0

من به قدرت تغییر ذهن خود ایمان دارم (قدم ۲۰)

تغییر ذهن
اندازه متن

انسان‌ها در مدت زندگی خود تلاش زیادی برای تغییر شرایط زندگی شان انجام می‌دهند. اما بیشتر آنها نتیجه قابل توجهی کسب نمی‌کنند.

این به آن دلیل نیست که آنها استعداد یا توانایی یا شانس کمتری دارند بلکه به این دلیل است که تلاش آنها برای تغییر شرایط زندگی منجر به تغییر ذهن شان نمی‌شود.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 44 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.57 از 56 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42787

44 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

44 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار لیل ماه
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۵ ۰۹:۲۵
      مدت عضویت: 734 روز
      امتیاز کاربر: 2810 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 345 کلمه

      باسلام خدمت استاد عزیزمون که وقت میذاره و دیدگاه مارو میخونه

      و یه سلام گرم هم خدمت دوستان عزیزم که تااین مرحله اومدن جلو و دارن میخونن

      کسی که الان داری نظر منو میخونی من نمیدونم داری مطالب این بخش رو چجور میخونی، روزنامه وار، نوت برذاری میمکنی، سرسری میخونی، عمقی میخونی و تو فکر میری یا هرچی ….

      ولی اینو میدون یک هیچ از ادمای اطرافت جلو تری

      میدونی چرا چون حتی اگه شده واسه ذره ای یه جورایی توی فکر رفتی و با خودت میگی اع پس چرا من فلان جا فلان روز باور راجع به خدا چیز دیگه ای بود. میگی اع پس چرا به جا دوستی با خدا هعی ترسوندنمون.

      میگی چرا تو جاده نوشته بودن رو بیلبورد صدقه هزار بلا را دفع میکند، دوحالت داشته اگه ترسیدی و صدقه دادی خب از ترس بوده نه دوستی باخدا، اگه هم گفتی هه بابا این حرفا چیه صدقه چیه ، اینا فقط مال مردمو به عنوان صدقه میخورن و رد شدی بازم اگه تو مسیر برای ماشین خودتون یا کسی تو جادع که دیدی تصادف کرده یه لحظه برای ثانیه ای هم شده این فکر اومده تو سرت که اع خدا عذاب صدقه ندادنو صادر کرد.

      یه حورایی فکرمون درباره خدا مثل این بوده خدا نشسته پشت میزی ببینه ما اگه یه ذره کج راه رفتیم سریع بزنه تو سرمون یا بزنه تو پامون و بیفتیم.

      ولی خدا یه چیز دیگست من نمیدونم استاد روشن چجوری به این درک شناخت خدارسیدن .

      ولی هرجوری رسیدن جالبه و یه حس شادی مثل یه حالت ته قلقلک در وجود ادم ایجاد میکنه. میدونین چرا چون اون حس مال درک حضور خدا دردرون خودمونه، و وجودخداهم سرتاسر ارامشه، 

      مشکل دیگه که داریم مظلوم نما بودن، بیمارنما بودن ، هست اگه یه ذره ظلم ببینیم ول کن نیستیم. اگه یه ذره بیمار بشیم ول کن نیستیم هعی گسترشش میدیم مه ترحم اطرافیانمونو جلب کنیم که برامون کار کنن. ولی من اینجا یادگرفتم که اصلا به این مساعل میدون ندم تو مغزم بگم حالا که شده ، مهم نیس درست میشه و بهش فکر نکنم و به جاش به حال خوب و سلامتی فکر کنم ،

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید