0

من به قدرت تغییر ذهن خود ایمان دارم (قدم ۲۰)

تغییر ذهن
اندازه متن

انسان ها در مدت زندگی خود تلاش زیادی برای تغییر شرایط زندگی شان انجام می دهند. اما بیشتر آنها نتیجه قابل توجهی کسب نمی کنند.

این به آن دلیل نیست که آنها استعداد یا توانایی یا شانس کمتری دارند بلکه به این دلیل است که تلاش آنها برای تغییر شرایط زندگی منجر به تغییر ذهن شان نمی شود.

اخطاریه

قدرت تغییر ذهن

شما می توانید مدل موهایتان را عوض کنید.

رنگ و نوع لباستان را تغییر دهید.

محل سکونت خودتان را تغییر دهید.

حتی می توانید از همسر خود جدا شده و با فرد دیگری وارد رابطه شوید.

همچنین می توانید از شغل فعلی خود استعفا داده و وارد شغل جدیدی شوید.

حتی می توانید دعاهای جدید و روش های متفاوتی برای ارتباط با خداوند به کار بگیرید.

اما فارغ از تمام تغییراتی که در نحوه عملکرد خود در زندگی ایجاد می کنید، تا وقتی محتوای ذهن تان و نحوه استفاده از قدرت ذهن خود را تغییر ندهید، همان شرایط قبلی را بارها و بارها تجربه خواهید کرد.

شما توانسته اید همه چیز را در بیرون از خودتان تغییر دهید اما هیچ تغییری در درونتان ایجاد نکرده اید، بنابراین طی مدت کوتاهی بیرون شما، مجدداً بر اساس درون شما تغییر خواهد کرد و همان شرایط قبلی دوباره تکرار خواهد شد.

بسیاری از انسانها بارها محل کار خود را تغییر داده اند اما همچنان از شرایط کاری خود راضی نیستند.

بسیاری از انسانها بارها کسب و کار خود را تغییر داده اند اما همچنان از وضعیت کسب و کارشان راضی نیستند.

حتی افراد زیادی دو یا سه بار از همسر خود جدا شده و با فرد دیگری ازدواج کرده اند اما همچنان در شرایط نامناسب عاطفی به سر می برند.

تلاش شما برای تغییر دادن شرایط پیرامونتان در بهترین حالت می تواند برای شما پاداش و نتایجی به ارمغان بیاورد که از طرف انسان دیگری به شما داده شده است.

  • اگر شما مدت ها تلاش کنید تا نظر رئیستان را نسبت به خود تغییر دهید در نهایت او به شما چند ساعت اضافه کار پاداش خواهد داد یا مقدار اندکی حقوق شما را افزایش می دهد.
  • اگر شما مدت ها تلاش کنید تا رضایت همسرتان را جلب کنید در نهایت او با هدیه ای کوچک یا چند بار تشکر کردن پاداش شما را خواهد داد.
  • اگر سال های زیادی از عمر خود را صرف خدمت رسانی به دیگران کنید در بهترین حالت آنها از شما تشکر خواهند کرد و چند لحظه بعد تاثیر آن از ذهن آنها و شما پاک خواهد شد.

اما اگر به جای تمرکز بر تغییر شرایط پیرامون تان بر تغییر ذهن تان متمرکز شوید، پاداش دریافتی شما از سوی خداوند خواهد بود. آنچه از دست خداوند دریافت خواهید کرد فراتر از انتظارتان خواهد بود و هیچ شباهتی به دریافت های زمینی شما نخواهد داشت.

تغییر ذهن

مواردی که باید تغییر کنند

تاحالا سعی کرده اید موضوعی تکراری را در زندگی تان تغییر دهید؟!

شاید جزء افرادی هستید که هر چند روز یکبار انگشترتان را گم می کنید، یا کیف پول تان گم می شود یا کارت های بانکی تان را در محل خرید جا می گذارید.

هربار که این اتفاق رخ می دهد انرژی زیادی از شما به شکل استرس و اعصاب خوردی برای پیدا کردن گم شده تان تلف می شود.

نگرش شما درباره این اتفاقات تکراری چیست؟

  • شانس ندارید؟
  • خوب گم شده دیگه چیکار میشه کرد؟!
  • من که نمی خواستم گم بشه، ولی نمی دونم چرا هرچی حواسم رو جمع می کنم بازم گم میشه!

این یک نگرش و عادت در ذهن شماست که هربار به شکلی جدید یا تکرای اجرا می شود و به شما آسیب می رساند اما شاید نمی دانستید که این یک نگرش ذهنی تکرار شونده است که می توانید آن را تغییر دهید.

این فرمول ذهنی با جمع کردن حواستان برای گم نکردن اشیاء تغییر نخواهد کرد، با مقصر کردن دیگران که حواس شما را پرت کرده اند برطرف نخواهد شد. این فرمول ذهنی فقط با تغییر ذهن شما درباره طبیعی بودن گم شدن وسایل تغییر خواهد کرد.

  • شاید عادت کرده اید که وقتی حرفی به شما زده می شود که خوشتان نمی آید از شدن فشار عصبی گریه کنید. خیلی ها عقیده دارند بخاطر اینکه نمی توانند پاسخ فرد را بدهند یا اینکه فشار عصبی را درون خودشان می ریزند گریه می کنند.

به هیچ وجه اینگونه نیست. بلکه این یک برنامه در ذهن شماست که بر اثر نگرش هایی مانند ضعیف بودن، مورد ظلم قرار گرفتن، بی کس بودن، غریب بودن و … در شما ایجاد شده.

عادت گریه کردن را به سادگی می تونید با تغییر ذهن تان تغییر دهید و تصمیم بگیرید در برابر حرف دیگران گریه نکنید. تازه به جای گریه کردن می توانید این تغییر ذهن را ایجاد کنید که لبخند بزنید و با آرامش آن موضوع را رها کنید.

فردی را می شناسم که هر روز موقع صرف ناهار، غذا در گلویش گیر می کند و نیاز به خوردن آب دارد اما آب سر سفره نیست. او با عجله از اطرافیانش درخواست آب می کند و تقریبا هر روز از اینکه آنها سریع عمل نمی کنند عصبانی شده و برخورد نامناسبی بین او و دیگران شکل می گیرد.

چه چیزی باعث می شود به مدت ۳۰ سال، هر روز به خوردن آب همراه با غذا خوردن نیاز پیدا کنید اما نتوانید این عادت را در خودتان ایجاد کنید که قبل از شروع کردن به غذا خوردن برای خودتان یک لیوان آب در نظر بگیرید؟!

چرا یک مساله ساده باید سی سال باعث ناراحتی شما شود اما هرگز به فکر راه حل برای آن نباشید؟!

اینها همه نگرش های ذهنی هستند و انسان از ارتباط بین نگرش های ذهنی و مسائل زندگی و لزوم بررسی محتوای‌ ذهن خود اطلاع و آگاهی ندارد.

تغییر ذهن

ارتباط نگرش های ذهنی و اتفاقات زندگی

هر نگرشی در ذهن شما عکس العملی در دنیای بیرون ایجاد خواهد کرد.

خداوند در قرآن به نتیجه اعمال اشاره کرده است. بارها توصیه کرده است که عمل صالح انجام دهید ولی نگفته است عمل صالح چه عملی است؟!

عمل صالح حرکتی نیست که بر مبنای الگوهای مذهبی یا فرهنگی انجام دهید و خوشحال باشید که عمل صالح انجام داده اید بلکه عملی که بر مبنای نگرش صحیح انجام شود عمل صالح است.

نتیجه عمل فردی که عقیده دارد همه انسانها ارزشمند و لایق محبت هستند و با این نگرش به انسان های نیازمند کمک می کند با نتیجه عمل فردی که عقیده دارد برای رهایی از ۷۰ نوع بلای آسمانی باید به دیگران کمک کند تفاوت بسیار زیادی دارد.

هر دو کمک می کنند اما این کجا و آن کجا.

حضرت ابراهیم در گفتگو با خداوند در قرآن عرض می کند:

پروردگارا، بی‌گمان تو آنچه را که پنهان می‌داریم و آنچه را که آشکار می‌سازیم می‌دانی، و چیزی در زمین و در آسمان بر خدا پوشیده نمی‌ماند.

(سوره ابراهیم آیه ۳۸)

از آنجا که میزان اعمالی که ما در زندگی انجام می دهیم در مقایسه با افکاری که در ذهن خود مرور می کنیم بسیار ناچیز است بنابراین شرایط کلی و سرنوشت زندگی ما بر اساس افکاری که در ذهن خود مرور می کنیم رقم خواهد خورد نه اعمالی که انجام می دهیم.

هر نگرشی در ذهن تان ایجاد کنید نتیجه ای در بیرون از شما به ارمغان می آورد. اما به این دلیل که ناآگاهانه نگرش ها در ذهن ما ایجاد می شوند تصور می کنیم که شرایطی که در زندگی تجربه می کنیم هیچ ربطی به ما ندارد و تماما بخاطر شرایط و جبر زندگی است.

به همین دلیل است که اکثر انسانها دیگران را مقصر زندگی خود می دانند یا برخی شرایط خود در زندگی را خواست خداوند یا به دلیل اوضاع و شرایط زمانه می دانند و به همین دلیل هرگز برای تغییر شرایط خود اقدام نمی کنند چون نمی دانند که آنچه در زندگی شان تجربه می کنند بخاطر نگرش های ذهنی آنهاست و به همین دلیل عقیده ای به تغییر ذهن برای تغییر زندگی ندارند.

تغییر ذهن

چرا تغییر کردن سخت است

یکی از نگرش های مذهنی در ذهن ما این است که نتیجه اعمال خود در دنیای مادی را در دنیای پس از مرگ تجربه خواهیم کرد در صوتی که خداوند در قرآن کریم به نتیجه اعمال در دنیا و آخرت اشاره کرده است.

در حقیقت ما در دنیای مادی پاداش یا عذاب نگرش های خود را تجربه می کنیم.

اگر نگرش اشتباهی در ذهن تان مرور کردید یا عمل نادرستی را انجام دادید و اتفاقی برای شما نیافتاد به این معنی نیست که جهان بی نظم است یا خداوند خوابش گرفته بلکه شما مورد عفو و لطف خداوند قرار گرفته اید.

اما زمانی که میزان تکرار افکار یا اعمال اشتباه به حد نصاب تجربه عذاب برسید دیگر هیچ قدرتی نمی تواند مانع تجربه عذاب الهی شود.

هنگامی که وقت مجازات فرا رسد اگر آنقدر دعا کنید که لب هایتان خشک شود یا به قدری گریه کنید که چشمانتان سفید شود باز هم تغییری در عذاب الهی ایجاد نخواهد شد.

به داستان حضرت یعقوب مراجعه کنید تا واکنش خداوند به افکار و نگرش های انسان را بهتر درک کنید و بدانید که خداوند تفاوتی بین پیامبران و سایر انسانها قائل نیست.

وقتی مجازات فرا برسد تا وقتی اصلاح نشوید ادامه خواهد داشت همانطور که برای حضرت یعقوب سالها مجازات ادامه پیدا کرد.

بسیاری از ما این تجربه را داریم که وقتی دچار مشکل یا مساله ای می شویم مدت ها گرفتار آن مساله باقی می مانیم. به هر دری می زنیم تغییری در شرایط ایجاد نمی شود.

این ثبات در نتیجه به خواست خداوند ارتباط ندارد بلکه به این دلیل است که ما هنوز اصلاح نشده ایم و تغییر ذهن انجام نشده است.

برای تغییر نتیجه زندگی باید نگرش و افکاری که در ذهن خود دارید را اصلاح کنید تا نتیجه زندگی شما تغییر کند.

به همین دلیل است که بارها درباره رنج آور بودن تغییر ذهن توضیح داده ام.

زمانی که درگیر چاقی هستید و قصد تغییر ذهن و اصلاح کردن نگرش های خود را دارید قطعا کار سختی است چون همزمان با تحمل درد و رنج چاقی باید بر اصلاح نگرشهای خود متمرکز شوید.

فردی که رابطه اش با همسرش مخدوش است و می خواهد از طریق تغییر ذهن و اصلاح نگرشهای خود رابطه اش را التیام بخشید کار ساده ای در پیش ندارد. چون همزمان با اینکه فرد در تلاش برای تغییر نگرش هایش است برخوردهای نامناسب از طرف همسرش همچنان وجود دارد ولی راهی دیگر برای تغییر ذهن و ایجاد تغییر بنیادی در شرایطی زندگی وجود ندارد.

به همین دلیل است که خداوند همیشه به صابرین وعده پاداش های عظیم داده است. صابرین افرادی نیستند که سالها رنج و سختی را تحمل می کنند و هیچ اقدامی برای تغییر ذهن و نگرش خود نمی کنند، آنها تا ابد در رنج و سختی باقی می مانند.

صابرین افرادی هستند که وقتی مصیبتی به آنها وارد می شود خود را به خداوند می سپارند و با صبر کردن و حفظ آرامش برای تغییر ذهن و نگرش های خود اقدام می کنند.

شاید به نظر دردناک باشه ولی وقتی بر تصمیم خود ثابت قدم باشید بعد از مدتی که از شرایط دردناک خارج می شوید شکرگزار خداوند خواهید بود که به واسطه آن شرایط شما را وادار به تغییر ذهن و تجربه مرحله جدیدی از زندگی تان هدایت کرده است.

تغییر ذهن

علت تداوم شرایط نامناسب

نکته بسیار مهم درباره تداوم داشتن شرایط نامناسب این است که افراد به خاطر علاقه شان به آن شرایط نمی خواهند تغییر کنند.

افرادی سالهاست درگیر بیماری هستند و با تمام تلاشی که انجام می دهند اما سلامت نمی شوند. این بخاطر نقص در جسم آنها نیست بلکه به خاطر علاقه شان به بیماری برای استفاده از آن برای جلب توجه و دریافت حس دلسوزی اطرافیان است.

اگر واقعا دوست دارید از بیماری خلاص شوید از تغییر ذهن تان درباره بیماری باید شروع کنید. هرگز نباید درباره آن با دیگران درباره بیماری، روند درمان یا نتیجه تلاش های خود صحبت کنید. هرچقدر ذهن های بیشتری از بیماری شما اطلاع پیدا کنند روند سلامتی خود را پیچیده‌تر خواهید کرد.

خیلی ها دوست دارند بیمار باشند تا به واسطه بیماری مسئولیت شرایط زندگی خودشان را به گردن دیگران یا حتی خداوند قرار دهند که برای او بیماری را در نظر گرفته است و اکنون او در این شرایط است.

افراد زیادی بیماری خودشان را به دلیل ارثی بودن آن می دانند. چون پدرم، مادرم، مادربزرگم و … به این بیماری دچار شده اند.

هرگز بیماری ارثی نیست.

اگر شما سالم به دنیا آمده اید و بعد از سالها بیمار شده اید به خاطر ارثی یا ژنتیکی بودن بیماری نیست به خاطر آگاهی است که درباره بیماری در ذهن خود ذخیره کرده اید. شما انتظار آن بیماری را داشته اید و اکنون به انتظار شما پاسخ داده شده است.

نگرش و الگوی ذهنی مهمترین عامل شکل گیری شرایط شما در زندگی است.

افراد زیادی هنگام گفتگو کردن با دیگران زمانی که آنها درباره وضعیت نامناسب خود صحبت می کنند، نیز سعی می کنند با شرح وقایع غیرواقعی اثبات کنند که من هم شرایط نامساعدی را تجربه می کنم.

افرادی سالهاست درگیر رابطه نامناسب هستند و به ظاهر تلاش می کنند تا راه حل مناسبی پیدا کنند اما هرگز موفق به رهایی از آن شرایط نیستند نه به این دلیل که خداوند سرنوشت آنها را در رنج و سختی قرار داده است بلکه به این دلیل است که آنها به این شرایط علاقمند هستند و به این طریق حس مظلوم بودن و ترحم دیگران را به خود جلب می کنند.

بسیاری از انسانها روزانه در حال تولید انرژی منفی به خاطر صحبت درباره موضوعاتی هستند که هیچ اهمیتی ندارد اما نمی دانند که چه می کنند!

صحبت درباره بیماری دیگران، صحبت درباره شرایط دیگران، صحبت درباره اتفاقی که برای دیگران رخ داده است، صحبت درباره اختلاف دیگران.

شاید این نگرش در ذهن شما مرور شود که اگر نسبت به دیگران بی تفاوت باشیم پس مهر و عطوفت انسانی چه می شود؟ مگر می شود آدم بی خیال زندگی کند؟!

مهربانی و انسانیت را باید در عمل تجربه کرد نه در حرف.

اگر می توانید به انسانی کمک کنید حتما اقدام کنید بسیار پسندیده است. اما اگر نمی توانید کمک کنید بهتر است درباره آن صحبت نکنید چون نه تنها به او کمک نخواهید کرد بلکه خودتان را هم به وضعیت آن فرد گرفتار خواهید کرد.

تغییر ذهن

اهمیت در صلح بودن

اگر با فردی به مشکل برخورده اید هرگز درباره اختلاف خود با دیگران صحبت نکنید. حتی با خودتان هم درباره آن فکر نکنید.

تا می توانید با همه انسانها در صلح باشید. این به آن معنی نیست که موظف هستید با همه انسانها رابطه داشته باشید. بلکه به این معنی است که نباید در وجود خود نسبت به انسانها خشم و کینه داشته باشید.

شما حق دارید انتخاب کنید که با چه افرادی رابطه و گفتگو کنید اما حق ندارید نسبت به انسانها خشم و کینه داشته باشید نه به این دلیل که آنها انسان های موجهی هستند بلکه به این دلیل که خداوند به آنها اجازه زندگی و حضور در دنیا را داده است بنابراین خشم و کینه از انسانها به منزله خشم و کینه از خداوند است که بانی حضور آنها در دنیاست.

  • فردی که در وجودش کینه و نفرت دارد نمی تواند رابطه مناسب و آرامش بخشی با خداوند داشته باشد.
  • خداوند در جایی که کینه، نفرت و خشم وجود داشته باشد حضور ندارد.
  • وقتی از مردم نفرت دارید روی رابطه خود با خداوند کار نکنید چون نتیجه ای در بر نخواهد داشت.
  • چطور می توانید خدایی که نمی بینید را دوست داشته باشید درحالی که از انسان هایی که هر روز می بینید متنفر هستید.
  • آنچه را می بینید تجلی خداست. تنفر از مخلوق تنفر از خالق را در وجودتان گسترش می دهد.

بنابراین سعی کنید تا می توانید مخزن ذهن خود را از کینه و نفرت و خاطرات رفتار و حرف های دیگران خالی کنید. رهایی از خشم و کینه یکی از تاثیرگذارترین اقدامات برای تغییر ذهن است.

تغییر ذهن

وابسته شرایط خود نباشید

برای رهایی از هر شرایطی باید وابستگی های خود به آن شرایط را رها کنید.

صحبت کردن درباره آن شرایط با دیگران نشانه علاقمندی شما به آن شرایط است.

مرور افکار در ذهنتان درباره آن شرایط نشانه علاقه شما و وابستگی به آن شرایط است.

غصه خوردن، تنفر ورزیدن، خشمگین شدن و … نشانه علاقه شما و وابستگی به آن شرایط می باشد.

به این آیه در قرآن توجه کنید:

از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند.

(سوره اسرا آیه ۳۶)

آنچه می شنوید، آنچه می گویید و به آنچه فکر می کنید در زندگی شما تاثیرگذارند.

اینها مهمترین موضوعات در تعیین سرنوشت ما در زندگی است که هیچ اهمیتی به آنها داده نشده و هیچ آموزشی درباره چگونه استفاده کردن از کلام و افکار به ما داده نشده است.

از کلام و افکارتان برای تداوم وابستگی با شرایطی که در آن هستید استفاده نکنید.

از مرور خاطرات مربوط به برخوردهایی که موجب رنجش شما شده است خودداری کنید. تکرار خاطرات مانند این است که یک تصویر را در دستگاه کپی قرار دهید و تعداد زیادی از روی آن کپی کنید.

بسیاری از انسان ها از یک رفتار یا برخورد از طریق مرور کردن خاطرات کپی های زیادی ایجاد می کنند و به همین دلیل هرچه از زمان وقوع آن اتفاق می گذرد به جای اینکه به فراموشی سپرده شود بر کینه و خشم و ناراحتی آنها افزوده می شود.

صحبت کردن درباره هرآنچه مورد رضایت شما نیست مانند کپی گرفتن از آن در ذهنتان است.

تا می توانید از وقایع و اتفاقاتی که در زندگی تجربه کرده اید و مورد رضایت شما نبوده اند کپی تهیه نکنید. کاری که عموما انجام می دهیم.

در مقابل تا می توانید از خاطرات خوب و شرایط مناسب در زندگی تان از طریق مرور خاطرات و صحبت کردن درباره آنها کپی بگیرید. به این ترتیب مخزن ذهن خود را پر از فرمول های خوش احساس خواهید کرد کاری که عموما انجام نمی دهیم.

تغییر ذهن

گناهان مرئی و نامرئی

همیشه تمرکز آموزش ها، امر به معروف ها و … بر رفتار و مواردی است که با چشم دیده می شود.

همیشه به ما درباره نجوه لباس پوشیدن، مدل مو، رنگ ناخن، آرایش و …. تذکر داده شده است اما هرگز درباره افکاری که در ذهن ما مرور می شود توضیحی به ما داده نشده است چون افکار و نگرش های ما توسط افراد قابل دیدن نیست.

همیشه درباره گناهان مرئی مانند دروغ، غیبت، آرایش، مو، لباس و .. صحبت شده است و هیچوقت درباره گناهان نامرئی توضیحی داده نشده است.

اینکه از دیگران متنفر باشید گناه نامرئی است.

اینکه حسرت داشته باشید، کینه داشته باشید، خودسرزنشی داشته باشید، قضاوت کنید و … انواع گناهان نامرئی هستند که نه دیده می شوند و نه شنیده می شوند اما به وفور در ذهن ما وجود دارند.

  • چرا وقتی فردی وارد مکانی که شما حضور دارید می شود نگاه شما و احساس شما تغییر می کند؟ حضور آن فرد چه چیزی را در وجود شما شعله ور می کند؟
  • چرا وقتی همسر شما دیر می کند یا جواب تلفن را نمی دهد افکار و نگرش های منفی در ذهن تان مرور می شود؟!
  • چرا وقتی فرزند شما دیر می کند انواع افکار منفی درباره اتفاقات ناگوار برای فرزندتان در ذهن شما مرور می شود؟!

اینها گناهان نامرئی است که در اثر تکرار افکار و نگرش های نامناسب در وجود ما شکل گرفته اند و کسی به آنها اهمیت نمی دهد.

بسیاری از انسانها ظاهری متفاوت با باطن و درون خود دارند و به همین دلیل در حالی که ظاهری آراسته و موجه دارند باطنی سرشار از انرژی منفی و افکار نامناسب دارند.

بنابراین باید سعی کنیم ظاهر و باطن خود را به یک شکل پاک و مطهر کنیم.

تغییر ذهن

گذر از شرایط فعلی

وقتی درباره رها کردن یا پذیرش شرایط موجود صحبت می کنم به این معنی است که باید درعین حالی که در شرایط نامناسب هستید برای قطع وابستگی های خود به آن شرایط اقدام کنید. این اولین قدم برای تحقق خواسته ها و تغییر زندگی از طریق تغییر ذهن است.

ابتدا درباره آن شرایط صحبت نکنید، سپس درباره آن شرایط نشنوید و در سطح بالاتر درباره آن شرایط فکر نکنید.

به این صورت به سرعت از شرایطی که در حال تجربه کردن هستید خارج شده و وارد شرایط جدید منطبق با افکار و نگرش های جدید خود خواهید شد.

  • باید مسئولیت استفاده از امکانات و شرایط خود را با به عهده بگیریم.
  • باید مسئولیت استفاده از فکر و ذهن خودمان رو به عهده بگیریم و حواسمان باشد چه افکاری را در ذهن مان مرور می کنیم.
  • باید مسئولیت زبان مان را به عهده بگیریم و حواسمان باشد چه کلمات و جملاتی را به کار می بریم.
  • باید مسئولیت استفاده از جسم خود را به عهده بگیریم و حواسمان باشذ چه رفتار و واکنش هایی را انجام میدهیم.
  • باید مسئولیت گوش و چشم خود را به عهده بگیریم و حواسمان باشد چه می شنویم و چه می بینیم.

اگه به چیزی نیاز دارید حواستان باشه به چه شکل دارید تلاش می کنید تا به خواسته خود برسید.

استفاده از امکاناتی که دارید نباید باعث آسیب و جراحت دیگران شود.

قرار نیست به هر شکل و در هر شرایطی به خواسته خود برسید.

یه حرف هایی رو نباید بزنیم، یه چیزهایی رو نباید بشنویم، یه تصاویری رو نباید ببینیم و یه کارهایی رو نباید انجام بدیم و از همه مهمتر یه افکاری رو نباید مرور کنیم.

تغییر ذهن

تغییر ذهن دائمی

نکته بسیار مهم اینکه تا وقتی تغییرات به حالت دائمی و پیش فرض ما تبدیل نشده اند تاثیر عمیق بر درون و زندگی بیرون ما نمی گذارند.

خیلی از انسانها هر روز در شرایطی قرار می گیرند که تصمیم می گیرند تغییر کنند یا در شرایطی قرار می گیرند که طبق عادت قبلی شخصیت و نگرش متفاوتی از خودشون نشان می دهند اما شرایط درونی و زندگی بیرونی آنها هرگز تغییر نخواهد کرد.

تصور کنید وارد مجلس احیا شده اید، چه احساسی دارید؟ چه چیزی به خدا میگی؟‌ چه تصمیماتی برای تغییر خودت میگیری؟ ولی فردای اون روز دوباره همون آدم قبلی هستی.

افراد زیادی عازم سفر خانه خدا می شوند. هرچه به ایام سفر نزدیک تر می شوند احساس درونی و افکار و رفتار آنها معنوی تر می شود و در مدت حضور در خانه خدا به اوج خود می رسد اما فقط چند روز بعد از برگشتن از سفر خانه خدا دوباره همان آدم قبل می شوند.

برخی انسانها هر روز چند بار به مسجد می روند و هنگام حضور در مسجد کلام آنها تغییر می کند، انسان باگذشتی می شوند و دیگران را به گذشت، نیکی، بخشش و … توصیه می کنند اما به محض خارج شدن از مسجد همان آدم قبلی هستند.

ممکن است بارها توبه کرده باشید، ممکن است بارها در مراسم مذهبی شرکت کرده باشید، ممکن است بارها نذر و نیاز کرده باشید و با خداوند وعده گذاشته باشید، ممکن است شب های زیادی تا صبح قرآن خوانده و اشک ریخته باشید اما تا زمانی که تغییرات به شکل درونی و همیشگی نشود باعث تغییر نگرش و عملکرد شما نخواهد شد و هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.

شاید مدت ها از خداوند درخواست کرده اید و با گریه و زاری دعا کرده اید و آنقدر این کار را انجام داده و نتیجه نگرفته اید که به این نتیجه رسیده اید که انگار خداوند شما را نمی بیند یا با شما قهر کرده است یا ظاهرا خدایی وجود ندارد.

اما مساله اصلی این است که شما تغییر نکرده اید تا شرایط بیرونی شما تغییر کند. شما با همان افکار و نگرش هایی که باعث خلق شرایط نادلخواه تان شده است دعا کرده اید، گریه و التماس کرده اید اما خداوند به احساس لحظه ای شما واکنشی نمی دهد بلکه به نگرش و افکار درونی شما پاسخ می دهد.

من هر زمان که در مراسمات مذهبی شرکت می کردم احساس می کردم امروز خداوند از من راضی است یا من کاری کرده ام که موجب رضایت خداوند بوده است.

در روز تاسوعا و عاشورا با شدت هرچه بیشتر سینه می زدم یا زنجیز می زدم چون احساس می کردم به این شکل ارادت خودم به پیامبران و ایمانم به خداوند را نشان داده ام اما فردای آن روز همان رضای روزهای قبل بودم با همان افکار و نگرش ها و عملکردها.

هر بار از انجام کاری که می دانستم شایسته من نیست توبه می کردم فقط چند ساعت به عهد خود وفادار بودم و با هر وسوسه شیطان یا پیشنهاد دوستان دوباره مشغول آن عادت می شدم.

واکنش های احساسی در روزهای خاص یا مراسمات خاص هیچ تاثیری بر نگرش های پیشفرض ما نخواهند داشت.

هر زمان در حالت عادی و طی زندگی روزمره نگرش ها و واکنش های ما تغییر کند نشان از تغییر واقعی در درون ما  

 می باشد.

خیلی ها از من سوال می کنند که چرا با اینکه مدت هاست دارم سعی می کنم توجهی به رسانه ها نکنم، مثبت اندیش باشم یا افکار منفی نداشته باشم ولی تغییر خاصی در زندگی من ایجاد نشده است؟ کجای مسیر من اشتباه است.

و پاسخ من همیشه این است که شما در مسیر اشتباه نیستید ولی هنوز تغییراتی که در رفتار خود ایجاد کرده اید به نگرش و پیشفرض ذهن شما تبدیل نشده است. بنابراین باید به روند خود ادامه دهید.

خیلی مهم نیست که چقدر از زمان خود را صرف مطالعه یا تجسم یا دعا و نیایش برای تغییر زندگی خود می کنید بلکه خیلی مهم است که چقدر می توانید به عادت های گذشته خود باز نگردید.

این مهمترین موضوع در تغییر تمام جنبه های زندگی است.
تغییر ذهن

تغییر ذهن برای لاغری

همه دوستانی که از آموزش های لاغری با ذهن استفاده کرده اند این تجربه را دارند که بعد از مدت کوتاهی که از آموزش ها استفاده کردند نتایج عالی گرفتند اما به هر دلیل مسیر یادگیری را رها کردند و بعد از چند وقت دوباره در شرایط قبلی خود بودند. چون به مرور دوباره به حالت پیش فرض و قبلی خود برگشتند.

اگر تغییری در هر جنبه از شرایط زندگی تان با استفاده از آموزشها ایجاد می شود تا زمانی نتایج ماندگار هستند که شما بر اساس آموزش ها عمل و تغییرتان پایدار باشد. به محض اینکه به عادت ها و نگرش های قبلی برگردید دوباره نتایج شما مشابه گذشته خواهد شد.

دلیل اینکه افراد متناسب همیشه متناسب هستند این نیست که با اراده یا هوش و توانایی خاصی دارند فقط به این دلیل است که حالت دیگری در ذهن آنها تعریف نشده است و همیشه به یک شکل و یک حالت و عادت رفتار می کنند و نتیجه آنها همیشه متناسب بودن است.

اما فرد چاقی که تحت آموزش لاغری با ذهن و با تغییر ذهن قرار لاغر می شود، مانند فردی است که به دو زبان مسلط است و هر زمان می تواند به زبان دلخواه خود صحبت کند.

تا وقتی به زبان لاغری که یاد گرفته اید صحبت کنید قطعا متناسب خواهید بود اما اگر مجددا به زبان چاقی صحبت کنید قطعا چاق خواهید شد. این انتخاب شماست و ربطی به آموزش ها ندارد.

در مورد خودم هم این موضوع صدق می کند. اینکه من مؤسس لاغری با ذهن یا مدرس آن هستم دلیل تناسب اندام همیشگی برای من نخواهد بود بلکه تا وقتی به آنچه درباره لاغری با ذهن درک کرده ام عمل می کنم متناسب خواهم بود.

پس عادت های پیش فرض نتایج زندگی ما را تعیین می کنند و همه عادت های پیش فرض در ذهن نوشته و ثبت شده اند بنابراین هیچ نیرویی قوی تر از تغییر ذهن برای تغییر شرایط زندگی نیست.

تغییر ذهن

اشتباه‌ نشانه شکست نیست

نکته جالب توجه اینکه وقتی برای تغییر ذهن خود اقدام می کنید و تصمیمات جدید برای نحوه فکر کردن یا عمل کردن خود می گیرید ممکن است برخی مواقع به شکل و شیوه قبلی عمل کنید اما اهمیتی ندارد چون مهم این است که حالت پیش فرض و نرمان عملکرد شما چگونه باشد.

همانطور که تا وقتی نگرش و افکار خود را تغییر نداده بودیم بارها سعی کردیم به طریق مختلف در زندگی خود تغییر ایجاد کنیم و موفق نشدیم وقتی نگرش خود را تغییر دهیم اگر در مواردی اشتباه کردیم یا به شکل قبلی عمل کردیم باز هم تاثیری بر نتایج جدید ما نخواهد داشت.

من یه روزی تصمیم گرفتم دیگه گله و شکایت نکنم. روزهای اول شرایطی پیش می آمد که به خودم می آمدم و متوجه می شدم که در حال گله و شکایت کردن هستم ولی بلافاصله کلام خودم رو متوقف می کردم.

این روند چند وقت ادامه داشت تا به مرور گله و شکایت های ناخودآگاه من کم و کمتر شد و من دیگر به شکل عادی و بدون مراقبت کردن از خودم گله و شکایت نمی کردم. انگار زبان گله و شکایت از وجود من پاک شده بود.

این یعنی حالت پیش فرض من تغییر کرده است.

اما در سال های اخیر مواردی پیش آمده است که متوجه شدم دارم گله و شکایت می کنم و همان لحظه شیطان به من می گفت که ببین هنوز تغییر نکردی. تو شکست خوردی. تو توانایی نداری و تلاشت بی فایده بود.

آگاه باشید که اگر اشتباه کردید اهمیتی ندارد بلکه نباید اشتباه، عادت شما شود.

اینکه من یه وقت هایی گله و شکایت می کنم (که البته به محض متوجه شدن متوقف می کنم) اشکال نداره، این اشکال داره که من همیشه گله و شکایت کنم.

برای فرد چاقی که همه افکار و واکنش های غذایی او اشتباه بودند وقتی لاغری با ذهن رو یاد می گیرد انبوهی از افکار و واکنش های رفتاری او اصلاح می شوند حالا اگه یه وقت هایی یه اشتباهاتی انجام بده هیچ اشکالی نداره بلکه اشکال از جایی شروع می شه که اشتباه به حالت دائمی و عادت تبدیل بشه.

من قبلا آدم عصبی و پرخاشگری بودم و نسبت به خیلی از رفتارهای همسر و فرزندانم واکنش تندی داشتم.

یه روز تصمیم گرفتم خودم رو تغییر بدم و انسان واکنشی نباشم. بعد از مدتی موفق شدم این تغییر را در وجودم خودم ایجاد کنم اما این به این معنی نیست که دیگه هرگز عصبانی یا پرخاشگری نکردم بلکه به این معنی است که در بیشتر مواقع من آرامش و واکنش مناسب دارم و مواردی که اشتباه می کنم در برابر مواردی که صحیح عمل می کنم بسیار کم هستند بنابراین اشتباهات در سرنوشت من تاثیری ندارند.

این یک راه بررسی وضعیت تغییرات درونی است:

اگر تصمیم به تغییر گرفته اید و به مرور اشتباهات شما کم و کمتر می شود شما در مسیر صحیح هستید و فقط باید ادامه دهید.

مهم نیست اگر هنوز هم اشتباه می کنید مهم این است که دفعاتی که اشتباهات گذشته را تکرار نمی کنید به مراتب بیشتر شده و در حال بیشتر شدن است.

زمانی که یک عادت، از حالت عادی و پیش فرض شما خارج شد یعنی تغییر آغاز شده است و فقط باید با تمرین و تکرار و ادامه دادن حالت جدید را نهادینه کرد.

فردی که آگاه به افکار و نگرش های درونی نیست هرگز زمانی که در حال تکرار اشتباه است این نگرش را ندارد که رفتار یا واکنش او اشتباه بوده است. اما فردی که قدم در مسیر تغییر می گذارد هربار که مرتکب اشتباه می شود می داند که اشتباه کرده است و این اتفاق بسیار مهم و نشانه پذیرش مسئولیت زندگی است.

من در گذشته بارها نسبت به رفتار همسرم عصبانی می شدم و واکنش می دادم و همیشه فکر میکردم که حق با من است و همسرم اشتباه کرده یا فرد نادرستی است.

اما زمانی که درک بهتری نسبت به آگاهی پیدا کردم عصبی شدن و واکنش دادنم دیگه برام عادی و صحیح نبود بلکه می دانستم که این یک واکنش اشتباه از سمت من بوده است فارغ از اینکه همسرم چه رفتار یا حرفی زده است.

من واکنش و رفتار اشتباه خودم را متوجه می شدم چیزی که قبلا متوجه آن نبودم.

به مرور سعی کردم اشتباهات خودم در رابطه با همسرم را اصلاح کنم و به مرور روابط ما از آن وضعیت اسف بار به شکل شگفت انگیزی تغییر پیدا کرد.

تغییر ذهن

مهمترین موضوع برای تغییر کردن

برای تغییر کردن مهمترین موضوع تصمیم شماست که بخواهید از این شرایط خارج شوید.

ممکن است در گل و لای زندگی گرفتار شده باشید و هیچ نیروی کمکی یا راهی برای رهایی از این وضعیت نداشته باشید.

برای تغییر نیاز به هیچ کمک یا ابزاری ندارید فقط باید این نگرش را در خود ایجاد کنید که من نمی خواهم در این شرایط باقی بمانم. من باید این شرایط را تغییر دهم.

یک نگرش یا یک فکر عمیق و قدرتمند برای شروع شگفتی در زندگی تان کافی است.

  • انسان های زیادی در شرایط نامناسب عاطفی قرار دارند اما نمی توانند شرایط خود را تغییر دهند یا تغییر کردن برای آنها دشوار است.
  • افراد زیادی در شرایط نامناسب مالی هستند اما تغییر کردن برای آنها دشوار است.
  • افرادی زیادی در شرایط اعتیاد به مواد مخدر یا الکل یا هر رفتار آزاردهنده دیگری هستند اما تغییر کردن برای آنها دشوار است.
  • افراد زیادی در شرایط افسردگی به سر می برند اما نمی توانند شرایط خود را تغییر دهند و تغییر کردن برای آنها دشوار است.

همه ما فقط به یک دلیل نمی توانیم شرایط زندگی خود را تغییر دهیم چون دیگران را مسئول و مقصر آن شرایط می دانیم.

تکرار می کنم

تا زمانی که دیگران را مسئول و مقصر شرایط فعلی خود می دانید هرگز قادر به تغییر کردن یا تغییر شرایط تان نخواهید شد.

  • من ۱۳ در شرایط نامناسب مالی زندگی می کردم و خانواده و دولت و دیگران را مقصر آن می دانستم.
  • من ۱۵ سال در شرایط نامناسب عاطفی با همسرم زندگی می کردم و همیشه او را مقصر شرایط خودم می دانستم.
  • من ۳۴ سال چاق بودم و خانواده و ژنتیک را دلیل چاقی خودم می دانستم.
  • من ۲۰ سال عذاب وجدان داشتم که انسان گناهکاری هستم چون خداوند را مسئول عذاب ها و مشکلاتی که در زندگی ام داشتم می دانستم.
  • من ۲۰ سال درگیر خشم و کینه از اطرافیانم بودم و هیمشه آنها را مقصر حالات درونی خودم می دانستم.

اما زمانی که درک کردم اولین قدم برای تغییر کردن شرایط زندگی ام، پذیرش مسئولیت حالات و شرایط خودم است توانستم به مرور تغییرات گسترده در تمام جنبه های زندگی ام ایجاد کنم.

تغییر ذهن

نگرش های بنیادی

این دو نگرش را از من بپذیرید و سعی کنید آن ها را در ذهن خود ثبت و نهادیه کنید.

نگرش اول:

(همیشه تقصیر من است)

همیشه تقصیر شماست.

در هر شرایطی قرار گرفتید تقصیر شماست.

اگر فردی به شما بی احترامی کرد و باعث عصبانیت شما شد تقصیر شماست.

اگر همسرتان بداخلاقی کرد یا پرخاشگری کرد یا رفتاری انجام داد که موجب خشم تان شد تقصیر شماست.

حتی اگر در خیابان در حال قدم زدن بودید و دو نفر در سمت دیگر خیابان با هم دعوا کردند و سنگی به سر شما برخورد کرد صد در صد مقصر شما هستید.

شاید پذیرش اینکه در هر شرایط احساسی یا زندگی قرار داشته باشید مقصرش خودتان هستید کار ساده ای نباشد اما برای خوشبخت شدن و تسلط بر افکار و واکنش های درونی راه دیگری وجود ندارد.

نگرش دوم:

(هر کس در هر شرایطی است حقش همین است)

اگر فردی را مشاهده کردید که در شرایط بسیار بهتر از شما زندگی می کند و انبوهی از افکار در ذهنتان مرور شد که این عدالت نیست و چطور و چگونه این انسان که انقدر بد ذات و بد نیت است در این شرایط مرفه و پادشاهگونه زندگی می کند بدانید که دقیقا در جای درستش قرار دارد و حقش همین است.

اگر فردی را دیدید در شرایط نامناسب و تاسف برانگیز زندگی می کند به شکلی که قلبتان منقلب می شود وقتی او را می بینید باز هم یادتان باشد که دقیقا در جای درستش قرار داد و حقش همین است.

شما هم در هر شرایطی هستید دقیقا در جای درست تان هستید و حق شما همین است.

تغییر ذهن

اگر از شرایط خود راضی نیستید تنها راه حل آن تغییر ذهن و نگرش های درونی است. هیچ راه دیگری نیست.

شما نمی توانید به فردی کمک کنید تا در شرایط بهتری زندگی کند تا وقتی که همان افکار و نگرش ها را در ذهنش مرور و تکرار می کند. به همین ترتیب هیچ کس نمی تواند به شما کمک کند تا در شرایط بهتری زندگی کنید مگر اینکه خودتان افکار و نگرش های درونی تان را تغییر دهید.

زندگی با کمک خداوند راهکاری برای تغییر ذهن، تغییر افکار و نگرش های بنیادین است.

این نگرش ها زمانی که در ذهن نفوذ کنند باعث تغییر افکار و واکنش های شما خواهند شد بدون اینکه تصمیم لحظه ای بگیرید.

واکنش های احساسی شما را به واکنش های عمیق درونی تغییر خواهند داد و به این شکل مسیر را برای ایجاد دگرگونی در شرایط زندگی فراهم می کنند.

همه این آگاهی ها در این جلسات نهفته شده اند اما می توانند بی تاثیر باشند اگر شما تصمیم برای تغییر نگرفته باشید.

اگر شما به آنچه دریافت می کنید ایمان نداشته و عمل نکنید.

آگاهی به تنهای هیچ قدرتی برای تغییر زندگی تان ندارد همانطور که خداوند با تمام قدرت بی نهایتش هیچ اصراری به تغییر شرایط زندگی انسانها ندارد مگر آنهایی که خودشان می خواهند و تصمیم به تغییر گرفته اند و مسئولیت شرایط خود را پذیرفته اند.

و در نهایت به این موضوع توجه کنید که شیطان با دعا کردن، نماز خواندن یا هرگونه اعمال مذهبی شما هیچ مشکلی ندارد. او زمانی به مشکل برمی خورد که شما قصد تغییر ذهن را کرده باشید.

اخطار

تمرین:

۱- نگرش شما درباره قدرت ذهن چیست؟

۲- از چه زمانی با این موضوع آشنا شده اید و چقدر به این تاثیر قدرت ذهن در زندگی ایمان دارید؟

۳- مثال هایی از زندگی خود یا اطرافیانتان شرح دهید که ارتباط داشتن قدرت ذهن با اتفاقات زندگی را اثبات می کند.

۴- نگرش شما درباره تغییر ذهن چیست؟ آیا تغییر کردن برای شما سخت است؟!

۵- مثال هایی از زندگی خود یا اطرافیانتان شرح دهید که مقاومت کردن دربرابر تغییر کردن را نشان می دهد.

۶- به نظر شما علت تداووم در شرایط زندگی چیست؟ شرح دهید.

۷- نگرش شما درباره تغییر ذهن چیست؟ تجربه شما درباره تغییر موقتی و دائمی ذهن چیست؟!

۸- تجربه شما از تاثیر قدرت ذهن در لاغری چیست؟! شرح دهید.

۹- واکنش شما به اشتباه‌ کردن در زندگی چگونه است؟ آیا اشتباه‌ کردن باعث ناامیدی شما می شود؟!

۱۰- درک و برداشت خود درباره نگرش های بنیادین را شرح دهید و مثال بزنید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.54 از 52 رای

موزیک بی کلام

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=42787
41 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار شیرین
      ۱۴۰۴/۰۴/۲۴ ۲۳:۲۲
      مدت عضویت: 916 روز
      امتیاز کاربر: 4125 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 687 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      ۱.از نظر من ذهن همه چیزه…ینی این نظر من نیست ؛نظر تمام اساتید و بزرگان تاریخه 

      ۲.از حدود یکسال و نیم پیش باهاش آشنا شدم و در طی همین یکسال و نیم کاملا بهش ایمان اووردم و تنها موضوع زندگیم و تنها دغدغه ی زندگیم اینه که موضوعات مربوط به ذهن رو پیگیری کنم و یاد بگیرم .

      ۳.درباره ی خودم که خب توی خیلی از کامنت های قبلیم نوشتم مثال هایی از زندگیم رو که همش با قدرت ذهنم یه سری انسان ها و شرایط و مکان های رو عملا ساختم و وارد زندگیم کردم .

      ۴.تغییر ذهن تنها راه تغییر زندگیه …من خودم خیلی سعی کردم که با تغییر دادن شرایط بیرونی ،خودم رو خوشحال کنم یا به آرامش برسم ولی خب دیدم که نشد !از زمانی که ذهنم رو تغییر دادم همه ی این موارد رو با هم دیگه احساس میکنم و کاملا شاهد تغییر کردن زندگی خودم و اطرافیانم هستم!و اینکه الان دیگه باور تغییر پذیری در هر شرایطی برای من آسون شده و خیلی جالب و دوست داشتنیه…هردفعه که متوجه میشم باید یه تغییراتی توی خودم توی فلان مورد ایجاد کنم فقط خداروشکر میکنم که منو در این حالت و شرایط قرار داده که متوجه بشم کجای کارم و شخصیتم نیاز به تغییر داره ؟!

      ۵.برای مثال میتونم به مامانم اشاره کنم…خب ما پادکست های دوره ی ۱۲ گام و ۱۰۰ گام رو باهم گوش دادیم (البته که مامانم ۱۰۰ گام رو تا نصفه اومد)؛مادرم اضافه وزن داره یه چیزی حدود ۲۰ تا ۳۰ کیلو باید کم کنه ،دچار پادرد و کمردرد شدید شده ،مهره ی یک و پنج کمرش از حالت طبیعی خارج شدن و دکترش گفته که اگه عمل کنی ولی همچنان وزنت همین بمونه و این روند چاقی ادامه دار باشه دوباره بدتر از قبلت میشی!این مدت مخصوصا هرجا که میشینه حرف از وزن بالا و چاقیش میزنه و اینکه نمیتونه ورزش کنه و باید یه کار دیگه ای بکنه ؛همه هم بهش میگن رژیم بگیر …بعد من که بهش میگم مامان افکارت چاقن تو خودت این همه پادکست گوش دادی ولی ادامه ندادی مسیرت و ؛حداقل اینو باور کن که هیچکدوم ازینایی که میشنوی قرار نیس تورو لاغر کنه…تو باید افکارت و تغییر بدی ولی مقاومت میکنه در برابر یادگیری و ادامه دادن و میخاد حتمن یه چیزی باشه که توی دو سه ماه لاغرش کنه و اونو به وزن و اندام ایده آلش برسونه…

      ۶.به خاطر تداوم الگوهای قبلی و تکراریه…مثلا هرچقدر الگوی فقر در ذهن ما تداوم داشته باشه به همون اندازه تداوم فقر رو در زندگی مون شاهد خواهیم بود ،همونطور برای موارد دیگه ی زندگی…

      ۷.اگر قرار باشه ذهن به صورت موقتی تغییر کنه که خب شرایط هم به صورت موقتی تغییر میکنه ؛ولی تا زمانی که این تغییر ذهن تداوم داشته باشه شرایط زندگی هم تغییر میکنه و این تغییرات پایداره 

      ۸.تجربه ی فوق العاده و پایدار وخفن که در ابتدا فقط خودم حسش کردم ؛بعد ازون همه شاهدش هستن که من چقدر خوب تغییر کردم و چقدر الان همه چیز برای من متفاوته در این زمینه 

      ۹.به نظر من در وهله ی اول ،همه چیز تجربس!ینی چیزی به اسم اشتباه وجود نداره…اگر یکبار کاری انجام دادم و برام خوب نبود فقد تجربه کردم ؛ولی اگه بیام همون کار و با اینکه میدونم برام نتیجه ی خوبی نداره دوباره انجامش بدم این میشه اشتباه !در گذشته هروقت که این موارد پیش میومد تا مدتهای زیادی درگیری ذهنی و اعصاب داشتم که نه نباید اینجور میکردم نباید این رفتار و میکردم و کلی سرزنش و از همه بدتر اینکه از خودم نا امید میشدم و برای ادامه دادن هیچ انگیزه ای نداشتم…ولی بعد از یادگیری و به کارگیری اصل زیبای (بخشش)کاملا برام عوض شد و هرجایی لغزشی داشته باشم یا اگه اشتباهی صورت بگیره سریعا خودم رو میبخشم و دوباره شروع میکنم…در گذشته ،الان و در آینده همیشه این بخشش نجات بخشه و باعث ایجاد آرامش میشه حتی زمانی که میدونیم اشتباه کردیم…

      ۱۰.نگرشهایی هستن که نقش اصلی دارن در بوجود اومدن نگرش های جزئی تر…مثلا نگرش SELF LOVE یا همون نگرش دوست داشتن خودمون یه نگرش بنیادینه که در نتیجه ی ایجاد کردن اون ،کم کم اعتماد به نفس و بخشش و شفای کودک درون و…در ما ایجاد میشه!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۰ ۱۴:۵۳
      مدت عضویت: 1198 روز
      امتیاز کاربر: 18350 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 661 کلمه

      باسلام خدمت شما استاد عزیز

      همیشه قدرت ذهن محکم‌ترین و قوی‌ترین چیزی بوده که من بارها اون رو احساس کردم و فهمیدم که واقعاً درسته و قدرت ذهن واقعاً وجود داره،

      وقتی که از این رابطه‌ای ناراحت هستیم و دوستش نداریم اما مدام دربارش صحبت می‌کنیم تا به دیگران بگیم که ما از اون انسان ناراحتیم و یا توی این رابطه دوست نداریم باشیم و ادامه بدیم،

      این همه افکار و احساس با قدرت ذهن است که مرور می‌شه و ما رو در اون شرایط ناخوشایند قرار میده که دوست نداریم تجربش کنیم،دوست نداریم دوباره در اون شرایط قرار بگیریم و از سمت اون آدم پیامی دریافت کنیم اما انقدر تکرارش می‌کنیم که با قدرت ذهن دوباره در اون شرایط خودمون رو قرار می‌دیم،

      پس یکی از تغبیرات بزرگ ذهنی می‌تونه تکرار نکردن موضوعی باشه که ما رو ناراحت کرده و یا رابطه‌ای که ما رو اذیت کرده باشه،ادامه ندادن اون افکار و مرور نکردنشون می‌تونه خیلی کمک کننده این تغییر ذهنی باشه که ما بتونیم موفق از توش بیرون بیایم،

      مثلاً وقتی که یه غذایی رو دوست نداریم بخوریم خیلی راحت و ساده به کسی که اون غذا رو تهیه کرده می‌گیم نه من میلی به خوردن این غذا ندارم شاید هم یک دسته از انسان‌ها اگه غذایی رو دوست نداشته باشند به اندازه کم فقط بخورند ،و حتی تشکر هم کنم در کنار بروند, اما عده‌ای هم هستند که خشمگین می‌شن و همه جا رو به هم می‌ریزن خودشان و ذهنشان رو درگیر می‌کنند که چرا این غذا رو درست کردی تو که می‌تونستی من این غذا رو دوست ندارم پس چرا اینجوری داری ز من پذیرایی می‌کنی،

      این مثال می‌تونه درباره ارتباط‌های بین آدم‌ها هم پیش بیاد یکی هست که به راحتی میگه نه و اون رابطه رو تموم می‌کنه و کنار می‌کشه و آرامش درونی خودش رو دچار مشکل نمی‌کنه،از طرفی یکی دیگه از آدم‌ها می‌تونه توی اون شرایط بمونه تحمل کنه و کمی هم سختی رو به جون بخره و دست و پنجه نرم کنه تا بتونه  حس خودشو خوب کنه،همان دسته سوم آدمیه که بیش از حد واکنش نشون میده و برای فرد مقابل توضیح زیادی میده که چرا این رفتارو با من داشتی و منو ناراحت کردی،و بارها این افکار را مرور می‌کنه و خودشو در اون شرایط دوست نداشتنی قرار میده، 

      اینجاست که باید باشیم و فکر چاره‌ای کنیم چرا من توی این رایط گیر کردم من جز کدوم دسته از این آدما هستم چه جوری می‌تونم به خودم کمک کنم و از یک رابطه ناسالم بیرون بیام،

      بله فهمیدم جوابش عشق به خودم و دوست داشتن و آرامش درونی منه تغییر شرایط ذهنی من و مرور نکردن افکاری که منو اذیت می‌کنند،حرف نزدن درباره چیزهایی که احساس خشم کینه نگرانی و نفرت رو در من ایجاد می‌کنند،

      فقط تصمیم می‌گیرم که رها کنم رها کنم و رها کنم،

      من هم حق انتخاب دارم و دوست دارم در شرایطی که باب میلم هست زندگی کنم و همیشه شاد باشم و لبخند بزنم آرامش داشته باشم و در سلامتی زندگی کنم و لذت ببرم،

      پس نباید هر روز باشم افکار منفی رو مرور کنم درسته که چندین ساله این کارو انجام نمی‌دم اما گاهی شیطون منو گول می‌زنه،به تصورات آدم‌ها راجع به خودم توی ذهنشون کاری ندارم و برام هم مهم نیست اما چرا انقدر بهش فکر می‌کنم که خودم را از پا در بیارم و این تنها راه حلی نداره جز رها کردن و ترک یک آدم با انرژی منفی،

      امروز هم دوباره فهمیدم که دنیای من زیباست زمانی که زیبا فکر می‌کنم باورهای خوبی دارم و خودم مسئول همه یط زندگیم هستم و می‌پذیرم که من خالق زندگیم هستم اگر به خوبی‌ها و زیبایی‌ها فکر کنم،

      و این افکار من هستند که خالق لحظه‌های زندگیم در ثانیه و دقیقه‌ها هستند پس به گذشته برنمی‌گردمو یادی هم از خاطرات یک ب بودن یا نبودن نمی‌کنم پس در لحظه زندگی می‌کنم و لذت می‌برم،و سپاسگزارم برای تمام نعمت‌های زیبایی که دارم حال خوبم احساس آرامشی که امروز می‌کنم همه لطف خداوند بوده که شامل حال من شده که امروز با احساس خوب به زندگیم ادامه بدم،

      باتشکر ازشما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیل ماه
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۵ ۰۹:۲۵
      مدت عضویت: 481 روز
      امتیاز کاربر: 9385 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 345 کلمه

      باسلام خدمت استاد عزیزمون که وقت میذاره و دیدگاه مارو میخونه

      و یه سلام گرم هم خدمت دوستان عزیزم که تااین مرحله اومدن جلو و دارن میخونن

      کسی که الان داری نظر منو میخونی من نمیدونم داری مطالب این بخش رو چجور میخونی، روزنامه وار، نوت برذاری میمکنی، سرسری میخونی، عمقی میخونی و تو فکر میری یا هرچی ….

      ولی اینو میدون یک هیچ از ادمای اطرافت جلو تری

      میدونی چرا چون حتی اگه شده واسه ذره ای یه جورایی توی فکر رفتی و با خودت میگی اع پس چرا من فلان جا فلان روز باور راجع به خدا چیز دیگه ای بود. میگی اع پس چرا به جا دوستی با خدا هعی ترسوندنمون.

      میگی چرا تو جاده نوشته بودن رو بیلبورد صدقه هزار بلا را دفع میکند، دوحالت داشته اگه ترسیدی و صدقه دادی خب از ترس بوده نه دوستی باخدا، اگه هم گفتی هه بابا این حرفا چیه صدقه چیه ، اینا فقط مال مردمو به عنوان صدقه میخورن و رد شدی بازم اگه تو مسیر برای ماشین خودتون یا کسی تو جادع که دیدی تصادف کرده یه لحظه برای ثانیه ای هم شده این فکر اومده تو سرت که اع خدا عذاب صدقه ندادنو صادر کرد.

      یه حورایی فکرمون درباره خدا مثل این بوده خدا نشسته پشت میزی ببینه ما اگه یه ذره کج راه رفتیم سریع بزنه تو سرمون یا بزنه تو پامون و بیفتیم.

      ولی خدا یه چیز دیگست من نمیدونم استاد روشن چجوری به این درک شناخت خدارسیدن .

      ولی هرجوری رسیدن جالبه و یه حس شادی مثل یه حالت ته قلقلک در وجود ادم ایجاد میکنه. میدونین چرا چون اون حس مال درک حضور خدا دردرون خودمونه، و وجودخداهم سرتاسر ارامشه، 

      مشکل دیگه که داریم مظلوم نما بودن، بیمارنما بودن ، هست اگه یه ذره ظلم ببینیم ول کن نیستیم. اگه یه ذره بیمار بشیم ول کن نیستیم هعی گسترشش میدیم مه ترحم اطرافیانمونو جلب کنیم که برامون کار کنن. ولی من اینجا یادگرفتم که اصلا به این مساعل میدون ندم تو مغزم بگم حالا که شده ، مهم نیس درست میشه و بهش فکر نکنم و به جاش به حال خوب و سلامتی فکر کنم ،

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۳/۰۹/۰۴ ۰۹:۰۸
      مدت عضویت: 621 روز
      امتیاز کاربر: 13395 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 528 کلمه

      به نام خدای مهربان.

      سلام استاد عزیز و همه دوستان. 

      من به قدرت تغییر ذهن ایمان دارم.گام بیست.

      تمرین:۱,نگرش من درمورد قدرت ذهن این هست که همه چیز به اون قدرت بستگی دارد و کل زندگی ما روی این قدرت میچرخد البته اینجا منظورم شرک به قدرت خدا نیست. قدرت ذهن انقدر قوی است که انسان حتی میتواند با ان رنگ چشم و موهای خودش را نیز تغییر دهد. کل زندگی را با ذهن خود میچرخونیم و ذهن این قدرت را دارد که ما را نابود کند یا ما را به اوج برساند. اگر قدرت ذهن را در دست بگیریم پیشرفت و اگر باری به هر جهت کنیم نابود میشویم.ذهن قدرت این را دارد که از هر کاهی کوهی بزرگ بسازد چه خوب چه بد.

      ۲,تقربیا دوسالی هست که باقانون جذب و قدرت ذهن آشنا شدم و هرچقدر در این مسیر جلوتر میروم ایمانم به قدرت ذهن بیشتر میشود و بیشتر این موضوع را درک میکنم و بهتر از آن در زندگی خودم استفاده میکنم. من ایمان زیادی دارم که با قدرت ذهن میتوانم همه چیز را تغییر دهم.

      ۳,من همیشه در زندگی خانه پدرم به این فکر میکردم که کاش در شرایطی باشم که بیشتر اوقات تنها باشم و بعد از ازدواج همسرم تایم زیادی را سرکار هست و من تنها هستم. یا همیشه فکر میکردم که دوچرخه داشته باشم و بعد از ازدواج همسرم برام خرید.دوستی میگفت همیشه دوست داشتم پشت چرخ خیاطی بشینم و خیاطی کنم و الان خیاط ماهری است و…

      ۴,من میدانم که اگر ذهن خود را تغییر دهم به هر جهت از اتفاقات همان در زندگی من رخ میدهد.میدانم که با تغییر ذهن خود میتوانم شرایط زندگی دلخواه را برای خود ترسیم کنم. تغییر ذهن معجزه ها را در زندگی ما بوجود می اورد. اگر بگویم تغییر کردن برای من سخت نیست دروغ گفته ام بخصوص اوایل اشنایی با قانون جذب. حتی الانم تغییر در بسیاری از موارد برام راحت شده اما در بسیاری دیگر برای من بسیار سخت هست.

      ۵,مثلا من چند وقت قبل به کاری رفتم اما فقط دو روز دوام آوردم چون در مقابل تغییر از شرایط خانه داری به سرکار رفتن کلی مقاومت داشتم.خخخخ همیشه هم پشیمونم که چرا ایستادگی نکردم.

      ۶,علت تداووم شرایط زندگی این هست که ما دنبال عاملی از بیرون برای تغییر شرایط خود هستیم اما تغییر اصلی باید از درون باشد.

      ۷,تغییر ذهن باعث میشود ما شرایط بهتری را تجربه کنیم البته اگر ذهن خود را به سوی شرایط بهتر سوق دهیم. من وقتی ذهن خود را از افکار و عقاید مذهبی تغییر دادم ارتباط بهتری با خداوند گرفتم و بهتر او را درک کردم و عذاب وجدان ندارم دیگه و با او رفیق هستم.

      ۸,قدرت ذهن در لاغری واقعا خیلی موثر هست. مثلا من قبلنا به زور غذا نمیخوردم با درد ولی الان با صبر و ارامش. با راحتی.با واقعا میل ندارم.

      ۹,قبلنا اشتباه باعث ناامیدی من از زندگی میشد ولی الان فهمیدم که اشتباه باعث کسب تحربه میشود اما فقط یکبار و درسش را بگیریم و دیگر ان را تکرار نکنیم.

      ۱۰,نگرشخای بنیادین نگرشهایی هستند که اعمال و رفتار ما را رقم میزنند و باعث ساختن سرنوشت ما میشوند. اگر نگرشهای بنیادین خوب را تقویت کرده و نگرشهای بنیادین نادرست را کمرنگ کنیم تا جایی که حسش نکنیم زندگی به سوی کمال خواهیم داشت.

      خدایاشکرت.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام
      ۱۴۰۳/۰۶/۳۰ ۱۲:۰۲
      مدت عضویت: 1254 روز
      امتیاز کاربر: 21926 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,419 کلمه

      ۱- نگرش شما درباره قدرت ذهن چیست؟

      قبل از آشنایی با استاد عطارروشن اصلا اعتقادی به این حرفا نداشتم چون خدا رو یه آدم قدرتمند تصمیم گیرنده می‌دیدم که بنده هاش رو به روشی امتحان می‌کنه !

      یکی رو همسر بد بهش میده 

      یکی رو فقیر می‌کنه 

      یکی رو ذلیل و خوار می‌کنه 

      یکی رو بیمار می‌کنه 

      خلاصه که هر کسی یه جوری داره برای ایمانش امتحان میشه ،ولی یه عده هم هستن که نور چشمی خدا میشن البته اونا هم توی زندگیاشون یکسری مسائل دارن ولی خوب چون از اونا موفق بیرون اومدن پس خدا بهشون زندگی خوب داده ، یا هم که آدمای خیلی سخت کوشن که تونستن شرایط زندگی رو تحت کنترل خودشون در بیارن!!

      الان کم کم و آروم آروم دارم باور میکنم اینا اشتباه بود ، حضرت یعقوب چون اصلاح نشده بود فراق از یوسف سالها طول کشید و گرنه امتحان الهی در کار نبود ،خدایی که بعد سالها یوسف رو بهش رسوند همون ماها و سالهای اولم می‌تونست این کار رو انجام بده ولی نداد چرا!!؟چون برخلاف دعا و درخواست های بسیار حضرت یعقوب باورهای این پیامبر مشکل داشت.پس خدا داره به افکار و نگرش و باورمون پاسخ میده نه به دعاها و درخواست‌های لحظه ای مون.

      ۲- از چه زمانی با این موضوع آشنا شده اید و چقدر به این تاثیر قدرت ذهن در زندگی ایمان دارید؟

       از زمانی که وارد این سایت شدم ،اولش قبول کردم که ذهن و افکار من قدرت دارند ولی فقط برای من ، یعنی مثلاً چون قبل خوردن ها یکسری افکار مرور میشن و ما بعد اقدام به خوردن میکنیم دقیقا اینجا قدرت فکر رو باور کردم.ولی اصلا قبول نداشتم که افکار ما به جهان ارسال میشن و بعدش شرایط و اتفاقات رو برامون پیش میارن !هنوزم برام کاملا واضح نیس اما پذیرفتمش،یعنی فکر میکردم فقط دعاهامون به اذن خدا بالا میره

      تا اینکه زندگیمون به سمتی رفت که و در شرایطی قرار گرفتیم که انگار هیچ راهی نبود ، انگار خدا هم صدامون رو نمیشنید و خیلی احساس های بدی رو تجربه میکردم تا اینکه یه آیه ای که توی این سایت خونده بودم یادم اومد ، یادم اومد که خدا گفته بود تا وقتی خودتون تغییر نکنین شرایطتون تغییر نمیکنه !

      اینجا بود که پذیرفتم که افکار و باورهای من خیلی قدرت دارن ،اینجا بود که فهمیدم با اینکه‌ ما هممون دعا میکنیم و می‌خوایم که از رحمت خدا ناامید نباشیم ولی باورهای محدود کننده ما که برآیند افکاری هستن که نامناسبه این شرایط رو برامون به وجود آوردن.

      پس من اومدم این دفعه متعهدانه تر این مسیر رو شروع کردم با خودم گفتم دیگه از این مسیر خارج نمیشم و عمل میکنم به آگاهی ها ، سعی میکنم طرز فکرم رو عوض کنم. و از روزی که من شروع کردم شرایط بهتر شده و این نشون میده این مسیر درسته!

      الان می‌دونم هر چی پیش میاد تقصیر خودمه و فقط منم مسئولش ‌.

      ۳- مثال هایی از زندگی خود یا اطرافیانتان شرح دهید که ارتباط داشتن قدرت ذهن با اتفاقات زندگی را اثبات می کند.

      ما توی زندگیمون آدمی رو نداشتیم که روی قدرت ذهنش حساب باز کنه و این حرفا رو قبول داشته باشه ولی توی همین آدما میبینم آدمایی که مثبت نگر تر هستن شرایط زندگی شون هم بهتره 

      اونی که فکر می‌کنه بدبخته واقعا شرایطی هم براش پیش میاد که بیشتر باورش میشه بدبخته و شرایطش سخته 

      اونی که فکر می‌کنه زندگی خوبه و خدا هست و میتونیم ازش کمک بگیریم و اون کمکمون می‌کنه جریانات زندگیش هم داره بهتر پیش می‌ره 

      ۴- نگرش شما درباره تغییر ذهن چیست؟ آیا تغییر کردن برای شما سخت است؟!

       دیگه من کاملا قبول کردم که باورها و افکار من انرژی دارن و خداوند دریافت کننده این انرژی فکر منه 

      حالا اگه برایند افکارم و عملم در زندگی مثبت باشه اتفاقات مثبت برام می‌افته چون خدا مجبوره به خاطر اختیاری که بهم داده نسبت به من (افکارم عقایدم و باورهام‌ و عملم) پاسخ بده.

      به نظرم برای هر تغییری توی زندگی باید بهاش رو بپردازی ، و گرنه امکان نداره تغییر پایداری صورت بگیره بنابراین این مسیر هم بها و الزامات خودش رو داره که باید انجام بدیم .ولی فکر کنم میوه اش و ثمره اون فوق العاده شیرین و عالی باشه .

      ۵- مثال هایی از زندگی خود یا اطرافیانتان شرح دهید که مقاومت کردن دربرابر تغییر کردن را نشان می دهد.

      • خودم که فکر میکردم با دعا و درخواست از خدا شرایط عوض می‌شه برای همین روی افکار محدود کننده ام کار نمی‌کردم.
      • تمام خانواده ام که اصلا این حرفا رو قبول ندارن و به نظرشون الکیه و من دارم کار بیهوده انجام میدم.

      ۶- به نظر شما علت تداووم در شرایط زندگی چیست؟ شرح دهید.

      چند وقت قبل ازم میپرسیدین بهتون میگفتم ،نمیدونم چرا اوضاع اینجوریه و تغییری هم نمیکنه با اینکه این همه دعا میکنیم.ولی الان با این آموزش ها فهمیدم که خودم با افکارم و نگرش هام به وجود میارم حالا چه مثبت باشه چه منفی !

      اگه می‌خوام زندگی بهتر بشه برام باید نگرش های بهتری رو قبول کنم تا وضعیت هم بهتر بشه و هیچ راهی هم نیس چون با زور زدن ها و تلاش های فیزیکی زیاد هم نمیشه شرایط رو به صورت بنیادین عوض کرد .

      ۷- نگرش شما درباره تغییر ذهن چیست؟ تجربه شما درباره تغییر موقتی و دائمی ذهن چیست؟!

      اون زمانی که از آموزش ها استفاده میکردم برای لاغری و پیگیر و متعهد حدود ۳ ماه این کار رو انجام دادم شرایط زندگی هم عوض شد و اتفاقایی برام می‌افتاد که من تجربه نکرده بودم بعدش وارد دانشگاه شدم و فکر میکنم ورودی های ذهنم خراب شد چون با بچه ها دور هم مینشستیم و هر کسی از مشکلات و درد و دل هاش می‌گفت، با اینکه لاغری در من موندگار و پایدار موند ولی اتفاقای بیرونی عوض شد.

      لاغری در من موند به خاطر اینکه من در واکنشم به غذاها طبق چیزایی که یادگرفتم عمل میکردم و فکر میکردم.

      ۸- تجربه شما از تاثیر قدرت ذهن در لاغری چیست؟! شرح دهید.

      خیلی تاثیر گذاره ، دیگه الان جنس فکرای مخرب رو میشناسم و بهشون اهمیت نمی‌دم مثلاً دیگه قبول نمیکنم که چون توی خوابگاه ۳ وعده غذا میخوریم پس من چاق میشم چون آدمای لاغری رو میبینم که ۳ وعده رو می‌خورن !

      یا مثلاً به محض اینکه احساس میکنم سیرم دیگه لازم نیس تمام بشقاب رو بخورم پس دست میکشم از غذا خوردن چون می‌خوام مثل متناسب ها رفتار کنم و لاغر بمونم!

      ولی هنوزم گاها این فکر رو دارم بخور که از دستت در می‌ره و بعضی وقتا میخورم ولی خیلی وقتا هم بهش توجه نکردم و گفتم دنیا پر از نعمته !

      ۹- واکنش شما به اشتباه‌ کردن در زندگی چگونه است؟ آیا اشتباه‌ کردن باعث ناامیدی شما می شود؟!

      قبلا آره بشدت زیاد ناامید میشدم و خودم رو سرزنش میکردم و آخرشم این بود که مسیر رو رها میکردم ولی بعدش فهمیدم که من حقمه گاها اشتباه کنم مثل همه آدما که اشتباه میکنن ولی نباید خودم رو ناامید کنم که اون رو تکرار کنم و عادت بشه .

      مثلا من فهمیدم که توی خوابگاهم باید روی افکارم کار کنم و ورودی هام رو کنترل کنم تا مثل پارسال نشه بنابراین سعی و تلاش من اینه که دیگه پای درد و دل هم اتاقی هام نشینم و سرمو به کار خودم گرم کنم ، ولی خب نمیتوننمم بگم دیگه اصلا این کار رو انجام نخواهم داد چون ممکنه پیش بیاد مهمه که آگاهانه سمت این کار نرم.

      ۱۰- درک و برداشت خود درباره نگرش های بنیادین را شرح دهید و مثال بزنید.

      نگرش های بنیادین

      ۱-همیشه تقصیر منع :همین طوره، من این روزها برای اولین بار پذیرفتم که من مسئولم، حتی خدا هم بعدا اینایی که ما توی زندگیمون مهم میدونیم رو مهم نمیدونه برای همینم توی قرآن به هیچ کدومشون اشاره نشده برای همین همیشه رابطه بنده با خدا مورد توجه و تاکیده ، خدا که همیشه در بهترین حالت داره عمل می‌کنه پس من هر چی میخورم از دست خودم میخورم .

      ۲-هر کی توی هر شرایطی هست حقش همینه :

      این پذیرش برای من خیلی خیلی سخت بود ولی وقتی به رابطه طرز فکر آدما با زندگیشون نگاه کردم و دیدم ارتباط دارن با هم پس هر کی توی هر شرایطی هست حقشه،حقش همینه و قابل تغییر هم هست. 

      اگه بخواد می‌تونه تغییرش بده اگرم نخواد هیشکی نمیتونه بهش کمک کنه .

      من اگه توی این شرایطم حقم همینه اینکه من یه زمانی تلاش میکردم خیلی زیاد ولی مطابق با اون نتیجه نگرفتم چون حقم نبود چون جریانات نامرئی خداوند رو قبول نداشتم چون قدرت افکارم که عقبم مینداخت رو قبول نداشتم و فکر میکردم هر کی تلاش بیشتری کنه موفق تره.

      ممنونم ازتون استاد با اینکه گاها با آگاهی های شما با خودم درگیر میشم و ساعتها فکرم درگیره ولی خوبیش اینه که من یقه خودمو توی زندگی گرفتم و بعدش که قبول میکنم به آرامش میرسم🌱

      خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس عبداللهی
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۸ ۱۶:۲۱
      مدت عضویت: 638 روز
      امتیاز کاربر: 14881 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 648 کلمه

      سلام بر شما 

      باخوند ن‌مطلب بالا یاد یه خاطره از پدر مرحوم م‌افتادم زمانی که نوجوان بودم یادمه یه جنسی ازدوستم خریدم و با خوشحالی آوردم خونه وقتی بازش کردم و بررسی کردم دیدم کار کرده اس وبسیار ناراحت شدم چون بهم گفته بود نو هست مادرم خیلی ناراحت شد و خاست که ببرم و پس بدهم و خیلی هم برای من دلسوزی کرد که تو مهربان بودی و سرت کلاه گذاشتن 

      ولی پدرم منو دعوت کرد و گفت مقصر خودت هستی و اصلا دوست تو تقصیری ندارم من با تعجب نگاهش کردم چرا داره از دوست من دفاع می‌کنه وبهم گفت که باید خودت دقت بیشتری داشتی واحازه نمی‌دادی تا این اتفاق بیفتد اون روش خودش رو انجام داده واین تو بودی که باید حواست جمع بود و خودت رو مقصر بدون ومسولیت سهل انگاری تو به عهده بگیر بعدازاون من سعی میکردم به همین روش عمل کنم و بیشتر جاها اگر برایم اتفاق ناگواری و نادرستی میفتاد بیشتر خودم رو مقصر میدونستم و سعی میکردم ببینم کجا ایراد داشتم 

      تنها در یه مورد این کار رو نکردم در مورد چاقی بود اصلا به ذهنم نمی اومد که باید مسولیت چاقی خودم رو هم به همین شکل برعهده بگیرم که شاید الان فردی متناسب بودم

      واقعا تجربه این که همه چی رو خودت به عهده بگیری وقبولش کنی کار درستی هست وقتی شرایط انسان خوب نیست وهمش گله و شکایت از خدا و دیگران می‌کنه به هیچ عنوان اون شرایط درست نمیشه فقط باید از درون شروع بشه تغییر همیشه از درون باید شکل بگیره بعد نتیجه بیرونی خواهد داشت 

      یادمه دوستی داشتم همیشه از اوضاع خودش شاکی بود چند روز پیش بهم زنگ زد بازهم همون شرایط و گله گزاری بهش گفتم اگر یه چیزی با بگم گوش می‌کنی تا اوضاعت بهتر بشه گفت باشه هرچی که تو بگی 

      گفتم حالا که تو نمیتونی اطرافیان و مسولین و کشور و اینا تغییر بدی بیا خودتو تغییر بده این کار رو که میتونی بکنی چون شخصی هست دیگه افکار و رفتار خودت رو تغییر بده یعنی کارهای که در گذشته انجام میدادی رو انجام نده ونتیحه اش رو ببین 

      همه ما اگر واقعا بتونیم این کار رو انجام بدیم به نظر من بهترین شرایط رو خواهیم داشت یه ضرب المثلی هست که از کوزه هرآنچه طراوت که در اوست یعنی اون چیزی که در افکار وذهن ما هست همون از ما بیرون میزند واین خود ما هستیم که میتونیم‌تا حدود بسیار زیادی سرنوشت خودمون رو تغییر بدیم 

      این کلمات و نوشته‌ها در تمامی موارد زندگی صدق می‌کنه در مورد چاقی هم به همین صورت هست وقتی وارد سایت لاغری با ذهن شدم و به آگاهی رسیدم افکار و رفتارم عوض شد یعنی اول افکارم تغییر کرد و بدنبالش شاهد تغییر اتی در رفتارهام‌شدم وقتی ذهن من با جسم من همسو باشه نتیجه فوق العاده میشه در زندکی دنیایی هم همین هست اگر خاسته من با اراده خداوند همسو باشه آنچه در ذهن دارم مثبت اندیشی باشه همون در زندگی من خودش رو نشون خواهد داد احساس خوب داشتن در مورد همه اتفاقات نتیجه اش در روند زندگی ما تاثیر گذار هست این نگرش ماهست که عکس العمل های بیرونی در ما ایجاد می‌کنه افرادی که قدرت تغییر ذهن خود را داشته باشن و بهش ایمان داشته باشن در بیرون زندکی خود تغییرات چشمگیری را خواهند دید 

      ونگرش جدیدتر من این هست که برای افرادی که سالها در به حالت بودن و مانند آب راکت بودن خیلی دلسوزی میکردم و میگفتم اینا بیچاره و گناه دارن ولی نگرش من دیگه عوض شده ومیگم‌که اینها خودشون این شرایط رو خاستن ودوست داشتن خوب به همین شکل هم تا ابد زندگی خواهند کرد 

      همه انسانها لیاقت خوب زندگی کردن رو دارند همه انسانها در پیشگاه خداوند یکسان هستن ونعمت ها ی خداوند برای همه رایگان هست فقط باید خودشون همت کنند ودرخاست کنن و در جهت اون خاسته شون اسرار و پافشاری کننن تا صاحبش بشن 

      خدارو سپاسگزارم برای رسیدن به این آگاهی ها و همچنین از استاد بزرگوار م‌تشکر میکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۳/۰۵/۱۵ ۰۱:۰۶
      مدت عضویت: 621 روز
      امتیاز کاربر: 13395 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 233 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و مهربان.

      سلام استاد بزرگوار و همه عزیزان.

      چقدر این فایلهای زندگی با کمک خداوند عالی هست چقدر وقتی جامه عمل پوشانده بشه زیباتر خواهد شد و زندگی دگرگون میشود. تغییر سخته اما وقتی ایجاد بشه عالی از زمانی که با مباحث قانون جذب آشنا شدم و زندگی خودمو تغییر دادم نگاه به گذشته ام که میکنم میبینم وای چقدر الان عالی تر شدم چقدر خدا را بهتر حس میکنم چقدر احساس لیاقتم بیشتر شده نمیدونم شاید بیست و دو سال از زندگی ام به تباهی گذشت و سه سالی که با قانون جذب آشنا شدم بهترین هست تغییر اوایل سخت بود ولی انجام دادم نوشتم و بهتر و بهتر شدم اگر بخوام نسبت به گذشته خودم نمره بدم از صفر تا صد گذشته من صفر بود ولی الان ده هستم و جا داره که روز به روز تغییر کنم و بهتر و بهتر بشوم و به سمت کمال قدم بردارم.

      چقدر بعد از این تغییر حرفهای مردم بی اهمیت شد برام.

      چقدر بعد از این تغییر احساس خوب برام مهم شد احساس بد کمرنگ شد. یاد گرفتم حتی در بدترین شرایط مالی حسمو خوب نگه دارم یاد گرفتم سر هر چیز کوچکی غر نزم ناراحتی نکنم حرفهای خوب بزنم فکرای خوب بکنم و خلاصه بهتر و بهتر بشم 

      خدا را شکر بابت همه چیز و بابت این فایلهای زیبا سپاس از شما بزرگوار

      تغییر ذهنی مهمترین تغییری هست که باید در زندگی ایجاد شود. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mehrdad Zabihi
      ۱۴۰۳/۰۵/۰۶ ۰۸:۱۷
      مدت عضویت: 2311 روز
      امتیاز کاربر: 136698 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,669 کلمه

      جمعه بیست و ششم جولای بیست بیست و چهار:

      من به قدرت تغییر ذهن خود ایمان دارم – قدم بیست

      سلام و درود به همه دوستان و همراهان مسیر تغییر

      اینقدر آگاهی های این جلسه بسیار زیاد بود که وقتی به خلاصه برداری کردم ، دیدم که همه جملات را باید بنویسم

      برداشت من از این جلسه: این جلسه یک پکیج کامل خوشبختی و سعادت و آرامش در زندگی مون هست و اگر بهشون در حد توان مون عمل کنیم نتیجه ای فراتر از انتظارمون را خواهیم گرفت

      از قدرت ذهن که بسیار بیشتر از توانایی فیزیکی مون هست صحبت شد.

      من خودم ادمی بودم که اصلا به مسایل ذهنی اعتقادی نداشتم و مسیر موفقیت را از تلاش زیاد و خوش شانسی میدانستم بعد از شروع دوره لاغری با ذهن و دیدن نتایج فراتر از انتظارم که کوچکتربن اونها کاهش وزن بود کم کم به قدرت ذهنم ایمان آوردم و متوجه شدم که همون تصوری که من از خودم در ذهنم بسازم را جهان در زندگی واقعی ام ایجاد میکندو همین الان هم با گرفتن نتایجی مثل پیدا کردن کار در محیط جدید و خرید خانه و ماشین ایمانم قویتر شده است و البته درس های بسیار بزرگی هم گرفته ام که اگر تلاش نکنم و ادامه ندهم و ورودی های ذهنم را کنترل نکنم همین شرایطی که دارم، بد و بدتر میشود

      راجع به قدرت ذهن اینکه من در افکارم همیشه داستان سازی میکزدم که کسی حق من را خورده است و توی ذهنم حق خودم را میگرفتم و احساس قربانی شدن میکردم و دقیقا همیشه، موقع رانندگی یک عصبی و بی ملاحظه بود که فقط جلوی من می پیچید تا دوباره همان احساس بهم دست بدهد و یا پول پروژه هایی که انجام داده بودم را بهم نمیدادند و شرکت حقوق نمیداد و … 

      جدید ترین اتفاق هم اینکه یکی از آشنایان برای مهاجرت اقدام کرد و با اینکه خیلی مدارک کاملی داشت ولی بار اول ریجکت شد و باهاش که صحبت کردم کلی باورهای غیرسازنده و نادرست راجع به مهاجرت و ترس از مواجه شدن با مشکلات و ترس از تنهایی داشت، و بار دوم با مدارک بسیار کاملتر هم اقدام کرد و همونجوری که پیش خودم حدس میزدم باز هم مجددا ایشان ریجکت شد! چون قانون بدون تغییر خداوند در همه جا و برای همه افراد صدق میکند

      یکی از آشنایان قصد تغییرات کوچکی در سرویس بهداشتی منزلش را داشت، این فرد همیشه نگران وضعیت مملکت و اقتصاد و سلامتی و … خودش و خانواده اش هست؛ در حین تغییرات کلی ایده های جانبی به ذهنش رسید که باعث شد کار گسترش پیدا کند و از همه مهمتر اینکه کلی کارهای ساختمانی ایشان و پیمانکارانی که برایش کار میکردند ایشان را اذیت کردند و بدقولی کردند و هر وقت هم که باهاش صحبت میکردم میگفت اینجا همینه دیگه ! وضعیت درست نمیشود!  بیشتر از سه هفته حمام و سرویس قابل استفاده نبود!

      همینکه من دوره زندگی با کمک خداوند را آغاز کردم بعد از استمرار و ادامه دادن من توانستم چند تا پروژه خارج از شرکت بگیرم. در عرض هشت سال گذشته من دو تا پروژه انجام داده بودم و در عرض یکماه سه تا پروژه انجام دادم که خود کارفرما بیشتر از من تمایل داشت که پولم را بهم بدهد. حتی یکی از کارفرماها که خیلی سر هزینه های کار چانه میزد بعد از اتمام کار بلافاصله بیست و پنج درصد بیش از مبلغ توافق شده را واریز کرد و وقتی بهش اطلاع دادم گفت ایراد نداره! توی پروژه بعدی برایم کمتر واریز میکند

      اینها از توان فیزیکی من و عقل خودم خارج بوده است و اینهمه نتایج فقط بواسطه تغییر افکار و ذهنم هست

      در رابطه با سوال چهارم، تغییر کردن برای من اگر از مسیر صحیحش نروم بسیار سخت و طاقت فرسا هست  ولی در این دوره زندگی با کمک خداوند و‌ دوره لاغری با ذهن چون داشتم از اصول اینکار پیروی میکردم نتایج فراتر از انتظارم بوده است و اینکه متوجه شدم هنوز خیلی مقاومت در برابر تغییر دارم و اینکه وقتیکه خودم میخواهم مسیری را بروم نیاز با انگیزه و شور و اشتیاق دارم که بعد از مدتی سرد میشوم و نمیدانم که چجوری انرا ادامه بدهم.این را اینجا نوشته ام چون اینان دارم که تا بزودی در همین دوره پاسخ این سوال را بدست می اورم 

      مهرداد سابق همیشه در مقابل بعضی تغییرات مقاومت داشت مثلا کوچکترین تغییر مبلمان منزل. و در مقابل بعضی موارد اصلا مقاومتی نشان نمیدادم بلکه با ذوق و شوق آن کار را انجام میدادممثلا وقتیکه در ایران تصمیم گرفتم که از شرکت بیاییم بیرون و برای خودم کار کنم سالها طول کشید تا انرا عملی کنم ولی بالاخره انرا انجام دادم و دوستانم که هنوز در اون شرکت هستند هنوز هم از شرایط شان ناراضی هستند.  و یا در همین شرکت قبلی که همه چیز برایم در بهترین حالت ممکن بود تصمیم گرفتم که تغییر کنم و خودم را وارد چالش جدیدی کنم و اینکارو انجام دادم و چون خودم خواستم مسیر برایم سخت نبود و البته پر فشار بود ولی همین دوره خیلی بهم کمک کرد که نجواهای ذهنی ام را کنترل کنم و ادامه بدهم. 

      حتی در زمانی که برای مهاجرت اقدام کردم و یا حتی بعد از مهاجرت هم افراد زیادی از آشنایان بودند که فقط دوست داشتند مهاجرت کنند ولی هیچ اقدامی برای تغییر نمیکردند.

      علت تداوم شرایط در زندگی در حالت خوب کنترل ذهن و ورودی های ذهن و در حالت بد هم عدم کنترل ذهن و عدم کنترل ورودی های ذهنی هست 

      علت تداوم هر شرایطی ورودی ها و اطلاعاتی هست که در اون رابطه وارد ذهن مان میکنیم و اونها را تکرار و مرور میکنیم و پیش فرضهای ذهنی مان را میسازیم 

      مثلا من در زمینه لاغر شدن، فقط به رژیم و ورزش سخت اعتقاد داشتم و چون اصلا نمیتوانستم یک رژیم را چند روز پشت سر هم ادامه بدهم و یا چند روز منظم ورزش کنم برایم طبیعی و بدیهی بود که لاغر نشوم  ولی وقتی با لاغری با ذهن آشنا شدم، و طی تمرینات این پیش فرضهای ذهنی ام تغییر کرد و در همون وضعیت و شرایطی که بودم توانستم کاهش وزن داشته باشم

      کار ذهن و یا مغز حفظ حالت موجود و بقای ما هست و هر گونه تغییراتی در وضعیت موجود با مخالفت ذهن مواجه میشود! حالا  برای همراه کردن ذهن باید موافقت اون را جلب کنیم و باید نتیجه و مسیر را برایش خوشایند کنیم . تمرین نوار زمان در دوره لاغری را در این مورد بسیار تاثیر گزار میدانم. 

      در رابطه با تغییر موقت و یا دایمی ذهن، مثلا وقتیکه من رفتاری را ناپسند و غیراخلاقی بدانم، بهیچوجه انرا انجام نمیدهم. چون تاییدی که در صورت عدم انجام آن کار ناپسند میکرفتم برایم بسیار لذت بخش بود ( چه توسط دیگران تایید میشدم و یا اینکه خودم به خودم افتخار میکردم)  

      خیلی تغییرات هم موقتی بود، مثلا من مدت زیادی دوره لاغری را کار کردم و کاهش وزن داشتم و الان میبینم که کم کم رفتارهایم دارد بصورت دوران چاقی برمیگردد و این نشان میدهد که اون تغییرات ذهنی در زمینه لاغری هنوز موقتی هستند که باید روی خودم کار کنم. 

      در رابطه با تاثیر قدرت ذهن در لاغری، واقعا نمیدانم که چجوری لاغر شدم و دقیقا چیکار کردم که لاغر شدم و من فقط تمرینات دوره را انجام دادم و تمام مواردی که استاد فرمودند را بدون استثنا انجام دادم و بعد کم کم نتیجه رخ داد و این نتیجه بسیار فراتر از انتظارم بود که کاهش وزن گوچکترین دستاوردم بود، و اخلاق و رفتار من در تمام جنبه های زندگی تغییر کرد و آرامش عجیبی  پیدا کرده بودم 

      همین چند روز پیش مساله ایجاد شد و بحث ناخوشایندی شروع شد که وقتی صحبت بسمت سرزنش کردن من کشیده شد ، اعلام کردم که ادامه این بحث هیچ کمکی به حل این مساله نمیکند و بهتره که در زمان مناسبتری بحث را ادامه بدهیم. ممکنه که اونها ناراحت شده باشند ولی حداقل من توانستم برخلاف قبل آرامش خودم را حفظ کنم 

      در رابطه با اشتباه کردن، من خودم را بشدت قضاوت میکنم و ترس از اشتباه کردن دارم و بنابراین کار را انجام نمیدهم مگر اینکه صد در صد به نتیجه آن ایمان داشته باشم 

       ولی چون هیچ چیز کامل نیست با کوچکترین اشتباهی ، نجواهای ذهنی ام شروع میشود و توی این دوره یاد گرفتم که این زمان را کمتر و کمتر کنم.  

      چند روز پیش بخاطر اشتباهی خودم را سرزنش کردم و افکار منفی توی ذهنم رژه میرفت و داستان سازی میکردم و در همه اونها احساس قربانی شدن بهم دست میداد، و هرچند با سرگرم کردن خودم نجواهای ذهنی را کنترل میکردم ولی وقتی که کاری برای انجام نداشتم و یا حتی موقع رانندگی اون افکار و داستان سازی ها دوباره در ذهنم ایجاد میشد و و خداراشکر با کمک چند تا فایل رایگان و نیز همین جلسه این حالت در کمتر از سه روز ادامه داشت و بعد هم با تکرار و یاداوری جملاتی که در هر جلسه این دوره یاد گرفتم و مرور خاطراتی از زندگی خودم که توانستم از شرایط بسیار بد به این جا که هستم برسم بهم کمک زیادی کرد تا دوباره به توانایی های خودم در رابطه با خلق زندگیم ایمان بیاورم و بلند شوم و ادامه بدهم 

      تغییر نگرش ها بصورت بنیادین فقط با ورود اطلاعات مناسب در اون زمینه و تکرار اونها و عدم ورود اطلاعات نامناسب به ذهن صورت میگیرد و وقتی که به اندازه کافی اطلاعات صحیح وارد ذهن شد کم کم رفتارمون تغییر میکند و از هر ده تا مورد رفتار اشتباه ، در دو مورد میتوانیم مچ خودمان را بگیریم و وقتی که کنترل ورودی های ذهنی و ورود اطلاعات مناسب را ادامه بدهیم کم کم تعداد اشتباهات ما کمتر و کمتر میشود ولی نباید انتظار این را داشته باشم که تا آخر عمرم در اون زمینه اشتباه نکنم بلکه فقط تلاش کنم که خودم را بپذیرم و به خودم حق بدهم و کمتر اشتباه کنم 

      این چند تا فایل اخیر رایگان مثل مجازات خشم فوق العاده در درک این مبحث بهم کمک کرد

      در رابطه با موضوع این جلسه هم دو تا فایل فوق العاده عالی  «اصلاح منطق ذهن چاق قسمت اول و دوم» برای من مرور مطالب همین جلسه بود با این تفاوت که اونجا ایتاد مثالهای بسیار بیشتری را بیان کردند  

      منتظر خبرهای عالی من باشید 

      شاد و رو به رشد باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار arezooo.drp
      ۱۴۰۳/۰۴/۰۸ ۱۶:۱۲
      مدت عضویت: 1924 روز
      امتیاز کاربر: 54693 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,534 کلمه

      به نام انرژی برتر جهان هستی 

      به نام خدایی که قدرت تغییر زندگیمان در دستان خودمان قرار داده است.

      ذهن قدرت خارق العاده دارد اگر در اینترنت سرچ کنید بینهایت از قدرت ذهن تعریف کرده اند و کلی اساتید قانون جذب هست از جذب پول گرفته تا جذب سلامتی و جذب ماشین دلخواه و خونه دلخواه و همه از قدرت ذهن می آیند و ما هم برای اینکه به خواسته هایمان برسیم عضو تمام این کانال ها و سایت های موفقیت می‌شویم و چند ماه میگذره و نتیجه حاصل نمی‌شود و با خودمون فکر می‌کنیم که این راه هم برای من جواب نمی‌دهد چرا چون ما دوست نداریم حرکت کنیم بلکه دوست داریم در همین فرکانس و با طرز رفتار و نگرش و افکار که الان داریم به خونه دلخواه و جذب ملیاردها پول و ماشین دلخواه برسیم و نمیریسم چون یاد گرفتیم که اگر خواسته ای داریم سر جای خودمان با خواندن نماز و قرآن و انواع دعاها به خواسته هایمان برسیم حالا همان ورژن سرجای خود ماندن و درخواست کردن رو آوردیم در گوش دادن به فایل ها حالا چه فایل های لاغری باشه، چه فایل های ثروت و یا هر فایل دیگر و چندین مدت میگذره و تغییری در جسم و نه در محیط اطراف ما مشاهده میشه چون ما حرکت نکردیم خداوند آرزوها را به سمت ما نمی آورد بلکه ما باید به سمت آرزوهایمان حرکت کنیم.

      بیل گیتس یا استیو جابز یا کریس رونالدو یا مسی هر روز که فایل های موفقیت و انگیزشی گوش ندادند ما یک فامیل داریم که سواد ندارد و ثروتمندترین مرد شهرمان هست چون آنها از روزی باور کردند که می‌تواند تغییر کنند و هر روز با یک گام عملی و یک فکر جدید باور ایجاد شد که می‌توانند و بعد فکر بعدی و قدم بعدی و باور جدید و ادامه دادند تا به بهترین مرحله از ثروت یا هر چیزی که مورد علاقه خودشان بود برسند.

      پس قدرت ذهن هست و بینهایت مثال می‌توان در جهان اطراف دید از پیشرفت تلویزیون ها گرفته که از سیاه و سفید به چه سطحی رسیدند تا پیشرفت یخچال‌ها و موبایل ها و کامپیوترها و ماشین ها و هر روز این پیشرفت ها در حال بهتر شدن است و این بهتر شدن ها و پیشرفت ها از قدرت ذهن نشات می‌گیرد.

      ما زمانی که دررمسیر لاغری قرار گرفتیم و بارها رژیم گرفتیم و ورزش انجام دادیم و لاغر شدیم اگر لاغر شدنمان را باور کرده بودیم شاید لاغر می‌ماندیم ما نمی‌توانیم باور کنیم که می‌توانیم تغییر کنیم و این تغییر برای ما نیز می ماند، انگار از تغییر کردن می‌ترسیم همین که در حساب ما یک میلیون اومد بعد شد ۲ و ۳ و ۴ و ۲۰ میلیون انگار ترس ما هم بیشتر میشه و با خودمان می‌گویم نکنه هکمون کنند و نکنه حساب ما رو خالی کنند انگار  شرایط مالی  بهتر شدن رو با ترس قبول می‌کنیم و از این تغییر شرایط مالی مان می‌ترسیم و یهو کل حساب پولی خودمان رو خرج خرید وسایل بیهوده می‌کنیم و انگار خیالمان از اینکه حسابمان خالی شد راحت می‌شود و با خودمان می‌گویم چه بهتر شد که پولم رو دادم فرش و مبل جدید خریدم بهترین کار این که پول رو تبدیل به وسیله کنی خیلی بهتره ولی در عمق وجودمان از پول زیادی داشتن ترس داریم،

      بله تغییر کردن ترس داره، حتی بچه ای که بدنیا میاد اولش گریه میکنه چون وارد یک محیط جدید برای تغییر کردن شده است و کافی که بپذیرم که ترس داشتن هم بخشی از وجود ماست و شاید ترس داشتن در خیلی از موارد برای ما مزایایی داشته است وقتی وجهه ترسو بودن خودمان رو بپذیرم خیلی راحت تر میتونیم وجه شجاع بودن خودم رو هم قبول کنیم چون خداوند از خلقت ما راضی است وقتی خداوند در همه حال از،ما راضی است پس باید ما هم از خودمان راضی باشیم و تمام خصوصیات و ویژگی های خودمان رو بپذیریم و بعد کم کم وجهه مقابل رو هم تجربه کنیم.

      در مسیر لاغری با ذهن اول مسئولیت چاقی خودمان را قبول کردیم،بعد وجه چاقی خودمان را پذیرفتیم و با اون در صلح قرار گرفتیم و ترس مان از،مواد غذایی کمتر شد و کم کم تغییر کردن رو در خودمان قبول کردیم و با تغییر افکار هر روز یک قدم به سمت لاغری حرکت کردیم روز بعد یک فکر جدید یک حرکت جدید و باورپذیری اینکه من هم توانایی لاغر شدن رو دارم و بعد از مدتی بدون اینکه متوجه شده باشیم دیدم سایزمان عوض شد و لباس هایمان آزادتر شدند و از این تغییر خوشحال شدیم و در مسیر استمرار داشتیم و بهتر هم شدیم و اگر مسیر لاغری با ذهن رو رها کنیم بعد از گذشت چند ماه کم کم دوباره اضافه وزن شروع میشود چون هنوز فرمول های ذهنی لاغری پیش فرض اصلی وجودمان نشده است بلکه باید بدون عجله کردن در مسیر باشیم تا فرمول های لاغری پیش فرض اصلی وجودمان بشوند و حالت تناسب اندام در وجود ما ثابت شود و ترس ما از دوباره چاق شدن کمرنگ شود.

      زمانی که ویروس کرونا وارد شد همه از این تغییر ترسیدند و خیلی ها که نتوانستد خودشان را با این تغییر هماهنگ کنند و فوت شدند خیلی ها هم مثل  شرکت دیجی کالا و آمازون و علی بابا بیشترین فروش سال خودشان را تجربه کردند پس باید از تغییر کردن استقبال کنیم.

      من زمانی که با استفاده از تغییر فرمول های ذهنی ام تونستم به اندام دلخواهم برسم این باور در من ایجاد شد که خداوند هیچ سرنوشت از قبل تعیین شده ای برای من قرار نداده است بلکه من رو برای کسب تجربیات بیشتر وارد این دنیای مادی کرده است و جرات این را پیدا کرده ام که من میتوانم به خواسته های دیگر نیز برسم بدون عجله کردن و با قدم برداشتن های کوچک و صد البته حرکت کردن و یک آرامش در من بوجود آمد و کم کم فرمول های ذهنی ام عوض شد و عادت های خودم را تغییر دادم از نخوردن های بی مورد شروع شد دیگه هر چی به من تعارف میکردند میگفتم میل ندارم، وقتی پدرم یا شوهرم اخبار گوش میداند من واکنش نمیدادم و میگفتم علاقه مندی آنهاست و من هم میرفتم دنبال علاقمندی خودم، کاملا طرز لباس پوشیدنم عوض شد، به حرف هایی که دیگران راجع به نقص ها یا ویژگی های بد وجودی ام بهم میگفتن دیگه بهم برنمی خورد چون من خودم رو با تمام خصوصیات و ویژگی هایم پذیرفته بودم حالا چه خوب یا چه بد و داشتم تلاش میکردم که بهتر شوم ولازم نمیدیم که برای دیگران توضیح بدهم همین که خودم میدانستم میخواهم بهتر شوم برایم کافی بود، دیگه دنبال جلب توجه نبودم مثلا من هم عروسم از رنگ سبز بدش میاد و جالب اینکه من بیشتر لباس هام رنگشان سبز و دیگران وقتی میخوان اون رو ببینن سعی میکنن این رنگ رو نپوشن ولی من اصلا برام مهم نیست اگه دوست باشم اون رنگ رو میپوشم اگر نه نمیپوشم یعنی اولویت اول احترام گذاشتن به روح درونی خودم هست که چه انتخابی دوست دارد نه دیگران چون هر چقدر به روح درونی و انتخاب درونی ارزش بیشتری بگذاریم وجود ما بزرگتر میشود و صد البته انتخاب های ما هم بهتر میشود و در مسیر بهتر شدن نیز حرکت میکنیم، بعد شروع کرده ام به محکم صحبت کردن در جمع ها چه خانوادگی چه برای خرید چه هر جایی شاید اولش صدام ضعیف بود شاید هم در صحبت کردن کلمات رو اشتباه گفته باشم ولی مهم نیست من خودم رو قبول کرده بوده ام و دوست داشتم وجهه مقابل رو هم تجربه کنم و کم کم در صحبت کردن بهتر شده ام، رفتارم با شوهرم و اطرافیان بهتر شد و رفتارم با شوهرم عاشقانه تر شد و از نطر مالی بهتر شده ام و کلی تغییرات بزرگ و کوچک در من ایجاد شد که باور کرده ام همه از تغییرات ذهن من شروع شده است و در جسم من و دنیای اطراف من خودش را نشان داده است و چقدر که روی افکار و نگرشم و ترک عادت های گذشته ام بیشتر کار کنم وارد محیط فرکانسی بالاتر و تجربیات بیشتر و بهتر میشوم و این تغیبر کردن رو باید ادامه دهم تا کی ؟؟؟

      تا ابد 

      چون این تغییر کردن برای ما خیلی مزایا دارد و پاداش های بالاتری را از منبع الهیی دریافت میکنیم.

      اگر در مسیر تغییر کردن و تغییر فرمول های ذهنی گاهی دچار اشتباه میشویم نباید لیز بخوریم و پس بکشیم بلکه برعکس باید خودم را بپذیرم و سعی کنم خودم را بهتر کنم.

      از آنجائییکه که ذهن جایگاه شیطان است و همین که ما میخواهیم تغییر کنم انگار مخالفت هایی را دریافت میکنیم چون شیطان دوست ندارد ما تغییر نکنیم و در همین جایگاه فعلی خودمان بمانیم و اون هم اثبات کند که ای خدا ببین چه بشر بی عرضه ای خلق کرده ای پس گام اول برای تغییر کردن فرمول های ذهنی پذیرفتن خودمان با تمام خصوصیات بد و خوب است و با خودمان بگویم که من شاهکار خلقت هستم و خداوند از من راضی است و در مسیر تغییر کردن اگر اشتباه کردم اشکال نداره چون دارم به سمت بهتر شدن میروم و در مسیر ناامید نشوم و از شرایطی که دارم گله و شکایت نکنم و فقط سعی کنم کمی بهتر شوم و ادامه دهم کم کم نجوای ذهنی کم میشود و در ادامه مسیر ذهن هم همراه ما میشود و نتایج پررنگ تر و قدرتمند تر میشوند.

        

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم