0

من به زمانبندی خداوند ایمان دارم (قدم۴)

زمانبندی خداوند
اندازه متن

بسیاری اوقات از انجام آنچه خداوند در قلب ما قرار می‌دهد طفره می‌رویم، خداوند در قلبمان با ما کلنجار می‌رود تا آن کار را انجام دهیم اما به بهانه‌های مختلف از انجام آن خودداری می‌کنیم.

یکی از پرکاربردترین توجیهات منطقی برای عمل نکردن به وعده‌های الهی این است که زمان آن گذشته است و دیگر دیر شدن است. ما به زمانبندی خداوند باور نداریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 85 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.51 از 93 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42306

85 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

85 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۹ ۰۹:۰۸
      مدت عضویت: 1458 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 471 کلمه

      باسلام خدمت شما استاد عزیز 

      داستن ذهنی من از این جا شروع شد که باز برگشتم به اون ادم و اون دوست قدیمی که احساس ارامشم رو مورد هدف قرار میداد و من ترکش کرده بودم چون یاد گرفتم در زندگی باید اول خودم انسان ارام و اگاهی باشم ،

      من هنوزم دلم در این رابطه نیست و رها کردن رو انتخاب میکنم و دلم میخواد برای خودم زندگی کنم ،

      این دوست شده برام مانع فکری و من دلم نمی‌خواهد مانع های ذهنی گذشته ی خودم رو با دست خودم باز برگردونم به زندگیم،

      اینجا دارم همزمانی هایی رو تعریف میکنم که شاید به نفع من تمام نشود ولی نگاهم رو تغییر میده و مسیرم رو عوض میکنه پس میتونه به نفع من عوض بشه اگر خودم بخوام و خودم باید این مانع ذهنی رو کمرنگ و رها کنم،

      داستان از اینجا شروع میشه که من از دوستم ضربه ی بزرگی خوردم ،که باعث شد خودم رو پیدا کنم، اون باعث شد بیشتر خودم رو دوست داشته باشم تا ادم های مثل اون ،باعث شد دل نبندم به انسان ها باعث شد دیدگاه و باور های خوبی بدست بیارم و من به مدت ی سال اون رو رها کردم  و بی‌نهایت در آرامش برای خودم زندگی کردم ،

      اما باز الان چرا بدست خودم بخشیدمش و باز خودم باعث شدم سرراه من قرار بگیره، ایا این همزمانی خداست؟

      تا صبر و ایمان منو امتحان کنه ؟

      یا آزمونی هست  در این مسیر که آرامش من رو امتحان کنه ؟

      باید چیکار کنم تا دوباره رها کنم و در حس خوب بدون مانع ذهنی زندگی بهتر و با کیفیت رو تجربه کنم؟

      و این بود که درک کردم و تونستم همه چیز زو بسپارم به خدا و از اون راه حل بخوام تا هدایتم کنه به بهترین مسیر و راهی که در اون حس خوبی داشته باشم،

      و تصمیم گرفتم از امروز به نجوا و حرف های شیطانی ذهنم توجه نکنم و به دنبال توجه به چیزای که دوست دارم و خواسته و آروزی من هستن متمرکز بشم تا در بهترین زمان بدستش بیارم،

      و همیشه از همه ی نعمت های خوب خودم لذت ببرم و درست پیش برم در این مسیر ،

      خدایا من هم به همزمانی های تو باور و ایمان دارم، 

      تو این دوستم رو سرراهم قرار دادی تا بار دیگر من رو امتحان کنی و قدرت ذهنم رو تا به خودم بیشتر اهمیت بدم و انقدر روی یک موضوع و یک فرد متمرکز نشم تا اسیب نبینم ،

      میخوام تنها دوستم تو باشی خدای مهربونم 

      تو که همیشه هستی و تنهام نمیزاری و به نفع خودت از من در دوستی بهره نمیگیری،  

      تو تنها دوستی هستی که واقعا دوستش دارم و از این که در کنارم هست خوشحالم و آرامش دارم، 

      ارزوی امرروز من اینه که باز قدرت ذهن بالا و ارامش پیدا کنم و از این مانع ذهنی مواجه شدن با دوستم نجات پیدا کنم و من به همزمانی های تو ایمان دارم،

      باتشکرازشما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۲/۱۱/۱۸ ۱۶:۵۱
      مدت عضویت: 1458 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 481 کلمه

      باسلام خدمت شما استاد عزیز

      زمانبندی خداوند در زندگی من میتواند به دست آوردن سلامتی من در دوسال پیش باشد وقتی که هیچ دکتری از بیماری من سر در نمی‌آورد خداوند زمانبندی کرد که من راهی مشهد بشم و توسط ۱ دکتر تشخیص بدن که مشکل من چیه،

      اما یادم نیست که برای رسیدن به خواسته‌ای بیش از حد تقلا کرده باشم تا به او برسم،

      همیشه در رسیدن به آرزوهای خودم صبر و تحمل داشتم و از خدا درخواست می‌کردم اما آگاهی الان رو نداشتم که باید با اراده خداوند همسو بود،

      من وقتی که ‌گذشت ماه‌ها یا سال‌ها خواسته‌ای که کرده بودم یا نوشته بودم رو از یاد می‌بردم اما در زمان بندی درست خداوند که به آرزوی خودم می‌رسیدم می‌فهمم که برای رسیدن به خواسته من زمانبندی الهی وجود دارد پس من هم به زمانبندی خداوند ایمان دارم،

      من به برآورده شدن خواسته‌های خودم ایمان دارم که با احساس خوب خودم رو لایق دریافت این نعمت‌ها با احساس خوب از طرف خداوند می‌دانم و زمانی که نگرش خودم را درباره شناخت خداوند عوض کردم آرامش واقعی رو درون خودم احساس می‌کنم پس دریافت نعمت‌های من و زمانبندی خداوند همیشه درست و به موقع اتفاق می‌افتند،

      خواسته های من 

       من از خدا همیشه با حس خوب خواستن نعمت سلامتی رو داشتم و الان که به من هدیه کرده احساس بهتری میکنم و دوست دارم همیشه سلامتی رو به من هدیه کند،

      من از خداوند پول زیادی خواسته بودم ب پس انداز بالایی خواسته بودم و می‌دونم که خداوند به من هدیه می‌کند،

      دوست دارم که همیشه لباس‌های مورد علاقه خودم رو داشته باشم و تیپ و استایل خوبه خودم رو بزنم و با تناسب اندام هرچی دوست دارم رو بپوشم و خدا به من این رو هدیه کند،

      می‌خوام که در یک سال آینده اتاق زیبا و تمیز با رنگ آمیزی جدید و وسایل مورد نیاز و علاقه خودم رو داشته باشم و از خدا می‌خوام که این خواسته رو به من هدیه کند در زمان‌بندی درست خودش،

      من خواسته بودم که در بهترین حالت خودم زندگی کنم و در یک سال آینده بهترین افکار و باورهای خودم را داشته باشم و هیچ افکار منفی مثل کینه یا خشم یا نگرانی نداشته باشم و آرامش رو خداوند به من هدیه‌ کند،

      خواسته بودم که در زیبایی‌ها مهربانی دوست داشتن عشق و فراوانی نعمت زندگی خودم رو پر از لذت کنم و این نعمت‌ها رو خداوند به من هدیه کند،

      من نوشته بودم که ت دارم سوار شدن قطار و هواپیما رو تجربه کنم و به همراه خانواده‌ام به سفرهای مورد علاقه‌ام برم و این خواسته رو خداوند به من هدیه کند،

      من امروز به قدرت زمانبندی الهی ایمان آوردم و صبر و تحمل پیشه می‌کنم تا به تمام آرزوهای خودم با بهترین احساس برسم و لذت ببرم،

      و مهم‌ترین دن به خواسته‌ها همراه بودن با خداوند است و باید در راه رسیدن به هدف‌ها و آرزوهای خودم تلاش کنم تا در زمان‌بندی درست اتفاق بیفتند،

      و من به خدای مهربونم ایمان و اطمینان دارم 

      خدایا شکر

      باتشکرازشما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید