انسان در طول زندگی آرزوهای زیادی در وجودش شکل میگیرد اما فقط تعداد ناچیزی از آنها محقق میشود.
تنها دلیل نرسیدن به خواستهها ایمان نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند است.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.62 از 82 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
بنام خدا
من تومسیری هستم که نتیجش مشخصه . آرزوهام بهشون حتما میرسم چون خدا هیچ وقت خلف وعده نکرده .هیچ وقت واینو تازه داره برام بیشتر واضح میشه . درمورد لذت های زندگیم من تازه دارم متوجه میشم . دیروز میخواستم برم جایی قبلش داشتم برای خودم مینوشتم که من چه کار هایی که برای خودم توتمام این سالها انجام ندادم و نوشتم و نوشتم .تااینکه نوشتم که من شلختم تولباس پوشیدن واونهم به خاطر چاقی . ولباس هایی میپوشم که بیشتراز اینکه توشون راحت باشم برای اینکه لاغرنشونم بدن وسایزشون بزرگه . خب یهو ناراحت شدم . گفتم چقدر لذتهای هست که من خودم رواز اونها محروم کردم . داشتم آماده میشدم که بازهم همون لباس های تکر اری روبپوشم ولی یهو لباسهایی که رنگ شادبودن رودراوردم شلوار جین آبی و مانتو آبی اونهم طرح لی بود وخیلی قشنگ بود اما نتونستم به دلیلی اون مانتوروبپوشم ولی یه مانتودیگه ای روپوشیدم که قشنگ ترازمانتو قبلی بااون شلوارست میشد و کفش چرم همه چیز مثل رویاهام شده بود ورفتم بیرون دیگه حتی به چاقیم هم فکر نکردم که ممکنه چی بگن مردم فقط این حس که من باید ایناروبپوشم رو عملی کردم و کلی ذوق داشتم و به خودم گفتم برای اینکه لباس های قشنگ بپوشم نیاز به لاغربودن ندارم اول من باید به خودم اهمیت بدم .من از درون نیاز دارم بغل بشم و در آغوش گرفته بشم خیلی احساس آرامش میکنم این لذت که دیگری منوبغل کنه فقط برای یک لحظه است و همون زمان هم اثرش ازبین میره اما لذت اینکه من خودمودراغوش بگیرم و درخودم یکی بشم خیلی عمیقتره و آنقدر ماندگاره که همه ی زندگیمو دربر میگیره ارامش . لاغرشدن لا غرموندن و آرزوهای دیگه رونباید براشون دلیل پیداکنم فقط بگم میخوام داده میشه . .بخواه تا داده یشه همین الان یه جمله ای یادم اومد امانتونستم کاملشو به یادبیارم پس برای پیداکردن بقیش توگوگل سرچ کردم این از انجیل اومده که میگه بخواهید به شما داده خواهدشد بجویید که خواهید یافت بکوبید که در به رویتان گشوده خواهد شد زیرا هرکه بخواهد به دست آورد وهرکه بجوید یابد و هر که بکوبد دربه رویش گشوده میشود یک آن به ذهنم اومد وگفتم بنوبسمش برای گشتن بقیش رفتم گوگل واقعا این مصداق بارز از رسیدن به آرزوهاست که اون رونمایان میکنه من هم پیداکردم لذت رو فهمیدم نباید بگم چراو چطور بدستش میارم فقط کافیه طلب کنم توذهنم ترغیب بشم انجامش میدم و این رو من تجربه دارم میکنم و این رو هم درک کردم که نباید برای رسیدن به چیزی اون رو نیاز رسیدن به یه چیز دیگه کنم مثلا همین لاغری نبایدنیازمن باشه برای پوشیدن لباس خوب من میتونم درعین چاق بودن لباس زیبا هم بپوشم . ووقتی لاغربشم لذت اون. پوشیدن بیشتر میشه اونها همدیگه رو تکمیل میکنن خواسته هانیاز نیستن بلکه . لذت هستن .و هر کدوم پازلی اززندگی روکامل میکنه دواقع برای داشتن لاغری باید به چیزی که الان هستم به شکل دیگه ای نگاه کنم و بااحساس خوب که بهم داده میشه . من دیروز که با همسرم رفته بودم بیرون خانم بارداری رودیدم ویهو این حرف که خوش به حالشون دارن صاحب فرزند میشن اومد که هنوز جمله توذهنم کامل گفته نشده بود این جمله که من به وفاداری خداوند ایمان دارم من سپاسگزار خداوندم و هربار این جمله گفته میشد بدون توقف تاینکه ازاون مکانی که رفته بودیم بیرون رفتیم و همچنان . ادامه داشت رسیدن به آرزوها به وسیله ی خدا از طریق ترغیب شدن ماانجام میشه واین هم باز فقط الهامی هست که داده میشه امامن کاره ای نیستم خیلی راحت انجام میشه من مدتها بودمنوهمسرم به یه مسأله ای برخورده بودیم تااینکه دیروز وقتی رفتیم باشخصی که پیشش رفته بودیم گفتیم که همچین مسأله ای داریم واونهم گفت باشه همون لحظه زنگ زد به شخصی که میتوانست به مادر حل اون مسأله کمک کنه و گفت بهشون بگیم که فلانی منوفرستاده تا کارتون راه بیفته وپیش همون برین اگه هم کسی چیزی گفت نامهی من رو بهشون نشون بدید چیزی که من و همسرم دوماه یاخیلی بیشتر نمیتوستیم حل کنیم اون شخص برامون با یه تلفن ساده درحدکمتراز پنج دقیقه حل کرد واتفاقا اون شخص هم خارج از کشور بود اما گفت هفته ی دیگه حتما بیان .واقعا الان که دارم فکر میکنم می بینم همه چیز راحت پیش میره وبه خواسته هام میرسم تکرارکنم واز خدا طلب کمک کنم . واقعا خداتنهاکسیه که میتونه همه چیزروکن فیکون کنه من روروخدا درمسیرلاغری باذهن موندگارکرد وحالاهم داره منودرمسیر زندگی باکمک خداوند ماندگار میکنه .تودیدگاه قبل من گفته بودم که یک جامدادی میخواستم وخیاطی کردم برای خودم دپریروز همسرم جامدادی ای که توذهنم بود با همون شکل و تصویر که دوست داشتم روبرام آورد چون من عاشق لوازم تحریر م از بچگی عاشق مدادرنگی وچیزای دیگه بودم تاالان وبه اندازه ی کافی اطلاعات جمع میکنم چیزی که شاید ازنظر بقیه بی فایدست امالذت وصف نشدنیه برای من. .وبرام آورد چندروز قبلش چندتاجاکلیدی آورده بود بهم گفت اینارو هم آوردم . تااینکه دیشب بعداز برگشتن به خاطر پوشیدن اون لباسها به خودم این هدیه رودادم یکی از اون جاکلیدی هاروبه زنجیر جامدادیم وصل کردم و امروز هم برای اینکه خودمو تشویق کنم برای ادامه دادن رفتم ویه مداد چیه تراش گرفتم و لذت های بچگیموبرای خودم دوباره زنده کردم و این لذتهایی هست که من دارم تجربه میکنم و من به شکرانه ی بودن دراین مسیر متعهد شدم به انجام وادامه دادن لاغری با ذهن چون اول برای لاغری اومدم اما به خدارسیدم وبرای سپاسگزاری وشکر نعمتها من متعهد به بودن در لاغری با ذهن شدم به شکلی که امروز تعهد دوازده گام رورفتم نوشتم وقراره فردا بنویسم وچندر وز دیگه هم دورهی مسیرلاغری من رو دوباره ازنو شروع میکنم و هرکاری میکنم تا دراین مسیرباقی بمونم
خدایا سپاسگزارم.🌹🌹🌹