0

من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم (قدم ۸)

تحقق آرزوها
اندازه متن

انسان در طول زندگی آرزوهای زیادی در وجودش شکل می‌گیرد اما فقط تعداد ناچیزی از آنها محقق می‌شود.

تنها دلیل نرسیدن به خواسته‌ها ایمان نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند است.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 61 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.62 از 82 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42385

61 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

61 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهرا کریمی
      ۱۴۰۳/۰۲/۱۹ ۰۰:۲۶
      مدت عضویت: 1106 روز
      امتیاز کاربر: 9310 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 678 کلمه

      سلام استاد عزیزم 

      اول تبریک صمیمانه بگم به شما و همسرتون بخاطر سالگرد ازدواج.  

      اتفاقا سالگرد ازدواج منم ۲۸ اردیبهشت 

       ازتون خیلی خیلی سپاسگذارم بخاطر فیلمی که در این مورد گذاشتین و خدا میدونه چقدر همه لذت بردیم و با زندگی امیدوار تر شدیم . 

      منکه انقدر از رفتار مرجان خانم احساسی شدم اشکم در آمد.  چقدر تو دلم تحسینش کردم بخاطر همه ویژگی های خوبش . اینکه اینقدر قوی هست . اینکه انقدر روح بزرگی داره . اینکه انقدر مهربون . اینکه انقدر امیدوار . اینکه اینقدر عاشق. 

      و اینکه کاملا درک کردم که شما چقدر مات و مبهوت شدید وقتی کادو رو دیدید و اصلا انتظار شو نداشتین .

      به هرحال کلی حالمون خوب شد . 

      منم بعد دیدن فیلم رفتم عکس پسرم نگاه کردم و با خودم گفتم ازدواجم گرچه پایان تلخی داشت اما مهم ترین ارزشمند ترین و قشنگ ترین اتفاقش این بود که من صاحب یه فرزند بینظیر شدم و مادر شدم ‌ . من احساس میکنم توی این دنیای مادی بین ما آدمها هیچ حسی قوی تر و خالص تر از حس مادرانه نیست . خداروشکر. 

      استاد تو این قدم در مورد الهامات صحبت کردید . میخواستم بگم این الهام ها خیلی مهم خیلی نجات دهنده اس و واقعا میخوام حرفتون رو تصدیق کنم که الهام هیج دلیل منطقی به تو نمیده فقط میگه انجامش بده و این الهام رو تو زمانی میشنوی که وصل باشی که از خدا بخواهی که چشمت به او باشه و آماده کمک او باشی نه زمانی که دل خوش کمک دیگران هستی .

      الهام رو زمانی درک میکنم که تسلیم باشیم بگیم خدا یا من کر و کور و لال میشم من این عقل رو کارب بهش ندارم فقط تو بگو چیکار کنم تو بگو کجا برم تو بگو بشین میشینم تو بگو برو میرم . 

      بخدا قسم که من میفهمم چقدر از خدا دوری میکنم ولی اون نه اون همیشه نزدیک . 

      من میفهمم که چقدر راحت گول ذهنم رو میخورم و فکر می‌کنم فلان کار منطقی تر و انجام میدم .

      ولی حداقلش میتونم بگم خداروشکر که به این حد از آگاهی رسیدم که اینارو بفهمم . و واقعا تا وقتی با الهاماتم عمل کردم زندگی برام روان و ساده تر شده . 

      چقدر از نگرانی هام کم شده .

      من هیچوقت آرزوهام رو فراموش نمیکنم .

      من یقین دارم که میرسم 

      یقین دارم که خداوند پاسخ می‌دهد 

      واقعا نمیتونم حس ارتباط با خدا رو توضیح بدم . 

      نه بخاطر اینکه پیچیده است.  بخاطر اینکه انقدر راحت انقدر دم دست ‌ . انقدر شیوا هست که آدم باورش نمیشه یعنی ذهن آدم رو گول میزنه . 

      مثلا من ی سوال از خدا میپرسم . بعد خدا خیلی راحت پاسخ میده . پاسخی که در حد درک و فهم منه . بعد من فکر میکنم میبینم عه راست میگه جواب همینه . بعد ذهنم میگه نه بابا انقدر که ساده نیست . و شروع میکنه به پیچیده کردن موضوع ‌ . 

      ولی من دارم تلاش می‌کنم که به الهاماتم عمل کنم و کمتر چون و چرا بیارم ‌ .

      اینو خیلی خوب درک میکنم که الهام به صورت یه شوق و انگیزه در من شکل میگیره .

      مثل الان که وقت خوابه ولی من دلم خواست بیام و بنویسم . با اینکه اصلا نمیدونستم چی قرار بنویسم .

      یعنی همیشه همین‌طور.  

      به من میگه فلان کار انجام بده 

      میگم چطوری من اصلا نمیدونم

      میگه کاریت نباشه شروع کن تا بقیه شو بگم 

      و همیشه همیشه همیشه . الهامات به صورت قدم به قدم هست و به شرطی قدم دوم گفته میشه که تو ایمان به غیب داشته باشی و قدم اول رو انجام داده باشی .

      وگرنه که الهامات رو از ی گوش میگیری و از اون گوش در میکنی . 

      اما وقتی همیشه تلاش می‌کنی گوش به فرمان باشی شنوا باشی تسلیم باشی . آروم آروم عادت میکنی به شنیدن الهامات . کم‌کم میتونی تشخیص بدی این فکری که کردم نجوای شیطان بود یا الهام خداوند !

      ومن خداروشکر میکنم که خیلی بهتر شدم نسبت به اون روزایی که اصلا نمیفهمیدم این الهام چی هست این نجوا چیه ‌ .

      ولی مگه میشه تو ی سوال بیاد تو ذهنت و پاسخ رو دریافت نکنی . بالاخره منم فهمیدم .

      و میدونم هرچقدر بگذره بهتر میشم و این مسیر ته نداره .

      خیلی ممنونم ازت استاد. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید