انسان در طول زندگی آرزوهای زیادی در وجودش شکل می گیرد اما فقط تعداد ناچیزی از آنها محقق می شود.
تنها دلیل نرسیدن به خواسته ها ایمان نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند است.

درخواست از خداوند
از کودکی بارها شنیده بودم نباید درخواست های زیادی از خداوند داشته باشیم.
اگر خداوند به ما سلامتی داده است کافی است و گناه دارد اگر درخواست های بیشتری از او داشته باشیم.
اگر صاحب اولاد هستی دیگر نباید از خداوند درخواست های بیشتری داشته باشی.
اگر دستت جلوی مردم کشیده نسیت این از لطف خداوند است و دیگر نباید درخواست های بیشتری داشته باشی.
به شکل های مختلفی در ذهن ما این نگرش شکل گرفته است که اگر می خواهی خداوند تو را دوست داشته باشد نباید از خداوند درخواست کنی. او هرآنچه صلاح بداند به تو می دهد و هرآنچه به تو نداده است حتما صلاح تو نبوده.
بارها شنیده بودم که مومن واقعی اگر در تنگنا و سختی قرار می گیرد باید قناعت کند چون خداوند برای او این شرایط را خواسته و حتما به صلاحش است.
قناعت کردن در ذهن بسیاری از انسانها به مفهوم درخواست نکردن از خداوند است.
بسیاری از ما عقیده داریم که هرآنچه خداوند صلاح بداند به ما عطا می کند بنابراین نباید از خداوند آنچه نداریم یا دوست داریم داشته باشیم را درخواست کنم. چون خداوند خودش بهتر از ما می داند چه چیزی به صلاح ما هست و چه چیزی به صلاح ما نیست.
باور نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند مهمترین دلیل برآورده نشدن آرزوهاست، چرا که فرد به سادگی از خواسته ها و تحقق آرزوهای خود دست بر می دارد و از آنجا که در اطراف ما پر است از آدم هایی که تحقق آرزوهای خود را تجربه نکرده اند و برآورده شدن آرزوها را امری محال می دانند. به سادگی می تواند این نگرش در ذهن ما نیز شکل گرفته است که تحقق آرزوها غیرممکن و محال است.
نزدیک به صد در صد انسانها زمانی که می خواهند به خواسته ها و تحقق آرزوهای خود فکر کنند چون به چگونگی برآورده شدن یا سختی های احتمالی در مسیر رسیدن به آرزوی خود فکر می کنند و همانجا متقاعد می شوند که امکان ندارد آرزوی آنها برآورده شود و به راحتی رویای خود را فراموش می کنند.

تحقق آرزوها
برای رسیدن به آرزوها اولین قدم تغییر نگرش درباره تحقق آرزوهاست.
باید این نگرش که تحقق آرزوها محال است یا شتر در خواب بیند پنبه دانه را به طور کلی از وجود خود پاک کنید.
بهترین روش برای تغییر نگرش درباره تحقق آرزوها این است که انجام مراحل آن را به خداوند واگذار کنید.
این نگرش را در وجود خود قرار دهید:
من ایمان دارم که آرزوهایم توسط خداوند در شرف تحقق است.
هیچ انسانی نمی تواند در برابر اراده خداوند برای تحقق آرزوهای من ایستادگی کند.
هیچ یاس و ناامیدی در وجود من نمی تواند جلوی تحقق آرزوهایم توسط خداوند را بگیرد.
خداوند برای هر مشکل یا مانعی که در مسیر تحقق آرزوهایم با آن مواجه شوم راه حل مناسبی دارد.
افراد شایسته ای در مسیر زندگی من قرار می گیرند که دستان خداوند برای کمک به تحقق آرزوهای من هستند.
در مسیر زندگی ام همزمانی های مختلف به شکل اتفاقات و شرایط گوناگون رخ می دهند که همه در جهت تحقق آرزوهای من هستند.
من سرنوشتم را به کمک خداوند به بهترین نحو می سازم و تجربه ای لذت بخش در زندگی خواهم داشت.

تحقق آرزوهای من
لاغر شدن آرزوی بود که تحقق آن را محال ممکن می دانستم. سالها چاق بودن و بارها تلاش کردن برای لاغر شدن و نتیجه نگرفتن باعث شده بود که باور کنم هرگز لاغر نخواهم شد.
صحبت های اطرافیان درباره اینکه چاقی در خانواده ما ارثی است و من به خاطر تنبل بودن و اراده نداشتن هرگز لاغر نخواهم شد.
آرزوی من لاغر شدن بود اما تحقق آن را غیرممکن می دانستم.
اما زمانی که به لطف خدای مهربان ایده لاغری با ذهن به من الهام شد نور امیدی بر قلب من تابیدن گرفت.
با اینکه فکر کردن به لاغر شدن هم خنده دار بود و انبوه افکار منفی در ذهنم شکل می گرفت که من هرگز لاغر نخواهم شد اما نوری که از سوی خداوند به قلب من تابیده شده بود باعث شد تا بر انبوه افکار منفی غلبه کنم و قدم در مسیر لاغری با ذهن بگذارم.
طولی نکشید که اطمینان پیدا کردم توسط خداوند در مسیر لاغری با ذهن در حال هدایت شدن هستم.
من عادت داشتم هربار که می خواستم برای لاغر شدن اقدام کنم از چند روز قبل به همه اعلام می کردم که تصمیم گرفتم لاغر بشم و این بار تا آخر ادامه خواهم داد. صحبت کردن درباره تصمیم به لاغر شدن باعث حرف و حدیث های زیادی در اطرافیانم می شد که مرا مسخره می کردند که بی خودی تلاش نکن. اگر لاغر بشو بودی تا حالا لاغر می شدی.
اما به شکل عجیبی از وقتی تصمیم گرفتم از قدرت ذهن برای لاغر شدن استفاده کنم به کسی در اینباره چیزی نگفتم. گویی فراموش کرده بودم با دیگران درباره تصمیم خودم صحبت کنم.
بعد از چند روز متوجه شدم که من برای اولین بار به کسی نگفتم که قصد لاغر شدن دارم و همین موضوع باعث شد که باور کنم واقعا توسط خداوند در حال هدایت در مسیر لاغر شدن هستم.

از همان اول این نگرش را در خودم ایجاد کردم که اینبار قرار است توسط خداوند لاغر شوم.
ناگفته نماند که قبل از شکل گیری ایده لاغری با ذهن آرزوی پرداخت بدهکاری های من برآورده شده بود و چون ایمان داشتم تحقق این آرزو فقط توسط خداند صورت گرفت است چون من ده سال بود برای پرداخت بدهکاری هایم تلاش می کردم اما هر سال بدهکارتر می شدم.
همان شرایطی که سالها برای لاغر شدن تجربه کرده بودم که هر سال بارها رژیم می گرفتم اما هر سال چاق تر می شدم در مورد بدهکاری هایم نیز تجربه کرده بودم. هر سال تلاش می کردم بدهکاری هایم را پرداخت کنم اما هر سال بدهکارتر می شدم.
از آنجا که بعد از درخواست از خداوند برای پرداخت بدهکاری ها توانستم در کمتر از یک سال تمام بدهی های ده ساله را پرداخت کنم ایمان داشتم که این معجزه ای در زندگی من بوده است که فقط از عهده خداوند بر می آید.
به همین دلیل وقتی ایده لاغری با ذهن در وجود من شکل گرفت با اینکه از نظر خودم لاغر شدن محال بود اما به خودم گفتم سال قبل من یک آرزوی محال کردم و خداوند در کمتر از یک سال آن را برآورده کرد حالا که خود خداوند آرزوی لاغر شدن را در قلب من قرار داده است پس حتما این آرزو هم برآورده خواهد شد.
ماه ها گذشت و من هر روز در حال مطالعه و تحقق درباره قدرت ذهن و تاثیر آن بر جسم و چگونگی استفاده از قدرت ذهن برای تغییر جسم بودم و هیچ نشانه ای از لاغر شدن در خودم نمی دیدم اما ذره ای از ایمان من نسبت به تحقق آرزوی لاغر شدن در وجودم کاسته نشده بود.
هر روز با اشتیاق و انگیزه برای کشف تازه های دیگری درباره قدرت ذهن از خواب بیدار می شدم و تلاش می کردم تمام وقت های آزاد و بیکاری در مغازه را مشغول تحقیق و یادگیری کنم و به لطف خداوند نشانه های تحقق آرزوی لاغری بعد از حدود ۱۵ ماه نمایان شد.
من در این مدت هیچ فعالیت ورزشی برای لاغر شدن انجام نداده بودم و از هیچ برنامه رژیمی برای لاغری استفاده نکرده بودم اما جسم من مقداری لاغر شده بود به شکلی که اطرافیان به من می گفتند که نسبت به ماه یا هفته قبل لاغر شدی.
شنیدن نشانه های تحقق آرزوی لاغری اشتیاق و انگیزه من را برای ادامه دادن و واضح تر کردن معجزه خداوند در وجودم بیشتر شد.
آنچه باعث غلبه بر انواع افکار منفی در وجودم شد که همیشه مرا برای لاغر شدن مورد تمسخر قرار می داد این بود که من مسئولیت تحقق آرزوی لاغر شدن را به عهده خداوند گذاشته بودم.

از آنجا که برای اولین بار در زندگی بود که بدون رژیم و ورزش و از طریق انجام تمرینات ذهنی در حال تلاش برای لاغر شدن بودم، خودم را در تحقق آرزوی لاغری هیچ کاره می دانستم و باور داشتم که این بار قرار است توسط خداوند رویای لاغری من محقق شود.
به همین دلیل هر بار که درک جدیدی از چگونگی لاغری با ذهن در وجود من شکل می گرفت ایمان داشتم که این هدایتی از سوی خداوند است که دارد مرا در مسیر لاغری با ذهن هدایت می کند.
نکته جالب توجه اینکه نه تنها تحقق رویای لاغر شدنم را به خداوند سپرده بودم بلکه بعد از واضح شدن نشانه های لاغری و هدایت شدنم به مسیر آموزش لاغری با ذهن تحقق رویای گسترش روش لاغری با ذهن در جهان را نیز به عهده خداوند قرار دادم و من در این سالها فقط ایده های الهی که در شرایط و به شکل های مختلف به من الهام شده است را اجرا کرده ام و به لطف خدای مهربان در طی چند سال نتایج گسترش لاغری با ذهن شگفت انگیز بوده است.
اگر به نحوه آشنایی خود با سایت تناسب فکری فکر کنید متوجه خواهید شد که خداوند چگونه آرزوی من را از طریق هدایت شما به سایت تناسب فکری برآورده کرده است بدون اینکه من هیچ اقدامی برای پیدا کردن شما یا قانع کردن شما برای استفاده از محتوای سایت تناسب فکری کرده باشم.
من هیچ اقدامی برای پیدا کردن علاقمندان به لاغری با ذهن انجام نداده ام و خداوند مهربان به بی نهایت شکل افرادی که آرزوی لاغر شدن داشته اند را به سمت من و سایت تناسب فکری هدایت کرده است.
اطمینان دارم هر فردی که این نوشته را می خواند با داستان لاغر شدن و گسترش لاغری با ذهن مواجه شده است به خاطر می آورد که در فلان سال به شکلی مشابه که از نظر او معجزه بوده است فلان آرزویش برآورده شده است.
حتما به خاطر می آورید که دوست داشتید فلان خانه را بخرید یا در فلان شرکت مشغول کار شوید و یا حتی با فردی دوست شوید یا وسیله ای را داشته باشید اما از نظر منطقی امکانپذیر نبوده است و امیدی به برآورده شدن خواسته خود نداشته اید ولی بعد از مدتی که معمولا این موضوع را فراموش کرده اید در موقعیتی قرار گرفتید که دقیقا خواسته شما برآورده شده است.
همه ما در زندگی موارد مشابهی را تجربه کرده ایم که خواسته های ما برآورده شده است به شکلی که اطمینان داشتیم این یک معجزه بوده که من در آن شرایط به خواسته ام رسیده ام.

خداوند می تواند بی نهایت اتفاق را رقم بزند تا شما به خواسته خود برسید درحالی که به دیگران آسیب وارد نشود.
فردی تصمیم به نقل مکان می گیرد و جا برای استخدام شما باز می شود.
صاحب خانه ای که دوست دارد با قیمتی پایین تر از عرف بازار خانه را به شما بفروشد یا اجاره دهد.
فردی که با تمام کم و کاستی ها دوست دارد از شما خرید کند و خیر و برکت وارد زندگی شما می شود.
همزمانی های مختلفی در زندگی همه ما رقم خورده است که باعث تحقق آرزوهایمان شده است که وقتی برای دیگران شرح داده ایم باعث حیرت و تعجب آنها شده است. این موارد همان خواست و اراده خداوند برای تحقق آرزوهایی است که به اشکال مختلف در وجود ما ایجاد شده اند.
نکته حائز اهمیت اینکه در زندگی همه انسانها نشانه های مختلف از عملکرد خداوند در تحقق آرزوهای افراد وجود دارد اما همواره نسبت به تحقق آرزوهای خود شک و تردید داریم چرا که هیچوقت روی خدا حساب نمی کنیم و هربار که به رویاهای خود فکر می کنیم این نگرش که چطور و چگونه باید به خواسته ام برسم باعث می شود که از تحقق آرزوهای خود ناامید شویم.
باید از آنچه خداوند تاکنون در زندگی ما انجام داده است برای تقویت ایمان و اشتیاق تحقق آرزوهایمان استفاده کنیم.
باید زمان هایی که کارها به شکل معجزه وار انجام شده است و در حالی که تصورش هم برای ما سخت بوده است آرزوی ما برآورده شده است را به خاطر بیاوریم تا ایمان و توکل ما به خداوند برای تحقق آرزوهایمان بیشتر شود.
باید با یادآوری کارهایی که خداوند در زندگی ما انجام داده است این نگرش که انجام امور مربوط به تحقق آرزوها را باید به خداوند واگذار کرد را در وجود خود تقویت کنیم.
فقط خداوند می داند چگونه اوضاع و شرایط را مطابق با تحقق آرزوهای ما تغییر دهد.
زمانی که افراد متوجه لاغری من شدند و درباره چگونه لاغر شدنم سوال می کردند برنامه یا ایده ای برای آموزش لاغری به دیگران نداشتم چون اولا هنوز به شرایط ایده آل نرسیده بودم و ثانیا در خودم لیاقت یا توانایی آموزش دادن نمی دیدم.
اکنون که به گذشته نگاه می کنم برای من واضح می شود که قرار گرفتن در مسیر آموزش لاغری به دیگران برنامه ای بود که توسط خداوند در مسیر زندگی من ایجاد شد تا تمرکز و مهارت من در لاغری با ذهن بیشتر شود.

چه بسا اگر سوال کردن ها و درخواست های علاقمندان نبود من به این شکل موضوع لاغری با ذهن را دنبال نمی کردم و آنچه آموخته بودم فقط مورد استفاده خودم یا چند نفر از اطرافیانم محدود می شد.
اما خداوند به شیوه خود که از قدرت تفکر انسان فراتر است طی یک شب که از نظر من یک معجزه الهی بود عده زیادی را دور من جمع کرد و آنها را مشتاق یادگیری لاغری با ذهن قرار کرد و به این طریق من را در مسیر آموزش و گسترش لاغری با ذهن قرار داد.
چه بسا اگر اصرار و اشتیاق آنها نبود من هرگز فکر ضبط کردن فایل های صوتی درباره لاغری با ذهن در وجود من شکل نمی گرفت. خداوند قبل از تولید محتوا و آموزش، شنونده ها و افراد مشتاق را دور من جمع کرد.
اگر احساس شور و شعف استفاده کنندگان از محتوای آموزشی را نمی دیدم شاید هرگز فکر آموزش لاغری با ذهن در وجود من شکل نمی گرفت.
اگر نتایج عالی و شگفتی ساز شدن شرکت کننده ها نبود هرگز انگیزه و اشتیاقی برای تولید محتوای لاغری با ذهن نداشتم.
به وضوح مشخص است که رد پای خداوند در تمام این اتفاقات و همزمانی ها وجود دارد.
چگونه من می توانستم افرادی که هرگز ندیده و نمی شناختم را از سراسر ایران و بعدا جهان عضو گروه لاغری با ذهن کنم بدون اینکه تبلیغات یا کار خاصی انجام داده باشم.
چگونه می توانستم بر عملکرد شرکت کننده ها نظارت داشته باشم درصورتی که هر کدام در شهر و خانه خود مشغول استفاده از این محتوا بودند.
هیچ کاری از من ساخته نبود و همه آنچه رقم خورد فقط از عهده خداوند بر می آید.
اینکه افراد مشتاق و آماده را به شکل های مختلف با من و گروه لاغری با ذهن آشنا کرد.
اینکه اطمینان و ایمان قلبی در آنها ایجاد کرد تا با اشتیاق در مسیر لاغری با ذهن قدم بردارند و نتایج عالی کسب کنند. به قدری اشتیاق و انگیزه این دوستان زیاد بود که خیلی زودتر از من که این روش را آموزش می دادم نتایج عالی گرفتند.
چگونه می شود من که هرگز سابقه فعالیت آموزشی نداشتم بدون استفاده از کلاس های آموزشی یا دوره های خاص برای آموزش و فن بیان به آن شکل عالی و مسلط به امر آموزش درباره لاغری با ذهن ساعت ها فایل صوتی ضبط کردم؟!
چه اتفاقی رخ داد که افراد بدون اینکه من را بشناسند یا از محل زندگی من اطلاع داشته باشند و فقط به واسطه آشنایی با من در تلگرام به من و این روش اعتماد کنند و بهای استفاده از دوره های آموزشی را پرداخت می کردند تا در لیست افراد شرکت کننده ماه های بعد قرار گیرند.

اینها فقط برخی از نشانه های واضح ردپای خداوند در تحقق آرزوهای من بود که فقط در جنبه کسب و کار و سلامتی رخ داد.
در جنبه های مختلف به همین صورت رد پای خداوند را در شکل دهی همزمانی های موثر در تحقق آرزوهایم دیدم و تجربه کردم.
این اتفاقات و همزمانی هایی که برای من رخ داده است فقط مختص به من نیست.
من هیچ تفاوتی با شما و هر انسان دیگری ندارم.
هیچ سابقه مذهنی درخشانی ندارم که شاید با خود تصور کنید به این دلیل مورد لطف خداوند قرار گرفته ام.
هیچ سابقه تحصیلات دانشگاهی و اخذ مدارک مختلف برای آموزش لاغری با ذهن کسب نکردم چون اصلا همچین رشته تحصیلی هنوز که هنوزه وجود نداره و باور اینکه می شود با قدرت ذهن و بدون داشتن برنامه های رژیمی و ورزشی شد برای بسیاری از انسانها در سراسر جهان غیرقابل باور است.
توجه به این موضوع که فاصله بین زندگی در شرایط قبلی از هر نظر و زندگی در شرایط جدید در جنبه های مختلف فقط دو سال بود.
قطعا در دو سال هیچ فردی نمی تواند تغییرات گسترده در جنبه های مختلف وجود خویش ایجاد کند تا بتواند به این شکل گسترده زندگی خود را تغییر دهد.
بنابراین تنها عاملی که موجب تغییر گسترده در زندگی من شد تفاوت در نگرش من به خداوند در تحقق آرزوهایم بود.
من مسئولیت برنامه ریزی و مدیریت تحقق آرزوهایم را به خداوند واگذار کردم و اکنون که در این شرایط هستم به شما اطمینان می دهم که او مدیری مدبر برای هدایت شما به سمت خوشبختی و تحقق آرزوهایتان است.
فقط کافی است ابتدا تصمیم بگیرید که برنامه ریزی تحقق آرزوهای خود را به خداوند واگذار کنید.
سپس سعی کنید فکر کردن به چگونه برآورده شدن آرزوهای خود را متوقف کنید و فقط به اینکه خداوند به عهد خود وفا می کند فکر کنید.

هر زمان فکری در ذهن شما مرور شد که چطور و چگونه می خواهید به خواسته هایتان برسید فقط مرور نگرش هایی مانند اینکه:
- من به معجزات الهی ایمان دارم.
- من به وفاداری خداوند ایمان دارم.
- من به برنامه ریزی خداوند ایمان دارم.
- من برای آنچه از خداوند در زندگی ام هدیه گرفته ام سپاسگزارم
مرور کردن این جملات و مشابه آن به شکل واضح از فشار افکار منفی درباره تحقق نیافتن آرزوها کم خواهد کرد.
در نهایت با آرامش و احساس خوب زندگی کنید و هر قدمی که می توانید به سمت تحقق خواسته هایتان بردارید را حتما به اجرا بگذارید.
خداوند از طریق ایده هایی ساده که با شرایط فعلی شما سازگار است تحقق آرزوهایتان را برنامه ریزی می کند.
ممکن است این سوال در ذهن شما ایجاد شود که:
من نمی دانم الهامات الهی چگونه هستند یا به چه صورت به من الهام می شوند.
لازم به توضیح است که الهامات الهی چیزی جدا از وجود شما نیست. یعنی نه به شکل صدایی عجیب به شما گفته خواهد شد نه به صورت تصویری در پیش چشمانتان ظاهر خواهد شد که شگفت زده شوید که خداوند با شما صحبت کرده است.
بلکه به شکل عادی و دقیقا منطبق با شرایط فعلی تان به صورت شکل گیری تمایل و ترغیب به شما گفته می شود.
مثلا خواسته شما خریدن خانه یا خریدن ماشین است.
در وجود خود ترغیب می شوید که درباره خانه و ماشین مورد علاقه خود فیلم یا تصویر یا … ببینید. یا ترغیب می شوید که به فلان بنگاه معاملات مسکن مراجعه کنید و درباره خواسته خود سوال کنید.
در مثالی دیگر ممکن است خواسته شما داشتن شغل خاص یا کسب و کار اینترنتی باشد.
این ترغیب در وجود شما شکل می گیرد که درباره شغل مورد علاقه خود تحقیق کنید. به دنبال مکان ها یا موقعیت هایی که شغل مورد نظر شما در آنجا جاری است بگردید. حتی ممکن است ترغیب شوید به یکی از این شرکت ها رفته و بازدیدی از محل کار مورد علاقه خود داشته باشید.
آنچه مهم است اینکه همیشه الهامات الهی در مسیر تحقق آرزوهایتان به شکل تمایل و ترغیب در شما شکل می گیرد.
فقط کافی است به همین ایده های کوچک و به ظاهر بی فایده عمل کنید و به آنچه در وجودتان نسبت به انجام آن ترغیب شده اید اهمیت قائل شوید و قدم بردارید و آنچه به انجامش ترغیب شده اید را تجربه کنید.
با انجام این کار تاثیرات عمیق و متنوعی بر ذهن ناخودآگاه خود خواهید گذاشت که با هیچ کتاب و دوره آموزشی نمی توانید تا این حل بر ذهن خود تاثیرگذار باشید.
با انجام ایده ها شما در حال تصویرسازی درباره خواسته خود در ذهن ناخودآگاه هستید. در حال جمع آوری کردن اطلاعات در مغز خود درباره موضوع مورد علاقه تان هستید.
این کارهای به ظاهر ساده محرک های قوی دنیای مادی هستند که بر نیروی خلاق و بی نهایت خداوند تاثیر گذاشته و برنامه تحقق آرزوهایتان طرح ریزی و قدم به قدم اجرا می گردد.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

امتیاز 4.62 از 82 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



🌺بسم الله الرحمن الرحیم 🌺
با سلام
و
تشکر از استاد عطاروشن عزیز🙏🌺
من سالهای زیادیه که با قانون جذب آشنا شدم…. سالهاست قوانین هستی رو میدونم… سالهای زیادی تعداد زیادی عبارت تاکیدی میگفتم و استرس زیادی داشتم و هرچقدر هم بیشتر عبارت تاکیدی میگفتم بیشتر استرس میگرفتم و یه مدت متوقف میکردم، باز برمیگشتم سر قانون جذب
استرس من هم این بود که چطور؟ کی؟ مگه میشه؟ مگه داریم همچین چیزی؟ واقعا؟ نه بابا برای من اتفاق نمیوفته
یه بار برای لاغری از خودم یا عبارت تاکیدی اختراع کردم که میگفتم
“من هر روز باریکتر و زیباتر میشوم”
واقعا تا زمانی که باور داشتم بهش و با باور انجام میدادم و بدون استرس لاغر هم شدم بدون رژیم و ورزش…. ولی کاهش وزن متوقف شد و من فکر کردم این کار تا یا جایی جواب میده و رهاش کردم
الان که شما داستان لاغر شدنتون رو گفتید تک تک حرفهاتون رو باور کردم چون تجربه اشون کردم….
دقیقا هر وقت که به این فکر نمیکنم چطور و چگونه این اتفاق میوفته و آرامش کامل دارم اون خواسته متجلی میشه و اتفاق میوفته
اونقدر تو زندگی استرس داشتم که الان بعد از انجام تمرینات تازه به آرامش رسیدم و واقعا دیگه به خدا گفتم نمیدونم چطوری… نمیدونم کی…. فقط میدونم تو قادر مطلقی…. تو اونقدر بزرگی که من در برابر بزرگی تو هیچ نیستم….. فقط به خودت میسپرم و وقت زیاد دارم به گوش کردن به ذهن منفی ام….. الان فعلا ذهنم خاموش شو بعد به تو هم میرسم
یه بار استرس این رو داشتم اگر رفتم نمایشگاه کتاب و مجبور شدم تمام پولم رو خرج کنم چطور برگردم؟ تو این فکر بودم که دوستم و پدرش رو دیدم…. با هم کتاب خریدیم و همه پولهام هم خرج نشد و من با دوستم و پدرش برگشتم خونه….. به همین راحتی…. ما نمیدونیم خدا برای ما چه برنامه ای داره…. نمیدونیم دو دقیقه بعدمون تو زندگی امون چه اتفاقی میوفته
همه ما میدونیم توکل کردن و شروع کاری که تهش رو نمیدونیم کار آسونی نیست ولی با وجود خدا… با بودن خدا هر کاری آسون میشه
همونطور که خودش در قرآن گفته
ما هم البته کار او را (در دو عالم) سهل و آسان میگردانیم
اونطور که من متوجه شدم این آیه یعنی :
خدا کار رو آسان میکنه و بعد توفیق حل سختی رو بهش میده و اون شکاف و اون مسئله رو حل میکنه
و بهترین کار و قدم اساسی و اصلی اینه که نگرشمون رو به آرزوهامون و خواسته هامون عوض کنیم و محال و چطور و چگونه رو پاک کنیم و قدم مهمتر (البته برای من) اینه که استرس هام حذف کنم و با آرامش قدم در راه رسیدن به هدفم بردارم
بزرگترین عامل رسیدن به خواسته اقدام کردن بدون توجه به نتیجه با ایمان قلبی به خدا و آرامش چون هیچ چیز جلوی اراده خدا رو نمیگیره
وقتی بدون اذن خدا یه برگ هم به زمین نمی افته….وقتی خدا تو قرآنش چندین بار گفته
“هر کس به خدا توکل کند، خدا برای او کافی است”
خب چطور میشه به این خدا اعتماد نداشت و باور نداشت که این خدا میتونه من و همه رو به آرزوهای قشنگمون برسونه
در زمان بچگی پدر و مادرم میگفتن بچه باید قانع باشه… برای اینکه مطمئن باشیم که روز مبادا میتونیم از پس مشکل بربیایم باید پس انداز داشته باشیم و ما اونقدر پولدار نیستیم که بتوانیم همه چیز داشته باشیم…. همین که سرپناهی داری… همین که نون داری، همین که لباسی برای پوشیدن داری باید خداروشکر بکنی وگرنه خدا همین رو ازت میگیره
کسی که به خدا ایمان داره و به فراوانی و نعمت های بی اندازه خدا ایمان داره نیازی نیست دستهاش رو بسته نگهداره چون این خدا خیلی بخشنده تر از این حرفهاست و باور اینکه خدا آدم رو به خواسته اش میرسونه و خدا مسیر رو ناهموار رو هموار میکنه و ما رو به سر منزل مقصود میرسونه آسان هست و در آغوش خدا و مطمئن به مسیرش ادامه میده
باید باور داشت که خدا من رو آفریده و خودش میدونه من رو چطور هدایت کن
باید باور داشت که خدا همیشه به عهد خودش وفا میکنه و هیچ وقت از عهدش تخلف نمیکنه
باید باور اینکه همیشه شکرگزار نعمت ها و موهبت های الهی باشم
باید بدونم خدایی که کهکشان ها و کیهانی به عظمت رو آفریده پس میتونه بی نهایت رو رقم بزنه و میتونه آدم رو در جایی بفرسته که بهترین جای ممکن باشه…. هر آرزویی رو به بهترین شکل ممکن برآورده کنه
ما وقتی میخواستیم خونه بخریم به خدا گفتم
خدایا یه خونه برامون پیدا کن که قیمتش زیر قیمت باشه…. و همین اتفاق افتاد… خونه ای زیر قیمت خریدیم و از وقتی خونه امون رو تو دیوار دیدم تا نوشتن قولنامه ۵ ساعت هم طول نکشید
فلورانس اسکاول شین در کتاب چهار اثر میگه :
بخواهید تا خواسته ی شما اجابت شود، بجویید تا بیابید، در بزنید که بی شک آن در به روی شما باز خواهد شد.
وقتی انسان بتواند بدون هیچ تردیدی آرزو کند بی شک آن آرزو دست یافتنی خواهد شد.
و
من میگم
به خودمون بگیم
خدایا من میخوام به خواسته ام برسم خودت من رو تو این مسیر قرارم بده و خودت برنامه ریزی کن…و کارم رو به ذات پاک و با عظمت پروردگار سپردم که به خوب کسی سپردم 🤗😉
و بدونم
میشه به
تحقق آرزوها ایمان داشت و خودمون رو بندازیم بغل خدا و یاعلی بگیم و……
☔☔☔☔☔☔☔☔☔☔☔☔
من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم 🍃
من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم 🍃
من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم 🍃
من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم 🍃
من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم 🍃
خدایاشکرت 🌷
خدایاشکرت 🌷
خدایاشکرت 🌷
🌺 **بسم الله الرحمن الرحیم** 🌺
با سلامی سرشار از احترام و محبت و با تشکری عمیق از استاد عزیز و مهربان، استاد عطاروشن 🙏🌸 و سلام به همه دوستان نازنین و همراهان مسیر آگاهی، آرامش و رشد 🌷✨
راستش من سالهای زیادی است که با قانون جذب آشنا شدهام… سالهای زیادی است که درباره قوانین هستی شنیدهام، خواندهام، فکر کردهام و در این مسیر تجربههای مختلفی داشتهام 🌌📖. از همان سالها، همیشه در دلم شوقی بود برای اینکه بفهمم این جهان چطور کار میکند، چرا بعضی خواستهها برآورده میشوند و بعضی نه، چرا گاهی چیزی را به شدت میخواهیم اما از ما دور میشود، و چرا گاهی وقتی رهایش میکنیم، خودش آرامآرام به سمت ما میآید… 🌿💫
من مدتهای طولانی با عبارتهای تاکیدی زندگی کردم. بارها و بارها آنها را تکرار کردم، نوشتم، با خودم زمزمه کردم، حتی با امید و اشتیاق به آنها چنگ زدم… اما در کنار آن، چیزی درونم بود که آرام نمیگرفت: **استرس** 😔 هر چه بیشتر عبارت تاکیدی میگفتم، گاهی استرسم هم بیشتر میشد. مدام در ذهنم سوال میچرخید: **چطور؟ کی؟ مگه میشه؟ مگه داریم همچین چیزی؟ واقعاً؟ نه بابا… برای من که اتفاق نمیافته…** و همین سؤالها مثل خوره به جان ایمانم میافتادند و آرامش را از من میگرفتند 🌀💭
گاهی مدتی با انگیزه پیش میرفتم، بعد خسته میشدم، متوقف میکردم، دوباره برمیگشتم… انگار بین امید و تردید، بین خواستن و نترسیدن، مدام در رفت و آمد بودم. نه اینکه نخواهم… نه… اتفاقاً خیلی هم میخواستم… اما خواستنِ من گاهی آمیخته با اضطراب بود، و همین اضطراب مثل غباری روی شیشه ایمانم مینشست و اجازه نمیداد با وضوح ببینم 🌫️🪞
یادم هست یک بار برای لاغری، خودم یک عبارت تاکیدی ساخته بودم. با شوق به خودم میگفتم: **«من هر روز باریکتر و زیباتر میشوم»** 🌸🤍 و جالب اینجاست که تا وقتی واقعاً به این جمله باور داشتم، تا وقتی از ته دل با آن همراه بودم و بدون استرس تکرارش میکردم، نتیجه هم گرفتم. بدون رژیم… بدون ورزش… آرامآرام لاغر شدم ✨👗 این تجربه برای من خیلی ارزشمند بود، چون با تمام وجودم فهمیدم وقتی باور هست، وقتی اجبار و ترس نیست، اتفاقها میتوانند خیلی طبیعیتر از چیزی که فکر میکنیم رقم بخورند.
اما بعد از مدتی کاهش وزنم متوقف شد. و من، به جای اینکه عمیقتر نگاه کنم، خیلی زود نتیجه گرفتم که «پس این روش هم فقط تا یک جایی جواب میدهد.» و رهایش کردم… امروز که به آن زمان نگاه میکنم، میفهمم شاید مشکل از خود روش نبود، بلکه از جایی شروع شد که دوباره استرس وارد ذهنم شد، دوباره «چطور» و «کی» آمدند، دوباره ذهنم خواست همه چیز را کنترل کند و به زور جلو ببرد 🧠⚠️
حالا که شما، استاد عزیز، داستان لاغر شدنتان را تعریف کردید، من تکتک حرفهایتان را با جان و دل باور کردم… چون ردّ تجربههایش را در زندگی خودم دیده بودم 🌷 من این را لمس کردهام که هر وقت آرام هستم، هر وقت از ذهنم سؤالهای وسواسگونه کنار میروند، هر وقت دیگر نمیپرسم «چگونه؟ از چه راهی؟ چه زمانی؟»، خواستهام راه خودش را پیدا میکند و متجلی میشود 🌈✨
انگار خواستهها در فضایی از آرامش، بهتر رشد میکنند؛ درست مثل بذرهایی که در خاک نرم و نور مناسب و آب کافی، آرامآرام ریشه میدهند 🌱☀️💧 اما وقتی ما مدام با دست خودمان خاک را کنار میزنیم که ببینیم «چرا جوانه نزد؟» یا «کی میخواهد سبز شود؟»، در واقع داریم مانع رشدش میشویم. من حالا این را بهتر از همیشه میفهمم.
آنقدر در زندگیام استرس داشتم که شاید سالها بدنم و روحم طعم آرامش واقعی را نچشیده بودند… استرسِ آینده، استرسِ نتیجه، استرسِ پول، استرسِ سلامتی، استرسِ رسیدن، استرسِ نرسیدن… و حالا بعد از انجام تمرینها، تازه دارم نفس راحت میکشم… تازه دارم به آرامشی میرسم که مدتها گمش کرده بودم 🕊️🤍
این روزها با تمام وجودم به خدا میگویم: **خدایا، من نمیدانم چطور… نمیدانم کی… فقط میدانم تو قادر مطلقی… تو آنقدر بزرگی که من در برابر عظمت تو هیچم… پس خودم و خواستههایم را به تو میسپارم** 🤲✨ و این سپردن، برای من فقط یک جمله نیست؛ یک حس عمیق است. یعنی دیگر نمیخواهم همه چیز را با ذهن محدود خودم کنترل کنم. یعنی میخواهم کمی ساکت شوم، کمی از این هیاهوی ذهنی فاصله بگیرم و به خدا اجازه بدهم راه را نشانم بدهد 🌌💙
حتی گاهی به ذهن منفیام هم میگویم: «الان فعلاً خاموش شو… بعداً به تو هم میرسم!» 😄🫢 چون فهمیدهام این ذهن، اگر رها شود، مدام سناریوهای ترسناک میسازد، مدام از کمبود حرف میزند، مدام میخواهد مرا از حرکت بازدارد. اما من دیگر نمیخواهم بردهی این صداهای منفی باشم.
یک بار استرس عجیبی داشتم… قرار بود به نمایشگاه کتاب بروم و در ذهنم مدام این نگرانی میچرخید که اگر تمام پولم خرج شود، چطور برگردم خانه؟ 😟📚 درگیر همین فکرها بودم که ناگهان دوستم و پدرش را دیدم. با هم کتاب خریدیم، نهتنها همه پولم خرج نشد، بلکه همراه آنها خیلی راحت برگشتم خانه 🚗🌸 به همین سادگی… همان لحظه دوباره فهمیدم ما واقعاً نمیدانیم خدا چه برنامههایی برایمان چیده… ما نمیدانیم دو دقیقه بعد در زندگیمان چه اتفاقی میافتد… ما فقط تکهای از مسیر را میبینیم، اما خدا کل نقشه را میبیند 🗺️✨
همه ما در حد حرف میدانیم که توکل کردن کار خوبی است… اما واقعیت این است که **توکل واقعی**، آنهم وقتی تهِ مسیر را نمیبینی، اصلاً کار آسانی نیست. آسان نیست که قدم برداری وقتی هنوز نتیجه را نمیدانی… آسان نیست که دل بسپاری وقتی هنوز نشانههای آشکار ندیدهای… اما با وجود خدا، همه چیز رنگ دیگری میگیرد 🌿🤍 با بودن خدا، دل محکمتر میشود. با بودن خدا، راههای بسته باز میشوند. با بودن خدا، سختیها ترسناک نمیمانند.
همانطور که خود خداوند در قرآن فرموده: **«ما هم البته کار او را سهل و آسان میگردانیم.»** 📖✨ من از این آیه اینگونه میفهمم که خدا اول راه را برای بندهاش هموار میکند، بعد توان عبور از سختی را هم به او میدهد. یعنی فقط مسئله را حل نمیکند، بلکه ظرفیت حل کردن را هم درون انسان ایجاد میکند 🌱💛 چه درکی از این زیباتر؟ این یعنی من در مسیر خواستههایم تنها نیستم… این یعنی اگر قدم بردارم، کمک الهی هم میرسد… این یعنی قرار نیست همه چیز را خودم، به تنهایی، با ترس و فشار، پیش ببرم.
از نظر من، یکی از مهمترین قدمها این است که **نگرشم را نسبت به خواستههایم عوض کنم** 🌸 باید «محال» را از ذهنم پاک کنم. باید «چطور و چگونه» را کمی کنار بزنم. باید به جای تمرکز بر موانع، روی بزرگی خدا تمرکز کنم. و از همه مهمتر، برای من این است که استرسهایم را کم کنم… چون فهمیدهام استرس، یکی از بزرگترین سدهای رسیدن به خواستههاست 🚫😣
بزرگترین عامل رسیدن به خواسته، از نگاه من، **اقدام کردن بدون چسبیدن بیمارگونه به نتیجه** است؛ همراه با ایمان قلبی به خدا و آرامش درونی 🌈🤲 چون هیچ چیز نمیتواند جلوی اراده خدا را بگیرد. وقتی بدون اذن او حتی برگی از درخت به زمین نمیافتد 🍃 وقتی خدا در قرآن بارها فرموده: **«هر کس به خدا توکل کند، خدا برای او کافی است.»** پس چطور میشود به چنین خدایی اعتماد نکرد؟ چطور میشود باور نداشت که او میتواند ما را به زیباترین آرزوهایمان برساند؟ 💖
خیلی از باورهای کودکیِ ما، ناخواسته در ذهنمان ریشه دواندهاند… مثلاً بارها شنیده بودیم: «بچه باید قانع باشد.» «برای روز مبادا باید فقط پسانداز کرد.» «ما آنقدر پولدار نیستیم که همه چیز داشته باشیم.» «همین که نان و لباس و سرپناه داری، کافی است؛ اگر بیشتر بخواهی، شاید خدا همینها را هم از تو بگیرد.» این جملهها شاید از سر دلسوزی گفته میشدند، اما خیلی وقتها در ذهن ما بذر **کمبود** میکاشتند 🌾 بذرِ این باور که دنیا محدود است… نعمت کم است… سهم ما اندک است… و ما نباید زیاد بخواهیم.
اما کسی که به خدا ایمان دارد و به فراوانی بیپایان نعمتهای الهی باور دارد، لازم نیست دستهایش را بسته نگه دارد 🙌✨ خدای ما خدای کمبود نیست… خدای ما خدای دریای بیکران است… خدای ما از بخشیدن خسته نمیشود… از خواستن ما ناراحت نمیشود… از آرزوهای قشنگ ما دلگیر نمیشود… بلکه خودش آرزو را در دل ما میگذارد و راه رسیدن را هم باز میکند 💎🌊
چقدر زیباست که انسان باور کند خدا او را به خواستهاش میرساند… باور کند که خدا مسیر ناهموار را هموار میکند… باور کند که خدا وقتی بخواهد، درهای بسته را یکییکی باز میکند 🚪✨ آن وقت آدم در آغوش خدا آرام میگیرد و با اطمینان به مسیرش ادامه میدهد.
ما باید باور داشته باشیم که خدایی که ما را آفریده، بهتر از هر کسی میداند چطور ما را هدایت کند 🌌🤍 باید باور داشته باشیم که او همیشه به عهدش وفادار است و هرگز خلاف وعدهاش عمل نمیکند. باید یاد بگیریم شکرگزار نعمتها و موهبتهایش باشیم، حتی قبل از آنکه همه خواستههایمان محقق شوند 🍀🙏 چون شکرگزاری، یعنی دیدنِ حضور خدا در لحظهلحظه زندگی.
وقتی به عظمت آفرینش نگاه میکنم، به کهکشانها، به آسمان، به وسعت بینهایت جهان… با خودم میگویم خدایی که این همه بزرگی را آفریده، مگر نمیتواند خواستهی کوچک من را هم برآورده کند؟ 🌠 خدایی که این نظم شگفتانگیز را پدید آورده، مگر نمیتواند مرا در بهترین جا، بهترین موقعیت و بهترین زمان قرار دهد؟ مگر نمیتواند آرزوهای مرا به زیباترین شکل ممکن برآورده کند؟ معلوم است که میتواند… و خیلی بیشتر از آنچه ذهن محدود من تصور میکند 💫
من این دست قدرت خدا را در زندگیام دیدهام. وقتی میخواستیم خانه بخریم، به خدا گفتم: **«خدایا، خانهای برایمان پیدا کن که قیمتش زیر قیمت واقعی باشد.»** 🏡✨ و دقیقاً همین اتفاق افتاد! خانهای پیدا شد که زیر قیمت بود، و از لحظهای که آگهیاش را در دیوار دیدم تا نوشتن قولنامه، حتی پنج ساعت هم طول نکشید 😍📝 اینها برای من فقط «اتفاق» نیستند… اینها نشانهاند… نشانهی حضور خدایی که وقتی به او توکل میکنیم، میتواند راهها را از جایی باز کند که حتی فکرش را هم نمیکنیم.
فلورانس اسکاول شین در کتاب *چهار اثر* جملهی بسیار زیبایی دارد: **«بخواهید تا خواستهی شما اجابت شود، بجویید تا بیابید، در بزنید که بیشک آن در به روی شما باز خواهد شد.»** 📘🌷 چقدر این جمله عمیق و آرامشبخش است… یعنی تو فقط بخواه… فقط صادقانه بخواه… فقط دست از تردید بردار… وقتی انسان بتواند بدون تردید آرزو کند، بیشک آن آرزو دستیافتنی خواهد شد 🌟
و من امروز از ته دل به خودم میگویم و دوست دارم همه ما هم به خودمان بگوییم: **«خدایا، من میخواهم به خواستهام برسم. خودت من را در این مسیر قرار بده… خودت برنامهریزی کن… و من کارم را به ذات پاک و باعظمت تو میسپارم.»** 🤲💖 چه آرامشی بالاتر از این؟ اینکه آدم بداند کارش را به بهترین پشتیبان سپرده… به خدایی که هم مهربان است، هم توانا، هم شنوا، هم نزدیک… 🌸
من واقعاً باور دارم که میشود به تحقق آرزوها ایمان داشت… میشود خودمان را در آغوش خدا رها کنیم… میشود دل را آرام کرد… میشود «یا علی» گفت و قدم برداشت… میشود بدون دیدن همهی پلهها، راه افتاد… چون وقتی خدا هست، نور هست… راه هست… امید هست… و رسیدن هم هست ✨🕊️
پس من میخواهم از امروز بیشتر از قبل مراقب افکارم باشم… کمتر بپرسم «چطور؟» کمتر نگران «کی؟» باشم… کمتر به ذهن مضطربم میدان بدهم… و بیشتر به خدا تکیه کنم 🤍
میخواهم آرزو کنم، اما با آرامش… اقدام کنم، اما بدون ترس… توکل کنم، اما واقعی… و زندگی کنم، اما با ایمان به اینکه خدا بهترینها را برای من کنار گذاشته است 🌺💫
در نهایت، من به این درک رسیدهام که راه رسیدن به خواستهها، از دلِ **ایمان، آرامش، اقدام و توکل** میگذرد 🌿 نه از دلِ عجله، ترس، فشار و تردید. و هر وقت یادم رفت، دوباره به خودم یادآوری میکنم: **خدایی که مرا آفریده، راه مرا هم بلد است… خدایی که آرزو را در قلبم گذاشته، رسیدن را هم در تقدیرم میتواند بنویسد… پس کافی است دل بدهم، قدم بردارم، و آرام بمانم.** 🤲🌸✨
و چه زیباست که انسان بداند: میشود به خدا اعتماد کرد… میشود با امید زندگی کرد… میشود با آرامش خواست… و میشود با اطمینان، خود را به آغوش امن خدا سپرد 🕊️💖
**یا علی…** 🌹✨
من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم 🍃
من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم 🍃
من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم 🍃
من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم 🍃
من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم 🍃
خدایاشکرت 🌷
خدایاشکرت 🌷
خدایاشکرت 🌷