انسان در طول زندگی آرزوهای زیادی در وجودش شکل میگیرد اما فقط تعداد ناچیزی از آنها محقق میشود.
تنها دلیل نرسیدن به خواستهها ایمان نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند است.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.62 از 82 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربون
سلام به همگی
تنها دلیل نرسیدن به خواسته ها ایمان نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند است
همین یه جمله چقدر جای تفکر داره یعتی فقط تنها دلیل نرسیدن به خواسته ها ایمان نداشتن به خداست یعنی ما به همه جور خواسته ای که بخواهیم میتونیم برسیم فقطچون باور نمیکنیم که خدا میتونه همه چیز ،حتی اوناییکه درذهن ما ناممکن رو بده
سالها پیش که تازه ازدواج کرده بودم خیلی دوست داشتم طعم مادر شدن رو بچشم ولی این اتفاق نمیافتاد
چون توی خانواده مون دیر بچه دار شدن یه امر طبیعی بود
میترسیدم نکنه تا آخر عمرم بچه دار نشم
ولی یه ترسی داشتم برای درخواست از خدا
میگفتم اگر به صلاحم نباشه چی ولی ته دلم این خواسته رو داشتم وقتی بچه دار شدم میگفتم دیگه از خدا هیچی نمیخام
یعنی یه حورایی عذاب وجدان داشتم اگر چیزی میخواستم میگفتم برو خدا تو شکر کن همین که خدا بهت بچه داد بسته
پرو نشو دیکهتو دلم وضعیت مالی خوب میخواستم استقلال مالی و آزادی میخواستم
ولی سالها روش درپوش گداشتم میگفتم دیگه خدا بهم بچه داده
چند سال گذشت صاحب خونه شدیم دیگه بعد اون میگفتم خدا لطفش رو در نق من کرده و از سر ترس شکر گزار بودم
۰چون خدایی که میشناختم کافی بود اشتباهی کنم تا تلافی همشو سرم دربیاره
میگفتم خدایا من به همینم راصی ام دستت درد نکنه
ولی دروغ بود
راصی نبودم بیشترشو میخواستم بزرگترش رو میخواستم
ولی جرات درخواست نداشتم .
یکی دیگه از دلایل درخواست نکردن این بود که همش میگفتم چطوری آخه
این چطوری آخه از بی ایمانی میادکسی اینک میگه که خدا رو نشناخته و قدرتش رو درک نکرده
هنوزم برای خیلی از خواسته ها این چطوری آخه میاد وسط
و کار رو خراب میکنه و من دارم تمرین میکنم چطوری به من ربطی نداره
باید نگاهم رو تغییربدم
باید به خودم بارها بگم
من ایمان دارم که آرزوهایم توسط خداوند در شرف تحقق است.
هیچ انسانی نمی تواند در برابر اراده خداوند برای تحقق آرزوهای من ایستادگی کند
هیچ یاس و ناامیدی در وجود من نمی تواند جلوی تحقق آرزوهایم توسط خداوند را بگیرد.
خداوند برای هر مشکل یا مانعی که در مسیر تحقق آرزوهایم با آن مواجه شوم راه حل مناسبی دارد.
افراد شایسته ای در مسیر زندگی من قرار می گیرند که دستان خداوند برای کمک به تحقق آرزوهای من هستند.
در مسیر زندگی ام همزمانی های مختلف به شکل اتفاقات و شرایط گوناگون رخ می دهند که همه در جهت تحقق آرزوهای من هستند
من سرنوشتم را به کمک خداوند به بهترین نحو می سازم و تجربه ای لذت بخش در زندگی خواهم داشت
بهترین روش برای تغییر نگرش درباره تحقق آرزوها این است که انجام مراحل آن را به خداوند واگذار کنید.
انجام مراحل رو به خدا واگذار کنیم
حالا میفهمم چرا نمیتونستم خالق زندگی خودم باشم من میخواستم تنهایی این کارو کنم درصورتی که قرار من با کمک خدا این کارو کنم قرار مراحل رو به خدا واگذار کتم
مراحلی که اگه من سالها تلاش کنم نمیتونم کاری کتم
من اینجا دارم مهارت زندگی با خدا رو یاد میگیرم و اگه تکرار ک تمرین کنم تو این مهارت اونوقت که میتونم به کمک خدا سرنوشتم رو بسازم
اینبار قرار توسط خدا به آرزوهامون برسیم
خدا اگر آرزویی در دل ما قرار دادهخودش هم برآورده میکنه
هر وقت ارزو یا خواستهدای تو وجودم شکل میگیره هجوم افکار منفی به سمت من بیشتر میشه و من میمونم و این افکار
امروز یه نکته مهم از استاد یاد گرفتم چون اگر بتونم این نگرش رو بسازم میتونم مقابله کنم با این افکار
اونم اینگه که مسئولیت تحقق خواسته منایندفعه یا خداست
اونه میخاد کارها رو انجام بده
من هیچ کاره ام
من فقط قرار کارهایی که اون میگه انحام بدم
این راه یه تفاوت با راهی که خودمون میخواستیم برای تحقق خواسته برداریم دارهاونم اینکه
خداوند می تواند بی نهایت اتفاق را رقم بزند تا شما به خواسته خود برسید درحالی که به دیگران آسیب وارد نشود.
نکته ی خیلی مهم اینه که ما همیشه هر وقت به خواسته هامون فکر کردیم ،به این فکر کردیم که چطوری میخام بهش برسم در صورتی که یاد نگرفتیم که بابا ما باید رو خدا حساب کنیم
وقتی رو خدا حساب میکنی درهایی رو برات باز میکنه ،همزمانی هایی رو برات ردیف میکنه که اون نعمت خیلییی راحت وارد زندگیت میشه
حالا باید چیکا. کنم ؟باید باید برای تقویت ایمان و اشتیاقم توزندگیم بگردم و وقتایی که خدا کارها رو برام انجام داده رو پیدا کنم ک مدام به خودم یاد آوری کنم
وقتایی که کارها به شکل معجزه وار پیش رفته
من یه تجربه خیلی شیرین دارمچند سال پیش من با خانواده همسرم زندگی میگردم و آرزوی داشتن یه خونه جدا داشتم به خداسپزده بودم چون میدونستم خودم نمیتونم کاری کنم
همیشه تصور میکردم خونه رویاهام رو و لدت میبردم تا اینکه پدر شوهرم پیخواست خونش رو عوض کنه و بازم خونه دو طبقه میدید که ما بریم پیششونمن این فرصت رو به چشم این میدیدم که میتونم حداقل برم مستاجری
دقیقا همون روزا خونه ای نزدیک اونا صاحبش مریض شده بود و وکالتش رو به برادرش داده بود که خونه رو بفروشه
د همسرم موقع رد شدن از اونجا دیده بود و با اون آقا صحبت کرده بود
پدر شوهرم مخالفت کرد و باهامون قهر کردم من فکر کردم دیگه نمیشه
ناامید شدم ولی خدای مهربونم کارهاشو میکرد
مادرشوهرم با اینگه اون روز برف شدید باریده بود ولی دنبال صاحب خونه رفته بود و آورده بودش تو خونه اون گفته بود خریدار های زیادی هست کلی من دوست دارم به شما بفروشم با اینکه ما یک چهارم پول خونه رو نداشتیم قرار داد رو بستیم
پدرم گفت من نصف خونه رو میخرم و از راه های مختلف پول خونه جور شد
پویایی به دستمون میرسید که انگار باید همون زمان جور میشد
همه این همزمانی ها توسط خدا انجام شد
دنبال ردپای خدا تو تحقق آرزوهامون باشیم .