انسان در طول زندگی آرزوهای زیادی در وجودش شکل میگیرد اما فقط تعداد ناچیزی از آنها محقق میشود.
تنها دلیل نرسیدن به خواستهها ایمان نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند است.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.62 از 82 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

🌺 **بسم الله الرحمن الرحیم** 🌺
با سلامی سرشار از احترام و محبت و با تشکری عمیق از استاد عزیز و مهربان، استاد عطاروشن 🙏🌸 و سلام به همه دوستان نازنین و همراهان مسیر آگاهی، آرامش و رشد 🌷✨
راستش من سالهای زیادی است که با قانون جذب آشنا شدهام… سالهای زیادی است که درباره قوانین هستی شنیدهام، خواندهام، فکر کردهام و در این مسیر تجربههای مختلفی داشتهام 🌌📖. از همان سالها، همیشه در دلم شوقی بود برای اینکه بفهمم این جهان چطور کار میکند، چرا بعضی خواستهها برآورده میشوند و بعضی نه، چرا گاهی چیزی را به شدت میخواهیم اما از ما دور میشود، و چرا گاهی وقتی رهایش میکنیم، خودش آرامآرام به سمت ما میآید… 🌿💫
من مدتهای طولانی با عبارتهای تاکیدی زندگی کردم. بارها و بارها آنها را تکرار کردم، نوشتم، با خودم زمزمه کردم، حتی با امید و اشتیاق به آنها چنگ زدم… اما در کنار آن، چیزی درونم بود که آرام نمیگرفت: **استرس** 😔 هر چه بیشتر عبارت تاکیدی میگفتم، گاهی استرسم هم بیشتر میشد. مدام در ذهنم سوال میچرخید: **چطور؟ کی؟ مگه میشه؟ مگه داریم همچین چیزی؟ واقعاً؟ نه بابا… برای من که اتفاق نمیافته…** و همین سؤالها مثل خوره به جان ایمانم میافتادند و آرامش را از من میگرفتند 🌀💭
گاهی مدتی با انگیزه پیش میرفتم، بعد خسته میشدم، متوقف میکردم، دوباره برمیگشتم… انگار بین امید و تردید، بین خواستن و نترسیدن، مدام در رفت و آمد بودم. نه اینکه نخواهم… نه… اتفاقاً خیلی هم میخواستم… اما خواستنِ من گاهی آمیخته با اضطراب بود، و همین اضطراب مثل غباری روی شیشه ایمانم مینشست و اجازه نمیداد با وضوح ببینم 🌫️🪞
یادم هست یک بار برای لاغری، خودم یک عبارت تاکیدی ساخته بودم. با شوق به خودم میگفتم: **«من هر روز باریکتر و زیباتر میشوم»** 🌸🤍 و جالب اینجاست که تا وقتی واقعاً به این جمله باور داشتم، تا وقتی از ته دل با آن همراه بودم و بدون استرس تکرارش میکردم، نتیجه هم گرفتم. بدون رژیم… بدون ورزش… آرامآرام لاغر شدم ✨👗 این تجربه برای من خیلی ارزشمند بود، چون با تمام وجودم فهمیدم وقتی باور هست، وقتی اجبار و ترس نیست، اتفاقها میتوانند خیلی طبیعیتر از چیزی که فکر میکنیم رقم بخورند.
اما بعد از مدتی کاهش وزنم متوقف شد. و من، به جای اینکه عمیقتر نگاه کنم، خیلی زود نتیجه گرفتم که «پس این روش هم فقط تا یک جایی جواب میدهد.» و رهایش کردم… امروز که به آن زمان نگاه میکنم، میفهمم شاید مشکل از خود روش نبود، بلکه از جایی شروع شد که دوباره استرس وارد ذهنم شد، دوباره «چطور» و «کی» آمدند، دوباره ذهنم خواست همه چیز را کنترل کند و به زور جلو ببرد 🧠⚠️
حالا که شما، استاد عزیز، داستان لاغر شدنتان را تعریف کردید، من تکتک حرفهایتان را با جان و دل باور کردم… چون ردّ تجربههایش را در زندگی خودم دیده بودم 🌷 من این را لمس کردهام که هر وقت آرام هستم، هر وقت از ذهنم سؤالهای وسواسگونه کنار میروند، هر وقت دیگر نمیپرسم «چگونه؟ از چه راهی؟ چه زمانی؟»، خواستهام راه خودش را پیدا میکند و متجلی میشود 🌈✨
انگار خواستهها در فضایی از آرامش، بهتر رشد میکنند؛ درست مثل بذرهایی که در خاک نرم و نور مناسب و آب کافی، آرامآرام ریشه میدهند 🌱☀️💧 اما وقتی ما مدام با دست خودمان خاک را کنار میزنیم که ببینیم «چرا جوانه نزد؟» یا «کی میخواهد سبز شود؟»، در واقع داریم مانع رشدش میشویم. من حالا این را بهتر از همیشه میفهمم.
آنقدر در زندگیام استرس داشتم که شاید سالها بدنم و روحم طعم آرامش واقعی را نچشیده بودند… استرسِ آینده، استرسِ نتیجه، استرسِ پول، استرسِ سلامتی، استرسِ رسیدن، استرسِ نرسیدن… و حالا بعد از انجام تمرینها، تازه دارم نفس راحت میکشم… تازه دارم به آرامشی میرسم که مدتها گمش کرده بودم 🕊️🤍
این روزها با تمام وجودم به خدا میگویم: **خدایا، من نمیدانم چطور… نمیدانم کی… فقط میدانم تو قادر مطلقی… تو آنقدر بزرگی که من در برابر عظمت تو هیچم… پس خودم و خواستههایم را به تو میسپارم** 🤲✨ و این سپردن، برای من فقط یک جمله نیست؛ یک حس عمیق است. یعنی دیگر نمیخواهم همه چیز را با ذهن محدود خودم کنترل کنم. یعنی میخواهم کمی ساکت شوم، کمی از این هیاهوی ذهنی فاصله بگیرم و به خدا اجازه بدهم راه را نشانم بدهد 🌌💙
حتی گاهی به ذهن منفیام هم میگویم: «الان فعلاً خاموش شو… بعداً به تو هم میرسم!» 😄🫢 چون فهمیدهام این ذهن، اگر رها شود، مدام سناریوهای ترسناک میسازد، مدام از کمبود حرف میزند، مدام میخواهد مرا از حرکت بازدارد. اما من دیگر نمیخواهم بردهی این صداهای منفی باشم.
یک بار استرس عجیبی داشتم… قرار بود به نمایشگاه کتاب بروم و در ذهنم مدام این نگرانی میچرخید که اگر تمام پولم خرج شود، چطور برگردم خانه؟ 😟📚 درگیر همین فکرها بودم که ناگهان دوستم و پدرش را دیدم. با هم کتاب خریدیم، نهتنها همه پولم خرج نشد، بلکه همراه آنها خیلی راحت برگشتم خانه 🚗🌸 به همین سادگی… همان لحظه دوباره فهمیدم ما واقعاً نمیدانیم خدا چه برنامههایی برایمان چیده… ما نمیدانیم دو دقیقه بعد در زندگیمان چه اتفاقی میافتد… ما فقط تکهای از مسیر را میبینیم، اما خدا کل نقشه را میبیند 🗺️✨
همه ما در حد حرف میدانیم که توکل کردن کار خوبی است… اما واقعیت این است که **توکل واقعی**، آنهم وقتی تهِ مسیر را نمیبینی، اصلاً کار آسانی نیست. آسان نیست که قدم برداری وقتی هنوز نتیجه را نمیدانی… آسان نیست که دل بسپاری وقتی هنوز نشانههای آشکار ندیدهای… اما با وجود خدا، همه چیز رنگ دیگری میگیرد 🌿🤍 با بودن خدا، دل محکمتر میشود. با بودن خدا، راههای بسته باز میشوند. با بودن خدا، سختیها ترسناک نمیمانند.
همانطور که خود خداوند در قرآن فرموده: **«ما هم البته کار او را سهل و آسان میگردانیم.»** 📖✨ من از این آیه اینگونه میفهمم که خدا اول راه را برای بندهاش هموار میکند، بعد توان عبور از سختی را هم به او میدهد. یعنی فقط مسئله را حل نمیکند، بلکه ظرفیت حل کردن را هم درون انسان ایجاد میکند 🌱💛 چه درکی از این زیباتر؟ این یعنی من در مسیر خواستههایم تنها نیستم… این یعنی اگر قدم بردارم، کمک الهی هم میرسد… این یعنی قرار نیست همه چیز را خودم، به تنهایی، با ترس و فشار، پیش ببرم.
از نظر من، یکی از مهمترین قدمها این است که **نگرشم را نسبت به خواستههایم عوض کنم** 🌸 باید «محال» را از ذهنم پاک کنم. باید «چطور و چگونه» را کمی کنار بزنم. باید به جای تمرکز بر موانع، روی بزرگی خدا تمرکز کنم. و از همه مهمتر، برای من این است که استرسهایم را کم کنم… چون فهمیدهام استرس، یکی از بزرگترین سدهای رسیدن به خواستههاست 🚫😣
بزرگترین عامل رسیدن به خواسته، از نگاه من، **اقدام کردن بدون چسبیدن بیمارگونه به نتیجه** است؛ همراه با ایمان قلبی به خدا و آرامش درونی 🌈🤲 چون هیچ چیز نمیتواند جلوی اراده خدا را بگیرد. وقتی بدون اذن او حتی برگی از درخت به زمین نمیافتد 🍃 وقتی خدا در قرآن بارها فرموده: **«هر کس به خدا توکل کند، خدا برای او کافی است.»** پس چطور میشود به چنین خدایی اعتماد نکرد؟ چطور میشود باور نداشت که او میتواند ما را به زیباترین آرزوهایمان برساند؟ 💖
خیلی از باورهای کودکیِ ما، ناخواسته در ذهنمان ریشه دواندهاند… مثلاً بارها شنیده بودیم: «بچه باید قانع باشد.» «برای روز مبادا باید فقط پسانداز کرد.» «ما آنقدر پولدار نیستیم که همه چیز داشته باشیم.» «همین که نان و لباس و سرپناه داری، کافی است؛ اگر بیشتر بخواهی، شاید خدا همینها را هم از تو بگیرد.» این جملهها شاید از سر دلسوزی گفته میشدند، اما خیلی وقتها در ذهن ما بذر **کمبود** میکاشتند 🌾 بذرِ این باور که دنیا محدود است… نعمت کم است… سهم ما اندک است… و ما نباید زیاد بخواهیم.
اما کسی که به خدا ایمان دارد و به فراوانی بیپایان نعمتهای الهی باور دارد، لازم نیست دستهایش را بسته نگه دارد 🙌✨ خدای ما خدای کمبود نیست… خدای ما خدای دریای بیکران است… خدای ما از بخشیدن خسته نمیشود… از خواستن ما ناراحت نمیشود… از آرزوهای قشنگ ما دلگیر نمیشود… بلکه خودش آرزو را در دل ما میگذارد و راه رسیدن را هم باز میکند 💎🌊
چقدر زیباست که انسان باور کند خدا او را به خواستهاش میرساند… باور کند که خدا مسیر ناهموار را هموار میکند… باور کند که خدا وقتی بخواهد، درهای بسته را یکییکی باز میکند 🚪✨ آن وقت آدم در آغوش خدا آرام میگیرد و با اطمینان به مسیرش ادامه میدهد.
ما باید باور داشته باشیم که خدایی که ما را آفریده، بهتر از هر کسی میداند چطور ما را هدایت کند 🌌🤍 باید باور داشته باشیم که او همیشه به عهدش وفادار است و هرگز خلاف وعدهاش عمل نمیکند. باید یاد بگیریم شکرگزار نعمتها و موهبتهایش باشیم، حتی قبل از آنکه همه خواستههایمان محقق شوند 🍀🙏 چون شکرگزاری، یعنی دیدنِ حضور خدا در لحظهلحظه زندگی.
وقتی به عظمت آفرینش نگاه میکنم، به کهکشانها، به آسمان، به وسعت بینهایت جهان… با خودم میگویم خدایی که این همه بزرگی را آفریده، مگر نمیتواند خواستهی کوچک من را هم برآورده کند؟ 🌠 خدایی که این نظم شگفتانگیز را پدید آورده، مگر نمیتواند مرا در بهترین جا، بهترین موقعیت و بهترین زمان قرار دهد؟ مگر نمیتواند آرزوهای مرا به زیباترین شکل ممکن برآورده کند؟ معلوم است که میتواند… و خیلی بیشتر از آنچه ذهن محدود من تصور میکند 💫
من این دست قدرت خدا را در زندگیام دیدهام. وقتی میخواستیم خانه بخریم، به خدا گفتم: **«خدایا، خانهای برایمان پیدا کن که قیمتش زیر قیمت واقعی باشد.»** 🏡✨ و دقیقاً همین اتفاق افتاد! خانهای پیدا شد که زیر قیمت بود، و از لحظهای که آگهیاش را در دیوار دیدم تا نوشتن قولنامه، حتی پنج ساعت هم طول نکشید 😍📝 اینها برای من فقط «اتفاق» نیستند… اینها نشانهاند… نشانهی حضور خدایی که وقتی به او توکل میکنیم، میتواند راهها را از جایی باز کند که حتی فکرش را هم نمیکنیم.
فلورانس اسکاول شین در کتاب *چهار اثر* جملهی بسیار زیبایی دارد: **«بخواهید تا خواستهی شما اجابت شود، بجویید تا بیابید، در بزنید که بیشک آن در به روی شما باز خواهد شد.»** 📘🌷 چقدر این جمله عمیق و آرامشبخش است… یعنی تو فقط بخواه… فقط صادقانه بخواه… فقط دست از تردید بردار… وقتی انسان بتواند بدون تردید آرزو کند، بیشک آن آرزو دستیافتنی خواهد شد 🌟
و من امروز از ته دل به خودم میگویم و دوست دارم همه ما هم به خودمان بگوییم: **«خدایا، من میخواهم به خواستهام برسم. خودت من را در این مسیر قرار بده… خودت برنامهریزی کن… و من کارم را به ذات پاک و باعظمت تو میسپارم.»** 🤲💖 چه آرامشی بالاتر از این؟ اینکه آدم بداند کارش را به بهترین پشتیبان سپرده… به خدایی که هم مهربان است، هم توانا، هم شنوا، هم نزدیک… 🌸
من واقعاً باور دارم که میشود به تحقق آرزوها ایمان داشت… میشود خودمان را در آغوش خدا رها کنیم… میشود دل را آرام کرد… میشود «یا علی» گفت و قدم برداشت… میشود بدون دیدن همهی پلهها، راه افتاد… چون وقتی خدا هست، نور هست… راه هست… امید هست… و رسیدن هم هست ✨🕊️
پس من میخواهم از امروز بیشتر از قبل مراقب افکارم باشم… کمتر بپرسم «چطور؟» کمتر نگران «کی؟» باشم… کمتر به ذهن مضطربم میدان بدهم… و بیشتر به خدا تکیه کنم 🤍
میخواهم آرزو کنم، اما با آرامش… اقدام کنم، اما بدون ترس… توکل کنم، اما واقعی… و زندگی کنم، اما با ایمان به اینکه خدا بهترینها را برای من کنار گذاشته است 🌺💫
در نهایت، من به این درک رسیدهام که راه رسیدن به خواستهها، از دلِ **ایمان، آرامش، اقدام و توکل** میگذرد 🌿 نه از دلِ عجله، ترس، فشار و تردید. و هر وقت یادم رفت، دوباره به خودم یادآوری میکنم: **خدایی که مرا آفریده، راه مرا هم بلد است… خدایی که آرزو را در قلبم گذاشته، رسیدن را هم در تقدیرم میتواند بنویسد… پس کافی است دل بدهم، قدم بردارم، و آرام بمانم.** 🤲🌸✨
و چه زیباست که انسان بداند: میشود به خدا اعتماد کرد… میشود با امید زندگی کرد… میشود با آرامش خواست… و میشود با اطمینان، خود را به آغوش امن خدا سپرد 🕊️💖
**یا علی…** 🌹✨
من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم 🍃
من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم 🍃
من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم 🍃
من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم 🍃
من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم 🍃
خدایاشکرت 🌷
خدایاشکرت 🌷
خدایاشکرت 🌷
🌺بسم الله الرحمن الرحیم 🌺
با سلام
و
تشکر از استاد عطاروشن عزیز🙏🌺
من سالهای زیادیه که با قانون جذب آشنا شدم…. سالهاست قوانین هستی رو میدونم… سالهای زیادی تعداد زیادی عبارت تاکیدی میگفتم و استرس زیادی داشتم و هرچقدر هم بیشتر عبارت تاکیدی میگفتم بیشتر استرس میگرفتم و یه مدت متوقف میکردم، باز برمیگشتم سر قانون جذب
استرس من هم این بود که چطور؟ کی؟ مگه میشه؟ مگه داریم همچین چیزی؟ واقعا؟ نه بابا برای من اتفاق نمیوفته
یه بار برای لاغری از خودم یا عبارت تاکیدی اختراع کردم که میگفتم
“من هر روز باریکتر و زیباتر میشوم”
واقعا تا زمانی که باور داشتم بهش و با باور انجام میدادم و بدون استرس لاغر هم شدم بدون رژیم و ورزش…. ولی کاهش وزن متوقف شد و من فکر کردم این کار تا یا جایی جواب میده و رهاش کردم
الان که شما داستان لاغر شدنتون رو گفتید تک تک حرفهاتون رو باور کردم چون تجربه اشون کردم….
دقیقا هر وقت که به این فکر نمیکنم چطور و چگونه این اتفاق میوفته و آرامش کامل دارم اون خواسته متجلی میشه و اتفاق میوفته
اونقدر تو زندگی استرس داشتم که الان بعد از انجام تمرینات تازه به آرامش رسیدم و واقعا دیگه به خدا گفتم نمیدونم چطوری… نمیدونم کی…. فقط میدونم تو قادر مطلقی…. تو اونقدر بزرگی که من در برابر بزرگی تو هیچ نیستم….. فقط به خودت میسپرم و وقت زیاد دارم به گوش کردن به ذهن منفی ام….. الان فعلا ذهنم خاموش شو بعد به تو هم میرسم
یه بار استرس این رو داشتم اگر رفتم نمایشگاه کتاب و مجبور شدم تمام پولم رو خرج کنم چطور برگردم؟ تو این فکر بودم که دوستم و پدرش رو دیدم…. با هم کتاب خریدیم و همه پولهام هم خرج نشد و من با دوستم و پدرش برگشتم خونه….. به همین راحتی…. ما نمیدونیم خدا برای ما چه برنامه ای داره…. نمیدونیم دو دقیقه بعدمون تو زندگی امون چه اتفاقی میوفته
همه ما میدونیم توکل کردن و شروع کاری که تهش رو نمیدونیم کار آسونی نیست ولی با وجود خدا… با بودن خدا هر کاری آسون میشه
همونطور که خودش در قرآن گفته
ما هم البته کار او را (در دو عالم) سهل و آسان میگردانیم
اونطور که من متوجه شدم این آیه یعنی :
خدا کار رو آسان میکنه و بعد توفیق حل سختی رو بهش میده و اون شکاف و اون مسئله رو حل میکنه
و بهترین کار و قدم اساسی و اصلی اینه که نگرشمون رو به آرزوهامون و خواسته هامون عوض کنیم و محال و چطور و چگونه رو پاک کنیم و قدم مهمتر (البته برای من) اینه که استرس هام حذف کنم و با آرامش قدم در راه رسیدن به هدفم بردارم
بزرگترین عامل رسیدن به خواسته اقدام کردن بدون توجه به نتیجه با ایمان قلبی به خدا و آرامش چون هیچ چیز جلوی اراده خدا رو نمیگیره
وقتی بدون اذن خدا یه برگ هم به زمین نمی افته….وقتی خدا تو قرآنش چندین بار گفته
“هر کس به خدا توکل کند، خدا برای او کافی است”
خب چطور میشه به این خدا اعتماد نداشت و باور نداشت که این خدا میتونه من و همه رو به آرزوهای قشنگمون برسونه
در زمان بچگی پدر و مادرم میگفتن بچه باید قانع باشه… برای اینکه مطمئن باشیم که روز مبادا میتونیم از پس مشکل بربیایم باید پس انداز داشته باشیم و ما اونقدر پولدار نیستیم که بتوانیم همه چیز داشته باشیم…. همین که سرپناهی داری… همین که نون داری، همین که لباسی برای پوشیدن داری باید خداروشکر بکنی وگرنه خدا همین رو ازت میگیره
کسی که به خدا ایمان داره و به فراوانی و نعمت های بی اندازه خدا ایمان داره نیازی نیست دستهاش رو بسته نگهداره چون این خدا خیلی بخشنده تر از این حرفهاست و باور اینکه خدا آدم رو به خواسته اش میرسونه و خدا مسیر رو ناهموار رو هموار میکنه و ما رو به سر منزل مقصود میرسونه آسان هست و در آغوش خدا و مطمئن به مسیرش ادامه میده
باید باور داشت که خدا من رو آفریده و خودش میدونه من رو چطور هدایت کن
باید باور داشت که خدا همیشه به عهد خودش وفا میکنه و هیچ وقت از عهدش تخلف نمیکنه
باید باور اینکه همیشه شکرگزار نعمت ها و موهبت های الهی باشم
باید بدونم خدایی که کهکشان ها و کیهانی به عظمت رو آفریده پس میتونه بی نهایت رو رقم بزنه و میتونه آدم رو در جایی بفرسته که بهترین جای ممکن باشه…. هر آرزویی رو به بهترین شکل ممکن برآورده کنه
ما وقتی میخواستیم خونه بخریم به خدا گفتم
خدایا یه خونه برامون پیدا کن که قیمتش زیر قیمت باشه…. و همین اتفاق افتاد… خونه ای زیر قیمت خریدیم و از وقتی خونه امون رو تو دیوار دیدم تا نوشتن قولنامه ۵ ساعت هم طول نکشید
فلورانس اسکاول شین در کتاب چهار اثر میگه :
بخواهید تا خواسته ی شما اجابت شود، بجویید تا بیابید، در بزنید که بی شک آن در به روی شما باز خواهد شد.
وقتی انسان بتواند بدون هیچ تردیدی آرزو کند بی شک آن آرزو دست یافتنی خواهد شد.
و
من میگم
به خودمون بگیم
خدایا من میخوام به خواسته ام برسم خودت من رو تو این مسیر قرارم بده و خودت برنامه ریزی کن…و کارم رو به ذات پاک و با عظمت پروردگار سپردم که به خوب کسی سپردم 🤗😉
و بدونم
میشه به
تحقق آرزوها ایمان داشت و خودمون رو بندازیم بغل خدا و یاعلی بگیم و……
☔☔☔☔☔☔☔☔☔☔☔☔
من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم 🍃
من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم 🍃
من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم 🍃
من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم 🍃
من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم 🍃
خدایاشکرت 🌷
خدایاشکرت 🌷
خدایاشکرت 🌷