فکر کردن به چطور و چگونه برآورده شدن آرزوها باعث قدرت گرفتن نگرش دور از دسترس بودن آنها میشود. این نگرش به سادگی مانع تحقق آرزوهایتان میشود.
اگر چطور و چگونه برآورده شدن آرزوهای خود را به خداوند واگذار کنید و با آرامش و اطمینان خاطر در مسیر رسیدن به خواستههای خود قدم بردارید از سریع الحساب بودن خداوند شگفت زده میشوید.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.69 از 67 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خدایی که جان آفرید🌸
سخن گفتن اندر زبان آفرید ✨
با سلام و درود خدمت استاد عزیزم عطارروشن و تمام همراهان خوبم در مسیر زیبای «تناسب فکری» 💖🙏
در طول زندگی، انسان همیشه با خواستههای گوناگون روبهرو میشود 🌱. بعضی خواستهها کوچکاند و بعضی آنقدر بزرگ به نظر میرسند که آدم فکر میکند رسیدن به آنها شاید فقط در حد یک رویاست 🌟. من هم مثل خیلی از آدمها، سالها با این سؤال زندگی کردم که آیا واقعاً میشود خواستهها را از خدا خواست و به آنها رسید؟ آیا اگر چیزی را از ته دل بخواهم، خدا آن را میشنود؟ و از همه مهمتر، آیا واقعاً خدا میتواند آن را به همان شکلی که برای من خیر است، در زندگیام محقق کند؟ 🙏
قبلاً نگاه من به خواستهها بسیار محدودتر بود. فکر میکردم اگر قرار است چیزی به دست بیاید، حتماً باید خودم همه چیز را برنامهریزی کنم، همه مسیر را بشناسم، از قبل بدانم از کجا باید برسم، چه موانعی هست، چطور باید از آنها عبور کنم و دقیقاً چه کاری انجام بدهم 🧭. در واقع، من تصور میکردم مسئولیت صددرصد رسیدن به خواستهها بر عهده خودم است. این نگاه باعث میشد ذهنم همیشه درگیر باشد و به جای اینکه از خواستهام لذت ببرم، مدام نگران چگونگی رسیدن به آن باشم 😔.
اما تجربه به من ثابت کرد که این نگاه چقدر محدود و خستهکننده است. ذهن من فقط میتواند بخشی از مسیر را ببیند، آن هم نه همهی آن را. من با دانستهها و تجربههای محدود خودم، نمیتوانستم آیندهای را که خدا برایم رقم میزند، درک کنم. هرچه بیشتر به زندگی نگاه کردم، بیشتر فهمیدم که برنامهی الهی بسیار وسیعتر، دقیقتر و مهربانتر از برنامهی ذهن من است ✨. خیلی وقتها چیزی که من فکر میکردم به صلاحم است، بعداً میدیدم اصلاً آنطور که تصور میکردم نبود. و خیلی وقتها هم چیزی را که از نظر ذهنیام دور یا غیرممکن میدانستم، ناگهان در بهترین زمان و به بهترین شکل وارد زندگیام میشد 🌸.
یکی از تغییرهای مهمی که در من اتفاق افتاد، این بود که فهمیدم نباید بیش از حد درگیر «چگونه» شوم. یعنی نباید تمام انرژیام را صرف این کنم که دقیقاً بفهمم از چه راهی، با چه شرایطی، و در چه زمانی خواستهام محقق میشود 🤔. چون وقتی ذهن بیش از حد درگیر چگونگی میشود، خودِ خواسته از مرکز توجه بیرون میرود و جای آن را اضطراب، نگرانی و تحلیلهای بیپایان میگیرد. من بارها این را تجربه کردهام. زمانی که فقط به آرزو فکر میکردم و میخواستم راهش را به خدا بسپارم، آرامتر بودم. اما وقتی سعی میکردم همه چیز را خودم کنترل کنم، احساس فشار و خستگی میکردم 🌧️.
حالا بهتر میفهمم که خواستن از خداوند، به معنی بیعملی یا رها کردن مسئولیت نیست. بلکه یعنی من خواستهام را با تمام قلبم مطرح میکنم، برایش نیت و اشتیاق دارم، اما به جای اینکه خودم را در پیچوخم مسیر گم کنم، به حکمت خدا اعتماد میکنم 🤍. من امروز باور دارم که انسان باید هم آرزو کند، هم قدم بردارد، اما نه با ترس و وسواس؛ بلکه با اطمینان، آرامش و توکل. اگر خواستهای در دل من هست، باید بدانم که آن خواسته بیدلیل در دلم نیفتاده است. گاهی خداوند آرزو را در دل انسان قرار میدهد تا او را به سمت رشد، امید و حرکت سوق دهد 🌱.
این نگاه برای من بسیار امیدبخش بوده است. چون قبلاً خیلی وقتها آرزوهایم را مینوشتم، اما بعد از مدتی فراموششان میکردم. گاهی حتی یادم نمیآمد دقیقاً چه خواستههایی داشتم. بعضی وقتها هم در عمل برای رسیدن به آنها کاری نمیکردم. اما کمکم فهمیدم که آرزو کردن فقط آغاز راه است. خواسته باید در ذهن و دل زنده بماند، اما نه به شکل وسواس و فشار. بلکه باید آن را با آرامش نگه داشت، با ایمان از خدا طلب کرد، و در زمان مناسب برایش اقدام کرد 🕊️.
از طرف دیگر، من به این نتیجه رسیدهام که همهی انسانها شایستهی درخواست کردن از خدا هستند. لازم نیست انسان بینقص باشد، گذشتهی کاملاً پاکی داشته باشد، یا به مرحلهای خاص از کمال رسیده باشد تا بتواند از خدا بخواهد. خداوند، خدای همه بندگان است. او به همه نگاه میکند، صدای همه را میشنود و برای هیچکس درِ رحمتش را نمیبندد 💫. این موضوع برای من بسیار آرامشبخش است. چون گاهی انسان احساس میکند آنقدر خطا کرده، آنقدر در مسیرش ضعف داشته، که دیگر حق ندارد چیزی بخواهد. اما حقیقت این است که خدا از ما نخواسته بیاشتباه باشیم؛ از ما خواسته به او رو بیاوریم، از او بخواهیم و به رحمتش امید داشته باشیم 🌷.
وقتی به رابطهام با خدا فکر میکنم، میبینم بخش مهمی از آرامش من از همین جا میآید که بدانم لازم نیست همهچیز را خودم حل کنم. لازم نیست تمام بار زندگی را فقط روی دوش خودم بگذارم. میتوانم خواستههایم را به خدا بگویم، میتوانم از او بخواهم، میتوانم با دل شکسته یا دل امیدوار درِ خانهاش را بزنم 🚪✨. و نکتهی زیبای ماجرا این است که خداوند نهتنها میشنود، بلکه گاهی خیلی سریعتر از آنچه فکر میکنیم پاسخ میدهد ⚡.
من در زندگی خودم بارها دیدهام که خداوند **سریعالحساب** است. بعضی وقتها چیزی که مدتها دور از ذهنم بود، در فاصلهای بسیار کوتاه اتفاق افتاد. گاهی خواستهای را در دلم داشتم و تصور میکردم شاید ماهها یا سالها طول بکشد تا محقق شود، اما ناگهان در زمانی کوتاه، حتی در عرض چند روز یا یک هفته، نشانههای اجابت را دیدم ⏳. همین تجربهها باعث شد باور کنم که قدرت خداوند فراتر از زمانبندی ذهن من است. او محدود به محاسبات من نیست. او میتواند راهی باز کند که اصلاً در ذهنم نمیگنجید 🌟.
تجربههای شخصی من در این زمینه خیلی مهماند. مثلاً در موضوعهایی مثل تقسیم ارثیه، فروش زمین و خانه، یا ازدواج برادر، چیزهایی را دیدهام که به من ثابت کردهاند خواستهها میتوانند خیلی سریعتر از انتظار انسان محقق شوند 🏡. گاهی شرایط آنقدر پیچیده و دور از حل شدن به نظر میرسید که اگر فقط با منطق انسانی نگاه میکردم، میگفتم این مسئله به این زودیها حل نمیشود. اما وقتی خداوند اراده کرد، راهها هموار شد، اتفاقها پشت سر هم افتاد و چیزی که دور و سنگین به نظر میرسید، به شکل قابلتوجهی آسان شد 🌈. این تجربهها ایمان مرا به این حقیقت بیشتر کرد که خداوند قادر است در کوتاهترین زمان، بهترین نتیجه را رقم بزند 🙌.
یکی از نکاتی که برای من بسیار مهم شده، این است که نباید فقط از خدا خواست و بعد با اضطراب منتظر ماند. درخواست کردن از خداوند باید همراه با اعتماد باشد. یعنی من خواستهام را مطرح میکنم، اما بعد به جای اینکه دائماً نگران باشم که آیا میشود یا نمیشود، سعی میکنم در آرامش بمانم 🌿. چون اضطراب، ذهن را به سمت کمبود و نداشتن میبرد. اما اعتماد، ذهن را به سمت گشایش و امکان میبرد. من هرچه بیشتر تمرین کردهام، بیشتر فهمیدهام که آرامش در دعا و درخواست، خودش نشانهی اعتماد به خداست 🤲.
از نگاه من، خداوند فقط خواستههای بزرگ را اجابت نمیکند، بلکه حتی کوچکترین نیازهای دل انسان را هم میبیند. هیچ چیزی برای او کوچک نیست، چون او بینهایت است 🌌. چیزی که برای ما بزرگ یا کوچک است، در نگاه خداوند محدود به اندازهی خواسته نیست، بلکه به حکمت و مصلحت آن بستگی دارد. گاهی چیزی که ما کوچک میدانیم، اثر بزرگی در زندگیمان دارد. و گاهی چیزی که بسیار بزرگ میدانیم، اگر به دستمان نرسد، ممکن است به خیرمان نباشد. اینجاست که توکل معنا پیدا میکند. یعنی من خواستهام را میگویم، اما نتیجه را به داناترین وجود میسپارم 🕊️.
قبلاً فکر میکردم اگر برای چیزی زیاد تلاش نکنم، یعنی آن را جدی نگرفتهام. اما حالا فهمیدهام که بعضی خواستهها با فشار زیاد به دست نمیآیند. بلکه نیازمند رهاسازی، ایمان و هماهنگی درونی هستند 🌺. گاهی انسان باید به جای اینکه همه انرژیاش را صرف زور زدن برای رسیدن کند، اجازه دهد مسیر در زمان درست باز شود. این به معنای بیتفاوتی نیست؛ به معنای باز کردن فضا برای کار خداوند در زندگی است ✨. وقتی ما بیش از حد با ترس و کنترلگری میخواهیم همه چیز را جلو ببریم، در حقیقت به آرامش خودمان آسیب میزنیم.
من امروز به این نتیجه رسیدهام که آرزوها دو دسته نیستند: واقعی و خیالی. بلکه بسیاری از آرزوهایی که امروز دور از دسترس به نظر میرسند، فقط چون هنوز زمان یا مسیر آشکارشان نرسیده، محال به نظر میآیند 🌙. در حالی که خداوند میتواند آنها را به واقعیت تبدیل کند. بسیاری از چیزهایی که قبلاً برایم خیلی دور بودند، بعداً وارد زندگیام شدند و همین باعث شد بفهمم که فاصلهی بین خواستن و رسیدن، همیشه آنقدرها که ذهن ما تصور میکند زیاد نیست 🌟.
در این میان، یکی از زیباترین درسهایی که گرفتهام این است که خداوند به بندگانش اجازهی خواستن داده است. همین که انسان میتواند دعا کند، خودش نشانهی بزرگیِ رابطهی او با خداست 🤍. دعا کردن یعنی من میپذیرم که به نیرویی بالاتر از خودم نیاز دارم. یعنی میدانم همه چیز را نمیدانم و همه چیز را نمیتوانم. این پذیرش، ضعف نیست؛ بلکه آغاز قدرت واقعی است. چون وقتی انسان از غرور «من خودم همه چیز را حل میکنم» فاصله میگیرد، تازه میتواند به رحمت و قدرت الهی تکیه کند 🌷.
از طرف دیگر، من یاد گرفتهام که گاهی خداوند خواستهای را به همان شکلی که تصور کردهایم نمیدهد، اما چیزی بهتر در عوض میآورد. این هم بخشی از حکمت اوست. شاید ما فقط ظاهر یک خواسته را ببینیم، اما خداوند باطن آن را هم میداند. به همین دلیل، گاهی تأخیر در اجابت، در واقع یک هدایت است. گاهی هم اجابت سریع، لطفی است که باید شکرش را بهجا آورد 🙏. در هر دو حالت، خداوند در حال کار کردن برای خیر بندهاش است.
من حالا با قلبی آرامتر از قبل، خواستههایم را با خدا در میان میگذارم. دیگر مثل گذشته خودم را درگیر مقایسه، ترس، یا تحلیلهای بیپایان نمیکنم. سعی میکنم خواستهام را واضح بگویم، نیت کنم، از او طلب کنم و بعد با اطمینان ادامه دهم 🌸. اگر چیزی به نفع من باشد، خداوند راهش را باز خواهد کرد. و اگر چیزی به نفع من نباشد، یقین دارم که او خواستهای بهتر در زمان مناسب برایم خواهد گشود ✨.
این نگاه، رابطهی من با زندگی را هم تغییر داده است. دیگر زندگی را میدان جنگی برای رسیدن به خواستهها نمیبینم، بلکه آن را مسیری میبینم که در آن باید یاد بگیرم، رشد کنم، دعا کنم، اعتماد کنم و گاهی صبر داشته باشم 🌿. خواستهها هنوز برایم مهماند، اما دیگر من را اسیر خودشان نمیکنند. من میخواهم آرزو داشته باشم، اما اسیر اضطراب نشوم. میخواهم درخواست کنم، اما ناامید و عجول نباشم. میخواهم تلاش کنم، اما در کنار آن، جای خالی خدا را در همهی مسیر حس کنم 🤲.
در نهایت، باور قلبی من این است که خداوند هم شنواست، هم توانا، هم مهربان و هم سریعالحساب 💫. او میتواند چیزی را که سالها طول میکشید، در چند روز ممکن کند. او میتواند درِ بستهای را باز کند که انسان فکر میکرد هرگز باز نمیشود. او میتواند از دلِ سختی، راهی آسان و از دلِ ناپیدا، راهی روشن بسازد 🌟. من با همین باور زندگی میکنم و هر روز بیشتر یاد میگیرم که خواستههایم را با ایمان، آرامش و اعتماد به او بسپارم.
پس اگر بخواهم تمام حرفم را در یک جمله خلاصه کنم، میگویم:
**من آرزو میکنم، از خدا میخواهم، به حکمتش اعتماد میکنم، از او انتظار خیر دارم، و مطمئنم که او در بهترین زمان و بهترین شکل، پاسخ دل بندگانش را میدهد.** 🤍✨
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامی
۱_استاد من همین الانم تا اونجایی که متوجه شدم هنوزم درگیر چطور و چگونه هستم یه جورایی اولین فکری که موقع مرور خواسته هام میاد تو ذهنم اینه ک چطور ممکنه چون توی ذهنم راهی براش ندارم یا راهش رو سخت میبینم منتها از وقتی که با آموزش های شما آشنا شدم این بحث چطور و چگونه نسبت به قبل کمرنگ تر شده اما هنوز هست و اخیرا که نوشته های زندگی با کمک خدا رو دارم میخونم و به یاد میارم راحت تر میتونم این افکار رو مهار کنم و به فضل و رحمتش خدا امیدوارتر و اینکه خدا میتونه خدا بلده اصلا خدا تا الانم نشون داده که منو بلده خودش میدونه باید چیکار کنه من راه هایی که بلدم بشدت محدوده اما خدا راه های خیلی زیادی داره!
_مثلا فکر کردن در مورد تغییر محل کارم، یا فکر کردن به ازدواج با شرایط و کیس مدنظرم یا آزادی مالی یه جورایی این چطور و چگونه اومدن و ناخودآگاه خواسته ام رو میزنم کنار و این کنار زدن خواسته هام خیلی حس بد و حس ناکامی و حسرت بهم میده…
_استاد یه جورایی خودم توی درخواست کردن از خدا خیلی وقتا شده شرایط و عملکرد گذشته ام تو ذهنم اومده و خودم گفتم با توجه به این عملکردم لایق این خواسته نیستم یا این خواسته برای یه فردی با شرایط دیگه مناسبه نه تو که فلانی و بهمانی باورتون میشه با خوندن این متن و بخصوص همین سوال بیشتر متوجه این افکار و نگرش ها توی ذهنم شدم در صورتی که باید اینو تبدیل به نگرش کنم که هیچ پیش شرطی از هیچ لحاظی برای درخواست کردن از خدا وجود نداره فقط باید ایمان و امید به خدا باشه و به این صورت خودم رو لایق درخواست کردن و لایق خواسته های قلبی خودم بدونم…
_باید به خودم یادآوری کنم چه منطقی قوی تر از اینکه خود خداوند فرموده که برای درخواست کردن از من هیچ پیش شرطی نیست و من اجابت میکنم فقط باید به من ایمان داشته باشی به شرط اطاعت از من در واقع به شرط اطاعت از هدایت های من و حالا وقتشه که به هدایت خودم احترام قائل باشم خدا چرا هدایتم کرد دوباره این مجموعه آموزش هارو بخونم و افکارم رو تغییر بدم؟ این پاسخ درخواست منه خدا داره میگه من میخوام پاسخ خواسته هاتو بدم خدایا شکرت…
_قطعا این ویژگی خداوند مختص پيامبران نیست پیامبران هم مثل ما و از ما بودن و این ویژگی شامل حال همه انسان ها میشه و ویژگی های خداوند برای کل جهان در جریانه برای همه مخلوقات خدا در جریانه مهم اینه که من چقدر خودم رو مشمول این رحمت خداوند بدونم و انتظارش رو داشته باشم.
_استاد شاید مشخص ترین و ماندگارترین اتفاقی که توی ذهنمه اینه که وقتی از خدا برای لاغری آسون و همیشگی خودم هدایت و کمک خواسته و گفتم من دیگه هیییچ راه حلی ندارم به فاصله یکی دو ساعت دیگه اش من تو سایت شما بودم و داشتم کامنتارو میخوندم و واقعا متحیر بودم از کمک خدا که من تاکید کردم لاغری آسون و همیشگی و دقیقا این دوتا مورد از ویژگی های اصلی آموزش های شماست.
یه مورد دیگه که یادمه چندسال پیش خواهرم قهر اومد خونه مون به حدی اختلافش با همسرش شدید بود که حاضر بود بچه هاش اونجا پیش خانواده همسرش باشن اما به طریقی جدا بشه و ما هیچ شانسی برای برگشت این دوتا بهم نداشتیم مدت ها گذشت و خواهرم خونه مون بود فقط دختر کوچیکه که خیلی بچه بود پیشش بود بابام ناراحت و عصبی شده بود مامانم خودخوری میکرد در واقع نه تنها اختلاف توی خانواده خواهرم بود بلکه به ما هم سرایت کرد و شرایط خوبی نداشتیم من کاملا مستاصل بودم از اینکه تا کی این شرایط و اوضاع هست هر چی فکر میکردم فقط تصورم و باورم این بود که شرایط قراره بدتر بشه بخصوص اینکه تو خانواده ما طلاق بشدت چیز بدیه اما استاد به طرز باور نکردنی به طرز باورنکردنی با یه پیشامد ساده خیلیییی راحت خواهرم با شوهرش آشتی کرد و قلبشون برای هم نرم شد و به خوبی و خوشی رفتن سر خونه زندگی شون اینقدر این جریان به سرعت حل شد و در کوتاه ترین زمان آشتی کردن و رفتن سرخونه زندگی شون که من حتی برای یک لحظه تو تصورم نمی گنجید از این طریق در این مدت کم حل بشه…یا همین یه مدت پیش دلم میخواست یه وسیله برقی بگیرم برای آشپزخونه و دوست داشتم پولش رو بسازم فقط دو ساعت بعدش یکی از مراجع های خیلییی قدیمی من زنگ زد و از من خواست صورت توافقی رو براشون بنویسم و نوشتم و خیلی سریع هزینه رو برام واریز کرد و همون شب وسیله رو خریدم و اتفاقا این وسیله جزء لیستی بود که اول این دوره نوشته بودم🥰
استاد ممنونم بابت این آگاهی های ناب ممنونم ازتون که حضور همیشگی تون باعث دلگرمی ما هست سایه تون مستدام باشه خیلی دوستتون دارم🙏🏻❤️🫂🌹
بنام رب وهاب و هدایتگرم
سلام به دوستان عزیزم
این مطلب واقعا زیبا و جذاب و دلگرم کننده بود
من به سریع الحساب بودن خداوند ایمان دارم
کلیدی بسیار زیبا در این متن برایم پررنگ شد
البته برای من و آن هم این است: کسری از ثانیه
تا حالا اینقدر به توانایی و قدرت خداوند فکر نکرده بودم که مثلا بیام کسری از ثانیه رو در نظر بگیرم
همیشه اگر خواسته ای داشتم زمانی تقریبی را برایش میگفتم که از نظر ذهن من منطقی بود
و در چنین حالتی قدرتی که خداوند دارد را خودم محدود میکردم
اما سریع الحساب بودن خداوند در اینجا برایم معنای دیگری داشت
سریع الحساب بودن خداوند برای من طبق آنچه از قدیم آموخته بودم فقط از حیث رنج و عذاب رسانی بود
هیچکس از حیث مثبت آن که رسیدن به آرزوهایمان یا برآورده شدن دعاهایمان است را برایمان نگفته بود
من نیز در مورد آن فکر نکرده بودم و سریع الحساب بودن خداوند بیشتر برایم بار منفی داشت
اما با این نوشته و یادآوری معجزاتی که برایم رقم زده بود
دقیقا همین ویژگی سریع الحساب بودن خداوند را برایم متبادر کرد و معنی آن را تغییر داد و به درک دیگری بع لطف الله رسیدم و از این بابت خوشحالم.
کسری از ثانیه مرا به فکر فرو برد
چرا قدرت خداوند را دست کم گرفته بودم و هرگز به توانایی خداوند به اینکه میتواند در کسری از ثانیه برایم معجزه کند فکر نکرده بودم
یا اینکه باید رنج و سختی بکشم تا خواسته ام را دریافت کنم
اینکه خدای من خدای معجزه هاست یعنی رب من سریع الحسابه، یعنی چون سریع الحسابه معجزه میکنه
سریع الحساب به اندازه ای که واقعا قدرتش رو درک کنم
که میتونه که قادره قادر مطلق که در کسری از ثانیه برام معجزه کنه.
خدایا شکرت برای دریافت این آگاهی
در مورد اول، باید بگویم هر گاه به چگونگی رسیدن به آرزویی فکر کردم عملا خودم مانع خودم شدم و خودم را درگیر حواشی کردم، و از اصل دور شدم
اصل خواسته من، اشتیاق درونی من، آنچه قلبم میخواهد، قدرت خداوند در برآورده ساختنش، اینکه همیشه مرا اجابت میکند و کارش اجابت من است و من باید از دریافت آرزویم مطمئن باشم است
فکر کردن به چگونگی یعنی درگیر حواشی و جزئیات شدن و بیراهه رفتن است
در مورد دوم، دقیقا وقتی خواسته ای داشتم، برایش اشتیاق درونی داشتم، و درگیر حواشی، یعنی چگونگی میشدم، میآمدم و راه هایی را به خداوند عرضه میکردم که اینها راه هایی است که میتوانی خواسته ام را به من بدهی، با مرور کردن افکار مختلف و اینکه چگونه و چطور میتواند این خواسته وارد زندگیم شود بع موانعی برخورد میکردم که آن خواسته را در نظرم بد جلوه میداد، یا ذوق و انگیزه ام را برای دریافتش کم میکرد و یا از بین میبرد و در موارد بدتر از خواسته متنفر میشدم و به قولی خطی بر روی آن میکشیدم و اتفاقا حتی آن خواسته را انکار یا رد میکردم
خداوند مرا به این درک هدایت کرد که خواسته داشتن مقدس ترین چیز دنیاست، خواسته داشتن حرکت کردن در جهتش و تجربه کردنش مقدس ترین کاریه که میتونم به عنوان یک انسان انجام بدم
و اینجوری خواسته مدام داشتن از خودش رو در نظرم زیباتر کرد، قشنگتر کرد، اینجوری میتونستم ذوق و اشتیاق بیشتری را هم برای زندگی داشته باشم
خواستن خلق کردن دریافت کردن رسیدن و خوشحال شدن رابطه عمیق تر با خدا سپاسگزاری بیشتر، دوباره خواسته ای دیگر و این چرخه ادامه پیدا میکنه و گسترش رخ میده.
در مورد سوم، این هست که همین که انسانم یعنی لایق درخواست کردن از خداوند هستم
درخواست کردن از خداوند از لیاقت میاد
وقتی خودت رو لایق میدونی از خدا درخواست میکنی
این حق خودت میدونی که از خدا درخواست کنی ازش بخوای و بش برسی و خوشحال شی و سپاسگزارتر بشی.
در واقع درخواست کردن از خداون هیچ شرطی نداره
هیچ کجا خداوند شرطی نگذاشته برای اینکه ازش درخواستی داشته باشیم
اتفاقا کلی بمون نام های مختلفش یاد داده تو قرآن که بیایم با همونا ازش درخواست کنیم و به واسطه باور کردم نام هاش که نشون میده چقدر بخشنده چقدر وهاب چقدر رزاق و چقدر کریم هست، ایمانمان با اون درخواست کردنه همراه میشه و در نتیجه، میتونیم راحت تر و زودتر خواستمون رو دریافت کنیم
خدا عاشق این هست که ازش درخواست کنیم
انگاری اینجوری داریم روی قدرتش حساب باز میکنیم
و اون رو رب میدونیم، انگاری داریم ستایشش میکنیم
خداجانم مرسی که اینجوری باز دوباره این باور رو در من به وجود آوردی که درخواست کردن ازت یعن ستایش کردنت، یعنی بندگی کردنت. و من میخوام بنده تو باشم. تا اینج بنظر مورد چهارم رو هم پوشش داد.
در مورد پنجم، همون هدایت تازه ای بود که با این نوشته دریافت کردم به لطف الله و در ابتدای این کامنت، راجع بش نوشتم.
مورد ششم، دو معجزه خیلی در ذهن من بولد هستند، چون رب وهاب واقعا وهابانه برام رقمشون زد، و من با این هدایت و شناختن سریع الحساب بودن خداوند میفهمم که خداوند واقعا سریع الحساب است
و خداییی که اونموقع اینجور برام سریع الحساب بود
الانم میتونه برام سریع الحساب باشه و در کسری از ثانیه برام عمل کنه
من به سریع الحساب بودن خداوند ایمان دارم
سریع الحساب اونجا بود، که گفتم خدایا تو باید راهی رد بم بگی تا آرامش داشته باشم باید یه کاری کنی برام، و بعد از چتد دقیقه خواهرم که به مبانی سایت شما استاد عطار روشن، بسیار اشراف دارن و خودشون در حال مطالعه این آگاهی ها بودن، به من گفتن بنظرم آگاهی های زندگی با کمک خداوند استاد میتونن خیلی بدردت بخورن و همون لحظه سپاسگزاری کردم اشک شوق ریختم برای سریع الحساب بودن خداوند.
من به سریع الحساب بودن خداوند ایمان دارم
الهی به امید تو❤️❤️❤️
به نام خدای مهربان
1.واقعا تنها راه نرسیدن به آرزو ها و منصرف شدن از رویا پردازی و آرزو کردن همینه که ما فقط به چطوری و چگونه برآورده شدنش فکر میکنیم …بعد آرزو در نظر ما خیلی بزرگ میاد و راه رسیدن بهش هم خیلی سخت !در صورتی که فراموش میکنیم که خدایی که داره تمام این جهان رو به راحتی اداره میکنه از تمام آرزو ها و سختی های ما بزرگتره…این تفکر جدیدیه که من خودم به کار گرفتم و فکر میکنم اگه آدما فقد همین یه جمله توی ذهنشون بیاد کافیه…این خودش مثل یه مهر تایید میمونه به روی اجابت تمام درخواست ها و آرزوها!
2.یه مثالی که میتونم بزنم اینه که :
من از بچگی عاشق دیدن کشورهای مختلف بودم و همچنان هم هستم؛از اونجایی هم که خیلی اهل مسافرت هستیم،ولی تا به حال سفر خارج از کشور نرفتم که واقعا خیلی دلم میخاد با خونوادم برم و کشور ها رو یکی یکی ببینیم…یه روزی بود که یه مستندی داشت توی تی وی پخش میکرد که راجع به کشور چین بود و جاذبه های گردشگری و بناهای تاریخی و رستوران های جالب و حتی ایرانی هایی رو نشون میداد که اونجا رستوران زده بودن و غذای ایرانی سرو میکردن و کلی هتل جذاب و دیدنی؛اون موقع هم ما مهمون داشتیم و من تا اون تصاویر رو دیدم ،یه دفه گفتم وایییییی من عاشق چینم و حتما یه روزی یه سفر میرم چین!همون لحظه یکی از مهمون ها با حالت تمسخر گفت که :آره حتمن!یکی تو میری چین یکی من!
بعد من فقط برای یک لحظه؛تکرار میکنم فقط برای یک لحظه این فکر توی ذهنم اومد که:آره والا راس میگه،با این وضع کار بابا و وضع کار خودم که ماهی 3 یا 4 تومن بیشتر نمیگیرم (اون موقع توی دندون پزشکی کار میکردم)و لنگ نون شب بودن حتمن هم پام به چین میرسه!چه حرفا !واقعن مسخرس…
ولی تا این مکالمه ی ذهنیم تموم شد به خودم اومدم و پیش خودم گفتم:اگه تا الان شرایط جوری نبوده که دوست داشتم،یا نهایتن دو سه شهر ایران رو مسافرت رفتم،یا اگه از لحاظ مالی خوب نبودم و…دلیل نمیشه که قراره این شکلی بمونم که…آدما پیشرفت میکنن و بهترین ها در زندگی نصیبشون میشه(و اون لحظه به خودم گفتم چجوری مثلن تو قراره بری چین؟!اصن چین نه…یه کشور همسایه؛مثلن ترکیه یا دبی رو بگو!)بعد دوباره گفتگوی درونیم شروع شد که من اگه روی اهدافم تمرکز کنم،حتمن یکی یکی میتونم بهشون برسم(با اینکه اونزمان هیچ تفکر و آگاهی ای نسبت به ذهن و مسیر بیداری و این چیزا نداشتم)
3.من واقعن از زمان شروع مسیرم خیلی روی این مسئله کار کردم و واقعا خودم رو واجد الشرایط درخواست کردن از پروردگار میدونم…چون با همون جمله ای که بالا گفتم(خدا از همه ی آرزوهای من بزرگتره)مطمعنم که خدا برای من درخواستم رو انجام میده و دیگه وقتی چیزی رو از خداوند درخواست میکنم،اصلن به اینکه چجوری قراره انجام بشه فکر نمیکنم و به خودم میگم ربطی به من نداره ،این یکی مسئولیت خداست و خدا توی کار خودش کم کاری نمیکنه و خلاف وعده عمل نمیکنه؛من فقد ایمانم رو حفظ میکنم با هر بالا و پایینی که هست و مطمعنم از راهی که حتی بهش فکر هم نمیکنم درخواست من در بهترین شکل و در بهترین زمان و مکان اجابت میشه برام!
4.من با توجه به چیزی که در آیات کتاب مقدس میخونم و طبق قول و وعده هایی که خداوند داده 100% مطمعنم که خدا درخواست های منو اجابت میکنه فقد کافیه که من به اون کارهایی که خودم باید انجام بدم پایبند باشم و ایمانم رو حفظ کنم…و 100% خودم رو به عنوان بنده ی خدا،کسی که خدا بهش جان بخشیده و از روح خودش در اون دمیده ،خودم رو لایق فراوانی و عشق و نعمت های بی پایان خداوند بزرگ میدونم…
5.من همیشه اینو میگم که خدا کاملا با همه ی ما انسان ها برابر برخورد میکنه ؛چون اگر واقع بین باشیم حتی پیامبران و همه ی بزرگان قبل ازینکه اسم شون بر سر زبان ها بیفته و شناخته بشن،فقط انسانی عادی و نرمال مثل ما بودند…حتی ما توی آیات قرآن داریم که خدا میگه : من قطعا پیامبری از بین خود شما برگزیدم…ینی پیامبر ها هم آدمای عجیبو غریبی نبودند؛اونا فقط به واسطه ی ایمان و طرز تفکر منحصر به فردشون به این مقام رسیدن و الگو شدن برای ما ؛و وقتی که خدا میگه که سریع الحسابه برای همه ی ما انسان ها به یک شکل برخورد میکنه و تفاوتی بین ما وجود نداره.
6.مثلن زمانی که تازه مدرک دستیاری دندان پزشکی مو گرفته بودم ؛نشستم درباره ی جایی که دلم میخاد برم سرکار،اینکه دقیقن کدوم خیابون اصفهان باشه،مبلغ حقوقی که برای سال اول میخام دریافت کنم،حتی شاید باورتون نشه درباره ی اخلاق و رفتار دکتری که میخام براش کار کنم و همکاری که میخام داشته باشم نوشتم…بعد از فکر کنم کمتر از یک ماه بود که دقیقن همونجوری که نوشته بودم و جالب اینجاست که خودم دنبال جایی نگشتم ،از طریق استاد دندون پزشکیم معرفی شدم به اونجا(ینی به طور خیلی ویژه)،بعد دقیقن همون مبلغ حقوقی که نوشته بودم رو بهم گفتن که میدن،و بعد از شروع کردن کار و رفت و آمد متوجه شدم که دقیقن هم همکار عزیزم و هم خود دکتر(انشالله هرجا که هستن خوششون باشه)همون اخلاق و شخصیتی رو دارن که درباره شون نوشته بودم و هم باعث تعجب من شده بود که چطور ممکنه انقده دقیق همون چیزی بشه که من کمتر از یکماه پیش یادداشت کرده بودم؟و خب اینجا بود که کلی چیز جدید یاد گرفتم توی درخواست کردنم:
مثلا من موقعی که داشتم درباره ی محل کارم مینوشتم ،خیلی درباره ی کسایی که رفتن توی مطب ها و کلینیک ها و با همکارا و دکترها داستان و مشکل پیدا کرده بودن میشنیدم؛بعد با توجه به چیزایی که شنیده بودم درخواستم رو نوشتم و جوری درخواست مو نوشته بودم که :خدایا دکتره فقد کاری به کارم نداشته باشه،حتی نمیخام باهام هم شوخی کنه،خیلی محترمانه روی حد ومرز خودش رفتار کنه و سرماه حقوقم رو بده من دیگه انتظاری ندارم…و بعد از اجابت خواسته ام دقیقن دکتر اخلاقش همینجور بود…من درخواست هام رو جوری نوشته بودم که خدایا بد نباشه،خیلی خوب هم نشد طوری نیست…و مشکل اینجا بود که دقیقن اون چیزی که دلم میخاست و توی دلم میگذشت رو نمی نوشتم؛مثلن فکر میکردم گناهه که خیلی راحتی رو طلب کنم و درخواستی رو ارائه بدم که دقیقن مطابق با تمایلاتمه…بعد ازین متوجه شدم که خدا فقط منتظره که ما درخواست مون رو بهش اعلام کنیم و در ایمان قلبی مون پایدار باشیم،اون دقیقن همون چیزی که ما میخایم رو سریعا بهمون میده در نتیجه ی ایمان قوی مون ؛حالا چه این ایمان در جهت شدن باشه چه در جهت نشدن!
به نام خداوند بخشنده مهربان
این مقاله به قدری زیبا بود که در من یک حسی بوجود اورد که بیام و یک سری از دستاوردهایی که مطابقت با سریع پاسخ دادن خداوند هست رو این جا بیان کنم
خواستم لایک پست هام در اینستاکرام بیشتر بشه و فالوور جذب کنم و این خواسته تقریبا ظرف ۵ شب اجابت شد و لایک پستی که منتشر کردم از تقریبا هزار لایک رسید به ۵۷ هزار لایک و تقریبا ۴ هراز فالوور جذب کردم
خواستم یک ماشین خارجی و لاکچری داشته باشم و تقریبا ظرف ۵ شب این اتفاق افتاد و فردی اومد و ماشین قبلی من رو به قیمت خوبی خرید و ماشین خارجی خودش که واقعا عالی بود رو به من داد و مابقی پول رو به صورت نقد بهش دادم
خواستم یک خونه لاکچری اجاره کنم ظرف تقریبا یکی دو روز وقتی از خداوند درخواست داشتم این خواسته محقق شد
خواستم درآمدم بیشتر بشه تو یه هفته تقریبا ۴ برابر هفته قبلش شد
شاید سوال پیش بیاد که چطور انقدر سریع خواسته های من محقق شدن لازم به ذکر است که بنده تکاملم رو قبلا طی کرده بودم و دستاوردهایی داشتم و حالا خیلی ایمانم تقویت شده برای همین یک سری از خواسته ها راحت تر و اسان تر تیک میخورن
البته من برای هر خواسته تمرکز لیزری گذاشتم و حس میکنم یکی از دلایلی که این خواسته ها سریع تیک خورد همین بود چون اگه افکارم پراکنده می بود نتایجمم پراکنده میشد
رفرنس این حرفمم ایه ۴ از سوره لیل هست که تقریبا معنیش این میشه تلاش های پراکنده نتایج پراکنده میدن
برای همین من سعی میکنم اگه خواسته ای داشته باشم لیزری رو همون یک دونه متمرکز بشم که سریع تیک بخوره
به سریع الحساب بودن خداوند ایمان دارم
نشان های دریافت شده
من به سریع الحساب بودن خداوند ایمان دارم
من به سریع الحساب بودن خداوند اطمینان دارم
من لایق درخواست کردن از خداوند هستم و اطمینان دارم خواسته های مرا برآورده میکند.
نشان های دریافت شده
باسلام خدمت استاد روشن بزرگوار و همراهان سایت معجزه اور زندگی ، تناسب فکری
اول از همه باید بگم که الان در هرشرایطی که هستم به خاطر تمام باورهای اشتباهی هست که یادگرفتم، همیشه فک میکردم اگه از خدا هعی چیز بخوایی ناشکری، یااینکه اگه یقین بدونی که براورده میشه داری زور میگی پس به خدا، یه جورایی هیچ وقت از براورده شدن خواستم حرف نمیزدم همیشه یه جوری حرفمو حتی به بقیه میزدم که راهی هم برا براورده نشدنش بمونه،
یادمه زمانی که میخواستم پراید بخرم، هیچ وقت ته ذهنم وقتی میرفتم به بازدید ماشینی که توی دیوار پیدا کرده بودم یقین اینکه الان معاملمون جور میشده تو فکرم به وجود نمیومد ولی مادرم یه بار باهام اومد برا خرید پراید، بااین حالی که رفتیم نمایشگاه و اونجا به قول بازاریا دلال بازاره و سر مردمو کلاه میزارن و این حرفا، ولی در کمال ناباوری من ،مادرم یقین داشت که تا بریم سریع بهترین ماشین با مبلغ پولی که داشتم جور میشه،و همین هم شد خداگواه سومین نمایشگاه یه پراید سالم و بدون عیب و بدون حقه ونیرنگ های دلال ها به ما فروختن ، که هم باپول من جور شد هم سریع تعویض پلاکش کردیم.
درحقیقت من میترسیدم از ازاینکه بگم بایقین که من ارزوم براورده میشه ،
و از طرفی هم خودمو گناهکار میدونستم و هروقت دعا و خواستم براورده نمیشد میگفتم پس حتما خدا منو لایق نمیدونه، و به خاطر گناهانم حاجتمو نمیده،
همیشه تو کله ما معلما ، رسانه ، بزرگتراو… جاانداختن تا مشقت و بدبختی نکشی تا از خوردنت نزدی تا از پوشیدنت نزنی تا از خواستع هات نزنی یکت به دو نمیشه و نمیتونی به ارزوت مثل خونه دارشدن یا ماشین دار شدن برسی، واسه همین خیلی از ماها توان رنج و بدبختی کشیدن نداشتیم و ازاینکه هیچی نداریم گفتیم خب حقمونه با که مشقت نکشیدیم.
یا مثلا جا افتاده تو ذهنمون که هرکه پول داره خیلی ، حتما یاارث بهش رسیده یا دزدی کرده یا قاچاق کرده و مالش حلال نیست.
هزاران بارشنیدیم که مال حلال که جمع نمیشه اینقدر زیاد یا حساب کتاب کردن گفتن هرچقدم کار کنی که اینقده پول خونه و ماشین که جمع نمیشه پس به راه حلال درنیاوردن،
و در کل چیزی که الان استاد عزیرمون بهمون یاد دادن دقیقا خلاف تمام تصورات سی ساله منه که خداوند سریع الحسابه، خداوند فقط کافی ایمان بهش داشته باشی که حضور داره و تورو میبینه و حاجتت هرچی باشه میده و نگاه نمیکنه ببینه بار گناهت چقده . امیدوارم که همه دوستان به خواسته هاشون برسن و در طلب این خواسته به حضور خداوند که توی درون تمام ما دمیده شده و هرثانیه درکنار ماست برسند.
یاعلی
باسلام خدمت شما استاد عزیز
به نظر من خیلی راحت خواستهها در ذهن ما شکل میگیرند از روی نیاز و برای آرامش و آسایش زندگیمون در مراحلی از زندگی به اون خواسته یا هر چیزی که دوست داریم که داشته باشیم احتیاج پیدا میکنیم،
مثلاً من در گذشته دوست داشتم که گواهینامه رانندگی بگیرم تا دیگه تاکسی نگیرم و هزینه نکنم برای رفت و آمد خودم و این خواسته رو زمانی رها کردم که دیدم هزینه پرداخت کلاسهای آموزش رانندگی رو نمیتونم از طریق پسانداز خودم یا کمک والدین پرداخت کنم و همیشه میگفتم خب چطوری باید این کار را انجام بدم وقتی نمیتونم و نمیشه پس رهاش کردم،یکی از دلیلهای دیگهای که این خواسته رو رها کردم این بود که همیشه با خودم میگفتم نیازی نیست که حتماً گواهینامه بگیرم وقتی همیشه که پدر ما رو برای تفریح یا رفت و آمد ودش جای میبره،
بعد از این دیدم که اولویتهای زندگیم هدفها و خواستههام چین اونا رو دستهبندی کردم و بعد از خداوند درخواستهای خودم رو شروع کردم با احساس خوب و شوق و ذوق داشتن از اون خواستم که یزهایی که حالم رو خوب میکنه سر راهم قرار بده،
در خودم میدیدم که حق این رو دارم که درخواست داشته باشم و خدایی که من را آفریده به من حق انتخاب داده پس حتماً واجده شرایط درخواست از خداوند هستم عد تصمیم گرفتم که به خواستههای خودم با احساس خوب فکر کنم،و در ذهنم روی کاغذ خواستههام رو نوشتم ،بارها بهشون فکر کردم و دیدم که چقدر ساده و راحت میتونم ه بعضی چیزها دست پیدا کنم و خیلی چیزها رو بعد از چند روز یا چند هفته به دست میآوردم و به این باور میرسیدم که آره خدا سریع الحساب است،
من به سریع الحساب بودن خداوند ایمان دارم،
وقتی دیدم که سالهای شت سرم چقدر با آرامش و خوشحالی در شادی و به دست آوردن خواستههام طی شد و گذشت،
من به سریع الحساب بودن خداوند ایمان دارم چون
همیشه از خداوند میخواستم که انسان بهتری بشم شاد باشم تغییر کنم و همه خوشحالیها و ارزوهام رو تجربه کنم،وقتی تغییر و باورهای جدیدی را به دست آوردم و دیدم که در مسیر خوبی قرار گرفتم ایمان آوردم که خداوند سریع الحساب است،
وقتی دیدم که هر چیزی که من بهش فکر میکنم اتفاق میافته فهمیدم که جهان هستی مثل آینه عمل میکنه که من جلوی اون وایسادم و هر رفتاری که داشته باشم همان رو به من نشان میده،
پس من اگر انتخاب کنم که خوبی زیبایی عشق و مهربانی نعمت و آرامش رو میخواهم جهان هستی هم همون را به من هدیه میده،
من به سریع الحساب بودن خدا ایمان دارم
چون وقتی که از خداوند درخواست نعمت سلامتی کردم به لحظه احساس کردم که همیشه حال خوبی رو دارم و دیگه یادم نیست حس بد یا حال بدس داشته باشم ،دیگه به مریضی یا درد ها توجه ی ندارم و اونا رو با نادیده گرفتن کمرنگ میکنم و قدرت ذهن شفا بخشم رو تقویت کردم ،
این یکی از باارزش ترین نعمت ها و خواسته ی همه ی بشریت و انسان های هست که دوست دارند بدن و جسم سالم خو ذهن سالمی داشته باشند،
همیشه تو دنیا انسانهایی دیدیم که از بیماریهای مختلف رنج میبرند گاهی جسمی و مادرزادی بوده و گاهی ذهنی و خیلی متفاوت بوده همیشه انسانهای عادی که دارای سلامتی جسمانی و ذهنی هستند از نعمتهای کوچک و بزرگ زندگی و آنچه که میخواهند و چگونه و چرا ی در به دست آوردن اون دچار شک و تردید میشن و شروع به گله و شکایت میکنند و احساس خودشون رو منفی میکنند و دچار شک و نگرانی و بی حوصلگی میشن،
و بعد به طور ایمان و باور درباره خواستهشون اون رو رها میکنند و همیشه هم میگن ما که هرچی خواستیم و تلاش کردیم نشد و نتیجهای نگرفتیم،
اما نمیتونن که بهترین و بالاترین نعمت رو یعنی سلامتی رو در اختیار دارند وقتی با قدرت ذهن سالم همه چیز رو میشه به دست آورد فقط کافیست که بخواهیم تا خداوند برامون دستهای خوبی در جهت رسیدن به ارزو هامون در دنیا قرار بده،
تا به واسطه اونا به هر چیزی که به ما احساس خوب آرامش ایمان و تجربه زندگی لذت بخشی رو میده احساس کنیم و این میشه سیدن به هدف و خواستههای خوبمون،
خدا سریع الحسابی چون ن در زندگیم بارها این رو تجربه کردم مثلاً وقتی که از اون میخواستم که من رو در جهت آرامش و احساس خوب هدایت کنه الان میبینیم که در مسیر درستی قرار گرفتم،
وقتی از او میخواستم که به من چارهای نشون بده تا با تنهایی و حال بد خودم کنار بیام خودش رو به من نشون داد خودم رو پیدا کردم خانواده و عزیزانی که دوستشون دارم و همیشه کنارشون هستم رو پیش روی من نشون داد تا به من بگه تنها نیستی،
وقتی ازش خواستم که خواستههای مادی خودم رو داشته باشم اتاق زیبا خیلی از اشیای دلخواهم عد از مدتها اونها را داشتم و تجربه کردم همین گوشه موبایل توی دستم رو دو سال پیش آرزو داشتم،و الان دارم از اون استفاده میکنم و تجربه لذت بخشی رو به دست آوردم پس همه اینها نشون دهنده سریع الحساب بودن خداوند در زندگی منه من به اون ایمان دارم و با قدرت هر روز از اون خواستههای خودم رو یخواهم،من باور دارم که یا زود اما میرسم و تجربهای میکنم فقط باید با ایمان و توکل صبر کنم و در خانه احساس خوب بمانم،
باتشکرازشما
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
من به سریع الحساب بودن خداوند ايمان دارم .
من خودم را لایق درخواست کردن ودعا کردن میدانم .
من به چطور وچگونه رسیدن به خواسته ها فکر نمیکنم.
من به خداوند توکل میکنم وبه خداوند دلگرم هستم .
من به سریع الاجابه بودن خداوند ايمان دارم .
ما در زندگی خیلی از خواسته ها داشتیم که چون به چطور وچگونه رسیدن به آنها فکر کردیم نامید شدیم وانها را در نطفه خفه کردیم ومجال ظهور وخودنمایی به آنها ندادیم.استاد در جلسات قبل واین جلسه نیز در مورد این موضوع صحبت کردن و باز هم تاکید کردن که ما باید ایمانمان را به خداوند نشان دهیم ودر مورد چگونگی وچطور رسیدن به خواسته ها فکر نکنیم .
استاد در مورد اینکه خداوند در قرآن شرط برآورده کردن خواسته ها را درخواست کردن از او وباور داشتن به خداوند عنوان کرده.
خداوند در قرآن گفته من به شما نزدیک هستم وهر درخواستی از من دارید را اجابت میکنم تنها شرط آن را ايمان به خودش عنوان کرده است.
پس ما فهمیدیم که ما میتوانیم خواسته های زیادی از خدا داشته باشیم ودرین زمینه محدودیت وجود ندارد فقط باید ایمانمان به خداوند را حفظ کنیم وبه او توکل کنیم .
استاد در مورد سریع الحساب بودن خداوند هم سخن گفت وگفتن که فکر نکنید که برای رسیدن به خواسته هایتان زمان زیادی لازم هست خواسته های شما در نظر شما سخت وپیچیده و زمانبربه نظر میرسد ولی برای خداوند زمان معنا ندارد.
خداوند در یک چشم بر هم زدن میتواند شرایط را به نفع ما رقم بزند .
پس وقتی به خواسته هایمان فکر میکنیم باید به خودمون یادآوری کنیم که این خواسته من برای خداوند کاری ندارد و خداوند سریع الحساب وسریع الاجابه هست و میتواند در زمان خیلی کوتاهی شرایط را تغییر دهد.
ما باید خواسته هایمان را از نگاه خداوند ببینیم نه از نگاه خودمان هیچ کاری برای خدا نشد ندارد هیچ خواسته ای برای خداوند زمانبر نیس این ما هستیم که با باورهای اشتباه بین رسیدن به خواسته هایمان فاصله ایجاد میکنیم.
خداوند به سرعت و به زودی میتواند هر خواسته ای را اجابت کند به شرط این که به سریع الحساب بودن خداوند ايمان بیاوریم .
من یک مثال از بارداری اولم میزنم من در مورد بارداری ذهنیت های خوبی داشتم و در اولین سال بعد عروسی در اولین اقدام برای بارداری باردار شدم.
الان درک میکنم که من آنموقع به سریع الحساب بودن خداوند ايمان داشتم و حامله شدن را سخت وپیچیده نمیدانستم.
خواهر شوهرم بعد هشت سال اقدام باردار شد به خاطر ذهنیت ها وباورهای اشتباهی که از مادرش وخواهرانش شنیده بود .
یا من در همان سالهای اول عروسی صاحب خانه ای نوساز شدم ولی اطرافيانم خیلی هاشان خانه ندارند وسالهاست مستاجرند واصلا امیدی هم به خرید خانه در سالهای بعد هم ندارند.
چرا چون آنهابه چطور وچگونه رسیدن به خانه دلخواهشان فکر میکنند و شرایط خود را از دید خود بررسی میکنن درحالی که اگر به خداوند ایمان بیاورند و به سریع الحساب بودن خداوند باور داشته باشند خداوند از جایی که فکرش را نمیکنند شرایط خانه دار شدن یا بچه دار شدن آنها را فراهم میکند.
مثلا خواهرم چهار تا بچه آورد تا از دولت تسهیلات دریافت کنند و به آنها زمین و وامی تعلق گیرد تا به آرزوی خانه دار شدن خود برسند.انها از دید خود به آرزوی خود نگاه کردند ومیکنن اگر آنها از دید خداوند به آرزوی خود مینگریستند به خاطر خانه بچه های پشت سر هم نمیآوردند .
آنها باید عمیقا باور کنن اگر باور نکنند همچنان در رسیدن به خواسته هایشان ناکام میمانند .
من در مورد جذب شغل ودرامد و لاغری هنوز ایمانم را نشان نداده ام برای همین هنوز به این خواسته ها نرسیده ام .
من باید به یاد بیاورم خواسته هایی که سریع اجابت شد چون به خداوند ایمان آوردم چون به بر آورده شدن خواسته هایم ايمان آوردم چون به سریع الحساب بودن خداوند ايمان آوردم..
من به سریع الحساب بودن خداوند ايمان دارم .
من به اجابت خواسته هایم توسط خداوند ایمان دارم .
من لایق درخواست کردن بینهایت از خداوند هستم .
من به آسان بودن رسیدن به خواسته ها با کمک خداوند ایمان دارم
.
خدایا شکرت که زود اجابت میکنی زود پاسخ میدهی خدایا شکرت که همه چیز با تو آسان وسریع هست .