بسیاری اوقات از انجام آنچه خداوند در قلب ما قرار میدهد طفره میرویم، خداوند در قلبمان با ما کلنجار میرود تا آن کار را انجام دهیم اما به بهانههای مختلف از انجام آن خودداری میکنیم.
یکی از پرکاربردترین توجیهات منطقی برای عمل نکردن به وعدههای الهی این است که زمان آن گذشته است و دیگر دیر شدن است. ما به زمانبندی خداوند باور نداریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.51 از 93 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام جناب عطار روشن عزیز و بزرگوار
این نوشته ها ، این الهامات رو هر بار که می خونم جرقه های زیادی در ذهنم زده میشه و هر بار بیشتر متوجه بی ایمانیم به خدا میشم. خدارو باور دارم ولی نه اینکه حالا واسه من چی می کنه. یا بهتره بگم واسه من چی می تونه بکنه. وقتی این جمله رو خوندم که خدا به منابع و داشته های من نگاه نمی کنه بلکه به منابع و داشته های بی کران خودش نگاه می کنه تا چطور منو به خواسته هام برسونه یهو اصلا انقلابی تو من به وجود اومد. چرا نمی فهمیدم تا الان! اینکه میگید از نگاه خدا به خودم نگاه کنم رو الان فهمیدم. یا حداقل باید بگم تا اینجای دوره تازه فهمیدم.خدا برای من قانونی خشک بود. قانونی که من نمی تونم ازش استفاده کنم. تلاش کردم به تصور خودم اما نشد. و وقتی نشد اون کاری نمی تونه بکنه.حالا می بینم چقدر دلم براش تنگ شده برای حرف زدن باهاش با ایمان به اینکه همه چی حله.من هم می خوام بعد این همه درجا زدن تو سن 37 سالگی به حرف های خداوند گوش کنم .حالا بهترین زمان برای شروعه منه.دیگه به بهانه هام به افکار مزاحمم به حرف های دیگران به اوضاع شهر و کشورم اجازه نمیدم منو از تحقق آرزوهام منصرف کنن.من تو این شرایط الانم باقی نمی مونم.از همین حالا می خوام زندگیم رو دگرگون کنم و با خدا می تونم و وعده اون حقه.من از همین حالا می خوام زمانم رو صرف تحقق آرزوهام کنم و دوباره آرزوهام رو بنویسم مثل شما.من با مرور الهامات خداوند به قلب زیبای شما افکار مثبت و امید بخش رو تو ذهنم بارگزاری می کنم.
من حالمو خوش نگه می دارم و شادی که خداوند برای من می خواد رو با تمام وجود تجربه می کنم.من ایمان دارم برای تحقق آرزوهام اصلا دیر نیست.
در مورد تمرین اول دوباره به قضیه سفری که به قصد فرصت شغلی بهتر به مشهد می خواستیم بریم می رسم. نزدیکترین اتفاق. از تو شهریور می خواستیم بریم. اما هزینه ها و برنامه ها نمی خوند باهم . و وقتی که یه جوری از فورس و استرس خارج شدیم ولی در جهتش بازم قدم برداشتیم تو بهترین زمان برای ما اتفاق افتاد.
در مورد ارتباط برآورده نشدن خواسته هام با میزان احساس لیاقت فکر کنم زیاده ارتباطش. یکی از بارزترین افکار مزاحمی که من در مورد خودم دارم اینه که مگه من چه استعدادی دارم که به خواسته هام برسم.چی دارم که بتونم اون تجربه هایی که می خوام رو داشته باشم. می دونم که در مورد خودم خیلی بد فکر می کنم. خودم رو ترسو ، ناتوان و شکست خورده می بینم. انتظار چه بازخوردی از این نگاه رو نسبت به خودم دارم!
لیست آرزوهام :
خداوند به هرکدام ما کاری که با عشق و علاقه انجامش میدیم در زمان هایی منظم و در محیطی دنج و مخصوص کار خودمون که راحت و با عشق نفری بیست میلیون تومان وارد زندگیمون بشه در ماه رو هدیه می کنه.
خداوند خونه ای نوساز و زیبا ونور گیر ، در محلی زیبا و خلوت با همسایه هایی ارام و مهربان با دوخواب و آشپزخونه ای روشن و نورگیر تو شهری زیبا و ساحلی و مدیترانه ای بهمون هدیه می کنه.
خداوند بهمون مهاجرت به شهری زیبا و ساحلی و توریستی با آب و هوای مدیترانه ای رو هدیه می کنه.
خداوند بهمون سفری زیبا و دلچسب و طولانی رو به آلانیا و کیش هدیه می کنه.
خداوند بهمون تناسب اندام و بدنی عضلانی و سالم و پرقدرت رو هدیه می کنه.
خداوند بهمون گوشی سامسونگ a54 رو هدیه می کنه.خداوند بهمون لپ تاپ قدرتمندی با سی پی یوcore i9 نسل 13 و رم 32 گیگ و هارد 1 ترا ssd هدیه می کنه.
خداوند بهمون دوتا هدست با کیفیت و سبک هدیه می کنه.
خداوند حساب بانکی با پول بی نهایت که هرچقدر خرج کنم بازم بهش پول واریز میشه و زیاد میشه هدیه می کنه.
این آخریو الان جرات کردم نوشتم … چرا که نه!