0

من به قدرت تغییر ذهن خود ایمان دارم (قدم ۲۰)

تغییر ذهن
اندازه متن

انسان ها در مدت زندگی خود تلاش زیادی برای تغییر شرایط زندگی شان انجام می دهند. اما بیشتر آنها نتیجه قابل توجهی کسب نمی کنند.

این به آن دلیل نیست که آنها استعداد یا توانایی یا شانس کمتری دارند بلکه به این دلیل است که تلاش آنها برای تغییر شرایط زندگی منجر به تغییر ذهن شان نمی شود.

اخطاریه

قدرت تغییر ذهن

شما می توانید مدل موهایتان را عوض کنید.

رنگ و نوع لباستان را تغییر دهید.

محل سکونت خودتان را تغییر دهید.

حتی می توانید از همسر خود جدا شده و با فرد دیگری وارد رابطه شوید.

همچنین می توانید از شغل فعلی خود استعفا داده و وارد شغل جدیدی شوید.

حتی می توانید دعاهای جدید و روش های متفاوتی برای ارتباط با خداوند به کار بگیرید.

اما فارغ از تمام تغییراتی که در نحوه عملکرد خود در زندگی ایجاد می کنید، تا وقتی محتوای ذهن تان و نحوه استفاده از قدرت ذهن خود را تغییر ندهید، همان شرایط قبلی را بارها و بارها تجربه خواهید کرد.

شما توانسته اید همه چیز را در بیرون از خودتان تغییر دهید اما هیچ تغییری در درونتان ایجاد نکرده اید، بنابراین طی مدت کوتاهی بیرون شما، مجدداً بر اساس درون شما تغییر خواهد کرد و همان شرایط قبلی دوباره تکرار خواهد شد.

بسیاری از انسانها بارها محل کار خود را تغییر داده اند اما همچنان از شرایط کاری خود راضی نیستند.

بسیاری از انسانها بارها کسب و کار خود را تغییر داده اند اما همچنان از وضعیت کسب و کارشان راضی نیستند.

حتی افراد زیادی دو یا سه بار از همسر خود جدا شده و با فرد دیگری ازدواج کرده اند اما همچنان در شرایط نامناسب عاطفی به سر می برند.

تلاش شما برای تغییر دادن شرایط پیرامونتان در بهترین حالت می تواند برای شما پاداش و نتایجی به ارمغان بیاورد که از طرف انسان دیگری به شما داده شده است.

  • اگر شما مدت ها تلاش کنید تا نظر رئیستان را نسبت به خود تغییر دهید در نهایت او به شما چند ساعت اضافه کار پاداش خواهد داد یا مقدار اندکی حقوق شما را افزایش می دهد.
  • اگر شما مدت ها تلاش کنید تا رضایت همسرتان را جلب کنید در نهایت او با هدیه ای کوچک یا چند بار تشکر کردن پاداش شما را خواهد داد.
  • اگر سال های زیادی از عمر خود را صرف خدمت رسانی به دیگران کنید در بهترین حالت آنها از شما تشکر خواهند کرد و چند لحظه بعد تاثیر آن از ذهن آنها و شما پاک خواهد شد.

اما اگر به جای تمرکز بر تغییر شرایط پیرامون تان بر تغییر ذهن تان متمرکز شوید، پاداش دریافتی شما از سوی خداوند خواهد بود. آنچه از دست خداوند دریافت خواهید کرد فراتر از انتظارتان خواهد بود و هیچ شباهتی به دریافت های زمینی شما نخواهد داشت.

تغییر ذهن

مواردی که باید تغییر کنند

تاحالا سعی کرده اید موضوعی تکراری را در زندگی تان تغییر دهید؟!

شاید جزء افرادی هستید که هر چند روز یکبار انگشترتان را گم می کنید، یا کیف پول تان گم می شود یا کارت های بانکی تان را در محل خرید جا می گذارید.

هربار که این اتفاق رخ می دهد انرژی زیادی از شما به شکل استرس و اعصاب خوردی برای پیدا کردن گم شده تان تلف می شود.

نگرش شما درباره این اتفاقات تکراری چیست؟

  • شانس ندارید؟
  • خوب گم شده دیگه چیکار میشه کرد؟!
  • من که نمی خواستم گم بشه، ولی نمی دونم چرا هرچی حواسم رو جمع می کنم بازم گم میشه!

این یک نگرش و عادت در ذهن شماست که هربار به شکلی جدید یا تکرای اجرا می شود و به شما آسیب می رساند اما شاید نمی دانستید که این یک نگرش ذهنی تکرار شونده است که می توانید آن را تغییر دهید.

این فرمول ذهنی با جمع کردن حواستان برای گم نکردن اشیاء تغییر نخواهد کرد، با مقصر کردن دیگران که حواس شما را پرت کرده اند برطرف نخواهد شد. این فرمول ذهنی فقط با تغییر ذهن شما درباره طبیعی بودن گم شدن وسایل تغییر خواهد کرد.

  • شاید عادت کرده اید که وقتی حرفی به شما زده می شود که خوشتان نمی آید از شدن فشار عصبی گریه کنید. خیلی ها عقیده دارند بخاطر اینکه نمی توانند پاسخ فرد را بدهند یا اینکه فشار عصبی را درون خودشان می ریزند گریه می کنند.

به هیچ وجه اینگونه نیست. بلکه این یک برنامه در ذهن شماست که بر اثر نگرش هایی مانند ضعیف بودن، مورد ظلم قرار گرفتن، بی کس بودن، غریب بودن و … در شما ایجاد شده.

عادت گریه کردن را به سادگی می تونید با تغییر ذهن تان تغییر دهید و تصمیم بگیرید در برابر حرف دیگران گریه نکنید. تازه به جای گریه کردن می توانید این تغییر ذهن را ایجاد کنید که لبخند بزنید و با آرامش آن موضوع را رها کنید.

فردی را می شناسم که هر روز موقع صرف ناهار، غذا در گلویش گیر می کند و نیاز به خوردن آب دارد اما آب سر سفره نیست. او با عجله از اطرافیانش درخواست آب می کند و تقریبا هر روز از اینکه آنها سریع عمل نمی کنند عصبانی شده و برخورد نامناسبی بین او و دیگران شکل می گیرد.

چه چیزی باعث می شود به مدت ۳۰ سال، هر روز به خوردن آب همراه با غذا خوردن نیاز پیدا کنید اما نتوانید این عادت را در خودتان ایجاد کنید که قبل از شروع کردن به غذا خوردن برای خودتان یک لیوان آب در نظر بگیرید؟!

چرا یک مساله ساده باید سی سال باعث ناراحتی شما شود اما هرگز به فکر راه حل برای آن نباشید؟!

اینها همه نگرش های ذهنی هستند و انسان از ارتباط بین نگرش های ذهنی و مسائل زندگی و لزوم بررسی محتوای‌ ذهن خود اطلاع و آگاهی ندارد.

تغییر ذهن

ارتباط نگرش های ذهنی و اتفاقات زندگی

هر نگرشی در ذهن شما عکس العملی در دنیای بیرون ایجاد خواهد کرد.

خداوند در قرآن به نتیجه اعمال اشاره کرده است. بارها توصیه کرده است که عمل صالح انجام دهید ولی نگفته است عمل صالح چه عملی است؟!

عمل صالح حرکتی نیست که بر مبنای الگوهای مذهبی یا فرهنگی انجام دهید و خوشحال باشید که عمل صالح انجام داده اید بلکه عملی که بر مبنای نگرش صحیح انجام شود عمل صالح است.

نتیجه عمل فردی که عقیده دارد همه انسانها ارزشمند و لایق محبت هستند و با این نگرش به انسان های نیازمند کمک می کند با نتیجه عمل فردی که عقیده دارد برای رهایی از ۷۰ نوع بلای آسمانی باید به دیگران کمک کند تفاوت بسیار زیادی دارد.

هر دو کمک می کنند اما این کجا و آن کجا.

حضرت ابراهیم در گفتگو با خداوند در قرآن عرض می کند:

پروردگارا، بی‌گمان تو آنچه را که پنهان می‌داریم و آنچه را که آشکار می‌سازیم می‌دانی، و چیزی در زمین و در آسمان بر خدا پوشیده نمی‌ماند.

(سوره ابراهیم آیه ۳۸)

از آنجا که میزان اعمالی که ما در زندگی انجام می دهیم در مقایسه با افکاری که در ذهن خود مرور می کنیم بسیار ناچیز است بنابراین شرایط کلی و سرنوشت زندگی ما بر اساس افکاری که در ذهن خود مرور می کنیم رقم خواهد خورد نه اعمالی که انجام می دهیم.

هر نگرشی در ذهن تان ایجاد کنید نتیجه ای در بیرون از شما به ارمغان می آورد. اما به این دلیل که ناآگاهانه نگرش ها در ذهن ما ایجاد می شوند تصور می کنیم که شرایطی که در زندگی تجربه می کنیم هیچ ربطی به ما ندارد و تماما بخاطر شرایط و جبر زندگی است.

به همین دلیل است که اکثر انسانها دیگران را مقصر زندگی خود می دانند یا برخی شرایط خود در زندگی را خواست خداوند یا به دلیل اوضاع و شرایط زمانه می دانند و به همین دلیل هرگز برای تغییر شرایط خود اقدام نمی کنند چون نمی دانند که آنچه در زندگی شان تجربه می کنند بخاطر نگرش های ذهنی آنهاست و به همین دلیل عقیده ای به تغییر ذهن برای تغییر زندگی ندارند.

تغییر ذهن

چرا تغییر کردن سخت است

یکی از نگرش های مذهنی در ذهن ما این است که نتیجه اعمال خود در دنیای مادی را در دنیای پس از مرگ تجربه خواهیم کرد در صوتی که خداوند در قرآن کریم به نتیجه اعمال در دنیا و آخرت اشاره کرده است.

در حقیقت ما در دنیای مادی پاداش یا عذاب نگرش های خود را تجربه می کنیم.

اگر نگرش اشتباهی در ذهن تان مرور کردید یا عمل نادرستی را انجام دادید و اتفاقی برای شما نیافتاد به این معنی نیست که جهان بی نظم است یا خداوند خوابش گرفته بلکه شما مورد عفو و لطف خداوند قرار گرفته اید.

اما زمانی که میزان تکرار افکار یا اعمال اشتباه به حد نصاب تجربه عذاب برسید دیگر هیچ قدرتی نمی تواند مانع تجربه عذاب الهی شود.

هنگامی که وقت مجازات فرا رسد اگر آنقدر دعا کنید که لب هایتان خشک شود یا به قدری گریه کنید که چشمانتان سفید شود باز هم تغییری در عذاب الهی ایجاد نخواهد شد.

به داستان حضرت یعقوب مراجعه کنید تا واکنش خداوند به افکار و نگرش های انسان را بهتر درک کنید و بدانید که خداوند تفاوتی بین پیامبران و سایر انسانها قائل نیست.

وقتی مجازات فرا برسد تا وقتی اصلاح نشوید ادامه خواهد داشت همانطور که برای حضرت یعقوب سالها مجازات ادامه پیدا کرد.

بسیاری از ما این تجربه را داریم که وقتی دچار مشکل یا مساله ای می شویم مدت ها گرفتار آن مساله باقی می مانیم. به هر دری می زنیم تغییری در شرایط ایجاد نمی شود.

این ثبات در نتیجه به خواست خداوند ارتباط ندارد بلکه به این دلیل است که ما هنوز اصلاح نشده ایم و تغییر ذهن انجام نشده است.

برای تغییر نتیجه زندگی باید نگرش و افکاری که در ذهن خود دارید را اصلاح کنید تا نتیجه زندگی شما تغییر کند.

به همین دلیل است که بارها درباره رنج آور بودن تغییر ذهن توضیح داده ام.

زمانی که درگیر چاقی هستید و قصد تغییر ذهن و اصلاح کردن نگرش های خود را دارید قطعا کار سختی است چون همزمان با تحمل درد و رنج چاقی باید بر اصلاح نگرشهای خود متمرکز شوید.

فردی که رابطه اش با همسرش مخدوش است و می خواهد از طریق تغییر ذهن و اصلاح نگرشهای خود رابطه اش را التیام بخشید کار ساده ای در پیش ندارد. چون همزمان با اینکه فرد در تلاش برای تغییر نگرش هایش است برخوردهای نامناسب از طرف همسرش همچنان وجود دارد ولی راهی دیگر برای تغییر ذهن و ایجاد تغییر بنیادی در شرایطی زندگی وجود ندارد.

به همین دلیل است که خداوند همیشه به صابرین وعده پاداش های عظیم داده است. صابرین افرادی نیستند که سالها رنج و سختی را تحمل می کنند و هیچ اقدامی برای تغییر ذهن و نگرش خود نمی کنند، آنها تا ابد در رنج و سختی باقی می مانند.

صابرین افرادی هستند که وقتی مصیبتی به آنها وارد می شود خود را به خداوند می سپارند و با صبر کردن و حفظ آرامش برای تغییر ذهن و نگرش های خود اقدام می کنند.

شاید به نظر دردناک باشه ولی وقتی بر تصمیم خود ثابت قدم باشید بعد از مدتی که از شرایط دردناک خارج می شوید شکرگزار خداوند خواهید بود که به واسطه آن شرایط شما را وادار به تغییر ذهن و تجربه مرحله جدیدی از زندگی تان هدایت کرده است.

تغییر ذهن

علت تداوم شرایط نامناسب

نکته بسیار مهم درباره تداوم داشتن شرایط نامناسب این است که افراد به خاطر علاقه شان به آن شرایط نمی خواهند تغییر کنند.

افرادی سالهاست درگیر بیماری هستند و با تمام تلاشی که انجام می دهند اما سلامت نمی شوند. این بخاطر نقص در جسم آنها نیست بلکه به خاطر علاقه شان به بیماری برای استفاده از آن برای جلب توجه و دریافت حس دلسوزی اطرافیان است.

اگر واقعا دوست دارید از بیماری خلاص شوید از تغییر ذهن تان درباره بیماری باید شروع کنید. هرگز نباید درباره آن با دیگران درباره بیماری، روند درمان یا نتیجه تلاش های خود صحبت کنید. هرچقدر ذهن های بیشتری از بیماری شما اطلاع پیدا کنند روند سلامتی خود را پیچیده‌تر خواهید کرد.

خیلی ها دوست دارند بیمار باشند تا به واسطه بیماری مسئولیت شرایط زندگی خودشان را به گردن دیگران یا حتی خداوند قرار دهند که برای او بیماری را در نظر گرفته است و اکنون او در این شرایط است.

افراد زیادی بیماری خودشان را به دلیل ارثی بودن آن می دانند. چون پدرم، مادرم، مادربزرگم و … به این بیماری دچار شده اند.

هرگز بیماری ارثی نیست.

اگر شما سالم به دنیا آمده اید و بعد از سالها بیمار شده اید به خاطر ارثی یا ژنتیکی بودن بیماری نیست به خاطر آگاهی است که درباره بیماری در ذهن خود ذخیره کرده اید. شما انتظار آن بیماری را داشته اید و اکنون به انتظار شما پاسخ داده شده است.

نگرش و الگوی ذهنی مهمترین عامل شکل گیری شرایط شما در زندگی است.

افراد زیادی هنگام گفتگو کردن با دیگران زمانی که آنها درباره وضعیت نامناسب خود صحبت می کنند، نیز سعی می کنند با شرح وقایع غیرواقعی اثبات کنند که من هم شرایط نامساعدی را تجربه می کنم.

افرادی سالهاست درگیر رابطه نامناسب هستند و به ظاهر تلاش می کنند تا راه حل مناسبی پیدا کنند اما هرگز موفق به رهایی از آن شرایط نیستند نه به این دلیل که خداوند سرنوشت آنها را در رنج و سختی قرار داده است بلکه به این دلیل است که آنها به این شرایط علاقمند هستند و به این طریق حس مظلوم بودن و ترحم دیگران را به خود جلب می کنند.

بسیاری از انسانها روزانه در حال تولید انرژی منفی به خاطر صحبت درباره موضوعاتی هستند که هیچ اهمیتی ندارد اما نمی دانند که چه می کنند!

صحبت درباره بیماری دیگران، صحبت درباره شرایط دیگران، صحبت درباره اتفاقی که برای دیگران رخ داده است، صحبت درباره اختلاف دیگران.

شاید این نگرش در ذهن شما مرور شود که اگر نسبت به دیگران بی تفاوت باشیم پس مهر و عطوفت انسانی چه می شود؟ مگر می شود آدم بی خیال زندگی کند؟!

مهربانی و انسانیت را باید در عمل تجربه کرد نه در حرف.

اگر می توانید به انسانی کمک کنید حتما اقدام کنید بسیار پسندیده است. اما اگر نمی توانید کمک کنید بهتر است درباره آن صحبت نکنید چون نه تنها به او کمک نخواهید کرد بلکه خودتان را هم به وضعیت آن فرد گرفتار خواهید کرد.

تغییر ذهن

اهمیت در صلح بودن

اگر با فردی به مشکل برخورده اید هرگز درباره اختلاف خود با دیگران صحبت نکنید. حتی با خودتان هم درباره آن فکر نکنید.

تا می توانید با همه انسانها در صلح باشید. این به آن معنی نیست که موظف هستید با همه انسانها رابطه داشته باشید. بلکه به این معنی است که نباید در وجود خود نسبت به انسانها خشم و کینه داشته باشید.

شما حق دارید انتخاب کنید که با چه افرادی رابطه و گفتگو کنید اما حق ندارید نسبت به انسانها خشم و کینه داشته باشید نه به این دلیل که آنها انسان های موجهی هستند بلکه به این دلیل که خداوند به آنها اجازه زندگی و حضور در دنیا را داده است بنابراین خشم و کینه از انسانها به منزله خشم و کینه از خداوند است که بانی حضور آنها در دنیاست.

  • فردی که در وجودش کینه و نفرت دارد نمی تواند رابطه مناسب و آرامش بخشی با خداوند داشته باشد.
  • خداوند در جایی که کینه، نفرت و خشم وجود داشته باشد حضور ندارد.
  • وقتی از مردم نفرت دارید روی رابطه خود با خداوند کار نکنید چون نتیجه ای در بر نخواهد داشت.
  • چطور می توانید خدایی که نمی بینید را دوست داشته باشید درحالی که از انسان هایی که هر روز می بینید متنفر هستید.
  • آنچه را می بینید تجلی خداست. تنفر از مخلوق تنفر از خالق را در وجودتان گسترش می دهد.

بنابراین سعی کنید تا می توانید مخزن ذهن خود را از کینه و نفرت و خاطرات رفتار و حرف های دیگران خالی کنید. رهایی از خشم و کینه یکی از تاثیرگذارترین اقدامات برای تغییر ذهن است.

تغییر ذهن

وابسته شرایط خود نباشید

برای رهایی از هر شرایطی باید وابستگی های خود به آن شرایط را رها کنید.

صحبت کردن درباره آن شرایط با دیگران نشانه علاقمندی شما به آن شرایط است.

مرور افکار در ذهنتان درباره آن شرایط نشانه علاقه شما و وابستگی به آن شرایط است.

غصه خوردن، تنفر ورزیدن، خشمگین شدن و … نشانه علاقه شما و وابستگی به آن شرایط می باشد.

به این آیه در قرآن توجه کنید:

از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند.

(سوره اسرا آیه ۳۶)

آنچه می شنوید، آنچه می گویید و به آنچه فکر می کنید در زندگی شما تاثیرگذارند.

اینها مهمترین موضوعات در تعیین سرنوشت ما در زندگی است که هیچ اهمیتی به آنها داده نشده و هیچ آموزشی درباره چگونه استفاده کردن از کلام و افکار به ما داده نشده است.

از کلام و افکارتان برای تداوم وابستگی با شرایطی که در آن هستید استفاده نکنید.

از مرور خاطرات مربوط به برخوردهایی که موجب رنجش شما شده است خودداری کنید. تکرار خاطرات مانند این است که یک تصویر را در دستگاه کپی قرار دهید و تعداد زیادی از روی آن کپی کنید.

بسیاری از انسان ها از یک رفتار یا برخورد از طریق مرور کردن خاطرات کپی های زیادی ایجاد می کنند و به همین دلیل هرچه از زمان وقوع آن اتفاق می گذرد به جای اینکه به فراموشی سپرده شود بر کینه و خشم و ناراحتی آنها افزوده می شود.

صحبت کردن درباره هرآنچه مورد رضایت شما نیست مانند کپی گرفتن از آن در ذهنتان است.

تا می توانید از وقایع و اتفاقاتی که در زندگی تجربه کرده اید و مورد رضایت شما نبوده اند کپی تهیه نکنید. کاری که عموما انجام می دهیم.

در مقابل تا می توانید از خاطرات خوب و شرایط مناسب در زندگی تان از طریق مرور خاطرات و صحبت کردن درباره آنها کپی بگیرید. به این ترتیب مخزن ذهن خود را پر از فرمول های خوش احساس خواهید کرد کاری که عموما انجام نمی دهیم.

تغییر ذهن

گناهان مرئی و نامرئی

همیشه تمرکز آموزش ها، امر به معروف ها و … بر رفتار و مواردی است که با چشم دیده می شود.

همیشه به ما درباره نجوه لباس پوشیدن، مدل مو، رنگ ناخن، آرایش و …. تذکر داده شده است اما هرگز درباره افکاری که در ذهن ما مرور می شود توضیحی به ما داده نشده است چون افکار و نگرش های ما توسط افراد قابل دیدن نیست.

همیشه درباره گناهان مرئی مانند دروغ، غیبت، آرایش، مو، لباس و .. صحبت شده است و هیچوقت درباره گناهان نامرئی توضیحی داده نشده است.

اینکه از دیگران متنفر باشید گناه نامرئی است.

اینکه حسرت داشته باشید، کینه داشته باشید، خودسرزنشی داشته باشید، قضاوت کنید و … انواع گناهان نامرئی هستند که نه دیده می شوند و نه شنیده می شوند اما به وفور در ذهن ما وجود دارند.

  • چرا وقتی فردی وارد مکانی که شما حضور دارید می شود نگاه شما و احساس شما تغییر می کند؟ حضور آن فرد چه چیزی را در وجود شما شعله ور می کند؟
  • چرا وقتی همسر شما دیر می کند یا جواب تلفن را نمی دهد افکار و نگرش های منفی در ذهن تان مرور می شود؟!
  • چرا وقتی فرزند شما دیر می کند انواع افکار منفی درباره اتفاقات ناگوار برای فرزندتان در ذهن شما مرور می شود؟!

اینها گناهان نامرئی است که در اثر تکرار افکار و نگرش های نامناسب در وجود ما شکل گرفته اند و کسی به آنها اهمیت نمی دهد.

بسیاری از انسانها ظاهری متفاوت با باطن و درون خود دارند و به همین دلیل در حالی که ظاهری آراسته و موجه دارند باطنی سرشار از انرژی منفی و افکار نامناسب دارند.

بنابراین باید سعی کنیم ظاهر و باطن خود را به یک شکل پاک و مطهر کنیم.

تغییر ذهن

گذر از شرایط فعلی

وقتی درباره رها کردن یا پذیرش شرایط موجود صحبت می کنم به این معنی است که باید درعین حالی که در شرایط نامناسب هستید برای قطع وابستگی های خود به آن شرایط اقدام کنید. این اولین قدم برای تحقق خواسته ها و تغییر زندگی از طریق تغییر ذهن است.

ابتدا درباره آن شرایط صحبت نکنید، سپس درباره آن شرایط نشنوید و در سطح بالاتر درباره آن شرایط فکر نکنید.

به این صورت به سرعت از شرایطی که در حال تجربه کردن هستید خارج شده و وارد شرایط جدید منطبق با افکار و نگرش های جدید خود خواهید شد.

  • باید مسئولیت استفاده از امکانات و شرایط خود را با به عهده بگیریم.
  • باید مسئولیت استفاده از فکر و ذهن خودمان رو به عهده بگیریم و حواسمان باشد چه افکاری را در ذهن مان مرور می کنیم.
  • باید مسئولیت زبان مان را به عهده بگیریم و حواسمان باشد چه کلمات و جملاتی را به کار می بریم.
  • باید مسئولیت استفاده از جسم خود را به عهده بگیریم و حواسمان باشذ چه رفتار و واکنش هایی را انجام میدهیم.
  • باید مسئولیت گوش و چشم خود را به عهده بگیریم و حواسمان باشد چه می شنویم و چه می بینیم.

اگه به چیزی نیاز دارید حواستان باشه به چه شکل دارید تلاش می کنید تا به خواسته خود برسید.

استفاده از امکاناتی که دارید نباید باعث آسیب و جراحت دیگران شود.

قرار نیست به هر شکل و در هر شرایطی به خواسته خود برسید.

یه حرف هایی رو نباید بزنیم، یه چیزهایی رو نباید بشنویم، یه تصاویری رو نباید ببینیم و یه کارهایی رو نباید انجام بدیم و از همه مهمتر یه افکاری رو نباید مرور کنیم.

تغییر ذهن

تغییر ذهن دائمی

نکته بسیار مهم اینکه تا وقتی تغییرات به حالت دائمی و پیش فرض ما تبدیل نشده اند تاثیر عمیق بر درون و زندگی بیرون ما نمی گذارند.

خیلی از انسانها هر روز در شرایطی قرار می گیرند که تصمیم می گیرند تغییر کنند یا در شرایطی قرار می گیرند که طبق عادت قبلی شخصیت و نگرش متفاوتی از خودشون نشان می دهند اما شرایط درونی و زندگی بیرونی آنها هرگز تغییر نخواهد کرد.

تصور کنید وارد مجلس احیا شده اید، چه احساسی دارید؟ چه چیزی به خدا میگی؟‌ چه تصمیماتی برای تغییر خودت میگیری؟ ولی فردای اون روز دوباره همون آدم قبلی هستی.

افراد زیادی عازم سفر خانه خدا می شوند. هرچه به ایام سفر نزدیک تر می شوند احساس درونی و افکار و رفتار آنها معنوی تر می شود و در مدت حضور در خانه خدا به اوج خود می رسد اما فقط چند روز بعد از برگشتن از سفر خانه خدا دوباره همان آدم قبل می شوند.

برخی انسانها هر روز چند بار به مسجد می روند و هنگام حضور در مسجد کلام آنها تغییر می کند، انسان باگذشتی می شوند و دیگران را به گذشت، نیکی، بخشش و … توصیه می کنند اما به محض خارج شدن از مسجد همان آدم قبلی هستند.

ممکن است بارها توبه کرده باشید، ممکن است بارها در مراسم مذهبی شرکت کرده باشید، ممکن است بارها نذر و نیاز کرده باشید و با خداوند وعده گذاشته باشید، ممکن است شب های زیادی تا صبح قرآن خوانده و اشک ریخته باشید اما تا زمانی که تغییرات به شکل درونی و همیشگی نشود باعث تغییر نگرش و عملکرد شما نخواهد شد و هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.

شاید مدت ها از خداوند درخواست کرده اید و با گریه و زاری دعا کرده اید و آنقدر این کار را انجام داده و نتیجه نگرفته اید که به این نتیجه رسیده اید که انگار خداوند شما را نمی بیند یا با شما قهر کرده است یا ظاهرا خدایی وجود ندارد.

اما مساله اصلی این است که شما تغییر نکرده اید تا شرایط بیرونی شما تغییر کند. شما با همان افکار و نگرش هایی که باعث خلق شرایط نادلخواه تان شده است دعا کرده اید، گریه و التماس کرده اید اما خداوند به احساس لحظه ای شما واکنشی نمی دهد بلکه به نگرش و افکار درونی شما پاسخ می دهد.

من هر زمان که در مراسمات مذهبی شرکت می کردم احساس می کردم امروز خداوند از من راضی است یا من کاری کرده ام که موجب رضایت خداوند بوده است.

در روز تاسوعا و عاشورا با شدت هرچه بیشتر سینه می زدم یا زنجیز می زدم چون احساس می کردم به این شکل ارادت خودم به پیامبران و ایمانم به خداوند را نشان داده ام اما فردای آن روز همان رضای روزهای قبل بودم با همان افکار و نگرش ها و عملکردها.

هر بار از انجام کاری که می دانستم شایسته من نیست توبه می کردم فقط چند ساعت به عهد خود وفادار بودم و با هر وسوسه شیطان یا پیشنهاد دوستان دوباره مشغول آن عادت می شدم.

واکنش های احساسی در روزهای خاص یا مراسمات خاص هیچ تاثیری بر نگرش های پیشفرض ما نخواهند داشت.

هر زمان در حالت عادی و طی زندگی روزمره نگرش ها و واکنش های ما تغییر کند نشان از تغییر واقعی در درون ما  

 می باشد.

خیلی ها از من سوال می کنند که چرا با اینکه مدت هاست دارم سعی می کنم توجهی به رسانه ها نکنم، مثبت اندیش باشم یا افکار منفی نداشته باشم ولی تغییر خاصی در زندگی من ایجاد نشده است؟ کجای مسیر من اشتباه است.

و پاسخ من همیشه این است که شما در مسیر اشتباه نیستید ولی هنوز تغییراتی که در رفتار خود ایجاد کرده اید به نگرش و پیشفرض ذهن شما تبدیل نشده است. بنابراین باید به روند خود ادامه دهید.

خیلی مهم نیست که چقدر از زمان خود را صرف مطالعه یا تجسم یا دعا و نیایش برای تغییر زندگی خود می کنید بلکه خیلی مهم است که چقدر می توانید به عادت های گذشته خود باز نگردید.

این مهمترین موضوع در تغییر تمام جنبه های زندگی است.
تغییر ذهن

تغییر ذهن برای لاغری

همه دوستانی که از آموزش های لاغری با ذهن استفاده کرده اند این تجربه را دارند که بعد از مدت کوتاهی که از آموزش ها استفاده کردند نتایج عالی گرفتند اما به هر دلیل مسیر یادگیری را رها کردند و بعد از چند وقت دوباره در شرایط قبلی خود بودند. چون به مرور دوباره به حالت پیش فرض و قبلی خود برگشتند.

اگر تغییری در هر جنبه از شرایط زندگی تان با استفاده از آموزشها ایجاد می شود تا زمانی نتایج ماندگار هستند که شما بر اساس آموزش ها عمل و تغییرتان پایدار باشد. به محض اینکه به عادت ها و نگرش های قبلی برگردید دوباره نتایج شما مشابه گذشته خواهد شد.

دلیل اینکه افراد متناسب همیشه متناسب هستند این نیست که با اراده یا هوش و توانایی خاصی دارند فقط به این دلیل است که حالت دیگری در ذهن آنها تعریف نشده است و همیشه به یک شکل و یک حالت و عادت رفتار می کنند و نتیجه آنها همیشه متناسب بودن است.

اما فرد چاقی که تحت آموزش لاغری با ذهن و با تغییر ذهن قرار لاغر می شود، مانند فردی است که به دو زبان مسلط است و هر زمان می تواند به زبان دلخواه خود صحبت کند.

تا وقتی به زبان لاغری که یاد گرفته اید صحبت کنید قطعا متناسب خواهید بود اما اگر مجددا به زبان چاقی صحبت کنید قطعا چاق خواهید شد. این انتخاب شماست و ربطی به آموزش ها ندارد.

در مورد خودم هم این موضوع صدق می کند. اینکه من مؤسس لاغری با ذهن یا مدرس آن هستم دلیل تناسب اندام همیشگی برای من نخواهد بود بلکه تا وقتی به آنچه درباره لاغری با ذهن درک کرده ام عمل می کنم متناسب خواهم بود.

پس عادت های پیش فرض نتایج زندگی ما را تعیین می کنند و همه عادت های پیش فرض در ذهن نوشته و ثبت شده اند بنابراین هیچ نیرویی قوی تر از تغییر ذهن برای تغییر شرایط زندگی نیست.

تغییر ذهن

اشتباه‌ نشانه شکست نیست

نکته جالب توجه اینکه وقتی برای تغییر ذهن خود اقدام می کنید و تصمیمات جدید برای نحوه فکر کردن یا عمل کردن خود می گیرید ممکن است برخی مواقع به شکل و شیوه قبلی عمل کنید اما اهمیتی ندارد چون مهم این است که حالت پیش فرض و نرمان عملکرد شما چگونه باشد.

همانطور که تا وقتی نگرش و افکار خود را تغییر نداده بودیم بارها سعی کردیم به طریق مختلف در زندگی خود تغییر ایجاد کنیم و موفق نشدیم وقتی نگرش خود را تغییر دهیم اگر در مواردی اشتباه کردیم یا به شکل قبلی عمل کردیم باز هم تاثیری بر نتایج جدید ما نخواهد داشت.

من یه روزی تصمیم گرفتم دیگه گله و شکایت نکنم. روزهای اول شرایطی پیش می آمد که به خودم می آمدم و متوجه می شدم که در حال گله و شکایت کردن هستم ولی بلافاصله کلام خودم رو متوقف می کردم.

این روند چند وقت ادامه داشت تا به مرور گله و شکایت های ناخودآگاه من کم و کمتر شد و من دیگر به شکل عادی و بدون مراقبت کردن از خودم گله و شکایت نمی کردم. انگار زبان گله و شکایت از وجود من پاک شده بود.

این یعنی حالت پیش فرض من تغییر کرده است.

اما در سال های اخیر مواردی پیش آمده است که متوجه شدم دارم گله و شکایت می کنم و همان لحظه شیطان به من می گفت که ببین هنوز تغییر نکردی. تو شکست خوردی. تو توانایی نداری و تلاشت بی فایده بود.

آگاه باشید که اگر اشتباه کردید اهمیتی ندارد بلکه نباید اشتباه، عادت شما شود.

اینکه من یه وقت هایی گله و شکایت می کنم (که البته به محض متوجه شدن متوقف می کنم) اشکال نداره، این اشکال داره که من همیشه گله و شکایت کنم.

برای فرد چاقی که همه افکار و واکنش های غذایی او اشتباه بودند وقتی لاغری با ذهن رو یاد می گیرد انبوهی از افکار و واکنش های رفتاری او اصلاح می شوند حالا اگه یه وقت هایی یه اشتباهاتی انجام بده هیچ اشکالی نداره بلکه اشکال از جایی شروع می شه که اشتباه به حالت دائمی و عادت تبدیل بشه.

من قبلا آدم عصبی و پرخاشگری بودم و نسبت به خیلی از رفتارهای همسر و فرزندانم واکنش تندی داشتم.

یه روز تصمیم گرفتم خودم رو تغییر بدم و انسان واکنشی نباشم. بعد از مدتی موفق شدم این تغییر را در وجودم خودم ایجاد کنم اما این به این معنی نیست که دیگه هرگز عصبانی یا پرخاشگری نکردم بلکه به این معنی است که در بیشتر مواقع من آرامش و واکنش مناسب دارم و مواردی که اشتباه می کنم در برابر مواردی که صحیح عمل می کنم بسیار کم هستند بنابراین اشتباهات در سرنوشت من تاثیری ندارند.

این یک راه بررسی وضعیت تغییرات درونی است:

اگر تصمیم به تغییر گرفته اید و به مرور اشتباهات شما کم و کمتر می شود شما در مسیر صحیح هستید و فقط باید ادامه دهید.

مهم نیست اگر هنوز هم اشتباه می کنید مهم این است که دفعاتی که اشتباهات گذشته را تکرار نمی کنید به مراتب بیشتر شده و در حال بیشتر شدن است.

زمانی که یک عادت، از حالت عادی و پیش فرض شما خارج شد یعنی تغییر آغاز شده است و فقط باید با تمرین و تکرار و ادامه دادن حالت جدید را نهادینه کرد.

فردی که آگاه به افکار و نگرش های درونی نیست هرگز زمانی که در حال تکرار اشتباه است این نگرش را ندارد که رفتار یا واکنش او اشتباه بوده است. اما فردی که قدم در مسیر تغییر می گذارد هربار که مرتکب اشتباه می شود می داند که اشتباه کرده است و این اتفاق بسیار مهم و نشانه پذیرش مسئولیت زندگی است.

من در گذشته بارها نسبت به رفتار همسرم عصبانی می شدم و واکنش می دادم و همیشه فکر میکردم که حق با من است و همسرم اشتباه کرده یا فرد نادرستی است.

اما زمانی که درک بهتری نسبت به آگاهی پیدا کردم عصبی شدن و واکنش دادنم دیگه برام عادی و صحیح نبود بلکه می دانستم که این یک واکنش اشتباه از سمت من بوده است فارغ از اینکه همسرم چه رفتار یا حرفی زده است.

من واکنش و رفتار اشتباه خودم را متوجه می شدم چیزی که قبلا متوجه آن نبودم.

به مرور سعی کردم اشتباهات خودم در رابطه با همسرم را اصلاح کنم و به مرور روابط ما از آن وضعیت اسف بار به شکل شگفت انگیزی تغییر پیدا کرد.

تغییر ذهن

مهمترین موضوع برای تغییر کردن

برای تغییر کردن مهمترین موضوع تصمیم شماست که بخواهید از این شرایط خارج شوید.

ممکن است در گل و لای زندگی گرفتار شده باشید و هیچ نیروی کمکی یا راهی برای رهایی از این وضعیت نداشته باشید.

برای تغییر نیاز به هیچ کمک یا ابزاری ندارید فقط باید این نگرش را در خود ایجاد کنید که من نمی خواهم در این شرایط باقی بمانم. من باید این شرایط را تغییر دهم.

یک نگرش یا یک فکر عمیق و قدرتمند برای شروع شگفتی در زندگی تان کافی است.

  • انسان های زیادی در شرایط نامناسب عاطفی قرار دارند اما نمی توانند شرایط خود را تغییر دهند یا تغییر کردن برای آنها دشوار است.
  • افراد زیادی در شرایط نامناسب مالی هستند اما تغییر کردن برای آنها دشوار است.
  • افرادی زیادی در شرایط اعتیاد به مواد مخدر یا الکل یا هر رفتار آزاردهنده دیگری هستند اما تغییر کردن برای آنها دشوار است.
  • افراد زیادی در شرایط افسردگی به سر می برند اما نمی توانند شرایط خود را تغییر دهند و تغییر کردن برای آنها دشوار است.

همه ما فقط به یک دلیل نمی توانیم شرایط زندگی خود را تغییر دهیم چون دیگران را مسئول و مقصر آن شرایط می دانیم.

تکرار می کنم

تا زمانی که دیگران را مسئول و مقصر شرایط فعلی خود می دانید هرگز قادر به تغییر کردن یا تغییر شرایط تان نخواهید شد.

  • من ۱۳ در شرایط نامناسب مالی زندگی می کردم و خانواده و دولت و دیگران را مقصر آن می دانستم.
  • من ۱۵ سال در شرایط نامناسب عاطفی با همسرم زندگی می کردم و همیشه او را مقصر شرایط خودم می دانستم.
  • من ۳۴ سال چاق بودم و خانواده و ژنتیک را دلیل چاقی خودم می دانستم.
  • من ۲۰ سال عذاب وجدان داشتم که انسان گناهکاری هستم چون خداوند را مسئول عذاب ها و مشکلاتی که در زندگی ام داشتم می دانستم.
  • من ۲۰ سال درگیر خشم و کینه از اطرافیانم بودم و هیمشه آنها را مقصر حالات درونی خودم می دانستم.

اما زمانی که درک کردم اولین قدم برای تغییر کردن شرایط زندگی ام، پذیرش مسئولیت حالات و شرایط خودم است توانستم به مرور تغییرات گسترده در تمام جنبه های زندگی ام ایجاد کنم.

تغییر ذهن

نگرش های بنیادی

این دو نگرش را از من بپذیرید و سعی کنید آن ها را در ذهن خود ثبت و نهادیه کنید.

نگرش اول:

(همیشه تقصیر من است)

همیشه تقصیر شماست.

در هر شرایطی قرار گرفتید تقصیر شماست.

اگر فردی به شما بی احترامی کرد و باعث عصبانیت شما شد تقصیر شماست.

اگر همسرتان بداخلاقی کرد یا پرخاشگری کرد یا رفتاری انجام داد که موجب خشم تان شد تقصیر شماست.

حتی اگر در خیابان در حال قدم زدن بودید و دو نفر در سمت دیگر خیابان با هم دعوا کردند و سنگی به سر شما برخورد کرد صد در صد مقصر شما هستید.

شاید پذیرش اینکه در هر شرایط احساسی یا زندگی قرار داشته باشید مقصرش خودتان هستید کار ساده ای نباشد اما برای خوشبخت شدن و تسلط بر افکار و واکنش های درونی راه دیگری وجود ندارد.

نگرش دوم:

(هر کس در هر شرایطی است حقش همین است)

اگر فردی را مشاهده کردید که در شرایط بسیار بهتر از شما زندگی می کند و انبوهی از افکار در ذهنتان مرور شد که این عدالت نیست و چطور و چگونه این انسان که انقدر بد ذات و بد نیت است در این شرایط مرفه و پادشاهگونه زندگی می کند بدانید که دقیقا در جای درستش قرار دارد و حقش همین است.

اگر فردی را دیدید در شرایط نامناسب و تاسف برانگیز زندگی می کند به شکلی که قلبتان منقلب می شود وقتی او را می بینید باز هم یادتان باشد که دقیقا در جای درستش قرار داد و حقش همین است.

شما هم در هر شرایطی هستید دقیقا در جای درست تان هستید و حق شما همین است.

تغییر ذهن

اگر از شرایط خود راضی نیستید تنها راه حل آن تغییر ذهن و نگرش های درونی است. هیچ راه دیگری نیست.

شما نمی توانید به فردی کمک کنید تا در شرایط بهتری زندگی کند تا وقتی که همان افکار و نگرش ها را در ذهنش مرور و تکرار می کند. به همین ترتیب هیچ کس نمی تواند به شما کمک کند تا در شرایط بهتری زندگی کنید مگر اینکه خودتان افکار و نگرش های درونی تان را تغییر دهید.

زندگی با کمک خداوند راهکاری برای تغییر ذهن، تغییر افکار و نگرش های بنیادین است.

این نگرش ها زمانی که در ذهن نفوذ کنند باعث تغییر افکار و واکنش های شما خواهند شد بدون اینکه تصمیم لحظه ای بگیرید.

واکنش های احساسی شما را به واکنش های عمیق درونی تغییر خواهند داد و به این شکل مسیر را برای ایجاد دگرگونی در شرایط زندگی فراهم می کنند.

همه این آگاهی ها در این جلسات نهفته شده اند اما می توانند بی تاثیر باشند اگر شما تصمیم برای تغییر نگرفته باشید.

اگر شما به آنچه دریافت می کنید ایمان نداشته و عمل نکنید.

آگاهی به تنهای هیچ قدرتی برای تغییر زندگی تان ندارد همانطور که خداوند با تمام قدرت بی نهایتش هیچ اصراری به تغییر شرایط زندگی انسانها ندارد مگر آنهایی که خودشان می خواهند و تصمیم به تغییر گرفته اند و مسئولیت شرایط خود را پذیرفته اند.

و در نهایت به این موضوع توجه کنید که شیطان با دعا کردن، نماز خواندن یا هرگونه اعمال مذهبی شما هیچ مشکلی ندارد. او زمانی به مشکل برمی خورد که شما قصد تغییر ذهن را کرده باشید.

اخطار

تمرین:

۱- نگرش شما درباره قدرت ذهن چیست؟

۲- از چه زمانی با این موضوع آشنا شده اید و چقدر به این تاثیر قدرت ذهن در زندگی ایمان دارید؟

۳- مثال هایی از زندگی خود یا اطرافیانتان شرح دهید که ارتباط داشتن قدرت ذهن با اتفاقات زندگی را اثبات می کند.

۴- نگرش شما درباره تغییر ذهن چیست؟ آیا تغییر کردن برای شما سخت است؟!

۵- مثال هایی از زندگی خود یا اطرافیانتان شرح دهید که مقاومت کردن دربرابر تغییر کردن را نشان می دهد.

۶- به نظر شما علت تداووم در شرایط زندگی چیست؟ شرح دهید.

۷- نگرش شما درباره تغییر ذهن چیست؟ تجربه شما درباره تغییر موقتی و دائمی ذهن چیست؟!

۸- تجربه شما از تاثیر قدرت ذهن در لاغری چیست؟! شرح دهید.

۹- واکنش شما به اشتباه‌ کردن در زندگی چگونه است؟ آیا اشتباه‌ کردن باعث ناامیدی شما می شود؟!

۱۰- درک و برداشت خود درباره نگرش های بنیادین را شرح دهید و مثال بزنید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.56 از 55 رای

موزیک بی کلام

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=42787
44 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فرانک یونیک
      ۱۴۰۵/۰۳/۰۵ ۲۳:۵۳
      مدت عضویت: 2302 روز
      امتیاز کاربر: 8043 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,885 کلمه

      قدرت ذهن؛ نقاشی زندگی با رنگ باورهایمان 🎨🧠💫

      به نام خدای بخشاینده‌ی مهربان، که همه‌ی هستی از اوست و در اوست، خدایی که حکمتش بی‌نهایت است و دستان توانایش همه‌ی دنیا را می‌سازد. او که پناهِ دل‌های خسته‌ی ماست و با عظمتِ خلقتش، درسِ بزرگی و قدرتِ بی‌انتهایش را به ما نشان می‌دهد. 🌸🙏

      سلام و صد سلامِ گرم به شما استاد عطاروشنِ عزیزِ جانم، و سلام به همه‌ی دوستانِ گل و همراهِ سایت تناسب فکری که نورِ آگاهی‌شان مسیرِ دل‌ها را روشن می‌کند. 🤍🌻

      راستش را بخواهید، من سال‌هاست که با مفهومِ “قدرت ذهن” آشنا هستم. انگار این کلمات، قصه‌هایی شنیدنی و دلنشین برایم بوده‌اند. اما حقیقت این است که سال‌ها طول کشید تا بفهمم آشنا بودن با یک مفهوم، با **زندگی کردنِ در دلِ آن**، خیلی فرق دارد. مدت‌ها بود که اسمِ قدرت ذهن را می‌شنیدم، درباره‌اش حرف می‌زدم، سعی می‌کردم دنبالش کنم، اما یک چیزی درونم هنوز آن‌طور که باید، تغییر نکرده بود: **آرامش**.😔🌫️

      من همیشه استرسِ “نشدن” را در دلم حس می‌کردم. گویی ذهنم بیشتر از اینکه روی “شدن” تمرکز کند، روی “نشدن” قفل شده بود. مدام یک نگرانیِ درونی اذیتم می‌کرد: “نکنه نشه؟” “نکنه دیر بشه؟” “نکنه خراب کنم؟” “نکنه به هدفم نرسم؟” و این استرسِ نداشتنِ آرامش، خودش تبدیل شده بود به یک فشارِ دائمی روی روح و روانم. اما خوشبختانه، با راهنمایی‌های شما، استاد عزیز، تازه دارم می‌فهمم که آرامش یعنی چی، و چقدر این آرامش می‌تواند زندگی آدم را زیر و رو کند. 🌼✨

      یک حقیقتِ خیلی مهم که هرچه بیشتر در آن غور می‌کنم، بیشتر به عمقش پی می‌برم، این است که **درونِ ما با تکرار و استمرار تغییر می‌کند**. انگار معجزه یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد؛ ذهن هم از حالتِ قدیمی به حالتِ جدید، یک‌دفعه نمی‌پرد. نه، همه‌چیز با تمرین، با تکرارِ مداوم، با ماندگاری، با صبر و حوصله، و با “ادامه دادن” شکل می‌گیرد. و دقیقاً همان لحظه‌ای که این تغییرِ درونی در ما جا بیفتد و ریشه بدواند، زندگیِ بیرونیِ ما هم شروع به تغییر می‌کند. آن‌وقت است که یادگیری، دیگر فقط شنیدنِ چند کلمه نیست؛ تبدیل می‌شود به **حس کردنِ عمیق**، **باورِ قلبی**، و **زندگی کردنِ واقعی** با آن حقیقت. 😍🌱

      جرقه آشنایی با قدرت ذهن: ۱۷ سالگی و یک قانون ساده 🦋📚

      آن روزها که من فقط ۱۷ سال داشتم، یکی از دوستانم درباره‌ی “قانون جذب” برایم گفت. شاید آن موقع خیلی عمیق متوجه نمی‌شدم چه می‌گوید، اما کنجکاوی‌ام برانگیخته شد. بعد از آن، با خواندن کتاب “قانون توانگری” اثر کاترین پاندر، بود که برای اولین بار به شکلی ملموس‌تر با “قانون ذهن” آشنا شدم. آن کتاب دریچه‌ای بود به دنیایی که شاید تا آن روز فقط در قصه‌ها شنیده بودم.

      از همان زمان، در مسائل مختلف زندگی‌ام، این قدرتِ درونی را حس می‌کردم. هرچند شاید هنوز کامل آن را درک نمی‌کردم، اما می‌دانستم که یک نیروی بزرگی در ذهنِ ما وجود دارد که می‌تواند مسیر زندگی‌مان را عوض کند. ایمانم به این قدرت، روز به روز بیشتر شد. باور دارم که اگر این قدرتِ ذهن در آدم شکوفا شود، اگر باورها و ایمانمان در مسیرِ درست قرار بگیرند، زندگیِ ما متحول خواهد شد. 🌷💫

       وقتی ذهن باور می‌کند، واقعیت هم سر تعظیم فرود می‌آورد 🎯🪞

      من تجربه‌های زیادی در زندگی‌ام داشته‌ام که به من ثابت کرده ذهن چقدر در شکل‌دهی به واقعیت نقش دارد. یکی از خاطراتی که همیشه در ذهنم مانده، مربوط به زمانی است که همین دوستم داشت درباره‌ی قدرت ذهن با من حرف می‌زد. آن روز قرار بود روپوش مدرسه‌مان را تحویل بگیریم. رفتم فروشگاه تا آن را بگیرم. فروشنده گفت سایز ۴۲ به من می‌خورد. اما در دلم، یک ندا گفت: “نه، این سایز برایت بزرگ است.” با تردید، سایز ۴۰ را امتحان کردم و دیدم که دقیقاً اندازه‌ام شد! 😍👗

      آن لحظه برایم خیلی عجیب بود. حس کردم انگار آن اطمینانِ درونی، آن تصویرِ ذهنیِ من، روی اتفاقِ بیرونی تأثیر گذاشته است. این فقط یک لباس نبود؛ یک تجربه‌ی کوچک اما پرمعنا بود که به من یادآوری کرد وقتی ذهنم روی یک تصویرِ خاص متمرکز می‌شود، شرایط بیرونی هم می‌تواند خودش را با آن تصویر هماهنگ کند. این اتفاق، فقط محدود به لباس نبود؛ در قبولی دانشگاه، در مواجهه با چالش‌های مختلف، هر بار که با اطمینان به قدرتِ ذهنم عمل کردم، نتیجه همان شد که می‌خواستم. انگار جهان به اراده‌ی درونی ما پاسخ می‌دهد. 🌟

      دگرگونی ذهن؛ دشوار اما نجات‌بخش 🌀🌈

      اگر بخواهم صادق باشم، باید بگویم که تغییرِ ذهن، یکی از سخت‌ترین کارهای دنیاست. چرا؟ چون ذهنِ ما در طول سالیان، با انبوهی از افکارِ تکراری، نگرانی‌های کهنه، ترس‌های عمیق و الگوهای فرسوده تغذیه شده است. بسیاری از این افکار، دیگر به دردِ زندگیِ ما نمی‌خورند؛ فقط باعثِ عذاب، خستگی و دور شدن از مسیرِ اصلی می‌شوند. 😣

      اما از سوی دیگر، وقتی موفق می‌شویم ذهن را دگرگون کنیم، انگار دریچه‌هایی نو به روی ما باز می‌شوند. افق‌های جدیدی نمایان می‌گردند. احساسِ سبکی، روشنایی و رهایی می‌کنیم. دیگر زندگی آن هیولای ترسناکِ دیروز نیست، بلکه مسیری پر از امید و امکان است. من عمیقاً باور دارم که تغییرِ ذهن، کارِ دشواری است، اما قطعاً شدنی است. فقط نیازمندِ صبر، پشتکار و عدمِ ناامیدی است. 🌷🕊️

      مقاومت در برابر تغییر؛ نبردی ناخودآگاه 😵‍💫

      من خودم بارها تجربه‌ کرده‌ام که وقتی تغییری در زندگی‌ام رخ می‌دهد، دچارِ اضطراب می‌شوم. گویی مغزم تلاش می‌کند تا شرایط را به حالتِ آشنا و قبلی برگرداند. حتی اگر آن حالتِ قبلی، چندان هم مطلوب نبوده باشد، باز هم ذهن به خاطرِ آشنا بودنش، به آن چسبیده است. این مقاومتِ اولیه، مرا کلافه و عصبی می‌کند. اما جالب اینجاست که به محضِ عادی شدنِ شرایطِ جدید، تازه می‌توانم از آن لذت ببرم. 😊✨

      این واکنش، فقط مختصِ من نیست؛ بسیاری از انسان‌ها با این پدیده درگیرند. ما گاهی به بدی‌هایِ آشنا، بیشتر از خوبی‌هایِ ناآشنا عادت می‌کنیم! عجیب است، اما واقعیت دارد. این مقاومت در برابرِ تغییر، فقط یک واکنشِ ساده نیست؛ بلکه یک نوع دفاعِ ذهنی است. ذهن از ناشناخته‌ها می‌ترسد، از بیرون آمدن از دایره‌ی امنِ الگوهایِ قدیمی واهمه دارد و حس می‌کند کنترلش را از دست می‌دهد. اما خبرِ خوب این است که اگر با این مقاومت، با صبر و حوصله روبرو شویم، کم‌کم همان چیزی که در ابتدا ترسناک بود، تبدیل به آرامشِ عمیق می‌شود. 🌿

      چرا بعضی شرایط در زندگی تکرار می‌شوند؟ معمای ذهن 🔄

      به نظر من، علتِ تداومِ بسیاری از شرایطِ زندگی، در خودِ ذهنِ ما و نحوه‌ی برخوردِ ما با مسائل نهفته است. تا زمانی که الگویِ فکریِ ما ثابت بماند، اتفاقات هم معمولاً تکرار می‌شوند. یعنی اگر ما فقط ظاهرِ مسئله را عوض کنیم، اما درون‌مان همان آدمِ قبلی باقی بماند، خیلی زود دوباره به همان نقطه‌ی اول بازمی‌گردیم.

      زندگی، در بسیاری از اوقات، آینه‌ی طرزِ فکرِ ماست. وقتی ذهنِ ما تغییر می‌کند، نگاهِ ما به مسائل عوض می‌شود. و وقتی نگاهِ ما تغییر کرد، نتایج هم کم‌کم دگرگون می‌شوند. این یعنی باید ریشه‌ها را اصلاح کنیم؛ ذهن را آموزش دهیم، باورها را درست کنیم و سپس اجازه دهیم زندگی هم خودش را با این تغییراتِ درونی هماهنگ سازد. 🌟🪞

       تجربه‌ی من: تغییر موقتی در برابر تغییر دائمی 💡

      من بارها در زندگی‌ام دیده‌ام که هرگاه ذهنم را در جهتی خاص تغییر داده‌ام، توانسته‌ام وزنم را کم کنم، حسِ بهتری داشته باشم، یا به اهدافم نزدیک‌تر شوم. اما مشکل از جایی آغاز می‌شد که دوباره به شرایطِ قبلی برمی‌گشتم؛ مثلاً مثلِ رژیم‌هایِ سخت و مقطعی. آن‌وقت، تمامِ نتایجِ به‌دست‌آمده، ناپدید می‌شدند و گاهی اوضاع حتی از قبل هم بدتر می‌شد. انگار چیزی در وجودم هنوز کاملاً جا نیفتاده بود.

      اما هر بار که توانستم تغییر را به‌صورتِ مداوم و دائمی حفظ کنم، آن تجربه‌ی بازگشتِ ناامیدکننده را دیگر نداشتم. این برای من یک درسِ بزرگ بود: **تغییرِ موقتی، نتیجه‌ی موقت به بار می‌آورد؛ اما تغییرِ پایدار، نتیجه‌ای ماندگار خواهد داشت.** این اصل، شاید ساده به نظر برسد، اما اجرایِ آن، سختیِ خودش را دارد. نیازمندِ استمرار، مداومت و تغذیه‌ی روزانه‌ی ذهن با افکارِ نو و سازنده است. 🌸

      قدرت ذهن و لاغری؛ قصه‌ای که هنوز ادامه دارد 🧠🥗

      سال‌ها پیش، با استفاده از عبارت‌هایِ تأکیدی، توانستم وزنِ قابلِ توجهی کم کنم. آن زمان برایم هیجان‌انگیز بود، حس می‌کردم راهِ حل را پیدا کرده‌ام. اما متأسفانه، ناامید شدم و رهایش کردم. این چرخه چندین بار تکرار شد؛ هر بار با انگیزه‌ی فراوان شروع می‌کردم، اما کم‌کم شک و تردید به جانم می‌افتاد، آن را رها می‌کردم، و دوباره همه‌چیز به حالتِ اول بازمی‌گشت. حتی گاهی وزنِ بیشتری اضافه می‌کردم. 😞

      اما این بار، یک تفاوتِ اساسی وجود دارد: این‌بار تصمیم گرفته‌ام که **ادامه دهم**. نه فقط شروع کنم و هیجان‌زده شوم، بلکه واقعاً بمانم، تکرار کنم، و بپذیرم که این مسیر زمان می‌برد. دیگر از راهی که می‌روم نمی‌ترسم. فهمیده‌ام که قدرتِ ذهن، اگر به‌درستی و به‌طورِ مداوم به کار گرفته شود، می‌تواند فرایندِ لاغری را از یک جنگِ فرسایشی، به یک مسیرِ آرام، طبیعی و لذت‌بخش تبدیل کند. 🌷💪

       اشتباه؛ نه پایان راه، بلکه درسِ زندگی 🌱

      واقعیت این است که من قبلاً وقتی اشتباه می‌کردم، از خودم ناامید می‌شدم. انگار در ذهنم یک قانونِ نانوشته وجود داشت که می‌گفت: “تو حقِ اشتباه کردن نداری.” این طرز فکر، بسیار آزاردهنده بود؛ چون انسانی که از اشتباه بترسد، در واقع از یادگیری هم می‌ترسد. اما حالا کم‌کم دارم می‌فهمم که اگر اشتباه نکنیم، یاد نمی‌گیریم. اگر زمین نخوریم، راه رفتن را نخواهیم آموخت. اگر پیش نرویم، به هدف نخواهیم رسید. 🕊️

      بنابراین، به جای ناامیدی، باید اشتباه را ببینیم، از آن درس بگیریم و سپس ادامه دهیم. نه سرزنشِ دائمی، نه تحقیرِ خود، و نه گیر کردن در احساسِ بد. فقط یادگیری، اصلاحِ مسیر، و برداشتنِ گامی دیگر. خیلی مهم است که خودمان را دشمنِ خودمان ندانیم. ما قرار است با خودمان همراه باشیم، نه اینکه در جنگی دائمی با خودمان فرو برویم. ⚡

      نگرشِ بنیادین: پذیرشِ مسئولیت، کلیدِ رهایی 📌

      یکی از عمیق‌ترین حقایقی که در این مسیر آموخته‌ام، این است که باید بپذیرم: **”بله، گاهی تقصیرِ من است.”**این پذیرش، نه از سرِ سرزنش و خودخوری، بلکه از سرِ “مسئولیت‌پذیری” است. یعنی قبول کنم که اگر زندگی‌ام به این نقطه رسیده، اگر بعضی اتفاقات مدام تکرار شده‌اند، و اگر بعضی سختی‌ها بارها بر سرِ راهم قرار گرفته‌اند، بخشی از آن به افکارِ من، واکنش‌هایِ من، استرس‌هایِ من، و باورهایِ من مربوط بوده است. این پذیرش، تلخ نیست؛ بلکه بسیار آزادکننده است. 🌷

      وقتی انسان می‌پذیرد که خودش در شکل‌گیریِ شرایطِ زندگی‌اش نقش داشته، تازه قدرتِ واقعیِ تغییر را پیدا می‌کند. چون تا زمانی که همه‌چیز را به گردنِ عواملِ بیرونی بیندازیم، دستمان برایِ تغییر بسته می‌ماند. اما وقتی می‌گوییم: “من می‌توانم ذهنم را عوض کنم، می‌توانم روانم را آرام‌تر کنم، می‌توانم اراده‌ام را قوی‌تر سازم و با استمرار، مسیرم را بسازم”، آن‌وقت است که کم‌کم، مسیرِ زندگی‌مان نیز تغییر خواهد کرد. 🌟

      آرزوی من برای آینده: زندگی با رنگِ ذهنِ من 💖

      از این به بعد، می‌خواهم زندگی‌ام را با قدرتِ ذهنم، با آرامشِ روانم، با اراده‌ی پولادینم، و با تداومِ قدم‌هایم بسازم. می‌خواهم یاد بگیرم که آرامش را در دلِ طوفان پیدا کنم، از “نشدن” نهراسم، اشتباه را پایانِ راه ندانم، و به خودم فرصتِ رشد و شکوفایی بدهم. می‌خواهم باور کنم که قدرتِ ذهن، فقط یک شعارِ قشنگ نیست؛ بلکه نیرویی واقعی و قدرتمند در زندگی است. نیرویی که اگر آن را درست درک کنیم و به‌کار بگیریم، می‌تواند ما را از ترس، آشفتگی، توقف و تکرارِ الگوهایِ ناخواسته نجات دهد. 🌟

      من هنوز در این مسیر هستم. هنوز کامل نیستم و خیلی چیزها مانده که یاد بگیرم. اما چیزی که تغییر کرده، این است که دیگر مثلِ گذشته به راحتی ناامید نمی‌شوم. دیگر تغییر را دشمن نمی‌بینم. دیگر اشتباه را پایانِ راه نمی‌دانم. و مهم‌تر از همه، دیگر باور دارم که می‌توانم با قدرتِ ذهن، با ایمانِ قلبی، با استمرارِ تلاش، و با یاریِ خداوندِ مهربان، زندگی‌ام را از نو، زیباتر و پربارتر بسازم. 🌈🤍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شهربانو باقری
      ۱۴۰۵/۰۱/۱۴ ۲۱:۰۵
      مدت عضویت: 2195 روز
      امتیاز کاربر: 43526 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 4,034 کلمه

      با نام یاد خدا

      عرض ادب و احترام خدمت استاد و همسفرانم در این مسیر الهی

      حالمو بهتر کن 

       زندگی با طعم خدا 

       ایمان به قدرت برای تغییر ذهن  

                     ■■■■■■■

      استاد عزیز بابت  تهیه و تنظیم‌ این مقاله فوق العاده ارزشمند بی نهایت از شما سپاسگزارم …چند روزی بود به مسائل نگران کننده ای در حوزه روابط خانوادگی فکر می کردم  حالمو بد کرده بود دنبال راه حل می گشتم  امروز از آگاهی این مقاله زیبا  گره ذهنیم برطرف شد …

      ■ تغییر بیرونی کافی نیست

      آدم‌ها توی زندگی خیلی تلاش می‌کنن شرایطشون رو عوض کنن، ولی بیشتر وقت‌ها نتیجه چشمگیری نمی‌گیرن. دلیلش کمبود استعداد یا شانس نیست، بلکه اینه که تغییرهای بیرونی، تا وقتی ذهن عوض نشه، اثر موندگار ندارن.

      ■تغییر از داخل شروع می‌شه

      ممکنه ظاهر، لباس، محل زندگی، شغل، رابطه یا حتی روش دعا کردن عوض بشه، ولی اگه محتوای ذهن تغییر نکنه، خیلی زود همون شرایط قبلی دوباره برمی‌گرده. چون دنیای بیرون معمولاً خودش رو با درون آدم هماهنگ می‌کنه.

      ■تکرار چرخه‌های قدیمی

      خیلی‌ها بارها محل کار، کسب‌وکار یا حتی همسرشون رو عوض کردن، ولی باز هم از نتیجه راضی نیستن. این یعنی مسئله اصلی جای دیگه‌ست و با عوض کردن موقعیت‌ها، ریشه مشکل برطرف نمی‌شه.

      ■پاداش‌های کوچک دنیای بیرون

      اگه تمام انرژی فقط صرف تغییر آدم‌های اطراف و شرایط بیرونی بشه، نهایتش چند تا تشکر، یه هدیه کوچیک یا یه پاداش موقت نصیب آدم می‌شه. این چیزها زودگذره و نمی‌تونه آرامش واقعی بسازه.

      ■پاداش واقعی برای تغییر ذهن

      وقتی تمرکز روی تغییر ذهن گذاشته بشه، نتیجه‌اش فقط از آدم‌ها و شرایط نیست، بلکه از طرف خدا می‌رسه. این پاداش عمیق‌تر و بزرگ‌تر از چیزیه که از دنیای بیرون به دست میاد و با هیچ دریافت معمولی قابل مقایسه نیست.

      ■نگرش ذهنی و نتیجه زندگی

      هر نگرشی که توی ذهن شکل می‌گیره، بالاخره یه واکنشی توی دنیای بیرون درست می‌کنه. یعنی فکر و نگاه آدم بی‌اثر نمی‌مونه و خودش رو به شکل اتفاق‌های زندگی نشون می‌ده.

      ■عمل صالح از نگاه درست شروع می‌شه

      تو قرآن خیلی روی عمل صالح تأکید شده، اما اصل ماجرا فقط انجام یه کار ظاهری و مذهبی نیست. عمل صالح وقتی ارزش داره که از یه نگرش درست و آگاهانه بیاد، نه فقط از روی عادت یا فرهنگ.

      ■نیت درست، نتیجه درست

      کمک کردن به دیگران وقتی از باور درست به ارزش انسان‌ها بیاد، با کمکی که فقط از ترس بلا یا برای ثواب ظاهری انجام می‌شه فرق زیادی داره. ظاهر کار یکیه، ولی اثر و نتیجه‌شون زمین تا آسمون با هم فرق داره.

      ■فکرها از کارها اثرگذارترن

      چون تعداد فکرهایی که توی ذهن می‌چرخن خیلی بیشتر از کارهاییه که انجام می‌شه، مسیر کلی زندگی بیشتر با همون فکرها و نگرش‌ها ساخته می‌شه تا با رفتارهای پراکنده.

      ■غفلت از نقش ذهن

      بیشتر آدم‌ها چون ناخودآگاه این نگرش‌ها توی ذهنشون شکل می‌گیره، فکر می‌کنن اتفاق‌های زندگی ربطی به خودشون نداره و همه‌چیز یا از سر اجباره یا تقصیر بقیه‌ست. برای همین هم کمتر سراغ تغییر ذهن می‌رن.

      ■مقصر دانستن دیگران

      همین ناآگاهی باعث می‌شه خیلی‌ها دیگران، شرایط زمانه یا حتی سرنوشت رو عامل وضعیت خود بدونن. وقتی ریشه ماجرا دیده نشه، تلاشی هم برای تغییرش شکل نمی‌گیره و همون شرایط قبلی مدام تکرار می‌شه.‌■چرا تغییر دادن سخته؟‌یکی از باورهای ذهنی اینه که نتیجه کارهای آدم فقط توی دنیای بعد از مرگ دیده می‌شه، در حالی که قرآن به نتیجه اعمال توی همین دنیا هم اشاره کرده. در واقع، آدم پاداش یا تاوان نگرش‌ها و رفتارهاش رو همین‌جا هم تجربه می‌کنه.‌■لطف خدا، نه بی‌نظمی دنیا‌اگه یه فکر اشتباه یا کار نادرست انجام شد و فوری اتفاق بدی نیفتاد، این نشونه بی‌نظمی دنیا نیست؛ بیشتر وقت‌ها یعنی لطف و عفو خدا شامل حال آدم شده. اما اگه خطاها زیاد و تکراری بشن، دیگه عذاب الهی هم می‌تونه سر برسه.‌■وقتی زمان نتیجه می‌رسه‌وقتی وقت مجازات برسه، دعا و گریه به‌تنهایی چیزی رو عوض نمی‌کنه، مگر اینکه اصلاح واقعی اتفاق افتاده باشه. داستان حضرت یعقوب هم نشون می‌ده که اثر بعضی نگرش‌ها و خطاها می‌تونه مدت‌ها ادامه پیدا کنه.‌■مشکل ماندگار، نشانه اصلاح نشدن‌خیلی وقت‌ها آدم با یه مشکل درگیره و هر کاری می‌کنه ازش بیرون نمیاد. این موندن توی مشکل، لزوماً به معنی بی‌توجهی خدا نیست؛ ممکنه یعنی هنوز تغییری درون آدم شکل نگرفته.‌■تغییر از دل سختی می‌گذره‌برای عوض شدن نتیجه زندگی، باید فکرها و نگرش‌های ذهنی اصلاح بشن. این کار معمولاً راحت نیست، چون آدم هم‌زمان هم درد شرایط فعلی رو تحمل می‌کنه، هم باید روی تغییر درونش کار کنه.‌■نمونه چاقی و رابطه‌کسی که با چاقی درگیره یا رابطه‌اش با همسرش به هم ریخته، وقتی می‌خواد از راه تغییر ذهن اوضاع رو بهتر کنه، کار ساده‌ای در پیش  نداره. چون هم رنج وضعیت فعلی هست، هم باید با صبر و آگاهی روی تغییر درون کار کنه‌■صبر یعنی ایستادن و اصلاح کردن‌صابر بودن یعنی آدم در برابر سختی‌ها فقط تحمل نکنه و منفعل نمونه؛ بلکه خودش رو به خدا بسپره و هم‌زمان برای تغییر ذهن و نگرش‌هاش قدم برداره. همین صبرِ همراه با حرکت، ارزش واقعی داره.‌■علت موندن در شرایط نامناسب‌گاهی موندن توی یه شرایط دردناک، خودش می‌تونه آدم رو به سمت یه مرحله تازه از زندگی ببره.‌■رها شدن از شرایط بد

      برای رها شدن از یک شرایط بد، فقط عوض کردن ظاهرِ زندگی کافی نیست. آدم باید از درون خودش شروع کنه و وابستگی‌ها، فکرهای تکراری و نگاه‌های غلطش رو کم‌کم کنار بذاره. تا وقتی ذهن همون ذهن قبلی باشه، خیلی از مشکلات فقط شکل عوض می‌کنن، نه اینکه واقعاً از بین برن.

      آدمی که مدام از رنج، بیماری، کینه، خشم یا ناراحتی حرف می‌زنه، در واقع داره همون فضا رو توی ذهن خودش زنده نگه می‌داره. برای همین، رهایی واقعی یعنی اینکه آدم یاد بگیره کمتر درگیر گذشته و خطاها و دردها بشه و بیشتر روی اصلاح نگاه و فکر خودش کار کنه.

      ■پاک‌سازی درون

      آدم باید یاد بگیره همون‌طور که ظاهرش رو مرتب می‌کنه، درونش رو هم تمیز کنه. پاک‌سازی درون یعنی کم‌کردن خشم، نفرت، حسرت، خودسرزنشی و قضاوت. این چیزها شاید از بیرون دیده نشن، ولی خیلی عمیق‌تر از خطاهای ظاهری روی زندگی اثر می‌ذارن.

      وقتی ذهن از این فکرهای منفی خالی‌تر بشه، آدم آرام‌تر می‌شه، واکنش‌هاش بهتر می‌شه و کم‌کم شرایط بیرونی هم شروع می‌کنه به تغییر کردن.

      ■نگاه به زندگی

      زندگی فقط مجموعه‌ای از اتفاق‌های بیرونی نیست. هرچیزی که می‌بینیم، می‌شنویم، می‌گیم و در ذهنمون تکرار می‌کنیم، روی مسیر زندگیمون اثر می‌ذاره. برای همین، باید حواسمون به گوش، چشم و دل‌مون باشه.

      اگر آدم یاد بگیره بهتر ببیند، بهتر بشنود و بهتر فکر کند، خیلی از مشکلاتش کم می‌شه. چون بخش زیادی از رنج‌ها از همین ورودی‌های ذهنی شروع می‌شن.

      ■جمع‌بندی این بخش

      در نهایت، اصل ماجرا اینه که تغییر واقعی از درون شروع می‌شه. تا وقتی آدم از شرایط بد، از افکار منفی، از کینه‌ها و از وابستگی‌های ذهنی‌اش جدا نشه، همون چرخه‌ها ادامه پیدا می‌کنن.

      اما وقتی تصمیم بگیره درونش رو اصلاح کنه، کم‌کم از همان جایی که قبلاً نقطه ضعفش بود، نقطه قوتش ساخته می‌شه. این‌جاست که زندگی طعم تازه‌ای پیدا می‌کنه و آدم حس می‌کنه واقعاً در حال تغییر کردنه.

      ■رها کردن شرایط فعلی

      رها کردن شرایط بد یعنی هم‌زمان که توی اون شرایط هستی، وابستگی ذهنی‌ات بهش رو کم کنی. اولین قدم اینه که درباره‌اش حرف نزنی، بعد کمتر بشنوی، و در مرحله بالاتر، کمتر درباره‌اش فکر کنی.

      ■مسئولیت‌پذیری در استفاده از امکانات

      آدم باید مسئول گوش، چشم، زبان، بدن و فکر خودش باشه. یعنی بدونه چی می‌شنوه، چی می‌بینه، چی می‌گه، چه واکنشی نشون می‌ده و چه فکرهایی رو توی ذهنش نگه می‌داره.

      ■رسیدن به خواسته، به هر قیمتی نه

      قرار نیست برای رسیدن به هدف، هر حرفی زده بشه یا هر کاری انجام بشه. بعضی چیزها رو نباید گفت، بعضی چیزها رو نباید شنید، بعضی چیزها رو نباید دید، و از همه مهم‌تر، بعضی فکرها رو نباید بارها و بارها توی ذهن چرخوند.

      ■تغییرِ واقعی باید همیشگی باشه

      تا وقتی تغییر فقط موقتی باشه و به حالت عادت همیشگی تبدیل نشه، نه روی درون آدم اثر عمیق می‌ذاره و نه روی زندگی بیرونش. تغییر واقعی یعنی ذهن و رفتار، توی حالت عادی هم عوض شده باشن.

      ■حس‌های خوبِ مناسبتی کافی نیست

      خیلی‌ها توی موقعیت‌های خاص حال و هوای معنوی می‌گیرن؛ مثلاً توی احیا، سفر زیارتی یا مسجد. اما اگر بعدش دوباره همون آدم قبلی بشن، یعنی اون حال خوب فقط موقتی بوده و هنوز تغییر اصلی اتفاق نیفتاده.

      ■عبادتِ مقطعی، تحولِ دائمی نمی‌سازه

      توبه، دعا، نذر، گریه و حضور توی مراسم مذهبی خوبن، اما تا وقتی به تغییر درونیِ ماندگار نرسن، زندگی رو زیر و رو نمی‌کنن. ظاهر عبادت هست، ولی اگر ذهن همون ذهن قبلی بمونه، نتیجه هم همون نتیجه قبلی می‌مونه.

      ■خدا به حال لحظه‌ای جواب نمی‌ده، به ریشه‌ها جواب می‌ده

      اگر مدام دعا شده و نتیجه‌ای دیده نشده، مشکل لزوماً از بی‌توجهی خدا نیست. مسئله اینه که دعا از همون ذهن و نگرشی بیرون اومده که قبلاً هم اون شرایط نامطلوب رو ساخته بوده.

      ■احساس خوب کافی نیست، تغییر درون لازمه

      خیلی وقت‌ها آدم فکر می‌کنه چون توی مراسم مذهبی حال خوبی داشته، حتماً مورد رضایت خداست. اما اگر فردای اون روز همون فکرها، عادت‌ها و رفتارهای قبلی ادامه پیدا کنن، یعنی فقط احساس عوض شده، نه نگرش پایه‌ای.

      ■تغییر واقعی توی روزمره معلوم می‌شه

      نشونه اصلی دگرگونی این نیست که توی روزهای خاص آدم حالش خوب باشه. نشونه واقعی اینه که توی زندگی عادی، رفتار، واکنش و فکرها عوض شده باشن. همین‌جا معلوم می‌شه تغییر، واقعی بوده یا فقط احساسی و مقطعی.

      ■منطقِ تداوم در تغییر ذهن

      اینکه مدتی روی خودتون کار کرده‌اید اما هنوز تغییر بیرونی چشمگیری ندیدید، لزوماً یعنی توی مسیر اشتباهی نیستید. خیلی وقت‌ها فقط یعنی تغییرهای جدید هنوز به حالت پیش‌فرض ذهن تبدیل نشدن.

      ■پایداری مهم‌تر از مقدار تلاشه

      مهم نیست چقدر مطالعه کرده‌اید، تجسم کرده‌اید یا دعا و نیایش کرده‌اید؛ مهم‌تر اینه که چقدر تونسته‌اید به  عادت‌های قبلی برنگردید. چون تغییر واقعی وقتی شکل می‌گیره که رفتار تازه، به حالت طبیعی و همیشگی شما تبدیل بشه.

      ■تغییر ذهن برای لاغری و هر موضوع دیگه

      توی موضوع لاغری هم همین‌طوره. خیلی‌ها مدتی با آموزش‌ها نتیجه خوب می‌گیرن، اما چون مسیر رو رها می‌کنن، دوباره به الگوهای قبلی برمی‌گردن و همون نتایج قبلی تکرار می‌شه.  

      یعنی نتیجه پایدار، فقط وقتی می‌مونه که تغییر ذهنی پایدار شده باشه.

      ■متناسب بودن هم یک الگوی ذهنیه

      آدم‌های متناسب معمولاً همیشه متناسب می‌مونن، نه به این دلیل که ذاتاً برترن، بلکه چون توی ذهنشون الگوی دیگه‌ای ثبت نشده. اون‌ها به شکل ثابت و تکرارشونده‌ای زندگی می‌کنن و همین عادت، نتیجه پایدار می‌سازه.

      ■آموزش، مثل یاد گرفتن زبان جدیده

      کسی که با تغییر ذهن از چاقی به تناسب می‌رسه، شبیه کسیه که دو تا زبان بلده. تا وقتی به «زبان لاغری» فکر و عمل کنه، نتیجه‌اش تناسبه؛ اما اگر دوباره به «زبان چاقی» برگرده، همون نتیجه قبلی هم برمی‌گرده. این انتخاب با خود فرده، و ربطی به دوره  آموزشی نداره.

      ■اگر گاهی اشتباه کردید، یعنی شکست نخورده‌اید

      وقتی توی مسیر تغییر هستید، ممکنه گاهی لغزش داشته باشید و موقتاً به رفتارهای قبلی برگردید. این اشکال بزرگی نیست، چون چیزی که سرنوشت شما رو تعیین می‌کنه، حالت پیش‌فرض و غالب ذهن شماست، نه یه اشتباه مقطعی.

      پس مسئله اصلی این نیست که هر روز بی‌نقص باشید؛ مسئله اینه که کم‌کم یه الگوی تازه بسازید تا ذهن شما روی همون حالت جدید بمونه.  هرچه این حالت جدید پایدارتر بشه، نتیجه‌های زندگی هم پایدارتر خواهند شد.

       تغییر واقعی از «آگاه شدن» شروع می‌شه، نه از بی‌نقص شدن.

      استاد میگن  وقتی تصمیم گرفتم دیگه گله و شکایت نکنم، روزهای اول بارها می‌دیدم که ناخودآگاه دارم همون کار قبلی رو تکرار می‌کنم. اما به محض اینکه متوجه می‌شدم، سعی می‌کردم جلوی خودم رو بگیرم و برگردم به مسیر درست.

      در  دم، کلامم را متوقف می‌کردم.

      این روند مدتی ادامه داشت تا کم‌کم گله و شکایت‌های ناخودآگاه من کمتر و کمتر شد. بعد از مدتی دیگر به شکل عادی و بدون مراقبت مداوم، گله و شکایت نمی‌کردم. انگار زبان شکایت از وجود من پاک شده بود. این یعنی حالت پیش‌فرض من تغییر کرده بود.اما در سال‌های اخیر گاهی پیش آمده که متوجه شده‌ام دارم گله و شکایت می‌کنم. همان لحظه، صدای شیطان در ذهنم می‌گفت: «ببین هنوز تغییر نکردی. تو یه  شکست خورده ای. توانایی نداری و تلاشت بی‌فایده بوده .»

      در حالی که باید آگاه باشیم: اگر اشتباه کردی، مهم نیست؛ مهم اینه که اشتباه، عادت تو نشه  اینکه گاهی گله و شکایت می‌کنم و بلافاصله متوقفش می‌کنم، اشکالی نداره   اشکال از جایی شروع می‌شه که گله و شکایت، رفتار همیشگی من بشه …

      از اینجا به بعد می خوام به زبان کتابت   صحبت کنیم  :  

      بسم الله الرحمن الرحیم‌

      برای فردی که سال‌ها افکار و واکنش‌های غذایی اشتباه داشته و با لاغری با ذهن آشنا می‌شود نیز همین‌طور است. او ممکن است گاهی خطا کند، اما این خطاها تا زمانی که به عادت تبدیل نشده‌اند، سرنوشت او را تعیین نمی‌کنند.

       استاد می فرمایند  من قبلاً آدمی عصبی و پرخاشگر بودم و نسبت به خیلی از رفتارهای همسر و فرزندانم واکنش تند نشان می‌دادم. روزی تصمیم گرفتم خودم را تغییر دهم و دیگر انسان واکنشی نباشم. بعد از مدتی توانستم این تغییر را در خودم ایجاد کنم. اما این به این معنا نیست که دیگر هرگز عصبانی یا پرخاشگر نشدم؛ بلکه به این معناست که در بیشتر مواقع آرامش و واکنش مناسب داشتم و اشتباهاتم در برابر رفتارهای درست، بسیار کم شدند. بنابراین آن اشتباه‌های گاه‌به‌گاه دیگر بر سرنوشت من اثر تعیین‌کننده نداشتند.

      این یکی از بهترین راه‌ها برای بررسی رشد درونی است:اگر تصمیم به تغییر گرفته‌ای و به مرور می‌بینی اشتباهاتت کمتر و کمتر می‌شوند، یعنی در مسیر درست هستی. فقط باید ادامه بدهی.

      مهم نیست که هنوز گاهی اشتباه می‌کنی؛ مهم این است که دفعات تکرار اشتباهات گذشته، رو به کاهش باشد.  وقتی یک عادت از حالت پیش‌فرض تو خارج شد، یعنی تغییر آغاز شده است. از آن‌جا به بعد فقط باید با تمرین، تکرار و استمرار، حالت جدید را تثبیت کنی….

      ■نگرش‌های بنیادی

      ■نگرش اول:همیشه تقصیر من است

      در هر شرایطی که قرار گرفته‌اید، مسئولیت آن با شماست.

      اگر کسی به شما بی‌احترامی کرد و باعث عصبانیت شما شد، باز هم تقصیر شماست.  اگر همسرتان بداخلاقی کرد، پرخاشگری کرد یا رفتاری انجام داد که شما را خشمگین کرد، باز هم تقصیر شماست.  

      حتی اگر در خیابان در حال قدم زدن بودید و از آن‌طرف خیابان، دعوای دو نفر باعث شد سنگی به سر شما بخورد، باز هم از این نگاه، مسئولیت آن با شماست.

      شاید پذیرش این موضوع ساده نباشد، اما برای رسیدن به آرامش، خوشبختی و تسلط بر افکار و واکنش‌های درونی، راه دیگری وجود ندارد.

      ( استاد انگار دارید این  کلمات  مقدس رو تشریح می کنید که  میگه متاسفم  لطفا منو ببخش متشکرم دوستت دارم …ما با گفتن و درک عمیق این جملات  ضمن ابراز تاسف  به خداوند اعلام می کنیم که مسئولیت صد در صد چیزهایی که تجربه  می کنیم  می پذیریم و در خواست عفو و بخشش و پاکسازی داریم  … 

      ■  نگرش دوم:هر کس در هر شرایطی است، حقش همان است….

      اگر فردی را دیدید که در شرایطی بسیار بهتر از شما زندگی می‌کند و ذهنتان پر شد از این‌که «این عدالت نیست»، یادتان باشد که او دقیقاً در جای درست خودش قرار دارد و حقش همان است.

      اگر فردی را دیدید که در شرایطی نامناسب و تأسف‌برانگیز زندگی می‌کند و دیدن او قلب شما را به درد آورد، باز هم یادتان باشد که او دقیقاً در جای درست خودش قرار دارد و حقش همان است.

      شما هم در هر شرایطی که هستید، دقیقاً در جای درست خودتان هستید و آنچه تجربه می‌کنید، سهم فعلی شماست.

      (  استاد من با باور اینکه در این شرایطی که در رابطه با دختر و نوه  و دامادم دارم  حقمه وسهم فعلی منه  خیلی کمک می کنه که خیلی  آرامتر باشم‌   شرایطی که بسیار نگران کننده اس و گاهی آنقدر غمگین میشم که بغض گلومو  می گیره و دلم می خواد ساعتها گریه کنم بلکه کمی از رنج درونم کاسته بشه …وقتی انگشت اتهام به سمت خودم باشه بهتر قضیه ارو می تونم مدیریت کنم  … و به احساسات منفیم غلبه کنم …درست مثل کسی باید باشم که  سهوا  لیوان شیشه ای از دستش افتاده  شکسته  و طبیعیه که خودشو باید مقصر ببینه نه شخص دیگه  … من مقصر این به همریختگی روابط نیستم اما  مسئولیت صد در صد اعلام و درخواست پاکسازی از خداوند به عهده منه …مقصر بودن من از این جهته  که  نسبت به اطلاعات ورودی  ذهنم  آگاه نبودم  خاطرات و باورهایی رو در ذهنم ساخته و پرداخته کردم‌ که باز پخش این باورها  شرایط در حال حاضره من و دخترم  نوه ام و دامادمو  بوجود آورده  …پس باید  تکرار کنم متاسفم  لطفا منو ببخش  متشکرم  دوستت دارم‌)

      استاد در بخش دیگر  ادامه دادن اگر از شرایط خود راضی نیستید، تنها راه‌حل، تغییر ذهن و نگرش‌های درونی است. راه دیگری وجود ندارد.

      شما نمی‌توانید به کسی کمک کنید تا در شرایط بهتری قرار بگیرد، اگر همان افکار و نگرش‌های قبلی را همچنان در ذهنش تکرار می‌کند

      .(  استاد  درست مثل  رابطه  من و دخترم  که خیلی سعی کردم  خیلی تلاش کردم  خیلی پول خرج کردم که در شرایط بهتری  قرارش بدم چه محبتها که نکردم  چه از خودگذشتگی ها که نکردم‌ اما  نشد که نشد  بدتر هم شد  الان ۴۰  روزه  ازش خبر ندارم  چون همه ارتباطات رو قطع کرده  جواب هیچکس رو نمی ده هی می خوام سرزنشش کنم  بگیرمش به باد انتقاد و خشم  ولی وقتی می بینم دارید میگید  باید خودمو مقصر بدونم  زبان به کام می گیرم  میگم خدایا  خودت  شفاشون بده  بچه من  دخترش  همسرش  مشگل  دو قطبی  دارن  شاید واقعا  این همه نامهربانی که در حق من می کنن  مریزن  دست خودشون نیست  شاید خودشون هم از این اتفاقات  ناراحتن  اما بلد نیستن رفتار درست و منطقی از خودشون نشون بدن   توی این شرایط بحرانی که همه سعی می کنن کدورتهارو کنار بگذارن و از حال و روز هم خبر بگیرن خیلی بی خبر موندن از بچه ها برام  سخت و طاقت فرساست ..)

      به همین شکل، هیچ‌کس هم نمی‌تواند شما را به شرایط بهتر برساند، مگر اینکه خودتان افکار و نگرش‌های درونی‌تان را تغییر دهید.

      «زندگی با کمک خداوند» راهی برای تغییر ذهن، تغییر افکار و اصلاح نگرش‌های بنیادی است.

      این نگرش‌ها، وقتی در ذهن نفوذ کنند، بدون نیاز به تصمیم‌های لحظه‌ای، کم‌کم افکار و واکنش‌های شما را تغییر می‌دهند.  واکنش‌های احساسیِ سطحی جای خود را به واکنش‌های عمیق درونی می‌دهند و همین، مسیر دگرگونی در زندگی را باز می‌کند.

      تمام این آگاهی‌ها در این جلسات وجود دارند، اما اگر شما تصمیم واقعی برای تغییر نداشته باشید، بی‌اثر خواهند ماند.

      اگر به آنچه دریافت می‌کنید ایمان نداشته باشید و بر اساس آن عمل نکنید، آگاهی به‌تنهایی هیچ قدرتی برای تغییر زندگی شما ندارد.

      همان‌طور که خداوند با همه قدرت بی‌نهایت خود، بدون خواست و انتخاب انسان، او را مجبور به تغییر نمی‌کند، هیچ تحولی هم بدون تصمیم و مسئولیت‌پذیریِ خودِ شما آغاز نخواهد شد.

      پاسخ به سوالات مطرح شده 

      ۱- نگرش شما درباره قدرت ذهن چیست؟

      قدرت ذهن یکی از اصلی‌ترین نیروهای اثرگذار در زندگی انسانه. من اینو فهمیدم که  ذهن فقط محل فکر کردن نیست، بلکه منبع شکل‌گیری احساس، واکنش، رفتار و در نهایت شرایط زندگی ماست. هرچه نگرش‌های ذهنی ما قوی‌تر و پایدارتر باشن اثرشون در زندگی بیرونی هم بیشتر دیده می‌شه  . ذهن می‌تونه ما رو  به سمت آرامش، موفقیت و تناسب هدایت کنه یا برعکس، باعث تداوم شرایط نامطلوب بشه بنابراین قدرت ذهن ، واقعی است و نمی‌توان  اونو نادیده گرفت.

      ۲- از چه زمانی با این موضوع آشنا شده اید و چقدر به این تاثیر قدرت ذهن در زندگی ایمان دارید؟

      من از زمانی با این موضوع آشنا شدم که متوجه شدم بسیاری از شرایط زندگی من فقط به عوامل بیرونی مربوط نیست، بلکه به افکار و نگرش‌های درونی من هم ارتباط دارن در ابتدا شاید فقط در حد آگاهی ذهنی به این موضوع نگاه می‌کردم، اما با تجربه  فهمیدم که هرچه افکار و باورهای من تغییر کرده، نتایج زندگیم هم تغییر کرده‌. الان ایمان دارم که قدرت ذهن در زندگی بسیار مؤثره، البته به شرطی که این آگاهی فقط در حد دانستن باقی نمونه و به عمل و تکرار تبدیل بشه

      ۳- مثال هایی از زندگی خود یا اطرافیانتان شرح دهید که ارتباط داشتن قدرت ذهن با اتفاقات زندگی را اثبات می کند.

      من اینجا از تجربه خود استاد نام می برم . مثلاً زمانی که  مدام گله و شکایت می‌کردن، شرایط زندگی‌شون هم بیشتر به سمت نارضایتی می‌رفته. اما وقتی تصمیم گرفتن شکایت را کم کنن و افکارشون را کنترل کنن، آرام‌آرام حس درونشون هم بهتر شد.  یا در موضوع خشم، زمانی که نسبت به رفتار همسرشون واکنش تند نشان می‌دادن، رابطه اشون هم تنش‌دار می‌شد. اما وقتی نگرششون تغییر کرد و مسئولیت واکنش خودشون  را پذیرفتن، رابطه‌ اشون هم بهتر شد.  در اطرافیانم هم دیده‌ام کسانی که دائم از زندگی خودشون ناامید و ناراضی‌اند، معمولاً همان شرایط رو  تکرار می‌کنن؛ اما کسانی که امید، نظم فکری و آرامش بیشتری دارن، کم‌کم شرایط بهتری را تجربه می‌کنن

      ۴- نگرش شما درباره تغییر ذهن چیست؟ آیا تغییر کردن برای شما سخت است؟!

      نگرش من درباره تغییر ذهن این است که تغییر واقعی از ذهن شروع می‌شه و اگر ذهن تغییر نکنه، تغییر بیرونی پایدار نخواهد بود. تغییر ذهن یعنی اصلاح عادت‌های فکری، واکنش‌های درونی و نگرش‌های بنیادی.  

      بله، تغییر کردن در ابتدا   سخته، چون ذهن به عادت‌های قبلی وابسته است و مقاومت می‌کنه اما با تکرار، تمرین و آگاهی، این سختی کمتر می‌شه. من اینو فهمیدم که سختیِ تغییر، نشانه اشتباه بودن مسیر نیست؛ فقط نشانه اینه که ذهن قبلی هنوز پررنگه و باید با استمرار، نگرش جدید رو جایگزین کرد.

      ۵- مثال هایی از زندگی خود یا اطرافیانتان شرح دهید که مقاومت کردن دربرابر تغییر کردن را نشان می دهد.

      یکی از نمونه‌های واضح در زندگی خود استاده که وقتی تصمیم گرفت کمتر گله و شکایت کنه، بارها ناخودآگاه به همون رفتار قبلی برگشت. این نشون می‌ده که ذهن  در برابر تغییر مقاومت می‌کنه.  در موضوع لاغری هم همین‌طور بوده ؛ خیلی‌ها با آموزش‌ها نتیجه می‌گیرن، اما چون به عادت‌های قبلی برمی‌گردن، دوباره شرایط گذشته تکرار می‌شه  در اطرافیانم هم دیدم کسانی که می‌دونن یک عادت براشون خوب نیست، اما چون سال‌ها باهاش زندگی کردن ترکش براشون سخته. این همون مقاومت ذهن در برابر تغییره

      ۶- به نظر شما علت تداووم در شرایط زندگی چیست؟ شرح دهید.

      علت تداوم در شرایط زندگی، پیش‌فرض‌های ذهنی و عادت‌های درونی ماست. تا وقتی نگرش‌های اصلی ما تغییر نکنه، شرایط هم همان‌طور باقی می‌مونه یا دوباره تکرار می‌شه…  اگه فردی مدام دیگران رو مقصر بدونه، مسئولیت نپذیره و همون افکار قبلی رو تکرار کنه همون شرایط قبلی هم ادامه پیدا می‌کنه.  بنابراین تداوم شرایط زندگی بیشتر به ذهن و الگوهای فکری ما مربوطه تا صرفاً اتفاقات بیرونی. برای تغییر شرایط، باید اول ریشه‌های ذهنی رو تغییر داد.

      ۷- نگرش شما درباره تغییر ذهن چیست؟ تجربه شما درباره تغییر موقتی و دائمی ذهن چیست؟!

      نگرش من اینه که تغییر ذهن اگر موقتی باشه، اثر عمیق و پایدار در زندگی نداره. تغییر واقعی زمانی اتفاق می‌افته که یک نگرش جدید به حالت پیش‌فرض ذهن تبدیل شه.  این تجربه خود استاده  که گاهی در موقعیت‌های خاص، مثل مراسم مذهبی یا لحظه‌های احساسی، احساس تغییر داشتن؛ اما چون این تغییر به زندگی روزمره و رفتار عادی  منتقل نمی‌شد، موقتی باقی می‌موند.  در مقابل، وقتی یک رفتار یا نگرش رو با تمرین و تکرار ادامه داده‌، آن ویژگی کم‌کم  نهادینه شده و به بخش دائمی‌تری از شخصیت ایشون تبدیل شده . پس تفاوت اصلی بین تغییر موقت و دائمی در استمرار و تثبیت اون هست.

      ۸- تجربه شما از تاثیر قدرت ذهن در لاغری چیست؟! شرح دهید.

      تجربه  نشون داده که لاغری فقط به غذا خوردن مربوط نیست، بلکه به نگرش ذهنی نسبت به غذا، بدن و خودمان هم وابسته است. وقتی ذهن فرد چاق بر اساس عادت‌های قبلی کار می‌کنه، حتی اگر رژیم بگیره، ممکنه دوباره به شرایط قبلی برگرده  اما وقتی ذهن تغییر می‌کنه و فرد یاد می‌گیره مثل یک انسان متناسب فکر و عمل کنه، نتایج هم کم‌کم تغییر می‌کنن.  هر زمان افکار و واکنش‌های غذایی‌ اصلاح شده‌، تناسب بیشتری را تجربه کردیم. به همین دلیل باور دارم قدرت ذهن در لاغری بسیار مهم و تعیین‌کننده است.

      ۹- واکنش شما به اشتباه‌ کردن در زندگی چگونه است؟ آیا اشتباه‌ کردن باعث ناامیدی شما می شود؟!

      امروز واکنش من به اشتباه کردن این است که آن را به‌عنوان بخشی از مسیر یادگیری می‌بینم، نه نشانه شکست. اگر اشتباه کنم، سعی می‌کنم سریع متوجه  بشوم و دوباره به مسیر درست برگردم.  در گذشته شاید اشتباه کردن باعث ناامیدی‌ام می‌شد، چون فکر می‌کردم  هنوز تغییر نکرده‌ام. اما الان می‌دونم مهم نیست که گاهی اشتباه رخ بده؛ مهم اینه که اشتباه به عادت تبدیل نشه.  پس اشتباه کردن برای من پایان راه نیست، بلکه نشانه‌ای است که باید آگاه‌تر و ادامه‌دارتر عمل کنم.

      ۱۰- درک و برداشت خود درباره نگرش های بنیادین را شرح دهید و مثال بزنید.

      نگرش‌های بنیادی یعنی باورهای ریشه‌ای و اصلی‌ای که ذهن و رفتار ما رو در زندگی هدایت می‌کنن. اگر این نگرش‌ها درست باشند، افکار و واکنش‌های ما هم به‌مرور درست می‌شن و زندگی‌مون تغییر می‌کنه  مثلاً نگرشی مثل «همیشه تقصیر من است» به این معناست که باید مسئولیت شرایط خودم رو بپذیرم و دیگران را مقصر همه‌چیز ندونم.  یا نگرش «هر کس در هر شرایطی است، حقش همان است» کمک می‌کند به جای قضاوت دیگران، بفهمم هر فرد نتیجه افکار و نگرش‌های خودش رو تجربه می‌کنه. 

       من نظر استاد رو تایید می کنم که نگرش‌های بنیادی، پایه‌های اصلی شخصیت و سرنوشت انسان هستند و اگر تغییر کنند، بسیاری از جنبه‌های زندگی هم تغییر می‌کنند

                       《  پایان    》 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 3 4 5
گردونه هدایا گردونه هدایا