بسیاری اوقات از انجام آنچه خداوند در قلب ما قرار میدهد طفره میرویم، خداوند در قلبمان با ما کلنجار میرود تا آن کار را انجام دهیم اما به بهانههای مختلف از انجام آن خودداری میکنیم.
یکی از پرکاربردترین توجیهات منطقی برای عمل نکردن به وعدههای الهی این است که زمان آن گذشته است و دیگر دیر شدن است. ما به زمانبندی خداوند باور نداریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.51 از 93 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام انرژی برتر جهان هستی
من به زمان بندی خدا ایمان دارم.
من مدرک فوق لیسانس رو گرفتم و دوباره خواستم شروع کنم که مربیگری زبان انگلیسی رووبگیرم همه من رو مسخره کردند و شاید یکسال تحت تاثیر حرف دیگران هم بودم ولی ذوق و شوق اینکه من باید در مسیر یادگیری زبان انگلیسی باشم همیشه در دل و ذهنم فریاد میزد و من کار قبلیم رو رها کردم و وارد مسیر یادگیری زبان انگلیسی شدم و همه گفتند دیر شده چرا توی این سن میخوای هنوز درس بخونی ولی این ذوق و شوق برای ادامه دادن من رو حرکت داد و تونستم مدرک مربیگری رو بگیرم و مدرس زبان انگلیسی بشم و چقدر الان خوشحال تر از قبل هستم و دارم ادامه میدم تا مدرک آیلتس رو هم بگیرم و با اینکه خیلی هم دوباره مسخره میشم برام مهم نیست من یکبار به دنیا میام میخواهم برای خودم و علایق و شادی های خودم زندگی کنم و راه خودم رو ادامه میدهم.
من قبلا ورزشکار بودم و اندام متناسبی داشتم و رفتم دکتر برای بارداری و گفتند نباید ورزش سنگین انجام دهی و اگر پیاده روی هم میکنی خیلی کم و سبک من هم از قبل فرمول های ذهنی ام این بود که کم تحرکی یعنی چاقی و در مدتی که ورزش نکردم یک اضافه وزن خیلی شدیدی پیدا کردم که اصلا کسی باورش نمیشد من همون آرزوی ورزشکار باشم و در یک باتلاق گرفتار شده ام از یک طرف چاقی از یک طرف به من گفتن نباید ورزش کنی و باید استراحت داشته باشی تا باردار شوی و من واقعا اون روزها در گرفتاری بودم و هر چه رژیم میگرفتم به جای لاغر شدن انگار چاق تر میشدم و آنچنان فشار به من اومد که هم موضوع بچه دار شدن و هم موضوع لاغر شدن رو رها کردم و دو ماه هیچ کاری نکردم و از خدا کمک خواستم و بعد با استاد عباسمنش آشنا شدم حالم بهتر شد ولی لاغر نشدم تا اینکه دررعقل کل سایت سرچ کردم لاغری و در کامنت یکی از دوستان با استاد عطار روشن آشنا شدم و بعد از استفاده از دوره های رایگان و دوره ورود به سرزمین لاغرها آنچنان راحت و آسان متناسب شدم و آرامش فکری پیدا کردم که از خدا تشکر میکنم برای ورود من به این سایت و من واقعا از خدا میخواهم که برای رسیدن به هر خواسته ام من روبه آسانی همین مسیر لاغری هدایت کند که به خواسته هايم برسم.
یکی از مهم ترین دلایلی که بسیاری از انسان ها در مدت حیات خود موفق به تجربه عشق و علاقه خود نمیشوند این است( که خود را لایق آرزوهایشان نمیداند.)
دقیقا نرسیدن به آرزوها و خواسته ها از همین جمله میاد که من خودم رو لایق رسیدن به خواسته های نمیدانم و میام مقایسه میکنم که خدا اگر به دیگران بچه یا خونه یا ماشین داده حتما اونها لایق تر بودن و خدا رو بیشتر از خودشون راضی کرده ولی من که خودم رو گناهکار میدونم و اصلا به خودم اجازه نمیدم که فکر کنم شاید من هم مورد لطف خداوند قرار بگیرم و من رو به خواسته هایم برساند سریع نجواهای ذهنی شروع میشه که مگه فکر کردی کی هستی که خدا تو رو به خواسته هات برسونه و شروع میکنه به بهانه آوردن که سن و سالت رو نگاه کن، اوضاع اقتصادی جامعه رو نگاه کن تو که سرمایه اولی نداری تو جسم قدرتمند و سالمی برای رسیدنت به اهدافت نداری و آنچنان بهانه می آورد و از قبل هم که من خودم رو به علت انجام یا انجام دادن مستحبات و واجبات لایق دریافت نعمت های بیشتر نمیدونم درجا متوقف میشوم و میگم خدا نمیخواد حالا بیا سرگرم این کارهای پایین تر بشو تا خدا رو راضی کنم که من رو هم لایق دریافت نعمت های بیشتر کند در واقع لیاقت خودم رو در راضی کردن خدا و انجام یک سری حرکات و راضی کردن خلق از خودم و دلسوزی کردن به دیگران و خود را فدا کردن برای دیگران و فراموش کردن خودم تا بلکه ثوابی شود در پرونده اعمال تا خدا بالاخره راضی شود و خواسته وارد زندگی من شود.
من آرزو تصمیم قاطع گرفتم که خودم رو از باتلاق مشکلات و بدبختی ها نجات دهم با همین سر و صداهایی که الان هم در ذهنم دارم میخواهم قدم اول را بردارم و درخواست های خودم رو به خداوند عرضه کنم تا تجربه کنم با عشق و علاقه خواسته هایم در زندگیم الهی به امید تو ……
من از خداوند میخواهم که دختر خوشکل و سالمم رو به من هدیه کند.
من از خداوند میخواهم تدریس زبان انگلیسی که در منزل باشد با حقوق ماهیانه خوب را به من هدیه کند.
من از خداوند میخواهم خونه ۱۲۰ متری نوساز که جای دو تا پارکینگ یکی برای ماشین شوهرم و یکی برای ماشین خودم به من هدیه کند.
من از خداوند میخواهم که کار شوهرم که در شهر خودمان باشد رو به من هدیه کند.
من از خداوند قبولی در آزمون آیلتس را به من هدیه کند.
من از خداوند میخواهم رابطه عاشقانه با همسرم رو به هدیه کند.
من از خداوند میخواهم جسمی سالم و پرانرژی و متناسب به من هدیه کند.
چقدر این نوع درخواست کردن از خداوند لذت بخش است خدایی که همیشه در ابتدای مسیر حرکت منتظر ماست. و من مطمئن هستم از ابتدای مسیر خداوند همراه من خواهد بود که به بهترین شکل و ساده ترین شکل ممکن من آرزو را در مسیر تحقق آرزوهایم هدایت و حمایت خواهد کرد.