0

من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم (قدم ۸)

تحقق آرزوها
اندازه متن

انسان در طول زندگی آرزوهای زیادی در وجودش شکل می‌گیرد اما فقط تعداد ناچیزی از آنها محقق می‌شود.

تنها دلیل نرسیدن به خواسته‌ها ایمان نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند است.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 61 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.62 از 82 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42385

61 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

61 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Maahsaaa
      ۱۴۰۲/۱۲/۰۲ ۱۳:۲۲
      مدت عضویت: 1081 روز
      امتیاز کاربر: 36390 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 731 کلمه

      مهمترین مانع من برای تحقق اهداف و خواسته هام باور نداشتن امکان تحقق اونهاست. دقیقا هر خواسته ای که فکرمیکردم قابل دستیابی هست و واسش کاری انجام دادم رو براحتی حتی بیشتر ازون رودریافت کردم. 

      در زمان بیماریم وقتی نظرات دکترها و نتایج آزمایشات رومیدیدم و میشنیدم این باور در ذهن من شکل گرفت که راه سختی در پیش دارم و احتمال داره هرگز درست نشه. این رو مرتب از کادر پزشکی شنیدم و با اینکه سعی میکردم قبول نکنم حرفشون رو ولی ناخوداگاه تو بخشی از ذهنم رفت که ازش اگاه نبودم . 

      به همین دلیل همیشه با حس بد و ناامیدی در حال انجام امور مربوط به درمان بودم و هیچ نتیجه ای نمیگرفتم تازه بدتر هم میشد. ولی به خودم قول دادم این بیماری رو نپذیرم که با من باشه و به هر طریق ممکن یا ناممکن حتی با معجزه باید خوب بشه. 

      تا اینکه توسط فرشته درونم به این سایت هدایت شدم.  میدونم که در مسیر درست هستم و بیشتر باید روی خودم کار کنم. میدونم که خداوند در حال برنامه ریزی برای تحقق شفای بیماری من هست و منتظر میمونم تا راههای شفا رو برای من روشن کنه و با هدایتش قدم بردارم در این مسیر. میدونم اخر این مسیر خدا ایستاده منتظرم هست که بهش برسم.خدایا شکرت بخاطر این امید که در دلم روشن کردی 

      دیگه با حس بد دنبال درمان نمیرم. تو همین مدت چند تا بیماری گرفتم که درمان شدن. من قبلا همیشه حواسم به مشکل بود نه شفا. ولی این مدت بیماری هایی که میگرفتم خدا میگفت باید صبر داشته باشی تا دوره درمان طی بشه. یه بار بهم الهام شد دیدی تا اینجاش خوب شد باقیش هم خوب میشه و با رها کردنش کامل خوب شد. 

      “همه چیز خوب میشه” این یه باور قوی هست که از جایی اتفاقی به گوشم خورد و یه جور الهام بود که الان باور من شده. 

      همه چیزها خوب میشن. هیچ چیزی همونجور باقی نمیمونه حتی اگه بدتر هم بشه بلاخره یه روز خوب میشه .

      این قانون مهربانی خداست نسبت به آفرینش خلقت

      اشکالی که در خودم پیدا کردم اینه که موقع بیماری اگه فورا خوب نشه ذهنم میگه : دیگه خوب نمیشه . نکنه هیچ وقت خوب نشه و احساس نگرانی و ناامیدی میاد سراغم. یه جور ترس مخفی نسبت به بیماری که از قبل هم تا حدودی بهش اگاه بودم ولی نمیدونستم چکار باید کرد.یعنی وقتی خوب میشدم فوق العاده خوشحال میشدم انگار که یه سوپرایز واسم اتفاق افتاده.

      الان به لطف خدا روند بهبودم پیشرفت خیلی خوبی داشته و میدونم خدا پشت همه این درمان ها ایستاده یعنی معجزه. وقتی تو بخوای و من اراده کنم همه چیز میشه.

      نا گفته نماند این تکیه کلامم بود در گذشته که دکترها هیچی بلد نیستن ، دکترها هیچی بیماری رو خوب نمیکنن فقط با دارو جلوی بدتر شدنش رو میگیرن و بیماری همیشه با ادم میمونه . نمونش اطرافیان که انواع بیماری های فشارخون دیابت چربی و غیره دارن و سال هاست تحت نظرن ولی نهایتا با دارو کنترل میشه.

      یعنی اعتقادی به پزشکان نداشتم. برای هر بیماری تهران میرفتم ولی الان مدتی در شهر خودم بهترین درمان ها رو دارم میگیرم به لطف خدا. واقعا دست پزشکان درد نکنه که این همه سال زحمت کشیدن درس خوندن سختی تحمل کردن تا دستان خداوند باشند برای شفای بیماریها و نجات انسان ها. واقعا فرشتگان زمینی و دستان شفابخش پروردگار هستن.

      الان که دارم دیدگاه مینویسم متوجه شدم هنوز هم بخشی از ذهنم بی اعتماد هست به پزشکان که باید روش کار کنم. نوشته هایی که حاکی از بی اعتمادی بود با گرفتن حس بد بهم الهام شد و پاکشون کردم.

      فکرمیکردم از پزشکا کاری ساخته نیست و خدا باید خودش بیاد وسط ولی بهم الهام شد خدا هر کاری بخواد بکنه توسط دستانش که علم رو از خدا گرفتن انجام میده. خدایا شکرت بخاطر این الهامات

      منتظر طرح و برنامه الهی هستم برای درمان کامل صورتم 

      بدنم خودش هوشمند ترین و بهترین و داناترین پزشک و متخصص هست که میتونه به بهترین شکل ممکن خودش رو ترمیم و درمان کنه. چرا که تمام اطلاعات بیماری و شفا در درونش قرار داره و بهتر از هر پزشکی به نقاط ضعف و قوت خودش اگاه هست. 

      بخشی مهمی از روند درمانم به عهده بدن هوشمندم هست که به بهترین و اگاهانه ترین شکل ممکن داره کارش رو انجام میده و اگه من اجازه بدم در مسیر درست قرار میگیره و ادامه میده.فقط باید با حس خوب و افکار و باورهای درست کمک کنم که مسر درمان راحتتر و سریعتر طی بشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید