0

من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم (قدم ۸)

تحقق آرزوها
اندازه متن

انسان در طول زندگی آرزوهای زیادی در وجودش شکل می‌گیرد اما فقط تعداد ناچیزی از آنها محقق می‌شود.

تنها دلیل نرسیدن به خواسته‌ها ایمان نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند است.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 61 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.62 از 82 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42385

61 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

61 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۹ ۲۳:۰۵
      مدت عضویت: 2258 روز
      امتیاز کاربر: 50617 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 1,563 کلمه

      با سلام خدمت  استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      میدونید استاد وقتی این دستنوشتها رو خوندم خیلی خوشحال و امیدوار و مطمئن و…شدم که من یه قدم دیگه نزدیکتر شدم به تحقق رویاها خواسته‌ هام  من خیلی لذت بردم از این دستنوشته بینهایت به توان هزار سپاسگزارم 

      من کاملا می‌پذیرم که فقط بخاطر اینکه به خدا ایمان نداشتم در جنبه های مختلف زندگی نتونستم خواسته‌ام تجربه کنم چرا وقتی در بعضی از جنبه های زندگی بارها با آرزو خودم رسیدم و اونها رو به بهترین شکل ممکن تجربه و زندگی میکنم مثل بارها بارها شفا الهی رو من تجربه کردم الان دارم باهاشون زندگی میکنم خدایا شکرت 

      پس  می‌پذیرم یعنی قبلا هم پذیرفته بودم اما درکشون نکرده بودم که ایمان به خدا نداشتن یعنی چی به نظر من ایمان به خدا یعنی اینکه باور کنی که کسی هست همیشه و همه جا همراهته  و باور کنی که خداوند همواره مراقب و پشتیبان ما در زندگی  باور کنی که خدایی داری که وعده داده تو درخواست کن  و تصور کن اجابت شده باور کنی که تو نگران هیچ چیزی نباش بدترین بیماری من شفا میده  تو نگران نباش من تمام مشکلاتتون حل میکنم پس به امید برآورده شدن خواسته یک قدم دیگه برمیدارم میرم جلو تا ببینم خدای من در دستنوشته بعدی برای من چه ارمغانی برام هدیه آورده 

      منم خیلی شنیدم الانم مادرم بهم میگه که شوهرت سر کاره خداروشکر کار داره یه قرون پول میاره بسته سلامت باشین دیگه بسته منظورش اینکه انتظار زیادی از خدا نداشته باشیم 

      بارها با رها با زبان بی زبانی میگه اینو داری خوبه دیگه همینکه یه ماشین داری خوبه زیادی میخوای چکار به جز دردسر و هزینه چیز دیگه‌ای نداره و خیلی از این نصیحتها دارن 

      اینو که خیلی میگه همینکه دستت جلوی مردم دراز نیست خداروشکر کن یه نون میخوری صد تا صدقه بده 

      اصلا به نظر من قناعت کردن یعنی کلا درخواست نکردن میگن قانع باش به اون چیزی که داری وقتی پن قانع باشم دیگه جرائت درخواست کردن کوچکترین چیزها رو هم ندارم ولی من انسان قانعی نیستم من کلی آرزو دارم که میخوام بشینم بنویسم همه رو به خدا بسپارم 

      من هم این عقیده رو داشتم تا چند سال پیش فکر میکردم اگر فلان نعمت ندارم خدا صلاح ندیده به من  بده چون خیلی می‌شنیدم که اگر خدا درخواستی کردی بهت نداد بدون که اگر می‌داد تو خوشبخت نمی‌شدم باعث رنج و دردسر مشکلات برات میشد اما الان چنین چیزی قبول ندارم  اینو درک کردم من درخواستی داشته باشم  خداوند بدو ن چون چرا اجابت میکنه میخواد به ضررم باشه میخواد به نفع من باشه از نظر ما خوب و بد داریم خداوند در سیستم چیزی بنام بدی نداره سیستم داره عمل میکنه براش فرقی نداره کی درخواست میده چکاره هست دکتر مهندس یا بیکاره 

      دور و بر منم پر از آدمهایی هستند که سالهاست آرزویی دارن هنوز برآورده نشده الان درک میکنم واقعا در اطرافیان من که اینجوری نماز میخونن روزه میگیرم انواع مستحبات و اجبات انجام میدن موهاشون بیرون نیست لاک نمیزنن و تازه به خدا هم خییییییلللللییییی ایمان دارن اما کلی آرزو دارن که هنوز بر آورده نشده دارم میبینم   

      منم قبلنا همین جور بودم آرزو داشتم بعد میگفتم مگه میشه چجوری میشه منکه یک ریال پول ندارم به چطور و چگونه رخ دادنش هم فکر میکردم اما الان چند ساله دیگه اینجوری فکر نمی‌کنم فقط درخواست می‌دادم الانا درباره درخواستم مینویسم الانم که یاد گرفتم که فقط دعا یا درخواست کنم بقیه شو بسپارم بخدا امید داشته باشم که خدا ند وعده کرده که دعای دعا کننده رو اجابت میکنم فقط باید ایمان داشته باشن 

      و چقدر شده که ارزوهام‌خط زدم بیخیالش شدم گفتم‌نه نه من نمیخوام اگر قرار من اینو بدست بیارم آدم بدی بشم نمیخوام 

      اما الان میگم من میخوام من سلامتی و تناسب اندام ایدهالم میخوام 

      من پول ثروت میخوام بذار بدستش بیارم تجربش کنم اگر انسان بدی شدم اون وقت تصمیم میگرم بمونه یا نباشه و من هیچ وقت تصمیمی نمیگرم به ضررم باشه من میخوام بذار آدم بدی باشم 

      من خونه بزرگتر میخوام بذار سختم باشه تمیز کردنش اون وقت یه کسی رو میارم تمیز کنه اونم از شادی من لذت ببره

      م ن میخوام از خداو ند که تمام بدهی های منو پرداخت کنه من از خدا میخوام کمکم کنه تک تک آرزوهام تجربه و زندگی کنم 

      منم میخوام تمام مراحل تحقق آرزوهام به خدا بسپارم 

      من ایمان دارم تمام خواسته های من توسط خدا وند در شرف تحقق یافتن 

      خداوند برای همه مشکلات من بهترین راه حل داره 

      خداوند به پن کمک میکنه تا من تمام آرزوهام تجربه و زندگی کنم 

      خداوند من رو در صف تحقق آرزوهایم قرار داده و بزودی اونها رو تجربه میکنم 

      نگاه خداوندم اینکه بنده من نگران نباش نوبت تو رسیدی که یکی یکی پشت سر هم خواستهاتو تجربه و زندگی کنی سپاسگزار من باشی امین

      هیچ کس نمیتونه مانع تحقق یافتن آرزوهای من بشه 

      استاد نمیدونم چرا سختم بگم احساس گدایی کردن دارم که بگم خداوند افراد زیادی رو در مسیر زندگی من قرار داده تا دستان خداوندم بشن به من کمک کنن تا آرزوهای من برآورده بشه امین 

      من عاشق همزمانی ها هستم و خدا ند همزمانیهایی رو برای من رقم میزنه که من زودتر از موقع مقرر آرزوهام تجربه کنم  امین 

      من سرنوشتم با کمک خدا وند به بهترین شکل ممکن می‌سازم که بارها و بارها فریاد بزنم کی فکرشو می‌کرد 

      منم شفا گرفتن آرزویی بود که برام محال ممکن بود چون گفتم دکتر جوابم کرد ولی من به کمک خدا وند بزرگترین معجزه الهی دنیا رو با پوست و گوشت استخوانم تجربه و زندگی میکنم من بارها شفا الهی تجربه کردم فقط این بار محال و ممکن بود 

      لاغر شدن درآمد کسب کردن روابط عالی اینا که برای خداوند کاری نداره مثل آب خوردن در صورتی شفا هم برای خدا کاری نداره برای من امری محال بود 

      من هم این  باور در ذهنم ایجاد میکنم قرار خدا وند  به من سلامتی و تناسب اندام ایدهالم هدیه کنه 

      قرار خدا ند بدیهای منو پرداخت کنه 

      قرار خدا وند خونه ۱۲۰ متری نزدیک دانشگاه دخترمبا فول امکانات به من هدیه کنه 

      من دیگه هیچ آرزویی برام محال و ممکن نیست چون سخت‌ترین شرایط از نطر من که جواب کردن دکتر بود از نظر خداوند ساده ترین کار بود انجام داد برای من و لاغر شدن اینا که دیگه از نطر منم ساده ترین کار دنیاست از نطر خدا ند هزاران بار آسونتر 

      من واقعا تجربه کردم من یه خونه ای داشتم چون شریک بودیم طبقه اول هم بود بارها خواستیم تعمیر کنیم اما وقتی کسی آوردیم گفتن اگر این کارو کنید ممکن طبقه بالا خ آب بشه از ترس هیچکاری نکردیم اونجا زندگی کردیم 

      من این خونه رو میگم یه خونه ۹۰متری تاریک نمدا ر پر از سوسک‌های ریز هر چقدر سم هم میزدم با تولید میشد خلاصه از نظر من محال بود کسی بیاد این خونه رو بپسندد بخره گفتم تا تهران هم رفتم آگهی دادم اما بعد از این‌ه کاملا ناامید شدم همسرم هم راضی نمیشد میگفت خونه دارم ب م مستجری به ناچار ندای میکردم با جاری روزگار میگذرونم در همون حین یه فردی اومد اصلا هم نمی‌شناختم خونه رو در ض سه روز خونه رو خرید منم اومدم اینجا رو خریدم 

      یا یه جای دیگه یه باغی داشتیم سه تا کرت بیشتر نبود شاید ۵۰ متر میشد به پول نیاز داشتیم تصمیم گرفتیم ا نجا رو به فروشیم گفتم کی می‌خره خیلی کوچیک چند روز بعد دیدم همسایه باغ ما که پسر خاله همسرم بود بازشو به یک فرد غريبه  فروخته همون فرد باغ ما رو خرید که زمینش بزرگتر بشه هم خونه بسازه هم باغ داشته باشه 

      چند سال پیش میخواستم برای دخترم جهیزیه درست کنم اصلا پول نداشتیم تصمیم گرفتم طلاهام  بفروشم یه مقدار از جهیزیه رو بخرم هر جا میرفتیم بدون فاکتور طلا نمیخریدن دیگه برام این امر محال شده بود کسی پیرا بشه طلا بدون فاکتور بخره یهو یه شخصی پیدا شد دستان خ ا ند بر روی زمین شد به ما فردیعرفی کرد که ا  دستان خدا ند شد تا طلاها رو از ما بخره بدون فاکتور همزمان یها رخ داد تا من طلاها رو بفروشم 

      یا  ما اصلا هزار تومن هم پس انداز نداشتیم کلی همزمانی رخ داد خدا ند کمک کرد کارهایی شیشه جور شد ما تونستیم چهل  ملیون پس انداز کنیم تا ماشین پراید بخریم 

      یکی از همزمانیها این بود که شیشه‌ای ایستگاه اتوبوس‌ها نشکن هستن شیشه نشکن یعنی شیشه‌ای که وقتی میشکنه ریز ریز میشه یهو میریزه آسیبی به کسی نمیزنه در حد خراشیدگی بعد این مدل شیشه ها وقتی هوا سرد بشه خود به خود میشکنه اصلاح شیشه برها می‌گن شیشه خودکشی کرده این میشد که این اتفاق زیاد می‌افتاد و همسرم از اون ه شیشه بر در کرج میگفتن بیاد درست کنه و اینم بگم هر کسی نمیتونه این شبشها رو نصب کنه این یه همزمانی بود که خدا ند رقم می‌زد تا ما بتوانیم  پولی پس انداز کنیم 

      من مسئولیت و مدیریت  و محقق شدن همه آرزوهایم را بخدا واگذار میکنم 

      من اطمینان دارم که خدا ند مسئول و مدیر و مدبر بسیار متبحر  ای هست که می‌تواند تمام رویاهای پن را به حقیقت زندگی من تبدیل کرده و وارد زندگی من کند و به من هدیه دهد خدایا شکرت 

      من این جملات رو تکرار میکنم من به معجزات الهی ایمان دارم‌چند تا مثال از زندگی خودم میز نم تا برای ذهنم‌منطقی و باور پذیر تر کنم‌

      من به برنامه الهی ام توسط خدا ند ایمان دارم من برای آینده وگذشتهام از خدا ندم سپا آرم یه تسبیح دارم که اینها رو میگم‌ 

      من منتظر ایدها و الهامات خداوند هستم تا انجام بدم قدم به قدم به خداوندم  کمک کنم تا رویاهام تجربه کنم من یاد گرفتم الهام از چه طریقی به من گفته میشه چند تا موردش یادم میاد

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید