بسیاری اوقات از انجام آنچه خداوند در قلب ما قرار میدهد طفره میرویم، خداوند در قلبمان با ما کلنجار میرود تا آن کار را انجام دهیم اما به بهانههای مختلف از انجام آن خودداری میکنیم.
یکی از پرکاربردترین توجیهات منطقی برای عمل نکردن به وعدههای الهی این است که زمان آن گذشته است و دیگر دیر شدن است. ما به زمانبندی خداوند باور نداریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.51 از 93 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

یه زمانی شوهرم میخواست مغازه دوستش رو که داشت واگذار میکرد ،برداره. اما قسمت نمیشد،میرفتن پای قرارداد یه اتفاقی میافتاد و قراردادی بسته نمیشد و تمام،(شوهرم پول مغازه رو داشت که بده اما پول برای جنس جدید هیچی نمی موند).
گذشت و گذشت از انجمن ام اس تماس گرفتن که سی میلیون وام به شما تعلق میگیره با کمترین سود و فقط یک ضامن لازمه.
آنقدر خدا جالب این پازل رو کنار هم گذاشت که هیچ شکی نمیشد کرد که کار خودش بوده،
بستن قرار داد همینطور کش میخورد و دقیقا زمانی قرارداد بسته شد که روز بعدش سی میلیون پول به کارت من اومد.و نکته جالبترش ؛
۲۶ ام پول به کارت من اومد با ضمانت برادرم،
برادرم هم در انتظار وامی بود که یکی از شرایطش کارکرد حساب در آخر برج بود، و خب خودش پولش به اون حد نصاب نمیرسید.
سی میلیون رو سه چهار پنج روز آخر برج توی حساب برادرم گذاشتیم تا حسابش کار کنه.
و بعد از این با پول برای مغازه جنس خریدیم .
همین درست شدن وام از طریق انجمن یه معجزه بود که از طریق خواندن کتاب شکرگذاری راندا برن برای من اتفاق افتاد.چون من هیچ وقت هیچ جایی درخواست وام نداده بودم و اصلا خبر نداشتم که انجمن برای اعضا همچین کارهایی هم انجام میده.
یعنی بدون درخواست وام برای من این مبلغ جور شد و واقعا به این جمله رسیدم که میگن تو کاریت نباشه که خدا چجوری و از کجا میخواد برات درست کنه و فقط آرزوت رو بگو.
این مغازه و وام الان هیچیش نیست چون ما هم واگذارشد کردیم اما ازون طریق تونستیم یه وام بزرگتر بگیریم برای رهن خونه بهتر .و از همون وام بزرگتر هم به لطف خدا هیچ قسطی نمونده و اوضاعمون خدارو شکر طوری شده بود که راحت تونستیم وام رو تسویه کنیم.
یعنی خدا طرح یه تغییرات اساسی سه ساله برای ما ریخته بود . و بیشتر کارهاش رو هم خودش پیش برد و ما کمی کمکش کردیم 😉تا ما رو به شرایط بهتر برسونه.
بنظر من خدا برای بنده هاش فرقی نمیذاره که به میزان لیاقتشون بهشون نعمت بده.
احساس لیاقتی که خود بنده داره باعث میشه نعمتش دیر یا زود بدستش برسه.
آرزوهام رو هم اگر اجازه بدین روی کاغذ می نویسم که فقط بین خودم و خدا باشه .
ممنون که باعث شدین خاطره لطف خدا نسبت بهم دوباره برام یادآوری بشه و حالم رو خوب کنه.