انسان در طول زندگی آرزوهای زیادی در وجودش شکل میگیرد اما فقط تعداد ناچیزی از آنها محقق میشود.
تنها دلیل نرسیدن به خواستهها ایمان نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند است.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.62 از 82 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدای نور… بی نهایت ِ مهربانی که همیشه فراتر از انتظار ماست..
درود و احترام خدمت استاد عزیزم و هم کیهانی های هم مسیر نازنین 🦋
خدایا بابت فرصت طلایی حضورم در این دوره ی شگفت انگیز سپاسگزارم.
خدایا بابت آگاهی های ارزشمندی که از استاد عزیزم می آموزم سپاسگزارم.
خدایا سپاسگزارم که همیشه فراتر از اونچه آرزو دارم، برآورده می کنی.
★☆گام هشتم: من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم.
به لطف خدای مهربان از وقتی به این مسیر زیبای بهشتی هدایت شده م، و دوره های ارزشمندی که یکی پس از دیگری شرکت کردم، اونقدر بیش از گذشته، برآورده شدن آرزوهای کوچیک و بزرگ فراوان، فراتر از حد انتظارم تجربه کردم، اونقدر آگاهی کسب کردم و همزمانی های بی شمار و لذت بخش دیدم، اونقدر شناختم از خداوند و قوانین جهان هستی بیشتر حقیقی تر و عمیق تر شد، که دیگه به لطف خدا، به آنچه که دوست دارم داشته باشم و تجربه کنم، به چشم آرزو نگاه نمی کنم، و هر چیزی به ذهنم میاد، یک -خواسته- است که فقط باید باهاش همزمان و هم مدار بشم، که لازمه ی این همزمانی و هم مداری، احساس خوب، و اطمینان به هدایت و الهام الهی هست. به ویژه از وقتی که دوره ی جدید رو به لطف خدا و آموزش های ارزشمند استاد شروع کردم، و باورهای جدید در ذهن و درونم ایجاد کردم، و اون آرزوی قدیمی چند ساله م که پذیرفته بودم بهش نمیرسم و براورده شد، اطمینانم به قوانین هستی، خدای جدیدم، و باورهای جدید قشنگم هزاران هزار بار بیشتر شده.
حتی این موضوع برای اطرافیانم هم قابل باورتر شده.
دوستی صمیمی و بسیار آگاه و علاقمند به حوزه ی ببداری درون و قانون جذب دارم، که در این موارد بسیار با هم گفتگو میکنیم.
قبل تر همیشه میگفت تو ارتعاشت برای جذب فوق العاده ست، فقط کافیه استرس نداشته باشی و حال دلت خوب باشه.وقتی ماجرای این آرزوی قدیمیم رو که در همین دوره براورده شد، براش تعریف کردم بی نهایت خوشحال شد و میگفت تو چیکار کردی دختر ؟! من حتی واسه خودمم دلگرم تر از قبل شدم و همش تو رو الگو قرار میدم و به خودم میگم: ببین! السا چنین أرزوی دور و محال و عجیبی رو چقدر سریع جذب کرد! تو هم میتونی پس! خدای تو و خدای السا یک خداست. او تونسته تو هم میتونی…
و من چقدرررر از شنیدن این حرف ها خوشحال شدم، و چقدر خدا روشکر کردم و به خودم یاداوری کردم که من هرچه ارزوهای بیشتری تجربه کنم، به رشد و گسترش جهان کمک بیشتری کردم و فرد مفیدتری هستم و این هم یک نمونه اش که حتی میتونم الگوی دیگران بشم و باعث شدم براشون شوق و انگیزه ایجاد شه که میتونن حتی ارزوهای به ظاهر محال شون رو جذب و تجربه کنن.
از وقتی در دوره ی جدید هستم ، باور سازی بسیااار برام آسان تر شده..خب البته یک سال و چهار ماهه مداوم و مستمر ، در مسیر هستم و با هر شرایطی هدف و تلاش اولم داشتن و گسترش حال خوبم بوده، سمعا و طاعتا هر چی که از استاد عزیزم آموختم پیاده کردم ، طبیعتا این بین روزهایی هم گذروندم که احساسم خوب نبوده و نگرانی هایی داشتم اما تونستم با همین مسیر با همین فایل ها، با صحبت ها و صدای استاد عزیز، تعمدا حالم رو خوب کنم.
پس هر چه پیش تر رفتم، فضای غالب ذهنیم مثبت تر و پایدار تر از قبل شد، منفی ها کمرنگ تر شد، و وزن باورها و نگاه جدیدم به خداوند بیشتر شد. و الان در مقایسه با سال گذشته، باور سازی جدید یکی از کارهای بسیار راحته برام.
تجربه ی این دو هفته و همین طور دیروزم رو در این مورد براتون مینویسم و تقدیم تون میکنم چون به شدت و بسیار فراوان بهم حال خوب داد: (ببخشید که با جزیات مینویسم، هدفم شفاف سازی برای چگونگی باورسازیه و تاثیر اون هست) :
★اولین باور جدیدی که با شروع این دوره، براحتی در من شکل گرفت باور توحید واقعی بود:
“من برای تجربه ی خواسته هام به هیچ چیز جز خدا نیاز ندارم”.
یک هفته نشده بود با این باور شگفت انگیز زندگی میکردم که ارزوی قدیمی بزرگم که به ظاهر برام دور دست و محال بود، رو براحتی تجربه کردم.
★تجربه ی این باور به من جرات و شجاعت داد تا آرزوهای دیگه م رو هم بزرگتر کنم و از خدا بخوام و تجربه شون کنم.
یکی از اون ها ارتقا مالی بود.
با اینکه به تازگی باورهای جدید در ذهنم درست کرده بودم و در حال تجربه ی افزایش 3 برابری بودم، اما بازهم ندایی درونم تشویقم میکرد که برای افزایش 30% بعدی گام بردارم…
راستش در ابتدا یکم احساس ترس کردم، مخصوصا که تا پیش از این اسفند ماه، ماه کم شدن ترافیک کاریم بوده بخاطر نزدیکی به تعطیلات عید (من در دانشگاه برای دانشجویان مقطع پی اچ دی و تخصص گروه های پزشکی ، تدریس میکنم، و در کنارش ، از وقتی وارد سایت و دوره ها شدم به لطف خدا و آموزش های ارزشمند استاد عزیزم، حوزه ی تدریسم رو بصورت خصوصی برای کنکور ورودی پی اچ دی و تخصص هم گسترش دادم، قبلا در این حوزه کار میکردم اما اصلا گسترش نداشت و گاهی وقتی بود).
در ابتدا تقویم اسفند ماه یک مقدار نگرانم کرد… و با خودم گفتم ولی اسفند برای دانشجویان و متقاضیان دکتری و تخصص ، ماه پرکاریه چون همشون شاغل هستن و درگیری شغلی و پایان سال مالی و خونه تکونی و سفرهای نوروزی زیاده، شاید از کلاسهای خصوصی استقبال نکنن.
اما خیلی سریع به خودم امدم و با خودم گفتم: خداوند تقویم نداره. خداوند زمان و مکان نداره. پس رزق و همزمانی های خدا هم زمان و مکان نداره، پس من افزایش 30. درصدی رو در همین ماه اسفند تجربه میکنم.
در گام بعدی باید روی احساس شایستگیم کار میکردم و افزایشش میدادم. پس وقت گذاشتم و با حوصله دلایل متعددی پیدا کردم و نوشتم که من شایستگی این افزایش رو دارم ، هر چه بیشتر دلیل پیدا کردم و نوشتم، احساس خوبم بیشتر و بیشتر شد.
دلایلم رو که نوشتم، در گام سوم بابت تجربه ی این افزایش پیشاپیش شکرگزاری کردم و دیگه از هر چیزی ذهنم رو رها کردم و مشغول لذت بردن از زندگیم شدم.
این ماجرا برای دیروزه، یعنی روز جمعه، که طبیعتا یک روز کاری هم نیست. و من همیشه روزهای تعطیل بخاطر اینکه استراحت عمیق تری داشته باشم، شماره ی کاریم رو افلاین میکنم. دیروز ظهر به بعد یه حسی بهم گفت شماره ت رو از فلایت دربیار، شاید از دانشگاه یا مدیر گروه کار ت داشته باشن.
از اونجا که این مدت شناخت و عمل به الهامات برام خیلی روشن شده، سریع شماره م رو از فلایت دراوردم.
همینکه انتن گوشیم وصل شد، یک تکست دریافت کردم!
مدیر گروه یکی از دانشکده ها بود نوشته بود : در خصوص ازمون دکتری هر زمان که وقت داشته باشید صحبتی داشته باشیم.
و فقط خدا میدونه چقدر خوشحال شدم از این نشانه!
من فقط شاید دو سه ساعت روی باور جدید کار کرده بودم .. و به همین سرعت نشانه ها از راه رسید…🤩
بهشون برای عصر جمعه تایم دادم…کاری که در 12-13 سال سابقه م نکرده بودم 🙂
عصر تماس گرفتن…
باز تا عصر قبل تلفن ایشون، یکی دو مرتبه باورهای جدیدم رو مرور و سپاسگزاری کردم.
عصر که ایشون زنگ زدن ، با اطمینان کامل. و بدون ذره ای تردید، شرایط جدیدم برای قرارداد جدید رو مطرح کردم.
ایشون هم سیر تا پیاز شرایط کلی و جزیی که من گفتم، با کمال میل و اشتیاق استقبال کردن. بدون ذره ای تردید…بدون ذره ای مقاومت، بدون ذره ای چونه زدن درباره شهریه کلاسها (اتفاقی که بارها بی شمار میفتاد و الان نیفتاد. خدایا شکرت)
گفتن فرم قرارداد رو همین الان تلگرام میفرستم شما پرکنید امضاش کنین برای ما بفرستید تا از چهارشنبه دوم اسفند دوره جدید کلاسها رو شروع کنیم. و در کمتر از یک ربع، همه چیز اوکی شد…! و گفتن شماره شبا بفرستید تا پیشاپیش حق التدریس تون رو براتون ارسال کنیم. اتفاقی که هرگز نمیفته! چون طبق قوانین دانشگاهی، مدرس بعد از پایان دوره ی تدریس باید حق التدریس دریافت کنه! و من همون دیشب حق التدریسم رو هم گرفتم…! و شب از خوشحالی نمیتونستم بخوابم 🤩
از خوشحالی اینکه چقدر راحت جذب کردم… چقدر راحت باور سازی کردم…چقدر سریع ذهنم باورهای جدید رو پذیرفت و چقدر سریع همه چیز همزمان شد…
خدایا شکرت.
خدایا سپاسگزارم
استاد عزیزم چراغ روشن راهم سپاسگزارم.
سپاسگزارم که با دوره ی جدید، راهنما و راهبر و پیامبر ما به فصل تازه ای از معجزه های الهی شدید، و در همسایگی بهار، باعث شدید با بهار تازه و شگفت انگیزی روبرو شیم 🌱💮
الهی امید همیشه در قلب تون فزاینده تابان 🦋
تا باد چنین بادا…