0

من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم (قدم ۸)

تحقق آرزوها
اندازه متن

انسان در طول زندگی آرزوهای زیادی در وجودش شکل می‌گیرد اما فقط تعداد ناچیزی از آنها محقق می‌شود.

تنها دلیل نرسیدن به خواسته‌ها ایمان نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند است.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 61 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.62 از 82 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42385

61 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

61 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار الهام خضرلو
      ۱۴۰۳/۰۷/۱۹ ۰۷:۰۹
      مدت عضویت: 2606 روز
      امتیاز کاربر: 6438 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,253 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      من به تحقق خواسته هایم توسط خداوند ایمان دارم.

      همه ی ما در زندگی آرزوهاي داشتیم وداریم  که محقق نشده است چرا؟

      چون به تحقق آرزوهایمان توسط خداوند ایمان نداریم .چون می‌خواهیم با عقل منطقی خودمان مسیر رسیدن به آرزوهایمان را ترسیم کنیم و این باعث میشه رسیدن به اهداف در نظرمون سخت وپیچیده ومحال به نظر برسه ما برای تحقق آرزوهایمان باید خدای وجودمان را باور کنیم وباور کنیم که خداوند مسیر آرزوهایمان را می‌داند و او مسیر اهدافمان را هموار می‌کند اوست که همزمانی ها را هماهنگ می‌کند اوست که افراد صالح رو وارد زندگیمان می‌کند اوست که راه حل مسایل ما را می‌داند.

        برای رسیدن به اهداف گام اول این هست که به تحقق خواسته هایمان توسط خداوند ایمان بیاوریم ونکته مهم دیگه این هست که بدون فکر کردن به چطور وچگونه رسیدن به اهداف از خداوند درخواست‌های فراوان داشته باشیم او به همه ی خواسته ها پاسخ میدهد .

      برای خداوند هیج خواسته‌ ای سخت نیس از کودکی به ما گفته اند که قانع باشیم زیاد از خداوند نخواهیم خداوند قهرش میگیره همین که سالمی برو خدارو شکر کن همین که یه سقف بالا سر داری کلاهتو بنداز بالا همین که شوهر داری خوشحال باش خرجتو میده دیگه از خدا چی میخوای خوشی زده زیر دلت و…همه  اینها تماما باورهای اشتباهی هست که در ذهنمان فرو کرده اند وما برای اینکه خداوند از ما راضی باشد به کم قانع شدیم یا دیگر آرزوهاي بزرگ نکردیم در حالی که خداوند بینهایت هست وهر چقدر بخواهیم خداوند تمام خواسته هايمان را محقق می‌کند..

       خداوند صلاح و مصلحت اندیشی نمی‌کند او هر آنچه که ما می‌خواهیم و باور می‌کنیم به ما می‌دهد او کاری به صلاح بودن یا نبودن خواسته هایمان  کاری ندارد او بدون حساب کتاب دنیای مادی هر آنچه را که باور کنیم محقق می‌کند

      یک مثال از خواسته ی من که پسر دار شدن هست میزنم .خیلی از اطرافيانم شنیدم یا مطالبی خواندم که گفته بودند خداوند خودش مصلحت بداند پسر می‌دهد به زور نباید از خداوند چیزی را بخواهیم خداوند صلاح ما را بهتر می‌داند. مثلا شنیدم که فلانی چند تا دختر بچه داشت تا بالاخره خدا بهش پسر داد و اون پسر وقتی بزرگ شد بلای جان پدر ومادرش شد و ناخلف از آب درآمد یا فلانی پسر دار نمی‌شد شوهرش یواشکی زن دوم گرفت و پسر دار شد ولی باز هم اون پسر مایه ننگ وبی آبرویی او شد و معتاد شد و

      یا فلانی به زور از خدا پسر خواست ولی پسرش تو بیست سالگی از دنیا رفت والی ماشاالله دهها  مثال ازین مثال‌ها که شنیدم. 

      من اگر میخواهم به خواسته ام برسم باید این باور اعمال مصلحت توسط خداوند را  درباره ی خواسته هایم رادور بیاندازم من باید نمونه هایی پیدا کنم بعد سالها پسر دار شدن ولی پسرشان یک پسر بینظیر وعالی هست من نباید با این باورهای اشتباه دور خواسته ام خط بکشم واز آن صرف نظر کنم چون هرآنچه من می‌خواهم حتما به صلاحم هست که من آن خواسته در قلبم شکل گرفته اگر صلاح یا خیر برای من درآن خواسته نبود اصلا به آن خواسته فکر نمیکردم.  

      ما باید روزهایی را یاد بیاوریم که به طرز باور نکردنی به خواسته ی خود رسیدیم از جایی که فکرشم نمی‌کردیم صاحب گوشی شدیم یا از جایی که فکر نمی‌کردیم صاحب خانه یا ماشین یا بچه شدیم ما بایدبه یادبیاریم خواسته هایی را که خداوند با ایجاد همزمانی ها مارا به خواسته هایمان رساند .من  وسایل خانه مان را به طور معجزه گونه و توسط خداوند جذب کردم .

      ما اوایل ازدواج وسایل خانه نداشتیم در خانه مادر شوهرم زندگی می‌کردیم تا ساخت خانه مان  تمام شود من این درخواست را به خداوند داده بودم که تا زمان آماده شدن خانه مان وسایل خانه را بخریم در حالی که هیچ پولی نداشتیم وهمسرم با قرض وبدهی زیاد داشت خانه مان را می‌ساخت وخودش به خاطر نبود پول اکثر کارهای خانه را انجام میداد ما هیچ پولی نداشتیم هزینه خورد وخوراکمان را هم خانواه همسرم می‌دادند. ولی خداوند خودش دست به کار شد و وسایل خانه مان شش ماه قبل از تکمیل شدن خانه مان به ما رساند .خداوند همزمانی هارا برای ما ایجاد کرد. 

      همان سال در شهرمان زلزله شده بود دایی همکار همسرم در یک خانه ای مستاجر بودند صاحب آن خانه تهران زندکی میکرد در یک اتاق این خانه وسایل خانه شان را گذاشته بود زلزله به اتاق خانه آسیب وارد کرده بود دایی دوست همسرم به صاحب خانه زنگ میزنه تا بیاد وضعیت اتاق رو ببینه صاحب خانه موقع مهاجرت به تهران وسایل خانه اش را نبرده بود چون ثروتمند بود وقتی میاد تصمیم میگیره همه اونها رو یک جا بفروشه دوست همسرم به طرز عجیبی به همسرم قضیه رو میگه و ما تمام وسایل اون خونه رو به قیمت خیلی پایین وباور نکردنی با یک چک چند ماهه میخریم وسایل عالی با برند قدیمی فرش موکت جاروبرقی آبمیوه گیری مبل میز صندلی با کیفیت تا جایی که هرکس خونه ما میومد از باکیفیت بودن مبل فرش وبقیه وسایل حرف میزد واقعا خدا خودش برنامه تحقق آرزوی مرا چید پانزده سال پیش هنوز سمساری هم  در شهرمان نبود برنامه ی دیوار هم نبود ولی خداوند خودش دست به کار شد من فقط خواستم حتی قدم هم برنداشتم خداوند خودش با دستان خودش همه ی کارهارو انجام داد خودش وسایل خانه مان را تحویل ما داد و رفت .مثال‌های زیادی دارم از جذب گوشی چندین بار یا دریافت غیر منتظره ی هدیه وپول از جاهایی که فکرشم نمیکردم ما با یادآوری این مثال‌ها باید ایمانمان را به خداوند حفظ کنیم وبه تحقق آرزوهایمان توسط خود خداوند ایمان بیاوریم.

      ما باید در باره خواسته هایی که کاری از دستمان بر می‌آید قدمهایمان را برداریم وحرکت کنیم باید به الهامات الهی عمل کنیم الهامات الهی همان ترغیب ها وشور وشوقی هست که برای قدم برداشتن می‌شویم .

      خداوند به طرق مختلف با ما سخن میگوید وبه ما الهام می‌کند او ما را ترغیب به حرکت کردن در مسیر رسیدن به اهدافمان می‌کند ونکته مهم  در الهامات خداونداین هست که تمام الهامات خداوند با شرایط فعلی زندگی ما سازگار است خداوند هم‌سطح زندگی وشرایط ما به ما الهام می‌کند نه بیشتر .اگر ایده ی داری ولی خارج از توان تو هست اون ایده از طرف خدا نیست.

      من به تحقق آرزوهایم توسط خداوند ایمان دارم .من به برنامه الهی ایمان دارم من به وفاداری خداوند ایمان دارم .من به معجزات الهی ایمان دارم .

      من باور دارم که خداوند همواره به من راهها را می‌گوید.

      خدایا شکرت که راحل خواسته هایم را به من می‌گویی خدایا شکرت که به قلبم الهام میکنی خدایا شکرت که در قلبم هستی ومرا هدایت میکنی خدایا شکرت که همواره در بهترین زمان ومکان به کمک من می آیی 

      خدایا مسیر زندگیم را زیبا ولذت بخش وپر از حس ها عالی بگردان خدایا قلبم را باز کن خدایا قلبم را سرشار از عشق به خودت قرار بده 

      خدایا من از تو خودت را میخواهم وخوب می‌دانم اگر تورا داشته باشم راحت به خواسته های دیگرم هم میرسم .

      خدایا تسلیم درگاه تو هستم .خدایا تنها تورا میپرستم وتنها از تو یاری میجویم خدایا من به تو توکل میکنم من به قدرت تو ایمان دارم  وبا قلبی سرشار از آرامش وعشق وبا خیال راحت  زندگی میکنم تا خودت مرا به خواسته های زیبای زندگیم که باعث رشد و گسترش جهان زیبای تو میشه برسم .

      خدایت پناهم باش خدايا همه کسم تویی خدایا خودت مادرم باش خودت پدرم باش خودت خواهرم وبرادرم باش دوستم باش  من باتو به عشق هیچ کس نیاز ندارم تو خودت یکتایی و مرا هم یکتا خلق کردی پس خودت مرا از محبت دیگران بی‌نیاز کن وقلبم را از سرشاراز عشق به خودت کن .

      خدایا تورا بینهایت سپاسگزارم .

      وبیشک خداوند نزدیک هست .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام خضرلو
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۹ ۱۱:۰۷
      مدت عضویت: 2606 روز
      امتیاز کاربر: 6438 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,548 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      من به تحقق آرزوهایم توسط خداوند ایمان دارم.

      من خداوند را مدیر برنامه های خودم کردم. 

      من به معجزات الهی باور دارم .

      تنها راه تحقق آرزوهای ما باور به تحقق آنها توسط خداوند هست. باید باورمون به خداوند رو قوی‌تر کنیم باید به تحقق آرزوهامون توسط خداوند ایمان بیاوریم. 

      به نظر من هم  ایمان خیلی مهمه وایمان داشتن برای ما انسانها  واقعا سخته شرط اول تحقق آرزوها ایمانه وما به راحتی به خداوندو وعده هاش ایمان نمیاریم .باور کردن یک ایمان وباور قلبی میخواد وکسانی که ازین مرحله عبور میکنن به راحتی به خواسته هاشون می‌رسند وبر دوش خداوند سوار می‌شوند وخداوند اونها رو به مقصد میرسونه 

      ما بايد به خداوند ایمان بیاوریم اگر ایمان نیاوریم زندگی بر ما سخت میشه ودر بدحالی زندگی خواهیم کرد وشیطان بر ما چیره خواهد شد .

      منم ایمانم در بعضی وقتها خیلی ضعیف میشه ونمیتونم باور کنم که من هم میتونم به خواسته هام برسم .واحساس ناامیدی میکنم ولی باید روزهایی رو یادم بیارم که ایمانم رو نشون دادم وخداوند کارها رو یکی یکی برای من  انجام داد 

      من باید مثال‌هایی در زندگی خودم ودیگران یاد بیارم که به خداوند ایمان آوردم وخداوند کارها رو برام انجام داد.

      مثال اول من بعد ازدواج جهیزیه ای نداشتم ولی به خداوند ایمان داشتم نگران نبودم  درحالی که هنوز با این مباحث آشنا نبودم وخداوند وسایل خونمون رو به بهترین شکل به ما رسوند قبل اینکه حتی خونمون تکمیل بشه ما در حال ساخت خونمون بودیم وکارهای داخلش مونده بود وخونه مادر شوهرم بودیم و ازینکه جهیزیه نداشتم کمی حرف می‌شنیدم از خانواد ه ی همسرم  ولی خداوند به طرز باور نکردنی جهیزیه منو شش هفت ماه قبل تکمیل شدن خونمون بهمون هدیه داد وهمه ازین موضوع متعجب کردن .

      مثال دوم من همون اول ازدواج صاحب خونه ای تازه ساخت وعالی شدم وهیچ وقت مستاجر نبودم در حالی که همسرم اونموقع 26 یا 27سالش بود خونه مون رو از صفر شروع کرد وخداوند خودش آدمها و تجهیزات ساخت خونه رو میرسوند به طرز معجزه گونه برادرهای من الان نزدیک چهل سالشون هس  ولی هیچی ندارن و دلشون به سهم الارث مادر وپدرم خوشه وازدواج نکردن  در حالی که شوهر من تو 25سالگی ماشین داشت وازدواج کرده بود خواهرهای من هم هنوز خونه دار نیستن بااینکه چندساله ازدواج کردن پس من این رو معجزه الهی میدونم که همون اول زندگی یک خونه ی عالی داشتم وفقط یک سال ونیم خونه مادر شوهرم بودیم 

      یا خداوند همسرم رو به طرز عجیب وشگفت انگیز به من رسوند در حالی که من در  خانواده ی فقیر وپراز مسائل ومشکل بزرگ شده بودم همسرم از شهری کیلومتر ها دورتر با یک جلسه خواستگاری ازمن خوشش اومد وما به عقد هم درومدیم  بدون اینکه از خانواده من تحقیق کنن خواهر همسرم با خواهرم در یک دانشگاه درس خوانده بودند وبعد تمام شدن درسشان دیکه‌ چندسالی باهم در رابطه نبودند خواهر همسرم منو تو خوابگاه دیده بود وبعد از سالها منو به همسرم که قصد ازدواج داشت معرفی کرده بود وهمسرم با دیدن عکسهای دوران خوابگاه ودانشگاه خواهرش که من هم در دو تا عکسشون که با خواهرم گرفته بودم حضور داشتم از من خوشش اومده بود و به خواستگاری من در شهر تبریز اومدن و همسرم عاشق من شد و بی صبرانه منتظر جواب من بود اینارو خداوند طرح وبرنامه اشو نچیده پس کی چیده همه چیز این همه عالی وساده وزیبا انجام شده کی میتونست این برنام  ر اینطور عالی وبدون نقص بچینه من فقط یکبار به خوابگاه خواهرم مهمان رفته بودم وخواهر همسرم از من خوشش اومده بود من خواهران دیکه‌ هم داشتم اونها رو هم دیده بود ولی منو به برادرش معرفی کرده بود .

      یا من کارشناس ارشدم رو بدون هیچ کتاب وکلاس کنکوری قبول شدم از کتابخانه کتاب می‌ خریدم و میخوندم یا کتاب‌های درسیم رو خوندم در بین ده تا بچه با اون همه سروصدا ودر یک اتاق خیلی کوچک که لحاف تشکهامون رو میزاشتیم وخیلی جای کمی برای من بود صبح تا شب درس خوندم و  قبول شدم بدون هیچ حمایت وپشتیبانی از طرف خانواده من شبانه قبول شدم و امیدی به ثبت نام نداشتم چون هزینه داشت وهزینه اش برای خانواده ام سخت بود خداوند خودش دلها رو برای من نرم کرد خواهرم که پرستار بود واستخدام شده بود هزینه رفت و آمد وکتابها و شهریه ی دانشکاه رو پرداخت کرد ومن به دانشگاه تبریز رفتم واین خودش معجزه ی الهی برای من بود. سال بعدشم ازدواج کردم وهمسرم هزینه دانشگاه وبقیه مخارجم رو پرداخت کرد.الان که اینارو می‌نويسم ویادم میارم به قدرت وبرنامه الهی خداوند وبه وفاداري خداوند وزمانبندی الهی ایمان میارم و باورم قوی میشه 

      همون سال که کنکور ارشد میخوندم تصمیم گرفتم لاغر بشم هم درس میخوندم وهم متعادل میخوردم اولین کمی کمتر نون وبرنج میخوردم وروزانه صدتا تو همون اتاق کوچک درازو نشست میرفتم هر وقت از درس خوندن خسته میشدم اینکارو انجام میدادم البته اون‌موقع اصلا به جسمم توجه نمیکردم فقط همین کارهارو هرروز انجام میدادم ومتعهد بودم ومن بعد پنج ماه که کنکورم رو دادم واز اتاق بیرون اومدم به طرز شگفت انگیزی لاغر ومتناسب شده بودم وهمه تعجب کردن من اصلا خودم نمیدونستم لاغر شدم مامانم نگران شده بود نکنه مريض شده باشم. این هم یکی از تحقق شدن های آرزوهای من .

      یا من چند سال پیش گوشی لمسی وهوشمن  نداشتم وهمسرم نمیخرید سال 96 یک روز همسرم اومد خونه و دیدم گه یک گوشی خریده ومن خیلی خوشحال شدم واصلا باورم نمیشد من تا اونموقع تلگرام وواتساپ اصلا نرفته بودم چند روز بود خریده بود از همسایه مون یاد گرفتم ووارد تلگرام شدم ودر عرض چند روز یک گروه خانواده ایجاد کردم همه اعضای خانواده متعجب بودن اونها تلگرام داشتن از سالهای قبل ومن تازه گوشی خریده بودم وزود بلد شدم گروه زدم وهمه منو تشویق کردن البته شاید هنوز یک ماه نگذشته بود گوشیم به طرز عجیبی شکست بااینکه من خیلی ازش مراقبت میگردم وهمسرم ناراحت شد ودیگه گوشی رو درست نکرد و دلیل شکستن گوشیم هم ناشکری من بود میگفتم چرا کوچکشو گرفتی چرا مدلش پایینه بچه های کوچک گوشی های بزرگ دارن از مال من گرون تره وناراحت بودم بعضی ها هم میگفتن ومنو بیشتر ناراح میکردن 

      تا اینکه چند ماه بعد همسرم باز هم بدون اطلاع من گوشی رو برده بود درست کرده بود ووقتی رفته بودیم گوشیمو بهم داد ومن خیلی خوشحال شدم ومن طولی نکشید در دی ماه 96با قانون جذب به طور شگفت انگیزی آشنا شدم وخداوند رو شکر میکنم که منو به راه راست هدایت کرد داستان آشنایی من با قانون هم قصه داره نن به گروهی اد شدم ولی ازون لفت دادم ولی نمیدونم چی شد دختر دایی همسرم بازم به گروه ادم کرد ومن دیگه‌ موندگار شدم وپله پله با اساتید جوان اومدم دوره‌ها وپول اون دوره ها به‌طرز معجزه گونه وارد زندگی من میشد من از همون اول به دوره ها پول دادم وراحت خریدم راحت یعنی مقاومت ذهنی کمی داشتم هر پولی دستم میومد هدیه یا یارانه ام برای دوره ها خرج میکردم وتا الان هیچ کس همسرم هم خبر نداره که من دوره ها خریدم تا اینکه چند سالی هست شاگرد استادعزیزم هستم .

      خداوند همه کارهارو برای من انجام  داد خداوند منو هدایت کرد من اصلا تا آن زمان هیج آشنایی با این مباحث نداشتم وخداوند دست منو می‌گرفت ومن با خداوند به جلو می‌آمدم 

      خیلی مثال‌ها هست که بزنم که خداوند آرزوهامو محقق کرد ومن کاری نکردم به نظرخودم بعد آشنایی با قوانین جهان من آرامشم بیشتر شد قبلا شاید بدون آگاهی چیزهای خوب وبزرگ  جذب کردم ولی حالا آرامشم بیشتره اونموقع خیلی ذهنم مغشوش بود وحالم خوب نبود روابط داغون داشتم ولی خداروشکر الان روابطم خیلی عالیه زندگیم فراوانی وبرکت در زندگیم بیشتره همه چیز طبیعی وارام آرام درحال تغییر کردنه زیاد دیگه تقلا نمیکنم بعضی وقتها احساسم بد میشه ولی میگم به وقتش به اون خواسته هام هم میرسم 

      امسال هم بعد سالها همسرم به خونه زندگیمون داره میرسه خونمون رو نماکاری کرد اتاق دخترم رو که سالها بود به خاطر اختلافات با خانواده همسرم انباری و کثیف کرده بود وبسته بود چون راه به حیاط خونه پدر شوهرم داشت باز کرد و وسایلش رو بیرون ریخت ودیوارهاش وکفش که خیلی کثیف وسیاه شده بود رو تمیز کردیم و ده روز پیش رنگ کاری کردیم به بهترین شکل و فرش وتشک پهن کردیم وخیلی عالی شده وبقیه وسایل اون رو خداوند در زمان مناسب به ما هدیه خواهد داد  کارهایی که از همسرم بعید بود انجام بده چون همسرم خیلی مشغله کاری داره وهم شرکت میره وهم چندتا گاو داره به اونا میرسه چون علاقه داره وهم به کارهای پدر مادرش وخونه ی اونها میرسه واصلا به کسی نه نمیتونه بگه وهرکس یه کاری براش میگه واون میره وانجام میده چون اهل فن هست وکارهای فنی وجوشکاری خوب بلده اصلا به کار های خونه نمی‌رسید ومن همیشه باهاش بحث میکردم که اول خودت وخونه خودت برس بعد بقیه خونه ات داره خراب میشه واون اصلا اهمیت نمی‌داد من دیگه رها کرده بودم وبهش نمیگفتم تا این‌که امسال خودش دست به کار شده وداره کارهای خونه رو یواش یواش درس میکنه قرار شده اتاق خواب مارو رو هم چندروزه دیگه رنگ کنیم اتاق دخترم اینقدر رنگش خوب شده که آدم ذوق میکنه وهمسرم هم میگه چه خوب شده  تابستون هم قراره بقیه خونه رو رنگ بزنیم به امید خدا

      همة ی اینهارو گفتم که به اینحا برسم که خداوند خیلی عالی کار میکنه فقط ماییم که باید با احساس خوب زندگی کنیم حرکت کنیم وبقیه کارهارو به خداواگذار کنیم وبه تحقق وعده‌ های خداوند ایمان بیاوریم .

      ممنونم استاد عزیزم .

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید