بسیاری اوقات از انجام آنچه خداوند در قلب ما قرار میدهد طفره میرویم، خداوند در قلبمان با ما کلنجار میرود تا آن کار را انجام دهیم اما به بهانههای مختلف از انجام آن خودداری میکنیم.
یکی از پرکاربردترین توجیهات منطقی برای عمل نکردن به وعدههای الهی این است که زمان آن گذشته است و دیگر دیر شدن است. ما به زمانبندی خداوند باور نداریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.51 از 93 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان ، سلام خدمت استاد عزیز و گرامی و دوستان خوب معنوی
قدم چهارم : من به زمان بندی خدا ایمان دارم
در گذشته که خدا را اشتباهی میشناختم درکی از زمانبندی خدا نداشتم کارهایی را که از توانم خارج بود با نگرانی میسپردم به خدا ، خب نتیجه نگرانی هم معلوم بود همیشه بد بود برای همین نمی تونستم بخدا اعتماد کنم چون خودمو بنده ی گناهکاری میدونستم بخاطر اینکه همیشه یه کمی از موهام پیدا بود ، نماز و روزهای قضا زیاد داشتم برای همین میگفتم خدا به من نگاه نمی کنه چون بنده ی خوبی نبودم ، خودمو لایق دریافت نعمتهای بزرگ نمیدیدم فکر میکردم نعمت مال دیگرانه و من باید به همین حد متوسط پایین قانع باشم وگرنه خدا همین را هم ازم میگیره ، من در خانواده ی مذهبی بزرگ شدم و احساس لیاقت نداشتن نعمتها در خانواده و فامیل مذهبی من بسیار پررنگ بود و همه از اینکه خدا قهرش نگیره به حداقل های زندگی راضی بودن و از همون حد بیشتر رشد نکردن ، در حالیکه خداوند همهی بنده هاشو خیلی دوست داره و به همه بینهایت میبخشه ، خدا دلش میخواد ما به آروزهامون برسیم و تو این راه کمکمون میکنه ، خدا به همه ی کارها اشراف داره و از قلب ما خبر داره و ما را به سمت خواسته هامون هل میده خیلی دوست داره برامون کاری انجام بده ولی ما به بهانه های مختلف دست خدا را رد میکنیم که مثلاً از ما گذشته ، سنم بالاست ، مهارت ندارم ، مدرک ندارم ، دانشگاه نرفتم ، دیگران جلوی پیشرفتم را گرفتن و غیره بعد نمیریم دنبال خواسته هامون و همیشه با حسرت راجب آرزوهامون حرف میزنیم ، خداوند وفاداره و به وعدهی خودش عمل میکنه و ما را در رسیدن به آرزوها مون کمک میکنه البته به شرطی که قدم اول را خودمون برداریم و بهش نشون بدیم که ما هم دوست داریم به آرزومون برسیم و بریم سراغ کارهایی که بهش علاقه داریم و بهانه نیاریم و کارهامونو به تعویق نندازیم فقط باید شروع کنیم و به خدا اعتماد کنیم که دستمونو میگیره و قدم به قدم هدایت و حمایت مون میکنه در زمان درست و مکان درست ، تنها مانع بین خداوند و آرزوها فقط خودمون هستیم باید این مانع را برداریم یعنی از همین الان با همین شرایطی که داریم شروع کنیم ، قدمهای کوچیک را برداریم و بهانه ها را کنار بگذاریم ، خداوند بر اساس دارایی و امکانات و منابع خودش به کمک میکنه که بینهایته ، ما نباید به امکانات و منابع خودمون تکیه کنیم و در باتلاق درجا زدن گیر کنیم و اسیر افکار و دلیل شروع نکردنها بشیم و خودمونو از رسیدن به آرزوهامون محروم کنیم و فقط فقط افکار ناامید کننده میتونه جلوی ما و طرح الهی خداوند را بگیره ، من به زمانبندی الهی ایمان دارم چون توانایی و قدرت خداوند فراتر از زمان عمل میکنه و تا روزی که زنده هستم شوق رسیدن به آرزو را در دلم زنده نگه میداره ، خداوند از قبل منتظر ماست ، باید زندگیمو دگرگون کنم و برای خواسته هام قدم بردارم حیفه که خدا منتظر بمونه ، من ایمانم را به زمانبندی خدا قوی و قویتر میکنم چون خداوند طرح الهی رسیدن به خواسته هامونو فراموش نمیکنه ، شاید مسیر رسیدن کمی طولانی بشه چون خدا میخواد که در این راه اشتباهات مونو بشناسیم و اونا را برطرف کنیم اما نتیجه ای که به ما میده شیرین و بسیار فراتر از انتظاره مثل وقتیکه از چاقی خسته و ناتوان شده بودم گفتم خدایا خودت یه راه آسون لاغر شدنو جلو پام بزار ، یه روز که رفتم باشگاه دوستم که میدونست من به مباحث ذهنی علاقه دارم گفت یه نفر به اسم آقای رضا عطار روشن سایت لاغری با ذهن داره و من با اشتیاق فراوان همون شب وارد سایت تناسب فکری شدم و گفتم جای من همین جاست و الان سه ساله ساکن این بهشت زیبا هستم چون من دست از آروزی لاغر شدن برنداشتم و خداوند با طرح الهی خودش منو به لاغری با ذهن هدایت کرد من به زمانبندی خدا ایمان دارم
با توجه به این آگاهی مثالهایی پیدا کنید که برای رسیدن به خواسته ای تقلا کردید ولی بعد از نتیجه نگرفتن و رها کردن در بهترین زمان خواسته ی شما محقق شده ؟
من چند سال یه گوشی مدل پایین داشتم خیلی برای استفاده اذیت میشدم هر چی به شوهرم میگفتم گوشی میخام میگفت تو کار زیادی با گوشی نداری همین برات خوبه منم وقتی دیدم فایده ای نداره بی خیال گوشی شدم گفتم خودم پول جمع میکنم هر وقت شد میخرم تقریبا بعد از دو سه ماه دیدم شوهرم یه گوشی خوب برای تولدم بهم کادو داد خیلی خوشحال شدم خیلی گوشی با برکتی بود چون ۲۰ روز بعدش با اون گوشی وارد سایت تناسب فکری شدم این فقط زمانبندی الهی بود یا اینکه من خیلی دلم میخواست ایام عید مسافرت برم تهران که ترافیک خلوتی داره چون بیشتر مسافرتها ایام عید همسرم میگفت بریم جنوب که البته خیلی هم عالی بود امسال سپرم بخدا و عید رفتیم تهران که بسیار عالی بود اینم زمانبندی خدا بود
به نظر شما برآورده نشدن خواسته هایتان تا چه میزان مربوط به نداشتن احساس لیاقت بوده است ؟
تمام خواسته هایی را که بهشون نرسیده بودم از نداشتن احساس لیاقت بود چون خودمو از خدا دور میدیدم و باور نداشتم که خدا طرح الهی برای رسیدن به خواسته هامو داره ، ایمانم ضعیف بود اعتمادم به خدا کم بود اما از وقتیکه خدای واقعی را شناختم و بهش اعتماد کردم به خیلی از خواسته های کوچیکم رسیدم حالا وقت رسیدن به خواسته های بزرگه البته از نظر من وگرنه برای خدا خواسته کوچیک و بزرگ نداره
لیست آرزوهای خود را مرور کنید و از عبارت خدا به من هدیه میکند استفاده کنید ؟
۱_ خدای بخشنده ی مهربونم خونهی ۱۸۰ متری تک واحدی در خیابونی که دوست دارم را به من هدیه میکند
۲_ خدای بخشنده ی مهربونم چشمان تیز بینی به من هدیه میکنه که همه چیز را بدون عینک ببینم
۳_ خدای بخشنده ی مهربونم اندام متناسب زیبای ورزشکاری را به من هدیه میکند
۴_ خدای بخشنده ی مهربونم شغلی راحت با آزادی زمانی و مکانی را به من هدیه میکند
خدایا شکرت که تمام خواسته هامو بهم هدیه میدی