این موضوع رو از کودکی متوجه میشدیم میفهمیدیم چرا نباید از خدا درخواست داشته باشیم

      به هر حال خدارو صدهزار مرتبه شکر میکنم که باز هم تونستم حداقل الان که ۵۲ سالمه این موضوع رو درک کنم و انشالله به لطف خودش بتونم درخواستهام رو به روش صحیح از خدا داشته باشم چون هنوز هم خیلی باید روی خودم کار کنم که بتونم این هنر درخواست کردن از خدارو درست اجرا کنم

      باز هم تشکر میکنم از لطف و زحمات عاشقانه شما استاد بزرگوار و با محبت و برای هممون بهترینها رو از درگاه خداوند آرزو میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      1402/11/28 18:23
      مدت عضویت: 444 روز
      امتیاز کاربر: 48010 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,139 کلمه

      سلام بخالقی بی‌همتای من 

      سلام براستاد مسیر رهایی منیت وتوجه نکردن وزبه بخش که ازرخودم هست ورنگاه عمیق به بخش که ازآن خداوند هست ونگاه جدید به جهان درخودم ایجاد کنم بینم‌رکه خداوند درجهان هرانسان چه کنجی رونهفته داده و چطوراون وانسان فقط با باور اون گنج به شکل ظاهری نه  بلکه ازته  قلب جه. امکانی براش ایجاد میکنه 

      اما  برسیم‌ به نگاه خداوند. زمانی که از عمق  وجود درپی شناخت خداوند بودم  نه برای خداوند نه سواد اهمیت داره نه سن ودنه توان جسمی و حرکتی که این سه مورد در من هم هستم که اول خداوند رو بهش شناخت کامل پیدا کنم‌ اون‌ توان اندازه توانی درک خودم نه هیچ فرد دیگه ای تغییر تو بعضی بخش مسیر بتوانم بدم مسیر های دیگه رو بهش دست پیدا کنم 

       به اینده دست آور برای آینده دلگرم باشم و بودنم‌ که ابن‌ مسیر برای همه  یی جای کاره داره برای من که خانم خانه دارا هستم یی جای کاره  این‌ نقطه تو نگاه اون اهپیت خواستی بر خودر است های جون من با تغییر خودم شاید هیج زمان کاره گروهای دیگه رونتوانم انجام بوم‌ ولی تو بخش خودم سنم توانی جسمی خود م دارم تو بهترین شکل انجام میدم پس کارم‌زتوبخش اهمیت خودش هست نه نکران هستم‌که دارم مثل دیگران کارم‌ انجام‌ نمشه ونه احساسم بدهست پس توجای خودم وافکارم‌ تو بخش خوبش داره به پیش میره شاید زمان‌ نیاز داشنه باشه که به اون همه برسم‌ ولی تو دید م‌ دارم کلی تغییرعالی روپایی ریزی میکنم اول برای خودم‌ونسل اینده خودم واین روشاید دیگران نداشته باشند شاید به این شکل به افرادهم سنم‌ بگم‌ میشه اره میشه که به این‌ گناه هم دید 

      وفتی به دریافتی دوستانی که تو این بخس هستن‌ نگاه میکنم‌ متوجه میشم‌ اگه فردی به شکلی این دریافتی حالا تودهربخش که هست بهش میرسه اون‌ زمانهای  فبلی من‌ که به شکل راه کار می کشتم‌ برای نجات از  چاقی مشکلش اون فرد تو بخش بهتری بوده چون درخواست بهتری  رو فرستاده و دست آورده  بالاتری رو داره از  زمانش به شکل بهتری سود معنوی میره واین زمان‌ من بسیار خوشحال هستم‌که این حس رو دارم که با ادامه داد من‌ تو بخش خودم از خیلی افرد که هم‌ اکنون  تو همون شرایط ،سال فبل من دادن زندگی میکنن م هیچ عطر طمعی ازبوددن تواین مسبر بهشون نمیرسه تازه  اگه تشویقی از طرف من صورت بگیره اصلا بهش هیچ  توجه ندارن 

       پس من‌ دارم‌ دست اورد عالتری رو  زمان و.  سال دیگه به  خودم‌ میدم‌ نگاهم به شکل خوبی داره تغییر. میکنه پس در آینده اون دست. اوردم وهم حتما بیشتر به شکل خیلی بیستر از من‌ و ارده  من‌ و منیت من خواهد بود امروز  با خودم یی عهد تازه بستم‌ وفتی این جمله شما رو. دیدم‌ که واین مسب تو بخش لاغری رو. قرار خداوند انجام بده تا امروز من‌ این  گذاشته بودم  به  حساب ذهنم‌ که  تغییر کرده ولی نه این درسن نبود باید بگم‌راین ذهنم‌  روهم‌. خداوند تغییر داده  من‌،تو این ،میان‌رفقط ،کسی بودم  که واگاهی درست رواول کسب کرده بعد تحلیل کردم‌ توبخش تغییر اون کاره خداوند بود پس اول خداود بخش اصلی و فرماندهی جسم رو تغییردادن که من اول اون بخش رو بهبود بخشدم در اثر بهبودتان بخش دست آورده آینده به شکل کامتری به من میرسه 

      حتی ایده‌ای در راه هست من روشون دارم خوب کاره می کنم  باوره رو بسیار قویی دارم میکنم‌ میدونم که حتی ودری بهتری رو به افکارم درام‌ میدم  هم زمانی خوبی برای من ایجاد شده

       دست پیدا کرن به اگاهی دوستان و هم‌ جنین اگاهی من برای دیگران  این سیستم یی چرخه هست که من جزویی از این‌ کل هستم  هستم‌ پس تو بخش خودم دارم‌ اون سیتمی بودن رو به شکل کم‌ نقص دارم انجام میدم  من‌ مانع نیستم بلکه من هم جزوه همین جرخه هستم‌ که داره  تو  بخش این مسیر  هم به شکل درست کاراش انجام میده پس برای همین درک هم از خداوند تشکر وسپاس بیکران دارم بودن بی علت نبوده باید این زمان من هم هستم توابن بخش باید حتمابابد من‌باشم  میشد و این کاره همه برنانه ریزی خداوند هست همزمانی هر فرد رو تو این‌ مسبر فبلا چیدمان کرده که با جه گروهی حنی باشه جه زمانی تو کودم بخش وارد بشه چه دست بیاره از تلاش همون فرد از کودم‌ در خواست  که داشته بهر ببره اگه نگاه من‌ فقط تویی بخش هست توجه به هیچ بخش دیگه نداشتم حالا اگه حتی به اجبار و سختی خودم وارد ابن مسیر جدید میگردم به نظرم هیچ چیزی ازش دست کیرم‌  نمی شد اگه حالا هم تو دیگاه جیزی رو مینویسم که اول خودم اون درک‌ کردم و اون متوجه شدم هم بازم اون از خداوند هست که با هر در خواستم تو جندین بخش اون پروش بدم مراحل  رو طی کنم‌

      تومسیرهای تازه نو قرا بگیرم  اون تو سن من که هیچ بهانه نداشته بشام‌ که نشد نتواستم افرادی که در کنارم بودم آنچنان  موفق نبودن این ربهانه از من گرفته پس تلاشم رو به اندازه یی جوان دارم‌. تو این‌ مسیر  میزارم کلی زمانی که شاید بیهوده طی می‌شد شده کلی آگاهی دانش توانی درک اون‌توسن من که تونگاه حداوند اصلا سن اون اهیمت رو نداره  ولی تازه متوجه شدم برای من آن هم‌اهمیت داره که باید بهش یی خط باطل بکشم که اون دیگه نداشته باشم  زاویه  به نگاه یی جوان بهش نگاه کنم نه فردی مسن بازم  به ارده شخصی توجه نکنم این باید باروه داشته باشم زمان من موفق مسیر هستم‌ که این بخش رو واقع بهش احاطه داشته باشم ولی با این زمان وقت بازم موفق بودم خیلی بهتر شده ا ین بخش رو هم دارم این حزویی از من هست  انکارش نمتوانم بکنم ولی می‌توان  بهش  کمتر اهمیت بدم که کارم به شکل  بهتری به پیش بره 

      دست اودرم تواین زمان مسیرهای چیده شده  که دارم اونها رو به شکلی که فابل قبول اول خدایی خودم باشه ودر مرحله بعد خودم هم راضی باشم که دارم به شکلی خوب انجام‌ میدم کم‌ کرسی هم داشتم  ولی با استمرار دارم‌ بهش شکل کامتری انجام‌ میدم 

      چندین ترس که داشتم کم رنکش کردم به شکل بهتری در برخورد  با اون عمل می کنم کلی باوره اشتباه رو کم  رنک کردم باورها بهتری جاگزین اون‌ کردم و در مراحل اولیه داره خوب جواب میده با هرعمل خوب من یی پله هم به دریافتی من اضافه میشه ایده‌ای خوبی به ذهنم می رسه که اگه باوره  ایجاد کرده باشم اون وایده کار ساز خواهد بود چون آسون هست نباید به چشم‌ نشدن بهش نگاه اگه ایده ساده یعنی شدنی اگه پیچیده بود اون‌ نشون از نشدت هست چون توان من و  امکانات من دورنش نیوده و این ایده از  من بوده ار بخش منفی بوده  که امکان انجامش برای من اصلا نیست.اگر بشه حتما با شکست یا بخش ارده شخصی خودم بود که من تمام سعی خودم دارم تو این بخش می زارم‌ که اون کم‌ رنکش کنم انشالله که موفق بشن اون کم  کنم انشالله 

      خدا پشت وپنا هتون یا حق. نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا آبکار
      1402/11/28 17:03
      مدت عضویت: 88 روز
      امتیاز کاربر: 2995 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 110 کلمه

      باسلام خدمت استاد گرامی …من از وقتی یادمه بهمون این جمله رو یاد دادن که هر که مقرب تر است جام بلا بیشترش میدهند ما هم با این باور که اگر هر چه بیشتر درد ورنج بکشیم خدا بیشتر دوستمان میدارد بزرگ شدیم حالا میفهمم که اینا برای پیش بردن امیال خودشان این حرفهای مزخرف را به گوش ما کردن .یا یکی دیگه این که پول چرک کف دسته ..درصورتی که پول خیلی مقدس وقابل دوست داشتن هست واز این جور حرفای بیهوده مغز مارا به یک انبار پراز حرفهای منفی در اوردن .من تصمیم گرفتم که نگرشم را تغییر دهم و جور دیگر فکر کنم.به امید اصلاح باور هایمان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      1402/11/28 13:32
      مدت عضویت: 529 روز
      امتیاز کاربر: 14590 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 490 کلمه

      باسلام خدمت شما استاد عزیز 

      از کودکی به من هم آموخته بودند که در زندگی آن چیزی را به دست خواهی آورد که خداوند در سرنوشت تو قرار داده است و اگر خیر و صلاح تو نباشد هر چقدر که التماس و خواهش کنید از خداوند بخواهی به تو داده نخواهد شد،

      و چقدر باورهایی این گونه که مثال‌های آن زیاد هستند در ذهن من مثل گفتن اینکه اگر حجاب خوبی نداشته باشیم خداوند ما را از تار موهایمان آویزون می‌کند و در آتش جهنم می‌سوزاند،

      آیا به راستی خدای جهانیان این چنین بی‌رحم است؟

      و این اشتباه سالیان سال من بوده که خدا رو چگونه شناخته و از او چه چیزهایی می‌خواستم،

      ترس و شک و نگرانی در رابطه با کارهایی که ممکنه منو گناهکار کنه و خداوند دیگه منو دوست نداشته باشه تا خواسته منو اجابت کنه باعث شده بود که همیشه نمازهای خودم رو از روی ترس بخوانم و نگران این باشم که نکند مجازات و عذاب جهنم را خواهم کشید،

      ۲۳ سال در اشتباه و در افکاری ترس آلود در برابر جسم خودم ذهن خودم و خدای مهربان از روی نادانی و جهل زندگی خودم رو سپری کردم،

      اما با بودنم و هدایتم به مدت دو سال در این سایت فوق العاده خوب و عالی و تغییر باورهای خودم که واقعاً بهش نیاز داشتم و از خدا خواسته بودم،و به نظرم یکی از اولین تجربیات رسیدن به خواسته‌هام همین هدایتم به سایت بوده که خواستار تغییر از خداوند بودم و الان به مدت دو سال در این مسیر خوب هستم،

      من با آگاهی و دانش فهمیدم اگر در راه خودم ان تظارم را از خداوند با احساس خوب بیان کنم و خواسته خودم را بخواهم چه اون خواسته مادی باشد و چه معنوی من حتماً و بدون شک به آن می‌رسم

      مثل سلامتی خودم که هیچ وقت در این دو سال یادم نیست که اذیت شده باشم و یا من دردی رو تجربه کرده باشم و هر زمان که حس خوبی دارم و از سلامتی خودم بیشتر سپاسگزاری می‌کنم باز هم سلامتی من بهتر و بالاتر می‌رم که همیشه خواستار نعمت سلامتی از خداوند بودم اما نمی‌دونستم برای داشتن سلامتی چرا ترس نگرانی از خوردن غذاها برای درد معده گرفتند و داشتم و الان که قدرت ذهنم رو به دست آوردم و هم مسیر با اراده خداوند شدم دیگه نگران آینده جسم خودم و سلامتی که همیشه دارم نیستم،

      اون خدای واقعی است این خدای جهان و خدای من است که مرا آفریده و به همه وعده‌های خودش عمل می‌کند و تمام خواسته‌ها و نعمت‌های خوبش را بر من می‌فرستد تا زندگی لذت بخشی را تجربه کنم،

      و من این خدا رو می‌پرستم و دوست دارم خدایی که برنامه‌ریزی زندگی من رو به دست خودم داده تا انتخاب کنم با افکاری خوب چه چیزی را از زندگیم دوست دارم تجربه کنم،

      و من به این خداوند توکل و ایمان دارم و می‌دونم که با احساس خوب در مسیر رسیدن به تمام خواسته‌های خودم می‌رسم و سپاسگزار تمام نعمت‌های خوبی که می‌خواستم و الان دارم هستم خدایا شکرت،

      باتشکر ازشما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار تینا.عالی
      1402/11/28 12:03
      مدت عضویت: 119 روز
      امتیاز کاربر: 10548 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 424 کلمه

      بنام الله یکتا و تنهاترین قدرتمندرین مالکترین و حامیترین و همیشه حاضرترین خواهان عاشقترین پیشرفت ما،

      پیشرفت ما یعنی تسلیم خدا بشیم فقطعشق و خال کنیم باهاش یکجاهایی صفحه های نور را که برنامه های پیشرفت ما هستم میزاره جلمون میگه یک اثر انگشت بزن که قول میدی به من اعتماد داری هنوز و حالتو شاد نگه می‌داری و دوباره بهمون میگه برو برای خودت برقص شادی کن غمت نباشه من هستم خداوند همه اینها و کارها و بهاطره عشقی که به ما داره برای حال خوب ما انجام میده خوب من برای چنین خدایی نمیرم دورش نگردم رقصو پایکوبی با قلبم براشانجام ندم از خوشحالی و جیغ و دست و سوت و فریاد واااای الان از قسمت باورسازی زندگی با اراده خداوند اومدم این فایلو خوندم 

      ادغام و ترکیبی در وجودم از قدرت خدا راه افتاده که هیدر درونم دارم میرقصم ،

      استاد سلام و درود رحمت خدا و هر چه خیرو نیکی و اسایشو ارامشو برکتو سلامتی عشق خداست هر لحظه فزاینده به زندگی شما استاد ارجمندو گرامی جاری باش الهی امین ،

      استاد خدا روزتون را بسازد که روزهای مارا آنقدر به اراده خداوند و خواست خدا دارید می‌سازید انشاالله خداوند همیشه عشق و هر آنچه که از خودش میخواهید حال خوب و آزادی را نثار شما کند،

      پیشرفت کعنیویشرفتو الان دارم کمی تازه کمی میفهمم کو تا من بفهمم ک ه تا انوموقع از خوشحالی زنده بمانم انشاالله،ههههههههه،

      استاد پیشرفت یعنی قدم به قدم به خدا در راه خدا رفتن و مسیر را با لذت درک‌کردن حالا،

      با لذت درک‌کردن یعنی چی؟یعنی اینکه  خداییداریم که به من میگه تو ففطمنو انتخاب کن از من بخواه بقیشو برو برای خودت شادی کن و اطمینان کن به من دیگه هداذاز این بهتر جایی هست نه والله ،

      من الان تو ابرهام از اون فایل باور سار زندگی به کمک اراده خداوند اومدم زندگی با کمک خدا همینطوری شادم به اراده خداوند و دارم لذت میبرم پیشرفت میکنم 

      و آنقدر رسیدن به خواسته هام برام استان و دست یافتنی در نظرم آمده الان به خودم گفتم چت بوده تا حالا فقط عجله واسه چی داشتی ؟میخواستی چاق نشی تا این درسها رو یادنگیری ؟وایچه با حال چاق شدم تا پیشرفت کنم همه جوره خدایااااا شکرت المندالله 

      استاد از خداوند بینهایت سپاسگزارم از شما هم سپاسگزارم تا بینهایت هووووراااااا خدایا ممنونم خدایا .

      واقعا نمی‌دونم چطوری از چه بخشهایی که خدا میخواد دارم از تو فایلها ید در میارم هر چی هست خدایا اراده اوست خدایا شکرت استاد خیلی ممنونم عالیانوزشمیدهسد با قلبتون خداوند انشاالله جاری به هر لحظه از قلبتان خدا یادتون کنه که مارو شاد میکنید یا قدرت خداوند ممنونیم .یوهووووووو واقعا .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار السا فرزانه
      1402/11/28 11:23
      مدت عضویت: 543 روز
      امتیاز کاربر: 65284 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,399 کلمه

      به نام خدای نور… بی نهایت ِ مهربانی که همیشه فراتر از انتظار ماست..

      درود و احترام خدمت استاد عزیزم و هم کیهانی های هم مسیر نازنین 🦋

      خدایا بابت فرصت طلایی حضورم در این دوره ی شگفت انگیز سپاسگزارم. 

      خدایا بابت آگاهی های ارزشمندی که از استاد عزیزم می آموزم سپاسگزارم. 

      خدایا سپاسگزارم که همیشه فراتر از اونچه آرزو دارم، برآورده می کنی. 

      ★☆گام هشتم: من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم. 

      به لطف خدای مهربان  از وقتی به این مسیر زیبای بهشتی هدایت شده م، و دوره های ارزشمندی که یکی پس از دیگری شرکت کردم، اونقدر بیش از گذشته، برآورده شدن آرزوهای کوچیک و بزرگ فراوان، فراتر از حد انتظارم تجربه کردم، اونقدر آگاهی کسب کردم و همزمانی های بی شمار و لذت بخش دیدم، اونقدر شناختم از خداوند و قوانین جهان هستی بیشتر حقیقی تر و عمیق تر شد، که دیگه به لطف خدا، به آنچه که دوست دارم داشته باشم و تجربه کنم، به چشم آرزو نگاه نمی کنم، و هر چیزی به ذهنم میاد، یک -خواسته- است که فقط باید باهاش همزمان و هم مدار بشم، که لازمه ی این همزمانی و هم مداری، احساس خوب، و اطمینان به هدایت و الهام الهی هست. به ویژه از وقتی که دوره ی جدید رو به لطف خدا و آموزش های ارزشمند استاد شروع کردم، و باورهای جدید در ذهن و درونم ایجاد کردم، و اون آرزوی قدیمی چند ساله م که پذیرفته بودم بهش نمیرسم و براورده شد، اطمینانم به قوانین هستی، خدای جدیدم، و باورهای جدید قشنگم هزاران هزار بار بیشتر شده. 

      حتی این موضوع برای اطرافیانم هم قابل باورتر شده. 

      دوستی صمیمی و بسیار آگاه و علاقمند به حوزه ی ببداری درون و قانون جذب دارم، که در این موارد بسیار با هم گفتگو میکنیم. 

      قبل تر همیشه میگفت تو ارتعاشت برای جذب فوق العاده ست، فقط کافیه استرس نداشته باشی و حال دلت خوب باشه.وقتی ماجرای این آرزوی قدیمیم  رو که در همین دوره براورده شد،  براش تعریف کردم بی نهایت خوشحال شد و میگفت تو چیکار کردی دختر ؟! من حتی واسه خودمم دلگرم تر از قبل شدم و همش تو رو الگو قرار میدم  و به خودم میگم: ببین! السا چنین أرزوی دور و محال و عجیبی رو چقدر سریع جذب کرد! تو هم میتونی پس! خدای تو و خدای السا یک خداست. او تونسته تو هم میتونی… 

      و من چقدرررر از شنیدن این حرف ها خوشحال شدم، و چقدر خدا روشکر کردم و به خودم یاداوری کردم که من هرچه ارزوهای بیشتری تجربه کنم، به رشد و گسترش جهان کمک بیشتری کردم و فرد مفیدتری هستم و این هم یک نمونه اش که حتی  میتونم الگوی دیگران بشم و باعث شدم براشون شوق و انگیزه ایجاد شه که میتونن حتی ارزوهای به ظاهر محال شون رو جذب و تجربه کنن. 

      از وقتی در دوره ی جدید هستم ، باور سازی بسیااار برام آسان تر شده..خب البته یک سال و چهار ماهه مداوم و مستمر ، در مسیر هستم و با هر شرایطی هدف و تلاش اولم داشتن و گسترش حال خوبم بوده، سمعا و طاعتا هر چی که از استاد عزیزم آموختم پیاده کردم ، طبیعتا این بین روزهایی هم گذروندم که احساسم خوب نبوده و نگرانی هایی داشتم اما تونستم با همین مسیر با همین فایل ها، با صحبت ها و صدای استاد عزیز، تعمدا حالم رو خوب کنم. 

      پس هر چه پیش تر رفتم، فضای غالب ذهنیم مثبت تر و پایدار تر از قبل شد، منفی ها کمرنگ تر شد، و وزن باورها و نگاه جدیدم به خداوند بیشتر شد. و الان در مقایسه با سال گذشته، باور سازی جدید یکی از  کارهای بسیار راحته برام. 

      تجربه ی این دو هفته و همین طور دیروزم رو در این مورد براتون مینویسم و تقدیم تون میکنم چون به شدت و بسیار فراوان بهم حال خوب داد: (ببخشید که با جزیات مینویسم، هدفم شفاف سازی برای چگونگی باورسازیه و تاثیر اون هست) : 

      ★اولین باور جدیدی که با شروع این دوره،  براحتی در من شکل گرفت باور توحید واقعی بود: 

      “من برای تجربه ی خواسته هام به هیچ چیز جز خدا نیاز ندارم”. 

      یک هفته نشده بود با این باور شگفت انگیز زندگی میکردم که ارزوی قدیمی بزرگم که به ظاهر برام دور دست و محال بود، رو براحتی تجربه کردم. 

      ★تجربه ی این باور به من جرات و شجاعت داد تا آرزوهای دیگه م رو هم بزرگتر کنم و از خدا بخوام و تجربه شون کنم. 

      یکی از اون ها ارتقا  مالی بود. 

      با اینکه به تازگی باورهای جدید در ذهنم درست کرده بودم و در حال تجربه ی افزایش 3 برابری بودم، اما بازهم ندایی درونم تشویقم میکرد که برای افزایش 30% بعدی گام بردارم…

      راستش در ابتدا یکم احساس ترس کردم، مخصوصا که تا پیش از این اسفند ماه، ماه کم شدن ترافیک کاریم بوده بخاطر نزدیکی به تعطیلات عید (من در دانشگاه برای دانشجویان مقطع پی اچ دی و تخصص گروه های پزشکی ، تدریس میکنم، و در کنارش ، از وقتی وارد سایت و دوره ها شدم به لطف خدا و آموزش های ارزشمند استاد عزیزم، حوزه ی تدریسم رو بصورت خصوصی برای کنکور ورودی پی اچ دی و تخصص هم گسترش دادم، قبلا در این حوزه کار میکردم اما اصلا گسترش نداشت و گاهی وقتی بود). 

      در ابتدا تقویم اسفند ماه یک مقدار نگرانم کرد… و با خودم گفتم ولی اسفند برای دانشجویان و متقاضیان دکتری و تخصص ، ماه پرکاریه چون همشون شاغل هستن و درگیری شغلی و پایان سال مالی و خونه تکونی و سفرهای نوروزی زیاده،  شاید از کلاسهای خصوصی  استقبال نکنن. 

      اما خیلی سریع به خودم امدم و با خودم گفتم: خداوند تقویم نداره. خداوند زمان و مکان نداره. پس رزق و همزمانی های خدا هم زمان و مکان نداره، پس من افزایش 30. درصدی رو  در همین ماه اسفند تجربه میکنم. 

      در گام بعدی باید روی احساس شایستگیم کار میکردم و افزایشش میدادم. پس وقت گذاشتم و با حوصله دلایل متعددی پیدا کردم و نوشتم که من شایستگی این افزایش رو دارم ، هر چه بیشتر دلیل پیدا کردم و نوشتم، احساس خوبم بیشتر و بیشتر شد. 

      دلایلم رو که نوشتم، در گام سوم بابت تجربه ی این افزایش پیشاپیش شکرگزاری کردم و دیگه از هر چیزی ذهنم رو رها کردم و مشغول لذت بردن از زندگیم شدم. 

      این ماجرا برای دیروزه، یعنی روز جمعه، که طبیعتا یک روز کاری هم نیست. و من همیشه روزهای تعطیل بخاطر اینکه استراحت عمیق تری داشته باشم، شماره ی کاریم رو افلاین میکنم. دیروز ظهر به بعد یه حسی بهم گفت شماره ت رو از فلایت دربیار، شاید از دانشگاه یا مدیر گروه کار ت داشته باشن. 

      از اونجا که این مدت شناخت و عمل به الهامات برام خیلی روشن شده، سریع شماره م رو از فلایت دراوردم. 

      همینکه انتن گوشیم وصل شد، یک تکست دریافت کردم! 

      مدیر گروه یکی از دانشکده ها بود نوشته بود :  در خصوص ازمون دکتری هر زمان که وقت داشته باشید صحبتی داشته باشیم. 

      و فقط خدا میدونه چقدر خوشحال شدم از این نشانه! 

      من فقط شاید دو سه  ساعت روی باور جدید کار کرده بودم .. و به همین سرعت نشانه ها از راه رسید…🤩

      بهشون برای عصر جمعه تایم دادم…کاری که در 12-13 سال سابقه م نکرده بودم 🙂 

      عصر تماس گرفتن…

      باز تا عصر قبل تلفن ایشون، یکی دو مرتبه باورهای جدیدم رو مرور و سپاسگزاری کردم. 

      عصر که ایشون زنگ زدن ، با اطمینان کامل. و بدون ذره ای تردید، شرایط جدیدم برای قرارداد جدید رو مطرح کردم. 

      ایشون هم سیر تا پیاز شرایط کلی و جزیی که من گفتم،  با کمال میل و اشتیاق استقبال کردن. بدون ذره ای تردید…بدون ذره ای مقاومت، بدون ذره ای چونه زدن درباره شهریه کلاسها (اتفاقی که بارها بی شمار میفتاد و الان نیفتاد. خدایا شکرت) 

      گفتن فرم قرارداد رو همین الان تلگرام میفرستم شما پرکنید امضاش کنین برای ما بفرستید تا از چهارشنبه دوم اسفند دوره جدید کلاسها رو شروع کنیم. و در کمتر از یک ربع، همه چیز اوکی شد…! و گفتن شماره شبا بفرستید تا پیشاپیش حق التدریس تون رو براتون ارسال کنیم. اتفاقی که هرگز نمیفته! چون طبق قوانین دانشگاهی، مدرس بعد از پایان دوره ی تدریس باید حق التدریس دریافت کنه! و من همون دیشب حق التدریسم رو هم گرفتم…! و شب از خوشحالی نمیتونستم بخوابم 🤩

      از خوشحالی اینکه چقدر راحت جذب کردم… چقدر راحت باور سازی کردم…چقدر سریع ذهنم باورهای جدید رو پذیرفت و چقدر سریع همه چیز همزمان شد…  

      خدایا شکرت.

      خدایا سپاسگزارم

      استاد عزیزم چراغ روشن راهم  سپاسگزارم. 

      سپاسگزارم که با دوره ی جدید، راهنما و راهبر و پیامبر ما به فصل تازه ای از معجزه های الهی شدید، و در همسایگی بهار، باعث شدید با بهار تازه و شگفت انگیزی روبرو شیم 🌱💮

      الهی امید همیشه در قلب تون فزاینده تابان 🦋

      تا باد چنین بادا…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 43 از 9 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5961 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 134 کلمه

        سلام و درود
        از خوندن نوشته خوش احساس شما لذت بردم.
        چقدر خوبه که شما و دوستان درباره نتایج و احساسشون در سایت می نویسند
        خواندن نتایجی که ردپای خداوند رو در زندگی افراد اثبات می کنه خودبخود باعث ایجاد آرامش در وجود خواننده و تقویت باور کمک خداوند برای تحقق خواسته ها می شه.
        از شما سپاسگزارم که به این زیبایی مراحل تحقق خواسته خود را شرح دادید.
        یکی از موهبت هایی که با قرار گرفتن در مسیر روشنگری نصیب ما میشه نعمت مشاهده حضور خداوند در جریان زندگی است.
        اینکه شما به این زیبایی و وضوح حضور خداوند و معجزات الهی را فارغ از زمان و مکان شرح دادید نعمتی است که همه انسانها از آن بهره مند نیستند.
        ضمن تبریک به شما دوست عزیز بابت احساس عالی که در من ایجاد کردید سپاسگزارم.
        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 25 از 5 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار السا فرزانه
          1402/11/28 13:05
          مدت عضویت: 543 روز
          امتیاز کاربر: 65284 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 153 کلمه

          درود و مهر استاد بی نظیر و عزیزم 

          وقتی پاسخی که لطف کردید زمان گذاشتید و با انرژی هرچه تمام تر ، با حوصله نوشتید، خوندم ، از شدت خوشحالی ضربان قلبم بالا رفت. 

          الهی شکر وجود آگاه و نازنین تون. 

          چقدر خوب تره که شما استاد عزیز ما ، پیغمبر اعجاز و چراغ روشن راه ما هستید. 🦋

          من که به شخصه هر چه در این مدت یک سال و نیم دارم، به لطف خدا، از آموزش ها و آگاهی های شماست. و با تمام جان، مدیون تون هستم. 

          و اینکه شما با این دقت نظر و احساس مسئولیت، هوای ما شاگردهاتون رو دارید، بیش از پیش ما رو دلگرم میکنه که به جبران خوبی ها و لطف تون، بیشتر پیشرفت کنیم، نتایج بهتر کسب کنیم، و زندگی مون رو ایده آل تر از پیش خلق کنیم. 

          قدردان تون هستم و با تمام وجود در مقابل تون، به احترام، نی ایستم 🙏🦋💮

          الهی سایه تون برقرار 

          تا باد چنین بادا 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        امتیاز کاربر: 38840 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 77 کلمه

        سلام خانم السا عزیزم ، هم مسیر گرامیم،

        واقعا خوشحال شدم از خوندن دیدگاهتون ، بسیار عالی بود ، چقدر لذت بردم و اشک ریختم ، سپاسگذارم برای این نوشته ی زیبا و انگیزه بخشتون،

        نازنینم امیدوارم همیشه در سایه ی لطف الهی به تمام آرزوهای خوبتون برسید و برامون از موفقیت هاتون بگید،

        بازم ممنونم که من رو تا این حد به ذوق آوردید و ایمانم رو به تحقق آرزوهایم به اوج خودش رسوندید ،

        در پناه خداوند باشید :))

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار السا فرزانه
          1402/12/01 06:01
          مدت عضویت: 543 روز
          امتیاز کاربر: 65284 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 52 کلمه

          درود و مهر نازنینم

          سپاسگزارم از همراهی تون و وقتی که گذاشتید برای خوندن دیدگاهم و پاسخ نوشتید 😍

          امیدوارم همیشه اشک های دُرين تون از شوق تجربه ی خواسته هاتون بریزه 💜

          نور و عشق در قلب و لحظه هاتون جاری و مواج دوست عزیزم

          می سپارم تون به قشنگ ترین اتفاق های کائنات 🦋

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            امتیاز کاربر: 38840 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
            محتوای دیدگاه: 8 کلمه

            خواهش میکنم ، لطف دارید ،

            بازم سپاسگذارم …

            :*

            :*

            :*

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهیمه حیاتی
      1402/11/28 10:32
      مدت عضویت: 249 روز
      امتیاز کاربر: 8145 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 288 کلمه

      به نام خدای هستی بخش

      ما فقط آرزو کنیم و براورده کردنش با خدا !!!!!!

      چیزی که من از متن نوشتاری زیبا دریافت کردم اینکه که ما بدون هیچ ترسی و عذاب وجدانی فقط آرزو کنیم .چرا میگم عذاب وجدان چون به قول استاد همیشه به ما گفتن همین که سلامتی باید خداروشکر کنی ، همین که سقفی بالای سرته باید سپاسگزار خداوند باشی ، همین که نونی سر سفره ت هست باید خدارو شکر کنی و …… بنظر من این باورها به طور اشتباه به ما یاد داده شدن . توجه به داشته هامون باید باعث رضایتمندی مون از زندگی بشه باید باعث توجه مون به داشته هامون بشه نه باعث عذاب وجدان مون بشه که رومون نشه چیز بیشتری از خدا بخوایم و خواستن آرزو بیشتر رو غیر معقول بدونیم . پس خداوند این جهان رو برای کی آفریده ؟ غیر از اینکه خداوند گفته من این جهان رو برای انسان ها به وجود آوردم ؟اگه انسان زیاده خواه نبود اگر به دنبال آرزوهاش نمیرفت چطور این جهان به این حد از پیشرفت میرسید و قرار بعد از اینهم برسه؟خداوند میخواد که ما خواسته و آرزو داشته باشیم تا بتونیم رسالتی که خداوند بر دوش مون گذاشته رو انجام بدیم . داشتن خواسته و آرزو از خداوند عین ایمان و توکل داشتن خواسته و آرزو جز ناگسستنی زندگی ما انسان هاست چه خوبه اون خواسته و آرزومونو از خدای خالق آسمان و زمین بخوایم و اصلا به نحوه ی برآورده شدنش فکر نکنیم و اونو تمام و کمال به دست خداوند بسپاریم تا خیلی قشنگ و زیبا و حساب شده منطبق با زندگی ما مسیر رسیدن به اون خواسته رو برامون بچینه فقط خداست که به نهان و آشکار ما آگاه حتی بهتر از خودمون مارو میشناسه . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار rastegar.moradzadah
      1402/11/28 09:08
      مدت عضویت: 1165 روز
      امتیاز کاربر: 5132 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,015 کلمه

      بنام خداوند بخشنده ومهربان 

      سلام خدمت استاد عزیز ودوستان هم مسیرم 

      من به تحقق آرزوهایم توسط خداوند ایمان دارم

      در طول زندگی هر فردی آرزوهایی زیادی هست که فقط به تعدادی از آنها می رسد وخیلی از خواسته های او فراموش می شود وهرگز قدمی جهت برآورده شدنشان برنمی دارد  اگر کمی به گذشته خود فکر کنیم می بینیم خیلی اتفاقات در زندگی ما رخ داده که رد پای خداوند در آن دخیل بوده وکمی بیشتر دقت کنیم می بینیم واقعا خیلی چیزها بوده که فقط با خواست خداوند صورت گرفته ویه جورهایی معجزه ای از جانب خداوند بوده 

      اما ما غافل هستیم ونمی توانیم باور کنیم برآورده شدن خواسته های ما برای خداوند خیلی راحت واسانه وکافیه فقط بهش ایمان داشته باشیم وبهش اعتماد کنیم ماها حتی می ترسیم از بیان کردن آرزومون برای خدا تا میایم بهش بگیم چی می خوایم به چگونگی وچطور شدن فکز می کنیم وبعدش می گیم محاله فراموشش می کنیم ویه جورایی خودمون رو لایق برآورده شدن اون خواسته نمی دونیم ومی گیم همین که تا اینجا هم رسیدیم همین که بی دردسر دارین زندگی می کنیم کافیه چطور با این شرایط ما همچین چیزی ممکنه 

      تنها دلیل نرسیدن به خواسته ها ایمان نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند است👌🏻

      برای رسیدن به آرزوها اولین قدم تغییر نگرش درباره تحقق آرزوهاست

      وقتی نگرش خودمون رو درباره خداوند عوض کنیم وباور کنیم خداوند در رساندن ما به خواسته های ریز ودرشت وحتی محال تواناست وقادر است واگر او بخواهد هیچ چیزی محال نیست اون وقت بدون ترس می توانیم از او بخواهیم وچگونگی برآورده شدن را به خودش واگزار کنیم 

      🌷من مسعولیت تحقق آرزوهایم را به عهده خداوند می گذارم 

      وقتی خواسته ای داریم پشتیبانی آن را به عهده کسی چون خدا می گذاریم می توانیم به خیال راحت در جهت برآورده شدن آن گام برداریم کافیه با آرامش به زندگیمون بپردازیم وبه نشانه ها دقت کنیم هر الهامی به ما شد وهرجا ترغیب شدیم به انجام کاری به سمت اون کار بریم با این کار ذهن ناخودآگاه را جهت آماده سازی وتصویر سازی برای رسیدن به خواسته هامون آماده می کنیم ومغز را فعال می کنیم جهت پیدا کردن ایده 

      همسرم همیشه می گه آرزو دارم خانه ای ویلایی داشته باشم ودر حیاطش باغچه درست کنم و رخت بکارم اما من همیشه این امر رو محال دونستم وگفتم کاش ما بتونیم یه آپارتمان بخریم ولی اون می گه اپارتمان انگار مال خودت نیست وباید مدام سروصدای همسایه ها رو تحمل کنی من حتی بیان کزدن این خواسته هم برام سخت بوده ویه جورایی محال دونستم که با شرایط ما بشه همچین خواسته ای داشت اخه چطور برآورده شدن همچین چیزی برای خداوند محاله این نهایت بی ایمانی 

      من برنامه ریزی جهت تحقق آرزوی داشتن خانه ای ویلایی با حیاط باغچه ودرخت را به خداوند واگزار می کنم وجز او کسی را توانا نمی دانم

      من مسعولیت لاغری همیشگیم را به خداوند واگزار می کنم وایمان دارم به قادر بودن او وفاداری او به عهد

      ♦️هیچ انسانی نمی تواند دربرابر اراده خداوندجهت تحقق آرزوهای من ایستادگی کند 

      ♦️هیچ یاس وناامیدی در وجود من نمی تواند جلوی تحقق خواسته ی من را توسط خداوند بگیرد

      ♦️خداوند برای ه مشکل یا مانعی که در مسیر تحقق خواسته من باش راه حل مناسبی دارد 

      ♦️افراد شایسته ای در مسیر زندگی من قرار می گیرند که دستان خداوند برای کمک به تحقق آرزوی من هستند

      ♦️در مسیر زندگی همزمانی ها ی مختلفی به شکل اتفاقات وشرایط گوناگون رخ می دهد که همه در جهت تحقق آرزوی من هستند 

      من چند سال پیش دوست داشتم دخترم را در مدرسه ای که فقط مختص گزوه خاصی از افراد بود ثبت نام کنم وقتی کلاس اول بود یه بار رفتم ووقتی شرایط رو برای من گفتن هیچ کدام از آن شرایط را نداشتم وخیلی زود ناامید شدم ودیگع دنبال قضیع را نگرفتم گذشت تا پایان سال خیلی از مدرسه ای که اسمش رو نوشته بودم ناراضی بودم هم به دخترم سخت می گذشت هم به خودم تا اینکه راجب این موصوع با یکی از مادر همکلاس های دخترم در همون مدرسه صحبت کردم واونم گفت بیا بریم دوباره یه پرس وجویی بکنیم شاید شرایط عوض شده باشه شانس خودمون رو امتحان کنیم واگه بشه برای پایه دوم ثبت نام بشن منم قبول کردم این همون آغاز راه بود ترغیب خداوند جهت برآورده شدن خواسته من 

      ما رفتیم این بار خود مدیر اومد وخیلی خوب برخورد کزد وخوب شرایط رو توضیح داد وگفت باید صبر کنید تا شهریور ماه اگه کسی از مدرسه جا بجا شد وجه خالی شد بین متقاضی های دیگه شرایط شما بهتر بود ثبت نام می شین ولی مدام باید سرکشی کنید 

      ما دیگه تابستون شد واز این خانم خبری نداشتیم من خودم یکی دوبار دیگه رفتم سر زدم وگفتم هنوز خبری نشده یه جورایی باز داشتم نا امید می شدم نزدیکای آغاز سال تحصیلی شده بود که یه روز خیلی اتفاقی اون خانم دخترش که همکلاسی دخترم بود رو در بازار دیدم بهم گفت چکار کردی نرفتی سر بزنی مدرسه گفتم نه دیگه نرفتم وسه باز رفتم جوابی ندادن اونم چیزی نگفت وما خداحافظی کردیم شب اونم خانم بهم زنگ زد وگفت عذاب وجدان گرفتم چون این پیشنهاد رو تو به من دادی ونامردی بهت نگم من رفتم مدرسه و دخترم رو تبت نام کردن ولی ازم قول گرفتن پیش شما وبقیه نگم فعلا اگه می خوای فردا برو باز سر بزن ببین چی می گن من بازم رفتم ولی باز گفتن شرایط شما جور نیست من خیلی ناراحت بود روز بعدش باز همسرم رفت ویه یادش افتاده بود که یکی از اقوام درآموزش وپرورش قبلا معاون بوده وبه مدیر گفته بود فلانی رو می شناسی اونم خیلی ازشون تعریف کزده بود وگفته بود بله می شناسم واینجوری شد که اون آقا معرف ما شدن ووقتی برگشت خونه باهاش تماس گرفتن ایشونم به مدیر سر زده بود وسفارش مارو کرده بود اینجوری شد که دختر منم اونجا ثبت نام شد والان 5ساله اون مدرسه درس می خونه ومدیر همیشه از اینکه اون تبت نام می کنه خوشحاله وجز دانش آموزان خوب مدرسه هستن در تحقق این خواسته من رد پای پر رنگ خداوند بود وفقط کمک وهمراهی او این خواسته منو محقق کزد

      من سرنوشتم را به کمک خداوند به بهترین شکل می سازم وتجربه های لذت بخشی در زندگیم خواهم داشت انشالا🤲

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم